tgindex
پــویــان نـامـه

پــویــان نـامـه

Статистика
@iranism4everперсидский

پـایـنـده ایـران جوان پان ایرانیست کانال رسمی حزب: https://t.me/paniranist_party

Последний пост
25 февр.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
16
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
435
0 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
1 804
15 постов
Вовлечённость
414,7%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 16
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • نتانیاهو: سربازان ایرانی برای آزادی ما جنگیدند!!! جدیدترین و آخرین اخبار را از اینجا دنبال کنید..

  • 14 апр. 2025 г.1 0098из paniranist_party

    پاینده ایران «من شخصاً به ایرانیت سربلند و شرافتمند هستم...از اینکه زبانم تُرکی بوده و از ولایت تُرک‌زبانم نیز کمال خرسندی و عزت نفس دارم...لکن البته هیچ چیز پیش من عزیزتر از ایران نیست...و راضی نیستم یک در هزارم هم از ایرانیت خود را با چیز دیگری ولو شریف باشد مبادله کنم و وِرد زبان من آن است که چو ایران مباشد تن من مباد.» (زنده‌یاد حسن تقی‌زاده) #ایران #تقی‌زاده ۲۵ فروردین ۱۴۰۴ @paniranist_party

  • 29 мар. 2025 г.880из pedramzangooei

    اطلاعیه برگزاری نشست صوتی (زنده) 🎙 دستورهای نشست: - امنیت ملی در سایه قومیت‌گرایی - منافع ملی، جنگ یا مذاکره 👥 باشندگان: - پدرام زنگویی، برگزارکننده - سینا عقیقی، عضو حزب پان‌ایرانیست 📆 یکشنبه ۱۰ فروردین ۲۵۸۴ - ۱۴۰۴ 🕘 ساعت ۲۱:۰۰ به وقت تهران ✅ خواهشمند است لحظاتی پیش از شروع نشست در کانال تلگرام حضور داشته باشید. @pedramzangooei

  • مفهوم مبارزه‌ی انقلابی سخنرانی سرور دکتر محمدرضا عاملی تهرانی در کنفرانس دانشجویی – به کوشش دانشجویان پان‌ایرانیست دانشگاه تهران (آذر۱۳۵۰) 🔗 https://t.me/iranism4ever

  • 28 февр. 2025 г.11,9 тыс32

    پخش نمیکنیم، چون کُردی است !!! ‏آنان که دم از حقوق اقوام می‌زنند و از تبعیض قومی در ایران سخن می‌گویند، بهتر است نخست نگاهی به آن‌سوی مرزها، به ترکیه بیندازند. 🔗 https://t.me/iranism4ever

  • پاینده ایران پزشکیان علاقه‌ی بسیار به خوردن لقمه‌ی بزرگتر از دهانش دارد. 🔗 https://t.me/iranism4ever

  • فروش قره‌باغ در ازای کریدور زنگزور !!! به گزارش هامام تایمز، وزارت امور خارجه ایالات متحده برخی اسناد محرمانه مربوط به مذاکرات قره‌باغ را منتشر کرده است. بر اساس این اسناد، در سال ۱۹۹۹، حیدر علی‌اف و روبرت کوچاریان در یک دیدار رو در رو، توافق کردند که در ازای ۶ منطقه و کریدور زنگ‌زور، منطقه لاچین و قره‌باغ کوهستانی را مبادله کنند !! اسناد افشا شده نشان می‌دهند که این دیدار در بخش سادراک مرز ارمنستان و آذربایجان برگزار شده است. این دیدار که در سال ۱۹۹۹ انجام شد، پنجمین دیدار بین علی‌اف و کوچاریان بود. رئیس‌جمهورها با روحیه‌ای بالا از این دیدار خارج شدند و حتی در مورد تعداد گوسفندانی که در زمان امضای توافقنامه صلح قربانی خواهند شد، بحث کردند. در همان سال، دیپلمات‌های آمریکایی در تلگرافی به واشنگتن نوشتند: "در آوریل ۱۹۹۹، در اجلاس ناتو در واشنگتن، رئیس‌جمهور علی‌اف پیشنهاد مبادله اراضی را مطرح کرد. رئیس‌جمهور کوچاریان در اصل موافقت کرد و دو رهبر بر اساس پیشنهادهای علی‌اف وارد مرحله فعال مذاکرات شدند." در آن زمان، استروب تالبوت، معاون وزیر امور خارجه ایالات متحده در امور قره‌باغ، به سلیمان دمیرل گفت که حیدر علی‌اف با چنین اشتیاقی به این موضوع نزدیک شده که گویی امضای توافقنامه می‌تواند چند هفته بعد در اجلاس سازمان امنیت و همکاری اروپا (OSCE) در استانبول انجام شود. با این حال، در اکتبر ۱۹۹۹، حمله تروریستی در پارلمان ارمنستان، اجرای این توافق را غیرممکن کرد. در این حمله، وازگن سارکیسیان، نخست‌وزیر ارمنستان، کارن دمیرچیان، رئیس پارلمان، و ۶ مقام ارشد دیگر کشته شدند. 🔗 https://t.me/iranism4ever

  • بشر آزاد به دنیا آمده است و باید آزاد زیست کند. بی تردید زندگی در اجتماع آزادی فردی را محدود می‌کند، ولی این محدودیت تا جایی مشروع است که مستند به رضای خود او (قرارداد اجتماعی) باشد. انسان تا جایی می‌تواند از آزادی خود برای شرکت در اجتماع بگذرد که ضرورت‌های این زندگی ایجاب کند. پس آزادی فردی همیشه به صورت قاعده کلی محترم است و دولتی که نماینده افراد است تنها به طور استثنایی و محدود می‌تواند آن را سلب کند. وانگهی، بهترین وسیله تأمین سعادت جامعه احترام به آزادی و اراده فرد است: آزادی سیاسی بهترین حکومت‌ها را به وجود می‌آورد و آزادی اقتصادی بهترین وسیله تولید و توزیع ثروت ملی است. ژان‌ژاک روسو 🔗 https://t.me/iranism4ever

  • رضاشاه و آتاتورک: سری نقل ها روابط میان رضاشاه پهلوی و مصطفی کمال آتاتورک بر اساس اهداف مشترک نوسازی و اصلاحات در ایران و ترکیه شکل گرفت. هر دو رهبر در تلاش بودند تا کشور خود را از سنت‌های کهن رها کرده و به سوی مدرنیته سوق دهند. در ۲۹ خرداد ۱۳۱۳، رضاشاه در پارلمان ترکیه حاضر شد و با استقبال گرم نمایندگان مواجه شد. در همین روز، ترکیه قانون سجل احوال را تصویب کرد که مردم این کشور را ملزم به داشتن نام خانوادگی می‌کرد. سخنگوی پارلمان، کیازیم پاشا، اعلام کرد: “برای ارج‌گذاری به اعلیحضرت رضا شاه پهلوی، شاهنشاه ایران، قانونی در این روز تصویب خواهد شد که همانند مردم ایران که از سال ۱۳۰۴ می‌بایستی نام و نام خانوادگی برای خود برگزینند، مردم ترکیه نیز می‌بایستی که دارای نام خانوادگی شوند.” در جریان این سفر، رضاشاه از سطح پیشرفت ترکیه شگفت‌زده شد. او شب پس از یک ضیافت رسمی، در اقامتگاه خود قدم می‌زد و با تحیر می‌گفت: “عجب! عجب! من تصور نمی‌کردم ترک‌ها تا این اندازه ترقی کرده و در اخذ تمدن اروپا جلو رفته باشند. حالا می‌بینیم که ما خیلی عقب هستیم، مخصوصاً در قسمت تربیت دختران و بانوان.” بازگشت او به ایران با تسریع اصلاحات همراه بود، به‌ویژه در زمینه‌های آموزش، حقوق زنان و نوسازی اجتماعی. رضاشاه پس از این سفر، آتاتورک را یک رهبر بزرگ و پیشرو می‌دانست. او در مرز ایران، خطاب به همراهان خود گفت: “ما رفته بودیم با یک مرد بسیار بزرگ ملاقات کنیم. ما باید ملت خودمان را همان‌طور به درجات رشد و ترقی برسانیم که او ملت خودش را رسانیده است.” او علاقه خاصی به دیدار آتاتورک داشت و در گفت‌وگویی با خسروبیگ اظهار کرد: “من انسان بسیار صبوری هستم، اما در دو مورد طاقتم طاق شده است: اول دیدن پسرم در اروپا و دیگر دیدن دوستم مصطفی کمال.” این روابط نزدیک، در پیمان‌های منطقه‌ای مانند پیمان سعدآباد (۱۹۳۷) نیز منعکس شد که امنیت منطقه‌ای را تقویت کرد. روزنامه مورنینگ پست در سال ۱۹۲۴ نوشت: “رضاخان نسبت به کارهای بزرگ و عملیات نظامی همسایه ترک خود، مصطفی کمال، بسیار شیفته شده و در تقلید از برنامه سیاسی او نیز تردیدی به خود راه نداده است.” قبل از بازگشت به ایران، رضاشاه در ضیافتی که به افتخار او در ترکیه برگزار شد، اعلام کرد: “مدتهاست با کمال خوشوقتی، ناظر ترقیات عظیم ملت دوست و همجوار خود هستم و لزوم دوستی با ترکیه را احساس میکنم و به همین مناسبت، خوشبختانه امروز می‌بینم که این دوستی، از هر تزلزلی مصون خواهد بود و دو ملت همسایه و برادر، میتوانند با کمال اعتماد و اطمینان، به یکدیگر متکی باشند.” سفر رضاشاه به ترکیه و تأثیرپذیری او از آتاتورک، نقطه عطفی در روند مدرنیزاسیون ایران بود. او با مشاهده اصلاحات ترکیه، تلاش کرد ایران را نیز در مسیر مشابهی قرار دهد. هرچند موفق نشد مانند آتاتورک حکومت را به جمهوری تبدیل کند، اما اصلاحات او در حوزه‌های اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی الگویی از نوسازی بر مبنای مدل ترکیه بود. روابط دوستانه این دو رهبر، تأثیری ماندگار بر تاریخ منطقه گذاشت. 🔗 https://t.me/iranism4ever

  • روشن جوادف، سیاست‌مدار و فرمانده نظامی جمهوری آذربایجان در دهه ۱۹۹۰، نقش مهمی در تحولات جنگ قره‌باغ ایفا کرد. او رهبری گروه شبه‌نظامی OMON را بر عهده داشت که با هدف آزادسازی قره‌باغ تشکیل شده بود. جوادف بر این باور بود که هرگونه آتش‌بس به معنای از دست دادن همیشگی قره‌باغ خواهد بود، اما این دیدگاه با سیاست‌های حیدر علی‌اف، در تضاد بود. در سال ۱۹۹۵، به دنبال اختلافات شدید میان جوادف و دولت علی‌اف، حاکمیت به جای تمرکز بر مقابله با نیروهای ارمنی، دستور داد ارتش به مقر رزمندگان داوطلب در باکو حمله کند. در این درگیری، روشن جوادف زخمی شد و در نهایت کشته شد. سرکوب گروه آپون عاملی برای تثبیت قدرت دولت علی‌اف بود. روشن جوادف که به تنش‌های پشت پرده با دولت اشاره کرده بود، نقل کرده که علی‌اف در دیداری خصوصی او را از هرگونه همکاری با ایران منع کرده و حتی گفته بود که اگر قره‌باغ با کمک ایران قابل بازپس‌گیری باشد، ترجیح می‌دهد این منطقه به ارمنستان داده شود. این تنش‌ها، به‌ویژه با توجه به حمایت پنهانی ایران از گروه جوادف در جنگ قره‌باغ، به دشمنی علنی میان او و دولت علی‌اف منجر شد. 🔗 https://t.me/iranism4ever

  • پاینده ایران در شرایطی که هیچ اراده‌ی ملی از سوی مدیران باشگاه تراکتورسازی تبریز و شخص آقای زنوزی برای مقابله با اقدامات ضدملی از هواداران این تیم دیده نمی‌شود، به نظر می‌رسد انحلال این باشگاه می‌تواند به‌عنوان ساده‌ترین و بهترین راه‌حل حال‌حاظر برای جلوگیری از ایجاد بستری برای تجمع خود گرگ پندارها باشد. در کوتاه‌مدت، پاک کردن صورت مسئله بهترین راه برای فراهم‌کردن شرایط مناسب جهت حل بنیادی این مشکل می‌باشد. 🔗 https://t.me/iranism4ever

  • تصویری کمتر دیده شده از سه بزرگ نظامی ایران سال ۱۳۰۰ - نشسته از راست سپهبد حاج علی رزم آرا، سرلشگر هدایت و مرحوم بایندر (هرسه با درجه ستوانی) 🔗 https://t.me/iranism4ever

  • خدا، شاه، میهن شعار «خدا، شاه، میهن» یکی از مشهورترین و محبوب‌ترین شعارهای پادشاهی‌خواهان در ایران است که ریشه‌ای طولانی در تاریخ دارد. این شعار، نه تنها در ایران، بلکه در دیگر جوامع و فرهنگ‌ها نیز سابقه‌ای قابل توجه دارد. استفاده از شعارهایی که بر سه عنصر کلیدی تأکید می‌کنند، سابقه‌ای طولانی دارد. نمونه‌های اولیه این سبک را می‌توان در روم باستان مشاهده کرد، جایی که مفاهیمی همچون دین، اقتدار، و وطن برای تقویت وفاداری مردم به امپراتوری مورد استفاده قرار می‌گرفتند. با ورود به عصر مدرن، این نوع شعارها در نظام‌های سیاسی مختلف جهان رایج شد. یکی از نخستین نمونه‌های برجسته در دوران مدرن، شعار «امپراتوری، مذهب، وطن» بود که توسط ناپلئون سوم در فرانسه مطرح شد. این شعار، تأکید بر اقتدار امپراتور، اهمیت مذهب و عشق به وطن داشت و الهام‌بخش دیگر نظام‌های سیاسی در اروپا و فراتر از آن شد. این سبک شعار در بسیاری از کشورها با ترکیب‌های متفاوت به‌کار گرفته شده است. نمونه‌هایی از این شعارها عبارت‌اند از: 1. ایتالیا: در دوره بنیتو موسولینی، شعار «خدا، وطن، خانواده» (Dio, Patria, Famiglia) مورد استفاده قرار گرفت. 2. لیبی: در دوران پادشاهی ادریس اول، شعارهای مشابهی با تأکید بر مذهب و پادشاهی رایج بودند. 3. مراکش: شعار «الله، الوطن، الملک» (خدا، میهن، شاه) در دوران محمد پنجم و پس از آن، به‌عنوان شعار رسمی کشور شناخته شد. 4. سوریه: در دوران حکومت خاندان اسد، شعار «الله، سوریه، بشار» شکل گرفت که وفاداری به رهبر را در کنار مذهب و میهن قرار می‌داد. در ایران، این شعار ابتدا در دوران رضاشاه پهلوی شکل گرفت. با تأسیس حکومت پهلوی، شعارهایی که بر ملی‌گرایی، اقتدار شاهنشاهی، و اهمیت دین تأکید داشتند، رواج یافتند. در دوران محمدرضا شاه پهلوی، شعار «خدا، شاه، میهن» به‌طور رسمی تثبیت شد و در مراسم‌های رسمی، نظام آموزشی، و فعالیت‌های تبلیغاتی به‌کار گرفته شد. اما شعار «خدا، شاه، میهن» با وجود محبوبیتش، از نظر برخی افراد و جریان‌های سیاسی قابل نقد است. یکی از اصلی‌ترین نقدها، اولویت‌بندی شاه بر میهن است. این ساختار ممکن است این برداشت را ایجاد کند که اهمیت پادشاه بالاتر از کشور است، که برای بسیاری از افراد قابل پذیرش نیست. همچنین، استفاده از خدا به‌عنوان یکی از ارکان شعار ممکن است برای افرادی که باورهای مذهبی ندارند، مانند آتئیست‌ها یا آگنوستیک‌ها، چالش‌برانگیز باشد. این گروه‌ها ممکن است با وجود اعتقاد به نظام پادشاهی، نتوانند با چنین شعاری همدلی کنند. برخی کشورها، با وجود استفاده از شعارهای سه‌گانه، اولویت‌بندی را به گونه‌ای تغییر داده‌اند که وطن یا ملت برتر از حاکم قرار گیرد. به عنوان مثال: در مراکش، شعار «الله، الوطن، الملک» (خدا، میهن، شاه) وطن را بالاتر از شاه قرار می‌دهد. در سوریه، شعار «الله، سوریه، بشار» به‌گونه‌ای طراحی شده که سوریه (وطن) بالاتر از رهبر قرار گیرد. این تغییر اولویت‌بندی می‌تواند احساس تعلق عمومی بیشتری ایجاد کند و از تمرکز بیش از حد بر فرد حاکم جلوگیری کند. شعار «خدا، شاه، میهن» بخشی از هویت تاریخی و سیاسی ایران در دوران پهلوی است و همچنان در میان پادشاهی‌خواهان محبوبیت دارد. با این حال، بررسی ریشه‌ها و نقدهای ساختاری آن برای بازنگری در اولویت‌بندی مفاهیم ممکن است به پذیرش گسترده‌تر آن کمک کند. و اما ، هر شعاری که بر سه عنصر کلیدی تأکید می‌کند، باید بازتاب‌دهنده نیازها و ارزش‌های جامعه باشد و بتواند میان اقشار مختلف مردم پیوند ایجاد کند. 🔗 https://t.me/iranism4ever

  • زنان ایرانی در نبرد چالدران: روایتی مغفول با اهمیتی بسیار تاریخ ایران پر است از داستان‌ها و رویدادهایی که شجاعت، وفاداری و نقش بی‌بدیل زنان را نشان می‌دهد، اما برخی از این موضوعات کمتر مورد توجه قرار گرفته‌اند و در سایه روایت‌های مرسوم تاریخی مغفول مانده‌اند. یکی از این موارد، حضور زنان دلیر ایرانی در نبرد چالدران است؛ نبردی که در سال ۹۲۰ هجری قمری (۱۵۱۴ میلادی) میان سپاه شاه اسماعیل صفوی و سلطان سلیم عثمانی رخ داد. این نبرد نه تنها به دلایل سیاسی و نظامی اهمیت داشت، بلکه حضور زنان ایرانی در میدان جنگ به‌عنوان جنگاورانی شجاع و فداکار، اهمیت این نبرد تاریخی را دو چندان می‌کند. به گزارش منابع تاریخی، در میان کشته‌شدگان این جنگ، جسد زنان بسیاری یافت شد که با لباس‌های رزمی و زره در کنار مردان به میدان آمده بودند. این زنان نه تنها نشان‌دهنده وفاداری و شجاعت بودند، بلکه سمبل مقاومت و عشق به میهن نیز به شمار می‌رفتند. سلطان سلیم عثمانی که از دلاوری این زنان ایرانی شگفت‌زده شده بود، به پاس احترام به شجاعت و وطن‌دوستی آنان، دستور داد اجسادشان با تشریفات نظامی دفن شوند. یکی از مورخان ایتالیایی به نام ساگر دوا نیز در کتاب خود “تاریخ امپراطوری عثمانی” به این موضوع اشاره کرده و نوشته است: “در میان کشتگان، اجساد زنان ایرانی پیدا شد که در لباس مردان جنگ به میدان آمده بودند تا در سرنوشت شوهران خود شریک و در افتخار نبرد سهیم باشند. سلیم بر جرأت و دلیری و وطن‌پرستی ایشان آفرین گفت و فرمان داد که با تشریفات نظامی آنان را به خاک سپارند.” این روایت تاریخی نشان می‌دهد که نقش زنان در تاریخ ایران فراتر از وظایف روزمره و خانه‌داری بوده و آنها در مواقع حساس، همانند مردان در صحنه‌های بزرگ تاریخی نقش‌آفرینی کرده‌اند. زنان جنگاور چالدران، نمادی از استقامت، شجاعت و مشارکت فعال در سرنوشت کشور خود بودند و یاد و خاطره آنان همچنان الهام‌بخش است. 🔗 https://t.me/iranism4ever

  • مهاجرت ایرانیان به قفقاز در قرن ۱۹ مهاجرت ایرانیان به منطقه قفقاز در قرن ۱۹ میلادی بخشی مهم و کم‌تر شناخته‌شده از تاریخ ایران و منطقه است. این مهاجرت‌ها که تحت تأثیر عوامل مختلف سیاسی، اقتصادی، و اجتماعی رخ داد، به شکل‌گیری جوامع ایرانی در قفقاز منجر شد و تأثیرات عمیقی بر ترکیب جمعیتی و فرهنگی این منطقه گذاشت. یکی از مهم‌ترین عوامل مهاجرت ایرانیان به قفقاز در قرن ۱۹، جنگ‌های ایران و روسیه (۱۸۰۴-۱۸۲۸) و نتایج آن بود. این جنگ‌ها به جدایی بخش‌هایی از قلمرو ایران و الحاق آن‌ها به امپراتوری روسیه منجر شد. ایران بخش‌هایی از قفقاز، از جمله گرجستان، ارمنستان، و جمهوری آذربایجان امروزی را به روسیه واگذار کرد. این تغییرات جغرافیایی و سیاسی، باعث شد بسیاری از ایرانیان ساکن این مناطق به مهاجرت مجبور شوند. عوامل اقتصادی نیز نقش مهمی در مهاجرت ایرانیان به قفقاز داشتند. با توسعه اقتصادی و صنعتی شدن در قفقاز تحت کنترل روسیه، فرصت‌های شغلی جدیدی برای ایرانیان به وجود آمد. کارگران ایرانی، به ویژه از مناطق شمال غربی ایران، به قفقاز مهاجرت کردند تا در صنایع نوظهور و پروژه‌های زیرساختی کار کنند. فشار اقتصادی در ایران، از جمله کسری دائمی تراز تجارت خارجی و سلطه سرمایه‌داران خارجی، موجب تعطیلی کارگاه‌های کوچک، فقر گسترده کشاورزان و بیکاری وسیع شد. این وضعیت، کارگران و کشاورزان بیکار را وادار کرد تا به جستجوی کار در روسیه و قفقاز بروند. مدارک تاریخی نشان می‌دهند که مهاجرت ایرانیان به قفقاز در قرن ۱۹ روندی افزایشی داشت. برخی آمارهای رسمی، که توسط ادارات سیاسی روسیه تزاری ثبت شده‌اند، به شرح زیر است: • در سال ۱۸۹۱: صدور ۱۵,۶۱۵ گذرنامه به مقصد روسیه. • در سال ۱۸۹۷: صدور ۲۲,۸۶۱ گذرنامه. • در سال ۱۹۰۴: صدور ۵۹,۱۲۱ گذرنامه. • در سال ۱۹۰۵: صدور ۶۲,۲۴۹ گذرنامه. این آمار تنها مربوط به شهرهای مرزی و بخش آذربایجان ایران است. بسیاری از مهاجران بدون گذرنامه و ثبت رسمی به قفقاز سفر می‌کردند. تخمین زده می‌شود که تا پایان قرن ۱۹ و آغاز قرن ۲۰، سالانه حدود ۲۰۰,۰۰۰ ایرانی برای کار به روسیه و قفقاز می‌رفتند، که حدود ۲ درصد از جمعیت ایران را تشکیل می‌دادند. ایرانیان مهاجر در صنایع نفتی باکو، معادن زنگزور، کارخانه ذوب مس در الله‌وردی و دیگر مراکز صنعتی مشغول به کار شدند. در آستانه انقلاب ۱۹۰۵ روسیه، ایرانیان ۲۲ تا ۲۳ درصد از کل طبقه کارگر باکو را تشکیل می‌دادند. بسیاری از این کارگران، فصلی بودند و تنها چند ماه در سال کار می‌کردند. همچنین، ایرانیان در شهرهای بندری مانند آستراخان و پتروفسک به بارگیری و تخلیه بار مشغول بودند و حتی اتحادیه‌هایی مانند اتحادیه باربران ایرانی در این مناطق تشکیل دادند. مهاجرت ایرانیان به قفقاز در قرن ۱۹ نتیجه مستقیم جنگ‌ها، تحولات سیاسی، بحران‌های اقتصادی داخلی و توسعه صنعتی در روسیه بود. این مهاجرت‌ها، علاوه بر تأثیرات اقتصادی، پل مهمی برای انتقال ایده‌ها و فرهنگ‌ها میان دو منطقه ایجاد کرد. کارگران ایرانی در قفقاز تجربه‌های ارزشمندی کسب کردند که تأثیر مستقیمی بر تحولات اجتماعی و سیاسی ایران داشت. 🔗 https://t.me/iranism4ever

  • Channel created