tgindex
💯 خرد نابِ

💯 خرد نابِ

Статистика
@kheradenaabперсидский

⁦🖋⁩ جسارت داشته باش و بیاندیش! ⭕️ کانال "خرد ناب" در راستای فلسفه، روانشناسی و جامعه‌شناسی با توجه به شناخت و درک درسته آدمی از بنیان‌های زندگی و اصول اخلاقی در جامعه امروزی تشکیل شده. امید است مورد توجه همراهان گرامی قرار گیرد. 📱

Последний пост
11 авг.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
2
Всего постов
51
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
505
−1 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
198
40 постов
Вовлечённость
39,2%
к подписчикам
Постов в день
0,3
всего 51
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
53
1/48двое суток
60
1/72трое суток
65

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • فیلم صحرای سرخ یک شاهکار روانکاوانه و بصری نه تنها یکی از برجسته‌ترین آثار وی بلکه نقطه عطفی در تاریخ سینما محسوب می‌شود. بیگانگی در عصر صنعتی مرکز ثقل تمام فیلم است. او جهان مدرن را به تصویر می‌کشد که در آن طبیعت توسط صنعت آلوده و نابود شده و روابط انسانی سرد، ابزاری و بی‌معنا شده‌اند. شخصیت‌ها -حتی آنهایی که به ظاهر عادی هستند-نمی توانند با یکدیگر ارتباط عمیقی برقرار کنند. جولیانا نماد انسان مدرنی است که در جهانی تهی از معنای سنتی، دچار پوچی و ترس شده است. #ژولیا_کریستوا معتقد است که مدرنیته توانایی انسان برای «عشق ورزیدن و از دست دادن» را بیمار کرده است. جولیانا به دلیل شکل‌نگرفتن هویتی مجزا و مستقل، توانایی برقراری رابطه عاشقانه و سالم را ندارد؛ او در «عشق» به دنبال نابودی خود یا جذب کامل در وجود دیگری است، نه شکلگیری پیوندی مبتنی بر استقلال دو سوژه. رابطه جولیانا با کورادو، که میتوانست راه نجاتی باشد، نه تنها او را نجات نمیدهد، بلکه با سوءاستفاده جنسی، عمق تنهایی و ناتوانی او را در برقراری ارتباط اصیل نشان میدهد. صحرای سرخ فراتر از یک فیلم درباره یک زن روانپریش است. آنتونیونی با استفاده از یک روایت به ظاهر ساده، تصویری از «بحران سوژه مدرن» ترسیم میکند. جولیانا قربانی دنیایی است که دیگر نمیتواند در آن معنا بیابد، و درمان او نه در یک رابطه عاشقانه، که در پذیرش دردناک تنهایی و گسست بنیادین انسان مدرن از طبیعت و از خودِ خویش است؛ امری که او از انجام آن ناتوان است. فیلم در نهایت با این پرسش بنیادین مخاطب را رها میکند که آیا میتوان در جهانی که سرشار از نویز و دود است، «صدای» اصیلی برای زندگی یافت؟ 🎬 فیلم صحرای سرخ (۱۹۶۴) 👤 #میکل‌آنجلو_آنتونیونی 🇮🇹 @kheradenaab 💯

  • без подписи

  • ⭕️ از آنجا که عشق بر شعبده‌ای استوار است که آنچه را به سود نوع است همچون منفعت فرد می‌نمایاند، پس از حصول مقاصد نوع لاجرم شعبده پایان خواهد یافت و روح نوع که برای اندک زمانی وجود شخصی را به تصرف خود در آورده اینک دوباره وی را رها می‌سازد... اجازه بدهید بگویم گرچه متافیزیک من احتمالاً عاشقان را به شدت خواهد آزرد، اما واقعیاتی که آشکار کرده‌ام بهتر از هر چیز دیگری ایشان را قادر می‌سازد تا بر احساس خود غلبه کنند، البته اگر که ملاحظات عقلی اصولاً سودی داشته باشند. اما بی‌تردید سخن کمدی پرداز بزرگ دوران باستان صحیح است که: " آنچه در او عقل و اعتدال راه ندارد، با عقل متوقف نمی‌گردد. 📃 ⁠در باب عشق - متافیزیک عشق 📖 جهان و تأملات فیلسوف ✍️ #شوپنهاور 🇩🇪 @kheradenaab 💯

  • 👜 کیف لوکس باز | انتخابی شیک برای استایل مدرن اگر به دنبال کیف‌هایی با طراحی‌های به‌روز، مینیمال و خاص هستید، فروشگاه اینترنتی کیف لوکس باز انتخابی مناسب برای شماست. ✨ ویژگی‌ها: • تنوع مدل‌های مدرن و ترند روز • امکان مشاهده و انتخاب محصول به‌صورت آنلاین • خرید آسان و پرداخت امن از طریق ربات • پشتیبانی از طریق اینستاگرام و واتساپ 🌐 سایت فروشگاه: luxbaz.com 🤖 ربات خرید و پرداخت: از طریق ربات، محصول موردنظر خود را انتخاب کرده و به‌صورت آنلاین پرداخت کنید. 📢 کانال تلگرام: t.me/lux_baz_com با کیف لوکس باز، استایل متفاوت و خاص خود را کامل کنید. 🌿

  • ⭕️ هرگز نمی‌توان کتابهای مزخرف را خواند و به مطالعه‌ی کتابهای عالی نیز پرداخت: کتابهای بد سم‌روح‌اند و ذهن را نابود می‌کنند. شرط مطالعه‌ی کتاب خوب، نخواندن کتاب بد است؛ زیرا زندگی کوتاه است و فرصت و توان محدود. ./در باب مطالعه و کتب 📖 جهان و تأملات فیلسوف ✍️ #شوپنهاور 🇩🇪 @kheradenaab 💯

  • ⭕️ #فروید ذهن انسان را به یک کوه یخ تشبیه می‌کند. او معتقد بود شخصیت انسان از سه بخش تشکیل شده که در سطح خودآگاه و ناخودآگاه با هم درگیری دارند. نهاد (Id)، من (Ego)، فرامن (Superego). بالای آب (خودآگاه) بخش کوچکی که ما از آن آگاهیم و در لحظه به آن فکر می‌کنیم. «الان دارم این پیام را می‌خوانم»، «هوا سرد است.» خط ساحلی (نیمه‌آگاه) چیزهایی که فعلاً به آن‌ها فکر نمی‌کنیم، اما به راحتی قابل دسترسی هستند. شماره‌تلفن مادرتان، اسم دبیرستانتان، یا قرار ملاقات فردا. زیر آب (ناخودآگاه) بزرگ‌ترین بخش ذهن. جایی که تمام تمایلات سرکوب‌شده، خاطرات دردناک، غرایز اولیه، و امیال پنهان در آن ذخیره شده‌اند. ما به طور مستقیم به آن دسترسی نداریم، اما بر همهٔ رفتارهایمان اثر می‌گذارد. | خاطرات کودکانه‌ای که فراموش کرده‌اید، عقده‌های روانی، یا تمایلاتی که از نظر اجتماعی غیرقابل قبول هستند (مثل حسادت شدید یا خشم فروخورده). 📺 آوای فلسفه @kheradenaab 💯

  • ⭕️ -دکتر #بروئر: فکر کردم رابطه جنسی را ناپسند می‌شماری..! #نیچه: من مخالف سکس نیستم چیزی که از آن  متنفرم مردی است که آن را گدایی می‌کند و بدین‌سان خود را تسلیم زنی اغواگر می‌کند و اجازه می‌دهد که شهوتش او را کنترل کند. -دکتر بروئر: ولی شهوت بخشی از زندگی است. نیچه: هیچ چیز نباید مانع توسعه قهرمان درون انسان شود حتی اگر شهوت سر راه بایستد باید بر آن غلبه نمود... پ.ن: نقاشی طبیعت بی‌جان با تخم‌مرغ‌های سرخ‌شده در ماهیتابه (۱۹۰۵) اثر #پائولا_مودرزون_بکر آلمانی 📖 وقتی نیچه گریست ✍️ #اروین_د_یالوم 🇺🇸 @kheradenaab 💯

  • ⭕️ با هر اندازه افزایشِ درجه‌ی آگاهی، و به تناسبِ این افزایش، شدتِ نومیدی افزایش می‌یابد: آگاهیِ بیشتر همانا، نومیدیِ شدید‌تر همانا. این موضوع به راحتی همه‌جا قابل رصد است، بخصوص در حالت‌هایِ مینیمم و ماکزیممِ نومیدی. نومیدیِ شیطان شدیدترین نومیدی است، چراکه شیطان روحِ صِرف، و از این رو، آگاهی و شفافیتِ مطلق است؛ در شیطان هیچ تیرگی و ابهامی وجود ندارد که همچون امری تسکین‌دهنده عمل کند، و به همین خاطر نومیدی‌اش کاملاً مطلق است: ماکزیممِ نومیدی. اما مینیممِ آن در حالتی رخ می‌دهد که شخص آنقدر ساده‌دل است که حتی نمی‌داند چیزی به نامِ نومیدی وجود دارد. بنابراین وقتی آگاهی در مینیممِ خود است نومیدی نیز به حداقل می‌رسد. 📖 بیماری به سوی مرگ ✍️ #سورن_کی‌یر_کگور 🇩🇰 @kheradenaab 💯

  • ⭕️ هرگاه برخی بطرف #کافکا دندان‌قروچه می‌روند و پیشنهاد سوزاندن آثارش را می‌کنند، برای این است که کافکا دلخوشکنک و دست‌آویزی برای مردم نیاورده. بلکه بسیاری از فریبها را از میان برده و راه رسیدن به بهشت دروغی روی زمین را بریده است. زیرا گمان می‌کند که زندگی پوچ و بی‌مایه ما نمی‌تواند تهی بی‌پایانی که در آن دست و پا می‌زنیم پر بکند و آسایش دمدمی ما در جلو تایید نیستی، به هم می‌خورد. 📖 پیام کافکا ✍️ #صادق_هدایت @kheradenaab 💯

  • ⭕️ در این ایام که سایه‌یِ سنگینِ مناقشه‌ای فرسایشی میانِ جمهوری اسلامی و ایالات متحده، سقفِ فردا را در مهی از ابهام و «تعیین‌ناپذیریِ مطلق» فرو برده است، هجومِ اصلی نه فقط به زیرساخت‌هایِ مادی، که به «معماریِ روانیِ سوژه» است. در چنین وضعیتی، آن‌چه معمولاً به نامِ «سیاستِ روزمرّه» یا تحلیلِ ژئوپلیتیک عرضه می‌شود، در مواجهه با فرسایشِ خاموشِ اعصاب و روانِ جمعی، به‌طرزِ غم‌انگیزی ناتوان است. میدانِ جنگِ امروز تنها خاکریزهایِ مرزی نیست؛ جبهه‌یِ اصلی در درونِ ذهنی جریان دارد که زیرِ بمبارانِ مداومِ اخبارِ فاجعه، اضطرابِ تعلیق، و هراسِ فردا، در حالِ فرسایش است. در این میان، خطایِ بزرگی است اگر مقاومت را صرفاً در تقابلِ بیرونی خلاصه کنیم و از «سیاستِ صیانتِ درونی» غافل بمانیم. انسانِ درگیر در این جنگِ فرسایشی، پیش از آن که بازیگرِ عرصه‌یِ کلان‌سیاست باشد، یک «سازمانِ زیستی و عاطفیِ آسیب‌پذیر» است. وقتی اضطرابِ مفرط، بی‌خوابیِ مزمن، و هاله‌ای از ناامیدیِ سیستماتیک بر جانِ فرد سایه می‌اندازد، نخستین چیزی که فرو می‌پاشد نه نظریه‌هایِ سیاسیِ او، بلکه «قدرتِ ترازبندیِ واقعیت» است. روانِ خسته‌دلان و تن‌هایِ در آستانه‌یِ فروپاشی، دیگر نمی‌توانند جهان را در تناسبِ درستِ آن ببینند؛ جهان برایِ آن‌ها تبدیل به سرزمینی پر از هیولاها و بن‌بست‌هایِ مطلق می‌شود. این‌جا دقیقاً همان نقطه‌ای است که ما به مفهومی به نامِ «مقاومتِ روانی» نیاز داریم؛ نه به عنوانِ یک توصیه‌یِ زردِ روان‌شناختی برایِ لبخند زدن در میانه‌یِ فاجعه، بلکه به عنوانِ یک استراتژیِ بقایِ سیاسی و معرفت‌شناختی. مقاومتِ روانی یعنی امتناع از تسلیمِ درونی در برابرِ ماشینی که قصد دارد با تولیدِ هراسِ فلج‌کننده، اراده‌یِ هرگونه کنش‌گریِ معقول را از شما سلب کند. ماشینی که جنگِ روانی راه می‌اندازد، دقیقاً به دنبالِ همین است: فروپاشیِ درونیِ مخاطب پیش از هر شلیکِ بیرونی. هدف، ساختنِ جامعه‌ای است که از فرطِ اضطراب، دست به واکنش‌هایِ هجومیِ کور یا انفعالِ مطلق بزند. در برابرِ این هجومِ همه‌جانبه، حفظِ تعادلِ نسبیِ روانی و ایستادگیِ ذهنی، شکلی از «تخلفِ سیاسی» است. کسی که در برابرِ امواجِ سهمگینِ پروپاگاندا، ترسِ از آینده و فرسایشِ فرامرزی، کانونِ درونیِ داوری و ثباتِ خود را حفظ می‌کند، در واقع در برابرِ فروپاشیِ همه‌گیرِ جامعه ایستاده است. این کار، پناه بردن به برجِ عاجِ انزوا نیست؛ بلکه حفظِ سنگرِ نهاییِ آزادیِ درون است. اگر بپذیریم که سیاست تنها در کفِ خیابان یا بیانیه‌ها جریان ندارد، بلکه در نحوه‌یِ نسبت‌گیریِ ما با واقعیت تنیده است، آن‌گاه درک می‌کنیم که محافظت از سلامتِ روان و پالایشِ درون از هراس‌هایِ فلج‌کننده، بخشی از وظیفه‌یِ یک سوژه‌یِ مسئول در روزگارِ بحران است. نخستین پیروزی در دلِ این تعیین‌ناپذیریِ هولناک، نه تسخیرِ جهانِ بیرون، که حراست از «تمامیتِ درونیِ سنجش» است. کسی که روانِ خود را از سقوط نجات می‌دهد، سنگرِ امکانِ ادامه‌یِ زیستِ معقول و مقاومتِ هوشمندانه را سرپا نگه داشته است. 📃 مقاومت سیاسی‌روانی ✍️ #علی‌نجات_غلامی @kheradenaab 💯

  • 🎤 #فریدون_فرح‌اندوز @kheradenaab 💯

  • ⭕️ شطرنج پیچیده جنگ به مرحله پایانی نزدیک شده است. جمهوری اسلامی در این بازی در حد یک مبتدی ظاهر شد و ترامپ در قامت مگنوس کارلسن. ترامپ چنان بازی کرد که گویی مستأصل و نیازمند توافق است. امتیازهای بزرگی داد و طعن و تمسخر رسانه‌ها و فضای مجازی را برانگیخت.…

  • امشب تمدن ایران بطور کامل می‌میرد! تروث تاریخی ۱۸ فروردین ترامپ را چگونه می‌توان رمزگشایی کرد؟ ⭕️ اکنون می‌فهمم که پست ۱۸ فروردین ترامپ در تروث سوشیال در بستر مذاکرات پنهان مقامات جمهوری اسلامی با ترامپ و تیم او معنا می‌دهد زمانی که طرف آمریکایی با تهدیدهای…

  • ⭕️ با هر اندازه افزایشِ درجه‌ی آگاهی، و به تناسبِ این افزایش، شدتِ نومیدی افزایش می‌یابد: آگاهیِ بیشتر همانا، نومیدیِ شدید‌تر همانا. این موضوع به راحتی همه‌جا قابل رصد است، بخصوص در حالت‌هایِ مینیمم و ماکزیممِ نومیدی. نومیدیِ شیطان شدیدترین نومیدی است، چراکه شیطان روحِ صِرف، و از این رو، آگاهی و شفافیتِ مطلق است؛ در شیطان هیچ تیرگی و ابهامی وجود ندارد که همچون امری تسکین ‌دهنده عمل کند، و به همین خاطر نومیدی‌اش کاملاً مطلق است: ماکزیممِ نومیدی. اما مینیممِ آن در حالتی رخ می‌دهد که شخص آنقدر ساده‌دل است که حتی نمی‌داند چیزی به نامِ نومیدی وجود دارد. بنابراین وقتی آگاهی در مینیممِ خود است نومیدی نیز به حداقل می‌رسد. 📷 حدیث 📖 بیماری به سوی مرگ ✍️ #سورن_کی‌یر_کگور 🇩🇰 @kheradenaab 💯

  • ⭕️ حال همه بد است. همه سرگردان، همه نگرانِ فردا، پولدار و بی‌پول پای هیچکس جایی بند نیست؛ در تاریکی، بی‌جایی، در بیراه...رها شده‌اند، بهت زده و منتظر درجا می‌زنند. پ.ن: قصه تک‌درخت محبوب و دوست‌داشتنی ۵۰۰ ساله در مسیر ۲۱۵ کیلومتری جاده فیروزکوه برای مسافران این مسیر، قصه‌ای آشناست. مسافران پس از عبور از شهر دماوند و قبل از رسیدن به روستای زرین‌دشت، تک‌درختی را می‌بینند که به درخت جاده فیروزکوه معروف است. این درخت در طول عمرش که گفته می‌شود به درازای پنج قرن است، تابستان گرم و سوزان و زمستان‌های سرد و پربرفی را از سر گذرانده ‌است، اما نه زمستان سرد فیروزکوه از پا درش آورده و نه تابستان‌های‌ داغ، ریشه‌هایش را خشک کرده است. برای رسیدن تا پای درخت، یک جاده خاکی فرعی در مسیر وجود دارد.‌ 📖 روزها در راه 👤 #شاهرخ_مسکوب @kheradenaab 💯

  • ⭕️ عدم‌تعلق، کارِ اقلیتی بسیار خرد است، این امتیازی است مختص قدرتمندان. و آن‌کس که بدان دست یازد، حتی با داشتن برترین حق برای این کار، اما بدونِ آنکه مجبور به آن باشد، با این عمل ثابت می‌کند که محتملاً نه تنها قدرتمند، بلکه تا حد جنون جسارت، بی‌باک است. او پای در هزارتویی می‌گذارد، و خطراتی را که زندگی به خودی خود به همراه دارد، هزارچندان می‌کند؛ که کوچک‌ترینِ این خطرات آن نیست که هیچ‌کس با چشمان خود نمی‌بیند چگونه و کجا راه گم می‌کند، یکسر تنها می‌گردد و توسط مینوتور پنهان در غار وجدان، تکه‌تکه دریده می‌شود. اگر چنین فردی نابود گردد، این امر چنان به دور از فهم آدمیان رخ می‌دهد که آن را حس نمی‌کنند و با آن هم‌دردی نمی‌ورزند: و او دیگر نمی‌تواند بازگردد! او حتی به سوی هم‌دردی آدمیان نیز دیگر نمی‌تواند بازگردد! 👤 راسل جفری بنکس 📖 فراسوی نیک و بد ✍️ #نیچه 🇩🇪 @kheradenaab 💯

  • ⭕️ راه‌های مختلفی وجود دارد برای مواجهه با این واقعیت که زندگی همگان، از جمله کسانی که دوست‌شان داریم، روزی پایان خواهد یافت. پایان زندگی بشر را، که مرگ می‌نامیم‌اش، می‌توان به لطف تصور نوعی زندگی پس از مرگ در هادس یا والهالا، جهنم یا بهشت، اسطوره‌پردازی کرد. این کهن‌ترین و معمول‌ترین شکل تلاش بشری برای کنار آمدن با تناهی و کرانمندی حیات است. می‌توانیم بکوشیم از اندیشه‌ی مرگ دوری کنیم آن هم از طریق راندن آن از خویش _با پنهان یا سرکوب کردن این تصور ناخوشایند و شوم _یا از طریق توسل به باوری تزلزل ناپذیر به نامیرایی شخص خودمان _دیگران می‌میرند، ولی من نه. در جوامع پیشرفته‌ی روزگار ما، گرایش سرسختانه‌ای به این باور وجود دارد. سر آخر این که می‌توانیم چهره در چهره با مرگ به منزله‌ی سویه‌ای واقعی از هستی‌مان روبرو شویم؛ می‌توانیم زندگی‌های‌مان، به ویژه رفتارمان با دیگر افراد، را با مجال کوتاه حیات همخوان سازیم، یا این که، هنگامی که زمان‌اش فرا رسد، وداع با دیگران را برای خود، هم‌چنان که برای دیگران، تا آن جا که می‌شود، ساده و خوشایند کنیم. ممکن است این پرسش را پیش کشیم که به این وظیفه چگونه باید عمل کرد. در حال حاضر، فقط شماری از پزشکان‌اند که می‌توانند این پرسش را به شیوه‌ای روشن و بری از ابهام طرح کنند _در عرصه‌ی فراخ مناقشات جامعه، پرسشی از این دست به ندرت سر می‌زند. چنین پرسشی صرفاً درباره‌ی خاتمه‌ی زندگی، گواهی فوت و نگهداری از خاکستر مردگان نیست. بسیاری افراد تدریجاً می‌میرند؛ رفته رفته قوایشان تحلیل می‌رود و پیر می‌شوند. واپسین ساعات، البته، اهمیت دارند. مردن روندی دارد که اغلب زودتر از این ها آغاز می‌شود. افرادی که پا به‌سن می‌گذارند اغلب آن چنان ضعیف و ناتوان می‌شوند که خواهی نخواهی از افراد سالم و سرحال جدا می‌افتند. ممکن است دیگر چندان اهل معاشرت و نشست و برخاست نباشند و احساسات‌شان به سردی گراید، بی‌آنکه نیازشان به دیگر انسان‌ها از بین برود. این سخت‌ترین چیز است _گویی قانونی نانوشته آنانی را که در آستانه‌ی مرگ یا در بحبوحه‌ی پیری‌اند از جماعت زندگان منزوی می‌کند، روابط‌شان را رفته‌رفته با آنانی که زمانی دل بسته‌شان بودند سرد می‌کند، یعنی با همان افرادی که پیشتر به ایشان احساس بامعنا بودن و امنیت می‌بخشیدند. سال‌های زوال نه فقط برای آنانی که درد می‌کشند، بلکه برای تنها گذاشته شدگان نیز طاقت فرساست. ./جامعه‌شناس آلمانی 📖 تنهایی دم مرگ ✍️ #نوربرت_الیاس 🇩🇪 @kheradenaab 💯

  • ⭕️ سهراب شهید ثالث یکی از بنیانگذاران موج نوی سینمای ایران و فیلمسازی است که با نگاهی سرد و واقع‌گرایانه، از زندگی آدم‌های حاشیه‌نشین و درماندهٔ جامعه سخن گفت. ریتم آرام، نماهای بلند، سکوت‌های سنگین و فضای مملو از ملال و تنهایی، امضای همیشگی فیلم‌های اوست. سینمای او را باید در تقابل با سینمای بدنه و عامه‌پسند زمانه‌اش فهمید. این سبک او را به فیلمسازانی چون #برسون، #اوزو و #بلاتار نزدیک می‌کند. شخصیت‌هایش اغلب از طبقات محروم‌اند: کودکانی که برای بقا می‌جنگند، کارگران مهاجری که در غربت ریشه‌کن می‌شوند، و زنانی که کالای جنسی‌اند. او بدون توسل به شعار و احساسات‌گرایی، نقدی کوبنده بر ساختارهای اجتماعی و اقتصادی وارد می‌کند. جالب است که او خود را اساساً «وطن‌پرست» نمی‌دانست و در جایی گفته بود: «وطن آدم نه جایی است که به دنیا آمده، بلکه سرزمینی است که به او مکانی برای ماندن، کار کردن و تشکیل زندگی می‌دهد.» شاید خودِ او، که هرگز در جایی ماندگار نشد، تجسمِ زندهٔ این «بی‌وطن‌بودن» باشد. 👤 #سهراب_شهیدثالث @kheradenaab 💯

  • ⭕️ دیوانه شدم. اما دیوانگی‌ام بی‌شاهد ماند، سرگردانی‌ام ظاهر نمی‌شد، فقط باطن‌ام دیوانه بود. به من می‌گفتند: چرا این‌قدر آرام‌اید؟ حال آن‌که از سر تا به پا سوخته بودم. شب در کوچه‌ها می‌دویدم، نعره می‌کشیدم، روز به آرامی کار می‌کردم. 📖 جنون روز ✍️ #موریس_بلانشو 🇫🇷 @kheradenaab 💯

  • ⭕️ هنگامی که شاگردان خشمگین و بی‌تاباش به طعنه می‌گویند «بدبخت ملتی که قهرمان ندارد گالیله در هم شکسته و بی‌توان تنها و بی‌یاور، جوابی بی‌نظیر می‌دهد: بدبخت ملتی که به قهرمان احتیاج دارد. 📖 زندگی گالیله 👤#برتولت_برشت 🇩🇪 @kheradenaab 💯