پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه P.G 🇮🇷
Статистикаhttps://www.cmess.ir
- Последний пост
- 8 июл.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Экономика (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
اهداف پاکستان از میانجیگری صلح بین ایران و آمریکا 🖊 به قلم: دکتر ویدا یاقوتی ، کارشناس مسائل پاکستان و افغانستان کنش پاکستان در جهت ایفای نقش میان ایران و ایالات متحده را نمیتوان به یک ابتکار دیپلماتیک مقطعی یا محدود فروکاست. این نقش حاصل برهمکنش مجموعهای از ملاحظات امنیتی، ضرورتهای سیاست خارجی، دینامیکهای رقابت منطقهای و محاسبات اقتصادی بلندمدت است؛ امری که تحلیل آن را ناگزیر به فراتر رفتن از نمودهای ظاهری دیپلماسی و تمرکز بر منطق و محاسبات راهبردی میسازد. جایگاه جغرافیایی پاکستان در مجاورت ایران، پیوندهای تاریخی و فرهنگی با جهان اسلام و همچنین روابط متغیر آن با ایالات متحده، شرایطی را پدید آورده است که اسلامآباد بتواند خود را بهعنوان یکی از بازیگران بالقوه مؤثر در کاهش شکافهای ارتباطی میان تهران و واشنگتن معرفی کند. پیوندهای جغرافیایی و امنیتی میان ایران و پاکستان موجب شده است که فراز و فرود روابط تهران و واشنگتن در محاسبات راهبردی اسلامآباد جایگاهی ویژه پیدا کند. هرگاه تنش میان دو طرف افزایش یافته، نگرانیها درباره تأثیرات سرریزگونه بحران بر محیط امنیتی پاکستان نیز تشدید شده است؛ نگرانیهایی که ریشه در آسیبپذیری برخی مناطق مرزی، تحرک شبکههای فراملی و ظرفیت محدود دولت برای کنترل تمامی پیامدهای ناشی از بیثباتیهای منطقهای دارد. در چنین بستری، کاهش تنش میان ایران و ایالات متحده با الزامات امنیتی پاکستان پیوندی مستقیم پیدا میکند و به بخشی از تلاش این کشور برای صیانت از ثبات داخلی و کنترل مخاطرات ناشی از محیط پیرامونی بدل میشود. بلوچستان در این میان نمونهای گویا از تلاقی امنیت داخلی و تحولات ژئوپلیتیکی منطقهای است؛ جایی که هرگونه دگرگونی در موازنههای امنیتی پیرامون ایران میتواند بازتابی فراتر از مرزهای ملی داشته باشد. 🌐 متن کامل این نوشته هماکنون در وبسایت پژوهشکدهٔ مطالعات پیشرفتهٔ خاورمیانه قابل مشاهده است. https://www.cmess.ir/Page/View/2026-07-12/11632
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
🌺 سلام به اعضای عزیز کانال پژوهشکده ؛ از آنجا که چاپ کاغذی و توزیع دستی محصولات اخیرالانتشار پژوهشکده ، پرهزینه و دشوار هست و برخی نویسندگان ، مقیم خارج از تهران و کشور هستند ، بدین ترتیب ، نسخه الکترونیک محصولات مذکور ( کتاب ، مجله و رهنامه ها ) همین جا منتشر می شود. امید که دبیران محترم و تهیه کنندگان به نویسندگان گرامی برسانند. گفتنی است حسب رویه ، از هفته آینده ، مدیریت این گروه و نیز کانال مرکز و گروه یک پلاس ، به نماینده منتخب آقای دکتر برزگر یعنی دکتر محسن ( میلاد )مصطفوی منتقل می گردد.
درباره نظم نوین غرب آسیا 🖊 به قلم: دکتر سید حسین موسوی ، رئیس مرکز پژوهش های علمی و مطالعات استراتژیک خاورمیانه به نظر می رسد جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه ایران نقطه عطفی را در تاریخ معاصر ایجاد کرد، با این مضمون که خاورمیانه جدیدی در حال بازآرایی است که با آنچه که آمریکا و اسرائیل اراده کرده بودند، بسیار متفاوت خواهد بود.اکنون آشکار شده است که جنگ تحمیلی به نتیجه مطلوب اردوگاه غرب نرسید و اهداف آنان برای براندازی ، تغییر و تسلیم جمهوری اسلامی ناکام ماند آنچه که از سوی غرب به ویژه آمریکا و اسرائیل تحت عنوان خاورمیانه جدید مدتها بود که بازاریابی می شد ، پس از جنگ تحمیلی خریداران خود را از دست داد و پیوستن کشورهای عربی و اسلامی به توافق ابراهیم اکنون به طنز تلخی تبدیل شد. حمله به ایران و یکجانبه گرایی و یکه تازی آمریکا و اسرائیل که با بی اعتنایی به سرنوشت هم پیمانان خود در جهان عرب و به ویژه کشورهای حاشیه خلیج فارس همراه بود، درس بزرگی را به کشورهای عربی و اسلامی آموخت اینکه آمریکا به دلیل پیروی کورکورانه از رژیم صهیونیستی نمی تواند شریک پایدارو قابل اعتمادی باشد.از سوی دیگر رژیم اسرائیل با تغییر آشکار در استراتژی امنیت ملی خود از باز دارندگی به سوی هیمنه و سلطه راهبردی بر محیط پیرامونی خود و با اعلام تمایل به تغییر نقشه ژئوپلتیک منطقه ای تحت عنوان اسرائیل بزرگ، که از سوی جناح افراطی ، راست گرا و راست کیش اسرائیل مطرح می شد تقریبا برای همگان در خاورمیانه روشن کرد که این رژیم نه فقط با جمهوری اسلامی ایران بلکه با کشورهای عربی و اسلامی ذاتاً دشمنی دارد. در نقشه اسرائیل بزرگ که از سوی استراتژیست های اسرائیلی نظیر"ادید دعنون" طراحی شده و از سوی نتانیاهو و دولت راستگرای کنونی دنبال می شود، کشورهای عربی در محیط پیرامونی رژیم صهیونیستی برای تضمین برتری اسرائیل تجزیه خواهند شد. ایران ظرف کمتر از دو 🌐 متن کامل این نوشته هماکنون در وبسایت پژوهشکدهٔ مطالعات پیشرفتهٔ خاورمیانه قابل مشاهده است. https://www.cmess.ir/Page/View/2026-06-06/11629
🗂 اندیشکده پراجکت سیندیکیت | بهای هرمز چقدر است؟ چهار سناریو برای تنگه؛ سه معما برای ترامپ ✍ «سایمون جانسون» و «امیر کرمانی» 🔰چکیده این گزارش راهبردی با تمرکز بر تغییر ساختاری موازنه قدرت در خلیج فارس، نشان می دهد که ایالات متحده دیگر کنترل مطلق و سنتی خود را بر این پهنه ژئوپلیتیک از دست داده است. در این راستا، ایران اکنون با استفاده از تهدید نامتقارن پهپادهای ارزان قیمت، اهرم فشار بسیار قدرتمندی برای انسداد شریان انرژی در تنگه هرمز در اختیار دارد. نویسندگان چهار سناریوی محتمل را برای آینده این بحران پیچیده ترسیم می کنند: ◇ نخست میانجی گری چین با شرط دریافت امتیازات کلان ژئوپلیتیک مانند تایوان، ◇ دوم حمله نظامی گسترده آمریکا که صرفا به بی ثباتی وسیع منطقه ای می انجامد اما هسته اصلی تهدید پهپادها را از بین نمی برد، ◇ سوم خروج کامل آمریکا از منطقه با پذیرش یک شکست راهبردی تمام عیار، ◇ و چهارم یک آتش بس شکننده و پر نوسان که محتمل ترین گزینه است. در این میان، دونالد ترامپ با یک معمای غیر قابل حل سه وجهی روبرو است: ◇ متوقف کردن برنامه هسته ای ایران، ◇ تضمین بازگشایی دائمی تنگه هرمز، پ ◇ و جلوگیری از تسلط پکن بر تایوان، که دست یافتن همزمان به تمام این اهداف عملا غیر ممکن به نظر می رسد. در تمامی این سناریوها، مسکو برنده پنهان و اصلی میدان است، چرا که با افزایش چشمگیر قیمت جهانی نفت و فروش مستمر تسلیحات به تهران، ماشین جنگی خود را در جبهه اوکراین به راحتی تامین مالی می کند. جمع بندی نهایی اندیشکده بر این گزاره تحلیلی استوار است که عصر هژمونی و تسلط بلامانع آمریکا بر خلیج فارس برای همیشه به پایان رسیده است و نظم منطقه ای آینده بسیار مبهم تر و چند پاره تر خواهد بود؛ نظمی نوین که در آن عبور مرور از تنگه هرمز تنها به صورت مشروط، شکننده و موقتی امکان پذیر خواهد بود و این واقعیت تلخ، اقتصاد جهانی را در وضعیت هشدار دائمی قرار می دهد. 🔑 نکات کلیدی ◇ پایان هژمونی آمریکا: عصر تسلط انحصاری واشنگتن بر خلیج فارس به پایان رسیده و موازنه قدرت به نفع اهرم های نامتقارن منطقه ای تغییر کرده است. ◇ معمای راهبردی ترامپ: کاخ سفید باید از بین توقف برنامه هسته ای ایران، بازگشایی تنگه هرمز و حفظ تایوان، حداقل یکی را فدای اهداف دیگر کند. ◇ برنده پنهان بحران: تداوم بی ثباتی در خاورمیانه و افزایش قیمت جهانی انرژی، مستقیما ماشین جنگی روسیه را در اروپا تامین مالی می کند . #تنگه_هرمز #دانشاندیش @Baznegah1 | project-syndicate 💠 گزیدهی اخبار و تحلیلها | همراه با منبع
پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه P.G 🇮🇷 pinned «آدرس صفحه مرکز مطالعات استراتژیک خاورمیانه در اپلکیشن بله http://ble.ir/imessiran»
آدرس صفحه مرکز مطالعات استراتژیک خاورمیانه در اپلکیشن بله http://ble.ir/imessiran
اکنون آنها در مرحله تصمیم گیری برای انتخاب بین ایران و آمریکا هستند و احتمالا سرنوشت محتوم آنها این است که روابط با ایران را به دلیل جبر جغرافیایی و آسیب پذیری شدید خود مدیریت کنند و همچنان به چتر امنیتی آمریکا وابسته باشند. جنگ مشخص کرد که اکنون معادله نظام سیاسی-امنیتی خلیج فارس بیشتر وابسته به نوع مواجهه ایران و آمریکا است و اعراب منطقه ناخواسته و بنا به جبر باید خود را با وضعیت جنگ یا صلح بین این دو قدرت هماهنگ کنند. در این شرایط، چون تداوم جنگ منجر به بی ثباتی منطقه ای و کاهش رشد اقتصادی و سیاست های توسعه ای اعراب منطقه می شود، آنها به ناچار گرایش به صلح پایدار بین ایران و آمریکا برای پرهیز از بی ثباتی بیشتر دارند. تقاضای چند روز اخیر اعراب خلیج فارس از آمریکا برای پذیرش توافق صلح حتی با دادن امتیازاتی از سوی آمریکا به ایران در همین راستا است. اکنون «دامنه بازی» ایران گستردهتر شده و جایگاه کشورهای عربی خلیج فارس در معادله سیاسی-امنیتی ایران در منطقه تضعیف شده است. البته روند غالب همچنان بر شکل گیری یک نظام امنیت دسته جمعی محلی با تمرکز بر قرارداد عدم تعرض است. اما بر کسی پوشیده نیست معادله کنونی بازدارندگی منطقه ای بیشتر بین دو بازیگر اصلی، یعنی ایران و آمریکا، در جریان است و بقیه به ناچار دنباله روی تصمیمات آنها هستند. نهایتا، فراتر از تمام چالش های جنگ، این مواجهه نظامی حداقل از یک منظر برای کشورمان ضروری بود تا دشمن آمریکایی-اسرائیلی و متحدان عربی آنها در منطقه به قدرت واقعی ایران در نظم منطقه ای پی ببرند. این جنگ همچنین سبب شد تا ایران به نقطه تعادل، انتظارات و حتی محدودیت های استراتژیک خود در معادلات نظامی-امنیتی پی ببرد و سعی در رفع آنها داشته باشد. تحولات این جنگ سبب شد که موضوع هسته ای در کوتاه مدت از نقطه ثقل دیپلماسی ایران خارج شود و هدایت سیاست خارجی متمرکز بر ابعاد ژئوپلتیک راهبرد بازدارندگی کشورمان گردد. همه این تحولات در پرتو شکل گیری مفهوم مقاومت تمدنی و اهمیت بازدارندگی سرزمینی نمود می یابند. ایران باید از این فرصت برای تثبیت موقعیت منطقه ای خود در نظم جهانی پسا جنگ ۴۰ روزه استفاده کند @imessiran
جنگ چهل روزه آمریکا-اسرائیل علیه ایران یک نقطه عطف در ظهور راهبرد «بازدارندگی سرزمینی» در استراتژی امنیت ملی کشورمان به حساب می آید. در راهبرد جدید، عناصر قدرت ملی ایران همچون انسجام ملی و مردمی، وجود یک دولت تمدنی، و یک ایدئولوژی قوی به پشتیبانی ژئوپلتیک برتر ایران آمدند. این تحول مفهوم جدید «مقاومت تمدنی» و شروع دفاع از عمق فلات قاره ایران را در راهبرد بازدارندگی کشورمان تقویت کرده است. راهبرد بازدارندگی ایران پیش از جنگ ۴۰ روزه (و جنگ ۱۲ روزه) عمدتا بر «دفاع پیشرو» (offensive defense) استوار بود. به این معنا که خط دفاعی بازدارندگی ایران عمدتا در خارج از مرزهای ملی تعریف میشد و شبکه محور مقاومت و نیروهای متحد ایران در لبنان، سوریه، عراق، و یمن عمق راهبردی ایران برای دفاع از سرزمین اصلی کشورمان به حساب می آمدند. اما با بروز جنگ ۴۰ روزه، ایران دریافت که ژئوپلیتیک برتر آن، بهویژه توانایی کنترل کامل بر تنگه هرمز، خود یک اهرم جدی و کارآمد در حوزه بازدارندگی عمدتا به لحاظ تاثیرگذاری بر قیمت انرژی بین المللی و فرسایشی کردن جنگ به حساب می آید که خود آثار جدی بر رکود اقتصاد جهانی می گذارد. به واقع جنگ سبب شد تا ایران به اهمیت جغرافیا و ژئوپلتیک برتر خود بیشتر پی ببرد و به این باور برسد که راهبرد «دفاع پیشرو» وقتی کارآمدتر می شود که نقطه اصلی مقاومت از درون سرزمین اصلی ایران و هدایت موثر جنگ به منطقه به عنوان نقطه آسیب پذیر اقتصاد جهانی صورت پذیرد. بر مبنای این استراتژی، نیروهای مسلح ایران به منافع نظامی و اقتصادی آمریکا در سرتاسر منطقه خلیج فارس حمله کرده و کنترل کامل تنگه هرمز را به دست گرفته اند. اکنون راهبرد جدید بازدارندگی ایران به ترکیبی از دو الگو تبدیل شده است: دفاع از درون سرزمین ملی به موازات دفاع پیشرو فراسرزمینی و تکیه به حمایت نیروهای متحد در صورت نیاز. در این راهبرد، برخلاف گذشته حلقه اول بازدارندگی در سرزمین اصلی صورت گرفته و حلقه دوم تکمیلی در بازدارندگی با حمایت نیروهای متحد در قالب دفاع فراسرزمینی شکل می گیرد. به واقع، ورود مستقیم ایران به صحنه منازعه به عنوان یک دولت تمدنی به نیروهای متحد ایران در منطقه فرصت جدیدی برای بازیابی توان عملیاتی و تقویت روحیه در تداوم مبارزه با آمریکا و اسرائیل داده است. برای سال ها غربی ها این حس را به ملت های مقاومت تلقین می کردند که آنها ابزار ایران برای تامین اهداف ملی خود هستند، اما شروع مقاومت ایران از سرزمین ملی و به ویژه حمایت این روزها از حزب الله در روند آتش بس با اسرائیل به عنوان پیش شرط ورود به هرگونه توافق صلحی با آمریکا نشان داد که ایران همچنان به الگوی مقاومت فراسرزمینی به عنوان یک اهرم بازدارندگی شبکه ای اهمیت می دهد. مواجهه دشمنان با سد محکم مقاومت نیروهای مسلح و اتحاد مردم، راهبرد بازدارندگی ایران را از سطح یک بازیگر منطقهای به یک سطح فراگیر جهانی تغییر داده که این خود به نفع نیروهای مقاومت است. همزمان یک تحول ژئواستراتژیک جدی در نتیجه این جنگ در حال وقوع است. اکنون موضوعات جدیدی به معادله بازدارندگی و توازن قوای منطقه ای همچون منفعت یا ضرر وجود پایگاه های نظامی آمریکا در خاک کشورهای عربی و ضرورت حاکمیت ملی ایران بر تنگه هرمز مطرح شده اند. این تحولات به نوبه خود مستلزم شکل گیری یک نظم جدید منطقه ای به نفع ایران است. در این میان وضعیت اسرائیل در معادله قدرت منطقه ای هم تغییر کرده است. پیش از جنگ و به دنبال وقایع ۷ اکتبر، رژیم اسرائیل با حملات خودسرانه به جغرافیای جهان عرب و متعاقبا در جنگ ۱۲ روزه به ایران به نوعی خود را یک ابرقدرت منطقه ای تعریف می کرد که در هر زمان و مکانی قادر به عملیات نظامی برای اهداف هژمونی طلبانه خود در منطقه بوده و نیاز به پاسخگویی به هیچ مرجعی را ندارد. اما جنگ ۴۰ روزه و مقاومت نظامی و تاب آوری اقتصادی ایران نتیجه معکوس برای اسرائیل داشته است. شاید بتوان ادعا کرد که ایران به جای اسرائیل به یک ابرقدرت منطقه ای تبدیل کرده که این تحول هم به تمرکز کشورمان بر مزایای راهبرد بازدارندگی سرزمینی مربوط می شود. این جنگ همچنین منجر به تحول در رویکرد و نگاه به مفهوم سنتی «سیستم امنیت دسته جمعی» در توازن قدرت منطقه ای در خلیج فارس شده است. پیش از جنگ، روابط ایران با کشورهای حوزه خلیج فارس در قالب و ضرورت شکل گیری یک نظام امنیت دستهجمعی تعریف می شد. اما جنگ تناقض در این نوع نگاه را آشکار کرد. در روند جنگ، کشورهای عربی جنوب خلیج فارس با یک معمای امنیتی جدید مواجه شدند. بدین معنی که مورد هدف مستقیم ایران قرار گرفتند، اما هزینه های سنگین خرید تسلیحاتی و وجود پایگاههای آمریکا امنیت کافی و لازم برای سرزمین اشان به همراه نیاورد. @imessiran
https://www.cmess.ir/Page/View/2026-05-25/11628
منطقه خاکستری در روابط بین الملل « GRAY- ZONE » (وضعیت نه جنگ و نه صلح) در روابط بین الملل منطقه خاکستری شرایطی بین جنگ و صلح است که در آن خصومت میان طرفین همچنان ادامه دارد ، یعنی وضعیتی بین «صلح کامل» و «جنگ آشکار» ، کشورها و بازیگران مختلف سعی میکنند بدون شروع رسمی جنگ به رقیب فشار وارد کنند ، نفوذ به دست آوردند و او را تضعیف کنند . ویژگی اصلی منطقه خاکستری را میتوان در موارد زیر برشمرد : - زیر آستانه جنگ : اقدام ها آنقدر شدید نیست که به جنگ رسمی منجر شود - ابهام و انکارپذیری - تدریجی و فرسایشی بودن - ترکیبی بودن ابزارها : استفاده از سیاست ، اقتصاد ، رسانه ، سایبر ، اطلاعات و نیروهای نیابتی منطقه خاکستری باعث میشود تشخیص این که «آیا حملهای رخ داده یا نه » سخت شود و به همین دلیل پاسخ حقوقی و نظامی دشوار میشود و بازدانگی نیز پیچیده تر میگردد و در نهایت رقابت و منازعه حالت فرسایشی پیدا میکند. میتوان بخش زیادی از رابطه فعلی ایران و آمریکا را در چارچوب منطقه خاکستری توصیف کرد