پژوهشکده ابرار معاصر تهران
Статистикаکانال رسمی پژوهشکده ابرار معاصر تهران پژوهشگاه مطالعات امنیت و پیشرفت؛ پژوهشکده ابرار معاصر تهران. ارتباط با ادمین: @Tehraninstitute_admin
- Последний пост
- 15 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 30
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Экономика (по похожим)
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 375
- 1/48двое суток
- 429
- 1/72трое суток
- 463
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
کُنسپتسیای ایرانی و مسئله جنگ ✍ سعید ساسانیان، عضو هیئت علمی پژوهشکده ابرار معاصر تهران 🔸منتشرشده در ماهنامه امنیت بینالملل، شماره ۷۶، تیر ۱۴۰۵ این مقاله در پی پاسخ به این پرسش است که چرا برخی تحلیلگران، نزدیکبودن و محتملبودن حمله نظامی به ایران را در خرداد و بهویژه اسفند ۱۴۰۴ درک نکرده و حتی جنگ را بعید تصور کردند. در پاسخ به این پرسش، مفهوم کُنسپتسیا از ادبیات اطلاعاتی و امنیتی رژیم صهیونیستی به عاریت گرفته شده است. @Tehraninstitute
تحولات راهبردی در سند پانزدهم توسعه چین ✍ مصطفی کوشکی، پژوهشگر پژوهشکده ابرار معاصر تهران 🔸 منتشرشده در ماهنامه امنیت بینالملل، شماره ۷۶، تیر ۱۴۰۵ برنامههای پنجساله توسعه، مهمترین اسناد راهبردی جمهوری خلق چین برای تعیین جهتگیریهای کلان اقتصادی، اجتماعی، فناورانه، امنیتی و سیاست خارجی این کشور به شمار میروند. گزارش حاضر با رویکردی مقایسهای، مهمترین تحولات برنامه پانزدهم نسبت به برنامه پیشین را در حوزههایی که بیشترین دلالت را برای حوزه روابط و امنیت بینالملل دارد، بررسی و تحلیل میکند. @Tehraninstitute
ائتلاف امنیتی پنج کشور اروپایی؛ منطق شکلگیری و دلالتهای آن برای ایران ✍ یاسر نورعلیوند، عضو هیئت علمی پژوهشکده ابرار معاصر تهران 🔸 منتشرشده در ماهنامه امنیت بینالملل، شماره ۷۶، تیر ۱۴۰۵ - ائتلاف امنیتی E5 محصول تحول در محیط امنیتی اروپا پس از جنگ اوکراین است و از یک سازوکار هماهنگی میان پنج قدرت نظامی اروپا، به تدریج درحال تبدیل شدن به یکی از ارکان نوظهور معماری امنیتی اروپا است. - با ورود موضوعاتی مانند برنامه هستهای ایران، امنیت تنگه هرمز، آزادی کشتیرانی و امنیت انرژی به دستورکار رسمی این ائتلاف، E5 از یک سازوکار متمرکز بر جنگ اوکراین به چهارچوبی برای هماهنگی سیاستهای امنیتی اروپا در قبال بحرانهای فرامنطقهای تبدیل شده است. - این گزارش نشان میدهد که در ادراک راهبردی اروپا، ایران دیگر صرفاً یک پرونده هستهای نیست، بلکه به بخشی از معادلات امنیت انرژی، آزادی کشتیرانی، ثبات خاورمیانه و رقابتهای ژئوپلیتیکی تبدیل شده است. این تغییر بیانگر آن است که روابط اروپا با ایران بیش از گذشته تحت تأثیر ملاحظات امنیتی و راهبردی قرار خواهد گرفت. @Tehraninstitute
پژوهشکده ابرار معاصر تهران شماره ۷۶ (تیر ۱۴۰۵) ماهنامه امنیت بینالملل با مقالات زیر منتشر شد: ۱. ارزیابی تحلیلی مواضع بازیگران مختلف در آمریکا نسبت به توافق با ایران | علی نوریپور ۲. بررسی ابعاد داخلی توافق دولت لبنان با اسرائیل | سعید پیرمحمدی ۳. رویکرد جدید اسرائیل در قبال جمهوری اسلامی ایران پس از تفاهم ایران و آمریکا | وحیده احمدی ۴. تحولات در روابط ترکیه و اسرائیل؛ منازعه بر سر هژمونی منطقهای | محسن ارتضایی ۵. تحولات راهبردی در سند برنامه پانزدهم توسعه چین | مصطفی کوشکی ۶. همکاری تسلیحاتی کره جنوبی با کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس | علیرضا ثمودی ۷. ائتلاف امنیتی پنج کشور اروپایی؛ منطق شکلگیری و دلالتهای آن برای ایران | یاسر نورعلیوند ۸. تغییر ادراک راهبردی کشورهای حاشیه خلیج فارس در قبال تجدید جنگ ایران و رژیم صهیونیستی | میلاد لطفی ۹. کالبدشکافی تفاهمنامه ایران و آمریکا از نگاه اندیشکدههای غربی | حسین عسگریان ۱۰. کُنسپتسیای ایرانی و مسئله جنگ | سعید ساسانیان سفارش تلفنی: ۰۲۱۸۸۸۰۲۴۷۶ و ۰۹۱۰۸۶۰۷۵۱۸ خرید حضوری: تهران، خیابان کریمخان زند، خیابان حافظ، نرسیده به رودسر، پلاک ۴۶۳ (کافهکتاب طاها)
ارزیابی یک خبر؛ چرا کاهش ذخایر موشکهای پاتریوت آمریکا رسانهای شد؟ پژوهشکده ابرار معاصر تهران در روزهای گذشته گزارشهایی از سوی برخی رسانههای غربی و اسرائیلی منتشر شده است مبنی بر اینکه آمریکا طی جنگ ۴٠روزه با ایران بیش از ١٢٠٠ فروند موشک پاتریوت شلیک کرده و اکنون ذخایر این موشکها به سطحی نگرانکننده رسیده است. دقت در این خبر و گزارشهایی این چنین، پرسشهایی را در خصوص چرایی این افشاگری و اهداف آن برمیانگیزد. در هفتههای گذشته گزارشهای مشابه دیگری نیز منتشر شد که همراستا با گزارش یادشده بود. اندیشکده آمریکایی مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی (CSIS) هم ارقامی مشابه را در ارتباط با ذخایر موشکی اعلام کرده است. براساس آمار این اندیشکده، نزدیک به نیمی از ذخایر پاتریوت، بیش از نیمی از رهگیرهای تاد و حدود ۴۵ درصد از موشکهای پیآراسام طی ٧ هفته نخست جنگ با ایران مصرف شده است. در نگاه نخست همگرایی گزارشها میتواند نشانه تأیید مستقل خبر باشد، اما هنگامی که منابع، با دقت بیشتری بررسی شوند اغلب رسانهها به گزارش اندیشکده یادشده ارجاع دادهاند. برایناساس، آنچه یک گزارش چند منبعی بهنظر میرسد، در عمل، یک برآورد واحد محسوب میشود که در رسانهها تکرار شده است. تکرار چندباره یک ادعا، آن را قطعیتر نشان میدهد اما لزوماً بهمنزله صحت آن نیست. نکته دیگر، زمان انتشار این گزارشهاست. این گزارشها همزمان با فصل تصمیمگیری درباره بودجه دفاعی منتشر شدهاند. پنتاگون برای سال مالی آینده، نزدیک به ٧٠ میلیارد دلار برای خرید مهمات درخواست کرده که تقریباً سه برابر بودجه فعلی است و بخش زیادی از آن برای جبران همین ذخایر ذکرشده است. این همزمانی، تصادفی بهنظر نمیرسد؛ هنگامی که کنگره باید در مورد بزرگترین افزایش بودجه مهمات در سالهای اخیر تصمیمگیری کند، رقمی بهاصطلاح «نگرانکننده» از وضعیت ذخایر منتشر میشود. قابل تأمل است که شان پارنل سخنگوی پنتاگون، اصل کمبود ذخایر را رد کرده و گفته است ارتش آمریکا هرچه نیازمند آن است در اختیار دارد اما همین نهاد درخواست افزایش سهبرابری بودجه مهمات را هم داده است. از سوی دیگر، همزمان با انتشار این گزارشها، دولت آمریکا وارد قراردادهای جدید تسلیحاتی شده است. در ١٠ آوریل، پنتاگون قراردادی نزدیک به ۵ میلیارد دلار برای شتاببخشیدن به تولید پاتریوت امضا کرد و پیش از آن در ژانویه، توافقی ٧ ساله با شرکت لاکهید مارتین بسته بود تا تولید موشکهای رهگیر پاتریوت PAC-3 از 600 فروند به دوهزار فروند تا سال ۲۰۳۰ برسد. شاید گفته شود که این قراردادها مربوط به تولید آینده است و ارتباطی به ذخایر فعلی ندارد یا اینکه بخشی از آن مربوط به فروش به کشورهای دیگر است. باوجود این توضیح فنی، پرسش اصلی همچنان پابرجا میماند که هدف از انتشار ادعای کاهش ذخایر موشکی چیست. اگر هدف القای تصویر ضعف به ایران است، چرا همزمان با آن، خبر قراردادهای بزرگ برای افزایش تولید منتشر میشود؟ بهنظر میرسد اعلام علنی افزایش ظرفیت تولید، پیامی اطمینانبخش به متحدان و صنایع دفاعی باشد، درحالیکه روایت کمبود ذخایر، پیامی به کنگره و افکار عمومی داخلی محسوب میشود. درواقع، این دو الزاماً در تضاد با یکدیگر نیستند، بلکه دو پیام برای دو مخاطب متفاوت هستند. این احتمال وجود دارد که دولت آمریکا در حال ارسال پیام به ایران باشد که پدافند آمریکا رو به اتمام است تا شاید محاسبات نظامی ایران به سمت عدم تمایل آمریکا به ادامه یا تشدید حملات کشیده شود. نمایش ناآمادگی برای تشدید نظامی با هدف فریب دشمنان، اقدامی مسبوق به سابقه است. کشورها بارها تصویری از خودشان نشان دادهاند که با واقعیت میدانی منطبق نبوده است تا طرف مقابل را به خطای تحلیلی دچار کنند. بنابراین بعید نیست بخشی از خبرهایی که این روزها درباره وضعیت ذخایر پاتریوت منتشر میشود، بیشتر از آنکه گزارشی فنی از وضعیت انبارها باشد، بخشی از همین نوع مدیریت ادراک ایران باشد. بههرروی، منطقی بهنظر میرسد که به گزارش کمبود ذخایر موشکی آمریکا که طبیعتاً در میانه جنگ، خبری با طبقهبندی بهکلی سری است، با احتیاط و بدبینی نگریسته شود. احتمال معقولی وجود دارد که این روایت هم برای فشار بر کنگره جهت افزایش بودجه نظامی و هم برای فریب ایران درباره اراده آمریکا برای بازگشت به جنگ گسترده، طراحی یا دستکم بازتولید شده باشد. @Tehraninstitute
📚 کتاب ویژه پادکست «روشهای تحلیل راهبردی» نویسنده: عبدالمحمود محمدیلرد سال نشر: ۱۴۰۵ ناشر: پژوهشگاه مطالعات امنیت و پیشرفت در جهانی که مسائل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، امنیتی و مدیریتی بیش از گذشته پیچیده، چندبعدی و درهمتنیده شدهاند، تصمیمگیری مؤثر دیگر نمیتواند صرفاً بر تجربههای فردی، برداشتهای شهودی یا تحلیلهای خطی استوار باشد. کتاب «روشهای تحلیل راهبردی» با رویکردی آموزشی و کاربردی، مجموعهای از ۱۵ روش پرکاربرد تحلیل راهبردی را برای شناسایی مسائل کلیدی، اولویتبندی عوامل مؤثر، تحلیل نقش بازیگران، بررسی آیندههای ممکن، ارزیابی گزینههای سیاستی و سنجش پیامدهای تصمیمها معرفی میکند. در این اثر، روشهایی مانند تحلیل شبکه مسائل، رتبهبندی فریدمن، تحلیل اهمیت–عملکرد، تحلیل هزینه–فایده–فرصت–ریسک، SWOT، QSPM، تحلیل فرضیههای رقیب، سناریونویسی، MICMAC، MACTOR، SMIC، تحلیل ریختشناختی، MULTIPOL و تحلیل مقایسهای کیفی فازی تشریح شدهاند. یکی از مهمترین ویژگیهای کتاب، تأکید بر آموزش گامبهگام و قابلیت اجرای عملی روشها است. در کنار معرفی مفهومی هر روش، مراحل اجرا، دادههای موردنیاز، موقعیت مناسب استفاده، نرمافزارهای تخصصی و ابزارهای ساده و در دسترس نیز توضیح داده شده است. این کتاب میکوشد خلأ منابع فارسیِ منسجم و کاربردی در حوزه تحلیل راهبردی را کاهش دهد و توان تحلیلی مخاطبان را برای مواجهه با مسائل پیچیده و تصمیمسازیهای کلان ارتقا بخشد. 🎙️ معرفی، خلاصه و تحلیل محتوای کتاب در پادکست موجود است. 📌 مناسب برای: دانشجویان تحصیلات تکمیلی، پژوهشگران علوم انسانی و اجتماعی، تحلیلگران، کارشناسان، مدیران و فعالان حوزه سیاستگذاری، آیندهپژوهی، امنیت، توسعه و حکمرانی 📞 تهیه کتاب: ۰۲۱۸۸۸۰۲۴۷۶ ۰۹۱۰۸۶۰۷۵۱۸ #پادکست #تحلیلراهبردی --- ✍️ @instituteofsds
видео или голосовое, без подписи
ساعاتی پیش ترامپ تهدید کرد بهزودی یکی از سایتهای هستهای ایران را هدف حمله قرار میدهد. آنچه ظاهراً ترامپ در قبال ایران الگوسازی کرده، حمله به هر مکانی است که بخشی از صنعت هستهای ایران ازجمله غنیسازی، نگهداری سانتریفیوژ و ... در آن انجام میشود. این الگوی خطرناک در صورت تداوم اجرا، اساساً برنامه هستهای ایران را از حیز انتفاع ساقط کرده و آن را بلاوجه میکند. زیرا هرزمان ایران در تأسیساتی، حتی صرفا به نگهداری سانتریفیوژهایش نیز بپردازد، آن مکان مورد حمله قرار میگیرد. اولویت کنونی ایران باید برهمزدن این الگو باشد. بهنظر میرسد راهکار پیشین ازجمله هدف قراردادن یک پایگاه آمریکایی که پس از حمله به تأسیسات فردو در جنگ ۱۲روزه انجام شد یا حتی آنچه این شبها انجام میشود، پاسخگو نباشد. تهران اکنون باید یک زیرساخت مهم و تعیینکننده را در منطقه هدف قرار داده و صراحتاً اعلام کند این حمله در پاسخ به تهدید فوری و جدی تأسیسات هستهای ایران انجام شده است و در صورت تعرض به این تأسیسات، زیرساختهای دیگر منطقه مورد حمله قرار خواهد گرفت. اینکه در پشتپرده چه درحال انجام است، شاید اینبار و برای چند روز! جواب دهد اما برهمزننده الگوی ترامپ نخواهد بود. @Tehraninstitute
چرا اردن اکنون در کانون توجه ایران قرار گرفته است؟ با تشدید جنگ، واشنگتن نیروهای خود را از بحرین، امارات و قطر (که بیشتر در معرض خطر بودند) خارج و در اردن متمرکز کرد. در شرایطی که دیگر متحدان حوزه خلیج فارس، استفاده از پایگاههای نظامی را برای آمریکا محدود کردهاند، اردن به سکوی اصلی عملیات هوایی آمریکا در سراسر سوریه، عراق و کل منطقه تبدیل شد. دقیقاً به همین دلیل است که ایران توجه خود را به این کشور معطوف کرده است. وقتی دشمن در یک نقطه متمرکز میشود، همانجا به هدف تبدیل خواهد شد. حمله به پایگاههای «الازرق» و «ملک فیصل»، هدف گرفتنِ صرفاً یک فرودگاه نظامی نیست؛ بلکه تلاشی است تا هزینه میزبانی از نیروهای آمریکایی از حد تحمل فراتر ببرد. آمار و سرعت حملات، خود گویای همهچیز است: چهار حمله در پنج روز، سه کشته و دهها سرباز زخمی و طبق گزارش نیویورکتایمز، آسیب دیدن تعداد قابلتوجهی از بالگردهای بلکهاوک. ایران با این کار نه تنها خط و نشان میکشد، بلکه عملاً نشان میدهد که همچنان ذخایر موشکی انبوهی در اختیار دارد و اکنون دستش به همان نقطهای میرسد که ایالات متحده فکر میکرد در امان است. @rahbord_irani
تشدید ادراک غرب از امکان هستهای شدن ایران پژوهشکده ابرار معاصر تهران | تیر ۱۴۰۵ - در حاشیه تشدید تنشهای منطقهای، مجموعهای از روایتها و ادعاهای رسانهای در فضای تحلیلی غرب شکل گرفت که محور آنها احتمال دسترسی ایران به سلاح هستهای یا نمایش آن بود. این روایتها نه از سطح اسناد رسمی یا تأیید نهادهای دولتی، بلکه از زنجیرهای از اظهارات تحلیلگران مستقل آغاز شد و سپس در برخی رسانهها بازنشر یافت. - این تحلیلها نشان میدهد که تحولات اخیر بهجای کاهش اهمیت گزینه هستهای، به بازتولید و تقویت آن در سطوح مختلف فکری و سیاسی در ایران منجر شده است. بهویژه، افزایش ادراک تهدید، کاهش اعتماد به ترتیبات امنیتی خارجی و تجربه مستقیم درگیری نظامی، هم در میان بخشی از نخبگان و هم در سطح گفتمان عمومی، زمینه را برای بازنگری در محدودیتهای پیشین فراهم کرده است. افزایش سطح آسیبپذیری در برابر حملات خارجی، کاهش کارآمدی بازدارندگی متعارف و تجربه درگیریهای مستقیم، همگی این برداشت را تقویت کردهاند که تنها شکل پایدار بازدارندگی ممکن است در سطح هستهای تعریف شود یا دستکم نزدیکی دائمی به آن را توجیه کند. @Tehraninstitute
جنگ ۴۰روزه از منظر اندیشکدههای غربی پژوهشکده ابرار معاصر تهران | بهزودی... در ایام جنگ ۴۰روزه تا امضای تفاهمنامه، پژوهشکده ابرار معاصر تهران، گزارشهایی موضوعی با تمرکز بر اندیشکدههای غربی تدوین میکرد. اکنون، برخی از این گزارشها در قالب کتاب «جنگ ۴۰روزه از منظر اندیشکدههای غربی» تجمیع شده است. عناوین گزارشها بهشرح زیر است: ۱. جنگ آمریکا علیه ایران؛ پیروزی تاکتیکی، شکست راهبردی ۲. محاصره دریایی ایران؛ برگ برنده، قمار پرهزینه یا اقدامی محکوم به شکست؟ ۳. چشمانداز منازعه ایران و آمریکا؛ تشدید جنگ نظامی، اقتصادی یا منطقهای؟ ۴. چرا بنیاد دفاع از دموکراسیها حامی تداوم جنگ است؟ ۵. ارزیابی اثربخشی محاصره دریایی ایران ۶. مردم ایران و مسئله جنگ ۷.نیک استوارت؛ چهرهای که دیپلماسی با ایران را بیمعنا میداند ۸. چهار نقش برای سپاه در ایران ۹. رقابتهای عربی و فرصتها و تهدیدهای آن برای ایران ۱۰. جایگاه چین در جنگ ایران ۱۱. همکاریهای نظامی-اطلاعاتی ایران و چین ۱۲. توصیههایی برای مواجهه با ایرانِ پس از جنگ ۱۳. توان نظامی و منطق بازدارندگی نامتقارن ایران @Tehraninstitute
کمیته بررسی شکست در رژیم صهیونیستی تاريخ، ساختار و آینده احتمالی پژوهشکده ابرار معاصر تهران | اسفند ۱۴۰۲ باتوجه به سنت همیشگی رژیم صهیونیستی در تشکیل کمیتههای بررسی شکست در سطوح مختلف و همچنین فقدان آشکار متنی منسجم درخصوص ساختار و کارکرد این کمیتهها، پژوهشکده ابرار معاصر تهران در اسفند ۱۴۰۲، گزارش پیوستشده را تدوین کرد. مطالعه این گزارش که پس از ارسال برای مراجع ذیربط، نخستینبار در کتاب «جستارهایی درباره طوفان الأقصی» منتشر شد، به پژوهشگران و علاقهمندان به مطالعات رژیم صهیونیستی و نیز مطالعات اطلاعاتی، توصیه میشود. @Tehraninstitute
تصاویر ماهوارهای جدید، اثرات حملات هوایی آمریکا در اطراف نیروگاه هستهای بوشهر را نشان میدهد. اگر این موشک مستقیما به نیروگاه هستهای برخورد میکرد، بروز یک فاجعه که دامنه آن، کشورهای عرب مجاور را کاملا درگیر میکرد، قطعی بهنظر میرسد. این کشورها حتی سابقاً یک زلزله خفیف در بوشهر را با نگرانی دنبال میکردند! اکنون دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران، باید این خطر منطقهای را بهشکلی ویژه برای کشورهای منطقه برجستهتر از گذشته سازد، تا آنها با شیوههای مرسوم خود در گفتگو با آمریکا، مانع از آسیبرسانی به نیروگاه بوشهر شوند و خود را از خطر برهانند. @Tehraninstitute
محاصره ایران؛ چرا حمله به کویت و بحرین کفایت راهبردی ندارد؟ پژوهشکده ابرار معاصر تهران اکنون که چندین هفته از امضای تفاهمنامه میان ایران و آمریکا گذشته است، میتوان دو نکته را برای ادامه مسیر، بهعنوان مفروض درنظر گرفت: ۱. آمریکا وقتی نتوانست در چهارچوب تقویم زمانی موردنظر خود، به اهداف حداکثریاش در جنگ با ایران دست یابد، با دو پیشران «تهدید زیرساختی در عَلن» و «ارسال پیام برای آتشبس در خفا»، تلاش کرد تا تبادل آتش را متوقف سازد تا طرح محاصره ایران را در فضایی ایمن و بدون ریسک آغاز کند. بهنظر میرسد اساساً تلاش برای آتشبس ازسوی آمریکا، جدای از خارج کردن موقت آن از ناکامیهای جنگ، برای آغاز محاصره بود، چراکه امکان شکلدهی به یک محاصره تمامعیار در فضای تبادل آتش، برای آمریکا پرهزینه بود و برای آغاز ایمن آن، آمریکا ناگزیر به توقف آتش در جنگ بود. پذیرش درخواست ایران ازسوی ترامپ با آن تفرعنش برای توییتزدن شروط تهران برای آغاز مذاکرات، کنفرانس خبری نامعقول و تهاجمی ونس پس از شکست نسبی مذاکرات اسلامآباد و سرعت قابلتوجه آغاز محاصره ایران ساعاتی پس از شکست مذاکرات اسلامآباد، ازجمله قرائنی است که نشان میدهد در طرح آمریکا، آتشبس مقدمهای برای آغاز ایمن محاصره دریایی بود، چه اینکه میدانست ایران نیز در سطح اراده، در پی برهمزدن محاصره بر نخواهد آمد. ۲. طرف آمریکایی، گزینه محاصره را معتبر، پربازده و البته زودبازده تلقی میکند و شوربختانه، تأیید این تلقی خود را از میان کنشهای کلامی برخی مسئولان ایرانی نیز دریافت کرده است. ترامپ به این تصریح کرده است که محاصره، دستاوردهای بیشتری از جنگ برای آمریکا داشته است. این تلقی تقریباً در فضای اندیشکدهای و سیاسی آمریکا، با اقبال جدی روبرو است. وقتی این دو مفروض مبنای تحلیل قرار گیرد، دو مسیر مطلوب عملیاتی برای هر یک از طرفین یعنی ایران و آمریکا قابل طرح است؛ الف. مطلوب آمریکا آن است که بتواند محاصره دریایی را در زمان مقتضی برقرار سازد و البته پاسخ ایران را که در انسداد تنگه هرمز معنا مییابد، خنثی سازد. بنابراین واشنگتن درپی آن است که امکانهای تسلیحاتی، ارتباطی و انسانی ایران برای انسداد تنگه را تضعیف کند و برای فشار بیشتر، محاصره را آغاز کند. حتی برای چنین فشاری، مسیرهای مواصلاتی ایران به کشورهای شمالیاش را نیز مورد هجوم قرار دهد (خط آهن آققلا). ب. ایران، محاصره را فنِّ بدل آمریکا درمقابل انسداد تنگه هرمز میداند که متأسفانه مؤثر نیز بوده است؛ بنابراین مطلوبش آن است که بتواند همزمان توان انسداد تنگه هرمز را حفظ کند و البته مانع از امکان محاصره دریایی ازسوی آمریکا شود. آمریکا برای هر دو رکن کنش مطلوبش، فعال است؛ هم توان ایران در انسداد هرمز را تضعیف میکند و هم توان محاصره ایران را حفظ و تقویت میکند. اما همه کنشهای عملیاتی ایران، در راستای مطلوبیتهایش نیست؛ تهران در پی تحکیم اقتدار خود بر تنگه است و در این مسیر، تاکنون مماشات نکرده است، اگرچه هزینههای شبانه تحمیلی از سوی آمریکا، باید محل توجه جدی باشد. ایران اما برای تضعیف توان محاصره دریایی آمریکا، طرح عملیاتی مشخصی ندارد یا اینکه تاکنون اجرا نکرده است. حملات واکنشی به بحرین و کویت نیز احتمالاً بی/کمارتباط با توان محاصره آمریکا است، اگرچه مزایای راهبردی دیگری دارد. صرف انسداد تنگه، اگرچه واجد دستاوردهایی است، اما با احتساب آغاز محاصره همزمان ایران توسط آمریکا و نیز متغیر گذشت زمان، میتواند دوباره شرایط گذشته را برقرار سازد که در کلام برخی مسئولان نیز متأسفانه آشکارا فریاد زده شد. بهنظر میرسد باتوجه به برجستهشدن «آغاز محاصره» در ادبیات مقامات آمریکا، جمهوری اسلامی ایران باید طرحی عملیاتی برای ناایمنسازی محیط محاصره را در دستورکار داشته باشد تا آغاز آن را با هزینه و ریسک برای آمریکا همراه سازد؛ آنچه که در فضای آتشبس پیشین، اساساً وجود نداشت و آمریکا بدون هزینه و خطری، طرح محاصره را آغاز کرد. وقتی آمریکا هم از انسداد تنگه متضرر شود و هم محاصره را بهدلیل فعالیتهای تهاجمی هدفمند ایران در محیط مرتبط، پربازده و زودبازده نیابد، ضمن افزایش تابآوری کشور، آقایان برای پیگیری دیپلماسی نیز احتمالاً گزینههای بهتری خواهند داشت. @Tehraninstitute
رهبر ماندگار تاریخ ایران ✍️پژوهشکده مطالعات راهبردی ▪️یکی از خصوصیات اصلی و محوری رهبر شهید انقلاب اسلامی در دوران زمامداری، تعلق خاطر عمیق ایشان به ایران و هر آن چیزی است که به ایران انتساب مییابد. در شرایطی که هجوم همه جانبه و بی وقفه تبلیغاتی و رسانهای، معطوف به مسخ اندیشه واقعی و تحریف گرایش اصلی ایشان بوده و به عنوان بخشی از پروژه ایدئولوژی دینستیز و نفرت پراکن توسط بخشی از اپوزیسیون خارج نشین عمل کرده است، بازخوانی و یادآوری تمایل قلبی و عملی رهبری شهید انقلاب اسلامی به مسأله "ایران" حائز اهمیت می باشد: 1 -هویت اندیشی ایرانی: رهبر شهید در سیاست ورزی خویش بر این نکته متمرکز بود که روح جمعی ایرانی، باید متعهد به هویت ملی خود، آن تمایز و برجستگی خاص را حفظ نموده و از غلتیدن به سوی تقلید و تبعیت از فرهنگ های مهاجم پرهیز نماید. مرزگذاری میان هویت ایرانی با هویت سایر ملل و احساس تشخص به این هویت اصیل، کهن و جاودانه با این انگیزه عمیق ایشان همراه بود که باید ایران را به جایگاه واقعی خود در جهان رساند و اسیر جاذبه فریبکارانه تمدنهای دیگر نشد. اصرار بر هویت ایرانی، یک رکن محوری اندیشه سیاسی رهبر شهید به شمار میآید. 2- سبک زندگی ایرانی- اسلامی: برجستهسازی سبک زندگی ایرانی- اسلامی، یکی از ترجیع بندهای همیشگی امام شهید برای فاصله گذاری میان هویت خاص ایرانی با مشخصات سایر حوزه های فرهنگی و اجتماعی بود. جایگاه این عنوان در بیانیه محوری گام دوم انقلاب اسلامی، گویای حساسیت ایشان در ارتباط با سبکی است که دوگانه ایرانیت و اسلامیت را نه در برابر یکدیگر، بلکه همسو، همساز و هماهنگ با هم میبیند و ماهیتی تکمیلی و هم افزاینده برای آن در نظر میگیرد. این سبک زندگی طیف متنوعی را شامل می شود که زندگی فردی و اجتماعی شهروندان در قالب آن می گنجد. رهبر شهید در همین راستا حتی به قاریان قرآن توصیه میکرد در هنگام حضور در محافل بین المللی، لباس ایرانی را حفظ کنید و از لباس های غیرایرانی اجتناب نمایید. 3- پاسداشت زبان فارسی: اگر در دورانی، تعهد به زبان فارسی به عنوان نشانه اصلی هویت ایرانی از سوی متفکران و اندیشمندانی همچون فخرالدین شادمان و حلقه محدود روشنفکرانی چند مطرح میشد، در دوره ما رأس هرم سیاسی و رهبری نظام، خود داعیه دار اصلی تقویت زبان مادری و معیار بود. آرمانگرایی در این زمینه، ناظر به دستیابی به جایگاه رفیع علمی در دنیا که پژوهشگران برای دانش اندوزی خود را مکلف به آموختن زبان فارسی بدانند، اصالت تعهد رهبر شهید به این رکن مهم فرهنگ و تمدن ایرانی را ثابت می کند. 4- ایران قوی: پیشرفت ایران بالاترین هدف امام شهید در دوران زمامداری بود و ایران قوی، یک کلیدواژه اصلی در ادبیات ایشان به شمار میآمد. تعهد به تقویت قدرت ایران در عرصههای مختلف علمی، اقتصادی، نظامی، فناوری، و ... چیزی جز ایرانگرایی مثبت و سازنده در اندیشه رهبری شهید را نشان نمیدهد. پافشاری ایشان بر تولید واکسن ایرانی کرونا و آمادگی برای دریافت آن در نوبتهای نخست، یک جلوه منحصر به فرد از عِرق ملی امام شهید بود که هیچ گاه فراموش نمیشود. اصرار بر تقویت توان دفاعی ایران هم در یک سال گذشته، حجّیت و اهمیت سرنوشتساز خود را به همگان ثابت کرد. 5- پاسداشت عاشقان ایران: امام شهید در چارچوب رویکرد ملی خود، هیچ گاه از پاسداشت و تکریم خادمان ایران دست نشست. این خادمان در عرصه های مختلف علمی، هنری، ادبی، ورزشی، و ... درخشیدند و به موازات آن، از سوی عالیترین مقام رسمی کشور نیز ارج دیدند. قاب دیدنی و به یاد ماندنی تکریم ایرج افشار، ایرانشناس برجسته، از سوی شخص رهبری شهید، خود نشانی از این رویکرد و روحیه دارد که البته از سوی محافل سیاسی و رسانه ای ستیزه جو سانسور و تحریف میشود. ✅ نهایتاً آنکه تاریخ ایران در صفحات پرشمار خود امروز به برگی رسیده که این حقیقت آشکار را مورد تأکید قرار میدهد که امام شهید، پای استقلال ایران و دفع شر بیگانگانی که در سودای تسلط بر ایران، تضعیف آن و نابودی بنیانهای علمی و توانمندیهای راهبردی این کشور را داشتند، تا پای جان ایستاد و از این حیث در پس قرنها نشان افتخاری را بر سینه نصب کرد که کمتر حاکمی در تاریخ این مرز و بوم به آن مفتخر گردید. تاریخ ایران با احترام، تجلیل و تعظیم از شهید آیت الله سید علی حسینی خامنه ای یاد می کند که به همگان، و از جمله نسلهای آتی آموخت که باید در راه عشق به وطن و قوی ساختن آن، جهاد و مبارزه کرد، از درخود فرو ماندگی و رکود اجتناب نمود، و همچون سربازی برای ایران، عاشقانه جنگید. https://t.me/risstudies
معنای دقیقتر آتشبس در لبنان چیست؟ پژوهشکده ابرار معاصر تهران براساس بند نخست تفاهمنامهای که به امضای رؤسای جمهور ایران و آمریکا رسیده است، جنگ در لبنان باید فوراً پایان یابد و تمامیت ارضی و حاکمیت این کشور محترم شمرده شود. همچنین طبق بند ۱۳، اجرای این تفاهمنامه منوط به آغاز پیشبرد برخی بندها از جمله بند یک (مربوط به لبنان) است. در اینمیان، باوجود آغاز اجرای تعهد ایران در بازگشایی تنگه هرمز، حملات وحشیانه اسرائیل به خاک لبنان در میانه سکوت آمریکا ادامه داشته است. فارغ از ارزیابی رویکرد ایران در اجرای گامبهگام تفاهمنامه و نیز تحلیل سفر هیئت مذاکرهکننده ایرانی به سوئیس، باتوجه به پیشینه آمریکا در تفسیرسازیهای گسترده از متون تفاهمشده و نیز پیشینه توافقگریز رژیم تروریستی اسرائیل، پرسش اساسی این است که در لبنان چه تحولاتی باید صورت گیرد که به معنای تاموتمام اجرای بند نخست تفاهمنامه باشد؟ به عبارت دیگر، چه اقدامات ایجابی و سلبی ازسوی رژیم اسرائیل در قبال لبنان باید انجام شود تا تهران با اطمینان از اجرای بند نخست، به اجرای تعهدات متقابل خود بپردازد؟ در ادامه مهمترین مواردی که ازسوی هیئت مذاکرهکننده ایرانی باید پیگیری شود، مورد اشاره قرار میگیرد: ۱. برقراری آتشبس کامل در سراسر خاک لبنان؛ ۲. توقف ترورهای هدفمند اسرائیل علیه هرکدام از مسئولان، فرماندهان و وابستگان به محور مقاومت در خاک لبنان با هر ملیتی؛ ۳. خروج کامل اسرائیل از اراضی اشغالی لبنان براساس جدول زمانی مشخص، کوتاه و تضمینشده؛ ۴. خروج کامل اسرائیل از نقاط پنجگانه اشغالی در لبنان که پس از جنگ ۲۰۲۴ اشغال کرده بود؛ ۵. توقف هرگونه نقض حریم هوایی و زمینی لبنان؛ ۶. آزادی اسرا و تحویل پیکر شهدای لبنانی؛ ۷. ممنوعیت تخریب منازل و زیرساختهای جنوب لبنان توسط ارتش اسرائیل بهویژه با توجه به پیشینه تخریبگری این رژیم هنگام خروج از یک منطقه اشغالی؛ ۸. تعهد آمریکا به پرهیز از هرگونه اخلالگری سیاسی، اقتصادی و یا نظامی در مسیر بازگشت آوارگان و بازسازی مناطق جنوبی لبنان. جمعبندی آنکه بهنظر میرسد پرونده لبنان، نخستین آزمون پیشرفت تفاهمنامه ۲۸ خرداد است. هرگونه عقبنشینی (زمانی، تاکتیکی و یا با هر عنوان دیگر) از اجرای کامل بند مربوط به لبنان، ایران را از دستیابی به سایر حقوق خود طبق تفاهمنامه دورتر خواهد کرد. تهران نباید تصور کند با تفاهم بر سر یک «تفسیر مضیّق» از بند یک، میتواند منافع خود و لبنان را تأمین کند؛ برعکس، بهنظر میرسد تحقق اهداف محور مقاومت در تلاش برای پیشبرد یک «تفسیر هرچه موسّعتر» از بند نخست تفاهمنامه است. @Tehraninstitute
یک خط تحلیلی در کشور این است که ایران و آمریکا بهعنوان دو state با یکدیگر به تفاهمی رسیدهاند و نباید ایران آن را بهدلیل یک بازیگر فروملی همچون حزبالله به خطر اندازد. اکنون که ترامپ، گراهام و اورتگاس، در شش ساعت، هر سه از این گفتهاند که اگر حزبالله به اسرائیل حمله کند(!)، آمریکا به ایران حمله خواهد کرد، باید منتظر ماند و دید این خط تحلیلی در تهران، اکنون چه استدلالی خواهد آورد. @Tehraninstitute
چرا حفظ اورانیوم ۶۰درصد ضروری است؟ پژوهشکده ابرار معاصر تهران ۱. مسئله بازگشتپذیری ۲. تغییر منطق کارکردی ذخایر ۳. دکترین ابهام در دوره جدید ۴. جلوگیری از طرح مطالبات موشکی طرف مقابل ۵. نبود امتیازات هموزن روی میز @Tehraninstitute
چرا حفظ اورانیوم ۶۰درصد ضروری است؟ بخش چهارم پژوهشکده ابرار معاصر تهران جلوگیری از طرح مطالبات موشکی طرف مقابل بررسی روند مذاکرات اخیر یا گفتوگوهای منتهی به برنامه جامع اقدام مشترک (برجام)، حاکی از این واقعیت است که مطالبات طرف مقابل افزایش محسوسی داشته…
چرا حفظ اورانیوم ۶۰درصد ضروری است؟ بخش سوم پژوهشکده ابرار معاصر تهران دکترین ابهام در دوره جدید یکی از نکاتی که بهنظر میرسد در جنگ اخیر بر اهمیت و ضرورت حفظ اورانیوم ۶۰ درصدی افزوده، رویکرد طرف مقابل نسبت به حفظ این ذخایر ازسوی ایران است. در دوره پیش از…