tgindex
𝐋𝐨𝐭𝐮𝐬🌊

𝐋𝐨𝐭𝐮𝐬🌊

Статистика

𝑴𝒂𝒚𝒃𝒆 𝒊𝒏 𝒂𝒏𝒐𝒕𝒉𝒆𝒓 𝒍𝒊𝒇𝒆... نوشتن به معنای زنده ماندن در دنیایی است که بی رحمانه فراموشمان می کند... {\__/} ( • .•) / >♥️ https://telegram.me/TeIeCommentBot?start=sc-549536-FONwzMM

Последний пост
10 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
арабский
Категория
Музыка (по похожим)
В каталоге с
15 авг.
Подписчики
428
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
549
20 постов
Вовлечённость
128,3%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
160
1/48двое суток
183
1/72трое суток
197

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • تشویش، شیره‌ی جانم را کشید... من دیگر نمی توانم گریه کنم! 𝑱𝒆𝒂𝒏-𝑷𝒂𝒖𝒍 𝑺𝒂𝒓𝒕𝒓𝒆

  • در پى بهتر گاهی بهترين را از دست مى‌ دهى.

  • هوا دچار غم است و انسان دچار تحمل...

  • «گاهی سخت‌ترین قسمتِ مسیر، رسیدن به آخرِ آن است و کاش بعضی شروع‌ها هیچ‌وقت به پایان نمی‌رسیدند. امروز، روز سختی بود... نه به خاطر پایان یک قصه؛ به خاطر تمام لحظات قشنگی که قرار بود به خاطره تبدیل شوند. اما خداحافظی نمی‌کنم؛ چون بعضی قصه‌ها با بسته شدن یک کلاس تمام نمی‌شوند؛ فقط فصلشان عوض می‌شود. مرسی استاد، بابت همه‌چیز... به امید دیدار؛ در فصلی دیگر از همین قصه.» 𝟭𝟰𝟬𝟱/𝟬𝟰/𝟬𝟭 𝗡.𝗥 :)💙

  • رنج‌آورترین چیز، سقوط کردن نیست؛ معلق ماندن است، همان‌گونه که شاخه‌ای که نه می‌افتد و نه می‌روید، تنها در باد می‌لرزد. استاد می‌گوید: وقتی نه بتوانی به گذشته بازگردی و نه آینده‌ای را تصور کنی که از آنِ تو باشد، در میانِ دو سواحل گم شده‌ای. انسان مدتِ زیادی با درد زندگی می‌کند، اما نه با ابهام؛ چرا که درد مانند سنگی است که می‌توان بر آن نشست، اما ابهام، باد خالی است که آهسته‌آهسته مرز میانِ تحمل کردن و فرسوده شدن را از بین می‌برد. تا جایی که دیگر نمی‌فهمی در حالِ زندگی کردنی یا فقط دیرتر از همیشه در حالِ فروپاشیدن، درست مانند آینه‌ای که در تاریکی شسته می‌شود.

  • «به همدیگر بگویید دوستت دارم و از عشق نهراسید ! اینجا سرزمینِ بی‌ثباتی و بلاتکلیفی‌ست؛ شاید فردا نباشیم...»

  • 10 июн.3131из towcbthc

    خب جام جهانیو بیخیال بریم جنگ جهانی

  • без подписи

  • میدانی؟ هیچ‌چیز در جهان هرگز به‌موقع نمی‌رسد. نه قطارها، نه دل‌ها، نه گفت‌وگوهایی که می‌توانستند نجات‌بخش باشند. خیلی از رابطه‌ها نه به پایان می‌رسند، نه به وصال؛ در تعلیق‌ اند. نه بسته می‌شوند، نه گشوده می‌مانند. میدانی؟ عشق قابل ستایش نیست؛ شکننده است. از زن‌هایی که نماندند، و از مردهایی که هنوز در ایستگاه منتظرند؛ با دست‌هایی پر از گل‌هایی که پژمرده شده‌اند. در جهان زندگی دائما از دست می‌رود، و آدم‌‌ها یا جا می‌مانند یا از ترس جا ماندن، زودتر می‌روند. جهان به ما نمی‌گوید عشق چیست؛ فقط نشان می‌دهد چه‌طور در لحظه‌ای محو می‌شود. چون عشق، نه با رفتن، که با دیر رسیدن، دیر آمدن و دیر برگشتن می‌میرد. 𝓒𝓱𝓾𝓷𝓰𝓴𝓲𝓷𝓰 𝓔𝔁𝓹𝓻𝓮𝓼𝓼 •𝟣𝟫𝟫𝟦•

  • « چه بسا مرگ تنها با توقف نبض حاصل نشود، زیرا انتظار، مرگ است. دلزدگی، مرگ است. نومیدی، مرگ است و تاریکی آینده نامعلوم هم در حکم مرگ است. »

  • без подписи

  • تنم را که سوزاندی؛ امیدوارم شعله‌ور شدنم لااقل به اندازه روشن کردن سیگارت سود داشته باشد..🩶

  • без подписи

  • برای چشم هایت کلمه‌ها می‌نویسم اما کجای این دنیا توانستند زیبایی آب را توصیف کنند؟ سبزی صنوبر، زردی برگ‌های پاییز، آبیِ آسمان، سرخیِ آتش، زردیِ خورشید را با چه کلماتی می‌توان توصیف کرد؟ گاهی برای نوشتن سیاهیِ چشم هایت فقط چشم هایم را دارم...

  • عشقِ تو، ماهرترین عنصرِ مجنون کننده‌ی جهانه..🤍

  • 𝗬𝗼𝘂 𝗽𝗿𝗼𝗺𝗶𝘀𝗲𝗱 𝗮 𝗿𝗲𝘄𝗮𝗿𝗱 :) 𝗥𝗲𝗺𝗲𝗺𝗯𝗲𝗿, 𝗠𝗿.... . 𝟏𝟒𝟎𝟒/𝟏𝟏/𝟐𝟏😉🌷

  • برگه‌ها را پاره کردی در دستانت، اما جانِ من🩵؛ ای کاش می‌دانستی ناراحتی‌ام برای چند برگه‌ی توخالی نبود… شاید برای رفتاری بود که از تو انتظار نمی‌رفت، در برابر دختر کوچکی که احساساتش -و شاید خودش- را بی‌هیچ سپری به تو باخته بود، انجام دهی. آری، می‌گویی چند برگه که مهم نیست… راست هم می‌گویی. مشکل من کاغذ نبود، مشکل من باختن نبود، حتی بی‌جنبه بودن هم نبود. مشکلِ من، رفتارِ آدمی بود که دوستش داشتم؛ نه از دست رفتن برگه‌هایی که پاسخ‌ها در آن‌ها ناقص بود، بلکه از دست رفتن برگه‌هایی که میان سطرهایشان تمامِ حواسم به تو جا مانده بود.. برگه‌هایی که هر خط‌شان، با فکر کردن به تو نوشته شده بود، نه با بی‌دقتی… بلکه با دلی که بلد نبود کم دوست بدارد..! 𝟣𝟦𝟢𝟦/𝟣𝟣/𝟢𝟨 😅🌹

  • TRIPPY

  • ℱℓℴ𝓌ℯ𝓇𝓈 𝓂𝒶𝓀ℯ ℯ𝓋ℯ𝓇𝒴𝓉ℎ𝒾𝓃ℊ 𝓃𝒾𝒸ℯ𝓇🩷

  • نـبـض سـرعـت 𝟷𝟺𝟶𝟺/𝟶𝟫/𝟙𝟝🩶🏍