💃خانومانه 💃
СтатистикаPut on my eyes That is better than me در دو چَشمِ من نشین، ای آن که از من، منتری #مولانا ♡ به قلم: بآنو🖋️ تبلیغات: @arghavanz11 ツ🔥🔥
- Последний пост
- 9 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Новости и СМИ (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 936
- 1/48двое суток
- 1 072
- 1/72трое суток
- 1 156
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
امروز، روز جهانی عاشقان کتاب هست.📚 40 رمان عاشقانه پیشنهاد میشه. #پیشنهاد_کتاب
رمان : پازل نسخه : پی دی اف
رمان : #پازل نویسنده: #ندا_نیکخواه ژانر : #عاشقانه ، #معمایی ، #درام راحیل، دختری با روحی پاک و سفید که تمام عمرش را به کتاب خواندن و آشپزی گذرانده ناگهان توسط آدم هایی عجیب و خطرناک ربوده می شود و می فهمد این آدم ها با خانواده و گذشته اش ارتباط دارند اما چه ارتباطی؟ و در این میان با پسری عجیب و مرموز که ادعا می کند برای نجاتش آمده آشنا می شود...
امروز چی بپزم؟ 👀 اگه هر روز جلوی یخچال میایستی و نمیدونی چی درست کنی، «دنیای رسپیها» برای توئه! 🍜 رسپیهای اقتصادی 🌍 غذاهای بینالمللی با مواد در دسترس 🍰 دسرها و غذاهای ابداعی و خوشمزه هر روز یک طعم جدید؛ هر هفته یک تجربه جدید! از غذاهای تکراری خداحافظی کن! طرز تهیه مرغ پرتقالی 🍊 طرز تهیه کیک کرمدار توتفرنگی🍓🍰 طرز تهیه پنیر برشته گیلانی 🤤
رمان : گرگ بند فرمت : پی دی اف
#سرگرد_و_بانو #پارت _ ۳۹۱ :بامالیمت گفتم ...اخه امیرجونم، چرا اینقدر تو زود عصبی میشی امون بده تا بگم_ ...بگو نگار، سریع بگو_ ...نیشم دوباره باز شد و بهش فکر کردم دلم حتی با فکر بهش زیر و رو میشد :کیان خیلی ناگهانی دستم رو گرفت و بلند کرد و بعد بغلم کرد،…
رمان : عشق های پنهان فرمت : پی دی اف
رمان: من بازنده نیستم (دو جلدی) نویسنده: رویا رستمی ژانر: #عاشقانه #کلکلی خلاصه: شادان به همراه پدر و نامادریش در بوشهر زندگی میکند. با مرگ پدرش، طبق رسم نامادریش، زنی که همسرش فوت میشود باید به خانهی پدری برگردد. با بازگشت نامادری به همراه شادان به زادگاهش، دخترک برای اولین بار با فردین برادر نامادریش روبرو میشود. این ملاقات اتفاقاتی را برای او رقم میزند؛ فردین در مقابل شادان قرار میگیرد و مداوم به او زور میگوید و شادان هم با بلبل زبانیهایش کم نمیآورد. در جلد دوم، داستان به چهار سال بعد میرود. #من_بازنده_نیستم
#سرگرد_و_بانو #پارت _ ۳۹۱ :بامالیمت گفتم ...اخه امیرجونم، چرا اینقدر تو زود عصبی میشی امون بده تا بگم_ ...بگو نگار، سریع بگو_ ...نیشم دوباره باز شد و بهش فکر کردم دلم حتی با فکر بهش زیر و رو میشد :کیان خیلی ناگهانی دستم رو گرفت و بلند کرد و بعد بغلم کرد،…
#سرگرد_و_بانو در رو باز کردم که یهو یه گل رز قرمز جلوم قرار گرفت و بعد امیر با لبخند جلوم اومد و گفت ...تقدیم با عشق به نگار دلبر_ :آب دهنم رو قورت دادم و گفتم امیر... تو... تو اینجا چیکار میکنی؟؟_ ...اومدم بهت سر بزنم گل خانم _ نمیخای گل رو از دستم بگیری…
اسم کتونی ها رو بلدی؟
#سرگرد_و_بانو #پارت_۳۸۸ :با ابروی باال رفته به کیان نگاه کردم و گفتم عالقه؟؟ به من؟؟_ ...آره نگارم، کنار تو حس خوبی بهم دست میده عزیزم، خیلی دلم میخواد بعنوان یه بانوی خوبم کنارم باشی_ کیان حالت خوبه؟؟؟_ ...آره کامال خوبم... بهتر از اینم نمیشم_ ..احساس خیلی…
без подписи
без подписи
افرادی که در خواب میمیرند سه نشانه دارند!
رمان: من بازنده نیستم (دو جلدی) نویسنده: رویا رستمی ژانر: #عاشقانه #کلکلی خلاصه: شادان به همراه پدر و نامادریش در بوشهر زندگی میکند. با مرگ پدرش، طبق رسم نامادریش، زنی که همسرش فوت میشود باید به خانهی پدری برگردد. با بازگشت نامادری به همراه شادان به زادگاهش، دخترک برای اولین بار با فردین برادر نامادریش روبرو میشود. این ملاقات اتفاقاتی را برای او رقم میزند؛ فردین در مقابل شادان قرار میگیرد و مداوم به او زور میگوید و شادان هم با بلبل زبانیهایش کم نمیآورد. در جلد دوم، داستان به چهار سال بعد میرود. #من_بازنده_نیستم
без подписи
تعدادی از عطر های پر طرفدار مردانه و زنانه برای تابستان 🌬
#سرگرد_و_بانو #پارت_۳۸۷ :رومو ازش گرفتم و گفتم ..برام مهم نیست ولی اون برادرم نوید بود که تازه پیداش کردم_ وای نگارم چقدر خوب، باالخره پیداشون کردی؟؟ _ :نیمچه لبخندی زدم و گفتم ...اره ولی هنوز ندارو ندیدم...فقط با نوید مالقات کردم _ ...خیلی خوشحالم برات،…
#سرگرد_و_بانو #پارت_۳۸۷ :رومو ازش گرفتم و گفتم ..برام مهم نیست ولی اون برادرم نوید بود که تازه پیداش کردم_ وای نگارم چقدر خوب، باالخره پیداشون کردی؟؟ _ :نیمچه لبخندی زدم و گفتم ...اره ولی هنوز ندارو ندیدم...فقط با نوید مالقات کردم _ ...خیلی خوشحالم برات،…