مجله کرگدن نامه 🌾🦏🕊
Статистикаکرگدن نامه مجله ای برای همه کس و هیچکس ... درباره فرهنگ و هنر و اجتماع و کمی هم سیاست. تاسیس ٢٨ بهمن ١٣٩۴ ارتباط با ما ، نظر، نقد، پیشنهاد @Kargadan1001 و همچنین بخش پیام مستقیم در پایین کانال، سمت چپ
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 12
- Всего постов
- 50
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Искусство
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 337
- 1/48двое суток
- 386
- 1/72трое суток
- 416
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
🎼 ساز و آواز چهارگاه آواز : حسین خواجه امیری ( ایرج ) تار : فرهنگ شریف شعر : پژمان بختیاری آرزو دارم که باز آن روی زیبا را ببینم آن سر و آن سینه آن بالای رعنا را ببینم نقش رویای مرا در چشم مشتاقم بخوانی تا در آن چشمان جادو نقش رویا را ببینم قصه ها گفتم به سودای تو با هم صحبتانت تا نهان از چشم ها آن روی زیبا را ببینم پیش پای خویش را آسان نمی بینم کجایی ای چراغ زندگی تا عرش اعلی را ببینم با من وحشی نمی دانم چه کردی کین زمان من بهر دیدار تو خواهم جمله دنیا را ببینم دیدن روی توام بس نیست کی باشد که یک دم ای سراپایم فدایت آن سراپا را ببینم رخصتم ده تا نهان از مردمان آیم به سویت وان اشارت های گرم عشرت افزا را ببینم گر اجازت هست آن لب های شیرین را ببوسم ور اجازت نیست آن خوش بوسه لب ها را ببینم آرزو دارم که یک شب مست آغوش تو گردم یا در آنجایی که خسبی مست آنجا را ببینم #یاد_بعضی_نفرات 🎼 با کاروان شعر و موسیقی 🎼
🤍 کامم اگر طلب کنی، یک رهم از وفا طلب ور طلبی مراد خود مرگ من از خدا طلب قدر فغان من بدان رونق کار خویش را زین تن مستمند جو زین دل مبتلا طلب دل که چنین کند مرا طالب گوهر وفا کاش بگوید این متاع از که و از کجا طلب گر نکنی برای من چارهی نالههای من بهر علاج رنج خود درد مرا دوا طلب با تو مراست گفتمش: دعوی خونبهای دل کرد مرا به زیر تیغ از پی خونبها طلب عهد و وفای یار خود نیست گرت روا به کس شاهد سست عهد جو دلبر بیوفا طلب از لب یار چون روا گشته سحاب مدّعا کوری چشم مدّعی، بوسه به مدّعا طلب میرزا سیّد محمّد #سحاب_اصفهانی 🌾🦏🕊 .
🤍 علی حاتمی به عنوان کارگردانی صاحب سبک و مؤلف، سعی کرد با استفاده از قصهها، مثلها، فولکلورها یا باورهای عامیانهٔ ایرانی، فرهنگ کهن کوچه و بازار و معماری دیرپای ایرانی ـ اسلامی طرحی نو در سینمای ایران دراندازد. وی به حق توانست فرهنگ، آداب و ارزشهای فکری و عملی مردم این سرزمین را بر پردهٔ خیال نقاشی کند از اینرو وی را به علت بهره بردن از زبان تصویر و خلق شخصیتهای شاعرانه، سعدی سینمای ایران میدانند. حاتمی همواره در آثار سینمایی خود پیوندی ناگسستنی با اصطلاحات و گویشهای کوچه بازار داشت، بطوریکه کاربرد این دیالوگها به عنوان امضای وی در تقریباً تمامی آثار سینماییش حضور داشته و سینمای حاتمی را یک سینمای منحصر به فرد ساختهاست. برخی ازاین دیالوگهای ماندگار عبارتند از: 🎞 مادر ← «تلخی با قند شیرین نمیشه، شب رو باید بیچراغ روشن کرد» 🎞 کمال الملک ← دیالوگی از زبان مظفرالدین شاه«همه چیزمان باید به همه چیزمان بیاید» 🎞 سوته دلان ←«همه عمر دیر رسیدم» 🎞 سوته دلان ←«ساعت زنگ زده دیگه زنگ نمیزنه، چون زنگاشو زده» 🎞 مادر ← «خورشید دم غروب، آفتاب صلوة ظهر نمیشه» 🎞 حاجی واشنگتن← « آئین چراغ خاموشی نیست» و دهها دیالوگ ماندگار دیگر به بهانه زادروز استاد علی حاتمی نویسنده و فیلمسازِ ایرانی #یاد_بعضی_نفرات .
🎼 ساز و آواز دشتستانی آواز : محمد رضا شجریان کمانچه : کیهان کلهر اشعار : باباطاهر و حافظ ریمیکس : دنی خرسندی به سر شوق سر کوی تو دیرم به دل مهر مه روی تو دیرم بت من کعبۀ من قبلۀ من تویی هر سو، نظر سوی تو دیرم کسی که ره به بیدادم بر، نی خبر بر سرو، خبر بر سرو آزادم بر، نی تمام خوبرویان جمع گردند کسی که یادت از یادم بره، نی من از دست غمت مشکل برم جان ولی دل را تو آسان بردی از من دلم را مشکن و در پا مینداز که دارد در سر زلف تو مسکن 🎼 با کاروان شعر و موسیقی 🎼
🤍 گذشت عمر و دریغا من و تو ما نشدیم هزار بار شکستیم و همصدا نشدیم من و تو بیتو وُ من زیستن عجب دردیاست چرا به درد دل یکدگر دوا نشدیم چو رهروان که به شب از کنار هم گذرند غریبوار گذشتیم و آشنا نشدیم زمانه شد دگر و دیگران دگر گشتند زمان، زمانِ شدن بود، ما چرا نشدیم بر این طلسم فریب هزارساله، دریغ هزاربار شکست آمد و رها نشدیم مگر شرنگِ فنا بود خواب غفلت ما که آفتاب قیامت دمید و پا نشدیم بخوان به مرثیه پرتو بخوان دوباره بخوان گذشت عمر و دریغا من و تو ما نشدیم استاد علیاشرف نوبتی #پرتو_کرمانشاهی 🌾🦏🕊 .
🤍 گفت کسی خواجه سنایی بمرد مرگ چنین خواجه نه کاریست خرد قالب خاکی به زمین بازداد روح طبیعی به فلک واسپرد ماه وجودش ز غباری برست آب حیاتش به درآمد ز درد پرتو خورشید جدا شد ز تن هر چه ز خورشید جدا شد فسرد صافی انگور به میخانه رفت چونک اجل خوشه تن را فشرد شد همگی جان مثل آفتاب جان شده را مرده نباید شمرد مغز تو نغزست مگر پوست مرد مغز نمیرد مگرش دوست برد #مولانا 🌾🦏🕊 #یاد_بعضی_نفرات نسل بی تکرار 🤍 .
🎼 سلطان قلبم خواننده : حسین خواجه امیری ( ایرج) آهنگساز : اسدالله ملک شعر : بامداد جویباری #یاد_بعضی_نفرات سلطان قلبم کشیدی چرا سایه از سر من هرگز کجا این جدایی تو میشه باور من یار قدیمی همیشه صمیمی به گلشن یاران تو عطر نسیمی راه تو بسته دل تو شکسته به موی سپید و چهره خسته ناز اون طرز غزلخونی تو شور شادی و پریشونی تو با همه خاطره هام به مزار تو میام شاخه ای گل میارم اشک گلگون می بارم من تو رو به گنج قارون نمیدم به زر و مال فراوون نمیدم ای تو سینه موندنی مثل قصه خوندنی از کدوم پنجره بود که پر زدی؟ به دیار تازه ای تو سر زدی؟ چی بخونم نمیتونم میخوام آواز بخونم کوچ مرد قصه های آشنا همدم مردم افتاده ز پا مثل شب آروم ولی پر رمز و راز مثل گل ساده ولی بی ادعا 🎼 با کاروان شعر و موسیقی 🎼
🤍 ایرج درگذشت؛ جناب سرهنگی که «پهلوان آواز» ایران بود ایرج یکی از پیشگامان مکتب آوازی ایران و خواننده ترانههای مردمی بود که شیوه آوازخوانی قدما را تغییر داد حسین خواجهامیری، خواننده نامدار موسیقی ایرانی که با نام هنری ایرج شناخته میشد، امروز چهارشنبه ۲۱ مرداد ماه در ۹۴ سالگی درگذشت. درگذشت او موجی از خاطرات دوران طلایی موسیقی و سینمای قبل از انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ را زنده کرده است، به ویژه در نزد شنوندگان برنامههای رادیویی و یا انبوه تماشاگرانی که آواز برخواسته از سینه ایرج را از لبان ستارگان فیلمهای آن موقع میدیدند و میشنیدند. افسرآوازخوانی که حسن کسایی، اسطوره نی را واداشت «پهلوان آواز» خطابش کند و صدایش برای محمدرضا شجریان، خسرو آواز ایران، «متر و معیار سنجش کیفیت صدا در تاریخ آوازخوانی ما» باشد.
🤍 چو آید به کوشیدنت خیر پیش به توفیق حق دان نه از سعی خویش به سرپنجگی کس نبردهست گوی سپاس خداوند توفیق گوی تو قائم به خود نیستی یک قدم ز غیبت مدد میرسد دم به دم شیخ مصلح الدین #سعدی 🌾🦏🕊 📘 بوستان سعدی باب هشتم، در شکر بر عافیت .
🤍 ابوسعید ابوالخیر گفت: هرجا که نظر میکنم، بر زمین همه گوهر ریخته و بر در و دیوار همه زر آویخته. کسی نمیبیند و کسی نمیچیند. گفتند: کو، کجاست؟ گفت: همهجاست. هرجا میتوان خدمتی کرد؛ یا هرجا میتوان راحتی به دلی آورد؛ آنجا که غمگینی هست و آنجا که مسکینی هست؛ آنجا که یاری طالبِ محبت است؛ و آنجا که رفیقی محتاج مروت... .
🎼 لحظه های رفتن خواننده : غزل طهماسبی آهنگساز : شایان کریمی ترانه سرا : مهسا سلطانی باید بگویم امشب ، از لحظه های رفتن از آنچه بین ما بود ، از قصه ی تو با من شاید تو هم بگویی ، حرف نگفته ات را شاید تو هم بباری ، آن بغض خفته ات را بگو تا کجا غم، در این سرنوشت است و من تا به کی بی قرارم ؟ همش دورِ تکرارِ این روز و شب را، به دلواپسی می شمارم اگر که شکستم نماندم گذشتم غریبانه رفتم از این شهر بدان من تو را تا ابد با همه باورم همچنان دوست دارم تو هم روزهای خوشی را ببینی نه اینکه به پای غم من بشینی نه با حسرت از آرزوها بگویی نه در خواب خود شادی ات را بجویی نشد با تو باشم بمانم نرم ، که تقدیر من رفتن و رفتن است دلم سنگ نیست باور بکن که یادت همیشه کنار من است 🎼 با کاروان شعر و موسیقی 🎼
🤍 کم نگردد ذرّهای سوزِ دلِ شیدا مرا گر دهی هر دم هزاران غوطه در دریا مرا وصل نامقدور و شادی منکَر و دلبر غیور، چون نریزی خونم ایغم! دیدهای تنها مرا سرگرانیهای حُسن از پا درآرَد کوه را من کیام باری، که باشد تابِ استغنا مرا اعتبارم بین که گر یکلحظه گردم ناپدید میدود هر سو بلایی تا کند پیدا مرا مدّتی در کنجِ مستوری زدم لافِ صلاح عشق کرد آخر بهاندک فرصتی، رسوا مرا خاطرم جمعاست، از خوبان ندارم چشمِ لطف کآزمودم، نیست اصلاً طالعی زینها مرا کشتیِ هستی به گردابِ بلا افکندهام بسکه تر دارد مَلـــک این چشمِ خونپالا مرا میــرزا محمّد #ملک_قمی 🌾🦏🕊 .
📔 یک روزی ، یک جائی ، آدم های هم فرکانس همدیگر را پیدا می کنند ، می شوند دوست ، رفیق ، یار آرام می گیری با حرفهایشان ؛ و بعد فکر می کنی کاش زودتر پیدا می شد ، حضور هیچکس در زندگی اتفاقی نیست . #هاکان_منگوچ 🌾🦏🕊 📚 هیــــچ ملاقاتی تصادفی نیست .
🎼 گروه نوازی و آواز شور خواننده : علیرضا افتخاری ساخته : محمد جواد ضرابیان شعر : هوشنگ ابتهاج تکنواز کمانچه : سینا جهان آبادی با من بي كس تنها شده يارا تو بمان همه رفتند از اين خانه خدا را تو بمان من بي برگ خزان ديده دگر رفتني ام تو همه بار و بري تازه بهارا تو بمان داغ و درد است همه نقش و نگار دل من بنگر اين نقش به خون شسته نگارا تو بمان هر دم از حلقه ي عشاق پريشاني رفت به سر زلف بتان سلسله دارا تو بمان "سایه" در پای تو چون موج دمی زار گریست که سر سبز تو خوش باد کنارا تو بمان #یاد_بعضی_نفرات 🎼 با کاروان شعر و موسیقی 🎼
🤍 فریاد که از عمر جهان هر نفسی رفت دیدیم کزین جمع پراکنده کسی رفت شادی مکن از زادن و شیون مکن از مرگ زینگونه بسی آمد و زینگونه بسی رفت آن طفل که چون پیر ازین قافله درماند وآن پیر که چون طفل به بانگ جرسی رفت از پیش و پس قافلۀ عمر میندیش گه پیشروی پی شد و گه بازپسی رفت ما همچو خسی بر سر دریای وجودیم دریاست چه سنجد که برینموج خسی رفت رفتیّ و غم آمد به سر جای تو ای داد بیدادگری آمد و فریادرسی رفت این عمر سبک سایۀ ما بسته به آهیست دودی ز سر شمع پرید و نفسی رفت #هوشنگ_ابتهاج 🌾🦏🕊 به بهانه سالروز درگذشت پیر پرنیان اندیش، امیر هوشنگ ابتهاج شاعر و نویسنده و ترانه سرای معاصر #یاد_بعضی_نفرات .
📘 روزی در آغاز جوانی كتابی كهن را باز كردم كه در آن نوشته بود: "كسی كه بسيار میخندد سعادتمند، و كسی كه بسيار میگريد شوربخت است." گفتهای بسيار ساده كه با اين همه به خاطر حقيقتی كه بيان میكند، نتوانستهام فراموشش كنم. پس بهتر است هرگاه شادی دقّالباب میكند، به جای اينكه شک كنيم كه آيا ورودش جايز است يا نه، همهی درها را به رويش بگشاييم. زيرا فقط شادی زمان حال را پر سعادت میكند. و اين امر برای موجوداتی چون ما -كه هستیمان لحظهی كوتاهی ميان دو ابديت است- بزرگترين موهبت خواهد بود. #آرتور_شوپنهاور 🌾🦏🕊 📚 در باب حكمت زندگی .
تابلوی «شمس و مولانا» از معروفترین کارهای محمود فرشچیان تابلوی «شمس و مولانا» است. این تابلو در تابستان سال 1386 رونمایی شد. فرشچیان درباره این تابلو میگوید:«در خلق این تابلو از شعر «از دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست» الهام گرفتم و سعی کردم در آن رنگهایی را به کار ببرم که حالت روحانی و جذبه و کشش مولوی نسبت به شمس را به خوبی نشان بدهد.» در این تابلو سر شمس در میان نقوش منحنی مختلفی به تصویر کشیده شده که هم خورشید را تداعی میکند و هم نشان دهنده این است که سر شمس در بر گرفته همه جهان است. مولانا نیز روی کره زمین نقش شده که شمس آن را نگه داشته، به گونهای که تمام دنیا زیر پای افکار مولوی است. به گفته خود فرشچیان تابلوی «شمس و مولانا»، پاسخی به حرکت کشورهایی است که مفاخر ایران را به خود منتسب کردهاند. او در مراسم رونمایی از تابلو گفته بود:«در برخی از کتابها مولانا را با کلاه درویشان ترکیه نقاشی میکنند، در حالی که مولانا، شاعری ایرانی است و من برای مقابله با این تحریف، تابلوی «شمس و مولانا» را کشیدهام.» به بهانه سالروز درگذشت استاد محمود فرشچیان نقاش و نگارگر ایرانی #یاد_بعضی_نفرات
@kargadanname – هبوط، حسین زمان
🎼 هبوط خواننده : حسین زمان آهنگساز : محمدرضا چراغعلی شعر : سهیل محمودی به بهانه زادروز حسین زمان، هنرمند و خواننده متعهد و مردمی موسیقی... روحش شاد... منو با خستگی هام تنها نذار سایبون مهرتو ازم نگیر چشمه ی زلالتو نشون بده این مسافر غریبو بپذیر پرم از وسوسه های بی دلیل طعم گندم منو تا اینجا کشید لحظه های سبزمو ،ازم گرفت روح من به مرز تاریکی رسید پس از این میخوام که با حسرت محض بیارم خستگیامو پیش تو میخوام اقرار بکنم بی واهمه همه دلبستگیامو پیش تو ای حضور تو بهشت بی دریغ بی تو هرجا که باشم جهنمه این مسافر غریب ُ بپذیر کمکم کن بسه، غربت بسمه #یاد_بعضی_نفرات 🎼 با کاروان شعر و موسیقی 🎼
📚 طبیعت، یک عاشق کامل واقعی است چرا که هرگز خود را تکرار نمیکند دو پاییز همرنگ، دو بهار همسان، دو تابستان همگون، دو زمستان مثل هم، هرگز، در تمام طول حیات انسان پیش نیامده است. #نادر_ابراهیمی 🌾🦏🕊 📕 یک عاشقانهی آرام .