پارادایم
Статистикаانتقادات و پیشنهادات خود را در رابطه با مطالب منتشر شده با آدرس ذیل در میان بگذارید @j_khademzade
- Последний пост
- 1 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Здоровье (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 72
- 1/48двое суток
- 82
- 1/72трое суток
- 88
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
📚 روشهای تثبیتشده مطالعه در هاروارد ۱. یادآوری فعال (Active Recall) بهجای خوندن دوبارهی جزوه، از خودت بپرس چی یاد گرفتی. مغز هر بار که چیزی رو از حافظه بیرون میکشه، اتصالات عصبی رو تقویت میکنه. ۲. تکرار فاصلهدار (Spaced Repetition) مرور مطالب رو در بازههای زمانی رو به افزایش انجام بده، نه یهجا شب امتحان. این روش منحنی فراموشی رو میشکنه. ۳. روش مطالعهی موردی (Case Study) بهجای حفظ کردن، خودت رو جای تصمیمگیرنده بذار و یه موقعیت واقعی رو تحلیل کن. ۴. پرسش سقراطی با سوالای باز و پیدرپی از خودت یا همکلاسیت، تفکر نقادانه رو تمرین کن. ۵. یادگیری مشارکتی درس دادن به یه نفر دیگه، بهترین راه برای فهمیدن عمیق خودته. منبع: Immerse Education 🆔 @science_magazine
Ⓜ️ چرا آدمهای باهوش هم فریب میخورند؛ ضریب عقلانیت 🔻یکی از مهمترین ایدههای روانشناسی شناختی در دو دهه اخیر، ضریب عقلانیت (Rationality Quotient یا RQ) است که توسط Keith Stanovich و همکارانش مطرح شد. این نظریه از یک مشاهده ساده آغاز میشود: چرا بعضی افراد با IQ بالا، باز هم تصمیمهای بسیار غیرمنطقی میگیرند؟ قبل از هر چیز باید بدانیم که "هوش" و "عقلانیت" دو سیستم کاملا مستقل در مغز نیستند. عصبشناسان میگویند که این دو تا حدی همپوشانی دارند، اما بر شبکههای مغزی و فرایندهای شناختی متفاوتی نیز تکیه میکنند. هوش بیشتر به "توان پردازش" مربوط است. مطالعات تصویربرداری مغزی نشان دادهاند که IQ عمدتاً با کارآمدی شبکههای مرتبط با حافظه کاری، استدلال انتزاعی، سرعت پردازش و حل مسئله ارتباط دارد. هوش بیشتر به تعامل میان قشر پیشانی و لوب آهیانهای وابسته است. در حالیکه عقلانیت علاوه بر توان پردازش، به "کنترل شناختی" نیاز دارد. برای اینکه فرد منطقی تصمیم بگیرد، فقط داشتن قدرت استدلال کافی نیست. او باید بتواند: - اولین پاسخ شهودی خود را متوقف کند. - احساسات لحظهای را مهار کند. - شواهد مخالف را بررسی کند. - درباره احتمالها فکر کند. - در صورت لزوم، نظرش را تغییر دهد. این فرایندها به شبکهای گستردهتر وابستهاند که شامل: قشر پیشپیشانی جانبی، قشر کمربندی قدامی، قشر پیشپیشانی شکمی-میانی و تعامل آنها با ساختارهای هیجانی مانند آمیگدال است. حال برگردیم به سؤال اول؛ پاسخ استانوویچ این بود که هوش و عقلانیت، دو توانایی متفاوتاند. ➕ضریب هوشی (IQ) - توانایی یادگیری و استدلال - سرعت پردازش اطلاعات - حل مسائل منطقی - نسبتاً پایدار - پاسخ درست پیدا میکند ➕ضریب عقلانیت (RQ) - توانایی درست اندیشیدن - کیفیت قضاوت و تصمیمگیری - تشخیص خطاهای ذهنی - تا حد زیادی قابل آموزش - اول مطمئن میشود که سؤال را درست فهمیده است به بیان دیگر، IQ بیشتر موتور ذهن است؛ RQ فرمان آن. ➕ضریب عقلانیت دقیقا چه چیزی را میسنجد؟ استانوویچ معتقد است عقلانیت از دو بخش اصلی تشکیل شده است: ۱. عقلانیت ابزاری؛ یعنی آیا تصمیمهایی میگیری که تو را به هدفت نزدیک کند؟ مثلاً: سیگار میکشی، در حالی که میخواهی عمر طولانی داشته باشی. پسانداز نمیکنی، اما آرزوی بازنشستگی راحت داری. مشکل اینجا کمبود هوش نیست؛ ناسازگاری میان هدف و رفتار است. ۲. عقلانیت معرفتی؛ یعنی آیا باورهایت با شواهد سازگارند؟ مثلاً اگر شواهد جدید بیاید، نظرت را عوض میکنی؟ یا فقط دنبال اطلاعاتی میگردی که باور قبلیات را تأیید کند؟ ➕افراد با RQ بالا چه ویژگیهایی دارند؟ - آنها معمولا سریع نتیجهگیری نمیکنند. - از خودشان میپرسند: "ممکن است اشتباه کنم؟" - شواهد مخالف را هم میخوانند. - میان "احساس" و "واقعیت" تفاوت قائل میشوند. - احتمالها را در نظر میگیرند، نه فقط قطعیتها. - هنگام تصمیمگیری، هیجان را از استدلال جدا میکنند. - اگر دلیل قانعکننده ببینند، نظرشان را تغییر میدهند. ➕افراد با IQ بالا ولی RQ پایین چگونهاند؟ - ممکن است بسیار باسواد باشند، اما نظریههای توطئه را باور کنند. - ممکن است پزشک یا استاد دانشگاه باشند، اما قربانی کلاهبرداری مالی شوند. - ممکن است استدلالهای پیچیدهای برای دفاع از اشتباهات خود بسازند. - ممکن است هر مخالفتی را حمله شخصی تلقی کنند. به همین دلیل استانوویچ اصطلاح Dysrationalia (دیسراشنالیا) را پیشنهاد کرد؛ یعنی ناتوانی در اندیشیدن عقلانی، با وجود هوش طبیعی یا حتی بالا. ➕آیا RQ قابل افزایش است؟ بله، برخلاف IQ، بخش مهمی از RQ آموختنی است. تمرینهای مؤثر عبارتاند از: - آشنایی با سوگیریهای شناختی. - یادگیری تفکر احتمالاتی. - بررسی فعال شواهد مخالف. - تأخیر انداختن تصمیمهای مهم. - پرسیدن این سؤال ساده که "چه شواهدی میتواند نشان دهد که من اشتباه میکنم؟" این سؤال بهتنهایی میتواند بسیاری از خطاهای شناختی را کاهش دهد. ➕چرا این مفهوم اهمیت پیدا کرده است؟ در گذشته تصور میشد هرچه IQ بالاتر باشد، تصمیمها هم بهتر خواهند بود. اما پژوهشهای چند دهه اخیر نشان دادند این رابطه بسیار ضعیفتر از چیزی است که تصور میشد. برای مثال، ممکن است دو نفر هر دو IQ حدود ۱۳۰ داشته باشند، اما یکی در دام اخبار جعلی، قمار، سرمایهگذاریهای پرخطر یا فرقههای فکری بیفتد و دیگری نه. تفاوت این دو، بیشتر به عقلانیت مربوط است تا هوش. 📌منبع: Stanovich, K. E. (2019). The Rationality Quotient: Toward a Test of Rational Thinking 🛄 @zistboommedia || مدرسه علوم انسانی
فاش گویم که شود مغز دو گیتی آگاه دانش آگاه نگشتیم در این دانشگاه خاطرم هست زمانی که دانشجو بودم این شعر را یکی از همکلاسیانم سرود و چقدر زیبا و درست سروده شد من دهه هفتاد دانشجو بودم از آن زمان بیش از ۳۰ سال گذشته و دانشگاه نه تنها پیشرفت نکرده که دچار پسرفت هم شده است و این چیز غریبی نیست. همه چیز این عالم به هم مربوط است وقتی سیاست و اقتصاد و فرهنگمان حال خوبی ندارند چرا باید از دانشگاه انتظار داشته باشیم خلاف جریان حرکت کند با این حال هر چند چشمانداز روشنی برای بهبود اوضاع وجود ندارد اما به گمانم هر فردی در حوزه شغلی و حرفه ای خود اگر تصمیم بگیرد وظایف اخلاق حرفه ای خود را به جا آورد وضعیت بهتر خواهد شد به قول مولانا تو مگو همه به جنگ اند و ز صلح من چه آید تو یکی نه ای هزاری تو چراغ خود برافروز 🆔 @khademzade
چرا مخترع تلگرام از گوشی استفاده نمیکنه؟
حقیقی ترین چیز در جهان چیست؟ فیلسوفان زیادی در تاریخ بشریت به دنبال پاسخ این پرسش بوده اند که حقیقت و حقیقی چیست؟ بسیاری این جهان را سرابی بیش ندانسته اند که واقعیت ندارد اما واقع نماست شبیه خواب است. همه چیز در خواب واقعی به نظر می رسد تا زمانی که خواب هستید اما به محض بیداری متوجه میشوید که همه چیز خیالی بیش نبوده است. شخصا بر این باورم که اگر هیچ چیز در این جهان واقعیت نداشته باشد حتی خود جهان حتی خود ما و....اما وجود یک چیز و حقیقت داشتنش قطعی است و آن چیزی نیست جز درد و رنج حقیقتا درد و رنج، واقعیترین و حقیقی ترین امر در این جهان است که همه انسانها با تمام پوست و گوشت وجود خود آن را درک میکنند و حتی در خیالی ترین حالات انسانی(خواب) هم اثری از واقعیت در آن یافت میشود رویاهای ما حتی اگر سراسر خیالپردازی هم باشند اما رنجی که در این رویاها و کابوسها میبریم کاملا واقعی بوده و گاه اثر آنها تا مدتها پس از بیداری نیز باقی می ماند رنجها واقعیترین امور جهان هستند که خلاصی از آنها در این عالم ممکن نیست ما فقط از رنجی به رنج دیگر منتقل میشویم و اگر اختیاری هم باشد تنها میتوانیم میان رنجهای مختلف یکی را بر دیگری ترجیح دهیم @khademzade
Ⓜ️ اگزیستانسیالیسم به زبان ساده || معنای زندگی در فلسفه نیچه، کامو و ژان پل سارتر 📌در این ویدیو، با سفری عمیق و تکاندهنده به قلب فلسفه اگزیستانسیالیسم همراه میشیم و جملهی معروف نیچه رو زیر تیغ جراحی میبريم:«آنکه چرایی برای زیستن دارد، با هر چگونهای خواهد ساخت.» از خودفریبی سارتر و نگاه دیگری تا پوچی کامو و طغیان سیزیف، و از آزادی مطلق تا خلق معنای شخصی با نیچه و کییرکگور، این ویدیو شما رو دعوت میکنه تا با حقیقت آزادی، مسئولیت و پوچی روبرو بشید و ناخدای روح خودتون باشید. 📮https://youtu.be/cTXrElZrSXM?si=KYb8oEM8YJ2kPeAb 🛄 @zistboommedia || مدرسه علوم انسانی
تحقیقات روان شناسی نشان می دهد که برخلاف تصور رایج، انسان اغلب منطقی فکر نمی کند، بلکه استدلال را بیشتر برای پیروزی در بحث به کار می برد تا برای رسیدن به حقیقت. این پدیده که «تداوم برداشت» نام دارد، پایه گذار طیفی از پژوهش ها درباره سوگیری شناختی شده است. هوگو مرسیه و دن اسپر بر در کتاب «معمای استدلال» می گویند استدلال انسانی نه برای حل مسائل منطقی، بلکه برای هماهنگی و بقا در گروه های اجتماعی تکامل یافته است، و یکی از پیامدهای آن «سوگیری تأیید» است. در این پدیده، افراد اطلاعاتِ هم راستا با باورهای خود را پذیرفته و اطلاعات مخالف را رد می کنند. این دو محقق نشان می دهند که انسان ها در تشخیص ضعف استدلال دیگران موفق تر از تحلیل استدلال خود عمل می کنند. این «سوگیری طرف خودی» بخشی از روند بقاء در محیط های اجتماعی است. استیون اسلومن و فیلیپ فرنباخ در کتاب «توهم دانش» نشان می دهند که مردم معمولاً تصور می کنند بیش از آنچه واقعاً می دانند، آگاهند. این پدیده را «توهم عمق توضیح» می نامند. به باور آنها، انسان ها بسیاری از باورهای شان، به ویژه در حوزه سیاست، را بدون آگاهی کامل می پذیرند. این اتکای شناختی به دیگران، وقتی با سوگیری تأیید ترکیب می شود، به جوامعی می انجامد که در برابر اطلاعات جدید و مخالف مقاومت می کنند. در آزمایشی از افراد خواستند تا اثرات سیاست های عمومی را توضیح دهند. پس از تلاش برای توضیح، شدت باورهای شان کاهش یافت. این نشان می دهد که تفکر عمیق و تحلیلی می تواند به بازنگری در دیدگاه ها منجر شود. در کتاب «انکار تا گور»، جک و سارا گورمن توضیح می دهند که باورهای نادرست نه تنها به داده های علمی بی اعتنایی می کنند، بلکه با دریافت پاداش عصبی (دوپامین) تقویت هم می شوند. آنها تلاش می کنند راهی برای اصلاح این باورها بیابند، اما اذعان دارند که اطلاع رسانی صرف کافی نیست، و تغییر باور انسان نیازمند راهبردهای پیچیده تری است. در مجموع، سه کتاب مذکور به ما هشدار می دهند که انسان موجودی اجتماعی است که استدلال را بیشتر برای تأیید جمعی و حفظ انسجام گروهی به کار می برد، و نه برای کشف حقیقت. این چالشی بزرگ در عصر اطلاعات و سیاست مبتنی بر واقعیت های جایگزین است. @khademzade
✅ با «ورزه»، کتابخانهٔ زندگی، همراه شوید 👇 https://www.instagram.com/varzehlibrary ✅ همزمان با نمایشگاه کتاب تهران امسال، «کتابخانهٔ ورزه» نیز یک نمایشگاه مجازی برگزار میکند. با همرسانی این ویدئو از ورزه و این رویداد حمایت کنید 👇 https://www.instagram.com/reel/DJSGxyVNVMy
صاحبکمال را چه غم از نقص مال و جاه چون ماهپیکری که بر او سرخ و زرد نیست مردی که هیچ جامه ندارد، به اتفاق بهتر ز جامهای که در او هیچ مرد نیست #سعدی اول اردیبهشت روز بزرگداشت سعدی خداوندگار ادب فارسی مبارک🌹🌹
یک ویژگی ما انسانها داریم که احتمالا در بن سرشت همگان نهفته است و آن اینکه خداگونه میخواهیم جهان را به صورت خود بیافرینیم ( خلق الله الانسان علی صورته) و رنگ خود را بر همه چیز و همه کس بزنیم تا شاید احساس آرامش بیشتری کنیم تصور کنید دنیا چقدر زشت میشود اگر همه شبیه من باشند همه مثل من فکر کنند همه مثل من رفتار کنند همه دین و مذهب من را داشته باشند همه همچون من لباس بپوشند همه هم جنس من باشند و همه..... شاید یکی از اصول زیبایی شناختی ریشه در تنوع داشته باشد نمیدانم شاید. چقدر طبیعت با تنوع اشکال و رنگها زیباتر میشود. کاش این تنوع در اندیشه ها ، پیشه ها و رفتار آدمیان نیز به رسمیت شناخته شود . اشتباه نکنیم مقصودم نسبیت معرفتی نیست ما باید با باطل مبارزه کنیم اما همزمان وجود او را به عنوان یک حریف به رسمیت بشناسیم به گمان من دنیای سراسر حق چندان هم زیبا نیست. 🆔@khademzade
تاریخ فلسفه غرب را در چند دقیقه مرور کنید
روانشناسی جناح های مختلف فکری و سیاسی شما متعلق به کدام سنخ روانی هستید؟
Ⓜ️ فردیت معقول چیست؟ 🔻پانزده نشانهی فردیت معقول در وجود انسان. خصیصههاییکه در هر انسان متمدن، متجدد و توسعهیافته امروزی، بیانگر آینده روشن و جامعهی سالم و ایدهآل فرداست. 🔻 تعریف های گوناگونی از فردیت شده، از نظر من بطور خلاصه فردیت یعنی خودآگاهی شخص به تواناییها، حقوق، احساسات، باورها، ارزشها، نیازها و محدودیت ها و نواقص خودش، نه آنچه سنت، جامعه، حکومت و رسانه ها بر او تحمیل کرده است. 🔻ویژگیهای کسی که در فرایند فردیت عاقلانه قرار دارد: ⭕️ ۱. اهل شک، پرسشگری و تحقیق است در هر مکتب و باوری، نه تقلید و اطاعت و پیروی کورکورانه 🔴 ۲. همرنگ جماعت نمیشود و تابع مد نیست و دنبال زندگی اصیل است. ⭕️ ۳. با خود صادق است و اهل تظاهر و ریا نیست. 🔴 ۴. به قول کانت جرات تفکر مستقل را دارد. ⭕️ ۵. به قول سارتر اهل « بودن برای خود» است تا «بودن برای دیگران». 🔴 ۶.می داند که احترام ذاتی دارد بدون مقایسه خود با دیگران ⭕️ ۷. تفکر نقاد دارد و از شنیدن انتقاد نمی هراسد. 🔴 ۸. از اشتباه کردن و اعتراف به آن ترسی ندارد ⭕️ ۰۹ با غول ترس از قضاوت دیگران کشتی می گیرد و گاهی آنرا زمین می زند. 🔴 ۱۰. ذهنی سیال و غیر متعصب دارد. ⭕️ ۱۱. بر وحشت تنهایی و متفاوت بودن تسلط دارد. به تعبیر فروغ فرخزاد«کسی که مثل هیچ کس نیست». 🔴 ۱۲. به خودمختاری خود و دیگران احترام قایل است. ⭕️ ۱۳.ملاک صدق او حقیقت و عقلانیت است نه صرفا خوش آید و سلیقه دیگران، اما به خرد جمعی هم احترام قایل است. 🔴 ۱۴. در عضویت و همبستگی، فردیت خودش را فراموش نمی کند اما منافع مشترک را به رسمت می شناسند. ⭕️ ۱۵. خالق معنا و رسالت خویش در زندگی اش است. 📝 دکتر محسن محمودی
همه میپرسند چه کنیم که حال بهتری داشته باشیم؟ چرا رنجهای ما در این عالم تمامی ندارد؟ پس کی و چگونه خلاص می شویم؟ پاسخ من به همه این سوالات ثقیل و سقیم یک کلمه بیشتر نیست که در انتها خواهم گفت برای رسیدن به حال بهتر و مواجهه صحیح با رنجها ابتدا باید قوانین عالم و آدم را کشف کرد یکی از مهمترین قوانین این عالم آن است که رنجها در این عالم زدودنی نیستند عوض کردنی هستند آرامش مطلق، سرابی بیش نیست. درک همین یک نکته بسیاری از رنجها را تحمل پذیرتر می کند به قول مولانا جمله بی قراری ات از طلب قرار توست طالب بی قرار شو تا که قرار آیدت نا آرامی قانون این عالم است آن را بپذیر تا به آرامش برسی اگر بخواهم تمام این نصایح را در یک کلمه به زبان امروزی خلاصه کنم به تو میگویم: هر جا دیدی زورت نمی رسد ((شل کن)) فقط همین https://www.instagram.com/p/C_hrFw1R6Q9SXnz05BzlgG0vBY_tL3V9MduPdU0/?igsh=MTk2Y3lpeHQ4bGUweQ== https://t.me/khademzade
خیانت را هیچ کس در هیچ شرایطی نمیپسندد حتی شخص خائن اما جالب است بدانید حافظ معتقد است تنها کسی که در عالم مجاز به خیانت است معشوق است.اما عاشق برعکس با دوست داشتن جان خودش هم میتواند به معشوق خیانت کند به این بیت توجه کنید اگر بر جای من غیری گزیند دوست حاکم اوست حرامم باد اگر من جان به جای دوست بگزینم https://t.me/khademzade
🌹شرپا🌹 👌 ما برای رقابت تربیت شده ایم! برای ربودن موفقیت از دست همکلاسی، برای شاگرد اول شدن، برای رتبه بالاتر در کنکور، برای کنار زدن همکاران، برای سبقت گرفتن در رانندگی... و جلوتر بودن به هر قیمت. 👌تربیت ما بر مبنای قیاس شکل گرفته است: هر کی زودتر، هر کی بزرگتر،... هر کی زیباتر، هر کی پولدارتر؛ و اینطور شده که در نهاد ما همواره جنگی نهفته است برای «ترین» شدن! 👌نقطه مقابل این تربیت را گروهى از ساكنان بومى نپال به نام شرپاها (Sherpa) دارند كه از حدود ٥٠٠ سال پيش ساكن كوهها شدند. شرپاها، معمولاً همراه کوهنوردان حرکت میکنند... و بار و وسایل آنها را تا قله میبرند. 👌آنها آنقدر قله را فتح کردهاند که دیگر، فتح دوباره قله برایِشان هیجانی ندارد! برای آنها، تجربه صعود و فتح قله توسط دیگران، هیجان انگیز و لذت بخش هست. شرپاها، خود را پررنگ نشان نمی دهند؛ در حاشیه میمانند، بار را بالا میبرند... و در یافتن راه مشورت میدهند؛ اما اجازه میدهند که کوهنورد احساس کند که: قله را خود فتح کرده است! 👌“شرپا” کمک می کند تا دیگری پیروز شود. او کمک می کند دیگری قله را فتح کند. آری ... او از صعود دیگری لذّت می برد. 👌به نظر می رسد كه ما، به یک انقلاب تربیتی نیاز داریم؛ و لازم است برای تجربه هم كه شده کمی از "شرپاها" (Sherpa) اخلاق را بیاموزیم! @khademzade
معده باهوشتر از مغز است زیرا معده استفراغ میکند اما مغز هر کثافتی را میبلعد. ✍️چنگیز آیتماتوف 🔘 @khademzade
💎 گاهی فکر میکنم چرا ما بعضی چیزها را نمیفهمیم؟ نفهمیدن چیست؟ ما چگونه نمیفهمیم؟ به گمان، همان طور که فهمیدن، به عنوان فعل ایجابی، علل و زمینهها و فرایند دارد، نفهمیدن هم به واقع فعلی (در سیاق ترک فعل) است که همه اینها را دارد. لطفاً فکر کنید که چرا چیزی را نمیفهمیم. برخی علل و زمینهها را میشمارم. 📍۱. نمیفهمیم چون اطلاعات پایه نداریم. 📍۲. نمیفهمیم چون لبریز از اطلاعات مرده و پوسیده هستیم. اطلاعات جدید به ما نمیرسد. 📍۳. نمیفهمیم چون تعصب داریم، فلان عنوان، مدرک از فلان دانشگاه گرفتهایم. 📍۴. نمیفهمیم چون شهوت خودنمایی و حرف زدن داریم، نه بردباری شنیدن و پرسیدن و سنجیدن. 📍۵. نمیفهمیم چون منطق بلد نیستیم و فریب مغالطات را می خوریم. ذهنمان را به روی حرفهای تازه بستهایم، در همان دماغ عفونی بیگشایش، در بنبست معرفتهای نازل قرار گرفتهایم. 📍۶. نمیفهمیم چون برای نفهمیدن از جایی پول یا اعتبار یا اهمیت یا هویت میگیریم. 📍۷. نمیفهمیم چون در معرض آرای جدید و اندیشههای نو قرار نمیگیریم. به «دیگری» بیتوجهیم و تره هم برایش خرد نمیکنیم. 📍۸. نمیفهمیم چون رذائل اخلاق مهمی مثل تعصب، خودمحوری ، کینه، جهل مرکب، حسد، ناگشودگی، تکبر، استکبار و استبداد فکری و ذهنی و قلبی داریم. 📍۹. نمیفهمیم چون هویت ما در گرو نفهمیدن ماست. اگر بفهمیم هویت خود را گم میکنیم و حس گمشدگی داریم. 📍۱۰. نمیفهمیم چون پرسش و طلب فهم در ما نیست. به نفهمیدن عادت کردهایم و به آنچه داریم دلخوشیم. 📍۱۱. نمیفهمیم چون عقایدمان را مطلق میدانیم و فکر میکنیم حقیقت فقط نزد ماست. 📍۱۲. نمیفهمیم چون اهل خطر کردن در دریای پرآشوب فهمیدن نیستیم. 📍۱۳. نمیفهمیم چون امواج دریاها را ندیدهایم و آب گندیده چاله کنار خیمه خود را بهترین و گواراترین آب میدانیم. 📍۱۴. نمیفهمیم چون مسخر گفتمانهای مسلط دینی، سیاسی، اجتماعی، تاریخی و حتی خانوادگی هستیم. 📍۱۵. نمیفهمیم چون به قول کانت جرئت دانستن نداریم و در عهد صغارت به سر میبریم. 📍۱۶. نمیفهمیم چون از سنت گذر نکردهایم. درجا زدن با سنت ذهن ما را اخته میکند. 📍۱۷. نمیفهمیم چون با دیگری گفتوگو نمیکنیم. راه نقد و گفتوگو را بستهایم و نیازی به آن نمیبینیم. خودمان را عقل کل میدانیم. 📍۱۸. نمیفهمیم چون پروازمان زودهنگام است. هنوز سر از تخم بیرون نیاوردهایم، اما میخواهیم به قلهها بپریم. 📍۱۹. نمیفهمیم چون کتابهایی میخوانیم که فقط اطلاعات ما را افزایش میدهد. کتابی نمیخوانیم که به قول کافکا جمجمه ما را بترکاند. به باسواد بودن فکر میکنیم نه به تغییر کردن و عوض شدن. 📍۲۰. نمیفهمیم چون درد فهمیدن نداریم. 📍۲۱. نمیفهمیم چون میخواهیم با فهمیدن فقط مهمتر جلوه کنیم. 📍۲۲. نمیفهمیم چون تاریخ نمیخوانیم. اگر تاریخ بخوانیم هم فهم به ما میبخشد و هم سرنوشت نفهمها را نشانمان میدهد. 📍۲۳. نمیفهمیم چون کسانی یا کتابهایی نمیگذارند بفهمیم. 📍۲۴. نمیفهمیم چون ایدئولوژیک میفهمیم، یعنی در قفس بستهای از ایدههایی گیر افتاده ایم که به ما تحمیل شدهاند و راهی برای فرار از این قفس نمی خواهیم بیابیم. 📝احمد شهدادی
کنه و وجه حقیقت یک مغالطه رایج در بین ما آدمیان مغالطه کنه و وجه است . اگر کسی یک بعد از ابعاد مختلف و متنوع یک موضوع یا امر یا حادثه ای را همچون تمام حقیقت آن تصور نماید در آن صورت او مرتکب مغالطه کنه و وجه شده است نکته مهم و ظریف مطلب این است که به دلیل نقص همیشگی و نسبی دانش بشر، ما هیچگاه هیچگاه نمیتوانیم به کنه و حقیقت هیچ چیزی به تمامه دست پیدا کنیم از این رو هر کس هر چقدر ادعای بزرگتری در رسیدن به حقیقت دارد او بیش از دیگران دچار اعوجاج فکری و کج اندیشی است بگذارید با یک مثال مساله را روشن کنم؛ فرض کنید میخواهیم بدانیم علت بروز صفت حسادت در انسان چیست؟ واضح است که اگر کسی گمان کند یگانه عامل اصلی حسادت در آدمی ریشه در ژنتیک فرد دارد در آن صورت او دچار مغالطه کنه و وجه شده زیرا ژنتیک احتمالا تنها یکی از هزاران عامل موثر در بروز یک رفتار انسان است و ما یک عامل را نمیتوانیم علت تامه این صفت معرفی کنیم حالا نکته اینجاست که آیا ما میتوانیم همه عوامل دخیل در بروز این صفت را برشماریم؟ پاسخ احتمالا منفی است. شما هر چقدر بر دانشتان افزوده میشود بیشتر و بیشتر متوجه جهلتان میشوید تا جایی که حتی ممکن است معتقد به جهالت مطلق خود شوید به قول ابن سینا تا بدانجا رسید دانش من که بدانم همی که نادانم خلاصه آنکه کنه و حقیقت هیچ چیزی احتمالا هیچ گاه برای ما روشن نمیشود پس در مورد هر مساله ای که نظر میدهیم منطقی تر آن است که بگوییم من تا الان در مورد این مساله تا این حد فهمیده ام که البته همین فهم هم نه کامل است و نه احتمالا عاری ا ز خطا نتیجه آنکه هرکس پر مدعا تر است احتمالا از حقیقت دورتر است و هر کس حد خود را میداند و ادعای کمتری دارد احتمالا به حقیقت نزدیکتر است این نوع نگرش به حقیقت دست کم یک اثر عملی هم دارد و آن اینکه ما را متواضع تر و در تحمل نظرات مخالفین خود صبورتر می کند. نکته آخر اینکه در متن بالا بارها و بارها از کلمه احتمالا استفاده کردم گمان میکنید احتمالا دلیلش چیست؟🤔 https://t.me/khademzade
روابط انسانها مثل ایام یک سال ۴ فصل دارد الان در فصل تابستان سال هستیم ولی شما ممکن است در بهار یا پاییز رابطه باشید درک همین نکته کوچک در تنظیم روابط و تحمل سرمای زمستان رابطه به شما کمک میکند امیدوارم روابطتان همیشه بهاری باشد. https://t.me/khademzade