- Последний пост
- 27 дек. 2024 г.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
بنده از آقای اقبالی عزیز عذر میخوام ولی این رو خیلی دوست داشتم بخونم. @m_asmm
من دیوار بلند پشت خونه که می گرفت جلو نور آزادو ندیدم رُل سایهها آزارم داد کارگردان این تئاتر رو ندیدم https://on.soundcloud.com/mjm8Fj9bvXyvTSTj9
روی کین هافبک تدافعی منچستر بود که تو تمام مسابقات بود، یه جورایی همیشه بود مگه اینکه مصدوم میشد . همیشه از جون و دلش بازی میکرد. سعی میکرد هیچی کم نزاره. همیشه بهترین بود برای تیمش اما کسی نمیدیدش. هرچی بیشتر تلاش میکرد بیشتر دیده نمیشد. طرفدارای منچستر یونایتد دیوید بکام رو ستاره تیمشون میدونستن، همه میگفتن اون سمبل منچستره. اون فوق ستاره است. وقتی روی کین از فوتبال خداحافظی کرد منچستر یه جای خالی داشت که با هیچی پر نمیشد. وقتی دیدن روی کین ندارن تازه فهمیدن اون چقدر خوب بوده. فهمیدن ستارهی واقعی روی کین بوده نه بکام. ولی دیر فهمیدن چون دیگه روی کین رفته بود. بعد از رفتن بکام از منچستر چند سال گذشت و یه ستاره ی دیگه به نام کیریستین رونالدو جایگزین بکام شد و از اون هم بهتر بود، اما منچستر بعد ده دوازده سال هنوز نتونسته برای روی کین جایگزین مناسب پیدا کنه. منظور اینکه مواظب "روی کین" های زندگیتون باشید.
میگفتم اشتیاق به دنیا ندارم اصلا روانپزشکا دونهدونه جوابم کردن شیطان همهی بچههاشو میفرستاد به پیکار گیر افتادم وسط کلی بیوجدان جن باز https://youtu.be/gWUQYhf9ywA?si=qEKu74AIfwGfjLOw
مرسی که یه سال دیگه دووم آوردید و زنده موندید. عیدتون مبارک❤️
انقدر درگیر این نباشید که کی ادا در میاره، راستشو بخواید هممون.
You're so far away Come on home https://youtu.be/WofqUyWu7Fk?feature=shared
صحبتِ نیم ساعتمون در مورد لاغر کردن به این ختم شد که بریم کله پاچه بخوریم. همینه زندگی واقعا. زر مفت و در نهایت انجام کاری که حال میده.
سلام. بچهها من اینجارو میخوام نگه دارم برا متن بلند و داستان و موزیک. برای کوتاه نویسی هم این کانال رو زدم که اگر دوست داشتید میتونید بیاید اونجا. t.me/mohajermohsen
آلزایمر، مرض شفای عقل روحش شاد پدربزرگم، هیچی یادش نمیموند. میرفت خرید کنه یادش نمیموند خونش کجاست برگرده، میرفت میگون ۳ ماه. هرچند بابام میگفت این کس گیر آورده مارو بخدا، میگون رو یادشه خونه داره، خونه اصلیش یادش نیست؟ چه بیماریه خوبیه این لعنتی. پسر فکر کن هر گهی میخوای میخوری بعد چیزی یادت نمیاد. چی از این بهتر؟ مثلا میری بانک تفنگی که قبلا نمیدونی از کجا تهیه کردی رو میگیری سمت طرف بعد یادت نمیاد برا چی رفتی اونجا، عن میشی میای بیرون بعد یادت نمیاد عن شدی تو بانک. یا مثلا با زیدت میری سفر، وسطاش یادت نمیاد زیدته. پیادش میکنی یه زید دیگه میزنی. ولی حالا خارج از شوخی خیلی خوبه اینکه یادت نیاد خیلی چیزارو. انسان اگه یادش نیاد همه چی حله. تورو نمیدونم ولی من اگه یادم نیاد اوکیه اوکی ام. میتونم راحت کار کنم، میتونم بخندم، میتونم با رفیقام برم بیرون و یادم نیاد زیادی رو دادن باعث شد طرف فک کنه اون اربابه و ما برده اش. حتی میتونم باز دوست داشته باشم، آره. چرا که نه؟ میتونم تک تک آدمای اطرافمو دوست داشته باشم، حتی قبلیا. بدون توجه به اینکه چه گهی خوردن قبلا. یعنی اصن یادمنیاد چه گهی خوردن. البته دوست داشتن با آلزایمر و مرگ مغزی هم از بین نمیره از بس تخمیه، فیلم کفش هایم کو رو میدیدم رضا کیانیان آلزایمر داشت، خیلی هم شدید شده بود، زنش پرسید منو یادته؟ گفت نه، فقد میدونم خیلی دوست داشتم. ای درد بگیری بشر، مغزتو گاییدم. طرف یادش نمیاد خونش کجاست بعد یادش میمونه کیو دوست داشته. شاید بابابزرگ منم یکی رو تو میگون دوست داشته، همه چی یادش میرفته جز اون، مغزش میگفته: خب خرید کردیم خرید برا چی؟ اینا چیه من خریدم؟ برم میگون بابا ایشالا آلزایمر بگیریم هممون، جهان هیچی یادش نمونه جز دوست داشتن.
انسان همواره نسخ درک شدنه.
اولین دروغ مثل بیرون کشیدن اولین بلوک تو بازی جنگاست. ممکنه بعدش برج نریزه ولی سرنوشتش خراب شدنه.
без подписи
без подписи
امروز به کارگر رستوران گفتم برام ظرف بیاره تا باقی ماهی کبابیمو ببرم خونه بدم به گربههای حیاط، بهم گفت آفرین که حامی حیواناتی. جالب بود.
از روزی که سر مالکیت گربهها با همسایمون اختلاط کردیم معلوم نیست چی به اینا داده که همش خونه اونان. امروز رفتم مرغ خریدم براشون اومدن تو حیاط ما لش کردن. باید ببینیم همسایه چه راهکاری برا برگردوندنشون داره. برنده کیه؟ لیلا خانوم و شوهر و بچه هاش. تازه تو اون خونه ممکنه اسمش لیلا هم نباشه ولی خب در نهایت برنده است.
همسایمو دم در دیدم، گفت مرسی که به گربههای ما غذا میدی. گفتم من تا امروز فک میکردم گربههای منن. گفت گربهن دیگه، هر سه چهار روز مال یکین. فعلا مال شمان تا برگردی تهران.
امروز به کارگر رستوران گفتم برام ظرف بیاره تا باقی ماهی کبابیمو ببرم خونه بدم به گربههای حیاط، بهم گفت آفرین که حامی حیواناتی. جالب بود.
در آستانه سی و چهار سالگی بهترین نصیحتی که میتونم بهتون بکنم اینه که قدر موقعیتهای زندگیتونو بدونید، از کسایی که ریش پروفسوری دارن دوری کنید و کسی رو نصیحت نکنید.
امیدوارم به هرچی میخوای برسی، هرسال اینو میگن.