tgindex
Luna Echo
@lunaecho_meперсидский

در این کانال نوشته های متین یحیی زاده را می خوانید. آدرس کانال اول @karikalamaturr

Последний пост
13 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
2
Всего постов
21
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
95
+1 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
130
21 постов
Вовлечённость
136,8%
к подписчикам
Постов в день
0,3
всего 21
Упоминаний
2
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
19
1/48двое суток
21
1/72трое суток
23

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • نمی دونم برای شما هم پیش اومده یا نه که وقتی به آسمون شب نگاه می کنید یا وقتی به امواج دریا یهو احساس کنید که اصلا به اینجا تعلق ندارید و بی دلیل دلتون برای خونه ای که اصلا توی خاطر ندارید تنگ بشه @lunaecho

  • 12 авг.24из karikalamaturr

    هدیه ارزشمند از جناب جمشیدی عزیز🌱 کتاب #آزادی_سکوت مجموعه کاریکلماتور ممنونم. امیدوارم همیشه بدرخشید 🌻 @karikakamaturr

  • 6 авг.48из karikalamaturr

    آن پرنده را که در سرم می‌خواند و مدام می‌گوید که دوستم داری و مدام می‌گوید که دوستت دارم من آن پرنده‌ی پرگوی پرملال را صبح فردا خواهم کشت… - ژاک پرور @karikalamaturr

  • без подписи

  • چقدر مخاطب های با ذوقی دارم. 🩷 برام شعرمو با هوش مصنوعی به آهنگ تبدیل کردن برام فرستادن. ممنونم از توجه و محبتی که همیشه بهم دارید 🌻 براتون می فرستم شما هم گوش بدید.

  • 4 авг.58из lunaecho_me

    شبی که خنده‌ات در کوچه‌ها پیچید، باران شد زمین مرده را دیدی چگونه باغ ریحان شد؟ تو نامم را صدا کردی، نفس در سینه لرزیدو ز لبخندت هزاران باغ در ویرانه مهمان شد «تو گفتی جان و دنیا ناگهان رنگ دگر وا کرد » دل خاموش من با آن صدا از نو چراغان شد در آن روزی که از دوریِ تو شب بر دلم افتاد که بی‌خورشید رویت روزگارم شب‌گریزان شد پس از تو کوچه هم انگار چیزی کم‌تر از قبل است هوا دلگیر، باران تلخ و این رویا بی‌جان شد |متین یحیی زاده| @lunaecho_me

  • اینا رو اینجا ثبت می کنم که تاریخ تموم شدن این رویداد برام یادآوری بشه

  • تاحالا برای رسیدن به هدفی یکماه بی خوابی نکشیده بودم آره شده بود پنج شش روزی این اتفاق بیفته ولی برای این واقعا زیاد بود خیلی خوابم میاد 😂

  • پروژه ای که امروز بعد از یک ماه تلاش تموم کردم یکی از لذت بخش ترین، اعصاب خورد ترین، حرفه ای ترین کاری بود که می تونستم انجام بدم. یعنی چند نفر توی این یک ماه از دست اعصابم زخمی شدن. سوال کسی نمی تونست ازم بپرس 😂 شش دانگ سوال و جواب ها سند زده بودم برای این پروژه

  • هر رود، پیش از آنکه به دریا سفر کند باید هزار خاطره را در به در کند دریا همیشه مقصدِ آرام قطره نیست گاهی هوای رفتن به راهی دگر کند کوهی که قرنی به خود تکیه کرده است روزی شود که احساس خطر کند باران اگرچه به آغوش خاک رفت شاید به قصد دیدنِ دریا، سفر کند دنیا همیشه در پیِ چیزی فراتر است حتی اگر تمام مرا دست به سر کند |متین یحیی زاده| @lunaecho_me

  • 7 июл.95из sher_va_taraneh

    ⚡️ در خود مرده بودم— چنان گوری بی‌نشان در تاریکیِ بی‌چراغِ خویش که حتی پژواکِ نامم از دهانِ گوشه‌ها بازنمی‌گشت دستگیر هیچ مهری نبودم سنگی افتاده در چاه بی‌انتهای خویشتن بی‌نشان دست‌نیافته و این طبیعت با اصالت با لبانِ باران خاکِ مرا بوسید من به قبیله خویش بازگشتم تا چشم های آسمان درختی در من رویید که آوازِ پرنده را به طاق رساند در خود مرده بودم— اما به یکباره پای هستی ماندم سبز شدم به اشارۀ برگ به تکلّمِ آفتاب به زیستنِ بی‌صدا #متين_یحیی_زاده @sher_va_taraneh

  • دوستی گفت صبر کن زیراکِ صبر کار تو خوب زود کند آب رفته به جوی باز آید کارها به از آنکه بود کند گفتم ار آب رفته باز آید ماهی مرده را چه سود کند   |سنایی| @lunaecho_me

  • تیر، آخرین بهانه پرواز را گرفت با آسمانِ ریخته از بال، چه می‌کنی؟ |متین یحیی زاده| @lunaecho_me

  • без подписи

  • 28 июн.131из matinyahyazade

    ندایی در درونم می گفت «از سکوت خسته شدم آهنگ بعدی لطفاً!» @matinyahyazade

  • هرکی فکر کرده تک نفره می تونه جهان تغییر بده سرش کلاه رفته.

  • سپاس قاصدک ☘

  • 19 июн.167из Dandelion_of_poetry

    ____ □ هر چقدر منتظر ماندم آب از سرم بگذرد چه یک وجب و چند... گذرش می افتاد به زیر ریشه جنگلی که در من می رویید اینکه از قد نور کم می شد هستی به هستی می رسید و آنگاه آن حرارت بر می خواست برای نمایش پایان رنج تا جنگلی که زبان به توضیح ندارد شاخ و برگش بیفزاید و هر سایه ای که دراز به دراز می شد نیستی می مرد سبز می شدم از تجلی که قطره قطره می چکید در من فکر هایم جوانه می زد قدم می رسید به چشم هایم دیدم نزدیک می شد و دیدم نزدیک می شد درختی که راه جنگل را گم کرده بود #متین_یحیی‌زاده #قاصدک_شعر #ادبیات_ایران_جهان https://t.me/Dandelion_of_poetry

  • یکی از دوستانم میگه برو خداروشکر کن تورو جای دخترش دیده نه جای مامانش 😂😂

  • اینکه یه مرد ۴۵ ساله به یه خانم ۳۵ ساله میگه بفرما رد شو دخترم کجای دلم بذارم 😂