محمدهادی زاهدغروی
Статистикаکوتاه و گویا یادداشتهای محمدهادی زاهدغروی ارتباط با هادی زاهد @MHadi_zahed
- Последний пост
- 24 дек.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
🔻از «روایت زوال» تا «سیاست امید»؛ تحلیلی بر کتاب «چگونه به آبادانی ایران فکر کنیم؟» اثر علی میرسپاسی (بازخوانی طرحی نو برای آبادانی ایران) ✍محمدهادی زاهد غروی ✔️ در «زمستان فکر ایرانی»، زمانی که گفتمانهای زوال و انحطاط، ذهنیت جمعی را به سکوت و تسلیم محکوم کردهاند، کتاب علی میرسپاسی با عنوان «چگونه به آبادانی ایران فکر کنیم؟» چونان نقشهای راهبردی و افقی روشن ظاهر میشود. این اثر جسورانه، با نقد ریشهای دو پارادایم مسلط—«ناسیونالیسم باستانگرا»ی سیدجواد طباطبایی و «توسعهگرایی تکنوکراتیک» صادق زیباکلام—استدلال میکند که خود پرسش همیشگی «چرا عقب ماندیم؟» بخشی از مشکل است، نه راه حل. میرسپاسی با احضار قهرمانان خاموش تاریخ معاصر، از عباسمیرزا و مستشارالدوله تا روشنفکران مشروطه، نشان میدهد که تاریخ ایران نه تاریخ شکست، که تاریخ تلاشهای هوشمندانه برای بومیسازی مدرنیته و «آبادانی» بوده است. او با احیای این مفهوم کلیدی—به جای «توسعه»—راهکاری اخلاقی، پراگماتیست و مبتنی بر «همزیستی» ارائه میدهد که میخواهد ایران را از بنبست روایتهای فلجکننده نجات دهد و آن را به «خانهای امن» برای تمامی اقوام و اندیشهها تبدیل کند. این نوشتار، واکاوی این طرح نو و فراخوانی است برای تبدیل شدن از «سوگواران تاریخ» به «معماران آینده». 📎 پیوند به متن کامل این گزارش در سایت دینآنلاین https://www.dinonline.com/45714/ 🆔 @dinonline
без подписи
از «روایت زوال» تا «سیاست امید» بازخوانی طرحی نو برای آبادانی ایران (تحلیلی بر کتاب «چگونه به آبادانی ایران فکر کنیم؟» اثر دکتر علی میرسپاسی) ❗️مشکل ایران فقط «عقبماندگی» نیست؛ مشکل، روایتهایی است که ما را به عقبماندگی عادت دادهاند. بیش از یک قرن است که روشنفکری ایرانی دور یک پرسش میچرخد: «چرا عقب ماندیم؟» سؤالی که در روایتهای مختلف—از نظریه زوال تا خودتحقیری فرهنگی—مدام بازتولید شده است. در یکسو، روایتِ سیدجواد طباطبایی: ایرانِ پس از اسلام، سرزمینِ امتناع، زوال تفکر و شکست تاریخی. نتیجه؟ یأس فلسفی، حسرت ایرانشهری و فلجشدن کنش سیاسی و اجتماعی. در سوی دیگر، روایتِ صادق زیباکلام: ما عقب ماندیم چون «خودمان بد بودیم»؛ فرهنگمان معیوب است، جغرافیا مقصر است، اخلاق جمعی مسئله دارد. نتیجه؟ خودسرزنشی دائمی و ناتوانی از تخیل آینده. 📌 دکتر علی میرسپاسی در کتاب مهم «چگونه به آبادانی ایران فکر کنیم؟» میگوید هر دو روایت، با تمام اختلافشان، در یک چیز مشترکاند: 🔻 تبدیل ایرانیان به سوگواران تاریخ، نه سازندگان آینده. او نشان میدهد «روایت زوال» نه واقعیتِ تاریخ، بلکه انتخابِ تفسیریِ روشنفکران است. ایرانِ قاجاری فقط سرزمین شکست نبود؛ دارالفنون داشت، مشروطه داشت، پروژه بومی مدرنیته داشت. مسئله این نبود که نفهمیدیم؛ مسئله این بود که خودمان را نفهمیدیم. در برابر «توسعه» تکنوکراتیک و عددمحور، میرسپاسی از مفهومی رادیکالتر دفاع میکند: آبادانی. آبادانی یعنی ایران بهمثابه خانهای مشترک؛ خانهای که بدون بهرسمیت شناختن تکثر قومی، زبانی، فکری و سبکهای زندگی، هرگز ساخته نمیشود. مسئله امروز ایران نه کمبود نقد، بلکه فقر تخیل آینده است. ما استاد گفتنِ «چه نمیخواهیم» شدهایم، اما از گفتن اینکه «چه میخواهیم بسازیم» فرار میکنیم. شاید وقت آن رسیده؛ یک سؤال سادهتر بپرسیم: چگونه میتوان این خانه را دوباره قابلِ زیستن کرد؟ 📎یادداشت بهطور کامل @m_hadi_zahed ۱۴۰۳/۱۰/۰۳ #معرفی_کتاب #چگونه_به_آبادانی_ایران_فکر_کنیم #علی_میرسپاسی #طرح_نو #سیدجواد_طباطبایی #صادق_زیباکلام #روایت_زوال #خودتحقیری #آبادانی #اندیشه_سیاسی #روشنفکری_ایرانی #ایران_امروز #نقد_روشنفکری #امید_اجتماعی 👇👇👇
🔸تناقض میان رسالت و رویکرد نقد بیانیه دانشگاه ادیان و مذاهب «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ كبُرَ مَقْتًا عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ» «اى كسانى كه ايمان آوردهايد، چرا چيزى مىگوييد كه انجام نمىدهيد؟ خداوند سخت به خشم مىآيد كه چيزى بگوييد و به جاى نياوريد.» 🔹بیانیه اخیر دانشگاه ادیان و مذاهب در قبال دکتر عبدالرحیم سلیمانی اردستانی، در نگاه اول، تلاشی برای حراست از اعتبار یک نهاد علمی به نظر میرسد. اما با تأمل بیشتر و با در نظر گرفتن رسالت و اهداف بنیادین همین دانشگاه، این بیانیه نه تنها شگفتانگیز، بلکه عمیقاً در تضاد با روح حاکم بر اساسنامه و هویت تعریفشده آن است. این بیانیه بیش از آنکه نشانه قدرت و صلابت علمی باشد، نشانه شکنندگی در برابر پرسش و هراس از گفتگوی چالشی است. 🔹دانشگاه ادیان و مذاهب، چنانکه خود در معرفینامهاش آورده، نهادی است که بر «تعامل و گفتگو با پیروان ادیان با تکیه بر مشترکات» بنا شده است. این دانشگاه افتخار میکند که فضایی برای «شناخت ادیان و مذاهب» و «همبستگی انسانی و تقویت صلح» فراهم کرده و حتی با فرقههایی که اساساً به مبانی توحیدی باور ندارند، باب گفتگو را گشوده است. 🔹حال این پرسش جدی مطرح میشود؛ چگونه نهادی که رسالت خود را گفتگوی بینالادیانی و بینالمذاهبی تعریف کرده و میزبان صدها هیئت خارجی از فرهنگها و باورهای گوناگون است، در رویارویی با پرسشهای یک روحانی شیعه به جای گشودن باب گفتگو، به طرد کامل، نفی هویت علمی، و تهدید به پیگرد معنوی و اخلاقی روی میآورد؟ آیا انتظار نمیرفت دانشگاهی که پرچمدار گفتگو با دیگران است، در وهله نخست، توانایی و ظرفیت گفتگوی دروندینی و درونمذهبی را به نمایش بگذارد؟ 🔹طرح سوالاتی از سوی دکتر سلیمانی (مانند بررسی شواهد تاریخی یک واقعه یا تحلیل پدیدارشناسانه از یک موقعیت) بهترین فرصت بود تا دانشگاه ادیان به عنوان یک «مرجع علمی»، به جای صدور بیانیهای سیاسی و اداری، یک کرسی آزاداندیشی یا نشست علمی تخصصی برگزار کند. در آن نشست میتوانست با دعوت از منتقدان و خود ایشان، به صورت مستدل و علمی به شبهات پاسخ دهد و الگویی از مواجهه عالمانه با پرسش را به جامعه عرضه کند. 🔹یک دانشگاه، به ویژه دانشگاهی در حوزه علوم انسانی و مطالعات دینی، ماهیتاً محل پرسش، تردید، تحقیق و نقد است، نه صرفاً تکرار و دفاع از باورهای پیشینی. اساسنامه دانشگاه نیز بر «آموزشهای آکادمیک»، «پژوهش» و «پرورش متفکران دینی» تأکید دارد. متفکر، کسی است که میاندیشد و میپرسد، نه آنکه صرفاً محفوظات را تکرار کند. 🔹پرسشهای دکتر سلیمانی، چه درست و چه نادرست، از جنس پرسشهای آکادمیک (تاریخی، هرمنوتیک، پدیدارشناسی) هستند. پاسخ یک پرسش آکادمیک، یک «مقاله علمی»، یک «کتاب مستدل» یا یک «مناظره روشمند» است، نه یک «بیانیه طرد» و به کاربردن گزارههایی تند چون؛ «دیدگاههای نسنجیده» و «خلاف ضروریات دینی». 🔹بیانیه دانشگاه با ایجاد یک دوگانه میان «آزاداندیشی علمی» (که آن را تایید میکند) و «آزادگویی بیضابطه و طرح شبهات خام» (که آن را محکوم میکند)، عملاً هر پرسشی را که با مفروضات رسمی آن همخوان نباشد، در دسته دوم قرار میدهد. این مرزبندی، راه را بر هرگونه نوآوری، نقد و حتی طرح پرسش میبندد و دانشگاه را از یک محیط آکادمیک به یک نهاد ایدئولوژیک فرومیکاهد. 🔹بیانیه ادعا میکند که سخنان دکتر سلیمانی باعث «تشویش و آشفتگی» شده است. اما آیا راه مقابله با تشویش، ایجاد یک فضای دوقطبی و حذف یکی از طرفین است؟ این رویکرد، خود به تشویش بیشتر دامن میزند و این پیام را به جامعه منتقل میکند که نهادهای دینی و علمی توانایی پاسخگویی منطقی به سوالات را ندارند و تنها ابزارشان، حذف و طرد است. دانشگاهی که هدفش «کاهش آلام بشری با گسترش معنویت» است، با چنین بیانیهای خود به عاملی برای ایجاد «غِلّ» (کینه و دلخوری) در میان جامعه مؤمنان تبدیل میشود و به جای اصلاح، به تخریب پلهای گفتگو میپردازد. 🔹این رویکرد افزون بر این که با رسالتی که دانشگاه برای خود تعریف کرده در تناقض است، آشکارا با روح قرآن نیز در تعارض است. چرا که خداوند، مؤمنان را از چنین برخوردهای حذفی بر حذر میدارد و فرمان میدهد: 📎ادامه یادداشت @m_hadi_zahed ۱۴۰۴/۰۹/۱۳
🔹کتاب نص و تفسیر؛ مکتب فقهی امام صادق(ع) نوشته سیدحسین مدرسی طباطبایی. 🔸به مذهب شیعه اثنی عشری، مذهب جعفری نیز گفته میشود، به این دلیل که استحکام و گسترش آن بیشتر بر پایه معارف رسیده از امام جعفر صادق(ع) صورت گرفته است. اکنون پرسش این است که چرا تعالیم امامجعفر صادق(ع) به یک «مکتب فقهی» منسجم تبدیل شد؟ آیا ایشان فقط به سؤالات پاسخ میدادند یا یک «سیستم حقوقی» را پایهریزی کردند؟ این کتاب به همین پرسش پاسخ میدهد. 🔸نویسنده نشان میدهد که امامصادق(ع) صرفاً یک راوی حدیث (نص) نبودند، بلکه بنیانگذار یک مکتب روشمند بودند. ایشان به شاگردان خود نه فقط (احکام جزئی)، بلکه (اصول و قواعد استنباط) را میآموختند. 🔸همچنین مدرسی افزون بر تحلیلی از زندگی و مواضع سیاسی امام و روایات جالبی در موضوعات مختلف و تحلیل برخی از روایات در بستر فرهنگی و اجتماعی زمان،به نقش کلیدی شاگردان امام(ع) در «تفسیر» و طبقهبندی روایات، چگونگی حل تعارض بین احادیث و ریشههای «اجتهاد» در فقه شیعه میپردازد. 🔸«نص و تفسیر» کتابی با خوانشی روان است که با ارائه یک چهارچوب تحلیلی نو، افقی تازه در برابر دیدگان خوانندگان میگشاید و درک ما را از تاریخ تکوین فقه عمیقتر میکند 🔺البته، ذکر یک نکته روششناختی ضروری است. نویسنده در این اثر، گاهی با تکیه بر متد تاریخنگاری، بیش از آنکه به نقد سندی یکایک روایات بپردازد، بر تحلیل «متن» و نحوه «دریافت» آن در جامعه شیعی اولیه تمرکز میکند. به عبارت دیگر، ممکن است در مواردی، انتساب روایتی به امامصادق(ع) را مفروض گرفته و سپس به تحلیل آن بپردازد. این رویکرد، هرچند برای یک تحلیل تاریخی معتبر است، اما نیازمند دقت نظر خواننده در زمینه بررسی اسناد روایات است.البته یکی از مترجمان کتاب تحت عنوان یک بررسی، برخی از روایات مورد استناد کتاب را مورد بررسی قرار داده است. @m_hadi_zahed ۱۴۰۴/۰۹/۱۱ #معرفی_کتاب #نص_و_تفسیر #سید_حسین_مدرسی_طباطبایی #امام_صادق #فقه_شیعه #تاریخ_فقه #نشر_کرگدن #ترجمه_مرتضی_کریمینیا #ترجمه_سید_محمد_کاظم_مددی
без подписи
خشمِ مقدس یا جهلِ مقدس؟ همزیستیِ دینی در رویکرد آیتالله سیستانی ✍️ محمدهادی زاهد غروی 🔹 هیاهویی که اخیراً دربارهٔ حضور زائران بُهره در حرم امامحسین(ع) به پا شد، ریشه در ناآشنایی با دو اصل بنیادین در «اخلاق نبوی» و «فقه جعفری» دارد: اصل اخلاقی «مدارا» و اصل حقوقی «حقوق شهروندی». پاسخ به این شبهه، نه در خشم، که در بازخوانی این دو اصل نهفته است. 🔹 نخست، اصل «مدارا»: قرآن بهصراحت نیکی به غیرمسلمانانِ مسالمتجو را تأیید کرده و روایات، «مدارا با مردم» را همسنگ واجبات دانستهاند. سیره پیشوایان ما نیز همین بوده است؛ آنان در برابر مخالفان و حتی بدگویان، نه با قهر که با حلم پاسخ میدادند. این نگاه از یک درک عمیق کلامی نشأت میگیرد که ایمان را یک طیف میداند و بسیاری از انسانها را «مستضعف» یا «مُرجَوْنَ لِأَمرِ الله» (کسانی که کارشان به خدا واگذار شده) میشمارد. چنین دیدگاهی، راه را بر تکفیر و قضاوتهای شتابزده میبندد و به تعامل انسانی دعوت میکند. 🔹 دوم، اصل «حقوق شهروندی»: این اصل حتی در برابر مخالفان نیز اجرا میشد. امیرالمؤمنین(ع) برای خوارجی که ایشان را تکفیر میکردند، سه حق بنیادین را تضمین نمودند: آزادی، امنیت و بهرهمندی از بیتالمال. ایشان هرگز اجازه ترور یا حذف فیزیکی دشنامدهندگان را ندادند و بر حفظ حقوق آنان تا زمانی که دست به سلاح نبرده بودند، تأکید داشتند. 🔹 آیتالله سیستانی به عنوان احیاگر این میراث غنی، این دو اصل را در فقه معاصر تبیین کردهاند. ایشان با تأکید بر حرمت مطلق جان، مال و آبروی غیرمسلمانان (حتی در شرایط جنگی)، جواز دوستی و تبریک اعیاد، و حرمت ذاتی خیانت به آنان، اصل حقوق شهروندی را تثبیت میکنند. همچنین با فتاوایی چون جواز صدقه به غیرمسلمان و صله رحم با خویشاوندان غیرمتدین، اصل مدارا را به یک راهبرد فراگیر اجتماعی بدل میسازند. 🔹 اوج این رویکرد در فتوای ایشان درباره حضور پیروان ادیان در اماکن مقدس آشکار میشود. آیتالله سیستانی نه تنها با ورود آنان به حرم امامان(ع) مخالفتی ندارند، بلکه لزوم حجاب برای زنان غیرمسلمان را نیز تنها در صورتی لازم میدانند که بیحجابی موجب «هتک حرمت» آن مکان مقدس شود. این نگاه، معاشرت محترمانه را نه تهدیدی برای ایمان، بلکه فرصتی برای معرفی کرامت مکتب اهلبیت(ع) میداند . ✅ بنابراین، از منظر فقهی و اخلاقی اهلبیت(ع)، حضور زائران در حرم نه یک تهدید، که فرصتی برای تجلی همان دو اصل است. این رویکرد به ما میآموزد که برخورد با «دیگری» نه در طرد و خشونت، بلکه در گشادهرویی و احترام است. چرا که در منطق این مکتب، کرامت، راه دعوت است و مدارا مقدمهٔ هدایت . 📎یادداشت به صورت کامل @m_hadi_zahed ۱۴۰۴/۰۹/۰۸ #آیتالله_سیستانی #همزیستی #حقوق_شهروندی #حقوق_اقلیتها #مدارا
🟠 تأملی بر بیرقهای شهر: دعوت یا تحمیل؟ ✍ محمدهادی زاهد غروی 🔹بر دیوارهای شهر، آگهیهایی آویختهاند که ایمان را به ترازوی اقتصاد میسنجند و حجاب را به وعده نان گره میزنند. این بیرقها، بیش از آنکه دعوتنامههایی به سوی آسمان باشند، آینههایی هستند که رویکرد ما به دین و شهروندان را آشکار میسازند. این نگاه و شیوه از چهار منظر قابل ارزیابی است. ۱. از دیدگاه فقهی امر به معروف و نهی از منکر در فقه اسلامی شروطی دارد، از جمله اینکه باید احتمال تأثیر مثبت داشته باشد و مفسدهای بزرگتر به بار نیاورد. وقتی یک تبلیغ دینی باعث دلزدگی، تمسخر یا بیاعتمادی مردم به دین شود، آن شروط نقض شده و چنین اقدامی از نظر دینی نادرست است. و از سوی دیگر مرتبط کردن مستقیم بیحجابی به خشکسالی، زلزله و ... از نظر بسیاری از فقها، یک استدلال ضعیف و غیرمستند است و با اصول دینی همخوانی ندارد. بنابراین، روش و لحن تبلیغ به اندازه خودِ پیام اهمیت دارد. ۲. از دیدگاه تربیتی روانشناسی تربیتی نشان میدهد که ترس و تهدید، ابزارهای پایداری برای آموزش ارزشها نیستند. نسل امروز بیشتر با منطق و گفتگوی محترمانه قانع میشود تا دستور و شعار. وقتی پیامهای دینی با وعدههای مادی همراه میشوند، تأثیر معکوس میگذارند و مخاطب را نسبت به منطقی بودن کل گفتمان دینی بدبین میکنند. این رویکرد به جای ایجاد جاذبه، باعث دافعه شده و احساس تحمیل را به جای تبیین منتقل میکند. ۳. از دیدگاه زبانشناسی زبان بسیاری از این بنرها آمرانه و غیرمنطقی است. استفاده از جملات کلی و مطلق، اعتبار پیام را از بین میبرد. این زبان معاملهگرانه، مفهوم عمیق بندگی را سطحی میکند. در حالی که حتی زبان قرآن در رویارویی با مخالفان، مبتنی بر دعوت به تفکر و گفتوگو است، زبان این بنرها بیشتر شبیه فرمان و اخطار است. ۴. از دیدگاه اجتماعی فضای عمومی شهر متعلق به همه شهروندان با دیدگاههای متفاوت است. وقتی یک برداشت خاص از دین به صورت یکطرفه و اجباری در این فضا تبلیغ میشود، مرز میان «دعوت» و «تحمیل» از میان میرود. دعوت بر پایه استدلال و اختیار است، اما تحمیل با فشار روانی و تهدید همراه است. نتیجه این رویکرد، افزایش شکافهای فرهنگی و بیاعتمادی در جامعه خواهد بود. ⏪ نتیجهگیری اگر هدف نهایی، ترویج ایمان و اخلاق است، راه آن، نه از طریق اجبار و تهدید، بلکه از مسیر گفتوگوی محترمانه، آموزش منطقی و ارائه الگوهای رفتاری مثبت میگذرد. باید در شیوههای تبلیغ دینی بازنگری شود و از تهدید به سمت تبیین عقلانی حرکت کنیم. نسل امروز به دنبال درک عمیق است، نه دستورات بیدلیل. تبلیغ مؤثر، نیازمند زبانی است که بر منطق و کرامت انسانی تکیه کند؛ زبانی که دعوت به گفتوگو کند، نه قضاوت. دینِ راستین، آن است که عقل را روشنایی میبخشد و در جان، فضایی برای انتخاب و آزادی میآفریند؛ تنها در چنین صورتی است که پیامش در دلها ماندگار خواهد شد. 🔗 خانه اندیشوران | پاسخ به پرسش #اندیشوران #حجاب #گفتوگو #زبان_دین @andishvaran1400 @m_hadi_zahed ۱۴۰۴/۰۸/۱۹
без подписи
کاخی که حسینیه نشد و مسجدی که... ✍محمدهادی زاهد غروی 🔹در سفر کوتاهی به یکی از استانهای شمالی، متوجه شدم مساجد در این مناطق در وقت اذان فعالیت چندانی ندارند. اغلب درها بسته بود یا اگر باز هم میشد، امام جماعتی حضور نداشت. چند نفر نماز فرادی میخواندند و مسجد بلافاصله بسته میشد. علت را که پرسیدم، پاسخ مشترک بود: «برای جلوگیری از سرقت وسایل مسجد، ناچاریم زود درها را ببندیم و توان مالی برای استخدام نگهبان نداریم». 🔹این تجربه، ذهن مرا به فکر فرو برد. مسجدی که باید مأمن و پناهگاه معنوی مردم باشد، چرا باید در وقت عبادت بسته بماند؟ حتی در مسجدی بزرگ و مجهز، با شگفتی دیدم که پیشنماز فردی غیرروحانی و میانسال است و تنها چند نفر از اهالی روستا به او اقتدا کردهاند. این صحنه، نشانهای روشن از خلأ نمازگزار و حضور روحانیون و کمرنگ شدن کارکرد اصلی مسجد بود. 🔹کمی بعد، خبرهایی در شبکههای اجتماعی منتشر شد که این دغدغه را پررنگتر کرد؛ از جمله ویدیویی از مسجد جامع یزد که در آن گروهی با ساز و آواز ترانه میخواندند. این خبر وقتی کنار تجربههای شخصیام قرار گرفت، پرسشهای جدیتری را در ذهنم برانگیخت: چگونه است که مسجد، بهجای کانون عبادت و اجتماع دینی، گاه به محلی برای فعالیتهایی غیر از نیایش بدل میشود؟ 🔹این وضعیت مرا به یاد گذشته انداخت. روزگاری که سادهزیستی و پرهیز از تجملگرایی ارزش شمرده میشد، برخی پیشنهاد میدادند مراسم عقد و عروسی جوانان در مساجد برگزار شود تا این ارزش گسترش یابد. اما روحانیونی که از تقوا و دانش دینی بهرهمند بودند به درستی با این پیشنهاد مخالفت کردند و گفتند: «مسجد خانه خداست؛ حتی یاد امور دنیوی در آن روا نیست». 🔹اکنون، پرسشی جدی پیش روی ماست: آنان که زمانی آرزوی تبدیل کاخ سفید به حسینیه را در سر میپروراندند، امروز چه پاسخی دارند؟ مولوی به زیبایی پاسخ میدهد : آرزو میخواه، لیک اندازه خواه برنتابد کوه را یک برگ کاه 🔸چرا مساجد تهی از نمازگزار و روحانی شده؟ چرا مکان نیایش به محلی برای خواندن ترانه بدل گشته است؟ آیا مدیریت دینی در تقویت و احیای جایگاه مسجد کوتاهی نکرده است؟ چه سیاستهای فرهنگی باعت این پیامدها شده است؟. منتظر پاسخ متولیان فرهنگی و ستادهای متنوع اقامه نماز و ترویج فرهنگ قرآنی و .. هستیم هر چند پاسخ روشن و بدیهی است. شرح این هجران و این خون جگر این زمان بگذار تا وقت دگر @m_hadi_zahed ۱۴۰۴/۰۶/۱۶
دولتها؛ علتالعلل ناهنجاریها ✍ محمدهادی زاهد غروی 🔹 مقدمه در طول تاریخ اندیشه، رابطه میان علت و معلول از مهمترین مسائل فلسفی بوده است. در فلسفه اسلامی، این رابطه جایگاه ویژهای دارد و فهم هستی و تحولات آن بدون درک صحیح از این اصل ممکن نیست. اما آنچه اهمیت مضاعف دارد، کاربرد این اصل در تحلیل مسائل اجتماعی است؛ جایی که درک علیّت میتواند ما را به شناخت ریشههای واقعی ناهنجاریها، جنایتها و آسیبهای اخلاقی برساند. این یادداشت تلاشی است برای پیوند میان اصل علیّت در حکمت اسلامی و تحلیل اجتماعی در زمینه جرم، خشونت و فروپاشی اخلاقی، با تمرکز بر نقش دولت در تولید یا پیشگیری از این پدیدهها. 🔹 علیت در فلسفه اسلامی در حکمت اسلامی، علت پدیدهای است که وجود معلول به آن وابسته است. علت به اقسام مختلفی تقسیم میشوند: علت فاعلی (عامل ایجادکننده)، علت مادی (ماده اولیه)، علت صوری (شکل و قالب) و علت غایی (هدف و غایت). در این نظام فلسفی، خداوند بهعنوان «علتالعلل» شناخته میشود؛ یعنی نخستین علت و منبع اصلی همه چیز است، و بدون او، هیچ چیز بهوجود نمیآید. 🔹 بازخوانی ناهنجاریها با تعمیم نگاه علیّتمحور به حوزه جامعه، میتوان بسیاری از مسائل اجتماعی را نه بهعنوان علت، بلکه بهعنوان معلولهایی در نظر گرفت که ریشه در علتهای پنهانتر دارند. طلاق، خشونت، اعتیاد، خودکشی، نزاعهای خیابانی و فروپاشی اخلاقی، خود علت وقوع آسیبهای دیگر نیستند، بلکه اغلب پیامدهایی از ساختارهای ناکارآمد در مدیریت کلان جامعه هستند. در این نگاه، دولتها نقش محوری دارند. بیبرنامگی، قانونگذاری ضعیف، سیاستگذاریهای اقتصادی نادرست و بیتوجهی به نیازهای فرهنگی و روانی مردم، همگی بسترهایی هستند که زمینه جرم و ناهنجاری را فراهم میکنند. هنگامیکه فقر اقتصادی و فرهنگی بر جامعه سایه میافکند، تابآوری روانی شهروندان کاهش یافته و ناهنجاریها سر برمیآورند. 🔹 تورم و فروپاشی اخلاقی؛ علت یا معلول؟ پژوهشهای جدید نشان میدهد که تورم یکی از عوامل جدی فروپاشی اخلاقی جوامع است. اما باید پرسید: آیا تورم خود علت است یا معلول؟ آیا فروپاشی اخلاقی یک علت است یا صرفاً نتیجهای ثانویه است؟ پاسخ این است که هر دو، یعنی تورم و فروپاشی اخلاقی، هر دو، معلول علت بنیادینتری هستند: ناکارآمدی ساختار حکمرانی و سیاستگذاریهای اشتباه اقتصادی. در دنیای امروز، دولتها بهگونهای عمل میکنند که گویی در نظام اجتماعی، نقش «علتالعلل» را بر عهده دارند. بسیاری از ناهنجاریهای کوچک و بزرگ اجتماعی، از اختلافات خانوادگی تا مشاجرات خیابانی، ریشه در فقر اقتصادی و فرهنگی دارند که به واسطه سیاستگذاریهای معیوب دولتها شکل گرفته است. این شرایط بستر مناسبی برای بازتولید جرم، خشونت و فروپاشی اجتماعی فراهم میکند. 🔺 نتیجه سخن برای درمان ریشهای آسیبهای اجتماعی، باید نگاهمان را از سطح به عمق ببریم. به جای پرداختن به معلولها و مجازات نتایج، باید به علل اصلی، یعنی ساختارهای ناکارآمد حکمرانی توجه کنیم. مجازات مجرمان هنگامی اثربخش و بازدارنده خواهد بود که بستر جرم از میان برداشته شود؛ در غیر این صورت، مجازات تنها پاک کردن صورت مسئله است، چرا که علتالعلل همچنان بستر خشونت و جرم را زنده نگه میدارد و فضای لازم برای بازتولید مجرمان را فراهم میسازد. تا زمانی که دولتها در برنامهریزی اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی خود بازنگری نکنند، ناهنجاریها همچنان تکرار و بازتولید خواهند شد. بازگشت به عقلانیت در سیاستگذاری، نخستین گام در شکستن چرخه بحران است. @m_hadi_zahed ۱۴۰۴/۰۳/۱۷
🔹«انقلاب را زیستن» نوشته آصف بیات ▪️این کتاب روایت جامعهشناختی بهار عربی با تمرکز بر زندگی روزمره در کشورهایی مانند سوریه، مصر و تونس است. این اثر با بررسی تأثیرات اجتماعی و سیاسی اعتراضات، به چگونگی شکلگیری و پیامدهای آنها میپردازد. ▪️«انقلاب را زیستن» روایت جنبشهایی است که از خیابانها، کافهها و قهوهخانهها آغاز شدند؛ از زمزمههایی که در گفتوگوهای روزانه شکل گرفتند و به فریاد آزادی تبدیل شدند.بیات با تمرکز بر مفهوم «زیستن در انقلاب»، نشان میدهد چگونه این تحولات بر زندگی مردم، روابط اجتماعی و ساختارهای سیاسی اثر گذاشتند. او نشان میدهد اعتراضات مردمی، نهفقط در شعارها، بلکه در دل زندگی روزمره شکل گرفتند و به تغییرات اجتماعی انجامیدند. ▪️کتاب با تحلیل نقش طبقات متوسط، حاشیهنشین و بهویژه نقش زنان و مبارزات آنان و تأثیر شبکههای اجتماعی، تصویری روشن از بهار عربی ارائه میدهد. ▪️بیات همچنین به ناکامیها و پیچیدگیهای این خیزشها میپردازد. و این عبارت پایانی کتاب ناگفتنیهای فراوانی دارد: 🔺«مردم به ندرت تصمیم میگیرند از روی اراده و داوطلبانه انقلاب کنند مردم تحت تاثیر وضعیتی تاب نیاوردنی مجبور به انجام انقلاب میشوند» @m_hadi_zahed ۱۴۰۴/۰۳/۰۹ #معرفی_کتاب #آصف_بیات #انقلاب_را_زیستن #نشر_بیدگل #ترجمه_شیرین_کریمی #بهار_عربی
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
راه نجف به کربلا، راه طریق العلماء. از چپ به راست حاج شیخ باقر ایرانی حاج شیخ عبدالرسول زاهد قمی حاج شیخ علی ایروانی
без подписи