LYMPHOPOD
Статистика🔊 لیمفوپاد | پادکست پزشکی کیسمحور https://castbox.fm/vua/25865174 کانال کیس روزانه: @Lymphopods ادمین: @lympho_ad
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 3
- Всего постов
- 23
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Медицина
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 775
- 1/48двое суток
- 888
- 1/72трое суток
- 957
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
🧠 Myoclonus یا Tic بیمار میگه: «دستم یهدفعه میپره.» این شرح حال میتونه هم ما رو به سمت myoclonus ببره، هم tic؛ ولی با چند سؤال ساده معمولاً میشه این دو تا رو از هم جدا کرد. میوکلونوس یک حرکت خیلی سریع، ناگهانی و shock-like هست. بیمار معمولاً قبلش هیچ حس خاصی نداره و حرکت یکدفعه اتفاق میفته. البته هر myoclonus به معنی seizure نیست. میوکلونوس در اصل یک نوع حرکت هست و میتونه منشأ cortical، subcortical، spinal یا حتی peripheral داشته باشه. اگر حرکت به علت انقباض ناگهانی عضله باشه بهش positive myoclonus میگیم. گاهی هم برعکسه؛ فعالیت عضله برای یک لحظه قطع میشه و اندام اصطلاحاً جا خالی میکنه. این میشه negative myoclonus که asterixis نمونهی آشنای اون هست. اما در Tic داستان کمی فرق میکنه. خیلی از بیماران قبل از حرکت یک حس یا فشار ناخوشایند دارن؛ انگار «باید» اون حرکت رو انجام بدن. به این حالت premonitory urge میگیم. نکتهی مهمتر اینکه معمولاً میتونن برای مدتی جلوی tic رو بگیرن. مثلاً بیمار میگه: «قبل از اینکه چند بار پلک بزنم یه حس عجیبی دور چشمم دارم. میتونم جلوی خودمو بگیرم، ولی هرچی بیشتر نگهش میدارم اذیت میشم و آخرش مجبورم پلک بزنم.» این شرح حال خیلی بیشتر به نفع tic هست تا myoclonus. یک نکتهی مهم در مورد myoclonus هم وجود داره: اگر نوجوانی بگه «صبحها بعد از بیدار شدن دستم یهدفعه میپره و بعضی وقتها مسواک یا لیوان از دستم پرت میشه»، مخصوصاً اگر با کمخوابی بدتر بشه، باید حواسمون به Juvenile Myoclonic Epilepsy (JME) باشه. پس اگر بیماری گفت «بدنم میپره»، شاید دو تا از بهترین سؤالهایی که میشه ازش پرسید اینها باشن: قبل از حرکت حس میکنی مجبور هستی انجامش بدی؟ اگر بخوای، میتونی چند ثانیه جلوی حرکت رو بگیری؟ اگر قبلش urge داره و میتونه حرکت رو suppress کنه، بیشتر به سمت Tic میریم. اگر حرکت ناگهانی و shock-like و بدون هشدار قبلی اتفاق میفته، Myoclonus بیشتر مطرح میشه.
🧠 آیا میشود با تحریک مغز، Déjà vu ایجاد کرد؟ احتمالاً همهی ما Déjà vu را تجربه کردهایم؛ همان حس عجیبِ «من این صحنه را قبلاً دقیقاً دیدهام»، در حالی که میدانیم چنین چیزی نبوده است. نکتهی جالب اینجاست که این تجربه فقط یک پدیدهی روانشناختی نیست؛ در…
🧠 آیا میشود با تحریک مغز، Déjà vu ایجاد کرد؟ احتمالاً همهی ما Déjà vu را تجربه کردهایم؛ همان حس عجیبِ «من این صحنه را قبلاً دقیقاً دیدهام»، در حالی که میدانیم چنین چیزی نبوده است. نکتهی جالب اینجاست که این تجربه فقط یک پدیدهی روانشناختی نیست؛ در مطالعات انسانی، تحریک الکتریکی مستقیم بعضی قسمتهای لوب تمپورال توانسته Déjà vu ایجاد کند. این مطالعات عمدتاً روی بیماران مبتلا به صرع انجام شدهاند که برای بررسی پیش از جراحی، الکترودهای عمقی داخل مغز آنها قرار داده شده بود. در یک مطالعهی کلاسیک منتشرشده در Brain، تحریک hippocampus، amygdala و بخشهایی از temporal cortex توانست حالتی موسوم به dreamy state ایجاد کند؛ حالتی که شامل Déjà vu، احساس آشنایی غیرواقعی و گاهی تجربهی خاطرات زنده بود. شواهد این مطالعه نشان میداد که ساختارهای medial temporal lobe نقش مهمتری در ایجاد این تجربه دارند. اما تحقیقات بعدی محل را دقیقتر کردند. در مطالعهای از Bartolomei و همکاران روی ۲۴ بیمار با الکترودهای SEEG، مجموعاً ۲۸۰ تحریک الکتریکی بررسی شد. نتیجه جالب بود: تحریک entorhinal cortex نسبت به تحریک hippocampus و amygdala، با احتمال بیشتری باعث ایجاد Déjà vu میشد؛ در حالی که تحریک perirhinal cortex بیشتر با یادآوری صحنهها و خاطرات همراه بود. مطالعهی دیگری در Brain نیز نشان داد که تحریک ساختارهای mesial temporal میتواند پدیدههایی مانند déjà vécu و بازتجربهی خاطرات شخصی ایجاد کند. در آن مطالعه، dreamy state با تحریک amygdala، hippocampus و parahippocampal gyrus مشاهده شد. بنابراین امروز Déjà vu را صرفاً یک «اشتباه حافظه» ساده نمیدانیم. یکی از مدلهای مطرح این است که شبکههای مسئول familiarity در ناحیهی rhinal/parahippocampal بهطور غیرطبیعی فعال میشوند و به مغز پیام میدهند: «این صحنه آشناست.» اما hippocampus نمیتواند خاطرهی واقعی متناسب با آن پیدا کند. نتیجه همان تجربهی عجیب است: «مطمئنم قبلاً این اتفاق افتاده... ولی نمیدانم کِی و کجا.» بررسیهای جدیدتر نیز پیشنهاد میکنند که Déjà vu ممکن است حاصل synchronization غیرطبیعی بین rhinal cortex و hippocampus باشد. به همین دلیل Déjà vu میتواند در افراد سالم اتفاق بیفتد، اما اگر به شکل کوتاه، ناگهانی، تکرارشونده و stereotyped رخ دهد، مخصوصاً همراه با علائمی مثل ترس ناگهانی، احساس بالا آمدن از اپیگاستر، automatisms یا اختلال awareness، میتواند بخشی از یک temporal lobe seizure باشد. 📚 منابع • Bancaud J, et al. Anatomical origin of déjà vu and vivid 'memories' in human temporal lobe epilepsy. Brain. 1994;117:71–90. DOI: 10.1093/brain/117.1.71 • Bartolomei F, et al. Cortical stimulation study of the role of rhinal cortex in déjà vu and reminiscence of memories. Neurology. 2004;63:858–864. DOI: 10.1212/01.WNL.0000137037.56916.3F • Vignal JP, et al. The dreamy state: hallucinations of autobiographic memory evoked by temporal lobe stimulations and seizures. Brain. 2007;130:88–99. DOI: 10.1093/brain/awl329 • Bartolomei F, et al. Rhinal-hippocampal interactions during déjà vu. Clinical Neurophysiology. 2012. DOI: 10.1016/j.clinph.2011.08.012 • Curot J, et al. What déjà vu and the “dreamy state” tell us about episodic memory networks. 2022.
видео или голосовое, без подписи
پریتال: Tingling, Numbness, سنسوری هست مثل احساس الکتریکی
توی اکسیپیتال؛ Visual symptoms: نور میبینه، توهم دیدن میزنه
چرا فرونتال نیست؟ چون frontal seizure هم میتواند رفتار عجیب و حرکات غیرعادی بدهد و impaired awareness هم ممکن است رخ دهد. اما معمولاً اگر طراح frontal بخواهد، دنبال حملات خیلی کوتاه، ناگهانی، stereotyped، اغلب شبانه، hypermotor/bizarre movements میگردیم. Déjà vu کلاسیکش نیست.
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
صبحتون بخیر برای دوستان و همکاران عزیزم که امروز امتحان دستیاری دارند آرزوی موفقیت میکنم ❤️🌺
یوقتایی اینجا هم مینویسم: x.com/lymphopod
و اگر این سنگینی از این هم عمیقتر شد، تو که خودت طبیبی، بهتر از من میدانی که حتی آنکه همه را نگه میدارد، خودش هم باید نگهداشته شود... دارم برنامه ریزی میکنم، یک مرخصی یک ماهه داشته باشم، توو این یک ماه برای کانال برنامه دارم، در کنار اینکه سعی میکنم، مثل قدیم در مورد یک بیماری یا سوال، یک اپیزود تولید کنم، به چیزایی بپردازم در طول دوره ی پزشکی خوندن که باهاش روبرو میشیم و برامون سوال میشه: اینکه وقتی روز اول استاجری میریم بیمارستان و پر از حس های مختلف هستیم، تا شرح حال گرفتن و اضطراب پر کردن ۱۲ صفحه شرح حال، تا تاب آوری در مقابل شرایط و کشیک ها و اتند و سال بالا و پایین .... امیدوارم تهش هرچی باشه، چیزی باشه که نگرانی رو از همکارامون کمتر کنه و باعث بشه بیشتر به خودمون فکر کنیم ارادتمند مهزیار @lympho_ad
صرفا هستیم... گاهی وقتا نیاز دارم خدا مرا بغل کند!
تیم ملی والیبال مون، بنظر خیلی آماده میاد. دیدار تدارکاتی با برزیل، نشون میده که تیم آماده هست. و شاید بهترین بخشش اینکه تیم ملی مون خیلی جوان تر شده و میانگین سنی بازیکن ها پایین هست ویدئو ها اختصاصی هست و امیدوارم پخش آنلاین یا روی آنتن، از سه روز دیگه بتونیم بازی ها رو ببینیم ❤️ به امید موفقیت تیم ملی والیبال هم توو لیگ ملت ها هم بازی های جهانی
یکم دیر بود، ولی بازم خوبه برای شروع... به همکارا و دوستاتون اطلاع بدید شاید یک شب که توو کشیک سنگین تنهایی نشستن و هزارتا غصه رو سرشون آوار شده و هیچکس نیست حرفشون رو بفهمه یا حتی براشون یک چایی گرم بیاره، یا حتی بغلشون کنه، شاید یک تماس امن، بتونه رشته ی…
یکم دیر بود، ولی بازم خوبه برای شروع... به همکارا و دوستاتون اطلاع بدید شاید یک شب که توو کشیک سنگین تنهایی نشستن و هزارتا غصه رو سرشون آوار شده و هیچکس نیست حرفشون رو بفهمه یا حتی براشون یک چایی گرم بیاره، یا حتی بغلشون کنه، شاید یک تماس امن، بتونه رشته ی احساسات و افکارشون رو پاره کنه و بتونن آروم بشن 02184138888
видео или голосовое, без подписи
توو این چند وقت اخیر، که به اجبار یا علاقه و شایدم هر دو ش! مسولیت درمانگاه رو برعهده گرفتم، نکاتی توجهم رو جلب کرد که خواستم خدمتتون اطلاع بدم، شاید دونستنش خالی از لطف نباشه. قبلش خدمتتون بگم که؛ درمانگاه خصوصی و در منطقه ی جنوب تهران هستیم. این ایده توو…
توو این چند وقت اخیر، که به اجبار یا علاقه و شایدم هر دو ش! مسولیت درمانگاه رو برعهده گرفتم، نکاتی توجهم رو جلب کرد که خواستم خدمتتون اطلاع بدم، شاید دونستنش خالی از لطف نباشه. قبلش خدمتتون بگم که؛ درمانگاه خصوصی و در منطقه ی جنوب تهران هستیم. این ایده توو ذهنتون شکل بگیره که با مراجعین سر و کار داریم که با بیمه های تکمیلی قرارداد دارن و هزینه های جانبی کار و خدمات براشون مهمه. [مثلا اگر ویزیت ۳۵۷ تومن بطور مثال هست اگر بشه ۳۵۸، ممکنه هزار تومان رو پرداخت نکنه! همین رو گوشه ذهن بذارید - تمامی چیزی که داخل کروشه گفتم مثال کلی برای فهمیدن موضوع بود] بگذریم: ۱- اگر برای مراجعه کننده ای با شرایط اقتصادی الان خواستین کاری پایین تر از تعرفه انجام بدید، مکتوب کنید کارایی که کردید رو و علت تعرفه ی پایین تون رو [تخفیف تون] کاملا متوجه مراجعه کننده محترم بکنید، چون مراجعه کننده برمیگرده و میگه فلان کار رو خراب کردی یا عفونت کرده یا ... . ۲- اگر مراجعه کننده بالا، قبلا کارشو جایی دیگه انجام داده، ۹۹ درصد کارشو انجام ندید، مسولیت انجام هرکاری، مثل ویزیت، جراحی های سرپایی، دندانپزشکی و عوارض با خود پزشک یا دندانپزشک مسول هست، اگر قبول کردی انجامش بدی قبلش تعهد بگیر ازش، و بنویس قبلا فلانجا انجام شده، شده از کاری که میکنی عکس بگیر با موبایلت در انتها، چه قبلش چه بعدش، و عکس ها رو پرینت کن بذار توو پرونده ش. ۳- مراجعه کننده وقتی میبینه تعرفه ت پایینه، گوشه ی ذهنش فکر میکنه که یک مشکلی هست که قیمتش پایینه، یا اتفاقی افتاده که تو داری براش با تخفیف انجام میدی در صورتیکه نمیدونه تو وجدان داری، و طرف با درد، یا ترشح یا خون ریزی اومده و تو میخای کمکش کنی و حاضری با قیمت پایین تر کارشو بکنی [ولی اون فکر میکنه که تو به پول نیاز داری و دلسوزی و رحم و شفقت و وجدان تو رو نمیفهمه] اینم دلیل داره چرا که جامعه اینطوری بهش مدیا، اخبار، و هرچیزی فکرشو بکنی بهش خط و نشون داده که پزشک، دندانپزشک، داروساز، دلشون نمیسوزه و به فکر پولن! از بچگی میگفتن برو دکتر شو پولدار میشی! دکترا هوششون خیلی بالاست جوابتو نمیدن، باهات سر و کله نمیزنن! [درصورتیکه نمیدونن تو داری مراجعه کننده n!-1 رو میبینی و فردا اگر بیاد یادت نمیاد برای کی چه کاری انجام دادی و ممکنه اون لحظه بخاطر شرایط کاری و درمانی و شلوغی یا هرچیزی فقط خواستی یک دردی رو از روح و جسم یکی برداری!] این نکته رو نمیگم که دلت نسوزه، نه! اگر دلت میسوزه اول مراقب خودت باش! همه ی جوانب رو بسنج، همه چیز رو مکتوب کن و عکس بگیر! مراجعه کننده ت اگر بیمه داره، حتما احراز هویت ش بکن، اگر خواستی پولی به کسی عودت بدی و یا ویزیت کردی، خواستی ارجاع بدی و ازش پول نگیری، پول رو به خودش پس بده [ شماره کارت به اسم خودش]. مراجعه کننده اومده، طبق تعرفه براش خدمات انجام شده، یک مادر و دخترش. پس فردا اون یکی دخترش میاد میگه هزینه کار تون زیاد بوده و من پرسیدم هزینه ش این نیست و هرچی شما میگید گوش نمیده، آخر سر انقدر میره میاد که ترجیح میدی پول رو پس بدی! تا اندازه ی همون پول و بیشترش روح و روانت، رو فرسایش [..سایش] نده! اینجا حواست باشه، میتونی بپرسی: شما همراه ایشون بودید؟ چه نسبتی باهاشون دارید؟ خودشون کجا هستند؟ یا خودشون بیان یا همراهی که باهاشون اومدن! مواظب باش، خیلی مواظب خودت باش! ۴ یا ۵ یا ۶- اگر همسر خانم یا اقایی اومد، کارت ملی شو آورد گفت براش دارو بنویس، ننویس! بگو خودش بیاد! اقا یا خانم از هم جدا شدن، تو دارو رو مینویسی، شانس بیاری داروی روانپزشکی نباشه! میره جایی شکایت میکنه یا در پروسه طلاق هست، میگه ایناها همسرم دارو مصرف میکنه. یا نه میره بیمه تکمیلی پول داروهاشو میگیره! حالا شانس ت میخونه، خانمش یا آقاهه زنگ میزنه محل کارت، میگه اقای دکتر/ خانم دکتر برای من پیامک اومده شما برای من نسخه ثبت کردی! من که پیش شما نیومدم 😒 [خود حدیث مفصل بخوان] مورد آخر، از هرجایی بهتون زنگ میزنن خودتون رو نبازین! الو سلام اقای دکتر / خانم دکتر وقت بخیر من فلانی ام از فلان سازمان [خب هرکی میخای باش]، شما جسارتا برای فلان مراجعه کننده اینکارو کردید ، میتونید مدارکش رو بفرستید، پرونده شون مشکل داره، یا الان اینجان به مشکل خورده و ... . خیلی راحت میگید نه! با خط مستقیم سازمان زنگ بزنید یا مسولتون یا خودتون یا خودشون حضوری تشریف بیارن! پرونده مال ایشونه نه مال سازمان! پرونده مال درمانگاه یا مطب هست نه مال سازمان! چرا؟ چون نمیشه! چرا نمیشه؟ چون اصلا اخلاق پزشکی هست، پرونده به خودشان تحویل داده خواهد شد! از توجه شما به این موضوع سپاسگزارم! مهزیار
۲- گفتم نه واقعیتش! (توو دلم میگفتم شاید میخاد بگه بخاطر سیگار کشیدنت و ... که سیگار نکش خوب نیست از الان و ... ) گفت: بخاطر اینکه منم همسن تو بودم، فکر میکردم همه چیز همینطوری باقی میمونه، منم پزشک میشم، تخصص میخونم اما رنج هام تموم نمیشه. سری به نشونه ی تایید حرکت دادم و ادامه داد: ببین رنج هات هیچ وقت تموم نمیشن، باهاشون نجنگ، سر به سر خودتم نذار. اگر چیزی رو دوست داری براش تلاش کن، اگر خوشت نیومد به خودت بابت تلاش ها خرده نگیر. ترازوی اندازه گیری تو هیچ وقت زمان نذار، ترازو تو بذار خودت و ببین چقدر روی کفه ی خودت بهت اضافه شده، چقدر چیزای جدید تجربه کردی. دوباره تکرار میکنم بهت رنج هیچ وقت تموم نمیشه. یاد بگیر زندگی تو ادامه بدی حتیاگر چیزی دیگه خوشحالت نکنه، یا اگر هیچ چیزی دستاویزی برای نگه داشتنت توی دنیا نمونه. رشته ی ما هم خیلی سخته، خیلی چیزارو توو کتابا نمینویسن، چطوری بتونی با خودت کنار بیای وقتی نمیدونی مریضت، دوستت، همکارت درون تو رو نمیدونه ولی تو داری کاراتو انجام میدی و میگذرونی، همونطور که اونا از احوال تو نمیدونن، تو هم از احوالشون نمیدونی، بهشون خرده نگیر. فقط یچیزی رو یادت باشه، رنج تموم نمیشه... چرا این پیام رو گذاشتم: چون رنج تموم نمیشه، همه چیز درست نمیشه، همه چیز اون چیزی که میخاستیم نمیشه. خیلی چیزا بدون ما و با ما هم پیش میره، گاهی بشین عقب، ذهنت رو از سناریو هایی که داره برات میچینه از دور ببین، استراحت کن، کسی چیزی بهت بدهکار نیست، مراقب خودت باش و اینو بدون رنج هیچوقت تموم نمیشه. پ.ن: با فیلترنت زغالی همراه اول و یک وی پی ان که رایگانه خودمو رسوندم که همینو بگم!