- Последний пост
- 15 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 37
- Всего постов
- 359
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Образование (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 50
- 1/48двое суток
- 57
- 1/72трое суток
- 61
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
شبی بى ياد زلفت #صبح كردن قسمت ما نيست پريشانى چرا دست از سر ما بر نمیدارد... #محمدسهرابى @jorenoosh
#شعرشب چو غلام آفتابم هم از آفتاب گویم نه #شبم نه شبپرستم که حدیث خواب گویم چو رسول آفتابم به طریق ترجمانی پنهان از او بپرسم به شما جواب گویم #حضرتمولانا @jorenoosh
با خلقیات خوب و بدم راه آمدی هی اشتباه دیدی و کوتاه آمدی یک عمر هر ستاره به من چشمکی پراند اما فقط تو در نظرم ماه آمدی آیینه هم ندید کسی را به غیر تو تا دلبخواه من - من خودخواه- آمدی دیدار با تو لذت عمر دوباره بود ای جان! در این زمانه جانکاه آمدی شرمنده ام که در دلم ای ماه جای توست از آسمان خویش به این چاه آمدی #علیرضانورعلیپور @jorenoosh
بی یادِ تو هرجا که نشستم توبه… #ابوسعید @jorenoosh
خرابههای عشق را برای جستجوی تو غزل غزل شنیدم و نفس نفس دویدهام #روژانحضرتی(شاعر بزرگوار عضو کانال) @jorenoosh
без подписи
هزار جان به ارادت تو را همیجویند تو سنگدل به لطافت دلی نمیجویی ولیک با همه عیب از تو صبر نتوان کرد بیا و گر همه بد کردهای که نیکویی #سعدی @jorenoosh
گاهی نمیرسد به غزل، گاه میرسد ... این شعرها عصارهی دلتنگی من است #فرزادفتحی @jorenoosh
چون سنگ بر آیینه مزن،کینهٔ خود را مشکن دلو مجروح مکن سینهٔ خود را تا آب شود از تب و تابش غم غربت چون هیمه در آتش بفکن کینهٔ خود را هرلحظه مشو دیگر و خورشیدکه سر زد از یاد مبر صحبت دوشینهٔ خود را هردانه که دیدی مخور ایمرغبهشتی! باری به خورندت بگزین چینهٔ خود را تا مهر در آن رغبت دیدار بیابد با خشم مکدّر مکن آیینهٔ خود را اینسان مفکن عشق به تعلیق و به تعطیل بر شنبه مسلّط مکن #آدینهٔ خود را #استادحسینمنزوی @jorenoosh
ای به رقص آمده با صد دف و نی در جانم دف و نی چیست منَت کف زده میرقصانم این همه عشوهٔ اندیشه رقصان من است سر و گردن به تماشای که میگردانم ناله آموختمش از نفسِ خویش چو نای این عجب بین که ز نالیدن او نالانم سایه دست من افتاده بر این پرده و من باز از بازیِ بازیچهی خود حیرانم در نهانخانهی جان جای گرفتهست چنان که به دل میگذرد گاه که من خود آنم گفتم این کیست که پیوسته مرا میخواند خنده زد از بنَ جانم که منم، ایرانم گفتم ای جان و جهان چشم و چراغِ دل من من همان عاشقِ دیرینهی جانفشانم به هوای تو جهان گردِ سرم میگردد ورنه دور از تو همین سایهی سرگردانم #هوشنگابتهاج @jorenoosh
با جانِ شمع هوهوی طوفان چه میکند؟ با تختهپاره سیل خروشان چه میکند؟ از حال من سراغ گرفتی، بیا ببین با خاک مرده باد غزلخوان چه میکند؟ گفتی میان آتش عشقم چه میکنی؟ گفتم خلیل بین گلستان چه میکند؟ شوق وصال کشته مرا، بیم هجر هم جایی که خیر این نرسد، آن چه میکند؟ من قطره قطره اشک شدم بعد رفتنت با تو صدای چک چک باران چه میکند؟ در خواب دیدمت به مزار من آمدی در حیرتم که در تن من جان چه میکند #ربابکلامیفرد @jorenoosh
без подписи
ای باد #صبح! منزل جانان من کجاست؟! #هلالیجغتایی @jorenoosh
esrafilshirchi خاطره دیدار استاد اسرافیل شیرچی واستاد فرشچیان در نیویورک نیویورک ....... خاطره ای است مرا .... به سالگرد پروازش نزدیکیم ...... تقدیم به شما همراهان گران ارج ، هنر و فرهنگ ایران پرگهر ...... سال ها میگذرد و ...... پرند خاطر هنر ناب و اخلاق مداری و استادی اش بر آسمان ایران تابانی است ،،،، استاد محمود فرشچیان ، فرزند ایران و اصفهان جاودان هرکسی به اندازه ی عشقی که در وجودش نهفته دارد جرعه می نوشد ... یاد آن اعتبار هنر همیشه گرامی است .... @jorenoosh
#شعرشب صد خزان افسردگی بودم، بهارم کردهای تا به دیدارت چنین امّیدوارم کردهای پای تا سر میتپد دل کز صفای جان چو اشک در حریمِ شوقها آیینهدارم کردهای در #شب نومیدی و غم، همچو لبخند سحر روشناییبخش چشمِ انتظارم کردهای در شهادتگاه شوق، از جلوهای آیینهدار پیش روی انتظارت شرمسارم کردهای میتپد دل چون جَرس با کاروانِ صبر و شوق تا به شهر آرزوها رهسپارم کردهای زودتر بفرست ای ابر بهاری، زودتر جلوهی برقی که امشب نذر خارم کردهای نیست در کنج قفس شوق بهارانم به دل کز خیالت، صد چمن گل در کنارم کردهای... #محمدرضاشفیعیکدکنی @jorenoosh
خانه ای امن در اقلیم غزل خیزی نیست در هوا رایحه ی وسوسه آمیزی نیست جان خورشید ! مرا با همه بیدار نکن پشت این پنجره ها صبح دل انگیزی نیست سخت غمگینم و دلگیر ،برایم کاری بهتر از پرسه زدن در شب پاییزی نیست عمر،بی فلسفه ای می گذرد می دانم آخر زندگی هیچ کسی چیزی نیست درتنم منطق و احساس و عطش درگیرند جنگ سرد است درآن وحشت و خونریزی نیست وسط تلخ ترین فصل کتابم هستم باز هم معتقدی روز غم انگیری نیست؟! #صنمنافع @jorenoosh
بیات اصفهان . آواز ایرج . تار فرهنگ شریف . ویلن پرویز یاحقی . سنتور فضلالله توکل . تنبک جهانگیر ملک @jorenoosh
همهچیز قبلاً بارها اتفاق افتاده است در این واقعیتِ دستِ دوم تنها عِشق است که سرانجام میتواند بگوید: « ببین... میتوانم همهچیز را مثل روز اول تر و تازه کنم. » #هرماندکونینک @jorenoosh
چاوشیخون تو و مردم تنهاتم تکیه کن به قلب من تا ابد همراتم #سعدی @jorenoosh