- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 8
- Всего постов
- 22
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 131
- 1/48двое суток
- 150
- 1/72трое суток
- 161
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
جایی برای آرامش شما ؛
без подписи
مرا اسیر خودش کرده غصهیِ دنیـا ، یکی مـرا برسـاند به صحن ِ آزادي ؛
أخاف أن ينتهي العالم ولم نتشارك کوباً من القهوه ؛ میترسم دنیـا تمام شود ، در همین حالی که ما یك فنجان قهوه باهم نخوردهایم .
« ما وارثانِ دردهای بیشماریم ؛ تکّهای از جراحتهای این دوران، که در سکوتِ خود میسوزیم. ما خداوندگارِ زخمهایی هستیم که هیچ درمانگری نمیشناسد ، و نگهبانِ اشكهایی که هرگز جاری نشدند . » - دلنواز -
ای غم. تو با این کاروان سوگواران تا کجا همراه میآیی ؟ ابتهاج.
از تمامِ عشقِمان ، فاصلهاش سهم من است ؛ این همان سختترین قسمتِ عاشق شدن است . [ أبـیعبـدالله128 ]
جز نـور و شعر و امّید ، از زندگی چه میخواهم ؟
- تـو با بقیۀ فرق داشتی ، غمت هم زیبـا بود -
هرچیزی را وقتی پس از واقعۀ نگاهش کنی ، فـرق میکند .
عیسی اگر مریض زیادی دهد شفـا ، در نسخهاش جمال علی را کشیده است . [ امیرالمومنینعلی110 ]
از دشمنـان برند شکـایت به [ دوستـان ] ؛ چون دوست دشمن است شکـایت کجا بریم ؟
خیلی اتفاقی ویدئوی جسارت به پیکر شهید رجبزاده رو دیدم. میسوزم از فکر اینکه با خدا توی گودال چی کردن.
آدم وقتی زخمش بازه، نباید با همون ذهن زخمی، تصمیمهای بزرگ بگیره. مثل اینکه وسط خونریزی بخوای درباره جراحی فکر کنی؛ نه. الان فقط باید جلوی خونریزیرو بگیری.
همه از مرگ میترسند من از زندگی سمج خودم. - صادقهدایت،زندهبهگور -
یـابَقیةالله/*🌱 -زیـارتِآلِیـٰاسین- @khazra1601
أريد حَرامي يبوك افکاری ؛ « نیـازمند دزدی که فکرهایم را بدزدد. »
نه ریشهی ماندن داریم، نه پای رفتن. ایستادهایم بلاتکلیف، خسته، غمانگیز. - کیمیارجبی -
کُل ما فیكِ جَمیلٌ حتیٰ محاولاتك الخائبهٔ لتخبئهٔ أحزانكِ ؛ هر آنچه در درون توست زیبـاست ، حتی تلاشهای ناموفقات برای پنهـان کردن دَردهایت .
آیا بهتر است خودم را بُکشم، یا یك فنجان [قهوه] بنوشم ؟