- Последний пост
- 30 июн.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 22
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
✅ تمام روابط سالم سه جزء مشترک دارند: ۱ـ احترام متقابل ۲ـ اعتماد متقابل ۳ـ محبت متقابل 💟 @jomalatefalsafi
✅ تو ذهنم در مورد چیزی که اتفاق نیوفتاده سناریو می سازم و برای اون سناریو استرس میگیرم. 💟 @jomalatefalsafi
✅ داستایوفسکی معتقد بود که آدمها بیشتر از آنکه عاشقِ خود طرف مقابل باشند، عاشق "تصویری" هستند که از او در ذهنشان ساختهاند. 💟 @jomalatefalsafi
با آنان كه نا اميدت نموده بودند چگونه تا كردى؟ هيچ، گذشتم انگار كه هرگز نبوده اند.. 💟 @jomalatefalsafi
✅ به فرزندان خود راهنما زدن، دنگ دادن، حرمت نون و نمک نگه داشتن، با دهن بسته غذا خوردن و متعهد بودن رو بیاموزید.
✅ ویکتور هوگو چقدر زیبا میگه: آدم دوستانش را از دست نمیدهد، دشمنان مخفی اش را پیدا میکند، دوستان واقعی هر اتفاقی بیوفتد تا پایان دوست میمانند. 💟 @jomalatefalsafi
без подписи
без подписи
без подписи
یادش بخیر 😢
✅ از یه بنده خدایی پرسیدم: بعد از ۶۰ سال کار تو بازار مهمترین درسی که گرفتی چیه؟ گفت: آدم بی استعداد ولی منظم میلیاردر میشه. ولی آدم باهوش بی نظم تهش هیچی نمیشه داشت به زبون خودش میگفت نظم و انضباط هست که فرق می سازه همیشه. 💟 @jomalatefalsafi
💟 @jomalatefalsafi
💟 @jomalatefalsafi
💟 @jomalatefalsafi
💟 @jomalatefalsafi
✅ هر بیت کوین شده ۱۰ میلیارد تومن !
💟 @jomalatefalsafi
✅ جایی نوشته بود که: از نظر روانشناسی، به این دلیل ما زمان رویا پردازی چشمامون رو میبندیم چون زیباترین چیزهای زندگی با چشم دیده نمیشن، بلکه با قلب احساس میشن. 💟 @jomalatefalsafi
✅ حکایت نادر شاه افشار و باغبان نادر شاه در حال قدم زدن در باغش بود که باغبان خسته و ناراضی نزد وی رفت و گفت: پادشاه فرق من با وزیرت چیست؟ من باید اینگونه زحمت بکشم و عرق بریزم ولی او در ناز و نعمت زندگی میکند و از روزگارش لذت میبرد. نادر شاه کمی فکر کرد و دستور داد باغبان و وزیرش به قصر بیایند. هر دو آمدند. نادر شاه گفت: در گوشه باغ گربهای زایمان کرده بروید و ببینید چند بچه به دنیا آورده. هردو به باغ رفتند و پس از بررسی نزد شاه برگشتند و گزارش خودرا اعلام نمودند. ابتدا باغبان گفت: پادشاها من آن گربهها را دیدم سه بچه گربه زیبا زایمان کرده. سپس نوبت به وزیر رسید. وی برگهای باز کرد و از روی نوشتههایش شروع به خواندن کرد: پادشاها من به دستور شما به ضلع جنوب غربی باغ رفتم و در زیر درخت توت آن گربه سفید را دیدم، او سه بچه به دنیا آورده که دوتای آنها نر و یکی ماده است؛ نرها یکی سفید و دیگری سیاه و سفید است. بچه گربه ماده خاکستری رنگ است. حدوداً یکماهه هستند. من بصورت مخفی مادر را زیر نظر گرفتم و متوجه شدم آشپز هر روز اضافه غذاها را به مادر گربهها میدهد و اینگونه بچه گربهها از شیر مادرشان تغذیه میکنند. همچنین چشم چپ بچه گربه ماده عفونت نموده که ممکن است برایش مشکلساز شود. نادر شاه رو به باغبان کرد و گفت این است که تو باغبان شدهای و ایشان وزیر. 💟 @jomalatefalsafi
✅ حکایت نادر شاه افشار و باغبان