کتابخانه و موزه تمدن اسلامی
Статистикаکتابهای عمومی و تخصصی تاریخ اسلام و باستان را به زبان های مختلف میگذاریم. ✍️مروان پاشا کانال های اصلی : @tamadone_islami @tamadone_arab اینستاگرام: http://instagram.com/tamadone_islami
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 10
- Всего постов
- 113
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 19
- 1/48двое суток
- 21
- 1/72трое суток
- 23
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
ae6059cdfa59d569ad03e1505fdd7c28.pdf http://lib.ysu.am/disciplines_bk/ae6059cdfa59d569ad03e1505fdd7c28.pdf#101#27 The Hellenistic Settlements in the East from Armenia and Mesopotamia to Bactria and India Getzel M. Cohen
без подписи
без подписи
ریشه بنا و ساخت شهر خاراکس (میشان) از زبان آریان «اسکندریه/انطاکیه/اسپاسینو خاراکس» یک شهر هلنیستی در جنوب عراق بود که توسط اسکندر بنا شد، توسط سلوکیان بازسازی گردید و در نهایت به پایتخت پادشاهی عرب تبار «خاراکِن» تبدیل شد. واژهٔ «عرب» در متون کهن، نه به سرزمین عربستان، بلکه به قبایل بومی و ساکنان اصلی این ناحیه از میانرودان جنوبی اطلاق میشده است که نقش کلیدی در جمعیت و حاکمیت این منطقه داشتند. متن یونانی بند ۷.۲۱.۷ از کتاب آنامباسیس اسکندر (Anabasis of Alexander) اثر آریان (Arrian) τούτων ἕνεκα ἐπί τε τὸν Πολλακόπαν ἔπλευσε καὶ κατʼ αὐτὸν καταπλεῖ ἐς τὰς λίμνας ὡς ἐπὶ τὴν #Ἀράβων γῆν. ἔνθα χῶρόν τινα ἐν καλῷ ἰδὼν πόλιν ἐξῳκοδόμησέ τε καὶ ἐτείχισε... «به این دلایل، [اسکندر] به سوی رودخانهای به نام پالاکوپاس حرکت کرد و از طریق آن به سوی دریاچهها، در جهت #سرزمین_عربها، پایین رفت. در آنجا، پس از یافتن مکان مناسبی، شهری بنا کرد و بر گرد آن دیوار کشید...» @tamadone_arab
این مقاله پژوهشی به بررسی چگونگی ارتباط تعلیمی بین ریاضیدانان و معماران مسلمان در بازه زمانی قرون چهارم تا یازدهم هجری (۹۴۰ تا ۱۴۲۸ میلادی) پرداخته است. @tamadone_islami
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
این مقاله پژوهشی به بررسی چگونگی ارتباط تعلیمی بین ریاضیدانان و معماران مسلمان در بازه زمانی قرون چهارم تا یازدهم هجری (۹۴۰ تا ۱۴۲۸ میلادی) پرداخته است. سؤال اصلی مقاله این است که معماران اسلامی چگونه توانستهاند هندسه پیچیده ریاضیاتی را که با معادلات عددی سروکار دارد، به زبانی ترسیمی و کاربردی برای ساخت بناهای معماری تبدیل کنند. نکته کلیدی: هندسه در جایگاه ریاضیات عددی بهتنهایی قابل انتقال به بنای معماری نیست و باید به «هندسه ترسیمی و کاربردی» تبدیل شود. این مقاله نشان میدهد که این تبدیل از طریق «جلسات هنرورزی» (جلسات آموزشی-مشورتی) بین ریاضیدانان و معماران صورت میگرفته است. نویسندگان برای پاسخ به سؤال خود از روشهای زیر استفاده کردهاند: روش شرح مطالعه نسخ خطی بررسی مستقیم ۵ نسخه خطی از ریاضیدانان شاخص روش قیاسی (استدلالی) استخراج اصول هندسی از متون و تطبیق با معماری روش زمینهگرایی تاریخی بررسی هندسه در بستر تاریخی و اجتماعی زمان مورد مطالعه تحلیل محتوایی ترجمه و تفسیر متون عربی نسخ خطی بررسی نمونه موردی تطبیق اصول هندسی بر بنای مسجد جامع ورامین @tamadone_islami
پاپیروس قاهره زنون ۳، شماره ۵۹۴۲۵ کاربرد پاپیرولوژیک «Ἄραβες» و «Ἀράβων» در یک نامه مصریِ دوره هلنیستی مربوط به 2300 سال پیش P.Cair. Zen. 3 59425 = DDbDP 1065 = TM 1065 یک متن یونانی از پاپیروسی در مصر بطلمیوسی مواجهیم که در آن Ἄραβες = #عربها برای معرفی…
پاپیروس قاهره زنون ۳، شماره ۵۹۴۲۵ کاربرد پاپیرولوژیک «Ἄραβες» و «Ἀράβων» در یک نامه مصریِ دوره هلنیستی مربوط به 2300 سال پیش P.Cair. Zen. 3 59425 = DDbDP 1065 = TM 1065 یک متن یونانی از پاپیروسی در مصر بطلمیوسی مواجهیم که در آن Ἄραβες = #عربها برای معرفی دو شخص استفاده شده است. طبق ادعای مورد بحث قبلی از #کانال_اشکانیان که «پیش از اسلام، واژه Arab صرفاً نام یک سرزمین بود و هیچگاه برای یک گروه انسانی به کار نمیرفت.»این سند مستقیماً این ادعا را رد میکند زمان و محیط تاریخی پاپیروس سند در #آرشیو_زنون قرار دارد.آرشیو زنون یکی از مهمترین مجموعههای اسناد اداری و خصوصی مصر بطلمیوسی است و بخش عمده آن به فعالیتهای Apollonios و مدیر/نماینده او Zenon در قرن سوم پیش از میلاد مربوط میشود. پایگاه Papyri.info نیز اسناد جلد سوم P.Cair. Zen. را در همین مجموعه دوره هلنیستی قرار میدهد؛ برای نمونه اسناد مجاور این شماره در محدوده 275–226 ق.م. تاریخگذاری شدهاند. پاپیروس P.Cair. Zen. 3 59425 یکی از اسناد آرشیو زنون از #مصر_بطلمیوسی است که در آن دو شکل صرفیِ واژه یونانی مرتبط با «عرب» یعنی Ἄραβες و Ἀράβων دیده میشود. در آغاز نامه، نویسندگان خود را چنین معرفی میکنند: Δράκων καὶ Νεχθεμβῆς, Ἄραβες یعنی: «دراخون و نختِمبِس، #عربها.» چند کلمه بعد نیز عبارت: ... Ἀράβων τὸ ὀψώνιον ... دیده میشود که در آن عربها (Ἀράβων) حالت اضافی جمع همان بار و معنی قومی است. اهمیت سند در این است که عربها (Ἄραβες) در اینجا نام جغرافیایی نیست، بلکه صفت/اسم قومی برای اشخاص انسانی است. بنابراین این پاپیروس شاهدی مستقیم بر وجود کاربرد واژه «عرب» بهعنوان یک عنوان قومی در محیط یونانیزبان مصرِ پیش از اسلام و حتی پیش از دوره رومی است. اصل متن یونانی پاپیروس متنی که در ویرایش DDbDP در اختیار داریم، با توجه به شکستگیهای پاپیروس، چنین است: [Ζήνωνι χαί]ρειν Δράκων καὶ Νεχθε[μβῆς, Ἄρα]βες. ἀξιοῦμέν σε [ -ca.?- ἐ]πειδὴ τῶν λοιπῶν ἀπεχόν[των Ἀρά]βων τὸ ὀψώνιον [ -ca.?- ].ετε.[...]ε..εσαν.[ -ca.?- ] μὴ εἰληφέναι συν [ -ca.?- ]..ις این همان متنی است که در DDbDP برای P.Cair. Zen. 3 59425 ثبت شده است آوانویسی لاتین/یونانی [Zēnōni chairein] Drakōn kai Nechthembēs, Arabeis. axioumen se... [...] epeidē tōn loipōn apechontōn Arabōn to opsōnion... ترجمه فارسی «به زنون، سلام. دراخون و نختِمبِس، عربها. از تو درخواست میکنیم، زیرا ... دیگر عربها مقرری/دستمزدشان را دریافت کردهاند ...» ترجمه انگلیسی “To Zenon, greetings. Drakon and Nechthembes, Arabs. We ask you, since ... the other Arabs have received their pay/wages ...” مهمترین واژه در این بخش از متن، Ἄραβες (عربها) است. واژه یونانی عربها Ἄραβες از نظر دستوری، حالت فاعلی جمع است و معنای آن «عربها» یا «اعراب» بهعنوان یک گروه قومی است. مفرد متناظر آن Ἄραψ است که به معنای «یک عرب» یا «فرد عرب» بهکار میرود. صورت دوم موجود در متن، Ἀράβων، حالت اضافی جمع همین واژه است و میتواند معانی «عربها»، «از عربها» یا «متعلق به عربها» را برساند. بنابراین، در اینجا با یک واژهٔ صرفنشده و مبهم روبهرو نیستیم؛ بلکه دو صورت صرفی متفاوت از یک قوم واحد را پیش رو داریم که هر یک کارکرد نحوی و معنایی مشخص خود را در ساختار جمله ایفا میکنند. همچنین واژهٔ ὀψώνιον (opsōnion) یکی دیگر از واژههای کلیدی و قابلتوجه متن بهشمار میآید. معنای اصلی این اصطلاح در یونانی کلاسیک ناظر بر مفاهیمی چون جیره، مقرری، پرداخت، دستمزد یا مواجب است. در متون نظامی و اداری، این واژه غالباً به معنای حقوق یا مقرری پرداختی (pay / pay allowance) بهکار میرود. حضور آن در کنار صورت Ἀράβων بافت معنایی بسیار جالبی پدید میآورد که میتوان آن را به «مقرری عربها» یا «دستمزد و مواجب عربها» تعبیر کرد. چنین ترکیب زبانی این احتمال را تقویت میکند که افراد مورد اشاره در چارچوبی خدماتی، نظامی یا شبهنظامیـاداری قرار داشتهاند و دریافتکنندهٔ نوعی پرداخت منظم بودهاند. نکتهای که ارزش سند را بیشتر میکند در این نامه دو سطح از کاربرد وجود دارد: فردی: Δράκων καὶ Νεχθεμβῆς, Ἄραβες «دراخون و نختِمبِس، عربها.» جمعی: Ἀράβων «عربها / متعلق به عربها» این یعنی Arab در متن صرفاً یک نام منفرد یا نام مکان نیست.بلکه در یک ساختار اجتماعی، برای گروهی از افراد نیز به کار میرود. سند بخشی از یک آرشیو اداری مصر بطلمیوسی است،و حضور عربها در شبکه اداری/اقتصادی مصر کاملاً روشن است. @tamadone_arab
без подписи
без подписи
без подписи
طبق ادعای مورد بحث قبلی از #کانال_اشکانیان که «پیش از اسلام، واژه Arab صرفاً نام یک سرزمین بود و هیچگاه برای یک گروه انسانی به کار نمیرفت.»این سند مستقیماً این ادعا را رد میکند پاپیروس قاهره زنون ۳، شماره ۵۹۴۲۵ | P.Cair. Zen. 3 59425 از 2300 سال پیش یک نامه یونانی از مصر بطلمیوسی، متعلق به آرشیو زنون در قرن سوم پیش از میلاد، که در آن واژه #عربهاἌραβες (Árabes) بهصراحت برای معرفی اشخاص بهکار رفته است: Δράκων καὶ Νεχθεμβῆς, Ἄραβες «دراخون و نختِمبِس، عربها.» @tamadone_arab
#پاپیروس_های_اسلامی «عایشه سلام فراوان میرساند»: پاپیروسی از مصر در عصر نخست اسلام در زمان خلافت حضرت عمر بن خطاب و در دوران امپراطوری بیزانس لشکری به فرماندهی حضرت عمرو بن عاص عازم مصر شد و طی چند سال و با درگیریهایی اندک شهرهای مهم آن را فتح کرد و این…
#پاپیروس_های_اسلامی «عایشه سلام فراوان میرساند»: پاپیروسی از مصر در عصر نخست اسلام در زمان خلافت حضرت عمر بن خطاب و در دوران امپراطوری بیزانس لشکری به فرماندهی حضرت عمرو بن عاص عازم مصر شد و طی چند سال و با درگیریهایی اندک شهرهای مهم آن را فتح کرد و این سرزمین مهم را به اراضی اسلامی ملحق کرد. مصریان که پیشتر هفت قرن سلطه رومیان را تجربه کرده بودند یا به دین اسلام درآمدند و یا با حفظ هویت مسیحی خود به پرداخت جزیه تن دادند. یکی از مجموعههای دیجیتال دانشگاه میشیگان «نظام اطلاعاتی پاپیروسشناسی پیشرفته» (APIS UM) است که مجموعهای از هزاران پاپیروس کشفشده از مصر کهن را در دسترس میگذارد. در این مجموعه حدود ۸۰۰ نسخه خطی به زبان عربی موجود است که تاریخگذاری برخی از آنها در سالهای نخست حضور لشکریان مسلمان نشان از رواج و رسمیت زبان عربی در مصر آن دوران دارد. این اوراق عمدتا شامل اسناد مربوط به مالیات، بدهکاری و بستانکاری، و معاملات است. نسخه P.Mich.inv. 5621 پاپیروسی کشف شده از منطقه فیوم در ۱۰۰ کیلومتری جنوب غرب قاهره است و به قرن هشتم میلادی تاریخگذاری شده است. این پاپیروس به رنگ قهوهای روشن و حاوی مکتوب در پشت و رو است و متن آن نامهای از طرف شخصی به نام «کلیم» به «عبدالله بن اسعد» است که با جوهر مشکی و خط نازک عربی نوشته شده است. «کلیم» یا «عمر بن کلیم» بافنده و دوزندهای است که به «عبدالله» که احتمالا بازرگان یا بوروکرات است درباره پیشرفت سفارشی برای بافت تعدادی روبنده گزارش میدهد. کلیم کار تمام روبندهها را تمام کرده است مگر یکی، و اگر عبدالله تمایل دارد خوب است که به قدر یک «دینار» پارچه «ریاط» بفرستد تا کار آخرین روبنده هم تمام شود. در غیر اینصورت باید به اطلاع کلیم برساند. و در پایان نامه سلام و تحیت شخصی به نام «#عایشه» را منتقل میکند. در صفحه پشت آن نام فرستنده و گیرنده ثبت شده است. متن عربی نامه و ترجمه آن از این قرار است: بسم الله الرحمن الرحیم الى عبد الله بن اسعد من کلیم سلم علیک فانى احمد [افتادگی] الیک الله الذى لا الله الا هو اما بعد فانى اخبرک من خبرنا انا سالمین صالحین وربنا محمود وانى کنت امرتنى ان انسج لک منادیل الوجه وانى قد نسجتهم الا واحد فان احببتهم [ا]بعث الى بدینر ریاط جید م الا فاکتب الى ببیان ذلک وابعث الیک به ولونى انى نسجتهم کلهم لبعثت بهم مع زید وابعث الى جریا بدینر ریاط والسلم علیک ورحمت الله وان عیشه تقرا علیکم السلم کثیرا. ترجمه فارسی به نام خداوند بخشنده بخشاینده. به عبدالله بن اسعد از سوی کلیم. سلام بر تو و ستایش میکنم به تو خدایی که هیچ خدایی جز او نیست. دیگر آنکه میخواهم تو را از اخبار خود خبر دهم، خاصه آنکه ما تندرست و بهرهمندیم و ستایش از آن خداست. به من سفارشی دادی که برایت روبندههایی ببافم. و آنها را بافتهام مگر یکی را. پس اگر طالب آنهایی، پس برایم یک دینار ریاط نیکو بفرست و اگر نه، پس برایم بنویس و تصریح کن و برایت آنها را خواهم فرستاد. و چنانچه همهشان را بافته بودم، پس آنها را با زید خواهم فرستاد. و بیدرنگ برایم یک دینار ریاط بفرست. و سلام و رحمت خداوند بر تو باد. عایشه به تو سلام فراوان میرساند. عبارت دعایی «فانى احمد الیک الله الذى لا الله الا هو» در ابتدای نامه به گفته جفری خان خصیصه نامههای قرون اول و دوم هجری است. این نسخه به چند دلیل توجه پژوهشگران را به خود جلب کرده است. کاترین کلبرن در موزه متروپلیتن بر این نکته انگشت میگذارد که مقدار ریاط مورد نیاز بر اساس طول یا وزن درخواست نشده است، بلکه برحسب معادل پولی آن یعنی یک دینار بیان شده است. این یعنی قیمتگذاریها دستکم در بازار منسوجات استاندارد بوده است. ریاط به معنی «پارچه لَخت و تنک» است. همچنین سنت ابلاغ سلام از دوستان یا خویشان که به گفته کلبرن در دیگر نسخههای آن زمان نیز دیده میشود[۱]. پترا سیپستین استاد زبان عربی در دانشگاه لیدن هم در فصلی به توضیح این نسخه پرداخته است. به نوشته او، در اسناد بدست آمده از جنیزه، «مندیل» به معنای دستمال سر و حولهای کوچک و چندمنظوره آمده است. کلمات «خمار» یا «خمر» و «مِقنع» در نسخههای P.Marchands III 42.5 و P.Marchands III 4.5 از همین منطقه فیوم برای اشاره به روبنده کاربرد داشته است[۲]. دلالت کلمه «منادیل الوجه» یا «منادیل للوجه» به روبندههای زنان بیراه نیست و در مصر کنونی نیز روبندههای سنتی زنان «مندیل» نام دارد. این نکته نیز برجسته به نظر میرسد که در آن زمان نام بردن از زنان خانواده ناسازگار با عرف نبوده است. منابع [۱] K. Colburn, “Materials and Techniques of Late Antique and Early Islamic Textiles Found in Egypt,” in Byzantium and Islam: Age of Transition, ed. H. C. Evans and B. Ratliff (New York, 2012), p. 166 @tamadone_islami
#پاپیروس_های_اسلامی #تاریخ_مصر #متن_شناسی پاپیروسی از مصرِ قرن هشتم میلادی؛ نامهای از یک بافنده به عبدالله که از سفارش پارچه و تکمیل روبندهها میگوید و در پایان مینویسد: «عایشه سلام فراوان میرساند.» سندی ارزشمند از عربیِ روزمره و زندگی اجتماعی و اقتصادی مصر اسلامی. @tamadone_islami
📚 #معرفی_کتاب 🔺کولیها در جهان اسلامِ سدههای میانه: سواد، فرهنگ و مهاجرت 🔺Roma in the Medieval Islamic World: Literacy, Culture, and Migration 👈🏻 نویسنده: Kristina Richardson 👈🏻 ناشر: I.B. Tauris 👈🏻 سال انتشار : (2021) 👈🏻شابک: 9780755635788 معرفی ناشر در شهرهای خاورمیانه، از همان اواسط سده هشتم میلادی، گروهی به نام «بنیساسان» به تکدیگری، تربیت حیوانات، فروش گیاهان دارویی و معجونها، و فالگیری مشغول بودند. آنان تخیل نویسندگان و نمایشنامهنویسان عرب را به تسخیر خود درآوردند؛ تا آنجا که این ادیبان، رسوم و شیوههای غریب بنیساسان را در اشعار، نمایشنامهها و داستانهای «هزار و یک شب» جاودانه ساختند. ریچاردسون با بهرهگیری از طیف گستردهای از منابع، به واکاوی تجربیات زیسته این گروه از بنیساسان میپردازد که در اواخر سده سیزدهم میلادی، نام خود را به «غُرَبا» (غریبهها) تغییر دادند. این نام در زبان عربی به واژهای برای اشاره به قوم «روما» و گروههای وابسته به آنان تبدیل شد که با واژه «کولی» نیز شناخته میشوند. این کتاب برای درک ساختار قبیلهای و جایگاههای شغلیِ این مردمان، عمدتاً بر آثاری تکیه دارد که خود «غربا» تألیف کردهاند و در کنار آن، واژهنامهای از زبان آنان یعنی زبان «سین» نیز ارائه میدهد. همچنین، خانههای شهری، محلهها و گورستانهایی که آنان بنا کردهاند، در این اثر مطالعه شده است. آنان در درون این جوامع منزوی، فرهنگ ادبی ژرف و سنت طالعبینی خاصی را پروراندند و توسعه دادند؛ موضوعی که درک و شناخت ما را از دستاوردهای فرهنگی جوامع اقلیت در سدههای میانه وسعت میبخشد. نکته درخور توجه آنکه، «غربا» در سده دهم میلادی—یعنی سدهها پیش از رسیدن صنعت چاپ به اروپای مرکزی—چاپ کلیشهای تعویذها و طلسمهای مکتوب را آغاز کرده بودند. هنگامی که قبایل روما در دهه ۱۴۱۰ میلادی از قلمرو عثمانی به بایرن و بوهم مهاجرت کردند، چهبسا همین فناوری چاپ را با خود به امپراتوری مقدس روم برده باشند. فهرست مطالب مقدمه ۱) قوم روما، بنیساسان و غربا ۲) سین: زبان بنیساسان و غربا ۳) فرهنگهای ادبیِ غریب در قاهره عصر ممالیک ۴) مسکن، محلهها و گورستانهای غربای شهرنشین ۵) کتابهای مصور طالعبینی (بُلهانها) ۶) روایتی نو از چاپ پیشامدرن در آفریقا-اوراسیا ۷) طالعبینان غربا و صنعت چاپ در اروپای مرکزی سده پانزدهم @tamadone_islami