بحثای محکوم
Статистика- Последний пост
- 15 июн.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
حاجی میدونی چیه ، اینطوری در نظر بگیرید که این ماجرا دو دست هست ۱ چیزیکه ما میخوایم ۲ چیزیکه خدا بهمون میده که اینم دوتا حالت داره اول :شاید چیزیکه ما میخوایم اونی نباشه خدا میخواد بهت بده میگه صبر کن یکم یکی قشنگ ترشو واست در نظر دارم یعنی تو ستاره خدارو میخوای خدا ماهشو بهت میده دوم : تو چیزیکه میخوای را خدا بهت میده یجورایی دست گذاشتی رو همون ماهی که خدا میخواسته بهت بده زرنگ بازی میکنی دیگه خدام میبینه خودت آدم خوبی هستی ، چیزیم که میخوای خواسته مطلوبیه میگه خب کی بهتر از این بنده
ولی ما چون آدم هستیم و ضعیف و کوچیک و حقیر؛ وقتی خدا واسمون نشونه میفرسته طبیعتا بیشتر کیف میکنیم و میگیم خدا حواسش بهمون هست کما اینکه خدا همیشه حواسش به ما هست، صرفا بعضی وقتا این حواس جمعی رو با چند تا نشونه بهمون نشون میده
همون انتظار نداشتنه هم موجب میشه بفهمیم بعضی وقتا صلاح ما در این نیست که نشونه ای ببینیم صلاح ما در اینه که خودمون با مشکل کنار بیایم صلاح و امتحان تو اینه که ببینیم اگه خدا نشونه نفرسته هم هنوز حضورش رو حس میکنیم یا نه
اگه رابطه بنده و خدا رو متوجه بشیم همچین سوالی پیش نمیاد واسمون.. رابطه ما و خدا اینطوری نیست که ما انتظاری از خدا داشته باشیم که توی لحظات سخت بخواد حتما نشونه خاصی بهمون نشون بده و واسمون بفرسته. اتفاقا واسه همین که نباید انتظاری باشه وقتی خدا برامون نشونه های این شکلی رو میفرسته میشه ذوق مرگ بشیم...
https://t.me/mahkuum/9190 خیلی وقتها هم اون لحظهی خاصی که نیاز داری، اتفاقی نمیفته. پس باید گفت خدا برای اون قسمتش برنامه نداره؟ اگرم که اونم جز برنامه خداست، پس وجه تمایز اینا چیه که وقتی رخ میده شگفت زده میشید و وقتی رخ نمیده ناراحت؟ در هر دو صورت باید شگفت زده بشید.
موضوع این نیست که احتمالش نیست چنین اتفاقی بیفته موضوع اینه که توی اون لحظه خاص که آدم نیاز داره اون اتفاق بیفته، اتفاق میفته..
این پیام توضیح خوبیه برا ایرادی که وارد کردین
از نظر فیزیک و ریاضی چیزی به اسم رندوم یا شانسی وجود نداره، همه چیز قابل محاسبه است، علت اینکه ما بهش میگیم شانسی اینه که ما علم محاسبهش رو نداریم یا محاسبهش سخته. از نظر فلسفه و اللهیات چون خدا از ازل میدونه این شخص دقیقا تو اون لحظه همچین دغدغه یا سوالی تو ذهنش پیش میاد میتونه زنجیره علتهارو طوری طراحی کنه تا اون لحظه اون شخص همچین پاسخی بگیره، یعنی خلاصه بخوام بگم همچین ایدهای و ایدههای مشابه میتونه منطقی باشه و شاید پاسخی که شخص میگیره نتیجه یه محاسبه دقیق اللهیه که اول خلقت رخ داده.
https://t.me/mahkuum/9186 احتمالش با توجه به شرایط زیاده. خب، شما طلبه هستی، احتمالا هیأتی دو اتیشه. چندین بار دیگه هم به مداح گفته بودی روضه حضرت رقیه بخونه، و به این روضه هم علاقهمندی. پس اصلا چیز غیر قابل پیش بینی ای نیست. چون مقدمات کار فراهم شده. یا حداقل پلههای قبلی طی شده. چقدر احتمال داره دو نفر که توی یه شهر هستن، تو یه کافه همدیگه رو ببینن؟ نمیدونم چرا مذهبیا تلاش دارن همه چی رو عنایت کسی ببینن که فکر میکنن خیلی دوستش دارن مثل هرکدوم از همین امام ها و امامزاده ها. نمیدونم چرا با قانون احتمال بازی میکنن و معمولا هم انکار.
بحث مفیدی بود به نظرم به چنل دعواها منتقلش میکنم
https://t.me/mahkuum/7753 البته این پیامم ایده آل گرایانه ترین حالته ، طبیعیه که یه آقا نمیتونه تماما تکیه گاه باشه ، و یه خانم هم همینطور چون اصلا ذاتشون مخالف همه ، ولی خب ازدواجی موفق تره که افرا تلاش کنن به مرور این درک طرف مقابل رو بالاتر ببرند اما خب هیچ وقت راندمان صددرصد نیست دیگه . در نهایت بالاخره باید پذیرفت که توی این دنیا تنهایی حتی با وجود همسر ، چون تنهایی توی آفرینش انسان هست و خدا هم گفته اینو
https://t.me/mahkuum/7757 خب اصل بحث اینجاست که اولا هر انسانی یه سری ویژگی های شخصیتی داره ، یه بخشیش هم مربوط به جنسیتشه یعنی جنس زن چون عمدتا جزئی نگره ( همه نه) طبیعیه که بیشتر گلگی کنه و حتی موضوع های ساده هم براش چالش باشه و غر بزنه حتی یه چیزی مثل انتخاب غذا برای وعده های غذایی و برعکس عمدتا مرد چون کلی نگر تره ( بازم همه نه ) گلگی کمتره و برای مسئله های بزرگ و کلان تره حالا اگه جاشون عوض بشه یه تعارض شدید پدید میاد حالا یا دو نفر باید عکس هم باشن که خب شرایط بهتره یا اگه مثل هم باشن شرایط میدون جنگه پس طبیعیه که اگه از رنج معمول خودش خارج بشه خانم دیگه آقا رو تکیه گاه نمیبینه .
من میگم اگه نسبت تغییر کنه اونموقع دیدگاه خانم تغییر میکنه مثلا نسبت یک به پنجاه بشه نسبت چمیدونم پنجاه به سی
من نمیگم مردا مطلقا نباید غم هاشون رو بگن من میگم این نسبت، نسبت مساوی نیست نمیشه هربار خانم یه غصه ای رو به اشتراک گذاشت مرد هم همون کار رو بکنه نسبتش مثلااااا یک به دههست اگر خانوم ده جا غر زد آقا یک جا غر میزنه
من حس میکنم برداشت ها کلا از حرف های من اشتباه بوده🗿
همین رو سه قسمت میکردین میل به خوندنش بیشتر میشد
ولی من فکر میکنم رابطه یه جریان دو طرفه است ، هر دو نفر با شکست ها و زخم ها و تروماهاشون وارد رابطه میشن ، وقتی زمان میگذره صمیمیت ایجاد میشه ، صمیمت خود افشایی میاره ، یعنی هر چقدر عمق صمیمت شما با همسرتون بیشتر باشه خودافشایی بیشتره و شما میدونید که اگر هر کدوم از این موارد رو بروز بدید اون دیدش نسبت به شما عوض نمیشه و حتی چه بسا همراهی تون میکنه برای برطرف کردنش ، خدا گفته شما رو برای آرامش و تسکین هم آفریدم ، و اتفاقا این سخت ترین کار ممکنه که بخوای جنس مخالف خودت رو که دنیاش کاملا با تو متفاوته درک کنی و حتی باهاش هم مسیر بشی و به نظرم اصن رشدی که یه موقع هایی میگن همینه که فرد دیگه من نیست ، ما شده و وقتی ما شده یعنی طرف مقابلش رو پذیرفته و با جون و دل قبولش داره اینکه یه چیزی توی جامعه ی ما در قالب تکیه گاه بودن باب شده دو طرفه اس ، تکیه گاهی یعنی من هر کار درست یا غلطی کردم تو باش و حمایتم کن در کنارش من هم قول میدم هر کار درست یا اشتباهی کردی کنارت باشم و سرزنشت نکنم اینکه حضرت آقا گفتن برید با هم بسازید همینه شما اگه مشکل اقتصادی یا هر چیزی رو نتونی با طرف مقابل در میون بذاری اون فکر میکنه دارید پنهان کاری میکنید و این به مراتب دلسرد کننده تر از اینه که بهش بگید من اوضاع اقتصادی خوبی ندارم الان و ازت میخوام همراهیم کنی تا شرایط درست بشه ، در این صورته که ایشون هم جرئت میکنه ضعف هاشو پیش شما بیاره و گریه کنه و نگران انگ لوس بودن نباشه شرمنده اگر طولانی شد .
واس همین تلاش میکنم منطقی به ماجرا نگاه کنم تا به دور از هرگونه مشکل باشم
без подписи
من اتفاقا خودم از اون احساساتی هایی ام که اگه بذاریم گندشو درمیارم