فصلنامه خاطرات سياسي
Статистика- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 5
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 32
- 1/48двое суток
- 36
- 1/72трое суток
- 39
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
بخشی از گفتگوی درازدامن حسن اکبری بیرق با دکتر سیدیحیی یثربی درباره سرشت و سرنوشت جريان نواندیشی دینی در ایران معاصر، که در آن به ماجرای جدال اخیر دکتر عبدالکریم سروش و دکتر موسی غنی نژاد نیز پرداخته شده است. نسخه كامل اين مصاحبه در شماره آتي فصلنامه خاطرات سياسي(۳۲) منتشر خواهد شد. #فصلنامه_خاطرات_سیاسی #سید_یحیی_یثربی #علی_شریعتی #عبدالکریم_سروش #موسی_غنی_نژاد #حسن_اکبری_بیرق @khateratesyasi
مقاله پرمغز و تأمل برانگیز "تنگه زندگی" به قلم دکتر رامین پرهام را در شماره ۳۱ فصلنامه خاطرات سیاسی مطالعه نمایید. #تنگه_هرمز #رامین_پرهام #فصلنامه_خاطرات_سیاسی @khateratesyasi
https://t.me/siaasatnegaar
خَشیت خدا از علما! حسن اکبری بیرق بیستم مردادماه، زادروز استاد زندهیاد عبّاس زریاب خویی(۲۰ مرداد ۱۲۹۸ – ۱۴ بهمن ۱۳۷۳) است؛ دانشمندی کم نظیر در عرصه معارف اسلامی- ایرانی و جامع منقول و معقول که صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را تا چنین فرزندی بزاید. در این جستار، نه قصد یادآوری قدروقیمت او را دارم و نه در صدد معرفی او به نسل جوان جویای دانش که هردو از توش و توان من خارج است. آنچه مرا واداشت که بهطور کاملا اتفاقی در سالگرد تولد آن زرّ ناب فضل و فضیلت قلم در دست گیرم، خاطرهای است جالب که از وی دارم و مناسب احوال این روزهای ماست. داستان از این قرار است که در آبانماه سال ۱۳۷۲ در جریان برگزاری کنگره سالانه بزرگداشت علامه طباطبائی، توفیق مصاحبت با دکتر زریاب نصیب من شد و چه مبارک اتفاقی! محضر ایشان برای من که جوان دانشجویی بیش نبودم، بسیار لذّتبخش بود و مغتنم و دریغ و درد که نمیدانستم در آخرین سال حیات بابرکت ایشان از این فیض عظمی مستفیض شدهام. از آن روزها و شبهای مؤانست با ایشان لحظات فرحانگیزی به یاد دارم؛ از امضای ترجمه کتابهای تاریخ فلسفه و لذِّات فلسفه که در آن سالها متون بالینی من بودند تا شوخیهای آخوندی ایشان و پرسشهای مفصّل من و پاسخهای مجمل آن دانای دانایان و اوستاد اوستادان. اما آنچه مناسب احوال پریشان این روزهای ماست طنّازی فوقالعادۀ استاد زریاب، در حین سخنرانیشان در باب علامه طباطبائی بود که رعایت قاعدۀ بلاغی «مقتضای حال و مقام»، تأثیر آن را صدچندان کرد و علمای حاضر در جلسه را به خندههای جَلی واداشت. استاد، هنگام قرائت آیه 28 سوره فاطر که: ﴿...إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ غَفُورٌ﴾، اِعرابِ کلمه «اللَّهَ» را که به نصب است، به رفع، ظاهر کردند و خواندند: إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهُ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ! نحویّون واقفند که تغییر این اِعراب تا چه میزان موجب تحوّل معنای مراد گوینده میشود؛ در صورت اول، الله جلّ جلالُه، مفعولٌ بِه است و علما از وی می ترسند و در صورت دوم که مرحوم زریاب قرائت کرد، الله، فاعل است و ترسنده از علما و دانشمندان! باری، استاد با این طنز عالمانه وقت ما و علمای حاضر در آن مجلس را خوش داشتند؛ اما قضیه به اینجا ختم نشد و ساعتی بعد در محفلی خصوصیتر که خدمتشان بودیم، با یادکردِ آن شوخی لطیف، بحثی درزادامن درگرفت مبنی بر اینکه نعوذبالله خودِ خدا هم از شعبدهگریهای علمای دین در تفسیر متون مقدّس حیران است و اینگونه که آنان در تحریف و تفسیر به رأی قرآن و حدیث و استفاده ابزاری از ایمان عوام مؤمنان، مجاهدت میورزند بهقول خواجه شیراز: گوییا باور نمیدارند روزِ داوری کاین همه قَلب و دَغَل در کارِ داور میکنند پرواضح است که برای دغلکاریِ بهاصطلاح «علمای دین»، مصادیق تاریخی بسیار میتوان ذکر نمود تا وجه استعاری ترس خودِ خداوند از دانشمندان دینش را درک کرد؛ اما برای این کار، نیازی به غور در تاریخ ادیان، بهویژه دین اسلام، نیست؛ نگاهی هرچند از سرِ اکراه به برنامههای صداوسیما و کارشناسان مخبّط و گسستهخردشان، کافیست تا باور کنیم که علما، خوف وخشیتی از الله ندارند و این خداست که در کار آنها مانده و از نتیجه اعمالشان خائف است! وقتی دروغ و بداخلاقی و ناسزاگویی در پوشش دین و از سوی بهاصطلاح عالم دین، شبیه آنچه رئیس خودخوانده حزبالله، محمدباقر خرازی، اخیراً در تیراژی وسیع پراکنده است، مؤمنان سادهدلِ نامتمیّز و مریدِ سیّد اولاد پیغمبر! را مُجاب و متقاعد میکند که باید از جمهوری اسلامی گذر کرده و حکومت اسلامی تشکیل دهند و به خیابان بریزند و خلق خدا را بیازارند و بلکه بکشند، طبیعی است که الله رحیم رحمان نیز(پناه بر خدا) از اینان بترسد و شاید پشیمان شود از ارسال رُسُل و ابلاغ وحی. القصه ما آن روز، سخن استاد زریاب را که خود خون دلها از این جماعت خوردهبود، به طنز انگاشتیم و چندان بهجد نگرفتیم؛ اما گذر زمان و تجارب دوران به ما آموخت که نه تنها ما بندگان از این فقیهان باید بترسیم، بلکه آفریننده ایشان نیز از آنان در هراس است و خشیت! پس باید به درگاه الهی به تضرّع متوسل شویم که شر ایشان را از سر ما و کشور ما کم و کوتاه کند و دین خودش را هم از دستکاری آنان در امان دارد. بِمَنّهِ و کَرَمِهِ نامه زریاب خویی به شاهرخ مسکوب: https://virgool.io/@Laklakbook/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%DB%8C-%D8%B2%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%B3%DA%A9%D9%88%D8%A8-iycgslolq5sw https://t.me/siaasatnegaar
خشیت خدا از علما! یادی از استاد عباس زریاب خویی حسن اکبری بیرق https://t.me/siaasatnegaar
🔊فایل صوتی 🔴دلائل بروز و ظهور تظاهرات در دیماه چه بود؟ 🗣سیدجواد میری 🔻فصلنامه خاطرات سیاسی . 🆔 @sokhanranihaa 🆔 @ 🆑 #کانالسخنرانیها 🌹
https://t.me/khateratesyasi
https://t.me/khateratesyasi
سرمقاله شماره 31 فصلنامه خاطرات سیاسی در اسارت دوگانههای کاذب حسن اکبری بیرق صبح روز 9 اسفند 1404 وقتی هیأت مذاکرهکننده ایرانی به رهبری عباس عراقچی، تازه از سفر سوئیس برگشته و هنوز گزارش خود را از پیشرفت یا پسرفت مذاکره، به اؤلیای امور ارائه نکردهبود،ائتلافی از نیروهای آمریکایی و اسرائیلی با اجرای عملیاتی موسوم به «خشم حماسی»، حملات گسترده هوایی، موشکی و سایبری پیچیدهای علیه ایران آغاز کردند و در نخستین گام، مرکز فرماندهی واقعی کلّ قوای نظام، بیت رهبری، را مورد هدف قرار دادند؛ آنهم درست زمانی که عالیرتبهترین مقامات نظامی و امنیّتی یکجا جمع شدهبودند. ناظران داخلی و خارجی، حتی عاملان این حمله سنگین، پیش بینی می کردند که جنگی کوتاه اما سرنوشتساز و قاطع در خواهدگرفت، اما چنین نشد. انگاره مهاجمان، احتمالا این بود که پس از هجمۀ نابودگر به رأسِ حاکمیّت، سامانه مدیریّت کشور دچار فروپاشی شده و ناراضیان از وضع موجود که پنجاه روز پیش از آن، در نزاعی نابرابر مغلوب شده و زخمی کاری خوردهبودند، جانی دوباره گرفته و به خیابانها خواهندریخت و بهسرعت تومار بقایای نظام را درخواهندپیچید.... http://youtube.com/post/Ugkxl8ElrCJSPpCr_9-q8Zx1m4hXEqH9oDp8?si=YUQ-rZWPSQmOSuR8 https://www.instagram.com/p/DbeUQ8Im2qs/?igsh=MXF3MnY3MWVrajVkcA== https://t.me/khateratesyasi
https://t.me/khateratesyasi
⚫ترامپ: امروز توافقی تاریخی در غزه برای خلع سلاح کامل حماس و تمام گروه های شبه نظامی حاضر در غزه به دست آمد، به زودی دولت جدید فلسطینی اداره نوار غزه را بر عهده خواهد گرفت، ارتش اسرائیل نیز از غزه عقب نشینی خواهد کرد. https://t.me/khateratesyasi
انتشار شماره ۳۱ فصلنامه خاطرات سیاسی سی و یکمین شماره فصلنامه خاطرات سیاسی(زمستان ۱۴۰۴) منتشر شد. دو پرونده اصلی این شماره با عنوان "میراث قائد ثانی" و "دی ماه سیاه" به دو موضوع مورد بحث این روزهای ایران در گفتگو با صاحب نظران پرداخته است. همچنین در پروندهای دیگر، مقوله جنگ چهل روزه واکاوی شده است. نگاهی به کارنامه علی لاریجانی، همچنین کتابخانه خاطرات سیاسی، از دیگر بخشهای این شماره نشریه میباشد. در این شماره، گفتارها و جستارهایی از : محسن آرمین، مصطفی ایزدی، رامین پرهام، احمد حکیمی پور، صادق زیباکلام، رحمان قهرمان پور، سیدجواد میری، حسن اکبری بیرق و... به چاپ رسیده است. فصلنامه خاطرات سیاسی را از کتابفروشیها و روزنامه فروشیهای معتبر و سایت طاقچه تهیه نمایید یا آبونه شوید. http://youtube.com/post/Ugkxl8ElrCJSPpCr_9-q8Zx1m4hXEqH9oDp8?si=YUQ-rZWPSQmOSuR8 https://t.me/khateratesyasi
تسلیت به دکتر سروش و کلامی چند دکتر عبدالکریم سروش دور از وطن، در دیار غربت، در سوگ از دست دادن برادر نشسته است. برای او و خانوادهاش طلب بردباری و برای متوفی آرامش ابدی از خداوند میخواهم. سوگ دکتر سروش در فقدان برادر با صدور متن شدیداللحن او در واکنش به حملات لفظی دکتر موسی غنینژاد علیه مرحوم دکتر شریعتی همزمان شده است و این شاید بهانهٔ مناسبی برای پردازش کوتاه این ماجرا باشد. در واقع میتوان موضوع را با این پرسش آغاز کرد که چرا نسل روشنفکری پیش از ما، بعضاً برخی از مخالفان فکری یا سیاسی یا هویتی خود را با عبارات و واژههایی خطاب قرار میدهد که در چشم بخشی از جامعه خارج از اصول تعامل مدنی میآید؟ علاوه بر این، پرسش بزرگ دیگر این است که به کارگیری این قبیل عبارات و واژهها آیا اصولاً و مطلقاً علیه هر انسانی ناروا و ناپسند است و یا موضوع بستگی به جایگاه و شخصیت و عملکرد فرد مخاطب در نزد طرف مقابلش دارد؟ این بحثی بینهایت درازدامن است و به خلاف ظاهرش تعیین حدود و ثغور آن چندان هم آسان نیست! ما ایرانیان معمولاً از هر حرف و سخن درشتی علیه چهرههای مورد علاقه یا همسوی با خود، آزردهخاطر میشویم و گوینده یا نویسندهٔ آن سخنان را فاقد اخلاق و ادب و سزاوار اهانت میدانیم و تمام تواناییها و نقاط قوت او را نیز انکار میکنیم. در عوض، اگر شخصیتی مخالف ما مورد تندی و اهانت قرار گیرد آن را چون مرهمی بر زخمهای عاطفی خود میدانیم و اهانتکننده را تا عرش اعلی بالا میبریم! با این حساب، مسئلهٔ ما خودِ اهانت نیست! مسئله این است که چه کسی به چه کسی درشتی کرده است! چرا دکتر غنینژاد به خود حق میدهد سخنان نابهنجار و بهتانگونهای علیه مرحوم دکتر شریعتی به کار گیرد؟ مردی که ۴۹ سال پیش در سن ۴۳ سالگی از دنیا رفته و اینک عملاً اثری بر فضای سیاسی کشور ما ندارد؟ آقای غنینژاد احتمالاً خواهد گفت؛ چه کسی میگوید آثار سیاسی اندیشههای شریعتی از میان رفته است؟ هر بدبختی که میبینیم حاصل مواعظ و سخنرانیهای اوست! در اینجا بحثی بیپایان شکل میگیرد که فصلالخطاب ندارد، اما میتوان آقای غنینژاد را متهم کرد که اگر اوضاع تا بدان پایه موجب انزجار و رنجش اوست چرا صاحبان اصلی قدرت را خطاب قرار نمیدهد و در عوض پای جوانی فعال در دهههای سپری شدهٔ ۴۰ و ۵۰ در قرن پیش را وسط میآورد آن هم با عبارات اتهاممآبانهٔ غیرقابل ابطالی که در شأن یک استاد اقتصاد نیست؟ قاعدتاً همین نکته آقای سروش را به خشم آورده و او را وادار به صدور متنی کرده است که از هر جهت تحقیرآمیز و اهانتآلود است. قاعدتاً از آقای سروش هم میتوان پرسید که استفاده از آن کلمات چه اثری دارد؟ به چه فرهنگی دامن میزند؟ و قرار است چگونه از مرحوم شریعتی در مقابل اتهامات آقای غنینژاد اعادهٔ حیثیت کند؟ واقعیت این است که همهٔ ما گاهی تحریک میشویم که علیه فرد یا افرادی کلمات تند و تیز به کار ببریم و متأسفانه جامعه هم از آن به فراخور حال خود به سختی استقبال و این شیوه را تشویق میکند! به هر حال، من از دکتر سروش بسیار آموختهام و قدرشناس زحمات و تلاشهای خستگیناپذیر و بیوقفهٔ او هستم. به جناب غنینژاد هم از جهاتی علاقمندم و هر دوی این بزرگان را شایسته و سزاوار بالاترین سطح احترام میدانم. اینکه گاهی عنان سخن را از دست میدهند نقاط قوت و فضایل آنها را بیقدر نمیکند. راستش من خودم هم گاه بسیار وسوسه میشوم که به شیوهٔ مرحوم شریعتی برخی افرادی که به نظرم بسیار غیرمنطقی یا توجیهگر ستم و ناراستی میآیند به شدیدترین شکل ممکن دست بیاندازم! در اغلب موارد اما خودم را کنترل میکنم و گاهی هم از دستم در میرود. از قضا همان موارد ازدسترونده مورد بیشترین استقبال قرار میگیرد و به طور گستردهای دیده میشود! این هم بخشی از روحیات ما ایرانیان است! یا باید آن را اصلاح کرد و یا با آن کنار آمد. #احمد_زیدآبادی https://t.me/khateratesyasi
❗️حمله بیسابقه فلاحتپیشه به ولایتی؛ شما مسئول تبدیل کردن ایران به هدف آمریکا هستید / جنگ اعراب و اسرائیل را به جنگ ایران و اسرائیل تبدیل کردید 🔻 حشمتالله فلاحتپیشه، رئیس پیشین کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، در واکنش به اظهارات علیاکبر ولایتی درباره سفر نخستوزیر عراق به آمریکا: 🔴آقای ولایتی گفتهاند نخستوزیر عراق نباید به آمریکا سفر میکرد؛ جسارتاً به شما چه ارتباطی دارد؟ علیالزیدی به عنوان نخستوزیر یک کشور مستقل گفته میخواهم روابط نظامی عراق و آمریکا را به روابط اقتصادی تبدیل کنم و ملت خود را خوشبخت کنم. در اوج نگونبختی، ملت ایران درگیر جنگی است که شما از معمارانش بودید. 🔴بعد از دوران وزارت خارجه، عنوان مشاور عالی در امور بینالملل نهاد رهبری شدید؛ در این مدت هشت بار امکان فرار ایران از تنگناهای سیاست خارجی فراهم شد اما از این فرصت استفاده نکردید و ایران را در سیبل و هدف آمریکا قرار دادید. در نهایت بعد از این همه تحریم، در یک سال سه جنگ علیه ایران شکل گرفت. 🔴جنگ اعراب و اسرائیل را به جنگ ایران و اسرائیل تبدیل کردید و ملت ایران تاوان جنگهایی را میدهد که هیچ ربطی به این ملت و منافع آن ندارد؛ یک نگاه ارباب-رعیتی با کشورهای منطقه شکل دادید. به جای دخالت در کشورهای دیگر بیایید از مردم ایران عذرخواهی کنید./خبرآنلاین 🆔 @AbdiMediaNet I #عبدی_مدیا 🌐سایت |🌐واتساپ I ▶️ یوتیوب I 📻کست باکس
✅حال که مدیران کنونی صداوسیما حاضر به کنارگذاشتن روش تفرقه انگیز نیستند، راه درست این است که کنار گذاشته شوند جمهوری اسلامی نوشت: متأسفانه رسانه ملی که باید منادی وحدت و انسجام ملی باشد نیز با این جماعت همراهی میکند و برخلاف مصالح ملی و برخلاف خطمشی مشخص شده توسط مسئولین نظام مطالبی منتشر میکند که موجب اعتراض چندین باره رئیسجمهور شده و اعتراض دلسوزان را برانگیخته است. اگر مدیران کنونی رسانه ملی مایل به کنار گذاشتن این روش نیستند، راه درست اینست که مدیریت این رسانه به کسانی سپرده شود که به رعایت ضوابط مرتبط به جایگاه آن پایبند باشند. @Sahamnewsorg
چرخه ویرانگر جنگ/آتشبس/جنگ و لزوم پایان دادن به آن / ناصر فکوهی 26 تیر 1405 https://t.me/nasserfakouhi/15667 این ویدیو بحثی است درباره آنکه صلح، آرامش و ثبات اهدافی در خود و مشروع برای هر جامعهای هستند و شرایطی ضروری و جایگزینناپذیر برای رشد اقتصادی و اجتماعی؛ در حالی که جنگ، همیشه ویرانگر و در هیچ شرایطی جز جایی که دفاع از خود و آن هم در موقعیتی که هیچ راه حل دیپلماتیک ممکن نباشد، هدفی مطلوب نیست. در طول یک سال گذشته جنگی ویرانگر و غیرقانونی علیه ایران آغاز شده که در کنار دفاع مشروع نظامی، باید هدف و حق پایهای و حیاتی مردم ما برای پایان دادن به آن با روشهای دیپلماتیک دنبال شود. جنگ در هر حال شری مطلق است و خواهد بود. هیچ سودی در جنگ جز برای کاسبان مرگ و دشمنان انسانیت نیست. صلحطلبی و پایان دادن به جنگ با ابزارهای دیپلماتیک و بر اساس قوانین بینالمللی و دعوی غرامت و در همان حال حفظ کامل استقلال و تمامیت ارضی کشور، حق ماست. بنابراین در کنار دفاع مشروع باید تمام ابزارهای دیپلماتیک برای کاهش ویرانگری این جنگ تحمیلی به کار گرفته شود. امروز ، جنوب ایران، مرکز تعرض به آن و قلب تپنده کل ایران است.
🎥 مناظره جنجالی احمد زیدآبادی با یکی از مخالفان مذاکره #عضویت_در_کانال 👇👇👇 ✅ @sedayeslahat
پایانتفاهم یدالله اسلامی کسانی که دم از ترور ترامپ زدند بزرگترین هدیه را به جنگ طلبان دادند. این موضوع با توجه به روحیه ترامپ در تصمیم حمله ترامپ به ایران نقش کمی نداشته است . اقای ترامپ درسخنان خود که باخشم شدید همراه بود از برنامه ترور خود گفت. هزینه این سخنان را مردم می پردازند. اگر تلفن اضطراری بین ایران وامریکا راه اندازی شده بود حل اختلافات در مورد بندهای تفاهم راهگشا بود. پیام مددوف درباره تنگه هرمز و باب المندب روشنگر نیت روسیه در دامن زدن به تنش های منطقه ای بود. روسیه برای سرگرم کردن اروپا و امریکا در موضوع ایران و تنگه هرمز به سود خود در جنگ اوکراین بهره می گیرد و اسرائیل هم که نگران توافق ایران و امریکا بود اینک به بخشی از هدف های خود رسیده است .
https://t.me/khateratesyasi
حذف خاتمی؛ تعمیق دوقطبی و فرصتسوزی برای آشتی ملی علیرضا کفایی عدم دعوت از آقای خاتمی در مراسم تشییع، صرفاً حذف یک شخصیت سیاسی نیست؛ نادیده گرفتن بخشی از حافظه جمعی و سرمایه اجتماعی کشور است که همچنان خود را در گفتمان اصلاحات و مطالبات مدنی بازمییابد. مراسم وداع با رهبران و شخصیتهای ملی، در همه جهان، فرصتی برای فراتر رفتن از رقابتهای سیاسی و نمایش وحدت و همبستگی است. در چنین بزنگاههایی، خرد سیاسی حکم میکند که همه نیروهای وفادار به کشور، فارغ از اختلافنظرها، در کنار یکدیگر قرار گیرند تا پیام آشتی و انسجام به جامعه مخابره شود. اما استمرار سیاست حذف و محدودسازی، این فرصت را به تهدیدی برای تعمیق شکافهای اجتماعی بدل میکند. سالهاست که حصر، ممنوعیت و حذف چهرههای مؤثر سیاسی، نه به کاهش اختلافات انجامیده و نه توانسته است مطالبات اجتماعی را از میان ببرد. برعکس، این رویکرد بر احساس بیعدالتی افزوده و دوقطبیهای موجود را بازتولید کرده است. جامعهای که بخشهایی از آن خود را در عرصه عمومی نامرئی و بیصدا احساس کنند، به سختی میتواند به وفاق و همدلی پایدار دست یابد. اگر سخن از وحدت ملی و انسجام اجتماعی است، این وحدت نمیتواند یکسویه و مبتنی بر حذف باشد. وحدت واقعی زمانی شکل میگیرد که همه صداهای درون نظام اجتماعی، حتی منتقدان و رقیبان سیاسی، امکان حضور و مشارکت داشته باشند. قدرت، آنگاه مشروعیت بیشتری مییابد که از تکثر نهراسد و سرمایههای انسانی و سیاسی کشور را به رسمیت بشناسد. امروز ایران بیش از هر زمان دیگری به بازسازی اعتماد عمومی نیاز دارد؛ اعتمادی که با حذف و انکار ترمیم نمیشود، بلکه از مسیر گفتوگو، مدارا و پذیرش دیگری به دست میآید. عدم دعوت از خاتمی، روحانی و دیگران، اگر واقعیت داشته باشد، نه نشانه اقتدار، بلکه استمرار منطقی است که دوقطبیها را عمیقتر و مسیر آشتی ملی را دشوارتر میکند.