کیمیاگر درون☄️🔮
Статистикаمن شیلا هستم اینجا با هم به درمان و شفای خودمان می پردازیم ارتباط با من @Shilaa67
- Последний пост
- 12 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 32
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 58
- 1/48двое суток
- 66
- 1/72трое суток
- 71
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
گاهی خودمان را فقط با نام، گذشته، نقشها و تجربههایمان تعریف میکنیم؛ غافل از اینکه اینها تنها بخشی از وجود ما هستند، نه تمام آن. برهمنان جملهای اسرارآمیز دارند «تَت تْوَم اَسی»؛ تو آن هستی. «آن» یعنی حقیقت بنیادین هستی؛ و این جمله میگوید در عمیقترین لایهٔ وجودت، از آن حقیقت جدا نیستی. شاید سفر درون، در نهایت کشف چیزی نباشد که نداشتهای؛ بلکه به یاد آوردن چیزی باشد که همیشه در تو بوده است. #کیمیاگر_درون #اسطوره @kimiagaredaron
یک شروع تازه... مدتهاست اسطورهها برای من فقط قصههای کهن نیستند؛ هرچه بیشتر دربارهشان میخوانم، بیشتر میبینم که پشت داستان خدایان، قهرمانان و زنان اسطورهای، چیزهایی دربارهی خودِ ما پنهان شده. دربارهی ترسهایمان، سایههایمان، عشق، فقدان، دگرگونی و آن لحظههایی که در زندگی مجبور میشویم از یک «خودِ قدیمی» عبور کنیم. برای همین تصمیم گرفتم این مسیر را در یک فضای تازه ادامه بدهم: 🌙 هزارتوی روان اینجا قرار است اسطورهها را از زاویهی روان، خودشناسی و تجربهی انسانی روایت کنیم؛ از پرسفون و اینانا تا زنان اسطورههای ایرانی، از جهان زیرین و سفر قهرمان تا سایه و تولد دوباره. اگر تو هم دوست داری پشت قصههای کهن، قصهی خودت را پیدا کنی، خوشحال میشوم در این سفر همراه من باشی. هزارتوی روان، تازه شروع شده... 🌒 @hezartoyravan آیدی اینستاگرام @hezartoyravan
صبر، فقط منتظر ماندن نیست. صبر یعنی وقتی زندگی ما را وارد جهان زیرین میکند، پیش از آنکه بخواهیم فرار کنیم یا همهچیز را دوباره مثل قبل کنیم، اجازه بدهیم چیزی در ما دگرگون شود. در اسطوره، وصال پاداشِ صبر نیست؛ وصال، نتیجه دگرگون شدن است. اینانا وقتی بازمیگردد، همان الههای نیست که سفر را آغاز کرده بود؛ او انسانی دیگر، یا بهتر بگویم، روانی دیگر شده است. شاید به همین دلیل مولانا میگوید: «ز پسِ صبر، تو را او به سرِ صدر نشاند.» زیرا آنچه پس از صبر به دست میآید، فقط رسیدن به مقصد نیست؛ رسیدن به خویشتنی تازه است.» #کیمیاگر_درون #اسطوره #یونگ @kimiagaredaron
در هر سفر قهرمانی، لحظهای فرا میرسد که سالک باید حتی از مقدسترین تصویر خود نیز عبور کند. بزرگترین مانع، همیشه تاریکی نیست؛ گاهی روشنترین نوری است که به آن دل بستهایم. مایستر اکهارت میگوید: «خداحافظیِ غایی، خداحافظی با خداوند به خاطر خداوند است.» از نگاه یونگی، هر تصویری که از خدا، حقیقت یا خویشتن میسازیم، یک نماد است؛ پلی برای عبور، نه خانهای برای اقامت. اگر به نماد بچسبیم، همان که قرار بود راهنما باشد، به زندان روان تبدیل میشود. رشد، از جایی آغاز میشود که جرئت کنیم از خدای ذهن، به سوی راز بیکرانی قدم برداریم که هیچ واژه، تصویر یا اسطورهای توان دربرگرفتن آن را ندارد. #کیمیاگر_درون #یونگ #اسطوره @kimiagaredaron
آگاهیِ رویا، آگاهیِ درونی و خلاق است؛ زبانی که با تصویر، نماد و احساس سخن میگوید. در مقابل، آگاهیِ بیداری بیشتر انتقادی، تحلیلی و منطقی است و جهان را با مفاهیم و استدلال درک میکند. در رویا، شما صرفاً ناظر نیستید؛ خودِ رویا هستید. مرزی میان «من» و آنچه رخ میدهد وجود ندارد، زیرا همه شخصیتها، مکانها و رویدادهای رویا، تجلی بخشهایی از روان خود شما هستند . این همان چیزی است که یونگ بارها بر آن تأکید میکرد: رویا یک نمایش بیرونی نیست، بلکه تئاتر درونی روان است. اگر در خواب با یک پیر خردمند، یک کودک، یک حیوان یا حتی یک دشمن روبهرو میشوید، از منظر یونگی هر کدام میتوانند نمادی از بخشی از روان خودتان باشند. به همین دلیل، تعبیر خواب در روانشناسی یونگ کمتر به این میپردازد که «این خواب درباره چه کسی است» و بیشتر میپرسد: «این شخصیت یا رویداد، کدام بخش از وجود مرا نمایندگی میکند؟» این نگاه، رویا را به یکی از عمیقترین راههای گفتوگوی آگاهی با ناخودآگاه تبدیل میکند. #کیمیاگر_درون #اسطوره #یونگ @kimiagaredaron
صفر شاید رازآلودترینِ همه اعداد باشد. جالب است که در بسیاری از سنتهای باستانی، صفر پیش از آنکه یک عدد باشد، یک وضعیت وجودی است. از نگاه نمادین و کهنالگویی، صفر را میتوان اینگونه فهمید: صفر؛ خلأِ سرشار صفر به معنای «هیچ» نیست، بلکه فضایی است که همه چیز هنوز در آن بالقوه وجود دارد. مثل: رحم مادر پیش از تولد کودک شبِ پیش از سپیدهدم سکوت پیش از نواخته شدن موسیقی بذر پیش از شکفتن در اسطورهها، جهان اغلب از یک خلأ نخستین آغاز میشود؛ فضایی بیشکل که هنوز هیچ چیز از آن جدا نشده است. در روانشناسی یونگ یونگ مستقیماً نمادپردازی گستردهای درباره صفر انجام نداد، اما در چارچوب اندیشه او میتوان صفر را به ناخودآگاهِ تمایزنیافته نسبت داد؛ جایی که هنوز مرزی میان «من» و «جهان» شکل نگرفته است. صفر را میتوان نزدیک به مفهوم Self (خویشتن) نیز دید؛ زیرا هم آغاز است و هم پایان، هم خلأ است و هم سرچشمه. در عرفان در بسیاری از سنتهای عرفانی، صفر نماد فنا است. یعنی زمانی که «منِ» محدود کنار میرود تا حقیقت بزرگتر آشکار شود. به همین دلیل عارفان از تهی شدن سخن میگویند؛ نه به معنای نابودی، بلکه به معنای خالی شدن از وابستگیها تا امکان تولدی تازه فراهم شود. در اسطوره قهرمان پیش از آغاز سفرش معمولاً وارد نوعی «صفر» میشود: همه چیز را از دست میدهد. هویت قبلیاش فرو میریزد. نمیداند چه خواهد شد. این همان تاریکی پیش از تولد دوباره است. اگر بخواهم صفر را در یک جمله خلاصه کنم: صفر، کهنالگوی امکانِ بینهایت است؛ خلأیی که از دل آن، همه اعداد و همه جهان میتوانند زاده شوند. شاید به همین دلیل است که در بسیاری از سنتهای معنوی، رسیدن به «تهی بودن» پایان راه نیست، بلکه آستانه آغاز آفرینشی تازه است. این نگاه با بسیاری از اسطورههای مرگ و تولد دوباره نیز همخوانی دارد؛ جایی که پایان ظاهری، در واقع زمینهٔ آغاز چرخهای نو میشود. #کیمیاگر_درون #اسطوره #یونگ @kimiagaredaron
در روانشناسی یونگ و همچنین در بسیاری از سنتهای اسطورهای و عرفانی، اعداد فقط ابزار شمارش نیستند؛ بلکه کهنالگو هستند. یعنی هر عدد، کیفیتی بنیادین از روان و جهان را نمادین میکند. یونگ معتقد بود اعداد از عمیقترین الگوهای ناخودآگاه جمعیاند؛ گویی زبان نظم پنهان جهان هستند. در ادامه، معنای نمادین مهمترین اعداد را مرور میکنیم: ۱ — یگانگی نماد آغاز، وحدت و خودِ اصیل. سرچشمه همه چیز فردیت آگاهی ناب بذر یک سفر در اسطورهها، قهرمان پیش از روبهرو شدن با جهان، ابتدا «یک» است؛ هنوز چیزی از خودش جدا نشده است. ۲ — دوگانگی نماد قطبها و رابطه. زن و مرد روشنایی و تاریکی آگاهی و ناخودآگاه زندگی و مرگ عدد دو، آغاز کشمکش است. رشد روانی از زمانی شروع میشود که انسان تضادها را تجربه میکند. ۳ — آفرینش نماد کامل شدن یک فرایند. وقتی دو قطب با هم روبهرو میشوند، چیز سومی متولد میشود. پدر، مادر، فرزند گذشته، حال، آینده تولد، زندگی، مرگ در بسیاری از اسطورهها سه آزمون، سه خواهر یا سه دروازه دیده میشود. ۴ — تمامیت یکی از مهمترین اعداد نزد یونگ. نماد نظم و کامل بودن جهان مادی. چهار جهت اصلی چهار فصل چهار عنصر (آب، آتش، خاک، هوا) یونگ «ماندالا» را اغلب چهاربخشی میدید، زیرا روان برای رسیدن به تعادل به چهارگانگی گرایش دارد. ۵ — انسان نماد انسانی که میان آسمان و زمین ایستاده است. پنج انگشت پنج حس انسان داوینچی عدد پنج نماد تجربه کردن زندگی از طریق بدن است. ۶ — هماهنگی نماد تعادل، عشق و زیبایی. در بسیاری از فرهنگها شش با آفرینش و نظم طبیعت پیوند دارد. ۷ — جستجوی معنوی یکی از مقدسترین اعداد. هفت آسمان هفت مرحله سلوک هفت روز هفته هفتخوان رستم هفت نماد سفر درونی و رسیدن به خرد است. ۸ — دگرگونی نماد مرگ و تولد دوباره. در برخی سنتها هشت، آغاز چرخهای نو پس از کامل شدن هفت است. ۹ — بلوغ آخرین عدد پیش از بازگشت به یک سطح بالاتر. نه ماه بارداری پایان یک چرخه نماد آمادگی برای تولدی تازه است. ۱۰ — کمال چرخه بازگشت به «یک»، اما در سطحی بالاتر. یعنی انسان همان نیست که در آغاز بود؛ با تجربه و آگاهی بازگشته است. #کیمیاگر_درون #اسطوره #یونگ @kimiagaredaron
و شاید زیباترین درس این دو ماه برای من همین یک جمله باشه گاهی فکر میکنیم رها کردهایم، اما هنوز جا برای رها شدن هست. رهایی مقصد نیست، تمرینی است که هر بار لایهای از ترس، وابستگی یا تصویرِ خودمان را کنار میزند، تا آرامآرام به آن کسی نزدیک شویم که همیشه بودهایم. #کیمیاگر_درون @kimiagaredaron
🍃 چون خدای با تو است، بیم از که داری؟ و اگر خدای با تو نیست، امید به که داری؟ تذکره_الاولیاء عطار_نیشابوری ذکر حسن_بصری #کیمیاگر_درون
جوزف کمبل میگفت: «وجدت را دنبال کن.» وجد، هیجانِ زودگذر نیست؛ آن لحظهای است که احساس میکنی زندگی با تمام وجود از درونت جاری شده است. هر انسانی آوازی دارد که فقط خودش میتواند آن را بخواند؛ راهی یگانه برای زیستن، آفریدن و معنا بخشیدن به جهان. هر بار که به آن آواز گوش میدهی، یک قدم به خودِ اصیلت نزدیکتر میشوی. شاید رسالت ما پیدا کردن حقیقتی بیرون از خود نباشد؛ بلکه آنقدر شفاف شویم که حقیقت بتواند از طریق ما زندگی کند. پس به لحظههایی که روحت زنده میشود، بیتفاوت نباش. گاهی همان لحظههای سرشار از وجد، آرامترین و صادقترین نشانههای مسیر زندگیاند #کیمیاگر_درون #اسطوره @kimiagaredaron
انسان کامل کسی نیست که خودش را سرچشمهٔ همه چیز بداند؛ بلکه کسی است که اجازه میدهد نوری بزرگتر از خودش از طریق او جاری شود #کیمیاگر_درون @kimiagaredaron
از نگاه کارلفرید گراف دورکهایم، مسئلهٔ اصلی زندگی، رسیدن به موفقیت یا حتی یافتن حقیقت نیست؛ بلکه شفاف شدن در برابر امر متعال است. انسان زمانی به بلوغ میرسد که دیگر خود را مرکز جهان نداند، بلکه به ظرفی تبدیل شود که آگاهی، عشق و حقیقت بتوانند از طریق او در جهان جاری شوند. در این نگاه، اسطورهها صرفاً داستانهای کهن نیستند؛ آنها نقشههایی برای دگرگونی درونیاند. هدف، حفظ کردن اسطوره نیست؛ زیستنِ اسطوره است. آنقدر که سفر قهرمان، مرگ و تولد دوباره، و رویارویی با تاریکی، در روان خود ما رخ دهد نه فقط در صفحات کتاب منظورش این نیست که خود را زئوس یا پرسفونه بدانیم؛ بلکه اسطوره باید از یک داستان بیرونی به تجربهای درونی تبدیل شود. انسان قرار نیست «کلام نهایی» باشد بلکه ناقل آگاهی و زندگی باشد. همانند پنجرهای که نور را خلق نمیکند، اما اگر شفاف باشد، اجازه میدهد نور از آن عبور کند. «شفاف شدن» یعنی آنقدر خودآگاهی پیدا کنیم که ترسها، زخمها، غرور و دلبستگیهای ما، نورِ حقیقت را کدر نکنند. در این حالت، انسان نمیخواهد صاحب حقیقت باشد، بلکه رسانهٔ حقیقت میشود #کیمیاگر_درون #اسطوره @kimiagaredaron
دیمیتر فقط الههٔ کشاورزی نیست؛ او کهنالگوی مادری است که بخشی از جانش را از دست داده است. از نگاه یونگی، پرسفونه تنها به جهان زیرین ربوده نمیشود؛ بخشی از روان دیمیتر نیز همراه او به اعماق فرو میرود. تا زمانی که دیمیتر اسیر سوگ ناآگاهانه است، زمین بارور نمیشود. گویی اسطوره نجوا میکند: روانی که با رنج خود روبهرو نشود، ناخودآگاه همان خشکی را به جهان پیرامونش منتقل میکند. اما راز داستان در بازگشت نیست؛ زیرا پرسفونه هرگز به همان دختر سابق تبدیل نمیشود. او از تاریکی عبور میکند و با هویتی تازه بازمیگردد. دیمیتر نیز دیگر مادرِ پیش از فقدان نیست. شاید به همین دلیل، پایان اسطوره «بازگشت به گذشته» نیست، بلکه تولد نظمی تازه است. از نگاه یونگ، اسطورهها تاریخ نیستند؛ نقشهٔ رواناند. و دیمیتر به ما یادآوری میکند که اگر آگاهانه به جهان زیرینِ درون خود سفر نکنیم، زمستانِ روانمان فقط در ما باقی نمیماند؛ در رابطهها، در عشق، در فرزندان و در هر آنچه لمس میکنیم نیز ریشه میدواند. شاید بلوغ، نه پایان رنج، بلکه آموختنِ این باشد که زمستان را به بخشی از چرخهٔ زندگی تبدیل کنیم، نه به سرنوشت آن. #کیمیاگر_درون #اسطوره @kimiagaredaron
شعر منسوب به حضرت مولانا @kimiagaredaron
گاهی حقیقت فقط با فکر کردن به دست نمیآید باید آن را زیست #کیمیاگر_درون @kimiagaredaron
هنرِ ترجمه کردنِ هستی از بیمعنایی تا شکوهِ آگاهی بسیاری از ما در جستجوی این هستیم که جهان به ما «معنا» بدهد، اما حقیقت این است که جهان در ذات خود، بیطرف، بیصدا و بیطرف است؛ جهان پاسخی به پرسشهای ما نمیدهد، بلکه تنها «امکانِ» زندگی را فراهم میکند. جهان در اصل، یک متنِ خام و بینظمی است که هیچ روایتِ از پیش تعیینشدهای ندارد. در این میان، ما نه قربانیِ اتفاقات، بلکه «خالقِ روایت» هستیم. معنا، چیزی نیست که در جهان کشف شود، بلکه چیزی است که ما با ابزارِ «آگاهی»، از دلِ رویدادها بیرون میکشیم. ما در واقع مترجمِ هستی هستیم؛ وظیفهی ما یافتنِ حقیقتِ مطلقِ جهان نیست، بلکه هنرِ ترجمه کردنِ بینظمی به معناست. اگرچه جهان ذاتاً معنایی ندارد، اما این دقیقاً نقطهی آغازِ شکوهِ انسانی است. با استفاده از «هوشیاری»، ما میتوانیم از میانِ انبوهِ ترجمههایِ تاریک و محدودکننده، معناهایی را انتخاب کنیم که «کارآمدتر»، «روشنتر» و «حیاتبخشتر» باشند. رنجِ بیمعنا انسان را ویران میکند، اما رنجِ معنادار، او را صیقل میدهد. بنابراین، از این آزادی نترسید. وظیفهی شما این نیست که منتظر بمانید تا جهان برایتان معنا بسازد؛ وظیفهی شما این است که با هوشیاری، از دلِ تاریکی و بینظمی، معنایی برای زندگیتان خلق کنید. شما نویسندهی روایتِ خود هستید و قدرتِ شما در این است که به هر اتفاقی، معنایی ببخشید که به رشد و شکوهِ روحتان کمک کند #کیمیاگر_درون #معنا @kimiagaredaron
روان انسان حرکت خطی ندارد. رشد این شکلی نیست ⬆️⬆️⬆️⬆️⬆️ بلکه این شکلی است ↓ ↑ ↓ ↑ ↓ ↑ نزول. بازگشت. از دست دادن. بازیابی. فروپاشی. یکپارچگی تازه. #کیمیاگر_درون #اسطوره @kimiagaredaron
یه چیزی که اخیراً بیشتر فهمیدم اینه که اسطورهها برای من هدف نیستن. اسطورهها برای من ابزارن. ابزاری برای شناخت جهان. من وقتی اسطوره میخونم، احساس نمیکنم دارم درباره گذشته مطالعه میکنم. حس میکنم دارم ردپای ذهن انسان رو دنبال میکنم. دارم میبینم انسان از هزاران سال قبل چطور جهان رو تجربه میکرده. و کمکم به این فکر رسیدم که شاید هر انسانی برای شناخت جهان، ابزار مخصوص خودش رو داره. #کیمیاگر_درون #اسطوره @kimiagaredaron
مشکل ما نبودن حقیقت نیست. مشکل این است که چیزی مانع دیدن آن شده #کیمیاگر_درون @kimiagaredaron
اسطورهها قصههای قدیمی نیستند؛ آنها رؤیاهای مشترک بشر درباره زندگی، مرگ، عشق، رنج و تحولاند.» «کسی که اسطوره نمیخونه، فکر میکنه انسان مدرن را میشناسه در حالی که فقط لباس جدید انسان باستان را دیده.» ما فکر میکنیم مدرن شدهایم. ولی هنوز دنبال قهرمان میگردیم دشمن میسازیم منجی میخواهیم آخرالزمان تصور میکنیم عاشق نمادها هستیم فقط نام خدایان عوض شده. «من اسطوره میخونم چون اسطورهها نقشهی ناخودآگاه انساناند.» اسطورهها اساساً درباره این چیزها هستند: منشأ جهان مرگ هویت رابطه انسان با امر ناشناخته قهرمان و سفر درونی نظم و آشوب دگرگونی #کیمیاگر_درون #اسطوره