tgindex
.hanam.
@its_a_hanaперсидский

I'm here : https://t.me/HarfChatBot?start=bcf062f33e5d

Последний пост
6 авг.
Последнее чтение
14 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
14 авг.
Подписчики
41
мало замеров
Замеров пока мало
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
92
20 постов
Вовлечённость
224,4%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
39
1/48двое суток
44
1/72трое суток
48

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • خیال آمدنت دیشبم به سر می‌زد نیامدی که ببینی دلم چه پر می‌زد به خواب رفتم‌و نیلوفری بر آب شکفت خیال روی تو نقشی به چشم تر میزد..

  • خیال آمدنت دیشبم به سر می‌زد...

  • از دل برود، هر آنکه از دیده برفت..

  • 23 июл.441из muokita

    این پیام رو فور کنید و بگید ضرب المثلی که باهاش اصلا موافق نیستید چیه؟!

  • پس شاخه‌های یاس و مریم فرق دارند؟ آری! اگر بسیار، اگر کم فرق دارند شادم تصوّر می‌کنی وقتی ندانی لبخندهای شادی و غم فرق دارند برعکس می‌گردم طواف خانه‌ات را دیوانه‌ها آدم به آدم فرق دارند من با یقین کافر، جهان با شک مسلمان با این حساب اهل جهنّم فرق دارند... بر من به چشم کشتۀ عشقت نظر کن پروانه‌های مُرده با هم فرق دارند - فاضل نظری

  • بندر عباس عزیز 🖤.

  • 14 июл.72из iliaen

    بدون شرح. @iliaen

  • نیامدی و دوباره به خویش رو کردم شبانه با لب لیوان بگو‌مگو کردم تمام شب به کفایت شراب خوردم و بعد اذان صبح که شد با همان وضو کردم نخواستی به زبانم بیایی اما من حروف نام تو را خارِ در گلو کردم نیامدی که بدوزم به چشم‌های تو چشم نشستم و جگر خویش را رفو کردم نواخت عقل به گوشم کشیده‌ای که: ببین! دو چشمه اشک شدم حفظ آبرو کردم چه جای خرده بر او اشتباه از من بود که عقل ناقص را با تو رو‌به‌رو کردم تو آرزوی بزرگی نمی‌توانم گفت که با نیامدنت ترک آرزو کردم - غلامرضا طریقی

  • без подписи

  • 27 июн.72из seyedtaghiseyedi

    با سلاحی که مرا کشت به او جان می‌داد با همان لب که به من قول فراوان می‌داد…

  • گر چه به شعله میکشی قلبِ مرا به عشوه‌ات؛ بر دو جهان نمی دهم یک سرِ تارِ موی تو.. -

  • در قفسِ خیالِ تو، تکیه زنم به انتظار تا که تو بشکنی قفس، پر بکشم به سویِ تو.. - کمال جعفری امام‌زاده

  • از در، درآمدی و من از خود به در شدم گفتی کز این جهان به جهان دگر شدم گوشم به راه تا که خبر می‌دهد ز دوست صاحب خبر بیامد و من بی‌خبر شدم چون شبنم اوفتاده بدم پیش آفتاب مهرم به جان رسید و به عیوق بر شدم گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاق ساکن شود بدیدم و مشتاق‌تر شدم دستم نداد قوت رفتن به پیش یار چندی به پای رفتم و چندی به سر شدم تا رفتنش ببینم و گفتنشْ بشنوم از پای تا به سر همه سمع و بصر شدم من چشم از او چگونه توانم نگاه داشت؟ کاول نظر به دیدن او دیده‌ور شدم بیزارم از وفای تو یک روز و یک زمان مجموع اگر نشستم و خرسند اگر شدم او را خود التفات نبودش به صید من من خویشتن اسیر کمند نظر شدم گویند روی سرخ تو سعدی چه زرد کرد؟ اکسیر عشق بر مسم افتاد و زر شدم - سعدی

  • 🤎‌

  • " چراغ‌های کوچه را شکسته‌اند زورشان به صبح که نمی‌رسد درخت‌های قد کشیده را سر زدند زورشان به جوانه که نمی‌رسد زمستان است زمستان است، قبول زورشان به بهار که نمی‌رسد... "

  • بحث با ناقص خیالان‌ شیوهء استاد نیست؛ علم افلاطون، حریفِ جهلِ مادرزاد نیست! - میثم افشار

  • درد را باران نمی‌شو‌ید ولی.. زیرِ باران.. زیرِ باران گریه کن.

  • 6 февр.1151из Alireza_mystery

    می گویند زیاد فحش می دهی یعنی چه؟ برای آنهایی که زندگی ام را به گوه کشیده‌اند، شعر بگویم؟ "بوکوفسکی" صادق هدایت خودمون هم که میگه: زبان فارسی اگر هیچ چیز نداشته باشد، فحش آبدار زیاد دارد. ما که سر این ثروت عظیم نشسته ایم، چرا ولخرجی نکنیم؟..

  • شرم.

  • بُهت.