tgindex
داستانکِ ایرانیِ سیاست

داستانکِ ایرانیِ سیاست

Статистика
@kabkekebekперсидский

محسن خلیلی ۰۹۱۵۵۱۶۴۲۰۸ +15142170016 @MohsenKhalili1346

Последний пост
13 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
1
Всего постов
42
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 690
−1 за 5 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
760
40 постов
Вовлечённость
45,0%
к подписчикам
Постов в день
0,1
всего 42
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
200
1/48двое суток
229
1/72трое суток
247

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • ب و ب و ب؛ F & F & F!   ▪️کارویژه و کارکردِ «تامس پین» در انقلاب آمریکا، تأسیس کشور و قانون اساسی ایالات متّحدۀ آمریکا، مرا گیج کرد و به‌اندیشه فروبُرد. ▪️در تاریخ سیاسی آمریکا از اصطلاحِ «پدرانِ بنیادگذار» (Founding Fathers) فراوان بهره گرفته‌اند. ▪️خبرِ بد این‌که، تاریخ سیاسی آمریکا را، پدران بنیادگذار، برنساخته‌اند. ▪️خبرِ خوب این‌که، «سه» گروه، باهم‌دیگر، دست‌به‌ساخت‌وپاختِ فلسفی-حقوقی-سیاسی زده‌اند و «ایالاتِ متّحده» را، «برپا»کرده‌اند. ▪️زیربار نرفتم. ▪️مجبور شدم دست‌به‌ساخت‌وساز بزنم. ▪️زدم. ▪️شد. ▪️ساختم. ▪️گرفت: یک) «برپاکننده» (Father) اندیشه را برپا می‌کند. دو) «بنیان‌گذار» (Founder) نهاد را بنیان می‌گذارد. سه) «برسازنده» (Framer) ساختار را می‌سازد.   🔴🔴پروندۀ شنیداریِ «ب و ب و ب؛ F & F & F!» را بشنوید؛ نیم‌نگاهی است از زاویۀ دیگر، به مفهوم و مضمونِ «پدرانِ بنیادگذار» در تاریخِ سیاسی آمریکا؛ و البته، به‌دردِ درس‌گفتارهای «تاریخِ اندیشۀ حقوقی و سیاسیِ ریخت‌ومایه‌گرفتنِ "کنستی‌توسیون"» (که هزارتویی است برای خودش و بی‌پایان خوش‌می‌دارَمَش) نیز می‌خورد.   محسن خلیلی مونترال کانادا ۲۲ امرداد ۱۴۰۵ / ۱۳ اوت ۲۰۲۶ #تاریخ_اندیشه_سیاسی #تاریخ_حقوق_اساسی #تاریخ_نهادسازی_سیاسی #آمریکا_قانون‌اساسی #آمریکا_انقلاب #تامس_پین #برپاکننده_Father #بنیان‌گذار_Founder #برسازنده_Framer @kabkekebek @PorsoonPorsoonMohsenKhalili instagram.com/mohsen.khalili.mk

  • 9 авг.451158

    به‌وقتِ سیاست(۱) گم‌کردۀ سیاست؛ آن‌چه سیاست به‌ما نمی‌گوید! ◼️در اداره‌ بودم. مرد میان‌سالی در صف بود. پرونده‌ را روی پیش‌خوان گذاشت. کارمند گفت: «ناقص است.» چیزی نگفت. سکوت کرد. مدارک را برداشت. رفت. ✔️در چنان‌صحنه‌ای، قدرت و قانون و حکومت و دولت، حضور و نفوذ داشتند؛ اما چیزی‌که بیش‌ترازهمه دیده ‌شد، نه قدرت و قانون بود، نه حکومت و دولت؛ سکوت بود. ☑️اندیشیدم که سیاست، برای آن‌چه آن مردِ میان‌سال، می‌آزمود چه واژه‌ای دارد. ☑️آیا آن‌سکوت، آن‌خستگی، آن‌حسرت، آن‌نومیدی، آن‌خشم، آن‌نارضایتی، جایی در زبان سیاست دارد؟ ▪️سیاست از «امنیت» حرف می‌زند؛ از «ترس» نه. ▪️سیاست از «شهروند» حرف می‌زند؛ از «تنهایی» نه. ▪️سیاست از «عدالت» حرف می‌زند؛ از «حسرت» نه. ▪️سیاست از «تاریخ» حرف می‌زند؛ از «خاطره» نه. ✅سیاست را با قدرت، دولت، حکومت، قانون، انتخابات، احزاب، منافع، امنیت، آزادی، عدالت و ...، می‌شناسند. ❎اما زندگی روزانۀ انسان، با ترس، تنهایی، خشم، نفرت، امید، حسرت، سکوت، روایت، فراموشی، خاطره و ...، شناخته می‌شود. ✅مهم‌ترین پرسش سیاست این نیست‌که «قدرت چگونه توزیع می‌شود»؛ این است‌که «چه تجربه‌هایی وارد زبان سیاست می‌شوند و چه تجربه‌هایی، نه.» ◼️پدرمادربزرگ‌ها، رخ‌دادها را با تاریخِ رسمی تعریف نمی‌کنند. اگر از آن‌ها بپرسید که فلان‌سال چه شد، نمی‌گویند چه دولتی سر کار بود یا چه قانونی تصویب شد. می‌گویند: «آن‌سال‌که برادرم از جنگ برنگشت.» «آن‌سال‌که مجبور شدیم خانه‌مان را رها کنیم.» «آن‌سال‌که احساس کردم هیچ امیدی ندارم.» 🔴پروندۀ شنیداریِ «گم‌کردۀ سیاست؛ آن‌چه سیاست به‌ما نمی‌گوید!» را، بشنوید؛ نیم‌نگاهی است از زاویۀ دیگر، به درون‌مایۀ «زبانِ سیاست»، در پرتوِ بازخوانیِ آن‌چه سیاست بایست بگوید ولی نمی‌تواند بگوید؛ زان‌سبب‌که، «پرورانده» نشده است. محسن خلیلی مونترال/کانادا ۱۹ امرداد ۱۴۰۵ / ۱۰ اوت ۲۰۲۶ #به‌وقت_سیاست #کتاب‌خانه_مهرگان #مونترال_کانادا #دوهفتانه_با_سیاست #گم‌کرده_سیاست #آن‌چه_سیاست_به_ما_نمی‌گوید #محسن_خلیلی @kabkekebek @PorsoonPorsoonMohsenKhalili instagram.com/mohsen.khalili.mk

  • 7 авг.5631113

    ✅دوستان و همراهان گرامی 🔴پروندۀ شنیداریِ شصت‌وسومین «دوهفتانه با کتاب:نگذاریم چراغ کتاب کشته شود!» را بشنوید. ☑️نامِ کتاب: در باب آزادی ☑️نویسنده: تیموتی اسنایدر ☑️پارسی‌گردان: اصلان قودجانی ☑️ناشر: پویش فکری توسعه، چاپ اول، ۱۴۰۳ 🔴🔴دوستانِ کتاب‌دوستِ کتاب‌نیازِ من ▪️من هر دوهفته یک‌بار، با یک فایل صوتی، کتابی را که خوانده‌ام برای شما روایت می‌کنم و به ‌اشتراک می‌گذارم. ▪️چنددقیقه صوت، به ساعت‌ها خواندن، اندیشیدن و آماده‌سازی نیاز دارد؛ کاری که با میل و علاقه انجام می‌دهم. ▪️اگر این شناساندن‌ها را دوست دارید، به‌شکلِ نمادین، مرا پشتیبانی و «ده‌هزار تومان» (یا بیش‌تر) واریز کنید. ▪️تشویق است؛ الزام نیست. همین‌که می‌شنوید و هم‌راهی می‌کنید، ارزش‌مند است. ▪️سپاس‌گزارِ مهرِ تک‌تکِ شنوندگان! 🔺شمارهٔ کارت 6037-9973-9229-6431 🔺شمارهٔ شبا IR150170000000101645525002 🔺شمارهٔ حساب 0101645525002 ▪️در خارج از ایران، می‌توانید مبلغِ ۵ دلار کانادا (یا بیش‌تر) واریز نمایید: ✔️یک) از طریق E-Transfer به ایمیل mohsenkhalili1346@yahoo.com ✔️دو) از طریق PayPal با لینک https://paypal.me/MohsenKhalili1346 محسن خلیلی مونترال کانادا ۱۶ امرداد ۱۴۰۵ / ۷ اوت ۲۰۲۶ #دوهفتانه_با_کتاب #نگذاریم_چراغ_کتاب_کشته_شود #در_باب_آزادی #تیموتی_اسنایدر #اصلان_قودجانی #انتشارات_پویش_فکری_توسعه #محسن_خلیلی @kabkekebek @PorsoonPorsoonMohsenKhalili instagram.com/mohsen.khalili.mk

  • به‌وقت سیاست ۱) سیاست، تنها در اتاق‌های قدرت جریان ندارد، در زندگی روزانۀ ما حضور دارد؛ در خیابان، بازار، میدان، انتخاب‌های کوچک‌وبزرگ، رسانه، اقتصاد، فرهنگ، ورزش، زبان و در شیوه‌ای که جهان و یک‌دیگر را می‌بینیم. ۲) «به‌وقت سیاست»، دوهفتانه است و در کتاب‌خانۀ مهرگان مونترال/کانادا برگزار می‌شود. ۳) هدفِ «به‌وقتِ سیاست»، پروراندنِ نگاه انتقادی، نیرومندسازی قدرت استدلال و برپاساختنِ فضای گفت‌وگو است تا میان «خبر»، «تحلیل»، «واقعیت»، «روایت»، «قدرت» و «حقیقت»، ناهمانندی پدیدار شود. ۴) «به‌وقت سیاست»، دعوتی است‌به پرسیدن، شنیدن و اندیشیدن؛ زیرا سیاست، بیش‌ازآن‌که مجموعۀ پاسخ‌های ازپیش‌آماده باشد، گسترۀ پرسش‌های بنیادین دربارۀ پدیداری بسیارپیچیده و چندلایه است. ۵) پرونده‌های شنیداریِ برنامۀ دوهفتگی «به‌وقتِ سیاست»، در کانالِ تلگرامیِ «داستانکِ ایرانی سیاست» (این‌جا) بارگذاری خواهد شد. ✅عنوان نشستِ یکم (۸ آگوست ۲۰۲۶=۱۷ مرداد ۱۴۰۵) 🔴«گم‌کردۀ سیاست؛ آن‌چه سیاست به‌ما نمی‌گوید!»🔴 محسن خلیلی مونترال کانادا ۱۵ امرداد ۱۴۰۵ / ۶ اوت ۲۰۲۶ #به‌وقت_سیاست #کتاب‌خانه_مهرگان #مونترال_کانادا #دوهفتانه_با_سیاست #گم‌کرده_سیاست #آن‌چه_سیاست_به_ما_نمی‌گوید #محسن_خلیلی @kabkekebek @PorsoonPorsoonMohsenKhalili instagram.com/mohsen.khalili.mk

  • 6 авг.524103

    ✅دوهفتانه با کتاب نگذاریم چراغ کتاب کشته شود!(۶۳) ☑️نامِ کتاب: در باب آزادی ☑️نویسنده: تیموتی اسنایدر ☑️پارسی‌گردان: اصلان قودجانی ☑️ناشر: پویش فکری توسعه، چاپ اول، ۱۴۰۳ 🔴پروندهٔ شنیداریِ شناساندنِ کتابِ «در باب آزادی»، جمعه ۱۶ مرداد ۱۴۰۵ / ۷ اوت ۲۰۲۶، بارگذاری خواهد شد. محسن خلیلی مونترال کانادا ۱۴ امرداد ۱۴۰۵ / ۵ اوت ۲۰۲۶ #دوهفتانه_با_کتاب #نگذاریم_چراغ_کتاب_کشته_شود #در_باب_آزادی #تیموتی_اسنایدر #اصلان_قودجانی #انتشارات_پویش_فکری_توسعه #محسن_خلیلی @kabkekebek @PorsoonPorsoonMohsenKhalili instagram.com/mohsen.khalili.mk

  • ✅دوهفتانه با کتاب نگذاریم چراغ کتاب کشته شود!(۶۳) ☑️نامِ کتاب: در باب آزادی ☑️نویسنده: تیموتی اسنایدر ☑️پارسی‌گردان: اصلان قودجانی ☑️ناشر: پویش فکری توسعه، چاپ اول، ۱۴۰۳ 🔴پروندهٔ شنیداریِ شناساندنِ کتابِ «در باب آزادی»، جمعه ۱۶ مرداد ۱۴۰۵ / ۷ آگوست ۲۰۲۶، بارگذاری خواهد شد. محسن خلیلی مونترال کانادا ۱۴ امرداد ۱۴۰۵ / ۵ اوت ۲۰۲۶ #دوهفتانه_با_کتاب #نگذاریم_چراغ_کتاب_کشته_شود #در_باب_آزادی #تیموتی_اسنایدر #اصلان_قودجانی #انتشارات_پویش_فکری_توسعه #محسن_خلیلی @kabkekebek @PorsoonPorsoonMohsenKhalili instagram.com/mohsen.khalili.mk

  • 2 авг.659115

    مرده‌ریگ ▪️کاشت. سال‌ها گذشت. دیوار‌ها را می‌شکافت. مُرده بود. زندگی مردم را گروگان گرفته بود. ✅در کانالِ تلگرامیِ «پُرسون‌پُرسون»، نظرسنجیِ شمارۀ ۱۳۸ (این‌جا) را گذاشتم؛ با چنین پرسش‌وپاسخی: «میراثِ شوم»، اصطلاحی است برای نام‌گذاریِ آن‌چه از رفتارهای ستیزه‌جویانه، پندارهای نابکارانه، کارکردهای زشت‌سیرتانه و دست‌آوردهای بدکردارانۀ زمام‌دار، به‌جا می‌مانَد. کدام زمام‌دارِ تاریخِ معاصر ایران، نمادِ میراثِ شوم به‌شمار است؟ آقامحمّدخان (قاجار)؛ فتح‌علی‌شاه (قاجار)؛ محمّدشاه (قاجار)؛ ناصرالدّین‌شاه (قاجار)؛ مظفّرالدّین‌شاه (قاجار)؛ محمّدعلی‌شاه (قاجار)؛ احمدشاه (قاجار)؛ رضاشاه (پهلوی)؛ محمّدرضاشاه (پهلوی)؛ آیت‌اللّه روح‌اللّه خمینی (جمهوری اسلامی)؛ آیت‌اللّه علی خامنه‌ای (جمهوری اسلامی). ✔️یک) میراث شوم مجموعۀ پی‌آمدهای منفی، پای‌دار، زیان‌بار و بین‌نسلیِ تصمیم‌ها، سیاست‌ها، رفتارها و اندیشه‌های زمام‌دار یا نظام سیاسی است‌که پس‌از پایان حکومت، بر جامعه، فرهنگ، اقتصاد و سیاست به‌جا می‌ماند؛ ماندگار است؛ محدودبه‌زمان حکومت نیست؛ نسل‌های پسین هزینه می‌پردازند؛ فقط اقتصادی نیست و فرهنگی، اخلاقی، اجتماعی و روانی هم هست. ✔️دو) ِ«میراثِ سیاسی» (Political Legacy) بی‌سمت‌وسو و دوسر و دوسویه (مثبت/منفی) است؛ ولی، «میراثِ شوم» (Toxic Legacy)، «برجاماندۀ تاریک» (Dark Legacy) و «به‌جاماندۀ زیان‌بار» (Pernicious Legacy) همان‌هایی است‌که «بارِ تاریخی» (Historical Burden) نامیده شده و منظور، اجبارِ جامعه بوده است به حمل‌وتحمّلِ نادرست‌کاری‌ها و نادرست‌پنداری‌های فاجعه‌بارِ گذشته. ✔️سه) میراثِ شوم، در هفت نظریه، به‌میان کشانده می‌شود: الف) «وابستگی‌به‌مسیر» (Path Dependence) یا «یک تصمیم نادرست در گذشته می‌تواند ده‌ها سال آینده را شکل دهد». ب) «نهادگرایی تاریخی» (Historical Institutionalism) یا «زمام‌داران فقط تصمیم نمی‌گیرند؛ آن‌ها نهاد می‌سازند و همان نهادها بعدها جامعه را شکل می‌دهند». پ) «حافظۀ جمعی» (Collective Memory) یا «جامعه فقط اتفاقات را به‌یاد نمی‌آورد؛ بلکه زخم‌های سیاسی را نیز از بَر می‌َشود». ت) «خشونت ساختاری» (Structural Violence) یا «گاهی بزرگ‌ترین میراث زمام‌دار، ساختنِ ساختارهایی است‌که بعدها به مردم آسیب می‌زنند». ث) «بازتولید اجتماعی» (Social Reproduction) یا «نابرابری‌/سلطه فقط از راه سیاست منتقل نمی‌شوند، با نهادهای اجتماعی هم بازتولید می‌شوند». ج) «ترومای جمعی» (Collective Trauma) یا «تجربیات دردناک جمعی، به‌صورت روان‌زخمِ اجتماعی در حافظۀ جمعی ثبت و به نسل‌های بعد منتقل می‌شوند». چ) «بحران مشروعیت» (Legitimacy Crisis) یا «اگر مردم باور نداشته باشند که نظامِ سیاسی حقّ حکم‌رانی دارد، بحران (شورش/گذار پرتنش) پدید می‌آید». 🔳 زمام‌داران می‌آیند و می‌روند، اما آن‌چه باقی می‌ماند، نه کاخ‌هاست و نه مجسمه‌ها؛ بلکه چندوچونِ زندگی مردمی است‌که پس‌از آنان زندگی می‌کنند. 🔳به‌ترین سنجه برای داوریِ کارکردِ زمام‌دار، شاید این نباشد که در زمان خود چه قدرتی داشت و چه کرد، بلکه این باشد که سال‌ها بعد، نسل‌های آینده از او چه به‌ارث بردند. 🔺کودک پرسید: جنگ تمام شد؛ پس چرا هنوز مردم رنج می‌کشند؟ 🔻پیر گفت: چون گلوله‌ها زودتر از خاطره‌ها تمام می‌شوند؛ و خاطره‌ها زودتر از پی‌آمدها. 🔴🔴پروندۀ شنیداریِ «مُرده‌ریگ» را، بشنوید؛ نیم‌نگاهی است از زاویۀ دیگر، به مضمونِ «میراثِ شومِ برجامانده‌از سرشت و کارکردِ نظام‌ها و زمام‌دارانِ سیاسی»، در پرتوِ بازخوانیِ میراث‌های شومِ نُه‌گانۀ علی خامنه‌ای‌: فروپاشی، سرکوب، خودسری، انزوا، غارت، فرار، گسست، بحران، ابتذال. محسن خلیلی مونترال کانادا ۱۱ امرداد ۱۴۰۵ / ۲ آگوست ۲۰۲۶ #میراث_سیاسی #میراث_شوم #نظام‌های_سیاسی #زمام‌داران_حکومت‌گران #تاریخ_حکومت #تاریخ_سیاسی #تاریخ_معاصر_ایران #بار_تاریخی #علی_خامنه‌ای @kabkekebek @PorsoonPorsoonMohsenKhalili instagram.com/mohsen.khalili.mk

  • در ردّ و طردِ مفهومِ عهدنامۀ ننگین یا در سیاست بین‌الملل، «درِ دیزی باز است، حیای گربه کجا رفته است» جایی ندارد! و مال خودت را محکم نگه‌دار؛ هم‌سایه را دزد نکن! ✅عهدنامۀ ترکمان‌چای را، «ننگین» نامیده‌اند. نادرست است. چرا؟ ✔️جورج اورول نوشته بود که «سریع‌ترین راه پایان‌دادن به جنگ، شکست‌خوردن است» (رضی خدادادی،فرهنگ گفته‌های طنزآمیز،تهران،فرهنگ معاصر،چاپ اول،۱۳۸۲،ص۱۳۹)؛ ولی ننوشته بود که وقتی شکست خوردید، تبعات و پی‌آمدها و عواقبِ شکست را، «ننگین» بنامید. ✔️وانگهی، آمبروز بیرس که گفته‌های شیطان را فراچنگ آورده است، در تعریفِ هجوآلود و طنزآمیزِ «پیمان بین دول»، چنین آورده است‌که «در سیاست بین‌المللی، به اتّحادِ دو سارق اطلاق می‌شود که دست‌های خود را چنان تا ته در جیب‌های یک‌دیگر فروبرده‌اند که هیچ‌یک، به‌تنهایی، قادر نیست شخص ثالثی را غارت کند» (آمبروز بیرس،فرهنگ شیطان،پارسی‌کردۀ رضی هیرمندی،تهران،فرهنگ معاصر،چاپ سوم،۱۳۹۶،ص۵۹)؛ ولی نانوشته، بدیهی و آشکار شمرده است‌که اگر یکی از دو دزد، توانِ تا ته دست‌بردن در جیبِ طرف مقابل را ندارد، حقّ ندارد بگوید او، ناجوان‌مردانه و بی‌شرافتانه، تا ته دست در جیبِ من، فرو نموده است. ☑️چیزی به‌نامِ «عهدنامۀ ننگین» وجود ندارد؛ «ننگین»‌بودنِ عهدنامه، داوری سیاسی ـ اخلاقیِ پسینی است. ☑️در سیاست بین‌الملل، اگر مایه و قدرت نداری، غلط می‌کنی که هارت‌وپورت کنی و عربده‌کشی کنی و اُشتُلُم‌‌بازی کنی و هوچی‌گری کنی و قیل‌وقال کنی. ☑️عهدنامۀ ننگین، علمی نیست؛ برچسبِ ارزش‌باورانه است‌که ازسوی واقعیّت‌نپذیران و نابخردان و شکست‌خوردگان، زده می‌شود. ❎دربارۀ دست‌آمدها و ریخت‌وشکلِ پیمان‌های پساجنگ‌ها و پسامذاکره‌ها، ناهمانندی بسیار است و یک‌سان و هم‌سان نیستند: معاهدۀ نامطلوب (Unfavorable Treaty)، معاهدۀ نابرابر (Unequal Treaty)، معاهدۀ تحمیلی (Imposed Treaty)، معاهدۀ بالاجبار (Coercive Treaty)، معاهدۀ تنبیهی (Punitive Treaty)، معاهدۀ خوارکننده (Humiliating Treaty) و معاهدۀ شرم‌سارانه/ننگین (Shameful / Disgraceful Treaty). ✅چه کسی حق دارد و شایسته است‌که عهدنامه‌ای را ننگین بنامد؟ کشوری که شکست خورده است؛ کشوری که پیروز شده است؛ تاریخ‌نگاران؛ نسل‌های بعد؛ افکار عمومی، دانش انسانی-اجتماعی؟ دادگاه تاریخ؟ یا قربانیان و مردمانی که پی‌آمدهای عهدنامه را با جان و زندگی خود پرداخته‌اند؟ کدام‌یک و با کدام دلیل و استدلال و برهان؟ سنجۀ داوری چیست؟ نتیجهٔ نظامی؟ ازدست‌رفتن سرزمین؟ خشنودی مردم؟ رضایتِ نخبگان؟ مشروعیت حکومت امضاکننده؟ پی‌آمدهای کوتاه‌مدت/بلندمدت؟ اخلاق؟ حقوق؟ یا صرفاً روایتِ غالبی که بعدها بر حافظهٔ جمعی مسلط شده است؟ آیا می‌توان عهدنامه‌ای را تنها برپایۀ نتیجه و دست‌آورد، داوری نمود، یا باید شرایط زمانه، توازن قوا، امکانات واقعی تصمیم‌گیران و گزینه‌های پیشِ رو را نیز درنظرآورد؟ آیا «ننگین»، حکم تاریخی است یا داوری ارزشی/سیاسی؟ ننگین، دست‌آورد و فرآوردۀ احساسات ملی است یا ایدئولوژی، روایت‌های هویت، حکم دینی، جوزدگی، افکار عمومی و ...؟ ✔️از نگاهِ علوم سیاسی و روابط بین‌الملل، «ننگین»، مفهومِ تحلیلی استاندارد نیست: علم سیاست می‌پرسد که چه کسی پیروز شد؟ چه کسی شکست خورد؟ قدرت نسبی دو طرف چه‌اندازه بود؟ آیا مذاکره آزاد بود؟ آیا تهدید نظامی وجود داشت؟ آیا معاهده تحت اجبار منعقد شد؟ آیا طرفین از حاکمیت برابر برخوردار بودند؟ چه‌چیزی واگذار شد؟ پی‌آمدهای معاهده چه بود؟ یک) از دید واقع‌گرایی، دولت‌ها، در محیطی بین‌المللی زندگی می‌کنند که فاقد قدرت مرکزی مطلق است؛ قدرت، امنیت و بقا اهمیت اساسی دارند و از این زاویه، معاهده ممکن است برای کشور بسیار نامطلوب باشد، اما اگر آن کشور شکست خورده باشد، ممکن است آن معاهده، نتیجۀ طبیعی توزیع قدرت باشد. پس واقع‌گرایی می‌پرسد که چرا یک کشور مجبور شد چنین معاهده‌ای را بپذیرد؛ نه‌این‌که چرا این معاهده ننگین بود. دو) از منظرِ قدرت چانه‌زنی، کشوری که در میدان جنگ دست بالا را دارد، معمولاً در میز مذاکره هم دست بالا را دارد؛ بنابراین، معاهدۀ صلح، بازتابِ قدرتِ آفریده‌شده در میدان جنگ است. پس اگر کشوری شکست خورد و شرایط سخت را پذیرفت، آیا باید گفت که عهدنامه ننگین است یا باید گفت که معاهده، نتیجۀ تغییر قدرت چانه‌زنی دو طرف پس‌از جنگ است. سه) در تاریخ روابط بین‌الملل، معاهدۀ نابرابر، مفهوم شناخته‌شده‌تر است؛ یعنی دو طرف از نظر قدرت و شرایط مذاکره در موقعیت برابر نبوده‌اند. نمونۀ نام‌آور، «چین و معاهدات نابرابرِ قرن نوزدهم» است‌که چینی‌ها، مجموعۀ قراردادهایی را با قدرت‌های خارجی پذیرفتند که به Unequal Treaties شهرت‌مند شدند. پرسش این است‌که آیا چون این معاهدات نابرابر بودند، پس «ننگین» بودند. پاسخِ سردستی و کوتاه این است‌که از دیدگاه تحلیلی، نابرابربودن، بررسی‌پذیر است؛ اما ننگین‌بودن، داوری ارزش‌مدارانه است. چهار) از دیدگاه حقوق بین‌الملل، تفاوت مهمی میانِ Legal Validity≠Moral Legitimacy (اعتبار حقوقی≠مشروعیت اخلاقی) وجود دارد؛ بدین‌معناکه ممکن است یک معاهده از نظر حقوقی معتبر باشد، اما جامعه، ناعادلانه بداند. در حقوق بین‌الملل مدرن، مفهوم اجبار و «زیرِ فشاربودن» مهم است و می‌توان گفت که ننگین‌بودن معاهده، در حقوق بین‌الملل طبقه‌بندی دقیق حقوقی نیست؛ چون‌که حقوق‌دان می‌پرسد که آیا رضایت معتبر وجود داشته است، آیا اجبار وجود داشته است، آیا نقض قواعد آمره رخ داده است و ...؛ اما مورخ یا سیاست‌مدار ممکن است‌که بگوید عهدنامۀ ... ننگین بود. این دو زبان را نباید با هم اشتباه گرفت. پنج) در سازه‌انگاری، مفاهیم سیاسی، از جمله هویت، معنا و برداشت‌های اجتماعی، ساخته و بازتولید می‌شوند؛ بنابراین، پرسش این‌است‌که چرا یک نسل، معاهده را «صلح‌وسازش» می‌نامد و نسلِ پسین، «ننگ» می‌خواند. ننگین‌بودن، ویژگی فیزیکیِ خودِ معاهده نیست؛ معنایی است‌که جامعه می‌دهد. سندِ سازش و قراردادِ ترکِ مخاصمه، ممکن است‌که در زمان امضاء، صلح نامیده شود و چندین دهه بعد، شکست خوانده و سده‌ها بعد، ننگ ملی لقب داده شود. شش) در سیاستِ خاطره و حافظه، گزارۀ «عهدنامۀ ننگین»، بیش‌ازآن‌که دربارۀ خود عهدنامه باشد، دربارۀ حافظۀ جمعی و مرور خاطراتِ تاریخی است. ملت‌ها، شکست‌های تاریخی را به‌یاد می‌سپارند و ننگ، خیانت، وادادگی، سازش، تحقیر، شکست، اشغال و تسلیم می‌نامند؛ ولی، پرسش مهمّ این‌است‌که آیا دربارۀ عهدنامه صحبت می‌شود و یا دربارۀ تصویری که جامعه و ملت از گذشتۀ خود برساخته است. هفت) در موضوعِ معاهدۀ تحمیلی که یک کشور شکست می‌خورد و طرف پیروز می‌گوید که «شرایطِ الف و ب و پ و ... را بپذیر، وگرنه جنگ ادامه پیدا می‌کند»، می‌توان گفت که معاهده تحت اجبار یا فشار منعقد شده است. اما پرسشِ مهمّ این است‌که آیا هر معاهدۀ تحمیلی، ننگین است؟ نه؛ چرا؟ چون در سیاست بین‌الملل، شکست نظامی، پی‌آمد دارد و اگر کشوری جنگ را آغاز کند و شکست بخورد، ممکن است مجبور شود که غرامت بدهد، سرزمین واگذار کند، ارتش خود را محدود کند، شرایط امنیتی جدیدی را بپذیرد ... و این‌ها می‌توانند سخت، نابرابر یا تحمیلی باشند؛ اما «ننگین»، داوریِ ارزش‌گذارانه است. هشت) در نظریۀ صلح کارتاژی (Carthaginian Peace) قدرت پیروز، شکست‌خورده را به‌شدت تنبیه و تحقیر می‌کند که برپایۀ نمونۀ کلاسیکِ شکستِ کارتاژ از روم و شرایط بسیار سختی که بر کارتاژی‌ها تحمیل و در نهایت کارتاژ نابود شد، برساخته شده است. نه) عهدنامۀ ورسای (Treaty of Versailles) از نمونه‌های بسیارکلاسیک است‌که پس از شکست آلمان در جنگ جهانی اول، منعقد شد و پرسش‌های گوناگون، پدیدار ساخت که آیا ورسای، معاهدۀ صلح بود، معاهدۀ تحمیلی بود، معاهدۀ تنبیهی بود، معاهدۀ نابرابر بود، یا «عهدنامۀ ننگین» بود و پرسشِ مهمّ‌تر می‌تواند چنین باشد که آیا یک معاهده می‌تواند از نظر حقوقی معتبر باشد، اما از نظر سیاسی یا اخلاقی ناعادلانه تلقی شود. 🔺هیچ عهدنامه‌ای (و هیچ چیزی البته) به‌خودی‌خود ننگین نیست؛ عار و ننگ، چیزی و جایی است‌که بدون آمادگی، کشوری، به جنگ و رویارویی با قدرت‌مندتر از خود، کشانده شود و با مُشتی وعده و رجز و ان‌شاء‌الله‌ماشاءالله، انتظار شعبده رَوَد و پس‌ازشکست و افتضاح، مسئولیت به گردن سندی انداخته شود که بازتابِ بی‌خردی و کژاندیشی و گنده‌گویی است. 🔴🔴پروندۀ شنیداری «در ردّ و طردِ مفهومِ عهدنامۀ ننگین» را، بشنوید؛ نیم‌نگاهی است از زاویۀ دیگر، به «ننگین‌نامیدنِ بسیاری از امتیازها و قراردادها»، در پرتو بازخوانیِ «عوض‌وبدل‌کردن‌های عامدانه و آگاهانۀ ضعف‌ها و نپذیرفتنِ لج‌بازانۀ ضلالت‌ها و شکست‌ها و ذلالت‌ها». محسن خلیلی مونترال کانادا ۹ امرداد ۱۴۰۵ / ۳۱ جولای ۲۰۲۶ #معاهده_ننگین #عهدنامه_ترکمان‌چای #تاریخ_روابط_بین‌الملل #سیاست_حافظه #حقوق_بین‌الملل #سیاست_بین‌الملل #سازه‌انگاری_واقع‌گرایی #صلح_کارتاژی #عهدنامه_ورسای @kabkekebek @PorsoonPorsoonMohsenKhalili instagram.com/mohsen.khalili.mk ▪️پی‌نوشت 1) The quickest way of ending a war is to lose it. 2) In international politics, the union of two thieves who have their hands so deeply inserted in each other’s pocket that they cannot separately plunder a third.

  • در ردّ و طردِ مفهومِ عهدنامۀ ننگین یا در سیاست بین‌الملل، «درِ دیزی باز است، حیای گربه کجا رفته است» جایی ندارد! و مال خودت را محکم نگه‌دار؛ هم‌سایه را دزد نکن! 🔴🔴پروندۀ شنیداری «در ردّ و طردِ مفهومِ عهدنامۀ ننگین» را، بشنوید؛ نیم‌نگاهی است از زاویۀ دیگر، به «ننگین‌نامیدنِ بسیاری از امتیازها و قراردادها»، در پرتو بازخوانیِ «عوض‌وبدل‌کردن‌های عامدانه و آگاهانۀ ضعف‌ها و نپذیرفتنِ لج‌بازانۀ ضلالت‌ها و شکست‌ها و ذلالت‌ها». محسن خلیلی مونترال کانادا ۹ امرداد ۱۴۰۵ / ۳۱ جولای ۲۰۲۶ #معاهده_ننگین #عهدنامه_ترکمان‌چای #تاریخ_روابط_بین‌الملل #سیاست_حافظه #حقوق_بین‌الملل #سیاست_بین‌الملل #سازه‌انگاری_واقع‌گرایی #صلح_کارتاژی #عهدنامه_ورسای @kabkekebek @PorsoonPorsoonMohsenKhalili instagram.com/mohsen.khalili.mk

  • 26 июл.8501711

    «چوبِ الف بر سرِ ما» چهار «الفِ» سرکوب 🔻زمستان بود. شب بود. میدان، خالی بود. صدای آژیر در خیابان‌های فرعی می‌پیچید. پیرمرد که میان جمعیت ایستاده بود، روی نیمکت نشست و به رفت‌وآمد خودروهای نظامی نگاه ‌کرد. جوان پرسید: فکر می‌کنی چند نفر لازم است تا این‌ها عقب‌نشینی کنند؟ پیرمرد لب‌خند زد: مسأله، تعداد آدم‌ها نیست؛ مسأله این‌است‌که آن‌طرف چه‌قدر می‌خواهد بزند، چه‌قدر می‌تواند بزند و چه‌قدر فرصت دارد که بزند. ☑️سرکوب فقط خشونت نیست؛ مجموعه‌ای از توانایی‌ها، تصمیم‌ها، فرصت‌ها و اعمالی است‌که در کنار هم کار می‌کنند. ☑️ماشین سرکوب، زمانی عمل می‌کند که استعداد، اراده، امکان و اعمال آن، هم‌زمان فراهم باشد. ☑️سرکوب، بهره‌گیریِ سازمان‌یافته از اجبار و زور برای محدودسازی کنش جمعی است: یک) استعداد سرکوب: گنجایشِ مادی، انسانی و فن‌آورانه برای اعمال اجبار؛ نیروهای نظامی/انتظامی، دستگاه‌های امنیّتی و فن‌آوری‌های نظارتی. دو) ارادۀ سرکوب: تصمیم آگاهانۀ نخبگان حاکم برای به‌کارگیریِ توانِ سرکوب؛ فعال‌شدنِ تصمیمِ سیاسی در شرایط تهدید بقا یا بحران مشروعیت. سه) امکان سرکوب: شرایط زمینه‌ای و موقعیتیِ عملی‌شدنِ سرکوب چارچوب‌های حقوقی، وضعیت‌های اضطراری و میزان انسجام یا تفرق اجتماعی. چهار) اعمال سرکوب: کاربستِ خشونت به‌صورت مستقیم، انتخابی یا گسترده علیه کنش‌گران یا گروه‌های هدف. ☑️سرکوب، از جنبه‌های گوناگون، بررسی می‌شود: یک) مشروعیت: توانِ توجیه نمادین خشونت؛ از راه‌رو قانون، ایدئولوژی، امنیت ملی یا اخلاق عمومی. دو) ظرفیت نهادی: هم‌آهنگی و کارآمدی نهادهای مجری سرکوب و وضوح زنجیرهٔ فرماندهی. سه) وفاداری نیروها: پای‌بندی عاملان خشونت به رژیم، رهبران یا منافع سازمانی. چهار) زمان: توانِ تداوم اعمال خشونت بدون فرسایش شدید منابع، روحیهٔ نیروها و انسجام نهادی. پنج) کنترل روایت: تعریف دشمن، مشروع‌سازی نظم موجود، سرکوبِ پیش‌دستانۀ نامریی. شش) سویه: عمودی علیهِ مردم، جامعه، معترضان و افقی علیهِ نخبگان داخلی، رقبای درون‌حاکمیّت، کودتاگران. هفت) فراملّی: گسترشِ سرکوب به خارج‌ازمرزها ؛ تهدید خانواده، ردیابی دیجیتال، ترور، فشار بر دیاسپورا. هشت) بین‌المللی: فشارها یا حمایت‌های بین‌المللی و دست‌رسی به منابع، فن‌آوری‌ها و الگوهای آزمودۀ سرکوب. ☑️سرکوب، دچارِ فرسایش نیز می‌شود: یک) فرسایشِ استعداد: ناتوانی در بازسازیِ سخت‌افزار، ناتوانی در پوشش هم‌زمانِ چندین کانون بحران، لنگ‌زدن ماشین سرکوب در لجستیک و جابه‌جایی سریع. دو) فرسایشِ اراده: فقدانِ توافقِ نخبگان حاکم بر سرِ «هزینه-فایدۀ» سرکوب، صدور دستورات متناقض یا تلاش بخشی از حاکمیت برای مذاکرۀ پنهانی با معترضان. سه) فرسایشِ امکان: عبورِ جمعیت معترض از «تعداد و حجم و جِرمِ بحرانی»، بی‌اثرشدن بیانیه‌های تهدیدآمیز و عادی‌شدن حضور در خیابان. چهار) فرسایشِ اعمال: عدم انتقالِ خشونت، شکافِ دستوردهنده/اجرا کننده، نافرمانیِ رده‌های پایین، پیوستن نمادین به مردم، اتلاف وقت در اجرای مأموریت‌ها. 🔺دمادمِ صبح بود؛ سپیده نزده بود. نیروها در انتهای خیابان ایستاده بودند. مردم در ابتدای خیابان بودند. میان دو صف، خیابانِ خالی بود؛ نوار باریکی از آسفالت که هیچ‌کس جرأت عبور نداشت. هیچ‌کس پیش نمی‌آمد. هیچ‌کس عقب نمی‌رفت. سکوت و سکون بود؛ نه شعار و نه دستور. گه‌گاه، صدای بی‌سیم‌، در سکوت خیابان می‌پیچید و خَموش می‌شد. یکی از مأموران، کلاهش را برداشت، عرق پیشانی را پاک کرد و چند قدم عقب رفت. نفر کناری نگاهی به او انداخت؛ چیزی نگفت. بی‌سیم دوباره خش‌خش کرد. این‌بار هم کسی حرکتی نکرد. اتفاق بزرگی نبود؛ نه فرمانی لغو شده بود و نه خیابان خالی شده بود. در لحظه، چیزی آشکار شد: ماشین سرکوب تنها از خشونت ساخته نشده است؛ از اطاعت، هماهنگی، باور و امکان نیز ساخته شده است. نخستین نشانهٔ فرسایش، نه در خیابان، که در فاصلهٔ میان فرمان و عدم اجرای فرمان پدیدار می‌شود. 🔴🔴پروندۀ شنیداریِ «چوبِ الف بر سرِ ما؛ چهار الفِ سرکوب» را بشنوید؛ نیم‌نگاهی است از زاویۀ دیگر، به مضمونِ «ماشینِ سرکوب»، در پرتوِ چهار مقولۀ «استعداد/اراده/امکان/اعمالِ» سرکوب. محسن خلیلی مونترال کانادا ۵ مرداد ۱۴۰۵ / ۲۷ جولای ۲۰۲۶ #استعداد_سرکوب #اراده_سرکوب #امکان_سرکوب #اعمال_سرکوب #ماشین_سازوکار_ساخت‌کار_سرکوب #دست‌گاه_سازوبرگ_آپاراتوس_سرکوب #بهره‌گیری_سازمان‌یافته_زور_اجبار #محدودسازی_کنش_جمعی #فرسایش_سرکوب @kabkekebek @PorsoonPorsoonMohsenKhalili instagram.com/mohsen.khalili.mk

  • 24 июл.8141614

    ✅دوستان و همراهان گرامی 🔴پروندۀ شنیداریِ شصت‌ودومین «دوهفتانه با کتاب:نگذاریم چراغ کتاب کشته شود!» را بشنوید. ☑️نامِ کتاب: اسلاوهای سرگردان؛ تاریخ روسیه از عصر کی‌یف تا پوتین ☑️نویسنده: جان مینز تامپسون ☑️پارسی‌گردان: میکاییل وحیدی‌راد ☑️ناشر: کتاب نیستان، چاپ اول، ۱۴۰۱ 🔴🔴دوستانِ کتاب‌دوستِ کتاب‌نیازِ من ▪️من هر دوهفته یک‌بار، با یک فایل صوتی، کتابی را که خوانده‌ام برای شما روایت می‌کنم و به ‌اشتراک می‌گذارم. ▪️چنددقیقه صوت، به ساعت‌ها خواندن، اندیشیدن و آماده‌سازی نیاز دارد؛ کاری که با میل و علاقه انجام می‌دهم. ▪️اگر این شناساندن‌ها را دوست دارید، به‌شکلِ نمادین، مرا پشتیبانی و «ده‌هزار تومان» (یا بیش‌تر) واریز کنید. ▪️تشویق است؛ الزام نیست. همین‌که می‌شنوید و هم‌راهی می‌کنید، ارزش‌مند است. ▪️سپاس‌گزارِ مهرِ تک‌تکِ شنوندگان! 🔺شمارهٔ کارت 6037-9973-9229-6431 🔺شمارهٔ شبا IR150170000000101645525002 🔺شمارهٔ حساب 0101645525002 ▪️در خارج از ایران، می‌توانید مبلغِ ۵ دلار کانادا (یا بیش‌تر) واریز نمایید: ✔️یک) از طریق E-Transfer به ایمیل mohsenkhalili1346@yahoo.com ✔️دو) از طریق PayPal با لینک https://paypal.me/MohsenKhalili1346 محسن خلیلی مونترال کانادا ۲ مرداد ۱۴۰۵ / ۲۴ جولای ۲۰۲۶ #دوهفتانه_با_کتاب #نگذاریم_چراغ_کتاب_کشته_شود #اسلاوهای_سرگردان #تاریخ_روسیه_کی‌یف_پوتین #جان_مینز_تامپسون #میکاییل_وحیدی‌راد #انتشارات_کتاب_نیستان #محسن_خلیلی @kabkekebek @PorsoonPorsoonMohsenKhalili instagram.com/mohsen.khalili.mk

  • ✅دوهفتانه با کتاب نگذاریم چراغ کتاب کشته شود!(۶۲) ☑️نامِ کتاب: اسلاوهای سرگردان؛ تاریخ روسیه از عصر کی‌یف تا پوتین ☑️نویسنده: جان مینز تامپسون ☑️پارسی‌گردان: میکاییل وحیدی‌راد ☑️ناشر: کتاب نیستان، چاپ اول، ۱۴۰۱ 🔴پروندهٔ شنیداریِ شناساندنِ کتابِ «اسلاوهای سرگردان؛ تاریخ روسیه از عصر کی‌یف تا پوتین»، جمعه ۲ مرداد ۱۴۰۵ / ۲۴ جولای ۲۰۲۶، بارگذاری خواهد شد. محسن خلیلی مونترال کانادا ۳۱ تیر ۱۴۰۵ / ۲۲ جولای ۲۰۲۶ #دوهفتانه_با_کتاب #نگذاریم_چراغ_کتاب_کشته_شود #اسلاوهای_سرگردان #تاریخ_روسیه_کی‌یف_پوتین #جان_مینز_تامپسون #میکاییل_وحیدی‌راد #انتشارات_کتاب_نیستان #محسن_خلیلی @kabkekebek @PorsoonPorsoonMohsenKhalili instagram.com/mohsen.khalili.mk

  • همه‌پُرسی؛ برای «برچسب» (Label) یا برای «متن» (Text)؟   🔴🔴در دو فرستۀ جداگانه (این‌جا) و (این‌جا) ۱. مانیفستِ محسن! پنج‌گانۀ گذار: پنج ‌همه‌پُرسی در پنج ایست‌گاهِ حقوقی؛ ۲. همه‌پرسیِ دوگانه: یکی، برایِ زدودنِ گذشته؛ و، دگری، برای برپاسازیِ آینده! از بایستگیِ همه‌پرسی‌های چندگانه، سخن‌به‌میان‌رفت؛ و، در فرسته‌ای دِگر (این‌جا) از سه‌دسته‌ همه‌پرسی (اختصاصی، تخصصی، عمومی) و از بیست‌ودو گونه «همه‌پرسی» نوشته شد. 🟤🟤چگونه می‌توان هندوانه را «به‌شرط چاقو»، خرید؛ ولی، چشم‌وگوش‌بسته و نادیده‌وناشنیده، در همه‌پرسی، شرکت نمود؟ آزمون ناکام و فاجعه‌آفرینِ «رفراندومِ جمهوری اسلامی؛ آری یا نه؟»، به‌سال ۱۳۵۸، درسِ بزرگِ تاریخیِ ایرانیان است‌که زین‌پس، به‌چاقوی عقل و تجربه، هر رفراندومی را، هندوانهٔ دربسته و سربسته درنظرآورند و ببُرند و بشکافند و ببینند که چیست و چه می‌گوید و چه در چنته دارد و چه قول‌وقراری می‌دهد. در متن‌وبطنِ «رفراندوم جمهوری اسلامی؛ آری یا نه؟»، خدعه‌وفریب به‌کاررفت و همان بود که زمینه‌های کودتای واقعی بیست‌وهشت مردادِ ۱۳۵۸ (این‌جا) و (این‌جا) را فراهم آورد. ✔️یک)رفراندوم، می‌بایست استوار بر متنِ آشکارِ ازپیش‌چاپ‌شده باشد. ✔️دو)رأی‌دهنده می‌بایست بداند که به چه چیزی و با کدام‌درون‌مایه و ویژگی‌ها، «آری»/«نه» می‌گوید. ✔️سه)دو گونه همه‌پرسی، می‌تواند پدیدار گردد: الف)همه‌پرسیِ برچسب‌پایه (Label-Based Referendum)، مانندِ «جمهوری؛ آری یا نه؟». ب)همه‌پرسیِ متن‌پایه (Text-Based Referendum) مانندِ «متنِ منتشرشده؛ بله یا خیر؟». ✔️چهار)مردم نبایست به نام رأی دهند؛ بلکه بایست به متن مشخص رأی بدهند و ازپیش، بدانند که به چه چیزی، آری یا نه می‌گویند. ✔️پنج)از نگاه حقوق اساسی، برهانی است درست؛ زیرا، واژه‌هایی مانند «جمهوری» یا «پادشاهی»، به‌تنهایی، ده‌ها ریختِ گونه‌گون دارند. برای نمونه، فرانسه، آلمان و پاکستان، «جمهوری» هستند؛ اما، کارکردهایی بسیارناهمانند دارند. بریتانیا، سوئد و قطر، «پادشاهی» هستند؛ اما، نظام‌های سیاسی بسیارناهمانند دارند. ✔️شش)همه‌پُرسیِ خردمندانه و آینده‌ساز (که مردم را بر سرِ پیمان می‌آورد و نظامِ سیاسی را در چارچوب می‌نِهَد)، «استوار بر پیش‌نهادِ آشکار‌» (Clearly Defined Proposal-Based Referendum) و «استوار بر متنِ آشکاراشناسانده‌شده» (Publicly Disclosed Text-Based Referendum) است. ✔️هفت)در نظریۀ حاکمیت مردم (Popular Sovereignty) و در تئوریِ قدرتِ مؤسّس (Pouvoir Constituant) (برگرفت و روگرفتِ اندیشه‌های کارل اشمیت و استفن تیرنی [Stephen Tierney] در کتابِ Constitutional Referendums) قانون‌اساسی، بایست فرآوردۀ ارادۀ واقعی مردم باشد و در رفراندومی آشکار و آگاهانه و بدونِ دوپهلوگویی و ازهمه‌چیزگویی، به‌دست آید. ✔️هشت)در نظریۀ دموکراسی مستقیم دربرابرِ نظریۀ نمایندگی (ژان‌ژاک روسو در قرارداد اجتماعی) بر ارادۀ عمومیِ واقعی تأکید می‌شود. زین‌سبب، رأی به یک عنوانِ صرف و تُهی (مانندِ «جمهوری» یا «سلطنت» یا دیگرنمونه‌ها از نام‌ها و برچسب‌ها) همانندِ «نظردهی» و «هم‌راهی‌خواهی» (Plebiscite) اقتدارگرایانه است‌که ابهام ایجاد می‌کند و هم جامعه و هم دولت را، سرگردان و مُدام‌مشتاق و متمایل به گریز از مسئولیت می‌نماید. ✔️نه)استدلالِ ساده و استوار، چنین است: مردم نباید به «نام» و «برچسب» رأی بدهند؛ بلکه بایست به متن واضحِ ازپیش‌مکتوب‌وتوضیح‌داده‌شده و سند آشکارِ ازپیش‌تدوین‌وتوصیف‌شده رأی دهند تا مسئولیت، خشنودی و مشروعیت، پدیدار گردد و مردمانِ جامعه، از مصرف‌کنندۀ منفعل به مؤلفِ پُرکارِ متن‌ها و روش‌های کشورداری تبدیل شوند.   🔴🔴پروندۀ شنیداری «همه‌پُرسی؛ «برچسب» (Label) یا «متن» (Text)؟» را، بشنوید؛ نیم‌نگاهی است از زاویۀ دیگر، به «پیش‌شرط همه‌پرسی»، در پرتو بازخوانی همه‌پرسی فروردین ۱۳۵۸ «جمهوری اسلامی: آری یا نه؟». محسن خلیلی مونترال کانادا ۲۹ تیر ۱۴۰۵ / ۲۰ جولای ۲۰۲۶ #حقوق_اساسی #قانون_اساسی #رفراندوم_همه‌پرسی #مطالعات_حقوق_اساسی #مطالعات_قانون_اساسی #همه‌پرسی_برچسب‌پایه #همه‌پرسی_متن‌پایه @kabkekebek @PorsoonPorsoonMohsenKhalili instagram.com/mohsen.khalili.mk ❎پس‌نوشت همه‌پرسی، البته، دچار طعن‌وطنز نیز بوده است؛ به‌ویژه، آن‌جایی‌که «آمبروز بیرس» از Nonsensus به‌جایِ Consensus بهره گرفته و نوشته بود که «رفراندوم، قانونی است برای ارجاعِ طرح یا لایحهٔ پیش‎نهادی به رأی مردم، تا معلوم شود که افکار عمومی بر سر آن توافقی ندارند». «ژرژ پاپاندریو» نیز گفته بود که «اگر اجماع وجود داشت، دیگر نیازی به برگزاری همه‌پرسی نبود». 1)Referendum, a law for submission of proposed legislation to a popular vote to learn the nonsensus of public opinion. 2)If we had a consensus we wouldn't have to go to a referendum.

  • 16 июл.1 0482010

    از برچسب تا اردوگاه ۱. طرد ناگهانی نیست. ۲. لایه‌مند است. ۳. از زبان آغاز می‌گردد. ۴. در واژه رخ می‌دهد. ۵. طردِ نمادین، طردِ وجودی می‌شود. ۶. فرد، از اعتبار ساقط می‌شود؛ با برچسب‌زنی، تهمت، تخریب شخصیت، «دشمن»، «منحرف»، «ضدملت» و ... . ۷. حاکمیت، گروه «نامشروع» ‌را از دایرۀ مشروعیت اجتماعی بیرون می‌نهد و زمینۀ ذهنی و اخلاقیِ حذف را آماده می‌کند. ۸. «عادی‌سازی بی‌اعتباری» آغاز می‌شود. ۹. جامعه می‌آموزد که گروهی را، کم‌تر ببیند و بشنود: نادیده‌گرفتن عامدانه، سکوت رسانه‌ای، حذف از حافظۀ عمومی و ... . ۱۰. با تثبیتِ طردِ نمادین، حذف از نهادها آغاز می‌شود. ۱۱. طرد وارد ساختار رسمی می‌شود: محرومیت از اشتغال، اخراج از دانش‌گاه، رد صلاحیت انتخاباتی، ممنوع‌القلم‌شدن، سلب حقوق مدنی و ... . ۱۲. حذف، تصمیم قانونی می‌شود. ۱۳. دست‌رسیِ فرد، به منابع مسدود می‌شود. ۱۴. طرد نهادی با استدلال‌های «حفظ امنیت»، «صیانت از ارزش‌ها» یا «حفظ نظم عمومی» توجیه می‌شود. ۱۵. زبان حقوقی-اداری، طرد را مشروع جلوه می‌دهد و از سلیقۀ سیاسی به ضرورت قانونی ارتقاء می‌دهد. ۱۶. نظام سیاسی، ابزار کیفری را فعال می‌کند: بازداشت، زندان، تبعید، دادگاه‌های نمایشی، احکام سنگین و ... . ۱۷. مخالفت نه حقّ، که نشانۀ خیانت تلقی می‌شود. ۱۸. قانون از ابزار تنظیم روابط به ابزار حذف تبدیل می‌شود. ۱۹. فرد نه به‌دلیل کنش، بلکه به‌دلیل تعلق فکری، قومی، مذهبی، سیاسی تحت پی‌گرد قرار می‌گیرد. ۲۰. جرم‌انگاریِ وجود، نقطه‌عطفِ خطرناکِ طرد سیاسی است. ۲۱. فرد نه‌فقط از سیاست، بلکه از جامعه حذف می‌شود. ۲۲. پایانِ فرآیند، اردوگاه کار اجباری، اردوگاه بازآموزی یا اردوگاه مرگ، است. ۲۳. فرد به «زندانی بی‌نام» تقلیل می‌یابد؛ موجودِ محروم‌ از حقوق، هویت و حتی روایت شخصی. ۲۴. در اردوگاه، مرزِ قانون و بی‌قانونی فرومی‌ریزد. ۲۵. فرد موجودی است‌که می‌توان او را کُشت، بدون آن‌که قتل نامیده شود. ۲۶. طرد سیاسی به طردِ هستی‌شناختی بدل می‌شود. ۲۷. برچسب‌زنی، به حذف نهادی می‌انجامد. ۲۸. حذف نهادی، به سرکوب قضایی می‌رسد. ۲۹. امکان گذار به حذف فیزیکی و اردوگاهی فراهم می‌شود. ۳۰. اردوگاه ناگهانی نیست؛ محصول عادی‌سازی طرد است. ۳۱. نظام‌ ایدئولوژیک، خود را حامل «حقیقت مطلق» می‌داند. ۳۲. مخالف نه رقیب سیاسی، بلکه مانع تحقق حقیقت تاریخی تلقی می‌شود. ۳۳. با فروکاستنِ سیاست به نبردِ خیر و شرّ، امکان هم‌زیستی ازمیان‌می‌رود. ۳۴. طرد، وظیفه می‌شود. ۳۵. جامعه از رقابت خارج و واردِ گردونه و چرخ‌دندۀ حذف می‌شود. ☑️اردوگاه از سیم خاردار آغاز نمی‌شود؛ از واژه آغاز می‌شود. ☑️از لحظه‌ای آغاز می‌شود که گروهی از انسان‌ها از دایرۀ برابری (شنیده‌شدن، دیده‌شدن، پذیرفته‌شدن)، بیرون رانده می‌شوند. ☑️اردوگاه نه حادثه‌ای ناگهانی، بلکه آخرین حلقۀ زنجیره‌ای است‌که با برچسب‌زنی، دیگری‌سازی، طرد نهادی و جرم‌انگاریِ وجود آغاز شده است. ◼️هفت‌ستونِ شرّ سیاسی (The Seven Pillars of Political Evil) چنین است: از (۱.برچسب) آغاز می‌شود و به (۲.بی‌اعتبارسازی) به (۳.محرومیت حقوقی) به (۴.طرد نهادی) به (۵.سرکوب) به (۶.اردوگاه) و به (۷.حذف فیزیکی) پایان می‌گیرد. 🔴🔴پروندۀ شنیداریِ «از برچسب تا اردوگاه» را بشنوید؛ نیم‌نگاهی است از زاویۀ دیگر، به مضمونِ «داغ‌وننگِ سیاسی». محسن خلیلی مونترال کانادا ۲۶ تیر ۱۴۰۵ / ۱۷ جولای ۲۰۲۶ #برچسب‌زنی_نام‌گذاری #طرد_سرکوب #دشمن‌سازی_اردوگاه #دیگری‌سازی #خودی_غیرخودی #قالب‌های_ذهنی #داغ_ننگ_اجتماعی #غیرانسانی‌سازی #پاک‌سازی @kabkekebek @PorsoonPorsoonMohsenKhalili instagram.com/mohsen.khalili.mk

  • 12 июл.1 066178

    اعتراف به‌ اشتباه، کافی نیست! ♦️پس‌از نخستین پوزش‌خواهیِ کلیسای کاتولیک (در سالِ ۱۹۹۲) از رفتاری که با «گالیله» داشته است (این‌جا بخوانید)، برخی از اعضای شورای فرهنگی واتیکان، در فوریۀ سالِ ۲۰۰۹، به‌مناسبت چهارصدمین سال بهره‌گیریِ گالیله از تلسکوپ و سال جهانی نجوم، بار دیگر از برخورد ‌اشتباه‌آمیزِ کلیسا با گالیله، انتقاد و اعتراف کردند که کلیسا، دربارۀ «گالیله»، پندار و رفتارِ نادرستی داشته است؛ و، از گذشتۀ علم‌ستيزانۀ كليسا، پوزش خواستند. ♦️گالیله، زمین را مرکزِ جهان، نمی‌دانست و گردش زمین، به‌دورخورشید را، نپذیرفته بود، که، ‌سببِ محاکمۀ او در دادگاه تفتیش عقاید کلیسا شد؛ توبه کرد، چون‌که، مخالفِ نصِّ مقدس، سخن گفته بود. ▪️آیا از کلیسا، بایست، تقدیر کرد؟ ▪️بله! ▪️چون، اعتراف‌به‌اشتباه، رفتاری است درست. ▪️ولی، کافی نیست؛ چون‌که، چه بسیارکسان، که شکنجه شدند؛ حبس کشیدند؛ حُکمِ ارتداد گرفتند؛ سوزانده شدند؛ از هست‌ونیست، ساقط شدند؛ صرفاً بدان گُمانِ نادرست که، حقیقت، نزد کلیسا است و بس. ♦️بنابراین: یک)اعتراف‌به‌اشتباه، درست است؛ دو)پوزش‌خواهی، درست است. ♦️اعتراف‌به‌اشتباه و پوزش‌خواهیِ یک نظامِ الهیاتی، کفایت می‌کند؛ ولی، اعتراف‌به‌اشتباه و عذرخواهیِ یک نظام سیاسی که، بدونِ دلیل، ممنوع می‌كُند و می‌زَنَد و به‌زور اعتراف می‌گیرد و قلع‌وقمع می‌کُند و دروغ می‌گوید و حبس می‌کُند و می‌کُشَد و خون می‌ریزد و بالاترازآن، کشور را، به‌عقب می‌راند و منابعِ مالیِ کشور را هدر می‌دهد و کشورداری را، به‌استبداد و منفعت و علایقِ شخصی، گره می‌زند و کشور را دچار بحران و فاجعه می‌كند و مملكت را، به‌خاک سیاه می‌نشانَد، کافی نیست. ♦️بایست که وادار شود و تسلیم گردد و بگوید: اعتراف می‌کنم؛ اشتباه کردم؛ غلط کردم؛ بدونِ قیدوشرط، کنار می‌روم؛ دیگر برنمی‌گردم. 🔴🔴پروندۀ شنیداریِ «اعتراف به اشتباه، کافی نیست!» را، بشنوید؛ نیم‌نگاهی است از زاویۀ دیگر، به مضمونِ «پوزش‌خواهیِ سیاسی از گذشتۀ فاجعه‌آمیزِ رژیمِ اقتدارگرای نادرست‌کار»، در پرتوِ بازخوانیِ اعتراف کلیسا به اشتباه و عذرخواهیِ سبُک و کم‌ارزش از گالیله. محسن خلیلی مونترال کانادا ۲۲ تیر ۱۴۰۵ / ۱۳ جولای ۲۰۲۶ #کلیسا_واتیکان #گالیله #پوزش‌خواهی_کلیسا_کاتولیک #دادگاه_تفتیش_عقاید #اعتراف_به_اشتباه #تسلیم‌شدن_اعتراف‌کردن #کناررفتن_واگذاری_برنگشتن @kabkekebek @PorsoonPorsoonMohsenKhalili instagram.com/mohsen.khalili.mk

  • 10 июл.1 12414

    без подписи

  • 10 июл.1 197715

    ✅دوستان و همراهان گرامی 🔴پروندۀ شنیداریِ شصت‌ویکمین «دوهفتانه با کتاب:نگذاریم چراغ کتاب کشته شود!» را بشنوید. ☑️نامِ کتاب: ذهن و بازار؛ جای‌گاه سرمایه‌داری در تفکر اروپای مدرن ☑️نویسنده: جری زوکر مولر ☑️پارسی‌گردان: مهدی نصراله‌زاده ☑️ناشر: بیدگل، چاپ پنجم، ۱۴۰۰ 🔴🔴دوستانِ کتاب‌دوستِ کتاب‌نیازِ من ▪️من هر دوهفته یک‌بار، با یک فایل صوتی، کتابی را که خوانده‌ام برای شما روایت می‌کنم و به ‌اشتراک می‌گذارم. ▪️چنددقیقه صوت، به ساعت‌ها خواندن، اندیشیدن و آماده‌سازی نیاز دارد؛ کاری که با میل و علاقه انجام می‌دهم. ▪️اگر این شناساندن‌ها را دوست دارید، به‌شکلِ نمادین، مرا پشتیبانی و «ده‌هزار تومان» (یا بیش‌تر) واریز کنید. ▪️تشویق است؛ الزام نیست. همین‌که می‌شنوید و هم‌راهی می‌کنید، ارزش‌مند است. ▪️سپاس‌گزارِ مهرِ تک‌تکِ شنوندگان! 🔺شمارهٔ کارت 6037-9973-9229-6431 🔺شمارهٔ شبا IR150170000000101645525002 🔺شمارهٔ حساب 0101645525002 ▪️در خارج از ایران، می‌توانید مبلغِ ۵ دلار کانادا (یا بیش‌تر) واریز نمایید: ✔️یک) از طریق E-Transfer به ایمیل mohsenkhalili1346@yahoo.com ✔️دو) از طریق PayPal با لینک https://paypal.me/Mohsenkhalili1346 ✔️🔴کتابِ ذهن و بازار را نمی‌شد به‌کوتاهی، شناساند. به‌ناچار، شناساندنِ کتاب، به‌درازا کشید. مجبور شدم در دو پروندۀ شنیداری (یکی، هفتاددقیقه و دیگری، هفتادوپنج‌دقیقه) کتابِ بسیارپُرمطلب و بسیارخواندنیِ جری زوکر مولر را دربارۀ جای‌گاه سرمایه‌داری در تفکّر اروپای مدرن، بشناسانم. ببخشایید و بنیوشید.✔️🔴 محسن خلیلی مونترال کانادا ۱۹ تیر ۱۴۰۵ / ۱۰ جولای ۲۰۲۶ #دوهفتانه_با_کتاب #نگذاریم_چراغ_کتاب_کشته_شود #ذهن_و_بازار #سرمایه‌داری_اروپای_مدرن #جری_زوکر_مولر #مهدی_نصراله‌زاده #انتشارات_بیدگل #محسن_خلیلی @kabkekebek @PorsoonPorsoonMohsenKhalili instagram.com/mohsen.khalili.mk

  • 8 июл.1 014112

    ✅دوهفتانه با کتاب نگذاریم چراغ کتاب کشته شود!(۶۱) ☑️نامِ کتاب: ذهن و بازار؛ جای‌گاه سرمایه‌داری در تفکر اروپای مدرن ☑️نویسنده: جری زوکر مولر ☑️پارسی‌گردان: مهدی نصراله‌زاده ☑️ناشر: بیدگل، چاپ پنجم، ۱۴۰۰ 🔴پروندهٔ شنیداریِ شناساندنِ کتابِ «ذهن و بازار: جای‌گاه سرمایه‌داری در تفکر اروپای مدرن»، جمعه ۱۹ تیر ۱۴۰۵ / ۱۰ جولای ۲۰۲۶، بارگذاری خواهد شد. محسن خلیلی مونترال کانادا ۱۷ تیر ۱۴۰۵ / ۸ جولای ۲۰۲۶ #دوهفتانه_با_کتاب #نگذاریم_چراغ_کتاب_کشته_شود #ذهن_و_بازار #سرمایه‌داری_تفکر_اروپای_مدرن #جری_زوکر_مولر #مهدی_نصراله‌زاده #انتشارات_بیدگل #محسن_خلیلی @kabkekebek @PorsoonPorsoonMohsenKhalili instagram.com/mohsen.khalili.mk

  • 3 июл.1 041116

    «سهمِ من کو» [در نگارش و بازنگریِ قانون‌اساسی]؟ ✔️پس‌از انتخابات، می‌گویند «رأیِ من کو؟». ✔️به‌وقتِ نوشتن و بازنگریِ قانون‌اساسی، می‌گویند «سهمِ من کو؟». ▪️قوانین اساسی، فصول و اصول دارند؛ پُر از واژگان و گزاره‌ها و جستارها. ▪️بسیاری‌از مفاهیمِ پدیدارشده در قوانین اساسی، نمادِ باورهای اندیشه‌ورزان و نمایان‌گرِ فکرآوردِ گروه‌های صاحب‌نفوذِ اجتماعی است. ▪️گروه‌های صاحب‌نفوذ‌واندیشه، با «نهادینه‌سازی نمادین در قانون‌اساسی» (Symbolic Constitutional Entrenchment) یا «قانون‌اساسی‌سازیِ درج‌وثبتِ منافع» (Constitutionalizing of Political Interests) می‌کوشند با افزودنِ یک اصل، یک گزاره، یک واژه، یک نماد و ...، حضور و بروز خود را، در متن بنیادین کشورداری، «حکّ» کنند. ▪️در رشتۀ «مطالعاتِ حقوق اساسی» (Constitutional Law Studies) و به‌هَنگامِ نگارشِ قانون‌اساسی جدید (یا بازنگریِ قانون‌اساسیِ قدیم)، از کوشش‌های فکری و تلاش‌های عملیِ بازی‌گران سیاسی/اجتماعی، برای گذاشتنِ «ردِّ پا»، در متن قانون‌اساسی، سخن می‌گویند؛ یعنی، ارزش‌ها، عقاید، منافع، باورها، ایدئولوژی و هویتِ مدِّنظرِ بازی‌گران، در کالبدِ اصل، واژه، مفهوم، گزاره و جمله، در متن قانون‌اساسی، گنجانده می‌شود. ▪️در پژوهش‌های حقوق اساسی مقایسه‌ای، شراکت‌خواهی‌های این‌چنین را، «تلاش برای اعمال نفوذ در تدوین قانون‌اساسی» (Constitutional Influence-Seeking)، «سهم‌خواهی در فرآیندِ قانون‌اساسی» (Constitutional Participation Claims)، «دستورِ کارسازی در تدوین قانون‌اساسی» (Constitutional Agenda-Setting)، «ثبت‌وحکِّ منافع در قانون‌اساسی» (Constitutional Inscription of Interests)، «قانون‌اساسی‌سازیِ جاسازیِ ترجیحات سیاسی» (Constitutionalizing of Embedding Political Preferences)، «چانه‌زنی قانون‌اساسی» (Constitutional Bargaining) و «مذاکرۀ نخبگان بر سرِ قانون‌اساسی» (Elites Constitutional Debating) می‌نامند. ▪️در نظریۀ چانه‌زنی قانون‌اساسی (Constitutional Bargaining Theory) گفته می‌شود که قانون‌اساسی محصول توافق انتزاعی بر سر خیر عمومی نیست؛ بلکه نتیجۀ مذاکره و چانه‌زنی میان گروه‌های دارای قدرت (احزاب سیاسی، اقلیت‌های قومی، جنگ‌سالاران، شبکه‌سازان، شگردسالاران، گروه‌های مذهبی، ارتش، نخبگان اقتصادی، روشن‌فکران و ...) است‌که هرکدام می‌کوشند اصولی را وارد متن کنند و کلمات و عبارت‌هایی را در متن، جاگذاری کنند تا منافع و ارزش‌های‌شان، حفظ گردد. ▪️در نظریۀ انتخاب عقلانی (Rational Choice Theory) چنین گفته می‌شود که بازی‌گران سیاسی، به شکل راه‌بردی عمل می‌کنند؛ و، به‌عنوانِ نمونه، یک حزب می‌خواهد نظام پارلمانی در قانون‌اساسی بیاید، چون در آینده از آن سود می‌برد؛ یک اقلیّت قومی، خواهانِ «فدرالیسم» است؛ یک جریان مذهبی می‌خواهد که کلمۀ «دین رسمی» یا «شریعت» در متن ذکر شود و زین‌دست‌نکته‌ها. به‌دیگرسخن، حتی انتخاب یک واژه نیز می‌تواند نتیجۀ محاسبۀ قدرت باشد. ▪️در نظریۀ نمادگرایی قانون‌اساسی (Constitutional Symbolism) دعوا بر سر قدرت سیاسی نیست؛ بلکه، بر سر نمادها است؛ به‌عنوانِ نمونه، ذکر نام خدا در مقدمۀ قانون‌اساسی، استفاده از واژۀ ملت، استفاده از واژۀ امت، ذکرِ دقیقِ گزارۀ عدالت اجتماعی و کوشش برای درجِ کلمه‌های خاصّ دربابِ کار و مسکن و مالیات و دادگاه و ...؛ یعنی‌که، واژه‌ها، حاملِ بار هویتی و حافظِ مزاجِ ایدئولوژیک هستند و قانون‌اساسی میدان رقابتِ گفتمان‌ها به‌شمار است‌که گروه‌های گونه‌گون، می‌کوشند مفاهیم مطلوب خود را به «زبان رسمی ساختار سیاسی» تبدیل کنند. ◼️در مطالعاتِ حقوق اساسی، از گزاره‌هایی هم‌چون «قانون‌اساسی‌سازی» (Constitution-Building / Constitution-Drafting / Constitution-Making)، «قانون‌اساسی‌آرایی» (Constitutional Design)، «مهندسیِ قانون‌اساسی» (Constitutional Engineering) و «سیاست‌های پیکربندیِ قانون‌اساسی» (Politics of Constitutional Drafting) بهره‌گیری شده است تا نشان داده شود که، برفرضِ مثال، اختلاف میان واژه‌های Nation / People یا Equality / Equity یا Secular / Neutral یا Federal / Decentralized، پی‌آمدهای حقوقی و سیاسی بسیاربزرگی دارد. ◼️بنابراین (هرچه که خوانده شود از سهم‌خواهی قانون‌اساسی بگیرید تا سهم‌گذاری در متن قانون‌اساسی، ردِّپاگذاری در قانون‌اساسی، حکّ‌کردن منافع در قانون‌اساسی، سیاستِ واژه‌گذاری قانون‌اساسی، رقابت برای تصاحب متن قانون‌اساسی و چانه‌زنی نمادین در قانون‌اساسی) امروزه، قوانین ‌اساسی را، نه صرفاً متن‌های حقوقی، بلکه «دست‌آوردِ تثبیت‌شدۀ توازن قوا و رقابت گفتمان‌ها در برهه‌های تاریخی»، میانِ بازی‌گرانِ گوناگونِ عرصۀ قدرت اجتماعی می‌دانند که از طریق «لابی‌گری»، «شایعه‌سازی»، «یارکِشی»، «امتیازدهی»، «استدلال»، «چانه‌زنی» و «تهدید» می‌کوشند متن قانون‌اساسی را به‌نفع خود شکل دهند. 🔴🔴پروندۀ شنیداریِ «سهمِ من کو [در نگارش و بازنگریِ قانون‌اساسی]؟» را، بشنوید؛ نیم‌نگاهی است از زاویۀ دیگر، به مضمونِ «ردِّ پاگذاری و حکِّ منافع و جاسازی ترجیحات در فرآیندهای قانون‌اساسی‌سازی»، در پرتوِ بازخوانیِ هفت‌اصلِ قانون‌اساسی مشروطیّت و هفت‌اصلِ قانون اساسی جمهوری اسلامی. محسن خلیلی مونترال کانادا ۱۳ تیر ۱۴۰۵ / ۴ ژوئیه ۲۰۲۶ #حقوق_اساسی #قانون_اساسی #مطالعات_حقوق_اساسی #مطالعات_قانون_اساسی #قانون‌اساسی‌سازی #قانون‌اساسی‌نویسی #مهندسی_قانون_اساسی #سهم‌خواهی_ردپاگذاری #تثبیت_منافع #قانون_اساسی_مشروطه #قانون_اساسی_جمهوری_اسلامی @kabkekebek @PorsoonPorsoonMohsenKhalili instagram.com/mohsen.khalili.mk 🔺پس‌نوشت برای به‌دست‌آوردنِ آگاهی‌های بیش‌تر، می‌توانید نوشتارهای Jon Elster (که نوشته است تدوین قانون‌اساسی، فقط محصول استدلال عقلانی نیست و بازی‌گران سیاسی مدام میان «استدلال» و «چانه‌زنی» جابه‌جا می‌شوند و بسیاری از اصول قانون‌اساسی حاصل مصالحه میان نیروهای رقیب هستند) و Tom Ginsburg, Zachary Elkins & Justin Blount (که نوشته‌اند مهم نیست فقط چه‌چیزی در قانون‌اساسی نوشته می‌شود بلکه مهم است‌که چه کسانی آن‌را نوشته‌اند و هم‌چنین، ترکیب مجلس مؤسسان، میزان مشارکت عمومی و شیوۀ مذاکره بر محتوای نهایی متنِ قانون‌اساسی، اثرِ ژرف می‌گذارد) و Hanna Lerner (که نشان داده است‌ در جوامع دچار شکاف‌های عمیق، گاهی آگاهانه از واژه‌های مبهم استفاده می‌شود و دو مفهوم متناقض کنار هم قرار می‌گیرند و تصمیم‌های حساس به آینده موکول می‌شوند؛ به بیان دیگر، بعضی از واژه‌های قانون‌اساسی، ازقصدونیّت، مبهم انتخاب می‌شوند تا هر فکر و گروهی احساس کند که سهمی در متن دارد) و Cass Sunstein (که به مفهومِ نوپردازانۀ «توافقِ ناقصاًنظریه‌پردازی‌شده» (Incompletely Theorized Agreement) یا توافق بر متن بدون توافق کامل بر فلسفۀ پُشتاپُشتِ آن) و Bruce Ackerman (که معتقد است‌ قانون‌اساسی، محصولِ درهم‌کردِ «لحظاتِ درگیرشدنِ نمادها و باورها و منافعِ گروه‌های رقیب» و بسیج سیاسی گسترده است) نگاه کنید.

  • «سهمِ من کو» [در نگارش و بازنگریِ قانون‌اساسی]؟ 🔴🔴پروندۀ شنیداریِ «سهمِ من کو [در نگارش و بازنگریِ قانون‌اساسی]؟» را، بشنوید؛ نیم‌نگاهی است از زاویۀ دیگر، به مضمونِ «ردِّ پاگذاری و حکِّ منافع و جاسازی ترجیحات در فرآیندهای قانون‌اساسی‌سازی»، در پرتوِ بازخوانیِ هفت‌اصلِ قانون‌اساسی مشروطیّت و هفت‌اصلِ قانون اساسی جمهوری اسلامی. ✅✅به‌دلیلِ محدویت‌هایی که تلگرام برای ظرفیّتِ پُست‌های تلگرامی گذاشته است و نمی‌توانستم در یک فرسته، هم کلِّ متن را بیاورم و هم پروندۀ شنیداری را، مجبور شدم فرسته را دوبخشی کنم؛ یکی، حاویِ پروندۀ شنیداری است؛ و، دیگری، متنِ کاملِ روخوانی‌شده.✅✅ محسن خلیلی مونترال کانادا ۱۳ تیر ۱۴۰۵ / ۴ ژوئیه ۲۰۲۶ #حقوق_اساسی #قانون_اساسی #مطالعات_حقوق_اساسی #مطالعات_قانون_اساسی #قانون‌اساسی‌سازی #قانون‌اساسی‌نویسی #مهندسی_قانون_اساسی #سهم‌خواهی_ردپاگذاری #تثبیت_منافع #قانون_اساسی_مشروطه #قانون_اساسی_جمهوری_اسلامی @kabkekebek @PorsoonPorsoonMohsenKhalili instagram.com/mohsen.khalili.mk