خُمکده ابوتراب
Статистика@khomkadeh اشعار زیبا در وصف حضرت مولا امیرالمومنین علیه السلام و اهل بیت علیهم السلام تک بیتی ، رجز ، چهارپاره، قصیده،غزل زیباترین عکسها، کانالی بدون تبلیغ اشعار مجالس همه در خُمکده ابوتراب @khomkadeh
- Последний пост
- 15 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 14
- Всего постов
- 31
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Картинки
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 361
- 1/48двое суток
- 413
- 1/72трое суток
- 446
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
یک نفر پُشت درُ آن یک میان کوچهها فرق مُحسن باحسن، از این جهت یک میم شد غیر از اینکه قبر زهرا گشت پنهان از همه روز قتل محسنش هم حسرت تقویم شد..
قال محسن بنا بود بنویسیم که نشد ما طلب کار شدیم کل احادیث ش را پشت در مقتل و گودال و عزا بر پا شد لگد و میخ در و ضربه و تاثیرش را نه شمایل و نه تمثال نه ضریح و قبری پاک کردن به ظاهر همه تصویرش را فی البداهه
به صحنش کشف کردم نکتهای نازکتر از مو را ضمانت میکند سلطان چه سگ را و چه آهو را
• مَا را بِه ذُوالفَقارِ دُو اَبرو هَلاك کُن • دَر وَادےالسَّلام بِسُوزان و خَاك کُن..!
شاعر شدم برای تو، یا ثامن الحجج دارم به سر هوای تو، یا ثامن الحجج هستم فقط گدای تو، یا ثامن الحجج دست من وعطای تو، یا ثامن الحجج آقا فدای تو پدرم مادرم خودم آقا فدای تو پسرم همسرم خودم آقا دلیل شعر و غزلواره ها شما... شور میان این همه چارپاره ها شما... تنها انیس و مونس بیچاره ها شما... تنها امید بخشش بدکاره ها شما... بی سود و منفعت همه جا ورشکسته من آن که به شوق دیدنت این جانشسته من جانم تصدق سرتان دست من بگیر بودم همیشه نوکرتان، دست من بگیر آقا قسم به خواهرتان دست من بگیر مولابه حق مادرتان دست من بگیر "دست مرا بگیر که آب از سرم گذشت بی تو تمام زندگی ام در عدم گذشت " با اینکه ای رئوف خدا، نوکری بدم اما مجاورت شده ام، اهل مشهدم با روسیاهی ام به حریم تو رو زدم آقا! تورا به جان جوادت مکن ردم از من دو ماه سینه زنی را قبول کن آقا! تو را به ام ابیها قبول کن من آخر صفر همه ساله خدایی ام من با نگاه لطف شما مجتبایی ام شکی ندارم از کرمت کربلایی ام مابین روضه های شما نینوایی ام بال و پرم بده و مرا تا خدا ببر منت سرم نهاده مرا کربلا ببر آقا! اجازه می دهی از خادمان شوم یا لاقل میان حرم پاسبان شوم چیزی نمانده از غمتان چون خزان شوم میخواهم از برای شما روضه خوان شوم * حالم گرفته از غم تو گریه می کنم دارم به حال دَرهم تو گریه می کنم آقا نوشته مقتل تان، خورده ای زمین در راه خانه، جان جهان، خورده ای زمین پنجاه بار امام زمان خورده ای زمین خیلی شبیه مادرمان خورده ای زمین سرگیجه داشتی وسرت درد میگرفت ای ناتوان ترین کمرت درد می گرفت آقا نوشته مقتل تان دست و پا زدی تا دست و پا زدی پسرت را صدا زدی آتش به قلب حضرت خیرالنساء زدی با گریه گریه ناله ی وا کربلا زدی از ره رسید جواد وسرت را بغل گرفت اذن ورود حضرت پیک اجل گرفت آقا خودت بیا و بگو کربلا چه شد ... فرجام کار زاده خیرالنسا چه شد... روز ده محرم خون خدا چه شد ... ریحانه ی رسول خدا - مصطفی - چه شد یابن شبیب در همه جا غرق شور و شین ان کنت باکیا لشیء فابک للحسین (ع) یابن الشبیب قامت او دال کرده اند جد مرا راهی گودال کرده اند حتی تنش لگد زده پامال کرده اند با سم مرکبی بدنش چال کرده اند یابن الشبیب جد مرا سر بریده اند با نعل تازه بر تن پاکش دویده اند یابن شبیب عمه ی ما بود و اشک و آه یابن الشبیب عمه ی مابود و خیمه گاه یابن الشبیب عمه ی ما بود و قتلگاه یابن الشبیب عمه ی ما بود وصد نگاه تا قبل از این عمه ی ما هم حجای داشت هم روسری و چادر و هم یک نقاب داشت
من به زهرِ کینه رفتم، تو به تیغِ کینهور من شدم مظلومِ غربت، تو شهیدِ پشتِ سر..
مریض آمده اما شفا نمیخواهد قسم به جان شما جز شما نمیخواهد برای پیش تو بودن بهانهای کافيست بهشت لطف کریمان بها نمیخواهد دلیل ناله من یک نگاه محبوب است وگرنه درد غلامان دوا نمیخواهد فقیر آمدم و دلشکسته پرسیدم: مگر که شاه خراسان گدا نمیخواهد؟ دلم به عشق تو تا آسمان هشتم رفت نماز در حَرَمت «اهدنا» نمیخواهد همین قدر که غباری بر آستان باشد رواست حاجت عاشق، دعا نمیخواهد تو آشنای خدایی، کدام رهگذری در این جهان غریب، آشنا نمیخواهد؟ ببین به گوشهی صحنت پناه آوردم مگر کبوتر آواره جا نمیخواهد؟ به حکم آنکه «علیک الرفیق ثم طریق» دلم بدون رضا (ع) کربلا نمیخواهد خدا مرا به طواف تو مبتلا کردهست طواف کعبه بخواهم، خدا نمیخواهد نگفته است، حیا کرده شاعرت آقا نگفته است، نه اینکه عبا نمیخواهد.
همه را هم که ببخشی حسن ات میداند لااقل از دو نفر قصد شکایت داری
دختر بدرالدجی امشب سه جا دارد عزا
پوزه سایم به درگه حرمش تا سگی چون مرا قبول کند انکه نزدش نمیکند فرقی خوب و بد را ز هم سوا نکند مهربانی که طعم رأفت او از محبت ِ غیر بی نیاز کند
هر زمانی در دیارم حس غربت میکنم میروم مشهد سه روزی استراحت میکنم ای علی موسی الرضا هر دفعه میایم حرم تا دو ساعت با کبوتر هات صحبت میکنم جای زائرهای تو بر روی چشمان من است من به عشق تو به زائر ها محبت میکنم من همیشه گوشه ی باب الجوادت ساکنم من به این باب الجوادت دارم عادت میکنم من کلاغم جای من صحن و سرایت نیست که من به کفترهای تو خیلی حسادت میکنم وقت نقاره زدن داد و هوار عاشقی ست یعنی آقا جان ببین دارم صدایت میکنم کربلای من تویی، حج ام تویی، انگار که کربلا را در خراسان ات زیارت میکنم
#شهادت_امام_حسن(ع) بزرگ بی بدل؛ آقای بیقرینه؛ حسن نمیرسد همه عالم به درک " سینِ " حسن به پای صبر حسن، صبر هم سپر انداخت تمام عمر شده حلمْ شرمگین حسن قلم نگو تو بگو تیغ حیدر کرار نگو که صلح، بگو شیوهی نوین حسن به دشمنان حسن هر که دست بیعت داد ندید دست خدا را در آستین حسن به مرگ جاهلیت مردهام جز این باشد خدا کند که بمیرم فقط به دین حسن خودش پیاده و مرکب به این و آن بخشید زیاد هست کرامات این چنین حسن برای خلق خدا کشتی نجات شود کسی که شد همهی عمر همنشین حسن نه کربلای حسینیست کربلا تنها که سرزمین حسین است سرزمین حسن تمام کرببلا بود مات و مبهوتِ شکوه تربیت قاسمآفرین حسن پیاده راه میافتیم در مسیر بقیع به شوق عرض ارادت در اربعین حسن عجب مقام رفیعی که با صدای حسین پر است عرش خداوند از طنین حسن تمام خرج مراثی کربلا شده بود نفس نفس زدن سخت واپسین حسن تمام عرش الهی به گریه میافتند به وقت مرثیه از اشک آتشین حسن به یاد سینهی مجروح مادرش زهرا تمام عمر شریفش زند به سینه حسن نداشت راه نجاتی، نداشت دلسوزی شریک زندگیاش بود در کمین حسن شبیه میخ دری که نشست بر سینه گرفت تیر به پهلوی نازنین حسن
#شهادت_رسول_الله(ص) در مــاتــم فــراق پــدر گــریه میکنم همراه شمس و نجم و قمر گریه میکنم شبها و روزها ز غمش مویه میکنم تا آخــرین تــوان بصــر گریه میکنم خواب شبانه ازسر زهـرا پریده است مانـنـد شـمـع تا به سحـر گـریه میکنم داغی عظیم دیدهام ای مـردمان شهر با لحن جانگدازی اگر گـریه میکنم پـیـغـمـبـر طـوایـف اهــل بـکــاء شدم قــدر تـمـام اشـک بـشـر گـریه میکنم خشکد اگر که چشمۀ اشکم، دوباره من با دیدههای سرخ جـگـر گـریه میکنم
#شهادت_رسول_الله(ص)🏴 شهر مدینه صحنۀ صحرای محشر است باور کنیم عمـر جهان رو به آخــر است ملــک خـدای عزوجل خیمهی عزاست کـی صاحب عزاست؟ خداوند اکبر است در بیــت وحــی آمده در میزند اجل ایــن لحظهی یتیمی زهرای اطهر است جــاری است اشک دیدهی شیر خدا علی انگــار آب غــسل نبی اشک حیدر است عتــرت غریــب گشته و قرآن به زیر پا دست امین وحــی خداونــد بـر سر است بــاور کــنید بر جــگـر شــیر حــق علی داغ نبــی فــقط نــه کـه داغ برادر است رکن علی شکــسته و از بس شده غریب از غصه گشته مثل همایی که بی پراست یــارب بر او تـــو فاطمهاش را نگاهدار زهــرا بـرای شیر خدا رکن دیگر است مــویی مــباد کــم ز ســر فاطــمـه شــود کو دست و تیغ و بازوی سردار خیبراست «میثم» اگر رسـول خــدا رفت از جهان نفس نبی به خلق امام است و رهبراست
آیا دنیای برنامه های مجازی چون اسمش مجازی هست ، پستهای ما قابل بازخواست هستند یا خیر ، آیا آیه یا حدیث ، نزدیک یه این موضوع هست ؟ مثلاً من عکس فیلم یا پست میزارم شما باز میکنید ، وقتی باز میکنید هزینه بر خواهد بود ، آیا بایت این هزینه دینی گردن من هست یا اصلا مورد بازخواست نمیشه ؟ منظور بابت حق نت ، حق وقت ، حق چشم دیگران هست ، که قطعا پول نت ها وقتها و چشمها درگیر یک پست میشه ، تکلیف فقط این سه تا ، آیا دین و ضمه هست یا نه ؟ آیا برای کاربر هم تکلیف نیست یعنی سوال نمیگردد که پولی که خرج نت کردی چه استفاده شد کجا مصرف شد ؟ آیا از وقت سوال نمیشه در دنیای بعدی؟ آیا از چشم چگونه استفاده شده بازخواست نمیشه ؟ لطف کنید در قسمت نظرات کانال نه اینجا پاسخ بدهید فقط با آیه و روایت اگر لطف کنید راهنماییم کنید
دیدیم کنار تو شعف را آن گوهر ناب در صدف را ممنون خداییم که از عرش آورد روی زمین نجف را هنگام ورود سجده کردیم ایوان تو شاه لو کشف را ما بین ملائکه به سختی بستیم برای باده صف را از لطف وجودت بشریت فهمید مراتب شرف را هرکس که ولای تو ندارد گم کرده مسیر را هدف را روزی که بمیرم از غم تو در جست و جوی تو آن طرف را
یکشنبهست و دل، هوای علی دارد این سینه هنوز، تمنّای علی دارد هر صبح که چشم وا کنم میگویم این روزِ علوی، صفای علی دارد
صبحِ نجف، خورشید هم زائرِ حیدر میشود وقتی علی لبخند زند، عالم منوّر میشود #صباحکم_حیدری
خوش است آن شب که با یاد تو مولا روم در خواب و بینم روی ماهت 😍
🏴#یا_رسول_الله اَبَوا هذه الامه” به دلم قاب شده شدم از روز ازل هم نجفی هم مدنی