Everything is in 𝑨𝒓𝒄𝒉𝒆,
Статистикаاگر مرا میبینی پس از پایان خلوتم با خویش به کنارم بیا. https://t.me/paym_nashenasBot?start=HvUzwWSr5i3s ________________________ 🕊🏹🪧 °|music? @wehavemusics
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 32
- Всего постов
- 37
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Музыка
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 15
- 1/48двое суток
- 17
- 1/72трое суток
- 18
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
без подписи
درود به تو عزیزی که با حضورت زمانه را پر نور میکنی ، مثل همیشه نشسته بر کُنجی از سکوت ، در درخشش ستارگان با ذره نوری میخواندم ، میدیدم و دوام میاوردم ، تا که یک نفر بخواند و کلماتم را از گودال پَست زندگی با چنان ظرافتی بیرون بکشد. بیا لیرای جان؛ بخوان…
گاه میگردم در میان سایهها ؛ در میان کورسوهای امیدی که شب با غمم بسته تا نوری پیدا کنم در شأن دیدهگان زمانه.! بیا گوش بسپاریم به نوای جیرجیرک ها در پسینِ شامگاهِ غم؛ شامگاهی که در آن به انتظار پنجرهای از جنس طلوع نشستم و تو به انتظار قلمی که طغیان کند…
خواندن نوشتههای دیگران را دوست دارم. تا کی دست نوشتههای خودم را برای خودم بنویسم بی آنکه دیگری آنها را بخواند؟ تخلیه احساسات و افکارم در برگهای کاغذ را دوست دارم اما اشتراک گذاشتن آنها با یکدیگر را دوستتر میدارم. هرگاه متنی از دیگری، شعری از دیگری،…
без подписи
روزی که این متن را خواندی، آن را از میان کتابها ربودی و به ما نشان دادی بر تو چه گذشته بود؟ دوست داری از آن بگویی تا با هم به صرف یک فنجان چایی در مورد آن گفت و گو کنیم؟ تو با تک تک کلمات و آن آهنگی که در ادامه آن گذاشته بودی ذهنم را به سمتی دیگر هدایت کردی،…
خیلی خوش اومدی 🙂↕️🕊️
از کارای دیروز و امروز و روزهای گذشته.
без подписи
آرام باش عزیز من آرام باش. حکایت دریاست زندگی، گاهی درخشش آفتاب، برق و بوی نمک، ترشح شادمانی، گاهی هم فرو میرویم، چشمهایمان را میبندیم، همه جا تاریکی است. آرام باش عزیز من آرام باش دوباره سر از آب بیرون میآوریم و تلالو آفتاب را میبینیم زیر بوتهای از…
آرام باش عزیز من آرام باش. حکایت دریاست زندگی، گاهی درخشش آفتاب، برق و بوی نمک، ترشح شادمانی، گاهی هم فرو میرویم، چشمهایمان را میبندیم، همه جا تاریکی است. آرام باش عزیز من آرام باش دوباره سر از آب بیرون میآوریم و تلالو آفتاب را میبینیم زیر بوتهای از…
без подписи
آرام باش عزیز من آرام باش. حکایت دریاست زندگی، گاهی درخشش آفتاب، برق و بوی نمک، ترشح شادمانی، گاهی هم فرو میرویم، چشمهایمان را میبندیم، همه جا تاریکی است. آرام باش عزیز من آرام باش دوباره سر از آب بیرون میآوریم و تلالو آفتاب را میبینیم زیر بوتهای از برف که این دفعه درست از جایی که تو دوست داری طالع می شود ــ شمس لنگرودی
گمان نمیکنم روزها مرا پس بزنند ، فقط فکر میکنم در این میان ادامه دادن را خوب یاد گرفتیم درست بعد از شب های که خودمان را دفن میکنیم در گوشهای تاریک.... ــــ
Everything is in 𝑨𝒓𝒄𝒉𝒆, pinned «اگر آن کس که ربود جان مرا نیست کرد خرم احوال مرا برخودش روی نیاورد و گذر کرد ز من در همه حال من باشم و او و سخنی از همه حال من اگر در دم خود شکر بگویم یزدان نگزارم تو بسازی برج بابل بر سر تقدیرمان گر بخواهی بربایی او را ز من بسپار به یادت که در دل…»
هربار که اینا رو میخونم، میرم تو همون دنیایی که فکر میکردم هرگز نمیشه واردش شد. یه دفعه از زمین بلند میشم و میرم یه جای دیگه.
تا دنیا برقرار است تحمل رنج و ستم برای انسان شریف یک حکم بطالت ناپذیر است؛ به راستی که بیآبرویان تحمل ستم را به خود نمیدهند. ۱۴۰۵/۵/۲۱
без подписи
ܐܢܐ ܗܪܟܐ