tgindex
خانه شعر و ادبیات

خانه شعر و ادبیات

Статистика
Последний пост
13 авг.
Последнее чтение
14 авг.
Постов за неделю
11
Всего постов
50
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Искусство (по похожим)
В каталоге с
12 авг.
Подписчики
1 388
+5 за 4 дн.
Сутки
+3
+0,22%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
164
40 постов
Вовлечённость
11,8%
к подписчикам
Постов в день
1,6
всего 50
Упоминаний
3
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
78
1/48двое суток
89
1/72трое суток
96

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • خانم نرگس لکی در این جلسه با متنش، تهران را از عینک خودش بهمان نشان داد. در متن او به تعبیر خودش تهران یک نقطه‌ویرگول بود میان تمام شهرهایی که در آن زندگی کرده. جلسه قبل هم از نرگس متن شنیده بودیم و نظر خانم شوشتری این بود که سبک او نوشتن با ذهن آزاد است و هرچیزی که درباره‌ی موضوع به‌یاد دارد را روی کاغذ می‌آورد، بدون دسته‌بندی که البته این سبک برای روزنوشت بسیار مفید است چون قرار نیست منتشر شود و فقط برای ثبت‌ و ضبط است. «داده‌هایی که به مخاطب می‌دی شبیه تسبیحی که نخش پاره شده یا تکه‌های پازل پراکنده‌ست. نخ تسبیح یا قاب پازل کار مضمون رو می‌کنه. اگر بدونی چی می‌خوای به مخاطب بگی، خاطرات و رخدادها رو می‌چینی، شبیه دونه‌های تسبیح که نخ‌شون می‌کنی. یعنی این مضمون خودش به تو مسیر می‌ده و هروقت حس کردی داری از مسیر دور می‌شی، با دونستن مضمون ذهنت خود به خود می‌فهمه این خاطره از مسیر دوره و تو رو برمی‌گردونه.» خانم شوشتری این جلسه پیشنهاد داد موقع گوش‌دادن به متن‌های دیگران، دو تمرین‌ را در ذهن خود انجام بدهیم: یک. کدام صحنه اگر اول متن می‌آمد بهتر بود. بر اساس این معیار که شروع متن باید یک شمای کلی از متن بدهد و به مخاطب بگوید من از چه‌چیز می‌خواهم با تو صحبت کنم. دو. به این فکر کنید مضمون متن چیست؟ / چه می‌توانست باشد؟ اگر کل داده‌هایی که دارد به ما می‌دهد را روی کدام مضمون سوار می‌کرد متن مرتب‌تر می‌شد؟ خانم شهرابی اخیراً تجربه‌ی حضور در مراسم وداع و تشییع رهبر، به‌عنوان یک نیروی جهادی برای نوشتن روایت را داشته. آن‌جا با دو دختربچه که خواهر بوده‌اند مصاحبه کرده بود و جزئیات آن مصاحبه را خیلی مفصل نوشته بود. «کسی که می‌خواد هر رویداد اجتماعی-سیاسی رو مستندنگاری کنه باید خیلی چیزها رو ببینه؛ طیف وسیعی از آدم‌ها با عقاید مختلف که هرکدوم دلیل خودشون رو برای حضور توی اون رویداد دارن. مثل مستند کودک‌سرباز پگاه آهنگرانی که مصداق مستندیه که فقط به یک وجه توجه کرده. تو اگر واقعاً مستندنگاری، حالا که به این وجه پرداختی که اون بچه می‌گه من تروما تجربه کردم که رفتم جنگ و هنوز درگیرم، باید اون وجه رو هم ببینی که مثلاً بیست‌وسه‌نفر هم تجربه حضور در جنگ داشته‌ن و خیلی بهش مفتخرند، هم‌چنین وسط رو هم ببین که نه این‌ورن نه اون‌ور و تفکر دیگه‌ای دارند. کار مستندنگار کنار ایستادن و دیدن تمام آن چیزیه که داره اتفاق میفته. باید بی‌طرفانه و روادارانه ثبت و ضبط کنی.» «کار‌ روایت‌نویس این نیست که فقط خاطره تعریف کنه، باید خاطره رو مثل یک قصه با یک معنایی بذاره جلوت. وگرنه فرق خاطره‌نویسی با روایت‌نویسی چه فرقی داره؟!» بعد از کلنجارهای زیاد درباره‌ی بحث مستندنگاری، روزنوشتی لطیف و آرام از خانم مهدیه رشیدی شنیدیم. پایان کلاس خانم شوشتری نکته‌ای را درباره «زمان در روایت» توضیح داد: وقتی قصه‌ای تعریف می‌کنیم، با دو زمان درگیریم. زمان بیرونی محدوده‌ست؛ مثلاً محدوده کلمات یا اگر ظرف سینماست دوساعت وقت داری برای تعریف این قصه. زمان بیرونی زمانی‌ست که مخاطب می‌گذاره تا محصولی که تولید کردی رو بیینه/بخونه. زمان درونی زمانی‌ست که هنرمند خلق می‌کند. مثلاً در یک فیلم دوساعته می‌شه دو قرن رو نشون داد. در روایت، می‌شه یک برداشت آزاد از این زمان‌ها کرد و اون همون لایه‌های متنه که من همیشه به شما می‌گم. به زمان بیرونی می‌تونیم به چشم روساخت و ویترین متن نگاه کنیم؛ یعنی من می‌خوام قصه‌ای برای توی تعریف کنم درمورد افتادن گوشیم از دستم. اما زمان درونی متن معنای متن رو تشکیل می‌‌ده. من دارم یک خاطره شخصی برای تو تعریف می‌کنم و در دل اون خاطره یک رویداد درونی داره اتفاق میفته. من دارم می‌گم گوشیم از دستم افتاد اما درونش می‌خوام بهت بگم از کودکی حس می‌کردم دست‌وپاچلفتی‌ام و این صفت چطور به من تحمیل شده و چه تاثیراتی توی زندگی من گذاشته. با توجه به این، موقع نوشتن متن به خلق معنایی درون متن هم فکر کنید.

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • صدونهمین جلسه‌ی یکشنبه‌های روایتِ خانه شعر و ادبیات، با هدایت خانم مکرمه شوشتری، در روز یکشنبه ۱۱مرداد ۱۴۰۵ برگزار شد. _ در ابتدای کلاس، خانم نرگس لکی، روایتی درباره‌ی مادربزرگ مرحومش و رابطه‌ی بین‌شان خواند. مادربزرگی که در اواخر عمر دچار فراموشی شده بود نرگس برایش مادری می‌کرد. این اولین متنی بود که از خانم لکی می‌شنیدیم، بنابراین خیلی دقیق و مفصل در کلاس درباره‌ش صحبت شد. «در متن‌هایی که می‌خوای یه پرتره از یه آدم بدی، تو صدها مدل دیتا و خاطره از این آدم در ذهنته که می‌خوای بخشی از اون رو با ما به اشتراک بذاری. اول اون خاطره‌ها و دیتاهایی که در خدمت روایتت هستن رو انتخاب و بعد دسته‌بندی کن. این دیتاها نباید جوری پخش بشن که مخاطب گم‌شون کنه. فقط جایی که می‌خوای یک دونه‌ای بکاری و در پایان ازش استفاده کنی، دیتا رو پخش کن. وگرنه دسته‌بندی کردن اطلاعات باعث می‌شه پرتره شسته‌رفته و بدون سردرگمی باشه، مخاطب سرِ نخ رو بگیره و با اون آدم آشنا بشه و کانکت احساسی داشته باشه.» «اگر کمی دیتای روان‌شناسی و دیتای جامعه‌شناسی درباره موضوع بخونید و به متن اضافه کنید یا مثلاً به فیلمی مرتبط اشاره داشته باشید و در همین بین داستان خودتون رو هم تعریف کنید، متن تبدیل به یک جستار شخصی خوب خواهد شد.» متن دوم کلاس از خانم مهدیه طباطبایی بود با عنوان «گریه‌ی زرد». مهدیه که از بچگی سلیقه‌اش با موسیقی سنتی گره خورده بود، روزی در تاکسی با آهنگی از مرتضی پاشایی گریه کرده بود. پرورش همین ایده‌ی ساده و کوچک و جواب دادن به یک «چرا؟» و نقب‌زدن به احساسات و خاطرات، دقیقاً مسیری‌ست که برای رسیدن به یک جستار شخصی طی می‌کنیم و «گریه‌ی زرد» به خوبی در این مسیر بود.

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • «یک‌شنبه‌های روایت» جلسات هفتگی روایت‌خوانی با مکرمه شوشتری ساعت ۱۷ خانه شعر و ادبیات

  • 📚*خوانش گروهی چهار کتاب در تابستان* 👫*ویژه فرزندان پرسنل* با شروع فصل تابستان، بهترین روزها برای کتاب‌بازها فرا می‌رسد تا فارغ از قیل‌وقال مدرسه و کارهای مربوط به آن، با خیالی راحت در دنیای جادویی کلمات غرق شوند. برای همین قرار است *«قطار کتاب‌خوانی»* را راه بیندازیم تا در سفری دوماهه، همراه هم به چند دنیای خیالی جدید سفر کنیم. در این دوره بچه‌ها در چهار گروه مختلف سفرشان را در کتاب‌های مربوط به سن‌وسال خودشان شروع می‌کنند. - *بچه‌های ۳ تا ۷ ساله* قرار است به کمک مادران و پدرانشان پا در این راه بگذارند تا از همین سن کم، با هم‌سفر همیشگی‌شان در زندگی، یعنی کتاب، دوست شوند. - *بچه‌های ۸ تا ۱۰ ساله* می‌خواهند اولین تجربه‌‌های مستقل‌شان در این مسیر را به دست بیاورند. - *آن‌هایی که ۱۱ تا ۱۳ سالشان است* با کشف‌ چیزهای تازه‌ای که در سفرشان پیدا می‌کنند سرخوش خواهند شد. - *و ۱۴ تا ۱۸ ساله‌ها* هم آماده‌ی درک مفاهیم عمیق‌تر و ورود به ماجراهای زیادی می‌شوند که در زندگی پیش رویشان است. 📆 *زمان دوره:* مرداد و شهریور. 📙 *تعداد کتاب‌های هر گروه:* ۴ کتاب ⏳ *مدت مورد نیاز برای خوانش هر کتاب:* دو هفته 📍 *مکان تحویل کتاب‌ها:* منابع انسانی شرکت نوسازی عباس‌آباد 💵 *هزینه کتاب‌ها:* شرکت نوسازی عباس‌آباد کتاب‌ها را هدیه می‌دهد. 🥳 بعد از پایان هر کتاب، بچه‌ها *به میزبانی خانه شعر و ادبیات* در یک *دورهمی* شرکت می‌کنند تا هم بعضی از نویسنده‌های کتاب‌ها را ببینند و هم با هم‌سفران‌شان در این سفر جادویی آشنا شوند. لینک ثبت نام: https://survey.porsline.ir/s/f1XWLWaK *مدیریت منابع انسانی با مشارکت خانه شعر و ادبیات*