tgindex
شَدیدُ اللَّحْن

شَدیدُ اللَّحْن

Статистика
@lahne_shadidПолитикаперсидский

اینجا تند تند حرف نمیزنم؛ اما حرفای تندی میزنم تو میدون انقلاب علوم سیاسی یاد گرفتم فعال رسانه، خبرنگار، نویسنده یا همان چرک نویس انقلاب شَدیدُ الَّحْن/مُحَمَّد فَخرآ https://t.me/BiChatBot?start=sc-0c6e525436

Последний пост
12 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
1
Всего постов
21
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Политика
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
371
0 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
341
21 постов
Вовлечённость
91,9%
к подписчикам
Постов в день
0,1
всего 21
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
92
1/48двое суток
105
1/72трое суток
113

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • امشب از همه بیشتر دلم برای هفت امامی‌ها سوخت. بخت با مسلمانی که امام رضا (ع) ندارد نیست. اینهمه راه آمدید و از چشمه‌ی اسمال‌طلا تشنه برگشتید. ای بد به حالتان. هر چه نقاره زدند گوش گرفتید تا محبت آقا دامن گیردان نکند. پس شما حاجت به دامن کی می‌برید. یا آرزوی کودکی را کجا می‌بردید. این فلک‌زده‌ها را که می‌بینم خدا را شکر میکنم؛ خوش به حال ما مردم، ما امام رضا(ع) داریم.

  • 🔸 عزم ملی برای آزادی‌سازی مغزهای اشغالی ▪️ تجزیه ایران چیست و چگونه اتفاق می‌افتد؟ ✍ محمّد فخرا آنان‌که امروز پس از حذف تیم ملّی درد مشترکی با ما حس نمی‌کنند از داروی بی‌حسی جماعت خودباخته مصرف کردند. به همین راحتی و البته پس از سال‌ها تولید ادبیات، یکی از عناصر هویت ایرانی در مغز بعضی تجزیه شد و به فتوحات دشمن پیوست. به همین راحتی هم پل و نیروگاه و پالایشگاه غیرخودی تلقی می‌شود. همان‌طور که تیم ملّی را برای جمهوری اسلامی خواندند، زیرساخت و خاک را هم برای این نظام اسلامی حقنه می‌کنند. 🔘 ‌متن کامل این یادداشت را این‌جا بخوانید. 🌐 Sourehmag.ir 🆔 @Sourehmagazine

  • مرز تا مغز جلو آمده تجزیه واژه‌ی ترسناکی‌ست. اصلا تجزیه‌طلب هم‌ردیف قاتل و قاچاقچی قرار می‌گیرد. حتی آن رقاصه‌های پهلوی هم جرئت ندارند امروز به صراحت از تجزیه ایران صحبت کنند. قضایای بحرین و آرارات را هم با لگد به زیر فرش می‌برند تا کسی متعرض نشود. اما مگر تجزیه فقط با لشکرکشی ممکن است. مثلا اگر امروز استان الانبار بگوید دیگر با حکومت عراق نسبتی ندارد، طرف حسابش با ارتش است؛ اما اگر یک جوان عراقی فرانسه را قبله آمال ببیند و از لهجه عربی‌اش شرم بگیرد چه. مگر می‌شود بر مغز و قلب آن جوان هم لشگر کشید. تجزیه امروز دیگر فقط در لب مرزها اتفاق نمی‌افتد که چند برج دیدبانی و سیم خاردار اضافه خطر را دفع کند. امروز تجزیه از داخل و بر مغزها اتفاق می‌افتد. مردگان متحرکی که هر چه پیرامون‌شان رخ دهد نسبتی نمی‌گیرند. آنان از درون مرزها تجزیه شدند. سالها قبل غیر فوتبالی‌ها هم در جواب آبی هستی یا قرمز یک جواب ثابت داشتند؛ من طرفدار تیم ملی هستم. فوتبال با همه‌ی نواقص و رذالت‌هایش اما ضربان قلب ملتی گره خورده است. بیراه نیست اگر بگوییم فوتبال هم بخشی از #هویت ماست. اصلا این کلمه پرطمطراق هویت یعنی چه؟ شهید مطهری هویت را مجموعه‌ی دردهای مشترک یک ملت می‌نامد. دردی که از شمال و تا جنوب و حتی بیرون مرزهای ایران حس شود. حتی آن #دیاسپورا دورگه‌ی مکزیکی که به سختی فارسی می‌فهمد خودش را به استادیوم برساند چون از اعماق قلبش درد مشترکی با بچه‌ی آبادان دارد. مگر نه آنکه هر توپی از خط دروازه رد میشد ایرانی به لرزه در می‌آمد یا به سکوت می‌رفت؟ مگر نه آنکه حسرت صعود از مرحله حذفی درد مشترک هر ایرانی بود؟ پس آنکه به این درد بی‌حسی میزند خائن به هویت است. بخشی از اراضی مغزهای تجزیه شده حاصل فریادهای مزدک و #اینترنشنال و تحقیرهای عادل است. آنانکه امروز پس از حذف تیم ملی درد مشترکی با ما حس نمی‌کنند از داروی بی‌حسی جماعت خودباخته مصرف کردند. به همین راحتی و البته پس از سالها تولید ادبیات، یکی از عناصر هویت ایرانی در مغز بعضی تجزیه شد و به فتوحات دشمن پیوست. به همین راحتی هم پل و نیروگاه و پالایشگاه غیرخودی تلقی می‌شود. همانطور که تیم ملی را برای جمهوری اسلامی خواندند، زیرساخت و خاک را هم برای این نظام اسلامی حقنه می‌کنند. همانطور که ۱۴۰۱ غیرت را هم برای مسلمانان خواندند و خود را فاقد ناموس معرفی کردند، وطن و سقف را هم برای جهان سوم می‌خوانند و هدف زندگی را لذت زیست غربی در چادر مهاجرین در اروپا می‌نامند. تجزیه طلب اما همچنان هم‌ردیف قاتل و قاچاقچی است؛ همانطور که خرمشهر را پس گرفتیم مغزهای از دست رفته را هم باید از این جماعت دور نگه داریم.

  • نه حاج مهدی از قطار پیاده شده، نه شما خرس خاله‌ها سنگ رفاقتش را سینه میزنید. انتقاد به رفیق هم جبهه‌‌ای اسمش طرد کردن نیست؛ نان شما اما در همین #هیزم‌کشی برای دعواست. بجای این حاشیه‌ها به پیام رهبرم آقا سید مجتبی و آقا سید علی خمینی بپردازید که رو سیاهی بر ذغال بماند.

  • ایرانیانِ جدا افتاده از پدر لازم نیست راه دوری برویم؛ در همین تهران ایرانیانی را دیدیم که گویی همچون گذشته ایشان خارج از کشور زیست می‌کنند. اصلا مرز بین داخل و خارج کجاست؟ آیا درج موقعیت مکانی در محدوده مرزی ایران کفایت می‌کند؟ مثل آن فرزند لجوجی که درب اتاق…

  • ایرانیانِ جدا افتاده از پدر لازم نیست راه دوری برویم؛ در همین تهران ایرانیانی را دیدیم که گویی همچون گذشته ایشان خارج از کشور زیست می‌کنند. اصلا مرز بین داخل و خارج کجاست؟ آیا درج موقعیت مکانی در محدوده مرزی ایران کفایت می‌کند؟ مثل آن فرزند لجوجی که درب اتاق را بر خود قفل کرده و اخبار خانه و محله را از پسر همسایه جویا می‌شود. آن پسر که پدرش را از پسر همسایه بشناسد، هر روز از خانه بیگانه‌تر است. کنار برادرانش که بایستد نه زبان مشترک دارد و نه از سر تا به پا ردی از هویت جمعی خانه به تن پوشیده. این فرزندان لجوج را زیاد دیده‌ایم؛ آنانکه هیچگاه سخنان پدرشان را کامل نشنیدند. آقا فرمودند خط اغفال‌شدگان از اغتشاش‌گران جداست و این دو را برخورد جداگانه لازم است؛ اینترنشنال اما گفت پدر فرزندانش را به مرگ تهدید کرد؛ فرزند هم صدای پدر را نشنید و از پسر همسایه پدر را شناخت. آقا فرمودند زن مدیر خانه است نه آنکه خدمتکار و نوکر باشد؛ اینترنشنال اما گفت پدر، مادر را خانه‌نشین می‌خواهد؛ فرزند اینبار هم نشنید و پدر را از پسر همسایه شناخت. هر بار که پدر شنیده نشد، خشم پسر افزوده شد. این خانم که ظاهراً بیرون از خانه بود هم سخنان پدر را نمی‌شنید، اما به یکباره درب را بروی پدر باز کرد. برخی آنانکه درب را هم شکسته بودند حالا همین حال را دارند. پدر تا آخرین لحظه در خانه ماند که پسر را در آغوش بگیرد. صدای نکره همسایه اگر می‌گذاشت این وصال پیش از این رخ می‌داد. اما آن بمب‌های لعنتی که خانه را لرزاند، خیلی از پسران را به آغوش پدر برگرداند. #دیاسپورا #رسانه #پدر

  • 6 июл.698149

    همین آقای حسن‌زاده که امروز عملکردش را دیدیم، اگر فردا روزی شهید شود میگویند دیدید حق با او بود؟ نباید از او انتقاد می‌کردیم. توبه کنید!

  • ای عامل زجه کودکانه مردان؛ ما را ببخش که بعد تو را دیدیم. ما را ببخش که عرضه‌ی دفع یک شایعه پناهگاه را هم نداشتیم. ما را ببخش که دشمن هر چه شما را نشانه رفت از بین ما رد شد و اصابت کرد؛ بابت آن سپرهای پوشالی ما را ببخش. این را هم نگفتم که رفع تکلیف کنم. ننگ بر ما که همچون جماران مانده‌های بعد آقا روح الله، خاطره‌بازهای کشوردوست شویم بعد سیدعلی‌آقا. ننگ بر ما اگر عادت کنیم به رجزخوانی رهبر، پیش از مرگ سربازان جان بر کف لشگر. این جان ناقابل ما و شانه‌ی نحیف‌ش آماده است که باری بکشد از دوش رنجور آقا سید مجتبی؛ اینبار نه به حرف اما به عمل. چقدر سوختیم از آنکه آقا با صدای رنجورشان بعد بارها، طمأنینه مصاحبه کردند و شرح دادند که هسته‌ای چرا مهم است؛ همین اول مهرماه پارسال بود. چقدر سوختیم که از بی‌عرضگی ما آقا دوباره به میدان آمدند و درس تبیین دادند. حالا که آقا سید مجتبی دستور دادند، همچنان ننگ تاریخ بر ما اگر درگیر خاطره بازی بمانیم و حرف ولی را بر زمین تنها بذاریم.

  • حتی آن جماعت شیره‌ای سطل طلب در خارج از کشور نیز ناخودآگاه از گل ایران بالا پریدند. فوتبال خوب یا بد به عنوان بخشی از هویت ملی تثبیت شده است؛ تلاش وافر اینترنشنال و مرحوم منوتو در جهت سِر شدگی در مقابل همین عنصر هویتی بود. رسانه‌های صهیونی سالها در مقابل مفهوم تیم ملی ایستادند تا در چشم ایرانیان رنگ ببازد و یک عامل وحدت آفرین را از میان ببرند. در دومین بازی ایران اما مخاطبان سطلی برای لحظه‌ای گویی فراموش کردند که آنها هیچ تیمی برای تشویق در جام جهانی ندارند. لحظاتی سالن را از فریاد خوشحالی پر کردند و البته دوباره عربده‌های مزدک میرزایی در گوششان پخش شد. لازم به یادآوری است که آمریکا به هیچ شهروند ایرانی سالکن در کشورش ویزای کاری هم نمی‌دهد چه رسد به بلیط جام جهانی؛ پس این جماعت پر شور در استادیوم‌ها جملگی ایرانیان خارج از کشورند که نه اتوبوسی برای اعزامشان صف کشید و نه ارگانی بودجه به پایشان ریخت. آنها بدون وابستگی مالی و سازمانی پشت تیم ملی ایستادند. با این وجود حضور طرفداران تیم ملی در قلب آمریکا یک باخت سنگین برای صهیونیست های سلطنت‌طلب قلمداد شد؛ چرا که بنا به استدلال خود اینترنشنالی جماعت، مدافعان تیم ملی عناصر جمهوری اسلامی هستند ولو آنکه از سیاست سر رشته‌ای نداشته باشند. و این یعنی ایران در آمریکا چند هزار عنصر گوش به فرمان دارد که به فرمان شیره‌ای‌ها دهن کجی می‌کند. این دعوای دوقطبی بر سر یک عنصر هویتی دستپخت رسانه‌ی دشمن بود که حالا زهرش گریبان خودشان را گرفته است. آن ایرانیان خارج از کشوری که فارغ از جناح سیاسی هم نبض با تیم ملی سکوها را لرزاندند، همچنان رگه‌هایی از هویت ایرانی در خون حمل می‌کنند که دشمن هنوز موفق به حذفش نشده است. ایران برای حفظ ایرانیتش تا دیر نشده می‌بایست آنها را حول اصالتشان جمع کند تا قبل از آنکه وحوش شیره‌ای گردنشان را گاز بگیرند. تَرَک انداختن بر پیکره عناصر ملی خیانت به حکومت مسقر نیست، آنچه را به خطر می‌اندازد شیرازه‌ایست که اگر بگسلد دیگر وصله نمی‌شود؛ میخواهد صفوی باشد یا پهلوی یا اسلامی. و بیچاره آن مغز گاز گرفته‌های هویت ندار؛ حتی تیم اسرائیل هم در جام جهانی نیست که تشویق کنند.

  • ایرانیانِ خارج از روایت «۲»

  • без подписи

  • без подписи

  • ایرانیانِ خارج از روایت «۲»

  • اگه کار نمیکنه چجوری داری پیام میدی :)

  • ‌ ‌ ‌‌‌ ‌ چیزی شبیه به کاشف مدیا اومد تو ذهنم منظورم از قدیمی شده هم این بود که کار نمی‌کنه ها :))

  • شخص‌محور یعنی در قالب انسان رسانه فرم‌های سازمانی و جمعی مثل بیانیه و اعلام موضع توئیتری در صورتی جواب میده که مداوم باشه. برای کنش در لحظه نمیشه انتظار داشت که صفحه خاک خورده‌ی بسیج فلان جا با یک توئیت و تنفس مصنوعی ریتوئیت اعضای خودش به بازخورد مطلوب برسه. در عوض چهره سازی همیشه نشون داده که مورد اقبال مخاطب قرار میگیره. مثال: دامنه اثر بیانیه مکتوب قرارگاه خاتم را با قرائت همان بیانیه توسط ابراهیم ذوالفقاری (من النصر) مقایسه کنید.

  • ‌ ‌ ‌‌‌ ‌ ۱. شخص‌محور یعنی چطور؟ ۲. لینک ناشناس بیو قدیمی شده، عوضش کن

  • درخواست عاجزانه دارم از رفقای تشکیلاتی؛ محتوای کوتاه، شخص‌محور و تبیینی منتشر کنید. امروز به تعدد کنش رسانه‌ای با ضریب اثر بالا نیاز داریم. با توئیت و بیانیه تا سر کوچه هم ضریب نمی‌گیرید.

  • چند کلمه‌ای بالای قبر «منوتو» بی‌انصافی است حالا که به این روز نزار افتاده و نفس آخر را کشید از روزهای قلدری‌اش نگوییم. اوایل دهه نود گوی سبقت جذابیت را از غول‌هایی مثل #فارسی_وان و #جم_تی_وی ربود و حتی بالاتر از #بی‌بی‌سی_فارسی و #صدای_آمریکا در دامنه اثر ایستاد. اما امروز بعد از سه تلاش ناموفق برای بقا و حتی بعد از تنفس دهان به دهان شخص اعلی حسرت به شبکه و درخواست از اپوزیسیون خارج کشور برای حمایت، اما مریض عمرش به دنیا نبود. بدیهی است که حتی فراز و نشیب دشمن هم حکمت‌هایی دارد که می‌توان از آن بهره گرفت. پس سوال این است که راز آن یکه تازی چه بود و این سقوط چه دلایلی داشت؟ سنت شکن شاید بهترین تعبیری باشد که ماهیت اقدامات شبکه را معرفی کند. کیست که نقش منوتو را در تغییر سبک زندگی ایرانیان را انکار کند. خاله‌زنک‌بازی‌ مهمانان #بفرمایید_شام آنقدر بر سر زبان‌ها افتاده بود که نمونه‌های داخلی آن هم تولید شد. #آکادمی_گوگوش موج جدیدی از خوانندگی زنان و ابتذال در آواز را در جامعه هنری تزریق کرد. #اتاق_خبر منوتو با لحنی غیرمعمول و ادبیاتی ناآشنا با گویندگی خبر توانست انقلابی در قاب تلویزیون رقم بزند؛ شاید بی راه نباشد اگر بگوییم ادبیات محاوره‌ای که امروز در رسانه‌های رسمی به کار می‌رود بخشی از میراث منوتوی دوران اوج است. فروشندگان قرص افسردگی و دفاتر طلاق مدیون تهیه کنندگان برنامه #سمت_نو و اندرزهای فمنیستی مجریانش هستند. البته نباید از حق پت‌شاپ و مهدکودک‌های سگ و گربه بر گردن این برنامه بگذریم. حتی سالومه و #سالی_تاک در عین بی‌سوادی سیاسی و دوری گزینی از هرگونه اندیشه عمیق، اما به واسطه تخاطب بی‌واسطه با تماشاچی و راحتی در ارتباط، توانست موفقیت بالایی در جذب مخاطب رقم بزند. همه‌چیز برای منوتو خوب بود تا وقتی که یک رسانه‌ی #لایف_استایل و خودمانی بود. مشکل از جایی شروع شد که خودش را جدی گرفت. نقطه عطف شبکه شاید پخش مستندی از پرویز ثابتی و تطهیر ساواک باشد. همان‌قدر که دم اینترنشنال بعد از مصاحبه با نتانیاهو بیرون زد، منوتو هم اینجا از پروژه‌اش رونمایی کرد. اگر چه سلطنت‌طلبی مرحومه حرف جدیدی نبود، اما گویی منوتو پس از آنکه برای اولین بار به سراغ چنین شبحی از ساواک رفت و جرئت تطهیر آن هیولای بدنام را به خود داد، وارد فصل جدیدی از فعالیت خود گشت. پس از آن بود که شبکه لنگان لنگان به زیست خود ادامه داد. اساسا بعد از شکست پروژه آشوب ۴۰۱، ماهیت کارکرد یک رسانه سبک زندگی محور هم تحت الشعاع قرار گرفت و گویی تیر آخرش را با یک مستند انتحاری زد. "قبل از عبور از این ماجرا نمی‌توان اشاره نکرد که اکثر مستندهای چشم‌نواز منوتو به این دلیل لایق لقب چشم‌نواز گشتند که دسترسی به #آرشیو بی‌نهایت صداسیما پیدا کردند. در همین حد گفتیم و بگذریم." حال در تقسیم کاری احتمالا نوشته یا نانوشته، کارفرمایان پشت پرده منوتو که سالها هزینه هنگفت اداره بیش از دویست کارمند و استودیوهای غول پیکر را تامین می‌کردند، و آنقدر دست به جیب بودند که شبکه حتی نیاز به پخش یک تبلیغ هم نداشت، گویی دیگر پروژه تغییر فرهنگ اجتماعی را در دستور کار نداشتند و منوتو را مثل یک دستمال مصرف شده دور انداختند. کیوان عباسی و مجریان «بفرمایید شام»ش هم هر چقدر سعی در ری‌برندینگ و خوش رقصی برای حسرت السلطنه و بزرگ‌ترهایش داشتند اما به دیوار سخت واقعیت خوردند که عرصه سیاست جای آن لمپن‌ها نیست. در واقع کارکرد تقابل سیاسی از پس رسانه‌ی دیگری برمی‌آمد که مستحق الطاف همایونی و بودجه‌های زبان بسته بود. اما دیر نمی‌پاید که اینترنشنال هم به رفیق یا درواقع رقیبش منوتو بپیوندد.

  • 🔹️ ایرانیانِ خارج از روایت آیا می‌توان کارمندان انگلیسی کمپانی هند شرقی را همانند آوارگان سوری دیاسپورا نامید؟ ریزش مادهٔ قرمز رنگ بر رضا پهلوی، اعلام جنگ علیه روایت رسمی بود. ▪️اواخر فروردین لس‌آنجلس تایمز گزارشی از قتل «مسعود مسجدی» توسط سلطنت‌طلبان و تهدیدهای پی‌درپی دیگر منتشر کرد و آن را شکافی تلخ بین ایرانیان خارج از کشور خواند. حمایت از نیروی مهاجم خارجی سابقا نیز میان مهاجرین اتفاق افتاده؛ نظیر آنچه دیاسپورای کوبایی در خلیج خوک‌ها رقم زد و با ادوات آمریکایی به جنگ سرزمین خود رفت و البته شکست سنگینی متحمل شد. اما حمله به یک مادر و فرزند خردسال در خیابان و خوشحالی از مرگ هموطنان صحنه‌ای نیست که حتی در آمریکا پر تکرار باشد. فارغ از علل چنین خشونت افسارگسیخته‌ای، آیا دیاسپورای ایرانی همان جمعیت یاغی و چاقوکش است که ترامپ را عمو می‌نامد؟ آیا این لقب صرفا به جریان اپوزیسیون خارج از کشور اطلاق می‌شود؟ ادامه یادداشت👇 https://ble.ir/barayand_mag/514490372688398598/1778260531004