Luna Echo
Статистикаدر این کانال نوشته های متین یحیی زاده را می خوانید. آدرس کانال اول @karikalamaturr
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 2
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 19
- 1/48двое суток
- 21
- 1/72трое суток
- 23
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
نمی دونم برای شما هم پیش اومده یا نه که وقتی به آسمون شب نگاه می کنید یا وقتی به امواج دریا یهو احساس کنید که اصلا به اینجا تعلق ندارید و بی دلیل دلتون برای خونه ای که اصلا توی خاطر ندارید تنگ بشه @lunaecho
هدیه ارزشمند از جناب جمشیدی عزیز🌱 کتاب #آزادی_سکوت مجموعه کاریکلماتور ممنونم. امیدوارم همیشه بدرخشید 🌻 @karikakamaturr
آن پرنده را که در سرم میخواند و مدام میگوید که دوستم داری و مدام میگوید که دوستت دارم من آن پرندهی پرگوی پرملال را صبح فردا خواهم کشت… - ژاک پرور @karikalamaturr
без подписи
چقدر مخاطب های با ذوقی دارم. 🩷 برام شعرمو با هوش مصنوعی به آهنگ تبدیل کردن برام فرستادن. ممنونم از توجه و محبتی که همیشه بهم دارید 🌻 براتون می فرستم شما هم گوش بدید.
شبی که خندهات در کوچهها پیچید، باران شد زمین مرده را دیدی چگونه باغ ریحان شد؟ تو نامم را صدا کردی، نفس در سینه لرزیدو ز لبخندت هزاران باغ در ویرانه مهمان شد «تو گفتی جان و دنیا ناگهان رنگ دگر وا کرد » دل خاموش من با آن صدا از نو چراغان شد در آن روزی که از دوریِ تو شب بر دلم افتاد که بیخورشید رویت روزگارم شبگریزان شد پس از تو کوچه هم انگار چیزی کمتر از قبل است هوا دلگیر، باران تلخ و این رویا بیجان شد |متین یحیی زاده| @lunaecho_me
اینا رو اینجا ثبت می کنم که تاریخ تموم شدن این رویداد برام یادآوری بشه
تاحالا برای رسیدن به هدفی یکماه بی خوابی نکشیده بودم آره شده بود پنج شش روزی این اتفاق بیفته ولی برای این واقعا زیاد بود خیلی خوابم میاد 😂
پروژه ای که امروز بعد از یک ماه تلاش تموم کردم یکی از لذت بخش ترین، اعصاب خورد ترین، حرفه ای ترین کاری بود که می تونستم انجام بدم. یعنی چند نفر توی این یک ماه از دست اعصابم زخمی شدن. سوال کسی نمی تونست ازم بپرس 😂 شش دانگ سوال و جواب ها سند زده بودم برای این پروژه
هر رود، پیش از آنکه به دریا سفر کند باید هزار خاطره را در به در کند دریا همیشه مقصدِ آرام قطره نیست گاهی هوای رفتن به راهی دگر کند کوهی که قرنی به خود تکیه کرده است روزی شود که احساس خطر کند باران اگرچه به آغوش خاک رفت شاید به قصد دیدنِ دریا، سفر کند دنیا همیشه در پیِ چیزی فراتر است حتی اگر تمام مرا دست به سر کند |متین یحیی زاده| @lunaecho_me
⚡️ در خود مرده بودم— چنان گوری بینشان در تاریکیِ بیچراغِ خویش که حتی پژواکِ نامم از دهانِ گوشهها بازنمیگشت دستگیر هیچ مهری نبودم سنگی افتاده در چاه بیانتهای خویشتن بینشان دستنیافته و این طبیعت با اصالت با لبانِ باران خاکِ مرا بوسید من به قبیله خویش بازگشتم تا چشم های آسمان درختی در من رویید که آوازِ پرنده را به طاق رساند در خود مرده بودم— اما به یکباره پای هستی ماندم سبز شدم به اشارۀ برگ به تکلّمِ آفتاب به زیستنِ بیصدا #متين_یحیی_زاده @sher_va_taraneh
دوستی گفت صبر کن زیراکِ صبر کار تو خوب زود کند آب رفته به جوی باز آید کارها به از آنکه بود کند گفتم ار آب رفته باز آید ماهی مرده را چه سود کند |سنایی| @lunaecho_me
تیر، آخرین بهانه پرواز را گرفت با آسمانِ ریخته از بال، چه میکنی؟ |متین یحیی زاده| @lunaecho_me
без подписи
ندایی در درونم می گفت «از سکوت خسته شدم آهنگ بعدی لطفاً!» @matinyahyazade
هرکی فکر کرده تک نفره می تونه جهان تغییر بده سرش کلاه رفته.
سپاس قاصدک ☘
____ □ هر چقدر منتظر ماندم آب از سرم بگذرد چه یک وجب و چند... گذرش می افتاد به زیر ریشه جنگلی که در من می رویید اینکه از قد نور کم می شد هستی به هستی می رسید و آنگاه آن حرارت بر می خواست برای نمایش پایان رنج تا جنگلی که زبان به توضیح ندارد شاخ و برگش بیفزاید و هر سایه ای که دراز به دراز می شد نیستی می مرد سبز می شدم از تجلی که قطره قطره می چکید در من فکر هایم جوانه می زد قدم می رسید به چشم هایم دیدم نزدیک می شد و دیدم نزدیک می شد درختی که راه جنگل را گم کرده بود #متین_یحییزاده #قاصدک_شعر #ادبیات_ایران_جهان https://t.me/Dandelion_of_poetry
یکی از دوستانم میگه برو خداروشکر کن تورو جای دخترش دیده نه جای مامانش 😂😂
اینکه یه مرد ۴۵ ساله به یه خانم ۳۵ ساله میگه بفرما رد شو دخترم کجای دلم بذارم 😂