زبان تخصصی علوم سیاسی
Статистикаبا مدیریت اینجانب: مرضیه محمدی(دانش آموخته روابط ) خدمات ما: 👇🏼👇🏼👇🏼 آموزش نحوه ی نگارش پایان نامه آموزش نحوه ی نگارش مقاله خدمات چاپ کتاب آموزش ترجمه متون تخصصی جهت ارتباط و مشاوره: #مرضیه_محمدی 👇👇👇 @Avant_grade_98 09189021885
- Последний пост
- 12 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 22
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Образование
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 329
- 1/48двое суток
- 377
- 1/72трое суток
- 406
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
🔺️ *انگلیسی با تیتر یک خبرگزاریها* 🔺️ 🔸️کلمات مهم Iran-US = ایران و آمریکا War = جنگ Boost = رونق بخشیدن/ افزایش دادن Used = دست دوم / کار کرده Vehicle = وسیله نقلیه Sales = فروش 🔷️ *ترجمه*: جنگ ایران و آمریکا فروش وسیله نقلیه ی دستدوم را رونق بخشید (افزایش داد). کانال زبان تخصصی علوم سیاسی https://t.me/language_political
🔅دوستان علوم سیاسی در تمام مقاطع از کارشناسی تا دکتری جهت: ✅نگارش مقاله ✅نگارش پایان نامه ✅چاپ کتاب ✅ترجمه ی متون تخصصی علوم سیاسی ✅ تبدیل پایان نامه به کتاب 🔆میتوانند با ایدی و شماره تماس اینجانب #مرضیه_محمدی مدیر آکادمی سیاست و آکادمی زبان تخصصی علوم سیاسی در ارتباط باشند 👇🏼👇🏼👇🏼 🔅جهت ارتباط و مشاوره: 👇👇👇 @Avant_grade_98 09189021885 ✅کانال روش پژوهش در علوم سیاسی 👇🏼👇🏼 https://t.me/Policy_researcher
🔺️ *انگلیسی با تیتر یک خبرگزاریها* 🔺️ 🔸️کلمات مهم Brief = مختصر و کوتاه Hope= امید Busy = شلوغ Waterway = آبراهه Reopen = بازگشایی مجدد Appear = به نظر رسیدن Prepare = آماده شدن Meet = ملاقات 🔷️ *ترجمه*: پس از امیدی کوتاه برای بازگشایی یکی از شلوغ ترین آبراه های جهان، به نظر میرسد آمریکا و ایران تقریباً بر سر مسائل بسیار کمی توافق دارند؛ شاید تنها مورد آمادگی برای دیدار دوباره باشد. کانال زبان تخصصی علوم سیاسی https://t.me/language_political
🔺️ *انگلیسی با تیتر یک خبرگزاریها* 🔺️ 🔸️کلمات مهم Agriculture = کشاورزی Shock = شوک Be over = به پایان رسیدن Yet = هنوز 🔷️ *ترجمه*: شوک کشاورزی جنگ ایران هنوز به پایان نرسیده است. کانال زبان تخصصی علوم سیاسی https://t.me/language_political
🔺️ *انگلیسی با تیتر یک خبرگزاریها* 🔺️ 🔸️کلمات مهم Airport = فرودگاه Reopen = بازگشایی مجدد Airfare = قسمت بلیط هواپیما Skyrocket = سر به فلک کشیدن Foreign = خارجی Carriers = شرکتهای هواپیمایی Stay away = عدم حضور 🔷️ *ترجمه*: فرودگاه بن گوریون دوباره بازگشایی شد اما با عدم حضور شرکتهای هواپیمایی خارجی، قیمت بلیط هواپیما دوباره سر به فلک کشید. کانال زبان تخصصی علوم سیاسی https://t.me/language_political
🔺️ *انگلیسی با تیتر یک خبرگزاریها* 🔺️ 🔸️کلمات مهم Resignation = کنارهگیری Last= آخرین Chance = فرصت و شانس Redemption = رستگاری 🔷️ *ترجمه*: کنارهگیری آخرین فرصت ترامپ برای رستگاری است. کانال زبان تخصصی علوم سیاسی https://t.me/language_political
🔺️ *انگلیسی با تیتر یک خبرگزاریها* 🔺️ 🔸️کلمات مهم Loss = کمبود / فقدان Output = صادرات MidEast = خاورمیانه About = حدود Take (x) years = سال زمان میبرد x Recover = بازیابی و بهبود 🔷️ *ترجمه*: سازمان انرژی جهانی میگوید: بازیابی کمبود صادرات انرژی در خاورمیانه، حدود ۲ سال زمان خواهد برد. کانال زبان تخصصی علوم سیاسی https://t.me/language_political
🔺️ *انگلیسی با تیتر یک خبرگزاریها* 🔺️ 🔸️کلمات مهم Ceasefire = آتشبس Prevent = جلوگیری کردن Economic = اقتصادی Harm = آسیب 🔷️ *ترجمه*: آتشبس از آسیب اقتصادی جنگ ایران جلوگیری نخواهد کرد. کانال زبان تخصصی علوم سیاسی https://t.me/language_political
۱. One of the first Greek philosophers who worked on questions concerning political science was Plato who in his famous book Republic discussed the basic issues confronting human beings in their capacity as members of society and as citizens. یکی از اولین فیلسوفان یونانی که روی پرسشهای مربوط به علوم سیاسی کار کرد، افلاطون بود که در کتاب مشهور خود «جمهور»، مسائل اساسی پیش روی انسانها را در مقام اعضای جامعه و به عنوان شهروند، مورد بحث قرار داد. ۲. Plato assumed that the question of finding the right kind of government could be resolved through systematic and scientific thinking. افلاطون فرض را بر این گذاشت که مسئله یافتن نوعِ درستِ حکومت، میتواند از طریق تفکر نظاممند و علمی حل شود. ۳. This assumption of the applicability of reason to social relations is still subject of scholarly discussion in the 21st century. این فرض در مورد قابلیتِ استفاده از عقل در روابط اجتماعی، هنوز هم در قرن بیست و یکم موضوع بحثهای علمی (آکادمیک) است. ۴. After Plato, one of his students, Aristotle, studied virtually all of the known political systems and constitutions and laid the foundations of an important branch of political science, comparative government. پس از افلاطون، یکی از شاگردان او، ارسطو، تقریباً تمام نظامهای سیاسی و قانونهای اساسی شناختهشده را مطالعه کرد و پایههای یک شاخه مهم از علوم سیاسی، یعنی «دولتهای تطبیقی» (حکومتهای مقایسهای) را بنا نهاد. ۵. By relating different forms of political organization to their social environment, Aristotle also founded the sociological approach to political science. ارسطو همچنین با مرتبط کردن اشکال مختلف سازمان سیاسی به محیط اجتماعیشان، رویکرد جامعهشناختی به علوم سیاسی را پایهگذاری کرد. ۶. Zeno, another Greek political scientist, and his followers, instead of dealing with cities or states, considered mankind as a whole. زنون، یک دانشمند سیاسی دیگر یونانی، و پیروانش، به جای پرداختن به شهرها یا دولتها، کل بشریت را مد نظر قرار دادند. ۷. They declared that the unity of man was one of the main principles of natural law and pleaded for greater equality for women and slaves, etc. آنها اعلام کردند که یگانگی انسان، یکی از اصول اصلی «قانون طبیعی» است و برای برابری بیشتر برای زنان و بردگان و غیره تلاش کردند (خواهان آن بودند). ۸. This Stoic concept later formed the basis of the Roman legal system called ‘the law of all nations’ and laid the foundation of international law. این مفهوم رواقیگری، بعدها اساس سیستم حقوقی روم به نام «قانون همه ملتها» را شکل داد و پایه حقوق بینالملل را بنا نهاد. کانال زبان تخصصی علوم سیاسی 👇🏼 https://t.me/language_political
🔅دوستان علوم سیاسی در تمام مقاطع از کارشناسی تا دکتری جهت: ✅نگارش مقاله ✅نگارش پایان نامه ✅چاپ کتاب ✅ترجمه ی متون تخصصی علوم سیاسی ✅ تبدیل پایان نامه به کتاب 🔆میتوانند با ایدی و شماره تماس اینجانب #مرضیه_محمدی مدیر آکادمی سیاست و آکادمی زبان تخصصی علوم سیاسی در ارتباط باشند 👇🏼👇🏼👇🏼 🔅جهت ارتباط و مشاوره: 👇👇👇 @Avant_grade_98 09189021885 ✅کانال روش پژوهش در علوم سیاسی 👇🏼👇🏼 https://t.me/Policy_researcher
Persian Gulf 1. The Persian Gulf is one of the most significant and historic waterways in the entire world. ترجمه: خلیج فارس یکی از مهمترین و تاریخیترین آبراهها در سراسر جهان است . While many people recognize it primarily for its vast energy resources, it is also a region of immense cultural and ecological importance. ترجمه: در حالی که بسیاری از مردم آن را در درجه اول به خاطر منابع عظیم انرژیاش میشناسند، این منطقه همچنین از اهمیت فرهنگی و زیستمحیطی بینظیری برخوردار است. 3. The Persian Gulf is a vital part of the identity and history of the surrounding nations, and its significance remains undeniable even in the modern era. ترجمه: (جمله اصلی:) خلیج فارس بخش حیاتی از هویت و تاریخ کشورهای اطراف آن است و اهمیت آن حتی در عصر مدرن نیز غیرقابل انکار باقی میماند. 4. It is easy to find historical evidence of the Gulf’s importance. ترجمه: پیدا کردن شواهد تاریخی درباره اهمیت خلیج آسان است. 5. For centuries, it has been a center for trade, connecting the East and the West through the Silk Road of the sea. ترجمه: برای قرنها، اینجا مرکز تجارت بوده و شرق و غرب را از طریق جاده ابریشم دریایی به هم متصل میکرده است. 6. For example, my grandfather often tells stories of the traditional pearl divers who used to brave the deep waters to find natural pearls, which were famous worldwide. ترجمه: برای مثال، پدربزرگم اغلب داستانهای غواصان سنتی مروارید را تعریف میکند که به آبهای عمیق میزدند تا مرواریدهای طبیعی پیدا کنند؛ مرواریدهایی که در سراسر جهان معروف بودند. اهمیت مدرن 7. The modern significance of the Persian Gulf is equally impressive. ترجمه: اهمیت مدرن خلیج فارس به همان اندازه تاثیرگذار است. 8. It is home to diverse marine life, including beautiful coral reefs and rare sea turtles. ترجمه: اینجا زیستگاه تنوع زیستی دریایی، شامل صخرههای مرجانی زیبا و لاکپشتهای دریایی کمیاب است. 9. Furthermore, the region is a global hub for energy, as a large portion of the world’s oil and gas passes through the Strait of Hormuz. ترجمه: علاوه بر این، این منطقه یک قطب جهانی انرژی است، زیرا بخش بزرگی از نفت و گاز جهان از تنگه هرمز عبور میکند. 10. Personally, I have always been fascinated by the deep blue waters of this historic sea. ترجمه: شخصاً، همیشه مجذوب آبهای عمیق و آبی این دریای تاریخی بودهام. 11. Whether we look at its ancient past or its strategic role today, the Persian Gulf remains an essential and inseparable part of our global heritage and identity. ترجمه: چه به گذشته باستانی آن نگاه کنیم و چه به نقش استراتژیک امروز آن، خلیج فارس یک بخش ضروری و جداییناپذیر از میراث و هویت جهانی ما باقی میماند. https://t.me/language_political
𝗧𝗵𝗲 𝗦𝘁𝗿𝗮𝗶𝘁 𝗼𝗳 𝗛𝗼𝗿𝗺𝘂𝘇: تنگه ی هرمز🌊 The Strait of Hormuz belongs to Iran. 🐳 تنگه ی هرمز متعلق به ایران است. The Strait of Hormuz is part of Iran's territory.✨ تنگه ی هرمز بخشی از قلمرو (سرزمین) ایران است. «تنگه ی هرمز» نام خودش رو از پادشاه ایرانی به نام هرمز گرفته The name Hormuz comes from the historic Iranian King Hormuz.
Negotiation Analysis تحلیل مذاکره ۱. Negotiation is the process of joint decisionmaking. مذاکره فرایندِ «تصمیمگیریِ مشترک» است. ۲. It is communication, direct or tacit, between individuals who are trying to forge an agreement for mutual benefit. مذاکره نوعی ارتباط (مستقیم یا ضمنی) میان افرادی است که میکوشند برای رسیدن به منفعتِ متقابل، توافقی را شکل دهند. ۳. The original meaning of the word is simply to carry on business, but negotiation is also a central activity in diplomacy, politics, religion, the law, and the family. معنای اصلی این واژه صرفاً «تجارت کردن» است، اما مذاکره فعالیتی محوری در دیپلماسی، سیاست، دین، قانون و خانواده نیز هست. ۴. It encompasses arms control talks, legislative logrolling, the interpretation of religious texts, child custody disputes, the allocation of household chores, and the decision about where to go with one’s spouse for dinner. این مفهوم شاملِ گفتوگوهای کنترل تسلیحات، بدهبستانهای قانونی (معاملات پارلمانی)، تفسیر متون دینی، اختلافاتِ حضانت فرزند، تقسیمِ کارهای خانه و تصمیمگیری برای انتخاب محل شام با همسر میشود. ۵. Everyone negotiates. همه مذاکره میکنند. ۶. Until recently, however, the subject has not been studied very systematically. با این حال، تا همین اواخر، این موضوع بهصورت بسیار نظاممند مطالعه نشده بود. https://t.me/language_political
🔅دوستان علوم سیاسی در تمام مقاطع از کارشناسی تا دکتری جهت: ✅نگارش مقاله ✅نگارش پایان نامه ✅چاپ کتاب ✅ترجمه ی متون تخصصی علوم سیاسی ✅ تبدیل پایان نامه به کتاب 🔆میتوانند با ایدی و شماره تماس اینجانب #مرضیه_محمدی مدیر آکادمی سیاست و آکادمی زبان تخصصی علوم سیاسی در ارتباط باشند 👇🏼👇🏼👇🏼 🔅جهت ارتباط و مشاوره: 👇👇👇 @Avant_grade_98 09189021885 ✅کانال روش پژوهش در علوم سیاسی 👇🏼👇🏼 https://t.me/Policy_researcher
Diplomacy دیپلماسی 1) Diplomacy may be defined as the practice of conducting relations between states through official representatives. ترجمه: دیپلماسی را میتوان بهعنوان عملِ برقراری روابط میان دولتها از طریق نمایندگان رسمی تعریف کرد. 2) Diplomacy may involve the entire foreign relations process, policy formulation as well as execution. ترجمه: دیپلماسی ممکن است همهٔ فرایند روابط خارجی، یعنی تدوین سیاست و همچنین اجرای آن را دربر بگیرد. 3) In this broad sense a nation’s diplomacy and foreign policy are the same. ترجمه: در این معنای گسترده، دیپلماسی و سیاست خارجیِ یک کشور یکی هستند. 4) In the narrower, more traditional sense, however, diplomacy involves means and mechanisms whereas foreign policy implies ends or objectives. ترجمه: اما در معنای محدودتر و سنتیتر، دیپلماسی شامل ابزارها و سازوکارهاست، در حالی که سیاست خارجی بیانگر اهداف یا مقاصد است. 5) In this more restricted sense, diplomacy includes the operational techniques whereby a state pursues its interests beyond its jurisdiction. ترجمه: در این معنای محدودتر، دیپلماسی شامل روشهای عملیای است که بهوسیلهٔ آنها یک دولت منافع خود را فراتر از قلمروِ صلاحیتش دنبال میکند. 6) Increasing interdependence of states has steadily expanded the number of international meetings and the instances of multilateral conference and parliamentary diplomacy. ترجمه: افزایشِ وابستگی متقابلِ دولتها بهطور پیوسته تعداد نشستهای بینالمللی و مواردِ دیپلماسیِ چندجانبه و پارلمانی را افزایش داده است. 7) States deal with one another on such a great number of occasions and topics, however, that the bulk of diplomatic activity remains bilateral ترجمه: با این حال، دولتها در تعداد بسیار زیادی از موقعیتها و موضوعات با یکدیگر تعامل میکنند، بهطوریکه بخش عمدهٔ فعالیت دیپلماتیک دوجانبه باقی میماند. 8) and is conducted through the normal diplomatic channels of the foreign ministry and the resident diplomatic mission. ترجمه: و این فعالیت از طریق کانالهای عادی دیپلماتیکِ وزارت امور خارجه و نمایندگی دیپلماتیکِ مقیم انجام میشود. 9) Critical issues are sometimes negotiated at the highest level, involving heads of government in summit diplomacy. ترجمه: مسائل مهم گاهی در بالاترین سطح مذاکره میشوند، و در این حالت رؤسای حکومت در دیپلماسیِ سران شرکت میکنند. https://t.me/language_political
ABSOLUTISM Absolutism تلفظ: آبسَلوتیزم / آبسولوتیزم ترجمه: استبداد / حکومت مطلقه 1) Unrestrained powers exercised by government. ترجمه: قدرتهای مهارنشدهای که توسط حکومت اعمال میشود. 2) Absolutism is the opposite of constitutionalism, which provides for government limited by law. ترجمه: استبداد، نقطهٔ مقابلِ مشروطهگرایی است؛ که برای حکومتی محدود به قانون، سازوکار فراهم میکند. 3) An autocracy is a form of absolutism that involves unlimited authority over others by a single individual. ترجمه: اتوکراسی/خودکامگی شکلی از استبداد است که در آن، یک فردِ واحد بر دیگران اختیارِ نامحدود دارد. 4) Constitutionalism or limited government may serve as a means for preventing the rise of absolute power, as in the American system. ترجمه: مشروطهگرایی یا حکومتِ محدود میتواند وسیلهای برای جلوگیری از ظهورِ قدرتِ مطلق باشد، همانطور که در نظام آمریکایی دیده میشود. 5) Once established, however, an absolutist regime typically defines and determines the scope of its own powers whether or not a constitution exists. ترجمه: اما هنگامی که یک رژیمِ استبدادی برقرار شد، معمولاً دامنهٔ قدرتهای خود را، چه قانون اساسی وجود داشته باشد چه نه، خودش تعریف و تعیین میکند. 6) Prior to the American and French revolutions, absolutism took the form of absolute monarchy based on the theory of the divine right of kings. ترجمه: پیش از انقلابهای آمریکا و فرانسه، استبداد به شکلِ پادشاهیِ مطلقه بود که بر نظریهٔ «حق الهیِ پادشاهان» استوار بود. 7) In modern times, it has taken the form of dictatorship of the right (fascism) or of the left (Stalinist communism). ترجمه: در دوران جدید، استبداد به شکلِ دیکتاتوریِ راست (فاشیسم) یا چپ (کمونیسمِ استالینیستی) درآمده است. 8) The American Founding Fathers feared absolutism and established a system of separation of powers, with checks and balances to safeguard against it. ترجمه: بنیانگذاران آمریکا از استبداد بیم داشتند و نظامِ تفکیکِ قوا را همراه با مهار و توازنها برقرار کردند تا در برابر آن محافظت ایجاد شود. 9) The historical struggle between absolutism and democratic constitutionalism continues today, both within and between nations. ترجمه: کشاکش تاریخی میان استبداد و مشروطهگراییِ دموکراتیک، امروز هم، هم درون کشورها و هم میان ملتها ادامه دارد. 10) Although no government exercises completely unrestrained powers in all areas, the… ترجمه: هرچند هیچ حکومتی در همهٔ حوزهها قدرتهای کاملاً مهارنشده اعمال نمیکند https://t.me/language_political
🔅دوستان علوم سیاسی در تمام مقاطع از کارشناسی تا دکتری جهت: ✅نگارش مقاله ✅نگارش پایان نامه ✅چاپ کتاب ✅ترجمه ی متون تخصصی علوم سیاسی ✅ تبدیل پایان نامه به کتاب 🔆میتوانند با ایدی و شماره تماس اینجانب #مرضیه_محمدی مدیر آکادمی سیاست و آکادمی زبان تخصصی علوم سیاسی در ارتباط باشند 👇🏼👇🏼👇🏼 🔅جهت ارتباط و مشاوره: 👇👇👇 @Avant_grade_98 09189021885 ✅کانال روش پژوهش در علوم سیاسی 👇🏼👇🏼 https://t.me/Policy_researcher
The State تلفظ: دِ اِستِیت ترجمه: دولت (در مفهوم حاکمیت یا کشور-دولت) The term ‘state’ can be used to refer to a bewildering range of things: a collection of institutions, a territorial unit, a historical entity, a philosophical idea and so on. ترجمه: اصطلاح «دولت» میتواند برای اشاره به طیف وسیع و گیجکنندهای از موارد به کار رود: مجموعهای از نهادها، یک واحد سرزمینی، یک موجودیت تاریخی، یک ایده فلسفی و غیره. In everyday language, the state is often confused with the government, the two terms being used interchangeably. ترجمه: در زبان روزمره، دولت (State) اغلب با حکومت (Government) اشتباه گرفته میشود و این دو واژه به جای یکدیگر به کار میروند. However, although some form of government has probably always existed, at least within large communities, the state in its modern form did not emerge until about the fifteenth century. ترجمه: با این حال، اگرچه شکلی از حکومت احتمالاً همیشه وجود داشته است (حداقل در جوامع بزرگ)، اما دولت به شکل مدرن آن تا حدود قرن پانزدهم پدیدار نشد. The precise relationship between state and government is, nevertheless, highly complex. ترجمه: با این وجود، رابطه دقیق بین دولت و حکومت بسیار پیچیده است. Government is part of the state, and in some respects is its most important part, but it is only an element within a much larger and more powerful entity. ترجمه: حکومت بخشی از دولت است و از برخی جهات مهمترین بخش آن محسوب میشود، اما تنها عنصری در دلِ یک موجودیت بسیار بزرگتر و قدرتمندتر است. So powerful and extensive is the modern state that its nature has become the centerpiece of political argument and ideological debate. ترجمه: دولت مدرن چنان قدرتمند و گسترده است که ماهیت آن به محور اصلی مباحثات سیاسی و مناظرات ایدئولوژیک تبدیل شده است. This is reflected, in the first place, in disagreement about the nature of state power and the interests it represents, that is, competing theories of the state. ترجمه: این امر در درجه اول در اختلافنظر درباره ماهیت قدرت دولت و منافعی که نمایندگی میکند، یعنی نظریههای رقیب در مورد دولت، منعکس شده است. Second, there are profound differences about the proper function or role of the state: what should be done by the state and what should be left to private individuals. ترجمه: ثانیاً، تفاوتهای عمیقی در مورد وظیفه یا نقش مناسب دولت وجود دارد: اینکه چه کارهایی باید توسط دولت انجام شود و چه کارهایی باید به افراد (بخش) خصوصی واگذار گردد. The state is often defined narrowly as a separate institution or set of institutions, as what is commonly thought of as ‘the state’. ترجمه: دولت اغلب به طور محدود به عنوان یک نهاد مجزا یا مجموعهای از نهادها تعریف میشود؛ همان چیزی که عموماً از «دولت» در ذهن متبادر میشود. For example when Louis XIV supposedly declared, ‘L’état c’est moi’, he was referring to the absolute power that was vested in himself as monarch. ترجمه: برای مثال، زمانی که لویی چهاردهم ظاهراً اعلام کرد «دولت من هستم»، او به قدرت مطلقی اشاره داشت که به عنوان پادشاه در اختیار او بود. The state therefore, stands for the apparatus of government in its broadest sense, for those institutions that are recognizably ‘public’ in that they are responsible for the collective organization of communal life and are funded at the public’s expense. ترجمه: بنابراین، دولت نماینده ساختار (دستگاه) حکومت در گستردهترین معنای آن است؛ یعنی آن نهادهایی که به وضوح «عمومی» شناخته میشوند، از این جهت که مسئول سازماندهی جمعیِ زندگی اجتماعی هستند و با هزینه عمومی (بودجه عمومی) تامین مالی میشوند. Thus the state is usually distinguished from civil society. ترجمه: از این رو، دولت معمولاً از جامعه مدنی متمایز میگردد. https://t.me/language_political
زبان تخصصی علوم سیاسی pinned a video
🔅دوستان علوم سیاسی در تمام مقاطع از کارشناسی تا دکتری جهت: ✅نگارش مقاله ✅نگارش پایان نامه ✅چاپ کتاب ✅ترجمه ی متون تخصصی علوم سیاسی ✅ تبدیل پایان نامه به کتاب 🔆میتوانند با ایدی و شماره تماس اینجانب #مرضیه_محمدی مدیر آکادمی سیاست و آکادمی زبان تخصصی علوم سیاسی در ارتباط باشند 👇🏼👇🏼👇🏼 🔅جهت ارتباط و مشاوره: 👇👇👇 @Avant_grade_98 09189021885 ✅کانال روش پژوهش در علوم سیاسی 👇🏼👇🏼 https://t.me/Policy_researcher