مَحْکومْ.
Статистикаمحکوم به صبر. https://t.me/HarfChatBot?start=f4bdb9fe096a بحث های چنل: @mahkum_dava آرشیو چالش ها: @mahkum_ch
- Последний пост
- 9 авг.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 25
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 98
- 1/48двое суток
- 112
- 1/72трое суток
- 121
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
خیلی جالبه؛ وقتایی که رو موود خوبی نیستم انگار خیلی بزرگانه تر رفتار میکنم!
#رضایت
ما نمیفهمیم بیرون کشیدن قلب وقتی زنده ای یعنی چی. به خدا ما فقط یه چیزی میخونیم و نهایت حالمون بد میشه، ناراحت میشیم، اشک میریزیم. ماهایی که شاید یه شکستگی ساده پا و دست، یه سوختگی کوچیک طاقتمون رو طاق کنه چی میفهمیم دو هفته دزدیده شدن و احتمالا شکنجه شدن و در نهایت هم اینطوری کشته شدن یعنی چی؟! اونم چه بیرون کشیدن قلبی، اینا که جراح و دکتر نبودن، معلوم نیست چی کشیدی آقا حمیدرضا... کیا رو انتخاب میکنه امام زمان... من کجام این شهدا کجا...
وقتی جوون های ما رو به خاطر عشق به امام حسین میکشن، چطور میتونن بگن کربلا جای مرگ بر آمریکا و اسرائیل گفتن نیست؟! اون مداحی که میگه تو کربلا شعار سیاسی ندین دین رو درست نفهمیده و از دین فقط دوپس دوپس کردن و بالا پایین پریدن تو هیئت رو یاد گرفته. مگه امام حسین برای مبارزه با همین وحوش قیام نکرد؟! مگه علی اکبر رو مثل همین شهید تیکه تیکه نکردن؟! چطور میتونیم زمانه فعلی رو امتداد راه سیدالشهداء نبینیم؟! وحوش عالم یک طرف هستن و پاکان عالم یک طرف.
حميدرضا، آرمان، روح الله و یک عالمه جوون دیگه شهید میشن تا به من بفهمونن اونی که به درد امام زمان میخوره، امام خودش جداش میکنه. منم که دنبال بهونه میگردم و میگم باب شهادت باز نیست، منم که میگم نه نه وایسا زمینی حمله کنن اونوقت من میرم. باب شهادت همیشه بازه، موضوع لیاقته.
Cure توی یه گردهمایی مخصوص انسان های علاقهمند به ادبیات از این گروه ها که جمع میشن دور هم کتاب میخونن، شعر میخونن و اینا اون آقا از اون آدماس که جزء افراد فعال این گروهه و شما از آدمایی که تازه اضافه شدن بعد یه مدت شما که عضو جدید هستید چشم اون آقائه رو میگیرد و بادا بادا مبارک بادا.
طبیب در دانشگاه نه الزاما با کسی که دانشجوئه ولی از این مدلا که شما اصلا حواستون نیست طرف وجود داره ولی همه ی وجود اون آدم متوجه شماست و بعد ی مدت میاد میگه میخایم با خانواده مزاحم بشید شما هم میگید خو باش بیا مزاحم شو بعد مزاحم میشه و میمونه تا آخر عمر
مَحْکومْ. pinned «بیاین این پیام رو فوروارد کنید من بهتون بگم چطوری و کجا با همسر آیندهتون آشنا میشید🦦🙂↔️»
بیاین این پیام رو فوروارد کنید من بهتون بگم چطوری و کجا با همسر آیندهتون آشنا میشید🦦🙂↔️
وطن آغوش توست؛ راضی هستی یک عمر غریب زندگی کنم؟
امشب برای خال لبت فکر چاره باش پرواز سمت دام تو باشد گناه نیست
از عطر ناب پیرهنت مست کن مرا مستی چو من که رام تو باشد گناه نیست
نزدیکتر بیا، نفسم را احاطه کن لب روی لب، به کام تو باشد گناه نیست
آغوش من به نام تو باشد گناه نیست در اختیار تام تو باشد گناه نیست
بعد چقد باشه خوبه؟ نیم دینار 70 تومن تقریبا دو برابر قوطی های خودمون هم حجم داره
این بزرگوار با اختلاف بهترین نوشیدنی ایه که تو عراق پیدا کردم.
انا لله و انا الیه راجعون. دارم ی سرمایی میخورم که مسلمان نشنود کافر نبیند.
چیزی که توی ذهنم به عنوان کادوی تولد بود محقق نشد و مطمئنم خیر در محقق نشدنش بوده که نشده؛ اما خب بچهی پررو بیخیال گرفتن هدیه از پدر مهربون نمیشه. توی این مرحله حساس زندگیم ازتون نگاهتون رو میخوام، نگاه شما و اهل بیت شما. ازتون میخوام تردید ها رو از بین ببرید و اطمینان جایگزینشون کنید. ازتون محبت خودتون و اهل بیتتون تا آخرین قطره خون رو میخوام. در نهایت هم حیفه بچه شیعه به مرگ طبیعی بمیره. پدر جان من از شما، خودتون رو میخوام. مراقب من نه، مراقب "ما" باشید. ما از تو به غیر تو نداریم تمنا حلوا به کسی دِه که محبت نچشیده.
حکمت بعضی هدیهها بعد از مدتی معلوم میشود. برای تولدم نمیخواستم متنی بنویسم اما اینجا و در حضور بزرگترینِ عالم هستی و روبروی ایوان جدید که هر بار دیدنش تازگی داره، دوست دارم کمی بنویسم. یا امیرالمؤمنین، یا نه، میخوام از سید بودنم سوء استفاده کنم؛ پدر جان، بابای خوب من؛ فقط خودتون میدونید از سفر قبلی تا الان چطور گذشته، خوبیها و بدیها، سختیها و شیرینیها... و الان باز دوباره پیش شما اومدم، البته خودتون هم میدونید نصف قلب و وجودم یه جایی تو مسیر مشایه اس و نیمه دیگر وجودم اینجاست. اومدم بعد دو ماه از شما تشکر کنم و در کنار تشکر تو این ایامی ک تولدم رو به تازگی گذروندم ازتون درخواست هدیه تولد داشته باشم.
видео или голосовое, без подписи