درس گفتارهای علوم سیاسی، روابط بین الملل و اقتصاد سیاسی
Статистикаهدف کانال معرفی مکاتب و نظریه های علوم سیاسی و روابط بین الملل و ارائه فایل، سخنرانی، بخشهایی از کتابهای تخصصی رشته علوم سیاسی، روابط بین الملل و اقتصاد سیاسی میباشد. ارتباط با ادمین و ارسال مطالب و تحلیلها: @ngolizadehmoghadam
- Последний пост
- 11 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 23
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
☘️🧿☘️ حرفهایهای مطالعات بینالمللی 🌓 اندیشکده تهران @institutetehran 🌎 کنکور ارشد و دکتری علوم سیاسی @politicsman 🌎 اصطلاحات انگلیسی حقوقی،سیاسی و مطبوعاتی @policyinact 🌎 موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) @iras_institute 🌎 درسگفتار علوم سیاسی و روابط بینالملل @ecopolitist 🌎 آموزش زبان تخصصی رشته علوم سیاسی @language_political 🌎 کانال خبری، سیاسی و اجتماعی روز خوش @Thegooddayy 🌎 کانال روش پژوهش در علوم سیاسی @Policy_researcher 🌎 راوی عربستان 🇸🇦 @KSA_Narrator 🌎 سیاستکده @siyasatkadehh 🌎 پایش سیاسی ایران @ir_REVIEW 🌎 چین و ماچین 🇨🇳🇨🇳🇨🇳 @china_Reivew 🌎 کانال مطالعات سوریه @hdrhbb1 🌎 رازفیلم/دانلود فیلم و مستند سیاسی اجتماعی فرهنگی @razfilmweb 🌎 کتابخانه علوم سیاسی @Politicalsciennce 🌎 دیپلماسی و سیاست خارجی @Iranian_diplomacy 🌎 در مسیر ابریشم(آموزش زبان چینی)🇨🇳🇨🇳 @Learningchinesesrpllic 🌎 کاسپین مانیتور @CaspianMonitor 🌎 راهبرد ایرانی @rahbord_irani 🌎 پژوهشکده علوم سیاسی @Policyresearcherr 🌎 کانال اسرائیلشناسی شطرنج صحرا @MiddleEastnews21 🌎 تحلیل مسائل ژئواکونومیک (گذرگاه) @Gozargah_1404 🌎 جستار میانفرهنگی و مطالعات ترکیه🇹🇷 @j_sabourii 🌎 اندیشکده ایران نگر @iran_negar_institute 🌎 اخبار و تحلیل مسائل خاورمیانه و شمال آفریقا @mena_news_analysis 🌎 ملت دین؛ روایتگر تحولات جریانات و جنبشها @melatedin 🌎 🌎 کانال روسیه شناسی «بیریوزا» 🇷🇺 🇷🇺 🇷🇺 @Birioza 🌎 ترجمه متون تخصصی علوم سیاسی @Politicianns 🌎 زاویه: اندیشکده مطالعات راهبردی قفقاز، ترکیه و کریدورها @zaviyeinsight 🌎 تحلیل مسائل سیاسی خاورمیانه @paygah_ejtemayi 🌎 کانال علوم سیاسی @politicalsciencce 🌎 بانک مقالات علوم سیاسی @maghalatolomsiasii 🌎 روسکیی چاس @RusskiyChas 🌎 صادرات ترکیه @khoshghalb_official 🌎 لوموند دیپلماتیک Le Monde diplomatique @mondediplofa 🌎 اوراسیا پست، اخبار و تحلیل - چین و روسیه CIS @EurasiaPost 🌎 همه چیز درباره چین 🇨🇳 @chinese10 🌎 اندیشکده بهارستان @Baharestan_ThinkTank 🌎 اقتصاد سیاسی🏅 @Inter_Politics 🌎 دانشجویان علوم سیاسی @Iranianpoliticianss 🌎 آکادمی تخصصی روابط بینالملل @InternationalAcademic 🌎 مرکز مطالعات پاکستان @pakistanstudies_ir 🌎 اطلاعرسانی رویدادهای رشته علوم سیاسی🏛 @SBU_PoliticalScience 🌓 شناخت دقیق پاکستان؛ اندیشکده اقبال @andishkadehiqbal 🌿🧿☘️ هماهنگی برای تبادل @mrgp_1
وقتی به خودم نگاه میکنم ایده کمال را در خود می یابم؛ اما چون میفهمم که موجودی متناهی هستم که میتواند فریفته شود، در می یابم که کامل نیستم و ایده کمال لاجرم از من نشأت نمیگیرد. اما این ایده باید از جایی آمده باشد و آن جا خداست. خداوند لاجرم سرمنشأ این ایده است؛ بنابراین خداوند وجود دارد و کامل است... اما اگر خداوند کامل ،باشد هرگز ما را فریب نمیدهد؛ چون فریب نتیجه فقدان است. بدین رو خداوند فریبکار نیست و حال که چنین ،است حقایق ریاضیاتی قطعی اند وانگهی خداوند مرا به این باور رهمنون میکند که ابژه های خارجی وجود دارند و چون او فریبکار ،نیست پس باید تناظری بین ابژه ها و آنچه واقعی است وجود داشته باشد یا دست کم باید بتوانم که با استفاده درست از قوای ذهنی ام، رابطه آنها را بفهمم. 📕 تأملاتی در باب فلسفه اولی ✍رنه دکارت https://t.me/ecopolitist
پیشینه ی حرکت شانهبهشانه و دائمی «دین» و «قدرت»، به ابتدای تولد اندیشهی سیاسی بازمیگردد؛ دو حوزهای که در رابطه ای متقابل، بر هم اثر گذارده و از هم اثر پذیرفته اند. گاه دین در قالب ایدئولوژی بخش مهمی از قدرت پنهان و پیدای جوامع را شکل داده و گاه سیاست بخشی از زوایای دین را به سکوت و سکون و یا حیات واداشته است. مفهوم «الهیات سیاسی»در چنین تنگنای معنایی میان دین و سیاست، جاری شد. این اصطلاح در نگاهی کلی، شناخت نسبت دین و سیاست و در نگاهی خاص، شناخت تلاشهای صورتگرفته برای دینی کردن سیاست یا سیاسی کردن دین را در بر میگیرد و بر همتافتگی نهادهای الهیات و سیاست، صحه میگذارد. گرایشی از فلسفۀ سیاسی و الهیات است که برای در هم تنیدن این دو حوزه و دوختن قوارهای تکتا بر قامت آنها، تلاش میکند. در مجموع، الهیات سیاسی توجیهگر یکی بودن است یا تمایل به یکی شدن قدرت و قداست دارد. الهیات سیاسی یا الهیات عمومی، شاخهای از هر دو فلسفۀ سیاسی و الهیات عملی است. #چیستی الهیات سیاسی #دین و سیاست https://t.me/ecopolitist
و بدین رو در وضع طبیعی، یک انسان بر دیگری قدرت مییابد؛ اما وقتی مجرمی را در اختیار میگیرد قدرتی مطلق یا خودسرانه ندارد تا او را بر اساس هواهای نفسانی یا هر آنچه اراده گزاف و بی حد و حصرش لازم می آورد کیفر دهد. بلکه باید او را تنها تا جایی کیفر دهد که عقل سرد و وجدان حکم میکنند و تا جایی که با تخطی او تناسب دارد: و این یعنی کیفر باید عمدتاً در خدمت جبران مافات و بازدارندگی باشد. و این دو دلیل، تنها دلایلی است که بر اساس آن میتوانیم به دیگری آسیب بزنیم و همین است آنچه مجازات می نامیم. وقتی از قانون طبیعت تخطی میشود خاطی اعلام میکند که از قاعدۀ دیگری جز قاعده عقل و انصاف عام پیروی کرده است که میزان و سنجه خدا در باب اعمالِ آدمیان برای تأمین امنیت متقابل آنان است: و بدین ترتیب او برای انسانها به موجودی خطرناک تبدیل میشود... بر این اساس، هر کس بنا بر حقی که برای حفظ کل انسانها دارد میتواند هر چیزی را که برای انسانها زهر آگین است محدود و محصور سازد و در صورت لزوم نابود کند؛ و این شر را به هر کسی که از این قانون تخطی میکند برساند، تا او از انجام آن پشیمان و از تکرار آن بازداشته شود و به درس عبرتی برای دیگرانی تبدیل شود که درصدد انجام آن شرارت اند... قاتل... چون از عقل چشم پوشیده است، یعنی از قاعده و سنجه عامی که خدا به انسانها داده است، با خشونت و آدم کشی ناعادلانه خود به همه انسانها اعلام جنگ کرده است؛ و بنابراین می توان او را مانند یک شیر یا پلنگ نابود کرد یعنی مانند آن حیوانات وحشی ای که انسانها با آنها نه میتوانند تشکیل اجتماع بدهند و نه امنیتشان با آنها تأمین میشود: و قانون بزرگ طبیعت بر این پایه استوار میشود:« هر کس خون انسانی را بریزد، خونش به دست انسان ریخته خواهد شد.» 📕 دو رساله درباره حکومت ✍جان لاک https://t.me/ecopolitist
https://t.me/+RnfG4XwBgtt7XY20 لینگ گروه متصل به کانال جهت ارائه نقد و نظرات
نمیتوان خصیصهٔ حقیقی تفکر ماکیاولی را دریافت مگر اینکه از نفوذ ماکیاولی آزاد شد. در واقع، این بدان معناست که نمیتوان خصیصهٔ حقیقی تفکر ماکیاولی را دریافت مگر اینکه میراث پیشامدرن جهان غربی اعم از کتابمقدسی و کلاسیک را برای خود و در خود احیا کرد. ادا کردن حق مطلب در مورد ماکیاولی مستلزم آن است که از دیدگاهی پیشامدرن یک ماكياولي تماماً غيرمنتظره و شگفتآور را که جدید و غریب است انتظار بکشید، نه اینکه از منظر امروز به عقب بنگریم و یک ماکیاولی قدیمی و از آنِ ما شده و بدین ترتیب یک ماکیاولی خوب را ببینیم. این رویه حتی برای فهمی صرفاً تاریخی الزامی است. ماکیاولی، تفکر پیشامدرن را میشناخت: تفکر پیشامدرن پیشِ روی او بود. او نمیتوانست تفکر زمانهٔ کنونی را بشناسد، زمانهای که به عبارتی پس از او ظهور کرد. 📓تأملات در باب ماکیاولی ✍لئو اشتراوس https://t.me/ecopolitist
🔷نزد علی و حسین و مسلم عليهالسلام، پیروزی هدف نبود. اخلاق علی (ع) یکی از مهمترین عواملی است که عمر دولت دادگر او را بسیار کوتاه کرد، در حالی که به راحتی می توانست فقط با دست کشیدن از بعضی مبانی ثابت اخلاقی اش، حکومتش را برای زمان طولانی پایدار نماید، اما در آن هنگام دیگر او علی (ع) نبود،و اگرچنین می کرد (که او (ابوالحسن عليهالسلام)، از این کار به دور است) ما از همهٔ این زیبایی که در اوست و شیفتهٔ آنیم محروم می شدیم. 🔷علی(ع) به سفیران معاویه احترام می گذاشت، با اینکه معاویه، رهبر یک دولت دیگر نبود و فقط مجرمی بود که از دولتی عادل تمرد کرده بود؛ علی (ع) هرگز اجازه نداد در دولتش به یک شخص غریب تجاوز و ظلم شود، و هرگز اجازه نداد در دولتش به سفیری ظلم شود، و هرگز غافل کُشی نکرد، هرگز پیمانی نیست که آن را شکسته باشد، ظاهر و باطنش مخالف یکدیگر نبود، هرگز اجازه نداد در حکومتش به زنان و کودکان ظلم و تعدی شود، هرگز کسی را در زندانها شکنجه نکرد... و این فهرست بسیار طولانی است! 🔷آنجایی که سپاه یزید لعین برای محاصرهٔ امام حسین (ع) آمدند و ایشان را مجبور به فرود در کربلا کردند تا زمینهٔ شهادتش فراهم شود، با اینکه آنان دشمنانی بودند که برای قتل ایشان آمده بودند، [امام حسین(ع)] آنان را سیراب کرد. 🔷این گونه زیست اخلاقی فقط در علی و اهل بیت پیغمبر نبود؛ شاگردان مکتب علی نیز اینگونه بوده اند: « زمانی که ابن زیاد در خانهٔ هانی بن عروه زیر تیغ شمشیر مسلم بن عقیل بود، مسلم اقدام به کشتن او نکرد؛ این حرکت، گامی بود که شریک همدانی و هانی را که رئیس قبیله و از مردان شریفی بودند که بسیار به اخلاق اهمیت می دادند سردرگم کرد؛ زیرا آنان اخلاق مسلم را درک نکردند، [اخلاقی] که او را از ناجوانمردی و غافل کُشی حتی نسبت به دشمن ترین دشمنانش باز می داشت، حال آنکه مدعیان نیابت عامه از معصوم بر روشی خلاف چنین شیوه ای با مخالف خود مواجه میشوند. 🔷درک چنین اخلاقی برای کسانی که به جای حجت، برای خود ولی فقیهی قرار دادند و حتی او را علی و اولاد علی مقایسه میکنند( حال آنکه طبق فرمایش معصوم با اهل بیت احدی قابل قیاس نمیشود، پس هر کس شخصی را با ما مقایسه کند، همانا کافر شده است) و گفتار و رفتار و سلوک او را به دور از اشتباه قلمداد کردند، به گونه ای که هیچ اعتراض و تحقیق و دقت نظری را بر نمی تابد، بسی سخت و دشوار است. 🔷 جایگاه چنین حکومتی که بر خلاف امر معصوم( که قیام کنندگان قبل از قائم علیه السلام را مصداقی از طاغوت میداند)، اقدام به قیام و تشکیل حکومت میکند و دم از محبت اهل بیت میزند را همانا کلام مولانا امام علی علیه السلام نمایان تر میکند: آنگاه گروهی بر شما غلبه می کنند که هیچ ارزشی ندارند، آنها به نام پسرم مهدی بر شما حکومت می کنند در حالی که خود از او بیزار هستند و او نیز از آنها بیزار است( غیبت نعمانی صفحه149 ب10). #عدالت علی #اخلاق علی #ولایت فقیه #مصادیق طاغوت #الهیات سیاسی #کلام سیاسی https://t.me/ecopolitist
الهیات سیاسی نه یک گرایش در حوزۀ دانش است و نه پدیده ای نوظهور و عارضی؛ بلکه امری است که ریشه در بطن خود جوامع انسانی دارد. جوامع انسانی همواره بر این اساس پی ریزی شده اند که صلح و امنیت را برای شهروندان برقرار کنند. بدینسان در دورۀ پیشامدرن سراسر این مسئولیت بر عهده باری تعالی بود؛ ولی با پیدایش مدرنیته و فرایند سکولاریزاسیون نهاد حاکمیت این مسئولیت را بر عهده گرفت. در واقع مدرنیته آنچنان که از آن معنای گسست از دنیای پیشامدرن تفهم میگردد، هرگز رخ نداده بلکه در دوران مدرن ما شاهد تثبیت کارکردهای الهیاتی و صرفاً دگردیسی چهرۀ کارگزاران هستیم؛ تمام مفاهیم مهم نظریه مدرن دولت، مفاهیمی الهیاتی اند که عرفی شده اند؛ نه فقط بر اثر تحولات تاریخی که طی آن این مفاهیم از حوزه الهیات به نظریه دولت منتقل شده اند (به عنوان مثال خدای قادر مطلق به قانون گذار قادر مطلق)، بلکه به علت ساختار نظام مندشان که شناسایی آن برای ملاحظه جامعه شناسانه این مفاهیم ضرورت دارد. استثنا در رشته حقوق همانند معجزه در الهیات است و فقط با آگاهی از این همانندی است که میتوانیم اسلوبی را درک کنیم که در آن ایده های فلسفی مربوط به دولت قرون گذشته متحول شدهاند. ✍کارل اشمیت 📖 الهیات سیاسی/چهار فصل در باب حاکمیت https://t.me/ecopolitist
يوستيتيوم، عزای عمومی و آکتوریتاس در سنت حقوقی روم، طرد و نفی بلد محکومان، در میان قبایل ژرمانی، کهن اعیاد و کارناوالهای مذهبی آنومیک طی قرون وسطا و بالاخره وضعیت فوق العاده شرایط اضطراری، اختیارات فوق العاده، حکومت نظامی و اصل پیشوایی در دولتهای مدرن، همگی سازوکارهای حقوق بیش وکم مشابه اند که از وجود ساختاری پنهان اما تعیین کننده در سیاست خبر میدهند: پارادایم وضعیت استثنایی؛ الگویی آشنا که به موجب آن حاکم قانون را «استثنائا» و «موقتا به حال تعلیق در میآورد، اما زور عریان آن را حفظ میکند». سیمای نزار و ترسخوردهی جانوری که مولود این وضعیت است، در طول تاریخ همیشه چون شاهدی خاموش همراهمان گاه بوده، پیکر هوموساکر رومی، وارگوس بریتانیای باستان و فریدلوس اقوام بربر ژرمانی، گاه در پیکر موزلمان اردوگاههای مرگ نازی، بازداشت شدگان بحق و بی هویت گوانتانامو و بالاخره در تمام تنهای دریده و لگدمال شده ی آن راندگانی که کشتنشان، قتل نفس نیست، «شکار» است؛ جاندارانی که ابژههای حکومت واقعی محض اند و در مرز هولناک شهر و جنگل، نوموس و فوزیس، فرهنگ و طبیعت و انسان و حیوان میزیند؛ همانها که نه اسیر« «جنگی اند» نه« زندانی»، بلکه بهمعنی دقیق کلمه «بازداشتی اند»: تنهایی برهنه، وانهاده، عاری از هر شأن حقوقی. ✍ جورج آگامبن 📖 وضعیت استثنایی https://t.me/ecopolitist
تحت تأثیر واقعیت های جنگ جهانی اول، جهان بینی کارل اشمیت که قبل از این متأثر از تفکر انتزاعی نوکانتی که بر ارجحیت حق بر دولت دلالت داشت و هدف غایی دولت را تحقق حق میدانست، زیر و رو گشت،و او را به سمت یک واقعگرایی ناب سیاسی سوق داد که در آن دولت علاوه بر اینکه به نقطه کانونی تفکر سیاسی مبدل شد و بر حق نیز تقدم پیدا کرد، تابع احتمال همیشگی منازعه گردید که میتواند برای مبارزه با تهدیدات اقدام راسخ انجام دهد، زیرا حجت وجودی دولت حفظ انسجامش به منظور تامین نظم و ثبات است. در اینجا اشمیت در قیاس با هگل که دولت را تبلور عالی ترین صورت هستی تئوریزه میکرد، نقش دولت را تأمین شرایطی میدانست که در پناه آن شهروندان قادر به پیگیری منافع خود باشند و همین دیدگاه او را با باور توماس هابز که دولت را موجد قانون و نه حقیقت میدانست شریک و سهیم گردانید و به باور ضرورت حمایت از اقتداری هدایت کرد که به شیوه ای قانونی استقرار یافته؛«آنکه دارای اقتدار است میتواند خواهان فرمانبرداری شود و البته حاکم مشروع همواره از چنین اقتداری برخوردار نیست». ✍کارل اشمیت 📖 الهیات سیاسی/چهار فصل در باب حاکمیت https://t.me/ecopolitist
حرمت اطاعت از حاکمان ظالم 🔶بسیاری از مسلمانان، از حاکمان ظالم خود پیروی میکنند،در حالی که حاکمان ظالمشان، از یک سو با لحاظ مبنای مشروعیّت در اسلام، مجاز به حکومت نیستند،و از سوی دیگر، به اقتضای ظالم بودنشان، بر طبق عقل و شرع حکومت نمیکنند. 🔸و با این وصف، پیروی از آنان به اقتضای عقل و شرع واجب نیست، بلکه به طور حتم حرام است. چنانکه فرموده است؛ 🕋﴿وَقَالُوا رَبَّنَا إِنَّا أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَكُبَرَاءَنَا فَأَضَلُّونَا السَّبِيلَا رَبَّنَا آتِهِمْ ضِعْفَيْنِ مِنَ الْعَذَابِ وَالْعَنْهُمْ لَعْنًا كَبِيرًا﴾(أحزاب/۶۷ و ۶۸) «و گویند: پروردگارا! ما از سرکردگان و بزرگانمان اطاعت کردیم، پس آنان ما را گمراه کردند؛ پروردگارا! آنان را دو چندان عذاب بده و آنان را لعنتی بزرگ کن»! 📖کتاب بازگشت به اسلام ✍️منصور هاشمی خراسانی
اگر در کلام معصومین (ع) تدبر کنیم فرموده اند: (بهترین جهاد گفتن حرف حق در مقابل حاکم ظالم است) زیرا حاکم ظالم بر اساس جهلش حکم می دهد و از هوای نفس خویش متابعت می کند انواع خون ریزی و کشتار ، غصب اموال و هتک ارحام و چیزی از اسلام باقی نمی گذارد جز هوای نفس خویش و علمای خود فروخته و مزدور را گرفته تا انها را طبق آیه قرآن تفسیر کنند و بگویند آیه قرآن: { اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم}:« اطاعت کنید از خدا و رسولش و صاحبان امر »در مورد آنهاست و صاحبان امر رهبران طاغوت هستند و مردم باید از آنها اطاعت کنند. ✍️سید احمد الحسن یمانی #کاته خون #الهیات سیاسی شیعه #اخرالزمان
. 💢 القائم 💢 إذَاسْوَدَّتْ مَحَرِیبُ البِلاد... وَ صَارَالنُّورُ فِي الأَعْیُنِ سَوَاد... وَ مَاجَ الکُفْرُ فِي الأَرْضِ... وَ عَادْ وَ ظَنَّ المُجْرِمُون... بِأَنَّ دِینَ اللهِ بَاد هُنَاکَ یَشُقُّ بَطْنَ الغَیْبِ أَمْرُ «کُنْ» فَیَکُون فَتَخْرُسُ أَلَسُنُ الدُّنْیَا... وَ تَرْتَجِفُ الحُصُون! هُوَ المَحْفُوظُ فِي القَدَرْ سَلِیلُ الأنبیاءِ فِي الخَبَرْ تُبَایِعُهُ قَبَا ا ائِلُ الجِنَّ وَ البَشَرْ المهدي المهدي سَیَزْحَفُ زَحْفَ مُقْتَدِرْ بِنَصْرٍ عَظِیمٍ مُنْتَظَرْ یَدُکُّ مَعَاقِلَ الدَّجَّالِ ... حِینَ یَسْتَعِرُ! یُعِیدُ الخَیْرَ مِدْرَاراً ... کَأَنَّ الأَرْضَ تَنْفَجِرُ! عَدَالَةٌ رَبِّنَا نَزَلَتْ ... فَأَیْنَ الظُّلْمُ ... یَسْتَتِرُ؟! وَ یَنْزِلُ «سَیِّدُنَا عِیسَی» ... مِنَ المَلَکُوتِ مُؤْتَمَّا یَرَی المَهْدِیَّ ... فَیَرْضَاهُ اِمَاماً ... قَائِداً ... شَهْمَا یَقُولُ: تَقَدَّمْ ... أَقِمْهَا.. فَتَصْرُخُ أُمَّتِی: اللهُ أَکْبَرْ تَمَزَّقَ لَیْلُنَا الأَعْسَرْ ... وَ جَاءَ الوَعْدُ ... جَاءَ الوَعْدُ اَلْأَکْبَرْ المهدي المهدي بِلا «سِرْدَابَ» أَوْهَامٍ ... وَ لا غَیْبَةٍ تُلْهِینَا وَلَکِنْ «فَارِسٌ» یَعْلُو ... بِسَیْفِ الحَقِ یَمِینَا بُعِثْنا مِنْ رَمَادِ المَوْتِ ... نَسُودُ العَالَمینَا خِلافَةُ رَبِّنَا عَادَتْ ... وَ عَادَ الْکَوْنُ مَوْزُنَا أَلاَ... إِنَّ نَصْرَ اللهِ قَذِیبْ المهدي المهدي المهدي المهدي... 🍃🥀🍃🥀🍃🥀🍃 #ترجمهفارسی «مهدی ع» «وقتی تیرگی، سرزمینها را فرا گیرد… و نور در نگاهها به سیاهی بدل شود… و کفر در زمین به جوش و خروش آید… و تبهکاران گمان کنند… که دینِ خدا نابود شده است…» «آنجا…! در ژرفای پنهانِ غیب، فرمانِ “باش”صادر میشود… پس هستی پدید میآید، جهان نعره میکشد، و سینهها از هیبت میلرزند!» «اوست آن نگاهبانیشده در تقدیر، فرزند و تبار پیامبران در نهان، که جنّ و بشر، پیش از آفرینش، به پیروی از او گواهی دادهاند.» يا امام مهدی ع يا امام مهدی ع به زودی یاری عظیم و از پیش تعیینشده با غضب و شکوهی بزرگ که همه منتظرش بودند ناگهان به کسی که لیاقتش را پیدا کند، خواهد رسید! خیر و برکت مثل باران شدید میبارد، انگار زمین میشکافد و گنج بیرون میریزد! وقتی روزی ما فرود آمد، پس تاریکی کجا میتواند پنهان شود؟! و بهزودی خداوند «عیسی» را نازل میکند همراه با فرشتگان تأییدکننده مهدی ع میآید، سپس برای او (عیسی) رکوع میکند بهعنوان امام، رهبر، و مردی شجاع و بزرگوار امام مهدی ع میفرماید : «پیش میرویم... من آن را پیش میبرم...» اُمّت (سختکوش و آغشته به فداکاریِ) من (با ندای) «اللَّهُ أَكْبَرُ» سختترین شب زندگی ما به پایان میرسد... و وعده فرا رسید... وعدهی بزرگتر فرا رسید. يا امام مهدی ع يا امام مهدی ع ای مولایم! دیگر نه «سرداب» خیالات، و نه غیبتی که ما را به خود مشغول کند. بلکه یک «قهرمان» که اوج میگیرد، و با شمشیر حق از ما محافظت میکند. ما از خاکستر مرگ برخاستهایم، تا بر عالمیان حاکم شویم. خلافت پروردگارمان بازگشته است، و جهان دوباره به تعادل رسیده است آگاه باشید.. همانا یاری خداوند بسیار نزدیک است. (سوره بقره آیه ٢١) يا امام مهدی ع https://t.me/ecopolitist
«اگر بستن ذهن مردم به همان آسانی بستن زبانشان میبود، آنگاه هر حاکمی به امنيت حکمرانی میکرد و حکومت سرکوبگری هم وجود نمیداشت. چون آنگاه جملهی آدمیان مطابق اذهان کسانی که حکمرانی میکنند به سر میکردند و تنها به صلاحدید آنان درست را از نادرست، یا خوب را از بد، تمییز میدادند.اما، غير ممکن است که ضمیر کسی مطلقاً به فرمان کسی دیگر درآید. زیرا هیچکس نمیتواند حق با توانایی طبیعی خویش برای آزادانه اندیشیدن و قضاوت دربارهی نیک و بد را به دیگری واگذارد، و نمیتوان کسی را به این کار واداشت. از این رو است که دولتی که بخواهد ضماير مردم را تحت تحكم خویش درآورد ستمگر دانسته میشود، و هر قدرت حاکمهای آنگاه که بخواهد به رعایای خویش املاء کند که باید چه چیزی را به عنوان حقیقت بپذیرند و چه چیزی را به عنوان ناصواب طرد کنند و چه عقایدی باید پرستش خدا را در دل هایشان برانگیزانند، زیانبار و غاصب حقوق ایشان دیده میشود. زیرا اینها چیزهایی هستند که درون حق هر شخصی واقعاند، که او نمیتواند از خود سلب کند حتی اگر بخواهد چنین کند.» ✍اسپینوزا 📖 رسالهی الهیاتی-سیاسی https://t.me/ecopolitist
پارتو نظریه ای جذاب و دارای سازگاری درباره تغییر ارائه داد. تغییر در اندیشه و زندگی مدرن به قدری جاری است که پارتو فهمید نه درباره تغییر، بلکه باید درباره ضرب آهنگ تغییر توضیح دهد. در چارچوب مسئله ضرب آهنگ تغییر، این احتمال قابل توجه مطرح است که بخشهای مختلف یک جامعه واحد با ضرب آهنگهای متفاوت و در جهتهای مختلف تغییر پیدا میکنند. پارتو مباحث جامعه شناسی لیبرال را ملاک قرار میدهد. جوامع مدرن جوامعی ناهمگون اند و از بخشهای گوناگونی تشکیل شده اند. بنا بر نگرش لیبرال، یک جامعه مدرن آرمانی عبارت از جامعه ای است که در آن بخشهای متفاوت به طریقی کارا و منسجم در کنار یکدیگر به فعالیت مشغول اند. فرضاً همه بخشها در مسیری واحد قرار دارند. بی تردید، تغییر سیاسی و اجتماعی ابتدا در یک بخش از اندام اجتماع رخ میدهد، اما انتظار می رود سایر بخش ها نیز در مسیر پیشرفت قرار بگیرند. یکپارچگی اجتماعی چنین حکم میکند که همۀ بخشها با هم حفظ شوند. در غیر این صورت چگونه میتوانند در کنار یکدیگر عمل کنند؟ چنین ادراکی مبنای فکری برنامه اصلاحی لیبرال را تشکیل میدهد لیبرالیسم کاملاً محقق نخواهد شد،مگر آنکه اندیشه های مترقی لیبرالیسم بتوانند به شیوه ای اصلاحی همه نهادهای ،سیاسی، اجتماعی و اقتصادی جامعه را سروسامان دهند. درواقع، لیبرالها بر این ایدۀ بسیار هوشمندانه تأکید دارند که تغییرات مهم ابتدا در اقتصاد روی میدهند. نوسازی اجتماعی و سیاسی در پی نوسازی اقتصادی و سرمایه داری میآید .در عمل، این سه هنگامی به حرکت در می آیند که چرخ اقتصاد شروع به گردیدن کرده باشد. حتی دشمنان مارکسیست لیبرالیسم نیز دیدگاهی مشابه دارند. اما پارتو انکار میکند که توازن اجتماعی به این بستگی دارد که همه بخش های جامعه بتوانند در کشاکش هجوم برای مدرن شدن در کنار یکدیگر باقی بمانند و حفظ شوند؛ از نگاه او جوامع میتوانند خود را سر پا نگاه دارند و در عین حال بخش های گوناگون آنها در مراحل بسیار متفاوت تکامل اجتماعی قرار داشته باشند. 📖تاریخ اندیشه سیاسی غرب - جلد سوم، واکنش به لیبرالیسم ✍️جان مکللند #ترجمه جهانگیر معین علمداری https://t.me/ecopolitist
مارسیلیوس نخستین ارسطویی قرون وسطایی بود که از مرجعیّت ارسطو استفاده کرد تا استدلال کند که روحانیّت، مانند سایر اجزا، جزئی از دولت است و برای توضیحدادن رابطهٔ دولت و کلیسا از همین نقطه، بحث را آغاز کرد:«برای آنکه کشور محفوظ و در امان بماند، باید صفاتی چند داشته باشد. کشور نهتنها باید با قدرتی غایی، که آشکارا به رسمیّت شناخته شده است، متّحد شود، بلکه باید طبق قانون بر آن حکومت شود و این قانون را باید تمامی شهروندان وضع کنند. بر همین وجه، شهروندان باید زمام حکومت را در دست داشته باشند و حاکم باید با انتخابات برگزیده شود و تابع اصلاح و تصحیح باشد. قدرت کلیسا باید جداً محدود شود و عضویّت در کلیسا باید تحت کنترل دولت باشد. در تمامی این موارد، ملاحظهی تعیینکننده این است که اگر ترتیبات امور بهگونهای دیگر باشد، وحدت قدرت سیاسی و غایی بودن حکمش، که برای حفظ صلح لازم است، خدشهدار میشود». این خط استدلالی، پیامدهای شگفت و تکاندهندهای برای رابطهٔ میان قدرتهای زمینی و روحانی دارد. مارسیلیوس به پیروی از کتاب هفتم سیاست ارسطو، شش جزء را که یک دولت باید داشته باشد، چنین برمیشمارد: کشاورزی، صنعتگری، نظامی، مالی، روحانیّتی و قضایی یا شورایی چون همهٔ این اجزا باید تابع فرمانروایی سیاسی برتر و یگانه باشند، پس نتیجه میگیریم که جزء روحانیّتی هم باید تابع همین فرمانروایی باشد. بدین ترتیب پشتوانهٔ ادّعای پاپها برای بهدستگرفتن قدرت سیاسی که عبارت بود از مسئولیّت کلیسا در قبال هدف برین انسان یعنی رستگاری ابدی، این بار توسط مارسیلیوس با تمرکز بر وسایل لازم و نه اهداف، به نتایج متفاوتی منتهی می شود. 📔تاریخ فلسفهٔ سیاسی ✍جورج کلوسکو، ترجمهٔ خشایار دیهیمی https://t.me/ecopolitist
جمهوری دموکراتیک از سر تصادف به لیبرالیسم انجامید. لیبرالیسم آموزه ای به ویژه سیاسی و حاصل نرد عشق باختن روشنگری سرخورده با مستبدان روشن بین بود. اگر اصلاحات از بالا صورت نگیرد، آن وقت تنها می تواند در پایین اتفاق بیفتد. نظریهٔ سیاسی لیبرال، در پایان سده هجدهم، به دو سمت متفاوت در حال حرکت بود. بعضیها به مسیر حقوق طبیعی رفتند و دیگرانی مسیر فایده باوری را برگزیدند. با وجود این، همهٔ لیبرالها در این خصوص توافق داشتند که هدف از وجود دولت تلاش برای تقویت پیشرفت نوع بشر است، حال میخواهد به صورت حمایت از حقوق طبیعی باشد یا زیر لوای فایده باوری بیشترین شادیها را برای بیشترین تعداد شهروندان پیش بردن. باید گفت نه فلسفۀ حقوق طبیعی و نه فایده باوری قهراً بر دموکراسی دلالت ندارند. دموکراسی فقط یکی از گزینه هاست. این گزینه در اختیار کسانی که میخواهند دولت مدافع حقوق طبیعی باشد، قرار دارد. اصولاً هر یک از انواع دولتهای متمدن، از جمله پادشاهی مشروطه یا اشرافیت، میتوانند از حق زندگی کردن، آزاد بودن و حق مالکیت حمایت کنند. هر یک از صور حکومت، در صورتی که بکوشند میتوانند بیشترین شادی را برای بیشترین افراد به ارمغان بیاورند. مسئله این است که جز در مورد دموکراسی، در سایر موارد، هیچ تضمینی برای ترقی خواهی حکومت وجود ندارد. مشارکت تعداد زیادی از افراد که خواهان حمایت از حقوق طبیعی شان یا افزایش شادی خود هستند، تنها شیوه ای است که برمبنای آن میتوان مطمئن بود که حاکمان از منافع مشروع حکومت شوندگان مراقبت میکنند. 📖تاریخ اندیشه سیاسی غرب - جلد سوم، واکنش به لیبرالیسم ✍️جان مکللند #ترجمه جهانگیر معین علمداری https://t.me/ecopolitist
توتالیتاریسم معادل استبداد نیست که در آن حاکم میکوشد جامعه را به اجبار با تصورات و ایده های خود همسو گرداند: در این مورد، شخصِ مستبد کسی است که دگراندیشان را دشمن واقعی یا بالقوه خود جلوه میدهد. توتالیتاریسم دشمن ندارد، بلکه قربانی دارد و قربانیان آنرا افراد کاملاً بیگناه تشکیل میدهند که بطور کامل در جامعه جذب شده اند. بواقع تنها وضعیت حقوقی افراد بیگناه را میتوان بطور کامل از بین برد. دشمن راستین دولتِ توتالیتر همواره کسی است که دست کم به ظاهر از وضعیت قانونی برخوردار است. همچنین رژیم توتالیتر علیه« جمعیتی کاملاً مطیع» دست به ارعاب میزند، اما اغلب اوقات این رژیم شخص را از جنبه اخلاقی و روانی به هلاکت می رساند، به گونه ای که مرگ بی نام میشود. دولتِِ توتالیتر بمانند« انجمنی مخفی است که در روز روشن فعالیت می کند: از پلیسِ دولتی و مخفی در عملیات عادی خود استفاده می کند و مبتنی بر چیزی جز اسطوره ای نیست که از خود ساخته است. پایه های این رژیم اساساً بر تبلیغات بنا نهاده شده و کاملا در برابر واقعیت مادی مقاوم است. تمایز بین جنایت و فضیلت، ستمگر و ستمدیده، و نیز واقعیت و خیال از طریق تبلیغات از بین می رود. 📖توتالیتاریسم ✍هانا آرنت https://t.me/ecopolitist
اگرچه نمیتوانیم قدرت را تعریف کنیم اما میتوانیم آنرا، نحوه عملکرد و نحوه انتشارش در جامعه را توصیف کنیم. در حقیقت یکی از پراهمیت ترین مؤلفه های قدرت نحوه عملکرد آن است. قدرت درون رابطه و به سبب آن وجود دارد. قدرت پدیدۀ خُردی است که بیشتر از روابط بشری نشئت میگیرد تا اینکه از بیرون (دولت یا نیروی فائقه) تحمیل شده باشد. قدرت را باید به منزله پدیده ای تحلیل کرد که گردش میکند، یا شاید بهتر است بگویم پدیده ای که در یک زنجیره عمل میکند. قدرت هرگز در یک جا یا در دستان یک نفر متمرکز نمیشود، هرگز مانند یک کالا یا بخشی از دارایی قابل تصرف نیست. قدرت درون یک سازمان شبکه مانند به کار گرفته شده و اِعمال میشود. افراد نه تنها در میان چرخه های قدرت گردش میکنند؛ همواره و همزمان در معرض اِعمال قدرت قرار دارند و در معرض اِعمال قدرت قرار میدهند. آنها هدف ثابت و مطیع قدرت نیستند؛ بلکه همواره مؤلفه ها و عناصر مفصل بندی آن اند. به عبارت دیگر، آدمیان محمل قدرت اند، نه موضع اعمال آن. 📕 قدرت و دانش ✍️میشل فوکو https://t.me/ecopolitist
چرا نیچه، دست کم مواقعی که همچون یک تبارشناس واقعی عمل می کند، در جست و جوی خاستگاه از درِ مخالفت در می آید؟ اولین دلیل آن این است که چنین عملی تلاشی است برای به چنگ آوردن جوهر اصلی پدیده ها، ناب ترین حالت آنها، و هویت هایشان که به دقت مورد محافظت قرار گرفته اند، چون این جست وجو وجود گونه های ثابتی را فرض میگیرد که مقدم بر تصادف و توالی در جهان بیرونی اند. این جست و جو برای یافتن« آن چیزی است که از قبل وجود داشته است»، «تصویری از حقیقت ابدی که ماهیت آن را به درستی نشان میدهد» و لازمه آن برگفتن تمامی نقابها برای آشکار کردن هویت اصلی آن پدیده است. اما اگر کسی که به دنبال یافتن خاستگاه است به تاریخ گوش فرادهد درخواهد یافت که« چیزی به کلی متفاوت» در پس پدیده ها وجوددارد: نه یک جوهر راز امیز و ابدی بلکه این راز که هیچ جوهری ندارند یا این که جوهر هایشان از اجزاء گوناگون و خارجی ساخته شده اند. 📕 نیچه، تبارشناسی و تاریخ ✍️میشل فوکو https://t.me/ecopolitist