Deja Vu
Статистикаمن هیچیم؛ تو چی هستی؟ راه ارتباطی: t.me/HidenChat_Bot?start=6062624296
- Последний пост
- 12 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги (по похожим)
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 847
- 1/48двое суток
- 970
- 1/72трое суток
- 1 046
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
видео или голосовое, без подписи
امیدوارم بالاخره بشه؛ هر چیزی که دارین تو خلوتتون براش زمان میذارید و تلاش میکنید.
اونقدر اذیت میشی تا یاد بگیری دیگه به هر چیزی اهمیت ندی.
شاید یکی از نشونههای پختگی این باشه که یاد بگیریم لازم نیست همهچیز را برای همه تعریف کنی. یاد بگیری بیشتر از اینکه حرف بزنی، زندگی کنی؛ بیشتر از اینکه توضیح بدی، عمل کنی و بیشتر از اینکه خودت رو ثابت کنی، اجازه بدی گذر زمان حقیقت رو ثابت کنه.
видео или голосовое, без подписи
خیلی برام قشنگه که با وجود این همه مدت که نبودم و فعالیتی نداشتم، هنوز اینجایید و همراهم موندید. ممنونم از حضورتون و از اینکه فراموشم نکردید.
هیچکی قرار نیست بار غمت رو برداره؛ اما اینکه یکی بفهمه با چه باری داری راه میری، خودش یه دنیا ارزش داره.
فهمیده شدن، یه حس عجیبه… وقتی یکی بدون اینکه بخوای از خودت دفاع کنی، میفهمه و میدونه چرا اینقدر خستهای.
گاهی فقط اینکه یکی واقعاً درکت کنه و بگه: «میفهمم چی کشیدی»، از هر حرف و توضیحی بیشتر آرومت میکنه.
از دور به خودم نگاه کردم. و چقدر به خودم حق دادم. که خسته و بیطاقت و غمگین باشم. من چه خوب تا به امروز ادامه داده بودم. و چه خوب تا اینجای مسیر را دوام آورده بودم. و چه خوب حفظ ظاهر کرده بودم؛ مقابل آدمها. و حالا حق داشتم. حتی اگر تمام مسیر را بازمیگشتم. با این امید که فقط به شانههای کسی تکیه کنم. و حس کنم که دیگر، هیچ چیزِ جهان و آدمها به من مربوط نیست. من خسته بودم. از اینکه همیشه خودم حواسم به همه چیز بود. و همیشه خودم باید خودم را نجات میدادم. گاهی دلت میخواهد کسی از راه برسد و خستگی و تلاشهای فراتر از تحمل تورا، درک کند و تورا نجات بدهد. کسی که نگوید روی پای خودت بایست، نگوید تحت هر شرایطی ادامه بده. بگوید من حواسم به همه چیز است، تو خستهای. نگران هیچ چیز نباش و آرام بخواب. بخشی از انیمیشن؛ همسایه من پوکویو/
«دیر کن، اما بیا. فقط وقتی که آمدی مرا بردار و ببر؛ من از نرسیدنها لبریزم.»
«باشد که همهی چیزهای خوب دنبالت بیایند، پیدایت کنند و با تو بمانند.»
«آیا میتوانم عاشقانه کسی را دوست بدارم و هنوز و همواره پرواز کنم؟»
آدم گاهی وقتا از هیچ کاری لذت نمیبره و فقط میخواد که زمان بگذره.
«صبر زیاد، هر ذوقی رو از بین میبره.»
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
دوست دارم بخوابم و بیدار که شدم غمها ولمون کرده باشن.
زمان ممکنه کمک کنه خیلی چیزا رو فراموش کنی اما احساسی که تجربه کردی هیچوقت از یادت نمیره.
غمگینه که تو هر شرایطی، هر بلاییم که سرت بیاد زندگی ادامه داره و متوقف نمیشه.