tgindex
تشنه‌ی اندیشه / صحتی سردرودی

تشنه‌ی اندیشه / صحتی سردرودی

Статистика
@m_sehatiперсидский

1 . نگاه انتقادی به مقوله های انسانی و اسلامی 2 . تخصصا در عاشوراپژوهی 3 . تحریف شناسی تاریخ امام حسین (ع) 4 . ادبیات ارتباط با ادمین ها : @sehatim @vafasehati اینستاگرام : instagram.com/mohammad.sehati.sardroudi

Последний пост
25 июн.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
22
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
827
+1 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
554
22 постов
Вовлечённость
67,0%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 22
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 25 июн.2622из m_sehati

    حسینِ حق (بند 4 از یک ترکیب بند) رفتند آن چنان که نتابد رکاب ها گفتند آن سخن که نسنجد حسابها انسان که نه، به نام ، مسلمان جماعتی اوّل صف از صفوف مقدّس مآب ها ، گقتند : مرتد است محبّت اگر نشد، تسلیم کینه ، کشته شود با عذاب ها گفتند : ناحقست نه حرّیّت است حق باید مطیع بود به عالی جناب ها ! خواندند خطبه ها به منابر خطیر و خود کردند خویش را به بشارت خطاب ها راه ریا و رسم ریاست به هم تنید گردید جهل های مقدّس صواب ها کشتند آن کمال محبت که بی گمان می خواست کینه حذف شود از کتاب ها آری حسینِ حق به محبّت کمال بود زیباترین زمینه در اوج جمال بود. 🏴@m_sehati🏴

  • 24 июн.280из m_sehati

    عباس یعنی نه؛ نه گفتن به امان نامۀ استبدادِ دینی. 🏴@m_sehati🏴

  • هدف شناسی امام حسین با رویکردی تحریف شناسانه ( خلاصۀ گفتگو با دین آنلاین) 1 . آیا هدف امام حسین منحصر به کسب قدرت(حکومت) یا شهادت بوده است؟ پاسخ: نه شهادت نه حکومت هیچ‌یک هدف حسین نبوده است. برخلاف این حرف‌ها هنر و هدف حسین هدایت و همدل سازی مخالفان و دشمنان و صلح و سازش بوده است. 2 . مبنای این تحریف بزرگ چیست؟ پاسخ: تبلیغات بنی‌امیه و بنی‌عباس و دفع افسد با فاسد از طرف امثال شریف مرتضی در کتاب الشافی در پاسخ به المغنی و دیگران که می گفتند:«لاتلقوا بأیدیکم الی التهلکه»یعنی خودکشی نکنید! 3 . گسترۀ این تحریف تا کجاست و چه نقشی در جهان معاصر برای مسلمانان و دیگران دارد؟ پاسخ: از تفسیر نادرست و غلطِ آیۀ 51 از سوره توبه «هل یتربصون بنا الا احدی الحسنیین»شروع می‌شود تا ایدئولوژی امثال داعشی ها و تندروهای مخالفِ گفتگو و معاند جدال احسن پیش می‌رود.یعنی: «و جادلهم بالتی هی احسن فاذا الذی بینک و بینه عداوة کانه ولی حمیم» به‌حساب نمی‌آید. یعنی این قبیل آیات و همسو با آن‌ها از طرفی و منطق و عقلانیت از طرفی نادیده گرفته می‌شوند.درنتیجه گسترۀ تحریف به‌نوعی دامن‌گیر همه می‌شود. 4 . چه شعارهای بسیار رایج و متداول، مبتنی بر این تحریف ساخته‌شده است؟ پاسخ: فراوان. مثل احدی الحسنیین به‌صورت انحصاری؛ ان الحیاة عقیدة و جهاد؛ کل یوم عاشورا کل ارض کربلا؛ و بالاخره: یا فتح یا شهادت یعنی یا حکومت یا شهادت، به‌عبارت‌دیگر یا کشتن یا کشته شدن! حسین حسین شعار ما/ شهادت افتخار ماست. غافل از اینکه با این شعارها دیگر جایی برای هنر هدایت و همدل سازی و عقلانیت و منطق مبتنی بر واقع‌نگری نمی‌ماند. 5 . چه اهداف دیگری برای او می‌توان شمرد؟ پاسخ: امتناع از بیعت؛ فرار از فاجعه البته با فریاد بلند و بیداری بخش؛ پیش‌گیری از مشروعیت‌یابی موروثی شدن حکومت. جان فردی را فدای جان جمعی ساختن(شفاعت). 6 . می‌توان از اشکالات آن دو هدف مشهور و تحریف‌شده کمی بیشتر سخن گفت؟ آری در این مشهد سخن بسیار باشد. نمونه را گفته می‌شود: تعارض این دو هدف مذکور و مشهور هم در درون هر یک هم باهم آن‌قدر زیاد است که مصداق قاعده‌ای است که گوید: «اذا تعارضا تساقطا». اگر در هدف پنداریِ حکومت، برای نفی شهادت گفته می‌شود علم اعم از قصد است در نفی حکومت نیز گفته می‌شود پاسخ به دعوت کوفیان اعم از حکومت است چراکه برای فرار از بیعت نیز پاسخ به کوفیان لازم بود تا جای امنی ولو به نسبت برای امتناع از بیعت داشته باشد و چه جایی بهتر از کوفه.  محمد صحتی سردرودی 30 / 3 / 1405 @m_sehati

  • 21 июн.23912из dinonline

    ▪️سوته‌دلان▪️ 🏴هدف‌شناسی امام حسین با رویکرد تحریف‌شناسانه شب پنجم با حضور محمد صحتی سردرودی میزبان: نورا نوری صفت تماشای این برنامه در صفحه اینستاگرام دین‌آنلاین https://www.instagram.com/dinonline 🆔 @dinonline

  • 20 июн.2672из dinonline

    ▪️سوته‌دلان▪️ 🏴هدف‌شناسی امام حسین با رویکرد تحریف‌شناسانه شب پنجم با حضور محمد صحتی سردرودی میزبان: نورا نوری صفت شنبه ۳۰ خرداد ساعت ۲۱ صفحه اینستاگرام دین‌آنلاین https://www.instagram.com/dinonline 🆔 @dinonline

  • اندیشه ای(2) شاد باش و شاد کن افسرده ای با سرورت زنده گردان مرده ای @m_sehati

  • اندیشه ای(1) شاد باش و شاد کن اندیشه ای آخر انسانی نه سنگ و شیشه ای @m_sehati

  • 8 нояб.8341из m_sehati

    لطف دختر من نمی گویم که زهرا دختر پیغمبر است امتداد مصطفی هم با همین تک دختر است « بی ملاحت آن پدر کو را نباشد دختری» (1) این مَثل در آن « انَا اَملَح » به معنا مُستر است مصطفی هم از نشاط فاطمه بشّاش بود در تبسّمهای احمد ، لطف دختر مضمر است با سکوت سبز و لبخند ملیحش می سرود : دختری دارم که از صدها پسر هم برتر است من نمی گویم که زهرا با علی همخانه بود یا که شیر بیشه ی اندیشه او را شوهر است ، حرف دیگر دارم از دل می سرایم نغمه ای ، سوز سازی در سرم با خون دل خنیاگر است: صد نگو ، گر صد هزاران فضل باشد با علی فاطمه یک فضل دیگر دارد : او یک مادر است مادری را مثل و مانندی نباشد جز خدا این خدای خاکی و کوچکنما هم مهتر است آسمانی یازده خورشید از او سر می زند مهر را رنگین کمال عصمتش پیغمبر است فاطمه فرزانه ، فرزندِ بهارِ عقل بود سالک اندیشه را هر کلمه از او رهبر است سطرسطر خطبه اش فصل الخطاب گفت و گو هر سخن از انتقادش خصم را رسواگر است از فدک تا فاطمه ، از فرش تا عرش است فرق باغبازیها کجا سیمرغ را بال و پر است ؟! هرچه در وصفش بگویم باز کمتر گفته ام هر چهار دفتر به مدحش گفت و گویی کمتر است آیت تطهیر و « کرّمنا بنی آدم » ببین سوره ای از بیکران قرآنِ فضلش کوثر است تا شنیدم کربلا را با دو زینب زمزمه تازه فهمیدم که آری اصل کوثر ، دختر است تا قلم قد می کشد از قدر کوثر گفته اند تا سخن سر می زند در وصف دختر ، دفتر است تا غزل را حافظی باشد ، سخن را صائبی زن به زیبایی مثل ، هر دختری هم دلبر است وحی و الهامی که بر آیینه اشراق آورد ، سهم احساس برین در جنس زن افزونتر است مرد مردان هم که باشی باز محتاج زنی با وجود فاطمه ، کامل ، کمال حیدر است در ستایش صد سخن سر می رسد در وصف او مرتضی را گوش کن این عرصه را هم صفدر است گفت خود را تا نپنداری که جسم کوچکی ، آدمیت عالمی دارد که از عالم بر است در ستیغ این سخن مولا به زهرا چشم داشت مشرق اشراق را زهرا « جهانِ اکبر » است (2) قدر زهرا می شود روشن به روز رستخیز فاطمه در فصل فردا محشر اندر محشر است شب سحر شد حرف آخر را بگویم والسلام : فاطمه خود عالمی دارد ، جهانی دیگر است محمد صحتی سردرودی / 21 / 3 / 86 / قم. 1 . ترجمه گونه ای از ضرب المثلی به زبان ترکی که گوید: « قیزسیز بابا : دوزسوز بابا » یعنی پدر بی دختر، پدر بی نمکی است . 2 . اقتباسی از سخنی سبز و منسوب به مولا علی علیه السلام : « اَ تزعم انّک جرم صغیرُ / وَ فیک انطوَی العالَم ُالاکبرُ( آیا تو –انسان- می پنداری جرم کوچکی و حال آن که جهانِ بزرگتر در وجودت پیچیده و نهفته است؟). @m_sehati

  • نقش اجتماعی فاطمه زهرا(س) در تاریخ اسلام سخنران:استاد محمد صحتی سرد رودی تکیه حسین خانه ساوه ۱۴۰۱/۱۰/۶ فایل صوتی

  • 31 окт.7388из mohammadmojtahedshabestari

    حجاب اجباری نه مقتضای دین است و نه مقتضای سیاست محمد مجتهد شبستری ۱. حجاب اجباری مقتضای دین نیست؛ برای اینکه عمل دینی باید با انگیزه اطاعت از امر الاهی انجام شود اما حجاب اجباری از ترس داغ و درفش حکومت انجام می‌شود. ۲. حجاب اجباری مقتضای سیاست سالم هم نیست؛ برای اینکه ایستادن حکومت در مقابل اکثریت ملت که موافق حجاب اجباری نیستند نه سیاست. بلکه حفظ هژمونی نامشروع اقتدار حکومت غیردموکراتیک است. ۳. اگر از من بپرسند ریشه این همه نابسامانی‌ها و ناترازی‌ها و فسادها و تبعیضات فعلی در داخل کشور و مشکلات مهیب در سیاست خارجی آن در کجاست، می‌گویم در آنجاست که پس از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ در ایران نهاد دین و نهاد سیاست را جاهلانه در‌ یکدیگر ادغام کردند و با اینکار هم استقلال معنوی دین را از میان بردند و هم عقلانیت سیاسی و مدیریت علمی کشور را غیرممکن ساختند؛ وضعیت چنان شد که به‌تدریج قدرت از دست مردم بیرون رفت و بسیاری از قدرتمندان و حواشی آنها با استفاده از فضای غیرشفاف و پر از ابهامی که بر اثر آن ادغام سراسر زیان بر جامعه حاکم شده بود به نام دین و خدا و پیامبر و به نام مبارزه با مستکبران جهان و حمایت از مستضعفان عالم، برای کسب منافع نامشروع، هر غارتی را که می‌خواستند کردند و هر دروغی را که می‌خواستند گفتند و هر فریبی را که توانستند انجام دادند. شرب الیهود گسترده‌ای پدیدار شد! هم دین ابزار گردید و هم سرمایه‌های طبیعی و انسانی کشور به‌تدریج بر باد رفت. حجاب اجباری فعلی هم نوزاد عجیب‌الخلقه‌ای است که پس از سال‌ها از همان ادغام نخستین زاده شده است. ۴. راه نجات از اين وضعیت فشل و خطرناک   همانا ایجاد استقلال معنوی برای نهاد دین و ایجاد استقلال عقلانی و علمی برای نهاد سیاست و سپردن قدرت حکمرانی به‌دست مردم است. ۶ آبان ۱۴۰۴

  • استبداد دینی زیان‌بارتر از سپاه یزید میرزای نائینی در تنبیه الامه سخنی دارد به این مضمون: استبداد دینی از سپاه یزید بن معاویه زیان‌بارتر است. یعنی استبداد مذهبی اگر توسط علمای شیعه حمایت شود ضرر و زیانش بر شیعیان از ضرر سپاه یزید بر امام حسین و یارانش بیشتر است و بدتر. ر.ک: همان، ص 38 ، با مقدمه و توضیحات آیت‌الله طالقانی 🌹@m_sehati🌹

  • 12 окт. 2025 г.78910из Mohsen_Kadivar_Official

    видео или голосовое, без подписи

  • 12 окт. 2025 г.75410из Mohsen_Kadivar_Official

    #متن_کامل انتشار ویرایش سوم کتاب اسنادی از شکسته‌شدن ناموس انقلاب @Mohsen_Kadivar_Official

  • 12 окт. 2025 г.7137из Mohsen_Kadivar_Official

    انتشار ویرایش سوم کتاب اسنادی از شکسته‌شدن ناموس انقلاب محسن کدیور، اسنادی از شکسته‌شدن ناموس انقلاب: نگاهی به سال‌های پایانی زندگی آیت‌الله سید کاظم شریعتمداری، مجموعه‌ی مواجهه‌ی جمهوری اسلامی با علمای منتقد، دفتر اول، ۱۳۹۱، ویرایش دوم: ۱۳۹۴، ویرایش سوم، لندن: نشر مهری، مهر ۱۴۰۴، ۵۶۴ صفحه. بعد از انتشار نسخه کاغذی ترجمه‌های عربی و ترکی آذربایجانی کتاب در لندن و باکو، نشر مهری در لندن (ناشر ترجمه عربی) برای نخستین بار نسخه فارسی کتاب را منتشر کرد، کتابی که بعد از چهارده سال هنوز در ایران امکان انتشار ندارد. ویرایش سوم کتاب دو امتیاز بر ویرایش‌های قبلی دارد: اول افزودن دو پیوست به انتهای کتاب، یکی «کتاب‌شناسی آثار منتشرشده آقای شریعتمداری»، و دیگری «مستند سیلی زدن ری‌شهری به مرحوم شریعتمداری در جریان بازجویی». دوم «نمایه». متن کامل یادداشت ویرایش سوم، و دو پیوست کتاب را جداگانه منتشر می‌کنم. این کتاب متمرکز بر مواجهه آقای خمینی با آقای شریعتمداری در سالهای پایانی حیات آقای شریعتمداری است. آقای خمینی رهبر جمهوری اسلامی، هم‌درس دیروز، یکی از مراجع تقلید بزرگ آن زمان، و بزرگترین رقیب فقهیش را به تدریج از فضای عمومی کشور حذف و سپس تا آخر عمر محصور کرد. جمهوری اسلامی ایران حقوق انسانی مهمترین چهره‌ دینی خود را نادیده گرفت که بدیهی‌ترین آن ممانعت از اعزام بیمار مبتلا به سرطان به بیمارستان به مدت سه سال و ده ماه و هفت روز و نیز محدودیت فراوان در زمان کفن و دفن و ترحیم ایشان بوده است. آنچه جمهوری اسلامی با آقای شریعتمداری کرده، نه اسلامی بوده، نه اخلاقی، و نه قانونی. ناموس انقلاب با این ستم‌ها شکسته شد. فهرست کتابشناسی شامل کلیه آثار حوزوی آقای شریعتمداری (اصول فقه، فقه فتوایی و استدلالی، و علوم قرآنی) می‌شود، از جمله: وسیلة العباد لیوم المعاد (۱۳۳۱ش)، رسالة المعاملات المنهیة فی الفقه، رسالة کتابات فی القضایا التشریعیة، تحقیق وتقریرات فی ابواب البیع والخیارات (هفت جلد)، و القضاء فی الإسلام. اگر چه چیزهایی درباره سیلی ری‌شهری شنیده بودم، اما هرگز باور نمی‌کردم اتفاق افتاده باشد. چطور ممکن است در جریان بازجویی، قاضی به گونه متهم، آن هم یک فقیه، یک مرجع تقلید، یک سیّد و یک پیرمرد سیلی بزند؟! فقه و قانون و اخلاق کجا رفته بود؟! غلامعلی رجایی آنرا از معاون دادستان قم – که نامش نزد من محفوظ است - مستقیما شنیده و با اجازه رجایی منتشر می‌شود. محمدی ری‌شهری در خاطراتش آنرا شایعه‌ خوانده، اما «شایعه» مذکور به میزانی از قوّت بود که ری‌شهری را به تکذیب آن در کتابش واداشت. «آقای ری‌شهری بازجویی از ایشان را شروع کرد. ابتدا از ایشان پرسید نام؟ مرحوم شریعتمداری گفت: سیدکاظم. پرسید: نام خانوادگی؟ پاسخ داد: شریعتمداری. پرسید: شغل‌تان چیست؟ تا آن مرحوم‌ باصدایی لرزان گفت: «مرجع تقلید هستم»، ناگهان دیدم آقای ری‌شهری که در یکی دومتری او نشسته بود، با عصبانیت ازجا بلند شد، و سیلی محکمی به ایشان زد، و گفت: «مرجع تقلید بودی»! آقای شریعتمداری حین پاسخ به پرسش‌های آقای ری‌شهری خیلی متاثر بودند. من خودم از نزدیک شاهد این صحنه بودم. از او پرسیدم شما به آقای ری‌شهری چیزی نگفتید، که چرا این کار را کرد؟ گفت: «نه! ولی از این حرکت او خیلی تعجب کردیم». پرسیدم: غیر از شما چه کسانی آنجا و در آن اتاق حاضر بودند؟ گفت: «من، و دادستان قم، آقای [ذبیح‌الله] کرمی، ودادیار دادستانی قم که اسمش درخاطرم نمانده است.» همان‌روز آقای ری‌شهری پرونده را از ما تحویل گرفتند و رسیدگی به آن را در امور قضایی نیروهای مسلح ادامه دادند.» @Mohsen_Kadivar_Official https://kadivar.com/21877/

  • 19 сент. 2025 г.69312из m_sehati

    امام حسن مجتبی حکومتِ خویش را به رفراندوم گذاشت به‌این‌ترتیب که پس از شهادتِ پدرش مردم را جمع کرد و گفت: «به خدا سوگند خواری و کاستی ما را از جنگ با شامیان بازنداشت بلکه ما برای رسیدن به صلح و سلامتی با بردباری با آن‌ها می‌جنگیدیم تا اینکه صلح و سلام با عداوت؛ و بردباری با بی‌تابی فرسوده شد. شما هم درحالی‌که دینتان پیشِ روی دنیایتان بود با ما به‌سوی خصم می‌شتافتید حالیا که اینک دنیایتان پیش روی دینتان قرارگرفته است. پس ما برای شما بودیم و شما برای ما، ولی امروز چنانید که بر ما گشته‌اید؛ گروهی از شما بر کشتگان در جنگ صِفّین گریانید و گروهی خونِ کشتگان در جنگ نهروان را خواهانید؛ آنان‌که گریانند ما را فروگذارند و آن‌ها که خونخواه‌اند در پی شورش‌اند. از طرفی معاویه ما را به کاری فراخوانده است که شوکت و انصافی در آن نیست. حال اگر شما زندگی را می‌خواهید پیشنهادش را بپذیریم و این خار در دیده را تحمّل کنیم و اگر جنگ و مرگ را می‌خواهید آن را درراه خدا به جان بخریم و داوری را به خدا واگذاریم» مردم در پاسخ همگی باهم فریاد زدند: بازماندگان را دریاب که ما زندگی می‌خواهیم>«فنادی القوم بأجمعهم: بل البقیة والحیاة»(ر.ک: حسن بن أبی الحسن الدیلمی، أعلام الدین، قم، مؤسسة آل البیت لإحیاء التراث، ط الثانیه، 1414ق، ص292–293). راستی که چشم از ریاست پوشیدن بسیار هنر و پارسایی می‌خواهد که به‌قول‌معروف: «آخر ما یخرج من رئوس الصدّیقین حبّ الریاسه». آنان‌که ادّعا می‌کنند شیعۀ آن پیشروِ پارسا و دادگرند کاش بویی از پارسایی آن امامِ رئوف و کریم و مردم‌دار به مشامشان خورده بود تا حال‌وروز این مردم گرفتار در فقری را که دیر است به کفر کشیده است درک می‌کردند و برای چند روز ریاستِ پوشالی این‌همه مردم را خوار و زبون؛ شرمندۀ اهل‌وعیال نمی‌ساختند. محمد صحتي سردرودي 🏴@m_sehati🏴

  • 19 сент. 2025 г.5542из m_sehati

    چه می شد؟ (ویراست دوم): چه می شد عشقها صوری نمی شد میانِ دوستان دوری نمی شد فقیهان را نشانی از حسن بود، دگر دین دولتی، زوری نمی شد محمد صحتی سردرودی 🌹@m_sehati🌹

  • 19 сент. 2025 г.6036из m_sehati

    وصیت أمیرالمؤمنین مولا علی علیه‌السلام به صلح و آشتی 🌿به مناسبت بیست و ششم ربیع‌الاول سالروز صلح امام حسن علیه‌السلام🌿 ✅امام على علیه‌السلام پس‌ازآنکه به تیغ ابن ملجم ترور و به‌شدت زخمی شد در سفارش به فرزند بزرگوارش حضرت حسن علیه‌السلام بنا به روایتی فرمود: ✍️و اعلَمْ أنّ معاويةَ سَيُخالِفُكَ كما خالَفَنِي، فإن وادَعتَهُ و صالَحتَهُ كُنتَ مُقتَدِيا بِجَدِّكَ صلی‌الله عليه وآله في مُوادَعَتِهِ بَنِي ضَمرَةَ و بَنِي أشجَعَ و فی مصالحة أهلِ مکة یوم الحدیبیة و کانت لک فِیَّ أسوة فی الصبر خمس و عشرین سنة. ✍️بدان كه معاويه همان‌طور كه با من مخالفت كرد با تو نيز مخالفت خواهد كرد، پس اگر با او از در صلح و آشتى درآيى به جدّت رسول خدا صلی‌الله علیه وآله اقتدا کرده‌ای كه با دو تبارِ بنى ضمره و بنى اشجع صلح كرد و نیز به جدّت (ص) تأسّی جسته‌ای که با اهل مکه در روز حُدیبیه صلح کرد و تو را سزاوار است که در بردباری به من تأسّی جویی که بیست‌وپنج سال صبر کردم. 🏴@m_sehati🏴 📗نهج السعادة فی مستدرک نهج‌البلاغه ج 2 ص 671 ، باب الخطب، خ 397 . استاد محمودی در همین نهج السعاده ج 2 ، پاورقیِ ص 671 می نویسد: دو سطر از منفردات این روایت است که برای آن شاهد و مصدری غیر از کتاب الدر النظیم نیافتم و این دو سطر همه اش کاملا غیر از محل شاهد ما است. یعنی بقیۀ روایت از جمله محل شاهد ما، شواهد و مصدرهای دیگری هم دارد.

  • 9 сент. 2025 г.6084из m_sehati

    دوست‌داشتنی‌ترینِ مردم این روزها دل‌وجانمان با یاد آخرین پیام‌آور مهر و آشتی حال و هوای بهتری دارد به‌جاست با آن بزرگ‌مرد بیش‌ازپیش آشنا شویم و گوش جان به سخنی همیشه‌سبز و زنده از ایشان بسپاریم پيشواى پارسايان و مولاى دادگران ( یعنی علی علیه‌السلام ) آن حضرت را چنین می‌شناساند : «او پيشواى كسى است كه راه پارسايى پويد و بينايى كسى است كه راه حق را جويد. چراغى است كه روشنایی‌اش درخشيده و ستاره‏اى است كه نورش بلند گرديده و آذرخشى كه فروغش بردمیده است. كردارش ميانه ‏روى؛ رفتارش رشد و متعالى؛ گفتارش سرفصل؛ و داوری‌اش با عدل است.«(1) مولا على ‏عليه السلام در سخنى ديگر پيام ‏آور خدا صلی الله عليه وآله را چنين مى ‏شناساند: »اصل و نسبش برترين و تشريفِ رشدش بهترين بود، كه از كان‏هاى كرامت و بسترهاى سلامت سر برآورد تا دل‏هاى نیک‌دلان از همه بريده، به‌سوی او برگشت و چشم‏هاى جويا به جمال او نشست. در سايه او بود كه خدا كينه ‏توزى ‏ها را به زيرِ خاكِ فراموشى و آتش آشوب‏ها و جنگ‏ها را به خاموشى برد؛ با او بود كه خدا انسان‏هاى خوب را باهم برادر و همدل ساخت و گروه ‏هاى جنگجو را دسته‌دسته از يكديگر به دور انداخت؛ خوارشدگان را به عزّت رسانيد و عزيز شده ‏های ناروا را به ذلّت نشانيد. سخن او روان و روشنگر؛ سكوتش خود زبانى ديگر بود.«(2) على ‏عليه السلام كه همه عمرش را با رسول خدا صلی الله عليه وآله هميشه همراه و همدل بود، در خطبه ‏اى ديگر آن حضرت را چنين معرّفى مى ‏كند: »در كودكى برترين و در کهن‌سالی نجيب‏ترين مردمان؛ در خلق‌وخو پاك‏ترينِ پاكان و گاهِ بخشش بخشنده ‏تر از ابرهاى باران بود.«(3) در اينجا به همين سه سخن از امير بيان و سرور سخنوران بسنده مى ‏شود كه بيش از اين در این مجال نمى ‏گنجد و « رسول خدا صلی الله عليه وآله در نهج ‏البلاغه» خود كارى كارستان است و براى شناخت پيامبر اسلام در جاى خود ضرورت بسيار دارد؛ ما اینک به روایت حدیثی از حضرت حبیب‌الله‏ صلى الله عليه وآله بسنده می‌کنیم كه مى ‏گفت: «اَحَبُّ النَّاسِ اِلى اللَّهِ اَنْفَعُ النَّاسِ لِلنَّاسِ؛(4) دوست‌داشتنی‌ترین مردم پيش خدا، سودمندترين مردم به مردم است.» و اساسِ سخن به قرآن كريم، سورۀ رعد، آيه 17 برمى ‏گردد كه خداوند متعال مى ‏فرمايد: « فأمّا الزبد فيذهب جفآءً و أمّا ما ينفع الناس فيمكث فى الارض؛ بارى، كف، كنار مى ‏رود امّا آنچه مردم را سودمند افتد، در زمين بازمی‌ماند.» 1) نهج ‏البلاغه، خطبه 94. 2) همان، خطبه 96. 3) همان، خطبه 105 و براى مطالعه بيشتر: همان، خطبه ‏هاى 108 و 109 و... 4) جامع احاديث الشيعه، 16 / 175 و در همين معنا بنگريد به: شيخ صدوق، كتاب من لايحضره الفقيه، 4 / 396 (5840) و الأمالی، 73 ( 41 ) . @m_sehati

  • 5 сент. 2025 г.5805из m_sehati

    از خلیفه‌ی اول و دوم به خاطر آن بیش از همه بیزاریم که بنیان‌گذار حکومتِ اسلامی بوده‌اند بیزاریِ ما از آن دو، نه‌فقط به علتِ جسارت به یگانه دختِ پیام‌آور اسلام یا غصبِ فدک و غیره است بلکه بیشتر به‌این‌علت می‌باشد که پس از پیامبر از دین،دولت ساختند زیرا با کمی دقت در تاریخ و سیره‌ی حضرت رسول معلوم می‌شود که ایشان هرگز مثل یک حاکم،حکومت نکرد. اگر هم حکومتی داشت حکومت به‌اصطلاح امروز نبود بلکه حکومت به دل‌ها بود یعنی به عبارت دقیق: کارش محبت بود نه حکومت. با مراجعه به آیه‌ی مودّت در قرآن هم به‌وضوح پیداست که همه خواسته و آرزویش در مهر و محبت خلاصه می‌شد. این ابوبکر و عمر بودند که در تاریخ مسلمانان، برای نخستین بار حکومتِ اسلامی و استبدادِ دینی را با عنوان خلافت بنیان نهادند و در عمل به‌جای حکومتِ اسلامی؛ اسلامِ حکومتی به خورد خلق دادند و تاریخ از سقیفه تا امروز پیوسته نشان داده است که هر چیزی به حکومت نسبت داده شود به استخدامِ قدرت و زور درمی‌آید و آن را به‌خصوص اگر دین باشد از درون تهی و بی‌محتوا بلکه وارونه می‌گرداند. پس حق ‌داریم از آن دو تن هنوز هم تبرّی بجوییم زیرا که اینک نیز هرچه می‌چشیم و می‌کشیم از همین حکومت اسلامی است که با عناوینِ چندی چون داعش و ... ما را به‌روز سیاه نشانده‌اند، درواقع بیزاریِ ما نه تبرّی از اشخاص و طایفه‌ای خاص است تا تنها یک مقوله‌ی تاریخی باشد بلکه تبرّی و تنفّر از زور و استبدادی است که با چسباندنِ آن به اسلام به تزویر هم تقدس می‌بخشد و حاکمان را انتقادناپذیر و غیرمسئول می‌داند تا بیش‌ازپیش ما را به‌روز سیاه نشاند. اشتباه نشود آنچه هم به حضرت علی ابن ابی‌طالب نسبت داده می‌شود باز حکومت به‌اصطلاح امروز نبود که مولی علی نه حاکم که عاشق بود و کارش به‌خصوص در آن چهار سال و نُه ماهِ تحمیلی در آخر حیاتِ به‌ظاهر این جهانی‌اش نه حکومت که عدالت و محبت و شفقت به انسان بود و بس. فدکش از غدیرش آب نخورد از سلیمان گذشت و رشک نبرد در پیِ جاهِ زید و بکر نبود مرتضی مرد بود و مکر نبود محمد صحتی سردرودی 🏴@m_sehati🏴

  • 23 авг. 2025 г.5716из hm5586

    https://iqna.ir/00I2ja

تشنه‌ی اندیشه / صحتی سردرودی — tgindex