﷽خورشید عارفان ﷽
Статистикаهر ذره که در هوا و در هامون است نیکو نِگَرَش که همچو ما مجنون است هر ذره اگر خوش است اگر محزون است سرگشته خورشیدِ خوشِ بی چون است #رباعی_مولانا بعد از این نور به آفاق دهیم از دل خویش که به خورشید رسیدیم و غبار آخر شد #حافظ #کانال_تلگرام_خورشید_عارفان
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 63
- Всего постов
- 465
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 121
- 1/48двое суток
- 138
- 1/72трое суток
- 149
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
ای غزلوارهی پایانیِ دیوانِ نبوت حجت بالغهی شاعری حضرت باری بحر طویل در مدح محمد مصطفی (ص) و امام علیبنابیطالب (ع)، بخشی مرحوم استاد حاج قربان سلیمانی. کنسرت لندن. #کانال_تلگرام_خورشید_عارفان #خورشید_ما_همیشه_بالاست #خورشید_عارفان_نیاز_سالکان #خورشید_عارفان #امیر_علی_elf 🔴 کانال خورشیدعارفان 🌞 @khorshide_arefan
без подписи
🌞 خورشید عارفان 🌞 . مردی بود از اهالی بسطام که پیوسته به مجلس بایزید میآمد و هرگز او را مفارقت نمیکرد. یک روز بایزید را گفت: «ای استاد! سی سال است که پیوسته روزها به روزهام و شبها در قیام. همه شهوتها را رها کردهام ولی هیچ از آنچه تو یاد میکنی در دل خویش نمییایم. و من به هر چه تو گویی ایمان دارم و آن را تصدیق میکنم.» بایزید گفت: «اگر سیصد سال روزه بگیری و سیصد سال به نماز ایستی و بر آنچه من تو را بران میبینم، باقی باشی، از این علم ذرّهای نصیب نخواهی بُرد.» گفت: «چرا ای استاد؟» بایزید گفت: «زیرا تو در حجابِ نَفْس خویشی.» آن مرد گفت: «آیا دارویی هست که این حجاب را از میان بردارد؟» بایزید گفت: «آری، اما تو نخواهی پذیرفت و بدان عمل نخواهی کرد.» آن مرد گفت: «میپذیرم و بدانچه گویی عمل میکنم.» بایزید بدو گفت: «هماکنون نزد سلمانی رو و سر و ریش خویش را بتراش و این جامه که بر تن داری به درآور و گلیمی بر خویش افکن و توبرهای در گردن خویش آویز و آن را پُر از گردو کن و کودکان را بر گردِ خویش گرد کن و با بلندترین صدای خویش آواز در دِه که ای کودکان هرکس به من یک پس گردنی زند، گردویی بدو خواهم داد. و بدان بازار، که تو مهترِ آن جایی، درآی تا همه آنها که تو را میشناسند بدین منظر ببینند.» آن مرد گفت: «ای بایزید! سبحان الله! چنین کاری را به من میگویی و نیک است اگر چنین کنم؟» بایزید گفت: «سبحان الله گفتنِ تو شِرک است.» مرد گفت: «چرا؟» بایزید گفت: «زیرا تو با این سخن، نَفْس خویش را تعظیم کردی و تسبیح گفتی.» آن مرد گفت: «ای بایزید! من براین کار توانایی ندارم و نخواهم کرد جز این کاری بگو تا انجام دهم.» بایزید گفت: «از همین کار آغاز کن، پیش از هر کار دیگری. تا جاهِ خویش را ساقط کنی و نَفْسِ خود را خوار، آنگاه تو را به آنچه مصلحت توست رهنمون خواهم شد.» آن مرد گفت: «تابِ این کار را ندارم.» بایزید گفت: «گفتم که تو نخواهی پذیرفت و من میدانم.» دفتر روشنایی از میراث عرفانیِ بایزیدِ بسطامی گردآوردهٔ محمد بن علی سَهلگی ترجمهٔ محمدرضا شفیعی کدکنی انتشارات سخن، ۱۳۸۴ ص۱۰۷-۱۰۸ #کانال_تلگرام_خورشید_عارفان 🔴 کانال خورشیدعارفان 🌞 @khorshide_arefan
کتاب ذکر اثر استاد علی اکبر خانجانی #کانال_تلگرام_خورشید_عارفان 💠شدیدا توصیه میشود💠 🔴 کانال خورشیدعارفان 🌞 @khorshide_arefan
без подписи
انسان هرگز تمام نمیشود… #کانال_تلگرام_خورشید_عارفان 🔴 کانال خورشیدعارفان 🌞 @khorshide_arefan
без подписи
#قصه_ظهر_جمعه (٢۵) (داستان صاحب خانه ما) #کانال_تلگرام_خورشید_عارفان #خورشید_ما_همیشه_بالاست #خورشید_عارفان_نیاز_سالکان #خورشید_عارفان #امیر_علی_elf 🔴 کانال خورشیدعارفان 🌞 @khorshide_arefan
📻 #قصه_ظهر_جمعه 📚 عنوان قصه: داستان صاحب خانه ما 🎙 راوی: #محمدرضا_سرشار 📝 قصهٔ ظهر جمعه قدیمیترین برنامه رادیو ایران است که از سال ۱۳۱۹ آغاز شد و هر ظهر جمعه به نقل قصهای منتخب میپرداخت و مخاطبان بسیار در سنین مختلف یافته بود. برنامه قصه ظهر جمعه توسط فضلالله مهتدی (صبحی) به فاصله یک هفته از آغاز پخش اخبار رادیو ایران، و یکماه از تأسیس رادیو ایران بنیانگذاری شد. صبحی خود حدود ۲۴ سال قصه گویی این برنامه را بر عهده داشت و پس از او علی جواهر کلام، ایرج گلسرخی، حمید عاملی، مصطفی موسوی گرمارودی هر یک چند ماه تا حداکثر پنج سال گویندگی این برنامه را برعهده داشتند و از بهمن ۱۳۶۰ تا مهر ۱۳۸۴ محمد رضا سرشار (رضا رهگذر) راوی داستانهای ظهر جمعه بود. #قصه_ظهر_جمعه_۲۵ #کانال_تلگرام_خورشید_عارفان #خورشید_ما_همیشه_بالاست #خورشید_عارفان_نیاز_سالکان #خورشید_عارفان #امیر_علی_elf 🔴 کانال خورشیدعارفان 🌞 @khorshide_arefan
без подписи
без подписи
🎵🟠 جمعه ۲۳ مرداد تون عالی🌷 🟠🎵 الهے قشنگترین لحظه ها 🎵🟠 در انتظارتون باشه🌷 🟠🎵 الهے هرگز لبخند از رو 🎵🟠 لباتون نیفته🌷❤️ 🟠🎵 الهے خوشبختی، مثل سایه 🎵🟠 همراهتون باشه🌷 🟠🎵 الهے امروزتون پر باشه 🎵🟠 از خبرای خوب و اتفاقای زیبا💐 🔴 کانال خورشیدعارفان 🌞 @khorshide_arefan
خوانش غزل شمارهی ۳۷۹ #کانال_تلگرام_خورشید_عارفان #خورشید_عارفان_نیاز_سالکان #خورشید_ما_همیشه_بالاست #خورشید_عارفان #امیر_علی_elf 🔴 کانال خورشیدعارفان 🌞 @khorshide_arefan
سرم خوش است و به بانگ بلند مي گويم که من نسيم حيات از پياله مي جويم عبوس زهد به وجه خمار ننشيند مريد خرقه دردي کشان خوش خويم شدم فسانه به سرگشتگي و ابروي دوست کشيد در خم چوگان خويش چون گويم گرم نه پير مغان در به روي بگشايد کدام در بزنم چاره از کجا جويم مکن در اين چمنم سرزنش به خودرويي چنان که پرورشم مي دهند مي رويم تو خانقاه و خرابات در ميانه مبين خدا گواه که هر جا که هست با اويم غبار راه طلب کيمياي بهروزيست غلام دولت آن خاک عنبرين بويم ز شوق نرگس مست بلندبالايي چو لاله با قدح افتاده بر لب جويم بيار مي که به فتوي حافظ از دل پاک غبار زرق به فيض قدح فروشويم #کانال_تلگرام_خورشید_عارفان 🔴 کانال خورشیدعارفان 🌞 @khorshide_arefan
без подписи
🔴 کانال خورشیدعارفان 🌞 @khorshide_arefan
🔴 کانال خورشیدعارفان 🌞 @khorshide_arefan
🔴 کانال خورشیدعارفان 🌞 @khorshide_arefan
без подписи
без подписи