کلک Kellck ( شعر و سخن و ترانه )
СтатистикаContact: @Sh_ad_Mehr Site: kellck.ir Instagram: https://instagr.am/kelllck Facebook: https://www.facebook.com/kellck.sherosokhan Other: @shabzendehha , @b_kalam
- Последний пост
- 10 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 2
- Всего постов
- 48
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Музыка (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 142
- 1/48двое суток
- 162
- 1/72трое суток
- 175
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
خاموشم اما دارم به آواز غم خود میدهم گوش وقتی کسی آواز میخواند خاموش باید بود غم داستانی تازه سر کرده ست اینجا سراپا گوش باید بود درد از نهاد آدمیزاد است ... -➣ @kellck #هوشنگ_ابتهاج #سالگرد
-➣ @shabzendehha بهارا بنگر این خاک بلاخیز که شد هر خاربن چون دشنه خون ریز بهارا بنگر این صحرای غمناک که هر سو کشته یی افتاده بر خاک بهارا بنگر این کوه و در و دشت که از خون جوانان لاله گون گشت بهارا دامن افشان کن ز گلبن مزار کشته گان را غرق گل کن میان خون و آتش ره گشاییم میان خون و آتش ره گشاییم از این موج و از این طوفان برآییم دگر بارت چو بینم، شاد بینم -➣ @shabzendehha -➣ @kellck #هوشنگ_ابتهاج #سایه ••شعر کامل•• ـــــــــــــــــــــــــــــــــ آواز #دیلمان سنتور : #فرامرز_پایور بشنوید با صدای استاد #محمدرضا_شجریان
یا که عادت میکنم با بغضِ گلدان پشت شیشه یا به دریا میدهم گلهای بارانخوردهام را -➣ @kellck قطعه گل های باران خورده خواننده: #علیرضا_قربانی موسیقی: علیرضا افکاری شاعر: محمدسعید میرزایی میکس و مستر: آرش پاکزاد
•➣ @kellck يك صبحِ زود يك صبحِ زودِ قشنگ خواهيم رفت همان طرفهاى دورِ آشنا خواهيم رفت مى گويند آنجا كوچههايى دارد عجيب، غرقِ نور و سلام و تبسم وُ هر چه شما بخواهيد! مىگويند آنجا نسترنها نماز مىخوانند آب، اهل آوازِ رفتن است و ملائكى بى سوُال پيالههاى پُر از مى را بر چينههاى ستاره چيدهاند، هوا خوش است و كلمات، همه كلمات از هر چه گفتنِ بوسه آزادند! #سيدعلى_صالحى
-➣ @kellck حالا تو هی ناز بفروش تا دل خریدار باشد! کارت گرفتهاست انگار! خوب است! بازار باشد! طفلک دلم دیر فهمید، چشمی که اینگونه زیباست حق دارد ارث پدر را، از من طلبکار باشد! خوب است اگر چند روزی، اینقدر زیبا نباشی بگذار آیینه گاهی، از کار بیکار باشد! دور از تو حالم چگونهاست؟ آشفته، درهم، پریشان! گیسویت از قصهی من، باید خبردار باشد! خوبی! بدی! هرچه هستی! باعث شدی بعد عمری جانم که لبریز غم بود، از عشق سرشار باشد #علیرضانورعلیپور
-➣ @kellck به تو دل ندهم به که دل بدهم؟! تو بگو چه کنم،دلتنگم... نه کنار توام...نه قرار توام! نه برای خودم،میجنگم... آه از این بی خوابی...از عمری بی تابی این بوده تقدیرم... روزی از فرداها...شاید در رویاها دستت را میگیرم... دستم را بگیر...چشمت را ببند با من گریه کن...همراهم بخند عمر رفته را رها کن... تو فقط مرا صدا کن... اشکم را ببین...غرق بارانم هم پر از دردم...هم پریشانم عمر رفته را رها کن تو فقط مرا صدا کن " دستم را بگیر " همه باور من...رخ دیگر من که میان دلم پنهانی... تو بگو دل من...همه حاصل من که تو درد مرا میدانی... دستم را بگیر....چشمت را ببندد با من گریه کن...همراهم بخند
از بایرام لودر تا غلامرضای مادر و عباس خاکپور آدم برفی، ما سالها عادت کردیم که اکبر عبدی را روی پوسترهای جلوی سینما ببینیم. حالا خبر درگذشت این بازیگر بعد از تحمل یک دوره بیماری رسیده. بازیگری که بدون او نمک سینمای ایران کم است... اکبر عبدی بزرگترین کمدین تاریخ سینمای ایران درگذشت، بازیگری که حقیقتاً به ذات بازیگر بود و درون هر نقشی قالب باورپذیر برای چشم مخاطب میگرفت و این بزرگترین ویژگیه که یه بازیگر میتونه داشته باشه -➣ @kellck روحش شاد و یادش گرامی🖤
آهندل خودشیفتهی کافر مغرور دور است که یادی کند از عاشق مهجور ... میگفت: در این شهر، که دلباختهام نیست؟ آنقدر که محبوبم و آنقدر که مشهور گفتم که تو منظور من از اینهمه شعری مغرور، نگاهی به من انداخت که: منظور؟! من شاعر دوران کهن بودم و آن مست آمد به مزار من و برخاستم از گور بار دگرش دیدم و در نامه نوشتم: نزدیک رقیبانی و میبوسمت از دور ... بر عاشق دلنازک خود رحم نکردی آهندل خودشیفتهی کافر مغرور! #سجاد_سامانی •➣ @kellck
این چشم غره های پدر از چیست مادر من اشتباه نکردم که تا چند حرف توبه و استغفار عاشق شدم گناه نکردم که اندوه او نمی رود از یادم من تا همیشه با غم او شادم جز عمر خود که هدیه به او دادم عمر از کسی تباه نکردم که گفتی نظر خطاست قبول اما مه رو اگرچه دور و برم کم نیست هرگز من فک زده جز آن ماه سوی کسی نگاه نکردم که من قصه ی شبانه نمی گویم بیهوده عاشقانه نمی گویم می خواهمش که شعر و غزل گفتم دفتر فقط سیاه نکردم که این چشم غره های پدر از چیست امشب سر نماز دعایم کن اما مخواه توبه کنم مادر عاشق شدم گناه نکردم که ... -➣ @kellck #علیرضانورعلیپور
•➣ @kellck راستی هیچ میدانی من در غیبت پر سوال تو چقدر ترانه سرودم چقدر ستاره نشاندم چقدر نامه نوشتم که حتی یکی خط ساده هم به مقصد نرسید؟! رسید، اما وقتی که دیگر هیچ کسی در خاموشیِ خانه خواب بازآمدن مسافرِ خویش را نمیدید. در غیبت پر سوال تو آشنایان آن همه روزگارِ یگانه حتی هرگز روشناییِ خاطرات تُرا بیاد نیاوردند. در غیبت پر سوال تو آن انار خجسته بر بال حوض ما خشکید. در غیبت پُر سوال تو عقربههای شَنگِ بیبازگشتِ هیچ ساعتی به ساعت شش و هفتِ پسینِ پنجشنبه نرسید. حالا که آمدی، آمدی ریرا! پس این همه حرفِ نامنتظر از رفتن بیمجال چرا؟! #سیدعلی_صالحی
•➣ @kellck ... و تنهایی کلمات بی خانمانی هستند که از چشمان من بر هیاهوی کوچه می چکند در حالیکه عابران بی آنکه از سنگینی سکوتِ پشت پلک هایم آگاه باشند - آرام و سبکبال - روی انبوهی از این ستاره های خاموش قدم می زنند. #سیاوش_خاکسار
من دلم برای آن شب قشنگ من دلم برای جادهای که عاشقانه بود آن سیاهی و سکوت چشمک ستارههای دور من دلم برای او گرفته است ... #محمدرضا_عبدالملکیان •➣ @kellck
نبودنت نقشه ى خانه را عوض كرده است و هرچه مى گردم آن گوشه ى ديوانه ى اتاق را پيدا نمى كنم احساس مى كنم كسى كه نيست كسى كه هست را از پا درمى آورد -➣ @kellck #گروس_عبدالملكيان
همه میدانند من سالهاست چشم به راهِ کسی، سرم به کارِ کلماتِ خودم گرم است. تو را به اسمِ آب، تو را به روحِ روشنِ دریا، به دیدنم بیا... مقابلم بنشین... بگذار آفتاب از کنارِ چشمهایِ کهنسالِ من بگذرد... من به یک نفر از فهمِ اعتماد محتاجم، من از این همه نگفتن بی تو، خستهام، خرابم، ویرانم... -➣ @kellck #سیدعلی_صالحی
بهارِ با تو بودنها چه شد؟ پاییز دلتنگیست کجایی صبح من؟ شامِ ملالانگیز دلتنگیست کجایی ماهیِ آرام در آغوش اقیانوس؟ به من برگرد! این دریایِ غم لبریزِ دلتنگیست اگر چیزی به دست آوردهام از عشق، میبخشم غزلهایی که خود سرمایۀ ناچیزِ دلتنگیست در آن دنیا برای دیدنت شاید مجالی شد همانا مرگ، پایانِ سرورآمیزِ دلتنگیست... نسیمی شاخههایم را شکست و با خودم خواندم: بهارِ با تو بودنها چه شد؟ پاییزِ دلتنگیست #سجادسامانی •➣ @kellck
*نگاهِ من به درِ بسته خیره مانده هنوز و کوچه در تب رفتن تیره مانده هنوز هزار بار تو را در خیال خود دیدم چه عاشقانه حال تو را از بهار پرسیدم هوای خانه پر از سایه های امید است بیا نفسی تازه کن سپیده نزدیک است میان این همه تکرار سرد بی خبری تو میرسی و از من نمانده هیچ اثری اگرچه به شوق دیدن رویت همیشه خرسندم اگر نبینمت ای جان دگر نمی خندم بیا که بیتو زمان رنگِ انتظار گرفت برای دیدن رویت دلم قرار گرفت* #محــسن_شــاه_حسیـــنی •➣ @kellck
مرا ببخش اگر چیزیکه برای تو ناچیز بهنظر میرسد ...، برای من همهچیز است. #ژوزه_ساراماگو •➣ @kellck
#دلتنگی_عبادت_است •➣ @kellck
با من حرف بزن… بگو که میفهمی همهٔ اینها برای توست. بگو که قلبم را میشنوی در وجودم که هستی. بگو که داری خاطراتم را در توی سرم میخوانی. بخوان آن همه انتظار و تنهایی، آن همه سال که تو را نمیدیدم. بخوان رنجم را محصور در میان آدمها، بیآنکه خودم باشم، که همیشه مجبور باشم در جلدی باشم؛ جلدهای ناهمخوان با روانم، نه چون این جلدم، مهمانپرست. بخوان اندوهم را شامگاههایی که از اینجا میرفتی به خانهات، و من تنها میماندم با بوی تو پراکنده میان برگهای نارنج، خلیده در سایهٔ سرو، و یاد قدمهایت بر زمین و سنگ. با من حرف بزن. شرق بنفشه #شهریار_مندنیپور •➣ @kellck
چرا دلتنگیِ آدم مثل درخت خشک نمیشد؟ چرا نمیشد دلتنگی را مثل یک درخت بلوط خشکاند و با تبر افتاد به جانش؟ چرا تبر بر شاخهی خیس زوزه میکشید اما صداش بر تنهی خشک، دهان باز میکرد؟ یک نیمه این طرف، یک نیمه آن طرف آمادهی سوختن نام تمام مردگان یحیاست #عباس _معروفی •➣ @kellck