tgindex
کلیدر
@klidarКнигиперсидский

کتاب و کتابخوانی admin: t.me/klidarbook instagram.com/instaklidar website: www.klidar.ir

Последний пост
15 июл.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
28
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Книги
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 820
−1 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
3 504
28 постов
Вовлечённость
192,5%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 28
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 15 июл.540из klidarnews

    📗#کتاب_امروز فمینیسم برای همه اگه نمی‌خواین در جواب اینکه فمینیسم چیه کلمات قلمبه سلمبه بشنوین این کتاب برای شماست. الهه محمدی خبرنگار و مترجمی که دغدغه‌ی آگاهی و بیان حقایق جامعه رو داره این کتاب رو ترجمه کرده چون باور داشته که این کتاب دغدغه‌ی ساختن داره و فقط اعتراض نیست؛ چراغ راهیه که با زبان ساده برای کسانی که می‌خوان با فمینیسم آشنا بشن راه رو روشن می‌کنه؛ بدون اینکه به سطحی بودن دچار بشه. به خوبی خشونت و جنسیت‌زدگی سازمان یافته جامعه‌ی مردسالار رو نشون می‌ده. جایی که قربانیش فقط زنان نیستند بلکه به مردان هم آسیب وارد می‌شه. یک مادر ممکن است هرگز خشن نباشد، اما به فرزندانش، به ویژه پسرانش، یاد بدهد که خشونت وسیله‌ی پذیرفته شده‌ای برای اعمال کنترل اجتماعی است؛ بنابراین او همچنان همدست خشونت پدرسالارانه است و باید تفکرش تغییر کند. ص100 همیشه دلم می‌خواست عزیزانم برای «فمینیسم چیست؟» پاسخی داشته باشند که ریشه‌اش در ترس و خیال‌پردازی نباشد. می‌خواستم تعریفی ساده در اختیارشان باشد که بتوانند بارها و بارها آن‌را بخوانند و بدانند که «فمینیسم جنبشی برای پایان دادن به سکسیسم، بهره‌کشی و ستم جنسیتی است.» من عاشق این تعریفم؛ اولین بار ده سال پیش در کتابم نظریه فمینیستی: از حاشیه به مرکز مطرحش کردم. دوستش دارم چون در آن به روشنی گفته شده که این جنبش علیه مردان نیست، بلکه علیه مشکل اصلی است: سکسیسم. ص18 📚#فمینیسم_برای_همه، #بل_هوکس، #الهه_محمدی، #نشر_بیدگل پالتویی شومیز، 140 صفحه www.klidar.ir t.me/klidarnews instagram.com/instaklidar

  • 29 нояб.2 8092из klidarnews

    #کتاب_امروز آپارتمان پنج سویم ✍️#مهرنوش: هیچ‌کس نمی‌دانست چرا اسم آپارتمان پنج سویم است. پنج شاید به خاطر تعداد واحدهایش بود، اما سویم از کجا آمده، کیست و چرا پنج تا؟ خب یک کار ترکی جدید باحال دیگه با ترجمه‌ی خانم "مژده الفت" داریم. از ابتدای داستان شرح کوتاهی از ماجرای پنج سویم خواهیم شنید اما اتفاقات بعدی جالب‌تر هستند. این آپارتمان پنج واحدی تبدیل به محل نگهداری و آزمایشی خاص میشه که یک دکتر روانشناس انجام میده. دکتر "صمیمی" برای درمان مشکلات روحی خودش، و در واقع برای کنار اومدن با جن و پری‌هایی که توی وجودش هستند، افراد دیگه‌ای رو به اون آپارتمان میاره که اون‌ها هم مدعی هستند که جن و پری دارند. کتک می‌خوردم، می‌خوردم، می‌خوردم. بعد چشم باز می‌کردم و سرم را پایین می‌انداختم، چون نگاه کردن به چشمان پدر و مادرم خطرناک بود. یک جور خودکشی بود. برای همین حالا نه چهره‌هاشان را یادم هست نه چشم‌هاشان را. در ذهنم فقط پا دارند. ص 98 این بخش ساده‌ی ماجراست، ما وقتی وارد عمق داستان می‌شیم و سرگذشت تک‌تک اون افراد رو می‌شنویم و با شخصیت‌ها آشنا می‌شیم، دیگه اونقدرا هم ساده نیست. شاید بشه گفت کتاب به عنوان یک کتاب کوچیک و کم‌حجم، غم و خشونت نسبتا زیادی هم داره. علاوه بر این نویسنده تسلط خوبی به فرهنگ عامه، خرافات و مباحث روانشناسی داره. اما آن بار، با این‌که خیلی خیلی کلافه بودم و حوصله‌ام بدجوری سر رفته بود، سروکله‌شان پیدا نشد. محل نگذاشتم و سعی کردم با کلافگی کنار بیایم، ولی یک روز، روزی گرم، خودم جن‌ها را فراخواندم. تمام شب با ناله و زاری در رختخوابم گریه کردم: «بیاین جن‌ها، بیاین آرامش و خوش‌خلقی رو ازم بگیرین!» آمدند. رفتند روی تپه‌ام و من کیفور از رسیدن به آرزویم هرچه را گفتند مو به مو انجام دادم. ص 108 📗#آپارتمان_پنج_سویم (دروغ های جن و پری تنیده در تعبیر خواب) ، #مینه_سوئوت، #مژده_الفت، #نشر_افق، پالتویی شومیز 178 صفحه www.klidar.ir t.me/klidarnews instagram.com/instaklidar

  • 27 нояб.2 3304из klidarnews

    📕تباهی و روزگارش از «علیرضا مرادی» که متولد نیشابور و ساکن تهران است مجموعه شعری با عنوان «تباهی و روزگارش» منتشر شده است. انتشارات «چارکوچه» این کتاب را در ۱۶۴ صفحه با قیمت ۱۶۵ هزارتومان در قطع رقعی و جلد شومیز راهی کتابفروشی‌ها کرده است. شعرهای این مجموعه، سپید یا شاملویی هستند و مرادی در چندین شعر از نیشابور و خاطراتش از این شهر یاد می‌کند. شهری که ایشان تا پایان تحصیلات دبیرستانی در آن سکونت داشته و سپس ادامه تحصیلاتش را تا مقطع ارشد در مشهد و تهران و سرانجام دکتری علوم اجتماعی در هندوستان پی می‌گیرد. ایشان از سال 1368 ساکن تهران شده و به تدریس در چندین دانشگاه مشغول‌اند. کتاب «تباهی و روزگارش» را می‌توانید از کلبه کتاب کلیدر خریداری کنید. ‌چند شعر کوتاه از آن را با هم می‌خوانیم: نه اجاره‌ها پایین آمد نه می‌توانم موهایم را بلند کنم بریزم روی شانه‌ام، نه اگر دلم خواست فردا دیرتر بروم سرکار، نه فرصتی دست داد که با فراغ بال افلاطون بخوانم، نه حتی یادم می‌آید این کلید لعنتی را الان کجا گذاشتم. فکرش را بکن! من هم از آنها بودم که می‌خواستند دنیا را عوض کنند. *** اینجا شهر من است که به روزگاران، مهتابش به نور دامن شب می‌شکافت امشب مهتاب بر کدام خاک می‌تابد؟ نیامدی که ببینی پیچک‌های آرزو بر تمام کوچه باغ‌ها می‌دود، و رشته‌های عصبِ شهرِ کهنه را، در انتظاری بیهوده می‌فشرد. *** هر آنچه کتاب‌ها درباره این شهر گفته‌اند، درست است، جز آن‌که تو در آن نیستی. تمام کتاب‌ها را می‌بندم دلم یارا نمی‌کند به نشابور بیایم، نه سایه تاریکنای بازار سرپوش نه کوچه‌ی بانک بازرگانی نه آفتاب و فراخنای دامنه‌ی بینالود نه برگ‌های خشکیده ریواس کنار سنگچین‌های کوه و کمر نه ترانه‌های جوانی در شب‌های چینگ‌بز نه تلخی خیام که دنیای طربناکم را فسرد نه خرابه‌های شادیاخ (که در سکوت جان می‌دهند) نه مزار باغ‌نو که شب‌های بچگی شغالان در آن غیه می‌کشیدند، نه بهشت فضل که تو در آن غنوده‌ای و غروب جمعه از آن صدای قرآن می‌آید نه! دلم نمی‌کشد که بیایم. چگونه می‌توان آمد به شهری که تو نیستی و کوچه‌های کودکیم را رمبانده است. *منتشرشده در نشریه خیام‌نامه شماره 589 آذر1404

  • 9 нояб.2 1685из klidarnews

    📘#کتاب_امروز انیما ✍🏻#فاطمه: دارم فکر می‌کنم چی در وصف این کتاب بنویسم که حق مطلب ادا بشه و هرچقدر تلاش می‌کنم بیشتر ناتوان می‌شم از توصیف درستش! این کتاب حاصل درد، نبوغ، جنون و خلاقیته. کتابی که بارها شما رو شگفت‌زده می‌کنه و به فکر فرو می‌‌بره. "انیما" که تقریبا انتهای کتاب متوجه معنی اسمش می‌شیم، با واقعه‌ای هولناک شروع می‌شه. مردی به خونه برمی‌گرده و همسرش رو درحالی‌که چندین ضربه چاقو خورده پیدا می‌کنه. او برای پیدا کردن قاتل به دلِ جهان می‌زنه. خلاقیت اونجا پیداش می‌شه که تمام روایت از دید حیوانات اطراف این مرد روایت می‌شن. مثلا همین صحنه‌ی مواجهه‌ی مرد با همسرش از زبون گربه‌شون تعریف می‌شه. در طول این سفر، مرد با حقیقتِ دفن‌شده در گودالِ کودکی خودش مواجه می‌شه، حقیقتی که هرکسی تاب‌آوری شنیدنش رو نداره. جنون تو شرح و وصف تمام صحنه‌هاییه که انسان، ورای حیوانات، وحشیگری خودش رو به نمایش می‌ذاره و نبوغ، یعنی این کتاب که کنار خط قصه‌ی ملتهب و سرپا تا آخرین کلمه، کنار شیوه‌ی جدید روایت، کنار حرف‌هایی که از انسانیت می‌زنه، این ماجرا رو با نثری شاعرانه تحویل مخاطب می‌ده. نثری دل‌نشین، که لذت خوندن وقایع هولناک رو چندبرابر زیبا می‌کنه. 🔹#چند_سطر_کتاب آدم‌ها تنهایند. با وجود باران، با وجود حیوانات، با وجود رودها و درختان و آسمان و با وجود آتش. آدم‌ها همیشه در آستانه‌ی در می‌مانند. آن‌ها از قامتی برخوردارند که در حال حاضر کاملا عمودی شده است، اما در طول حیات‌شان زیر باری نامرئی خم می‌شوند. چیزی له‌شان می‌کند. باران می‌آید: به تکاپو می‌افتند. به خدایان امید بسته‌اند، درحالی‌که چشم‌های جانوران را که به آن‌ها زل زده‌اند نمی‌بینند. ص98 🔹#انیما، #وجدی_معوض، #سوگل_فراهانی، #نشر_چشمه رقعی، شومیز، 386 صفحه www.klidar.ir t.me/klidarnews instagram.com/instaklidar

  • 11 окт. 2025 г.2 4876из klidarnews

    #کتاب_امروز 📕غنچه‌ها را بچین، بچه‌ها را به گلوله ببند ✍🏻#مهرنوش چند پسربچه‌ی بزهکار در رده‌های سنی مختلف، به دارالتادیب فرستاده شدن. سرپرست فعلی، یک گروه از اون‌ها رو به مرکز جدیدشون در یک روستای کوهستانی می‌بره و برمی‌گرده تا گروه دوم رو بیاره. این کتاب کوچیک ماجرای موندگار شدن این بچه‌ها در روستایی هست که یک بیماری مسری همه‌گیر شده. در واقع هیچ‌کس به این بچه‌ها به چشم انسان نگاه نمی‌کنه. چون جرم‌های مختلفی مرتکب شدن پس مستحق مجازاتی ابدی هستند و این نظر بین مردم روستای جدید و روستاهای قبلی مشترکه. درسته که زمانه‌ی جنگ و بیماریه و آدم‌ها تحت شرایط استرس ممکنه رفتارشون تغییر کنه، اما دقیقا بزهکار واقعی کدومشون هستن؟ بچه‌ها یا آدم بزرگ‌ها؟ در لابه‌لای متن اشارات کوچکی به جرم‌های بچه‌ها میشه ولی آیا مجازات نباید متناسب با جرم باشه؟ شاید این کتاب به اندازه‌ی "آدمخواران" نوشته‌ی "ژان تولی" صحنه‌های خشن و منزجرکننده نداشته باشه (عوضش صحنه‌های زجرآور داره)، اما همون اتفاقاتی که برای بچه‌ها می‌افته و برخورد دیگران با اون‌ها، قلب خواننده رو مثل بچه‌ها می‌شکنه. دلتون رو به درد میاره و کم کم درست مثل شخصیت اصلی داستان، خشمی دائمی رو حس خواهید کرد. خشمی که احتمالا هیچ وقت فروکش نخواهد کرد. 🏆 کنزابورو اوئه نویسنده‌ی این کتاب در سال 1994 برنده جایزه نوبل هم شده. #چند_سطر_کتاب گودالی که رفیق مرده‌مان را در آن دفن می‌کردیم و گودالی که آن همه لاشه‌ی حیوان را داخلش خاک کرده بودیم، از بالای علفزار و جایی که دور هم جمع می‌شدیم، شبیه نقطه‌ی آغاز مجموعه‌ای منظم به نظر می‌رسیدند و انگار دو نقطه‌ی مرجع بودند. به قبرهای ساده‌ای فکر می‌کردم که از آن نقاط در فواصلی برابر، تا بینهایت گسترش پیدا می‌کرد، جسدهای بی‌شماری که باید از شرشان خلاص می‌شدیم. با آن همه جنگی که در جهان وجود داشت، قرار بود چند انسان جانشان را از دست بدهند؟ و چند انسان دیگر لازم بود تا گودال‌هایی بکنند و دفنشان کنند؟ به نظرم آمد همان قبر واحدی که کنده بودیم تا ابد در سراسر جهان گسترش پیدا خواهد کرد. ص 114 📗 غنچه‌ها را بچین، بچه‌ها را به گلوله ببند، #کنزابورو_اوئه، #ایمان_رهبر، #نشر_خوب جیبی، شومیز، 224 صفحه www.klidar.ir t.me/klidarnews instagram.com/instaklidar

  • 21 мая 2025 г.4 5264из klidarnews

    📗 #کتاب_امروز ایوان منحصر به فرد The One and Only Ivan ✍🏻 #مهرنوش احتمالا اسم کتاب "پاستیل‌های بنفش" رو زیاد شنیدید. اما شاید بد نباشه بدونین نویسنده‌ی این کتاب، در کشور آمریکا، بیشتر به خاطر کتاب "ایوان منحصر به فرد" معروفه. این کتاب توسط نشر افق ترجمه و منتشر شده اما مدتیه که ناموجوده و امیدوارم مجدد چاپ بشه. به همین دلیل مجبور شدم متن اصلی کتاب رو بخونم. ایوان یک گوریل پشت نقره‌ایه (گوریل نر بالغ) که همراه یک فیل به اسم استلا و یک سگ پودل لوس و یک سگ ولگرد به اسم باب، در یک مرکز خرید زندگی می‌کنن. (باب جزو گروه نمایش نیست و یواشکی میاد روی شکم ایوان میخوابه!) در واقع اون‌ها اسیر و توسط مک خریداری شدن تا توی مرکز خرید، نمایش اجرا کنن. حیوانات تنها و غمگین و اسیری که جز تماشای ماه از پنجره‌ی مرکز خرید، هیچ ارتباط دیگه‌ای با دنیای بیرون ندارن و حتی نمی‌تونن رویای آزادی داشته باشن، چون اگه به فرض محال بتونن از قفس برن بیرون، اون بیرون جنگلی نیست که بتونن توش زندگی کنن. درسته که گوریل‌ها خیلی به انسان شباهت دارن، اما بازم گوریل هستن و ایوان هیچ‌جوره نمی‌تونه حرف بزنه و به انسان‌ها بفهمونه که چقدر در عذابه... ❌راستی، این داستان بر اساس زندگی واقعی یک گوریل به همین اسم نوشته شده که حدود سی سال😭 تنها در یک قفس زندانی بوده تا اینکه بالاخره... تقدیم نویسنده به ایوان رو بخونیم: I wanted to give Ivan (even while captive behind the walls of his tiny cage) a voice of his own and a story to tell. I wanted to give him someone to protect, and the chance to be the mighty silverback he was always meant to be. متن انگلیسی این کتاب کاملا ساده و برای نوجوانان هست و اگر در زبان انگلیسی مبتدی هستین، برای شروع کتاب مناسبیه. #چند_سطر_کتاب Not long ago, a little boy stood before my glass, tears streaming down his smooth red cheeks. "he must be the lonliest gorilla in the world," he said, clutching his mother's hand. At times like that, i wish humans could understand me the way i can understand them. It's not bad, i wanted to tell the little boy. With enough time, you can get used to almost anything. p 25 📒THE ONE AND ONLY IVAN #کاترین_اپلگیت، #نشر_زبان_ما، 220 ص www.klidar.ir t.me/klidarnews instagram.com/instaklidar

  • 9 мар. 2025 г.5 3406из klidarnews

    ✨#کتاب_امروز 🏍📘#ذن_و_هنر_نگهداری_موتور_سیکلت ✍🏻#مینا: شما هرگز فکر نمی‌کنید که فلسفه و معنا را در دل ارتباط یک گروه موتور‌سوار که جاده‌های آمریکا را وجب به وجب لمس کرده‌اند پیدا کنید. همان‌طور که این گروه مسیرهای پر پیچ و خم مینه‌سوتا به کالیفرنیا را می‌جویند خوانندگان نیز زندگی خود را در معرض دگرگونی و تاثیرگذاری ذن می‌یابند. از دل گفتگوهای اعضای این گروه تا تماشای مرداب‌ها و حیوانات رهگذر که از کوچ برمی‌گردند و تحلیل ذهن هم‌سفران رابرت و پسرش به گونه‌ای عجیب و شگفت‌انگیز به ذن می‌رسیم و همین ارتباط موتورسیکلت با ذن است که داستان را رقم می‌زند. عشق، گریه، شادی و تفاوت‌های شخصیتی را با این کتاب از اول یاد می‌گیرید. حتی در بخش‌هایی با دست‌های سیاه و حین ریختن ضد‌یخ داخل موتور و گاهی آچار به دست به یک اصل زندگانی پی می‌برید که هرگز پشت یک میز به درک آن نزدیک هم نمی‌شدید. 🖊رابرت ام. پرسینگ یک نویسنده‌ی آمریکایی که به خوبی فلسفه را به خورد داستان‌های خود می‌دهد با این کتاب در ذهن علاقه‌مندان فلسفه، داستان و روانشناسی ماندگار شد. 📚#چند_سطر_کتاب سال‌ها پیش بود که برای نخستین بار، من و همسرم و دوستان‌مان مجذوب این جاده‌ها شدیم. ما یک بار از آن جاده‌ها گذشتیم. برای تنوع یا میانبر به بزرگراه اصلی، از آن مسیر رفتیم. چشم‌اندازی باشکوه بود و ما جاده را با آرامش و لذت ترک کردیم. بارها و بارها، این کار را تکرار کردیم؛ پیش از درک آنچه باید می‌فهمیدیم: اینکه این راه‌ها به حق با جاده‌های اصلی متفاوت‌اند. آهنگ زندگی و شخصیت ساکنان آن مسیر، کاملاً متفاوت است. آن‌ها جایی نمی‌روند. آن‌ها آن‌قدر مشغله ندارند که خوش‌مشرب نباشند. آن‌ها به مکان و زمان اشیاء واقف‌اند. دیگران اما همه‌ی این‌ها را فراموش کرده‌اند؛ آن‌هایی که سال‌ها پیش به شهرها مهاجرت کرده‌اند و سلاله‌یشان را گم کرده‌اند. این کشف حقیقی ما بود. #ذن_و_هنر_نگهداری_موتور_سیکلت، #رابرت_ام_پرسیگ، #مریم_گنجی، #نشر_رایبد رقعی، زرکوب، 640 ص کلبه کتاب کلیدر نیشابور شعبه اول: خ فردوسی شمالی، پاساژ ولیعصر شعبه دوم: حاشیه بلوار فضل، نزدیک بلوار دانشگاه، روبروی خیابان سینا www.klidar.ir t.me/klidarnews instagram.com/instaklidar

  • 18 янв. 2025 г.6 2322из klidarnews

    📚#کتاب_امروز دروغ پنهان شوهر بیوه‌زن ✍️#فاطمه: طرفداران ژانر جنایی-معمایی با قلم "فریدا مک‌فادن" آشنایی دارن. اینکه هرلحظه راز جدیدی توی قصه‌ها برملا می‌شه و غیرقابل پیش‌بینی تا قدم آخر پیش میره. این کتاب با حجم کم، همون جذابیت آثار دیگه‌ی مک‌فادن رو داره و به‌خوبی شما رو تا انتها همراه خودش نگه می‌داره. آلیس شخصیت اصلی قصه‌ است که به‌تازگی همسرش گرنت رو از دست داده اما به‌طرز عجیبی حضورش رو همه‌جا احساس می‌کنه و بدتر از اون، انگار گرنت رو با چشم‌های خودش همه‌جا می‌بینه. آلیس درحالی که بارداره و با چالش‌های مختلف بعد از مرگ گرنت مواجه شده، کم‌کم متوجه رازهای عجیبی از همسرش می‌شه که سال‌ها از اون‌ها خبر نداشته و زندگیش از وضعیتی که داره، آشفته‌تر هم می‌شه. #چند_سطر_کتاب توی داروخانه و درحال گشتن بین شامپوها هستم که متوجه می‌شوم کسی تعقیبم می‌کند. تا حالا هیچ‌وقت تعقیب نشده بودم. اصلا چرا باید می‌شدم؟ من که جاسوس نیستم. بااین‌وجود متوجه شدم چه اتفاقی دارد می‌افتد. دقیقا حس وقتی را دارد که وارد اتاقی می‌شوی و از روی غریزه می‌فهمی کسی دارد حرفت را می‌زند... این اتفاق خیلی برای من افتاده است. برای همین حتی با اینکه تا حالا تعقیب نشده‌ام، می‌دانم کسی پشت‌سرم است و من را می‌پاید. کسی حین ورود به این داروخانه من را تماشا و تک‌تک حرکاتم را دنبال می‌کند. 🔸 #دروغ_پنهان_شوهر_بیوه‌زن، #فریدا_مک‌_فادن، #نشاط_رحمانی‌_نژاد، #نشر_نون رقعی، شومیز، 112 صفحه https://www.klidar.ir https://t.me/klidarnews https://instagram.com/instaklidar

  • 1 янв. 2025 г.5 8565из klidarnews

    شعبه دوم کلبه کتاب کلیدر در بلوار فضل نیشابور آغاز به کار کرد✌️ حاشیه بلوار فضل، نزدیک بلوار دانشگاه، روبروی خیابان سینا، پشت ایستگاه اتوبوس ساعات کاری: صبح‌ها ۹ تا ۱ عصرها ۵ تا ۹

  • 2 дек. 2024 г.5 8726из klidarnews

    #چند_سطر_کتاب عشقی همانند گلبرگ‌های درحال سقوط چه کاری باید انجام می‌داد؟ در مورد چه چیزی باید صحبت می‌کرد؟ شب قبل صدها سناریو را در ذهنش مرور کرده بود. او یک کتاب خودیاری به نام هنر گفتگو برای مردان شیک را از آمازون سفارش داده بود، اما کتاب کمک چندانی نکرده بود. در ضمن، تمرین کرده بود که به دروغش اعتراف کند. این قرار ملاقات به تنهایی برای تحت فشار گذاشتن او کافی بود اما حالا مسائل دیگری هم در کنار آن وجود داشت... بدون فکر، نفسش را فرو خورد. از پشت سرش شنید: «حالت خوبه؟» یعنی ممکن بود این صدای خانم" آریاکه" باشد؟ با اضطراب برگشت. خودش بود! میساکی! 📗#عشقی_همانند_گلبرگ_های_درحال_سقوط، #اویاما_کیسوکه، #الهام_بصیرت، #نشر_دانش_آفرین رقعی، شومیز، 264 صفحه www.klidar.ir t.me/klidarnews instagram.com/instaklidar

  • 27 нояб. 2024 г.5 0753из klidarnews

    📕#راهنمای_فلسفی_زیستن ✍🏻#مینا در این کتاب، شما با جنبه‌های مختلف فلسفه از دیدگاه لوک فری آشنا می‌شوید. لوک فری در آغاز به این اصل اشاره می‌کند که از نظر عامه‌ی مردم فلسفه به دلیل تمرکز فیلسوفان بر مسائل تئوری از زندگی انسان‌ها بسیار دور است، اما در واقع همبستگی جدانشدنی و عمیقی با بند بند وجود یک آدم خردمند دارد. لوک فری که یک فیلسوف فرانسویِ طرفدار انسانگراییِ غیردینی است با لحنی قاطع در پاسخ به علاقه‌مندان به رستگاری بیان می‌کند که ساده‌ترین راه برای آغاز تعریف فلسفه این است که آن را در ارتباط با دین قرار دهیم. در فصل اول این کتاب با سه اصل مهم در معنا و اهمیت فلسفه آشنا می‌شویم. مسائلی از قبیل دین، رستگاری و ماهیت جهان. در پنج فصل بعدی نویسنده ما را با اندیشه‌ها و نظریات گوناگون، جایگاه ایمان و عقل، پیروزی مسیحیت بر فلسفه‌ی یونان، انسان‌گرایی، عقاید نیچه و فلسفه‌ی معاصر با قلمی شیوا و دلنشین آشنا می‌کند. با خواندن این کتاب به اهمیت فلسفه در زندگیتان پی می‌برید و تکه‌های پازل اعتقادات و باورهای خود را از نو نظم می‌دهید. 📌#چند_سطر_کتاب هر فرهنگ لغتی را که باز کنید خواهید دید که «رستگاری» را پیش از هر چیز «شرط نجات از غلتیدن به دامان خطر یا شوربختی بزرگ» تعریف کرده‌اند. ولی دین ادعا می‌کند که ما را از کدام «خطر بزرگ»، و از کدام «شوربختی» نجات می‌دهد؟ پاسخ به این پرسش را می‌دانید: خطر مرگ. به همین دلیل است که دین می‌کوشد به شیوه‌های مختلف وعده‌ی زندگی ابدی را به ما بدهد؛ و ما را مطمئن سازد که روزی دوباره با عزیزانمان همنشین خواهیم شد. ▪️راهنمای فلسفی زیستن، #لوک_فری، #افشین_خاکباز، #نشر_فرهنگ_نو، رقعی شومیز www.klidar.ir t.me/klidarnews instagram.com/instaklidar

  • 24 нояб. 2024 г.4 0805из klidarnews

    #کتاب_امروز 📔شفای رابطه ✍️ #مهرنوش: خانم بازوف، نویسنده‌ی این کتاب یک روانشناس هست و این کتاب رو با عنوان اصلی "مادری کردن برای خود" نوشته تا بتونه رابطه‌ی مادران و دختران بالغ رو بهبود ببخشه و تاثیرات رفتار منفی مادران رو در زندگی دختراشون خنثی کنه. روی جلد کتاب تاکید کرده "ویژه دختران بالای سی سال" ولی توی متن و عنوان کتاب صرفا از دختران بالغ حرف زده و حتی مثال‌های متعددی از دختران بیست ساله هم داره. حالا نمی‌دونم این کتاب برای دختران ۲۸ ساله هم می‌تونه مناسب باشه یا نه.😏 البته توضیح دقیقی هم نداده که چرا فقط دختران؟ چرا فقط مادران؟ یعنی رفتارهای نادرست والدین، روی هر دو جنس تاثیر مخرب نداره؟ ولی خب می‌گذریم... "وقتی بچه‌ها احساس کنند که مادرشان اعتمادبه‌نفس پایینی دارد، ممکن است نیاز خود به تایید و به رسمیت شناخته شدن را فدای تقویت کردن خودپنداره مادر(تصور مادر از خودش) و برآورده کردن نیازهای او کنند." ص ۴۵ نکته‌ی مهم دیگه اینه که نویسنده هم در ابتدا تعریف می‌کنه اطرافیانش نگران این بودن که با نوشتن این کتاب، رابطه‌ی مادر و فرزندان رو خراب کنن. قطعا باید هنگام خوندن چنین کتاب‌هایی در نظر داشته باشیم که قرار نیست مسئولیت رفتارهای خودمون رو بندازیم گردن فرد دیگری مثل مادر. بله حق داریم مشکلات رفتاری رو که ریشه در گذشته داره حل کنیم، اما حق نداریم فرد دیگری که شاید تربیت تخصصی فرزند رو بلد نبوده، با تبر بزنیم. مشکل رو حل کنید و رد بشید و مسئولیت انتخاب‌ها و رفتارتون رو بپذیرید. "ما الگوی روابط‌مان را تکرار می‌کنیم زیرا تکرار سبب می‌شود احساس راحتی کنیم و در سرزمین آشنا باقی بمانیم. همه ما، به نوعی، دانشمندانی تعصبی و در حال آزمایش هستیم. ما پیوسته در جست و جوی شواهدی هستیم که باورهایمان را تایید کنند." ص۱۶۳ 📔#شفای_رابطه، #اولین_سیلتن_بازوف، #سارا_کهربایی، #نشر_بنیاد_فرهنگ_زندگی www.klidar.ir t.me/klidarnews instagram.com/instaklidar

  • 24 нояб. 2024 г.3 5404из klidarnews

    #کتاب_امروز 📗زیر تور ✍🏻#فاطمه: کتاب "زیر تور" رو "آیریس مرداک" نویسنده و فیلسوف بریتانیایی نوشته. همین باعث شده حال و هوای فلسفی توی رمان جاری باشه و به‌خاطر علاقه‌ی مرداک به سارتر و جریان اگزیستانسیالیسم رگه‌هایی از این جریان هم درش مشهوده. قصه، روایت اول شخص "جیک داناهیو" نویسنده و مترجمی آس‌و پاس و بی سرپناهه. اون برای مدتی خونه‌ی یکی از دوست‌دخترهای سابقش زندگی می‌کرده و بعد از اینکه اون دختر تصمیم می‌گیره با کس دیگه‌ای ازدواج کنه جیک رو از خونه بیرون می‌ندازه. جیک برای پیدا کردن سرپناه جدید و همچنین آنا، دوست‌دختر سابقش، سراغ آدم‌های مختلفی میره و وارد ماجراهای مختلفی می‌شه. اون تو این مسیر دوست قدیمی و فیلسوفش هوگو رو می‌بینه. جیک بسیار تحت تاثیر فلسفه و حرف‌های هوگو بوده و حتی یه کتاب شکست‌خورده با الهام از حرف‌های اون نوشته و حالا بعد از پیدا کردن دوباره‌ی هوگو سعی می‌کنه اشتباهات گذشته‌اش در حق اون رو جبران کنه و بیشتر از فلسفه‌اش سر دربیاره. کتاب شخصیت‌های جالبی داره که لزوما دوست‌داشتنی نیستن و حتی خودشون به خرده‌شیشه‌هایی که دارن واقفن. قصه هم با اتفاقات غیرمنتظره و حتی عجیب‌و‌غریبی که درش میفته پرکشش ادامه پیدا می‌کنه و کنار مباحث فلسفی، کمدی جذابی هم داره. ✔️#چند_سطر_کتاب باز هم یک فرصت دیگر را از دست دادم، با این فرق که این‌بار دقیقا می‎دانستم چه چیزی را از کف داده‌ا‌م. پول. قلب تپنده‌ی واقعیت. جنایت حقیقی انکار واقعیت بود. من یک خیال‌باف بودم، به عبارت دیگر یک جانی. دستانم را بهم فشار دادم. وقتی به کرانه‌ی چپ رودخانه رسیدم عطشی شدید به نوشیدن پیدا کردم، ولی یادم افتاد به اندازه‌ی کافی پول ندارم. وقتی لندن را ترک می‌کردم فقط یک مشت پول‌خرد که از سفر قبلی‌ام باقی مانده بود توی جیبم گذاشته بودم. می‌خواستم از ماج پول قرض کنم، ولی آدمی که یک جو شعورِ درک موقعیت داشته باشد نمی‌رود از کسی پنج هزار فرانک قرض بگیرد که چند دقیقه پیش پیشنهاد هزار و دویست پوندی‌اش را رد کرده. 🔸#زیر_تور، #آیریس_مرداک، #پیمان_خاکسار، #نشر_چشمه رقعی، شومیز، ۳۱۹ صفحه www.klidar.ir t.me/klidarnews instagram.com/instaklidar

  • 20 нояб. 2024 г.3 1902из klidarnews

    📕#کتاب_امروز شاهدان عروس "مارک" یک عکاس معروف و ثروتمنده که چهارتا از دوستانش همیشه دور و برش بودن و کارهاشو براش انجام می‌دادن و در عوض مارک همیشه هواشونو داشته. بعد از سال‌ها مارک اعلام می‌کنه که قصد داره با یک دختر چینی ازدواج کنه و عروس به‌زودی به فرانسه می‌رسه. همه چیز ناگهانی و عجیبه. ازدواج مارک، زن ساده‌ی چینی، حادثه‌ای که برای مارک پیش میاد، واکنش‌های دوستانش و... داستان نسبتا ساده به‌نظر میاد. دوستی و پول چیزهایی هستن که این آدم‌ها رو کنار هم نگه داشته. اما لازمه نگاه جدی‌تری به آینده و خودشون داشته باشن. این داستان فرانسوی پرتنش، کاملا رئال هست و اگه جایی در مورد قوانین کشور فرانسه براتون سوال پیش اومد که آیا همچین چیزی ممکنه؟ باید بگم بله ممکنه و توی قوانینشون هست. البته نمی‌گم چیه که داستان لو نره. سوای اینکه در برابر عمل انجام شده‌ای قرار گرفته بودیم، خیلی خوب می‌دانستیم که دورنمای ازدواج مارک چه چیزی آزار دهنده است. رفاقت کم و بیش انگل‌وار ما به تکبر بی‌اندازه و بی‌کفایتی او در اداره‌ی کارهای روزمره‌اش گره خورده بود. تمام کلیدهایش دست ما بود؛ کلید زندگی‌اش، مادرش، خانه‌هایش، ماشین‌هایش. چهار کلید یدکی. تقسیم کردن دوستمان با همسری قانونی، با یک «عیال»، با یک صاحب حق، یعنی از دست دادن قطعی او. ص16 📙شاهدان عروس، #دیدیه_ون_کولارک، #حسین_سلیمانی_نژاد، #نشر_چشمه www.klidar.ir t.me/klidarnews instagram.com/instaklidar

  • 13 нояб. 2024 г.3 1082из klidarnews

    #کتاب_امروز 📙شصت سالگی ✍️ #مهرنوش: «شصت سالگی» به طور کلی یک رمان آروم بدون فراز و فروده و بخش کوتاهی از زندگی یک زن شصت ساله رو نشون میده که بعد از سال‌ها به ایران برگشته تا مادر و عمه‌اش رو ببینه. در این بین خاطرات گذشته‌ی دور که میشه حول و حوش انقلاب رو هم مرور می‌کنه. هیچ اتفاق خاصی برای آهو شخصیت اصلی داستان نمی‌افته جز اینکه دلش می‌خواد دوست پسر اون سال‌هاشو ببینه یا ازش خبری بگیره تا اینکه به یکی از دوستان قدیمیش بر می‌خوره. اگه یک کار آروم و معمولی و کم‌استرس می‌خواید، رمان شصت‌سالگی نثر قشنگ و ساده‌ای داره که راحت پیش میره و یه گشتی هم توی تهران می‌زنید. لیلا می‌گفت کاش اقلا همان وقت‌ها کاری می‌کرد تا آرزو به دل نماند و آهو می‌گفت آرزویی به دلش نمانده، فقط دلش می‌خواهد بداند او کجاست، چه کار می‌کند. اصلا زنده است؟ ازدواج کرده؟ بچه دارد؟ الان چه شکلی شده؟ و لیلا می‌گفت حتما الان طاس است و شکمش گنده شده و یک جای تهران دارد سگ‌دو می‌زند تا خرج زن و بچه‌اش را دربیاورد. می‌گفت: «مطمئن باش از آن قهرمانی که برای خودت ساخته بودی هیچی نمانده.» و آهو اخم می‌کرد و رو برمی‌گرداند. آهو می‌گفت آن وقت‌ها همه قهرمان بودند. ص62 📙شصت سالگی، #ناهید_طباطبایی، #نشر_چشمه 🔸از ناهید طباطبایی پیش‌تر کتاب دیگری با عنوان «چهل سالگی» هم منتشر شده است. www.klidar.ir t.me/klidarnews instagram.com/instaklidar

  • 4 нояб. 2024 г.3 0662из klidarnews

    📚#کتاب_امروز سقراط اکسپرس فلسفه اهل ناز و نوازش نیست. بیشتر آدم را به چالش می‌کشد. فلسفه مطالبه‌گر است. ✍🏻#فاطمه: شروع خوندن فلسفه همیشه سوال برانگیزه. از اونجایی که فلسفه و آثار فلسفی همیشه پیچیده و سخت به‌نظر میان خواننده‌ها خیلی محتاطانه سمتشون می‌رن. این کتاب اما دقیقا همون کتابیه که برای شروع آشنایی با فلسفه مناسبه. پیوند خوردن زندگی راوی و زندگی فلاسفه‌ی در گذشته، در کنار لحن طنز و شیرینی که نویسنده داره باعث شده این کتاب در کنار تلاش برای راهنمایی و پاسخ دادن به سوالات زندگی خیلی روون و دلپذیر باشه. البته این کتاب قرار نیست دستورالعملی برای زندگی‌مون باشه؛ بلکه قراره کمک کنه پرسش‌های توی ذهنمون رو بهتر درک کنیم و با دونستن نگاه فلاسفه در طول تاریخ به این پرسش‌ها، بتونیم با دید بازتری به مسائل مختلف نگاه کنیم. خوندن این کتاب متناسب با اسمش شبیه سفری لذت‌بخش با قطاره که در ایستگاه ‌های مختلف سراغ موضوعات و فیلسوف‌های مختلفی می‌ره و بین ما و دغدغه‌هامون و اون‌ها ارتباط برقرار می‌کنه. اگه از خوندن کتابی مثل دنیای سوفی لذت بردین، سقراط اکسپرس رو از دست ندین. این کتاب رو سه انتشاراتِ نیماژ، گمان و مهرگان خرد منتشر کردن. ✔️#چند_سطر_کتاب پیری در زندگی آدم مثل یک شیءِ سنگین و ثابت است، و خیلی نزدیک، نزدیک‌تر از هر چیزی. مواجهه با آن هم هیچ ساده نیست. این‌طور نیست که خیلی ملایم لمسش کنید، یا برخوردِ کوچکی با آن داشته باشید. پیری به شما اصابت می‌‎کند، آن هم بدجور، شاخ‌به‌شاخ. سیمون دو بووار یک روز بیدار شد و رفت جلوِ آینه، کمافی‌السابق، که دید غریبه‌ای در آینه چشم دوخته به او. این دیگر که بود؟ این زن را نگاه! با آن ابروهای افتاده، چشم‌هایی که پُف کرده‌اند، لُپ‌هایی که روی صورت زیادی به نظر می‌آیند، و هاله‌ی غمِ دور دهان که با آمدن چین‌وچروک‌ها سروکله‌اش پیدا می‌شود. نه، خودش نبود؛ ولی انگاری خودش بود! با خودش گفت: «می‌شود خودم باشم و آدم دیگری شده باشم؟» ص308 #سقراط_اکسپرس، #اریک_وینر، #شادی_نیک_رفعت، #نشر_گمان پالتوئی، شومیز، 372 ص www.klidar.ir t.me/klidarnews instagram.com/instaklidar

  • 2 нояб. 2024 г.2 6314из klidarnews

    📙#کتاب_امروز من زندگی می‌کنم اما شبیه خودم ✍️ #مهرنوش: "من زندگی می‌کنم اما شبیه خودم!" در واقع عنوان اصلی کتاب این بوده: "کارهای احمقانه‌ای که هنگام پیری انجام نخواهم داد." کاش مترجم یا ناشر تقریبا همین عنوان رو حفظ می‌کردن. من فکر کردم مثل کتاب "با تو شروع نشده" یه جورایی در مورد طرحواره‌ها و اشتباهات تربیتی و تروما و این چیزاست؛ اما این کتاب طبق پیشگفتار ناشر، بیان یک تجربه‌ی بی‌واسطه از میانسالی است. اولش هم یه لگدی به دهه شصتیا زده که جمعیتشون ۲۱ میلیون نفره و به زودی پیر و فرتوت می‌شن و نیازمند امکانات مناسب هستن. فهرست کتاب هم واقعا جالبه و آدم رو کنجکاو می‌کنه. مثلا گفته: به پزشکم دروغ نمی‌گویم (چون همین درو‌غ‌ها آدم را به کشتن می‌دهند)، دیگر اعصاب رانندگی ندارم؟ پس با جان بقیه بازی نمی‌کنم، خریدن سمعک را تا زمان کر شدن به تعویق نمی‌اندازم (تا مدام نپرسم چی؟ الان چی گفتی؟) نویسنده اصلا و ابدا ادعا نکرده که کتابش یک کار کارشناسی و روانشناسیه. بلکه در واقع تجربیات خودش از سالمندیِ والدینش و میانسالیِ خودش و دوستانشه. نکته مهمش هم طنز قشنگیه که داره و ترس‌های میانسالی رو جوری تعریف می‌کنه که در حال خنده با خودتون می‌گید آره یادم باشه منم این کارا رو نکنم! هرچند نویسنده آمریکاییه ولی میانسالی یک چیز جهانیه و تقریبا همه چیزشو میشه تطبیق داد. مثلا فصل اول رو با رنگ کردن مو شروع می‌کنه و تعریف می‌کنه که برای یک فیلمبرداری تبلیغاتی آرایشگر بهش قول میده یک رنگ موی طبیعی براش دربیاره: بفرما! ابدا یک تار موی سفید هم روی سرم پیدا نمی‌شد، اما یک چیز عیان بود... یا در بهترین حالت باید بگویم که دور از انتظار بود. آنقدر تابلو بلوند شده بودم که باید روی پیشانی‌ام کاغذ می‌چسباندم و می‌نوشتم «کار من نبوده!» تا شاید از بار گناهانم کم شود. نظر خود آلخاندرو این بود که «بی‌نظیر» شده‌ام. یکی دیگر از مشتری‌های آنجا هم برای این‌که دلداری‌ام بدهد سعی کرد از روی استیصال به من بگوید «الان تازه موهات همرنگ ابروهات شده» البته که شده! البته به نظر او احتمالا ابروهایم همرنگ موز بوده! ص۲۴ 📕من زندگی می‌کنم اما شبیه خودم (جستاری شوخ‌طبعانه درباره ترک عادت‌های اشتباه والدین)، #استیون_پترو، #زیبا_قمصریان، #نشر_شمعدونی، رقعی شومیز، ۲۶۰صفحه www.klidar.ir t.me/klidarnews instagram.com/instaklidar

  • 31 окт. 2024 г.2 3442из klidarnews

    #کتاب_امروز #نمایشنامه 📘مرگ تصادفی یک آنارشیست ▪️داریو فو برنده ایتالیایی نوبل ادبیات در این کتاب کوشیده وظیفه خود به عنوان نویسنده و هنرمند را در قبال جنایات و بیدادگری‌های رژیم وقت ایتالیا در قالب نمایشنامه‌ای کمدی سیاسی (کمدی لوده‌بازی) به انجام برساند. ▪️او در پی‌نوشت کتاب چنین می‌گوید: اکنون دقیقا وقت آن رسیده بود که به هر وسیله‌ی ممکن جنجال راه بیفتد، طوری که بشود به مردمی که همیشه به چیزهای دیگری فکر می‌کنند، کسانی که زیاد مطالعه نمی‌کنند و خوب مطالعه نمی‌کنند و حتی کسانی که سرشان گرم کار خودشان است، گفت که حکومت می‌تواند هم کشتار به راه بیندازد و هم هم‌زمان عزا بگیرد، خشم عمومی را برانگیزد، به بیوه‌ها و یتیمان بازمانده مدال بدهد و با تشریفات نظامی کامل تشییع جنازه بگیرد. ▪️داریو به همراه گروهش علی‌رغم تهدیدات و اتهاماتی که از سوی رژیم و گروه‌های فشار به آنها وارد می‌شد و کارشکنی‌هایی که علیه‌شان صورت می‌گرفت باز هم کار خود را با قدرت و شهامت ادامه دادند، تئاتر را در دو پرده به روی صحنه بردند و با استقبال چشم‌گیر مردم روبرو شدند. #چند_سطر_کتاب من عاشق قاضی شدنم. می‌دونین، قاضیا هیچ وقت بازنشست نمی‌شن. خوبیش هم همینه. درست همون وقتی که آدمای عادی، هر کی کار می‌کنه به پنجاه و پنج یا شصت سالگی می‌رسه و باید بذارنش کنار، چون داره کند می‌شه، عکس‌العملاش تاخیریه، قاضی تازه داره می‌رسه به اوج کارش... معدن‌چی پنجاه و پنج ساله مرض ریوی داره، خیلی سریع می‌اندازنش بیرون، تو آشغالی، اخراجش می‌کنن، پیش از اینکه مشمول دریافت مقرری بازنشستگی بشه... اما برای قاضیا دقیقا عکسشه؛ هرچی پیرتر و خرفت‌تر می‌شن به مدارج عالی‌تری می‌رسن و بهشون قدرت بیشتری می‌دن.... 📙#مرگ_تصادفی_یک_آنارشیست، #داریو_فو، #یدالله_آقا_عباسی، #علی_اصغر_مقصودی، #نشر_قطره www.klidar.ir t.me/klidarnews instagram.com/instaklidar

  • 28 окт. 2024 г.2 3522из klidarnews

    📚#کتاب_امروز دوست بازیافته ✍🏻#فاطمه: در ستایش دوستی و انسانیت کتاب دوست بازیافته، روایتی صادقانه و دل‌نشین از روزها و خاطرات ازدست‌رفته است تا یک رمان. ماجرای آغاز و فرود دوستیِ پاک و زیبایی است در روزهای منتهی به روی کار آمدن حزب نازی در آلمان. راویِ داستان، پسری شانزده ساله، یهودی و گوشه‌گیر است. هانس که فقدان دوستی همراه و همراز را در زندگی احساس می‌کند، به محض دیدن  پسری آراسته و مرتب که شاگرد تازه‌وارد کلاس است، مشتاق آشنا شدن و دوستی با او می‌شود.  گذر زمان، اشتراکات فراوان و... این دو را به هم نزدیک می‌کند و دوستیِ عمیقی بین آن‌ها شکل می‌گیرد؛ غافل از اینکه فراتر از دنیای آرام و شیرین نوجوانی، جدا از مناظر زیبای شهر و شکوفه‌های تازه بازشده‌اش، قرار است به زودی قدرتی روی کار بیاید که ارمغانش ویرانی و نابودی است. این دوستی با شکاف عمیقی که تازه در آن شکل گرفته تا کجا ادامه پیدا می‌کند؟ ✔️#چند_سطر_کتاب درست به یاد نمی‌آورم که در چه روزی به این نتیجه رسیدم که "کنراد" باید دوست من باشد، اما شک نداشتم که چنین خواهد شد. تا پیش از آمدن او من هیچ دوستی نداشتم. در کلاسمان هیچ‌کس نبود که با ذهنیت ایدئالیستی و افسانه‌ای من از دوستی منطبق باشد؛ کسی که من به‌راستی دوستش داشته باشم، کسی که حاضر باشم جانم را فدایش کنم و او نیز در عوض بتواند آن یکدلی، از خود گذشتگی و وفاداری مطلقی را که من می‌خواستم به من عرضه کند. 📕#دوست_بازیافته، #فرد_اولمن، #مهدی_سحابی، #نشر_ماهی جیبی، شومیز، ۱۱۲صفحه www.klidar.ir t.me/klidarnews instagram.com/instaklidar

  • 26 окт. 2024 г.2 5402из klidarnews

    📗#کتاب_امروز سرت را از زندگی‌ام بکش بیرون راهنمای رک بودن برای دختران خوب ▪️اگر شما هم از آن دسته افرادی هستید که رفتارتان در موقعیت‌های مختلف تحت تاثیر این است که دیگران درباره‌تان چه فکر می‌کنند یا برای آدم‌ها و جاهایی که ازشان خوشتان نمی‌آید بیش از حد وقت می‌گذارید؛ اگر معتقدید در زندگی به قدرت تصمیم‌گیری بیشتری نیاز دارید؛ این کتاب برای شماست. (گرچه این کتاب مشخصا برای زن ایرانی نوشته نشده و متر و معیارهای جوامع سنتی و جهان‌سومی خاورمیانه را در نظر نگرفته است.) ▪️مسئله این است: مرز بین رک بودن و عوضی بودن دقیقا کجاست؟ چطور قرار است این کتاب به شما کمک کند؟ با بررسی موضاعات زیر: _چطور آدم‌ها و موضوعات دیگر را به هیچ جایتان بگیرید. (با تمرین تصویرسازی)‌‌ ‌ _چطور در عین حال به یک عوضی تبدیل نشوید. _با چه معیارهایی می‌توان بین چیزهای مهم و بی‌اهمیت تفاوت قائل شد. _تصمیمات کوچک چطور ممکن است بر کیفیت زندگی ما تاثیری عظیم داشته باشند. #چند_سطر_کتاب وقتی کسی از من می‌پرسد دوست دارم در اوقات فراغتم چه کار کنم، آرزو دارم جوابم این باشد: دوست دارم تنیس بازی کنم و گاهی هم با دوست‌هام می‌رم قایق‌رانی. توی یه پناهگاه حیوانات هم داوطلبانه کار می‌کنم و یه دوره پیشرفته زبان ایتالیایی هم برداشته‌ام. البته گاهی هم دوست دارم تو پنت‌هاوسم یه‌کم تنهایی وقت بگذرونم و کتاب‌های روز رو بخونم، بعدش با چند تا از دوست‌هام قرار می‌ذاریم بریم غذای گیاهی بخوریم. اما این جواب دروغ است. در عوض باید بگویم: تو وقت‌های بیکاری دوست دارم لباس راحتی بپوشم و خونه بمونم... من همینم که هستم و هیچ تغییر بنیادینی نخواهم کرد و به خاطر دیگران هم خودم را تغییر نمی‌دهم. ص39 📕#سرت_را_از_زندگی_ام_بکش_بیرون، #الکساندرا_راینوارث، #صدرا_صمدی_دزفولی، #نشر_مون 164 صفحه، رقعی شومیز www.klidar.ir t.me/klidarnews instagram.com/instaklidar