خاطرنشان
Статистикаاینجا، منِ معین پایدار برای خودم از همهچیز، از همهجا، از همهکس، مینویسم و آزادانه انتشار میدهم، بلکه هرچه تهیتر و پالودهتر شوم. «خاطرنشان» کانال اصلیام است کانال رسمیام «معیننامک» است: @moeennaamak ارتباط با من: @paydarmoeen
- Последний пост
- 21 июл.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 53
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 101
- 1/48двое суток
- 115
- 1/72трое суток
- 124
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
انگار یه آدمه که از فرط خستگی و ناامیدی زانو زده و همزمان از سرش رونهٔ طراوت جوونه زده.
انگار یه آدمه که از فرط خستگی و ناامیدی زانو زده و همزمان از سرش رونهٔ طراوت جوونه زده.
اسم یه کانال توی واتساپ: فُکاهی وضوشکن این تلویح بود یا بِهگویی؟
باورتان میشود که حتی برای «کلید کپسلاک» هم روز جهانی داریم؟! این دست نامگذاریها و مناسبتها شاید مسخره به نظر بیایند؛ ولی نامگذاری برای پدیدهها، فارغ از اینکه عینیاند یا انتزاعی، به آن پدیده هویت و اهمیت ویژهای میبخشد. نیاکان بسیار کهن انسان، حتی بسیار پیش از آنکه متمدن شوند، گویا معتقد بودهاند که با نامنهادن روی پدیدهها، آنها را به تسخیر خود درمیآورند و از آنِ خویش میسازند. یعنی نامگذاری پدیدهها برایشان کارکردی فراتر از بازشناختن داشته و حتی به تملک و تسلط نیز میرسیده است. اگر این کارکرد را بدانیم و بپذیریم، آنگاه نقش نوشتن در طلسمکردن و نیز اثرش بر موجودات و کائنات، دیگر چندان برایمان عجیب نخواهد بود.
در طول هفته و حتی در طول شبانهروز، زیاد پیش میآید که حال یا حوصله یا حال و حوصلهٔ هیچ کاری را ندارم. اینجور اوقات، اولین گزینهام پناهبردن به یوتیوب و اینستاگرام است، یعنی بزرگترین دانشگاه و سیرک مجازی. اما اگر هم بخواهم که نمیخواهم، وصلشدن به فیلترنت بینالملل خودش از هر کاری حوصلهسربَرتر است. برای همین، از گودنای همین بیحالوحوصلگی، ایدهای به ذهنم رسیده که چند وقتی است اجرا کردهام و بدک نبوده. از یک یا چند کتاب، مطالبی در حد یکیدو بند میخوانم. اسم این کار را بهقیاس «ریزهخواری»، گذاشتهام «ریزهخوانی». گاهی مطلبی میگیردم و ریزهخوانی به «لقمهخوانی» بدل میشود، یعنی یکیدو بند ادامه مییابد و میشود یکیدو صفحه. همین کار باعث میشود آن زمانِ بیحالوحوصلگی دَمدَمک از درون بپوسد و بپلاسد و خشک شود و خودش بیفتد. یا دچار یک جور «استحاله» شود؛ یعنی بی آنکه خودش بفهمد یا بخواهد، حالیبهحالی شود، بهقول خودمان: حالیبهحولی. حالا اگر حالیبهحالی آنقدر حالیبهحولی شود که بیحالوحوصلگی را باحالوحوصلگی کند، «ریزهنویسی» هم میکنم. البته کم پیش نیامده زمانی که ریزهنویسی هم ورم کرده و تا «لقمهنویسی» بالا آمده؛ یعنی یکیدو بندم شده یکیدو صفحه. باری، اینها را مشقی کردم تا به خودم یادآور شوم که خودم را به حال روزگار و اینوآن که هیچ، به حال خودم هم وانگذارم. آدم این زمانه، اگر از حدی فکریتر شود، حتی حال و حوصله ندارد که سر به کوه و بیابان بگذارد؛ از زخمِبستر میمیرد. جهت ثبتنام در دورهٔ «ستارگان ریزهخوان»، به «عموفردوس» زنگ بزنید و در گوشی فوت کنید. صددرصد تضمینی!
مدتها گمان میکردم عجیبترین نام جوایز فرهنگی، جایزهٔ «خرس طلایی» در جشنوارهٔ بینالمللی فیلم برلین است. اما از مقدمهٔ کتاب قدرتهای جهان مطبوعات، متوجه شدم که در حوزهٔ روزنامهنگاری، جایزهای روسی داشتهایم و احیاناً داریم بهنام «کروکودیل»! گویی روسها و آلمانیها در خشونت و ضخامتِ روحیه و کلام، با همدیگر در رقابتاند.
همین که چشمم افتاد به مهمترین مرجع رسالهٔ کارشناسی ارشدم، متوجه شدم تکهای از عنوانش موزون است: Dorland's Illustrated Medical Dictionary اگر آن Dorland's را برداریم، Illustrated Medical Dictionary را میتوانیم موزون بخوانیم: مفاعلن مفتعلن مفتعلن
خاخامهای پراگماتیست کسی نزد خاخامی رفت و گفت: «میخواهم یتیمخانهای بسازم.» چند روز بعد دوباره نزد خاخام رفت و گفت: «دریافتم که انگیزهام از ساختن یتیمخانه خودخواهانه بود و منصرف شدم.» خاخام گفت: «آیا برای یتیمان فرقی دارد که انگیزهٔ تو چه بوده؟» @Harut_Marut…
خاخامهای پراگماتیست کسی نزد خاخامی رفت و گفت: «میخواهم یتیمخانهای بسازم.» چند روز بعد دوباره نزد خاخام رفت و گفت: «دریافتم که انگیزهام از ساختن یتیمخانه خودخواهانه بود و منصرف شدم.» خاخام گفت: «آیا برای یتیمان فرقی دارد که انگیزهٔ تو چه بوده؟» @Harut_Marut انگاری که در یهودیت، إنَّمَا الأعْمالُ بِالأنتاج.
همین که چشمم افتاد به مهمترین مرجع رسالهٔ کارشناسی ارشدم، متوجه شدم تکهای از عنوانش موزون است: Dorland's Illustrated Medical Dictionary اگر آن Dorland's را برداریم، Illustrated Medical Dictionary را میتوانیم موزون بخوانیم: مفاعلن مفتعلن مفتعلن
اَواخِل: اوایل + اواخر از مکاشفات حضرت ابوی
شنیدم که امروز، ۱۴ ژوئن ۲۰۲۶، تولد ۷۹سالگی دونالد ترامپه. گوگلیدم تا مطمئن بشم. گوگل ولادیمیر پوتین رو هم بهعنوان افراد مرتبط باهاش آورد. اینجا بود که یه چیز جالب دیدم. حدس بزنید تولد پوتین کِیه: ۷ اکتبر!
از بوی خوش کاغذ و لذت دستگرفتن کتاب و سانتیمانتالیسم آمیخته با آن اگر بگذریم، فضای مجازی و سایبری ویژگی ارزندهای دارد که فضای کاغذی از آن بیبهره است: امکان «پیرایش و ویرایش و پالایش و والایش»، آن هم بدون هزینه و محدودیت. این ویژگی ارزندۀ فضای مجازی و سایبری اگر خوب فهمیده شود و خوب به کار گرفته شود، در بلندمدت میتواند فرهنگی ارزنده را درون فرد و جامعه نهادینه کند؛ اینکه یاد بگیریم هیچ چیزی نهایتِ کمال نیست و هر چیزی میتواند و باید بهتر شود.
اولین باری که واژهٔ «شتابدهنده» را شنیدم، زمانی بود که یکی از دوستانم از من خواست شیوهنامهٔ محتوای متنیِ شرکتشان را تدوین کنم. در حد همان شناخت اجمالیام، میدانستم که شرکتشان خصوصی و محدود به ایران است و در زمینهٔ کارآفرینی و کسبوکار فعالیت میکند. حالا تصور من از آن شتابدهنده چه بود؟ چیزی شبیه آنچه در سرن (CERN) است، و برای همین تعجب کرده بودم که چهطور چنین شرکتی میتواند چنان کاری کند.
دعوتتان میکنم به نسخۀ بلۀ «خاطرنشان» 🆔 https://ble.ir/khaterneshan 🆔 https://ble.ir/khaterneshan 🆔 https://ble.ir/khaterneshan با این توضیح و تأکید که بهمحض آزادشدن سراسری اینترنت، ضمن حفظ کانال بله، فعالیت را در تلگرام از سر میگیرم.
سپهخیز؟ چه زیباست!
در کف کفتار بس خونخوارهای غیر تسلیم و رضا هم چارهای؟!
مقفول جدید
امروز که دوم دسامبر است، روز جهانی سواد رایانهای است، همان که من بهنسبت همنسلانم در آن بهشدت ضعیفم، و این برای من صرفاً معضلی فنی نیست، بلکه گویای آن است که جهان به بهانهتراشیها و فلسفهبافیها و سببجوییهای من وقعی نمینهد؛ پس اگر در چیزی به هر علتی ضعیفم، تا به هر طریقی آن را برطرف نکنم، همچنان و آنچنان از آن آسیب میبینم تا لاجرَم از گرمای پیلهٔ افکارم بیرون بیایم و به سرمای جهان اطرافم تن دردَهم. #درنگ
اوج بلوغمان آنجاست که با تمام وجودمان درمییابیم و میپذیریم آنچه ما دوست داریم باشد لزوماً با آنچه واقعاً هست فرق دارد، و در چهارچوب آنچه واقعاً هست، برای رسیدن به آنچه دوست داریم باشد، مُجدّانه کاری کنیم. #درنگ