tgindex
مجلس اصلاحات

مجلس اصلاحات

Статистика
@majleseslahatперсидский

پایگاه خبری مجلس اصلاحات https://majleseslahat.ir

Последний пост
9 мар. 2025 г.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
21
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
163
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
125
21 постов
Вовлечённость
76,7%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 21
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • ♦️بازگشت به سنت بنیان‌گذار- ۴۴ 🔹اهداف انقلاب از نگاه بنیان‌گذار(۴) احمد مازنی اعتماد، یکشنبه ۱۹ اسفند ۱۴۰۳ در بیان هدف های اقتصاد اسلامی از نگاه بنیان‌گذار گفته‌ شد که اقتصاد مقدمه رشد اخلاقی و معنوی انسان است بنا براین اقتصاد هدف نیست بلکه وسیله ای برای رسیدن به هدف های بزرگتر است. از جمله کج فهمی های این روزها این است که چون هدف غایی انقلاب اسلامی تعالی معنوی بوده پس هدف هایی چون تأمین معیشت و رفاه عمومی جزء هدف های انقلاب اسلامی نبوده است! این اتهام هم از سوی بدخواهان ایران و اسلام مطرح می شود و هم از سوی مدعیان انقلابی گری که برای توجیه ناکارآمدی های خود اهداف اقتصادی انقلاب اسلامی را انکار می کنند و در این میان برخی ساده اندیشان هستند که تحت تأثیر القائات عناصر فوق قرار می گیرند. و اهداف اقتصادی انقلاب اسلامی را منکر می شوند و یا آن را به سخره می گیرند!از جمله مواردی که با لحن موهن به امام خمینی نسبت می‌دهند جمله «اقتصاد مال خر است» که به اشتباه به امام خمینی نسبت داده شده است"در حالیکه،امام در سخنان خود به اهمیت ارزش‌های بالاتر از مسائل اقتصادی اشاره کرده‌ و تأکید کرده‌اند که انسان‌ها برای ارزش‌های بالاتر جان می‌دهند نه برای مسائل دنیوی. این تحریف به نوعی مغالطه است که هدف اصلی امام را نادیده می‌گیرد و به جای آن،یک برداشت نادرست از کلام ایشان ارائه می‌دهد. برخی رسانه ها تلاش می‌کنند تا با استناد به این جمله،اینگونه القاء کنند که امام به مسائل اقتصادی بی‌توجه بوده و این بی‌توجهی موجب بروز مشکلات اقتصادی در کشور شده است.این نوع مغالطه،به وضوح از دسته مغالطات«تحریف معنا» و «تقطیع کلام» قرار می‌گیرد.این افراد به جای بررسی کامل و دقیق سخنان امام،تنها بخشی از آن را که به نفع خودشان است، نقل می‌کنند و بدین ترتیب، حقیقت را به نفع خود تغییر می‌دهند"مشروح سخنان امام بدین شرح است:"من میل دارم که همه باورشان آمده باشد که این نهضتی که از اول تا آخرش... زحمت‌ها کشیده شد، خون‌ها داده شد و جوان‌ها از دست رفت،خانه‌ها از دست رفت،خانمان‌ها خراب شد، و خصوصاً در این یکی دو سال آخر که همه شاهد بودید که چه شد، باورمان آمده باشد که این همه برای اسلام بود.هیچ من نمی‌توانم تصور کنم وهیچ عاقلی نمی‌تواند تصور کند که بگویندما خون‌هایمان را دادیم که خربزه ارزان بشود! ما جوان‌هایمان را دادیم که خانه ارزان بشود. هیچ عاقلی جوانش را نمی‌دهد که خانه ارزان گیرش بیاید.مردم همه چیزشان را برای جوان‌هاشان می‌خواهند …همه دیدید که تمام قشرها...در کوچه و بَرزَن و همه جا،فریادشان این‌‎ ‌‏بود که ما اسلام را می خواهیم و جمهوری اسلامی می خواهیم. برای اسلام است که‌‎ ‌‏انسان می تواند جانش را بدهد.اولیای ما هم برای اسلام جان دادند، نه برای اقتصاد،‌‎ ‌‏اقتصاد قابل این نیست. آدم،اقتصاد را برای خودش می خواهد؛خودش را به کشتن‌‎ ‌‏بدهد که اقتصادش درست بشود! این معقول نیست.یا جوانهایشان را به کشتن بدهند که‌‎ ‌‏نان ارزان گیرش بیاید! این یک چیز معقولی نیست.آن که معقول است و عمل شد و همه‌‎ ‌‏دیدیم و همه دیدید، این است که همان طوری که در صدر اسلام، پیغمبر اسلام(‌‏ص)و اولیای اسلام همه چیزشان را فدای اسلام می کردند، برای اینکه‌‎ ‌‏در این فداکاری باخت نیست.آنهایی که دم از اقتصاد می زنند و زیربنای همه چیز را اقتصاد می دانند از باب اینکه‌‎ ‌‏انسان را نمی دانند یعنی چه، خیال می کنند که انسان هم یک حیوانی است که همان‌‎ ‌‏خورد و خوراک است! منتها خورد و خوراک این حیوان با حیوانات دیگر یک فرقی‌‎ ‌‏دارد.این چلوکباب می خورد؛ او کاه می خورد؛ اما هر دو حیوانند. اینهایی که زیربنای‌‎ ‌‏همه چیز را اقتصاد می داننداینها انسان را حیوان می دانند.حیوان هم همه چیزش فدای‌‎ ‌‏اقتصادش است. زیربنای همه چیزش ‌‏[‌‏است‌‏]‌‏ الاغ هم زیربنای همه چیزش اقتصادش‌‎ ‌‏است.اینها انسان را نشناختند اصلاً که چه هست.ما باید باورمان بیاید به اینکه مملکت‏ ‌‏ما همه چیزش را فدا می خواست بکند برای اسلام. الآن هم می آیند به من می گویند،‌‎ ‌‏مکرر...که شما دعا کنید ما شهید بشویم. معقول است که بگوید من‌‎ ‌‏شهید بشوم برای اینکه شکمم سیر بشود؟ برای شکمش می خواهد شهید بشود؟! کسی‌‎ ‌‏معقول است که تقاضای شهادت بکند برای شکمش؟ همچو معقول نیست این معنا،‌‎ ‌‏تقاضای شهادت برای اینکه ادراک کرده است که در شهادت موت نیست؛ یک حیات‌‎ ‌‏جاوید است، برای حیات جاوید است که این تقاضای شهادت می کند. زیربنا توحید‌‎ ‌‏است، زیربنا عقاید حقّۀ الهی است؛ نه زیربنا شکم باشد. اینهایی که اقتصاد را زیربنا‌‎ ‌‏می دانند، اینها منحط کردند انسان را از حدّ انسانیت به حد یک حیوانی، مثل سایر‌‎ ‌‏حیوانات. (صحیفه امام، ج ۹، ص ۴۵۰) ملاحظه می کنید که امام در مقام رد نظریه مارکسیسم سخن می گوید نه نفی اهمیت اقتصاد... ادامه دارد مجلس اصلاحات @majleseslahat

  • ماه نزول قرآن و صعود انسان به گزارش مجلس اصلاحات، دکتر احمد همتی در یادداشتی در روزنامه بیان مردم یکشنبه 12 اسفند 1403 نوشت: امروز اولین روز ماه مبارک رمضان، ماه صیام و ماه نزول قرآن است. روزه داری و توجه به همه ابعاد آن و رعایت تقوای الهی در همه جنبه های آن و انس و الفت بیشتر با قرآن و درک درست شبهای قدر از ویژگی های این ماه پر برکت است و خداوند سبحان ما را در این ماه شریف به مهمانی خود دعوت کرده است. علاوه بر اینها این ماه پر برکت فرصت مغتنمی است تا حقایق دین و باطن قرآن برای ما بیشتر آشکار گردد و خرافات و بدعت های دینی و برداشت های سطحی از مفاهیم عمیق قرآنی کنارگذاشته شود و دین و قرآن وسیله ای برای رشد و تکامل فردی و اجتماعی ما باشدنه دست آویزی برای دنیا طلبی و سود جویی ما . اگر لطف و رحمت الهی آنقدر وسیع است که قرآن نور مطلق و در لوح مکنون را برای فهم و درک ما آنقدر نازل کرده است که در قالب جوهر و کاغذ بگنجد نباید ما آن را با سطحی نگری آنقدر تنزل دهیم تا از مفاهیم اصیل و اصلی قرآن کریم دور شویم و حتی آن را وارونه جلوه دهیم بلکه باید با تزکیه نفس و دانش افزایی و با ابزار علم و ایمان خود را بالا بکشیم تا لااقل به بخش کوچکی از مفاهیم و حقایق قرآنی دست یاییم و آن را به کار بندیم و اگر چنین هدفی را داشته باشیم و در این راه صادق باشیم قطعا خداوند رحمان هم به ما کمک می کند کما اینکه در آیه ۱۱ سوره مجادله فرموده است « يرفع الله الذین آمنوا منکم والذین اوتوا العلم درجات والله بما تعملون خبیر» (خداوند کسانی را که ایمان دارند و دانش می جویند را بالا می برد و جایگاه والایی به آنها می بخشد و بر اعمال شما آگاه است) همانطور که خداوند سبحان برای درک ما قران را نازل و ساده کرده شب قدر را هم که حقیقتی نورانی است در قالب زمان قرار داده تا ما آن را در حد وسع و توان خود درک کنیم و این بدان معنی نیست که اگر در یک یا سه شب دعا بخوانیم و قرآن بر سر گیریم همه مسایل و مشکلات مادی و معنوی ما حل می شود بلکه درک درست این شب و بهره مندی از فیوضات آن منوط به این است که در سایر روزها و ماه های سال چه کرده ایم و چقدر در راه تقویت ایمان خود و کسب دانش و آگاهی و استفاده بهینه از استعدادهای خدا دادی مان تلاش کرده ایم. سالها پیش از اهل دلی پرسیدم چگونه می توانیم در نماز حضور قلب داشته باشیم و عبادت خدا برما تاثیر گذار باشد، پاسخ داد اگر تمام نمازهای روزانه را نیم ساعت فرض کنید باید ببینید در آن بیست و سه ساعت و نیم چه کرده اید و با خدا و خلق خدا چگونه بوده اید و با خودتان چگونه! اگر رفتار ما در طول شبانه روز نشانه بندگی خدا است پس در نماز هم حضور خواهیم داشت و به معنای واقعی آن را اقامه خواهیم کرد وگرنه شاید نتیجه عکس هم بدهد کما اینکه خدای متعال در آیه ۸۲سوره شریفه اسراء می فرماید «قران شفا و رحمت برای مومنین است و برای ظالمین به جز خسارت نمی افزاید» و به قول سعدی شیرازی باران که در لطافت طبعش خلاف نیست در باغ لاله روید و در شوره زار خس پس اگر ما می خواهیم از عبادت خدا و نماز و روزه خود بهره ببریم باید ببینیم در سایر ماههای سال و دیگر روزها و شب های عمرمان چه کرده ایم و چه می کنیم و این تعیین کننده اوضاع و احوال ماست و به این تعبیر باید هر روزمان را روز صیام و هر شب را شب قدر بدانیم و از همه ثانیه ها و لحظه های عمر خود به بهترین نحو استفاده نمائیم و علاوه بر توجه و به کار بستن شاخصه های ایمانی مانند عبادت و بندگی خدا، راستی و صداقت، عدالت، اخلاص و دوری از ریاء، نوع دوستی، وقت شناسی، وفای به عهد، نظم در کارها ، وجدان کاری، عقلانیت و ... در کسب علم و دانش و تقویت تفکر و اندیشه خود هم تلاش نمائیم تاشاید رستگار شویم. مجلس اصلاحات @majleseslahat

  • ♦️ماه رمضان ماه تغییر سبک زندگی احمد مازنی 🔹روزنامه مردم سالاری، یکشنبه ۱۲ اسفند ۱۴۰۳ در خطبه شعبانیه از حضرت محمد(ص) نقل شده که فرمودند: "...شهر قد دعیتم فیه الی ضیافت الله" یعنی "ماه رمضان ماهی است که به مهمانی خدا دعوت شده اید" از این بیان رسول الله(ص) چنین استنباط می شود که ضیافت الهی در ماه رمضان بر پا می شود و مردم به مهمانی خدا دعوت شده اند، این ضیافت آداب ویژه ای دارد، اعمال و عبادات این ماه، دل های زنان و مردان با ایمان را صیقل می دهد، و برای درک محضر میزبان آماده می کند، یکی از ویژگی های رفتاری مسلمانان در این ماه تغییر در سبک زندگی است از ابتدای راه همگان در پی رویت هلالند چون می خواهند به واجبات و مستحبات این ماه عمل کنند، سحر ها بیدار می شوند سحری می خورند و نماز صبح را اقامه می کنند، از اذان صبح تا اذان مغرب لب به آب و غذا نمی زنند و در طول روز علاوه بر رعایت مفطرات روزه سعی می کنند مراقب زبان و گوش خود باشند و درمورد رعایت حلال و حرام نسبت به ماه های دیگر مقید ترند، حضور در مساجد پررنگ تر می شود و جلسات تلاوت قرآن رونق می گیرد. کم کم به شب های قدر نزدیک می شوند و در لیالی قدر مراسم احیاء برگزار می کنند و به شب زنده داری و عبادت می پردازند و این اعمال و سبک زندگی را تا آخر ماه رمضان ادامه می دهند و پس از اتمام ماه مبارک رمضان، در روز اول ماه شوال جشن بازگشت به فطرت و خلقت اولیه انسانی خویش را برگذار می کنند . این موارد گوشه ای از تغییرات شکلی و صوری در رفتار جامعه است. باید تلاش کنیم عمق بیشتری به اعمال و رفتار مان بدهیم و در جهت تعمیم سبک زندگی رمضان به ماه های دیگر بکوشیم و از فرصت مهمانی خدا برای اصلاح رفتار فردی و اجتماعی بهره بگیریم تا در روز عید فطر به حقیقت جشن تولد دوباره و بازگشت به فطرت الهی خویش را برگزار کنیم. مجلس اصلاحات @majleseslahat

  • ♦️بازگشت به سنت بنیان‌گذار- ۴۳ 🔹اهداف انقلاب از نگاه بنیان‌گذار(۳) احمد مازنی اعتماد، یکشنبه، ۱۲ اسفند ۱۴۰۳ گفته شد که هدف غایی انقلاب اسلامی از دیدگاه بنیانگذار "اعتلای معنوی انسان‌ها" است و سایر اهداف، از جمله هدف های اقتصادی مقدمه این هدف هستند. اما در عین حال در سلسله مراتب اهداف انقلاب اسلامی، اقتصاد از جایگاه بسیار مهمی برخوردار است و صاحب‌نظران در این زمینه پژوهش‌های قابل توجهی انجام داده اند. یکی از پژوهشگران(آژینی، محسن، ۱۳۷۳)اهداف نظام اقتصادی اسلام از دیدگاه امام را چنین طبقه بندی کرده است: "۱- هدایت مردم به سمت اخلاق کریمه و ارزشهای معنوی. ۲- استقرار عدالت اجتماعی و اقتصادی در جامعه. ۳- رشد استعدادها و شکوفایی قدرت ابتکار و خلاقیت انسانها. ۴- ریشه کن کردن فقر در جامعه. ۵ - اولویت دادن به منافع و مصالح مستضعفان و محرومان و رسیدگی خاص به آنها. ۶- برآوردن نیازهای اقتصادی مشروع و معقول مردم. ۷- رشد و شکوفایی اقتصادی و بارور کردن تجارت، صنعت و کشاورزی و. . . ۸ - ایجاد رفاه، آسایش و امنیت اقتصادی برای عموم افراد جامعه. ۹- پرهیز از وابستگی اقتصادی به بیگانه و نفی سلطه اجانب بر اقتصاد کشور. ۱۰- گسترش مشارکت عمومی مردم بویژه مستضعفان و محرومان دراقتصاد" محقق محترم در ادامه می گوید: "از نظر امام اقتصاداصولادر اسلام هدف نیست بلکه وسیله و ابزاری برای تکامل معنوی جامعه است." در پژوهشی دیگر(میر معزی، هادوی نیا، علی اصغر، ۱۳۹۷) ضمن تأکید بر اعتلای معنوی به عنوان هدف اقتصاد، یکی از رویکردهای نظام اقتصادی مورد نظر بنیان‌گذار را نیل به استقلال اقتصادی و نفی وابستگی به بیگانگان می داند و می گوید: "بی تردید لازمۀ استقلال اقتصادی به این معنا، دستیابی به قدرت اقتصادی به مقدار بیش از رقیب خود و خودکفایی در کالاهای ضروری و استراتژیک است.اما در عین حال بر اهمیت اقتصاد از دیدگاه امام تأکید می کند و می گوید: از دیدگاه امام"وابستگی اقتصادی منشأ همه وابستگی های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی به شمار می رود. همچنین از دیدگاه ایشان، دستیابی به استقلال بدون خودکفایی در کالاهای ضروری و ارزاق عمومی ممکن نیست. در این گزارش پژوهشی، ریشه کن کردن فقر در جامعه و ایجاد رفاه عمومی یکی دیگر از رویکردهای اقتصاد مورد نظر امام می باشد : "به نظر حضرت امام (ره) اقتصاد اسلام به حمایت از فقرا و پابرهنگان تمایل دارد. خدای متعال به ادارۀ امور فقراء دستور داده است. و می خواهند که مستمندان مرفّه باشند. و در تبیین دیدگاه اقتصادی امام ادامه می‌دهد که:"از کلمات ایشان استفاده می شود که محرومیت زدایی به معنای ایجاد رفاه عمومی است. و رفاه عمومی همواره مورد توجه اسلام بوده است. به عقیده ایشان، اگر به احکام اسلام عمل شود، رفاه برای همه حتی اقلیتهای مذهبی تحقق خواهد یافت. در گزارش پژوهشی مذکور، عدالت اجتماعی و در نتیجه تعدیل ثروت یکی دیگر از رویکردهای اقتصادی امام تلقی شده و چنین گفته شد که: "حضرت امام (ره) معتقد است که عدالت اجتماعی با همه ابعاد آن از مهمترین اهداف نظام اسلامی و بعثت انبیاست؛ زیرا تحقق عدالت وسیله ای برای توسعۀ معرفت الله و انسان سازی است. به نظر ایشان، شناخت اسلام و عمل به احکام آن موجب بسط عدالت اجتماعی و از جمله تعدیل ثروت در جامعه می شود. اسلام به دنبال تعدیل است، نه جلو سرمایه را می گیرد و نه می گذارد که سرمایه در دست عده ای محدود جمع شود. برنامه های اسلام تفاوت فاحش درآمدی بین مردم را کاهش می دهد. و بنابراین اگر در جامعه اسلامی اختلاف طبقاتی شدید وجود داشته باشد، آن جامعه فقط صورت اسلامی دارد و از محتوای اسلام بی بهره است. در پژوهش فوق جهت گیری های کلی در برنامه توسعه و نوسازی کشور ازدیدگاه امام چنین ذکر شده: "۱ـ تأکید بر حفظ ارزشها و شئون اخلاقی و اجتماعی و نیز سالم سازی اجتماعات. ۲ـ اولویت و تقدم خودکفایی کشاورزی بر بازسازی مراکز صنعتی. ۳ـ توسعۀ مراکز علمی و تحقیقاتی به عنوان مهمترین عامل در کسب خوکفایی و بازسازی. ۴ـ دوری از تکیه بر صادرات نفت. ۵ـ تشویق به تولیدات داخلی و برنامه ریزی برای توسعه صادرات. ۶ـ تقویت بنیۀ دفاعی و نظامی کشور و توسعه صنایع تسلیحاتی. ۷ـ جلوگیری از انحصار تجارت داخلی و خارجی به افراد خاص متمکن و مرفه و بسط آن به توده های مردم و جامعه. ۸ـ برنامه ریزی به منظور رفاه متناسب با وضع عامه مردم، توأم با حفظ شعائر و ارزشهای کامل اسلامی. ۹ـ مبارزه با فرهنگ مصرفی. ۱۰ـ آزادی واردات و صادرات و به طور کلی تجارت بر اساس قانون و با نظارت دولت در نوع و قیمت. ۱۱ـ اولویت رسیدگی به خانواد معظم شهدا، جانبازان، اسرا و مفقودان.[ایثارگران] ۱۲ـ رعایت اصول ایمنی و حفاظتی مراکز و صنایع و ایجاد پناهگاههای جمعی برای مردم. ۱۳ـ استفاده از نیروهای عظیم مردمی در بازسازی و سازندگی." ادامه دارد مجلس اصلاحات @majleseslahat

  • و اما بعد... ، یادداشتی از دکتر احمد همتی در روزنامه بیان مردم یکشنبه 28 بهمن 1403 با شروع دولت چهاردهم موضوع روابط ایران با کشورهای دیگر جهان و مذاکره و مراوده با سایر دولت ها از جمله آمریکا در رأس مباحث سیاسی و اقتصادی کشورمان قرار گرفت و با شروع به کار دولت ترامپ به اوج رسیدو موج های نسبتا مثبتی نیز از سوی دولتمردان ایران و آمریکا مخابره شدکه البته درجای خود باید مورد واکاوی و تجزیه و تحلیل قرار گیرد. ولی با سخنان رهبر انقلاب و رد هرگونه مذاکره با آمریکا و ترامپ به خاطر بد عهدی و دشمنی آنها و حمایت رئیس جمهور وسایر سران قوا و مسئولین دیپلماسی کشور از این بیانات عملا و فعلا اینگونه مذاکرات از دستور کار دولت و نظام خارج شد و باید دید طی روزها و ماهای آینده چه اتفاقاتی در این زمینه رخ خواهد داد . اما آنچه که لازم است در این برهه حساس به آن پرداخته شود این است که ما سالهاست درگیر دوگانه مذاکره با آمریکا آری یا نه هستیم و در این بین نه به الزامات مذاکره با کشورهای دنیا از جمله ایالات متحده چندان توجه می کنیم و نه تکلیف و رابطه نظام با ملت خودمان را مشخص و روشن می سازیم و مشکل اصلی کشورمان از همین جا آغاز می گردد و منجر به مشکلات متعدد و ویرانگری می شود که تمام زوایای زندگی و معیشت مردم را دچار چالش جدی کرده و توسعه کشور را با موانع بزرگی روبرو ساخته است بنابراین بهتر است در کنار این موضوع به دهها پرسش و چالش دیگر که در میهن عزیزمان وجود دارد نیز بپردازیم تا شاید راهمان را اصلاح نمائیم از جمله: 🔹- آیا به مردم و افکار عمومی که در قانون اساسی و متون دینی به آن تاکید شده بها می دهیم و آیا به تضارب آراء، برخورد اندیشه ها،و گفتمان ملی و آزادی بیان اعتقاد داریم و یا آنها را در جناح و گروه خاصی خلاصه کرده و بقیه سلایق سیاسی و نحله های فکری را به بهانه های گوناگون محدود یا حذف کرده ایم و اجازه نمی دهیم موضوعات اساسی کشور از جمله موضوع مذاکره مورد بحث و نقد گسترده صاحب نظران و اندیشمندان ما قرار گیرد. 🔹- آیا توانسته ایم و یا خواسته ایم رسانه های حکومتی از جمله رسانه ملی را از انحصار پنج درصدی ها رها سازیم و این سازمان را که با بودجه عمومی و پول مالیات ملت اداره می شود طبق اصل ۱۷۵ قانون اساسی در اختیار آحاد مردم قرار دهیم تا منعکس کننده همه نظرات جامعه باشد یا کماکان مردم مجبورند تحلیل های عمدتا بسته و سطحی را از از زبان تحلیل گران خاص و محدود از این رسانه حکومتی ببینند و بشنوند و تنوع نظرات و دیدگاه ها را در فضای مجازی و رسانه های بیگانه دنبال کنند. 🔹- آیا تصمیم گرفته ایم که از نخبگان و فرهیختگان جامعه به دور از باند بازی ها و رانت خواری ها استفاده کنیم یا هنوز می خواهیم درقالب گزینش و تعیین صلاحیتهای آنچنانی و سایر روشهای تخریبی آن ها را قلع و قمع کرده و کشور و مردم را از نعمت اندیشه و دانش آنها بی بهره سازیم. 🔹 آیا هنوز می خواهیم برای ملت و دولت های دیگر خط مشی تعیین کنیم و بدون توجه به خواست مردم آنجا در پی حذف یکی و ثبات و ماندگاری دیگری باشیم و تا جایی اصرار نمائیم که هزینه های سنگینی از طرف ملت و کشور پرداخت شود و تبعات جبران ناپذیری را به دنبال داشته باشد یا باز هم می خواهیم از دیوار سفارتی بالا برویم و... 🔹- اصل سوم قانون اساسی را در مورد رفع تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات عادلانه برای همه و محو هر گونه استبداد و خودکامگی و تامین آزادی های سیاسی واجتماعی وایجاد رفاه و رفع فقرو تامین شغل و مسکن و بهداشت ، اصل ششم مربوط به اتکاء به آراء عمومی و همه پرسی، اصل نوزدهم و بیستم درباره حقوق مساوی برای همه مردم، و اصل ۲۷ مربوط به تشکیل اجتماعات و راه پیمایی ها، اصل ۳۲در مورد قانونمند شدن بازداشت ها، و اصل ۳۸ درباره منع شکنجه، اصل ۹۰ در رابطه با رسیدگی به شکایات مردم از سه قوه از طرف مجلس و اصل ۱۶۵ در مورد دادگاه های علنی می باشند. آیا این اصول و بسیاری از اصول دیگر مربوط به حقوق ملت را به خوبی اجرا کرده ایم. و ایا توانسته ایم قدرت خرید مردم را که فقط در چهار سال اخیر به یک سوم رسیده و ارزش پول ملی که تبدیل به ضعیف ترین پول جهان شده را جبران و ترمیم نماییم. در هر صورت چه با مذاکره و چه بی مذاکره ما سالیان سال است که مسیر را اشتباه رفته ایم و باید در پی اصلاح آن باشیم و بعد از این همه مجادله در مورد اینکه مذاکره آری یا نه که نتیجه نه بود حال بگوییم و اما بعد... مجلس اصلاحات @majleseslahat

  • مذاکره و الزامات آن به گزارش مجلس اصلاحات، دکتر احمد همتی در یادداشتی در روزنامه بیان مردم یکشنبه 14 بهمن 1403 نوشت: مذاکره با کشورهای دیگر در موضوعات مختلف و رسیدن به توافقات دوجانبه و چند جانبه نقش حساس و تعیین کننده ای در روابط بین الملل دارد و می تواند سرنوشت کشور یا کشورها را تغییر دهد بنابراین طرف های مذاکره کننده باید افرادی آگاه، با تجربه و نخبه باشند تا بتوانند به بهترین توافقات و قراردادها دست پیدا کنند که تامین کننده منافع ملی باشد و جهان را به سمت صلح و امنیت و آبادانی پیش برد به ویژه اینکه دنیای امروز با پیچیدگی های زیادی همراه است. از طرفی حضور افراد آگاه و باتجربه در مذاکرات اگرچه لازم و ضروری است ولی کافی نیست و باید الزامات و زمینه های مربوط به مذاکره هم وجود داشته باشد تا با موفقیت بیشتری همراه گردد وگرنه یا به نتایج مطلوب نخواهد رسید و یا اگر به توافقی برسد پایدار نخواهد ماند و این یکی از چالش های جدی است. که ما در دوران پس ازانقلاب داشته ایم و حتی در برخی برهه ها نه مذاکره کننده های ما ویژگی ها و شرایط لازم را داشته اند و نه الزامات و بنیان های ضروری وجود داشته است و به همین خاطر ما در بسیاری از مذاکرات و مراودات نتایج مناسبی نگرفته ایم و کشورمان دچار خسارت های جبران ناپذیری شده است که باز خورد آن را در وضعیت اقتصادی و معیشتی جامعه و مردم می بینیم، حال بااین مقدمه و با توجه به اینکه با شروع دولت چهاردهم و بنابر شرایط کشور بار دیگر موضوع مذاکره برجسته شده و نقل محافل گشته ، در اینجا به برخی از الزامات و زمینه های آن به اجمال می پردازیم. 🔹 یکم: قدرت یک کشور در زمینه های مختلف بویژه در حوزه های سیاسی، اقتصادی و نظامی می تواند به عنوان عنصر اصلی و تاثیر گذار در روابط بین الملل و از جمله در مذاکرات و قرار دادها سرنوشت ساز و تعیین کننده باشد و در بعد قدرت سیاسی باید به جنبه های مختلف آن از جمله ایجاد ثبات در داخل کشور، رضایتمندی و همراهی مردم با حکومت، پرهیز از افراط و تفریط و توجه به همه کشورهای جهان چه غربی و چه شرقی آن عنایت گردد. 🔹دوم : خواست و اراده مردم عامل مهم و اساسی دیگری است که در روابط هر کشوری با جهان تاثیر گذاراست،بنابراین اگر دولتی بر خلاف میل و اراده مردم خود حرکت کند نه تنها از پشتوانه داخلی و ملی برخوردار نخواهد بود بلکه در صحنه جهانی ھم جایگاه مناسبی را برای مذاکرات و مراودات نخواهد داشت. 🔹سوم : توجه به واقعیات دنیا و پرهیز از فرضیات و ذهنیات غلط می تواند کمک موثری برای افزایش سطح همکاری های ما بادولت های دیگر داشته باشد. به عبارت دیگر سخنان، تفکرات و رفتار ما باید برای دنیا ملموس و قابل درک بوده و در عین حال با جایگاه ما در عرصه جهانی همخوانی داشته باشد بنابراین اگر ما در زمینه سیاسی، اقتصادی و اجتماعی جایگاه مناسبی در دنیا نداریم نمی توانیم برای دیگران رجز خوانی کنیم و به دنبال اصلاح حکومت آنها ، ارائه طرح مدیریت جهانی یا ساختن حسینیه برای آنها و امثال اینها باشیم. چرا که این نوع نگاه ها و دیدگاه ها حتی نزدیک ترین کشور ها به ما را بدبین کرده و همین موضوع باعث اخلال در روابط ما با آنها شده است و گاهی برای مردم ما هم قابل درک و قابل قبول نیست. 🔹چهارم : چه بخواهیم و چه نخواهیم ما عضو سازمان ملل و اغلب نهادهای بین المللی هستیم بنابراین ناچار یه رعایت قوانین مربوط به آنها از جمله در زمینه سیاسی، اقتصادی و بانکی هستیم و طبعا عدم توجه به آنها می تواند محدودیت های زیادی را برای توسعه روابط با دیگر کشورها فراهم نماید. 🔹پنجم : اگر رهبر انقلاب رابطه با شرق و غرب عالم و همه کشورهای جهان به جز اسرائیل را مطرح می نماید لازمه آن مذاکره و به دنبال آن معاهده است و کسانی که نسبت به هر نوع مذاکره ای بویژه با آنهایی که تنش داریم به شدت مخالفت می کنند همان هایی هستند که با مناظره و گفتمان ملی در داخل هم مخالفند و از چند صدایی و شنیدن نقد و انتقاد دیگران واهمه دارند و یکطرفه و با استفاده از رسانه ها و تریبون های حکومتی به تخریب نیروهای نخبه داخلی می پردازندو عملا آب در آسیاب دشمن می ریزند. 🔹ششم : با این مواردی که ذکر شد و بسیاری موارد دیگر به جای طرح دوگانه مذاکره آری یا نه در مورد هر کشوری از جمله آمریکا باید ابتدا به این موضوع بپردازیم که آیا الزامات مذاکره در کشور ما فراهم است و اگر نیست ابتدا آنها را اصلاح نمایم تا در صحنه جهانی با دست پر و با پشتوانه لازم حاضر شویم تا از این طریق بتوانیم منافع ملی را تامین نماییم. مجلس اصلاحات @majleseslahat

  • و علیرغم عضویت ایران در پیمان شانگهای و بریکس و تا حدودی اوراسیا تغییر چندانی در این سطح ایجاد نشده و این در حالی است که برای مثال سطح مبادلات اقتصادی کشور ترکیه با روسیه بیش از ۶۵ میلیارد دلار است و در چهار سال اخیر به شدت افزایش یافته است که یکی از عوامل اصلی آن جنگ اوکراین و تنش بین روسیه و اروپا بوده که از این موضوع ترکیه به خوبی استفاده کرده ولی ما با سیاست های غلط خوددر این رابطه تحریم های بیشتر را نصیب کشور و مردم خود کرده ایم و هنوز برخی نمایندگان مجلس و سیاستمداران و سیاست گذاران ما نمی دانند که وقتی دولت ، قبل از سفر به روسیه موضوع گفتگوی با اروپا، و احتمال گفتگو با آمریکا را مطرح می‌کند برای باز بودن دستمان در انعقاد قرار دادهاست و این از الزامات روابط بین الملل است تا طرف های ما در رقابت قرار گیرند و لی متاسفانه این افراد با شارلاتان بازی و بدون توجه به منافع ملی و با رفتار های دور از شان ، هر گونه گفتگو را تخطئه و رد می کنند و قدرت مانور و چانه زنی را از دولتمردان ما می گیرند، موضوعی که در رابطه با برجام هم اتفاق افتاد و ثمره آن را همه ما دیدیم ولی عبرت نگرفتیم زیرا منافع شخصی را به منافع ملی ترجیح دادیم. اینک در این شرایط حساس و سرنوشت ساز کشورمان باید رویکرد غلط و غیر منطقی خود را اصلاح نماییم و تفکرات پادگانی و ھیئتی را در عرصه سیاسی و مدیریتی کشور کنار بگذاریم و راه نخبگانی و عقلانی را با محوریت منافع ملی در پیش بگیریم تا شاید رستگار شویم! مجلس اصلاحات @majleseslahat

  • دو رویداد و یک رویکرد به گزارش مجلس اصلاحات، احمد همتی در یادداشتی در روزنامه بیان مردم یکشنبه 30 دی 1403 نوشت: در هفته گذشته دو رویداد مهم در منطقه خاورمیانه اتفاق افتاد که اگرچه در ظاهر ارتباطی با هم ندارند ولی نتایج و واکنش های آن ها در داخل کشورمان به گونه ای بوده است که از برآیند آنها می توان یک رویکرد جدیدی را جستجو کرد و به کار بست . یک رویداد مربوط به توافق نامه آتش بس بین رژیم صهیونیستی و حماس بود که قرار است بعد از حدود شانزده ماه جنگ بی سابقه و خونبار از روز یکشنبه همین هفته اجرایی و قتل عام مردم مظلوم فلسطین و جنایت های گستردہ اسرائیل متوقف گردد. آنچه که درباره این رویداد تلخ و تاسف بار می توان بیان داشت این است که اگرچه رژیم اشغالگر اسرائیل نتوانست به همه اهداف خود از جمله نابودی حماس، تصرف دائمی غزه و آزادی اسرای خود با قدرت نظامی دست یابد ولی از طرفی تمام رهبران حماس و حزب الله را که در لیست ترور خود داشت به شهادت رساند و با امضای توافق نامه ای با دولت لبنان، حزب الله را از صحنه نبرد حذف کرد و به دنبال آن زمینه سقوط دولت بشار اسد یعنی هم پیمان ایران را فراهم ساخت و نیروهای موردحمایت و هدایت ایران نیز از سوریه حذف شدند و آتش بس دائمی مورد نظر حماس هم تبدیل به آتش بس چهل و دو روزه شد که باید منتظر بود تا سرانجام آن چه می شود. و از طرفی نیرو های مقاومت مستقر در عراق نیز محدود و عملا حذف شدند و قراین نشان می دهد دولت عراق با ادامه فعالیت آنها موافق نیست و در همین حال بخش های بیشتر ی از خاک لبنان و سوریه در تصرف اسرائیل قرار گرفته و غزه نیز با صدها هزار کشته و زخمی به تلی از خاک تبدیل شده است و با وجود این ما همانند اعراب در جنگ شش روزه به جشن و سرور مشغولیم و روز نصر و پیروزی برگزار می کنیم که البته اقدام شایسته و لازمی است و با توجه به شرایط بهتر است صورت گیرد ولی در کنار آن باید به این سوال اساسی پاسخ داد که در عمر حدود ۷۶ ساله اسرائیل که پر از جنگ ها و تنش های مختلف بوده و تفاهم نامه های زیادی هم به دنبال آن امضا شده آیا وسعت اسرائیل کمتر شده و یا بیشتر و در جنگ اخیر هم به وسعت آن اضافه یا از آن کاسته شده است و در مورد فلسطین آیا در این دوران روز به روز کوچکتر شده یا مساحت آن بیشتر گردیده و یا شرایط برای آنها بهتر شده یا روند زندگی آنها با مشکلات و تنگناه های بیشتری روبرو شده وخواهد شد و کما کان محاصره غزه و کرانه باختری با شدت بیشتر ی ادامه خواهد داشت و روند صلح اعراب و اسرائیل هم احیا می گردد. برای پاسخ به این سئوالات و بررسی هوشمندانه این رویداد مهم نیاز است تا به دور از تعصبات و احساسات و شعار به تجزیه و تحلیل آن بپردازیم و به دنبال راه حل اساسی و منطقی برای آن باشیم . رویداد دوم در مورد سفر رئیس جمهور کشورمان به تاجیکستان و روسیه و امضای ۲۳ قرار داد اقتصادی و فرهنگی با تاجیکستان و انعقاد قرار داد ۲۰ ساله ، سیاسی، امنیتی، فرهنگی و اقتصادی با روسیه است که در این رابطه باید گفت اگر سطح تبادلات اقتصادی کشورمان با دنیا را حدود یکصد میلیارد دلار بدانیم سهم تاجیکستان کمتر از نیم درصد است و اظهار امیدواری شده است که به نیم درصد برسد و در مورد روسیه هم با وجود اینکه از سال ۲۰۰۱ ما یک قرار داد ۲۰ ساله با این کشور داشته ایم ولی سطح مبادلات اقتصادی ما با روسیه حدود سه میلیارد دلار است

  • ضرورت شفاف‌سازی ترور قضات دیوان عالی دبیرکل حزب مردم‌سالاری در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس (توییتر سابق) نوشت: با عرض تسليت شهادت قضات عالی‌رتبه آقايان رازینی و مقیسه اميد است دستگاه قضايی و مراكز امنيتی با شفاف‌سازی درباره ابعاد نفوذ فرد مسلح و توضيح شیوه‌های چنین نفوذهایی، اقدامات جدی‌تری را برای جلوگیری از تکرار این حوادث و تقویت امنیت به عمل آورند. مجلس اصلاحات @majleseslahat

  • رعایت حقوق مخالفانِ ایدئولوژیک در حکومت حضرت علی (ع) دبیرکل حزب مردم‌سالاری با انتشار ویدیویی از شهید آیت‌الله مطهری در حساب اینستاگرام خود نوشت: شهید آیت‌الله مطهری: همین حکومت پنج ساله‌ی علی علیه‌السلام عجیب است حقیقتا، علی (ع) از باب اینکه واقعا بنده خدا بود از حکومت هر قوه‌ای غیر از خدا آزاد بود، این بود که آزادی خواه بود و آزادی بخش. ما می‌دانیم در دوره حکومت علی (ع) عده‌ای بودند که از بیعت کردن با علی (ع) تمرّد کردند یعنی حاضر نشدند با علی (ع) بیعت کنند. البته بیعت نکردن آنها ضربه‌ای هم به حکومت علی بود به جهت اینکه اینها افراد معروف و از صحابه پیامبر بودند ولی علی (ع) با اینها چه کار کرد؟ گفت اختیار با خودشان، می‌خواهند بیعت بکنند یا نکنند، آیا مزاحم اینها شد؟ نه. مجبورشان کرد اینها را که حتما باید بیعت بکنید؟ نه. سهمیه آنها را از بیت‌المال حذف کرد؟ نه. امنیت جانی اینها را از بین برد؟ نه. خودش شد حافظ جان و مال اینها. مجلس اصلاحات @majleseslahat

  • بازگشت به سنت بنیان‌گذار ۳۹ پاسخ به نقدهایی به " بازگشت به سنت بنیان‌گذار" (۷) آشتی بین سنت و مدرنیته احمد مازنی اعتماد شنبه ۲۹ دی ۱۴۰۳ وقتی سخن از عصر امام خمینی یا سنت و اندیشه امام مطرح می شود یکی از لوازم آن آگاهی از مسائل زمانه ظهور اوست. یکی از مسائل عصر امام خمینی اختلاف بین گروه ها و طیف های مختلف تأثیرگذار در جامعه ایران بود. امام با دم مسیحایی خویش تمامی قشرهای جامعه به ویژه اندیشمندان و فعالان سیاسی را حول هدف مشترک متحد کرد و این در حالی بود که استبداد داخلی و حامیان خارجی اش از تفرقه بین مردم برای تحکیم پایه‏‌های سلطه خویش و غارت ثروت ملی حد اکثر بهره برداری را می کردند و این تفرقه باعث خنثی شدن تلاش‌های مبارزان راه استقلال و آزادی شده بود. در حالی که گروه های مذهبی و ملی و سنتی ها و متجددین بجای پرداختن به مسأله اصلی درگیر رقابت های بی حاصل بودند، امام همگان را برای شکستن زنجیر استبداد تاریخی پادشاهی و استیلای خارجی متحد کرد. شاید به جرأت می توان گفت: یکی از مهم‌ترین دستاوردهای فکری امام خمینی تلاش برای ایجاد آشتی و تعادل بین سنت و مدرنیته بود. این تلاش، در شرایطی صورت گرفت که علاوه بر ایران، بسیاری از جوامع اسلامی با چالش جدی روبرو بودند از یک سو، سنت‌های دینی و فرهنگی ریشه دار، و از سوی دیگر، فشارهای ناشی از مدرنیزاسیون غرب شرایطی پدید آورده بود که عده ای به صورت افراطی بر سنت تأکید می ورزیدند و تحجر را به معنی باقی ماندن بر سنت هم چون سنگ معنی می کردند و عده ای دیگر چنان تحت تأثیر مدرنیته قرار گرفته بودند که هر گونه پیشرفتی را در گرو کنار گذاشتن سنت و پیروی کورکورانه از آثار جدید غربی، آن هم از نوک انگشتان پا تا فرق سر می پنداشتند. اما امام خمینی، بر این باور بودند که اسلام، دینی پویا و پاسخگو به نیازهای زمانه است و با پیشرفت‌های علمی و اجتماعی سازگار است. امام خمینی، به جای تقلید کورکورانه از غرب، بر استفاده از دانش، تجربه و فناوری غرب با حفظ هویت دینی و ملی تأکیدکردند. ایشان معتقد بودند که می‌توان با استفاده از دستاوردهای علمی و فناوری، جامعه‌ای اسلامی و مدرن را بنا نهاد. ضمن اینکه معتقد بودند که مدرنیزاسیون نباید به قیمت از دست دادن ارزش‌های اصیل اسلامی و ایرانی تمام شود. امام خمینی، با تفسیر جدید از آموزه‌های اسلامی، سعی در تطبیق آنها با شرایط زمانه داشتند. ایشان با اجتهاد پویا از دستاوردهای مدرن حکمرانی چون دموکراسی، تفکیک قوا، حق تعیین سرنوشت، نقش فعال زنان در عرصه های سیاسی و... استقبال و همه اینها را با حفظ ارزش‌های اخلاقی پیاده کردند. امام خمینی، بر ضرورت توجه به علوم جدید و استفاده از آنها تأکید می‌کردند. و در مقابل شعار کسانی که می گفتند قلم ها را تبدیل به مسلسل می کنیم، فرمودند باید مسلسل ها را تبدیل به قلم کنیم. ایشان معتقد بودند که علم و دین دو روی یک سکه هستند. امام خمینی، با ارائه مدل جدید از تلفیق سنت و مدرنیته، توانست الهام‌بخش بسیاری از مسلمانان در سراسر جهان شود. ایشان نشان داد که می‌توان دین را با نیازهای زمانه سازگار کرد و جامعه‌ای اسلامی و مدرن را بنا نهاد. البته، راه امام خمینی، راهی پر فراز و نشیب است و هنوز هم چالش‌های بسیاری بر سر راه تحقق کامل آن وجود دارد. امام در بیان نسبت بین سنت و تجدد هیچ محدودیتی برای استفاده از آثار تجدد و تمدن جدید به جز رعایت ارزش‌های اسلامی، اخلاق و عفت قائل نیستند و می فرمایند: «تمام آثار تجدد و تمدن در اسلام مجاز است مگر آنهایی که فساد اخلاق بیاورند، فساد عفت بیاورند.»(صحیفه امام، ج5، ص262) «به اسم پر هیاهو و جار و جنجال «انقلاب سفید»، که در طلیعه آن قتل عام 15 خرداد واقع شد، باید ملت ایران عقب مانده، و فرهنگ قرآن و اسلام مهجور، و قوانین نقض شود و فساد و فحشا تا اعماق این ماتم سرا که اسمش ایران است، کشیده شود تا استعمار نو با خیال راحت به چپاولگری خود ادامه دهد.»‏‌‏(صحیفه امام، ج 2، ص450)‏ ‌‏و در جای دیگر می فرماید:‏‌‏ «ما با ترقی زنان مخالف نیستیم، با این فحشا مخالفیم، با این کارهای غلط مخالفیم .»‏‌‏(همان، ج 1، ص305)‏ ‌‏حضرت امام در انتقاد از عملکرد رژیم پهلوی با نام تجدد و تمدن و پیشرفت که حاصلش جز فساد و فحشا چیز دیگری نبود چنین می فرمایند:‏‌‏[اگر تجدد اختلاط و فساد و فحشا است] «تمدن اینها این است! اینها از تمدن این را می خواهند. اینها از آزادی این را می خواهند! آزادی غربی می خواهند. و آن این است زن و مرد با هم لخت بشوند و بروند توی دریا [یا] بروند توی- نمی دانم- جاهای دیگر شنا کنند!" و در بیان دیگر می فرمایند «ما با همه علوم و با همه ترقیات موافقیم، الا آنهایی که با اسم ترقی آوردند اینجا، به اسم آزادی آوردند اینجا، برای تباه کردن ما.»‌‌‏(همان، ج 10، ص 46)‏ مجلس اصلاحات @majleseslahat

  • زینب(س) بانوی خرد و عقلانیت؛ احمد مازنی، مردم سالاری، شنبه ۲۹ دی ۴۰۳ به مناسبت سال روز وفات حضرت زینب(س) اشاره کوتاهی دارم به یکی از صفات بارز آن حضرت. بارز ترین لقب حضرت زینب(س) لقب "عقیله " است که با تعابیر مختلف بیان شده از جمله عقیله العرب، عقیله الطالبین، عقیله القریش، عقیله النساء و عقیله بنی هاشم. عقیله بر وزن فعیله صفت مشبهه است، عقیل یعنی کسی که عقلانیتش همیشه جاری است و همیشه عاقل است، یعنی رفتارش بر اساس خرد است. اما عقیله از باب مبالغه و کثرت است، تاء انتهای عقیله تاء تانیث نیست. بلکه برای تاکید بر عقلانیت و خردورزی است، که می تواند برای مرد هم به کار برود. عقیله وزن مشترک بین صفت مشبهه و صیغه مبالغه است. عقیله دلالت بر کثرت و فراوانی دارد. کسی که بر تمام اعمال و رفتارش در هر حال عقلانیت جاری است. زینب(س) به این صفت مشهور بود، مثلا ابن عباس که از مشاهیر اصحاب بود می گفت" حدثنی عقیلتنا زینب" و این یکی از نشانه های شهرت بانو زینب(س) به این صفت بود که صرفا مربوط به نقش آفرینی در واقعه عاشورا نیست، اما واقعه عاشورا زمینه ظهور و بروز عقلانیت آن حضرت را فراهم آورد. چند نمونه از نشانه های تدبیر و عقلانیت زینب بزرگ که حاکی از روح بزرگ و ظرفیت عقلانی آن حضرت است عبارت است از: 1- ایراد خطبه در شهر کوفه این سخنرانی در حالی ایراد شد که کاروان اسیران اهل بیت(ع) را همراه با سرهای بریده بر نیزه، با تبلیغات گسترده و در میان جمعیت انبوه وارد شهر کوفه کردند تا پیروزی حکومت فاسد و شکست حسین(ع) را به رخ بکشند و ختم داستان کربلا را اعلام کنند. زینب(س) در چنین فضایی جمعیت را به سکوت فرا خواند، همه ساکت شدند! او بعد از حمد خدا و درود بر رسول خدا(ص) مردم کوفه را مخاطب سخن خود قرار داد "یا اهل الکوفه..." و از بی وفائی، حیله گری و حقارت آنان گفت و چون آئینه، چهره واقعی آنان را در برابر چشمان شان ظاهر ساخت، تا آنجا که فریاد و ناله مردم بلند شد و بذر پشیمانی در دل های آنان کاشته شد. 2- حضور مقتدرانه در کاخ ابن زیاد هنگامی که اسیران آل الله را به کاخ عبیدالله ابن زیاد وارد کردند. والی کوفه پیروزمندانه زینب را مخاطب قرار داد و از کار خدا در مورد قتل حسین(ع) پرسید؟ فرمود: " ما رایت الا جمیلا " کار خدا را جز زیبایی ندیدم. 3- خطبه در قصر یزید ماجرای حضور اسیران اهل بیت(ع) همراه با سرهای شهدا در قصر یزید ماجرای عجیبی است. یزید که سرمست از باده پیروزی بود و به خیال خام خود آخرین و بزرگترین مانع محو اسلام و استمرار حاکمیت بنی امیه را از سر راه بر داشت و کلمات کفر آمیز بر زبان جاری ساخت! راوی می گوید: " فقامت زینب بنت علی ابن ابیطالب(ع) فقالت: الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی رسوله و آله اجمعین..." زینب از جا برخاست! و همانند یک خطیب و سخنران که به صورت رسمی و در نهایت آرامش می خواهد سخنرانی کند، حمد خدا و درود بر رسول خدا می گوید و بعد با قرائت آیه 10 سوره روم به سرنوشت بدکاران اشاره می کند که عاقبت کارشان رسوائی و کنار رفتن پرده ها و اعتراف آن ها به کفر است! و در ادامه یزید را با عنوان"یابن الطلقا" مورد خطاب قرار می دهد! و به آزادی جدش ابوسفیان در فتح مکه توسط پیامبر(ص) اشاره می کند و رفتار امویان را دور از عدالت می داند که اهل بیت پیامبر را این چنین به اسارت در آورده و می گوید: "ای یزید آیا گمان می بری این که اطراف زمین و ‌آفاق آسمان را بر ما تنگ گرفتی و راه چاره را بر ما بستی که ما را به مانند کنیزان به اسیری برند، ما نزد خدا خوار و تو سربلند گشته و دارای مقام و منزلت شده ای؟، پس خود را بزرگ پنداشته به خود بالیدی، شادمان و مسرور گشتی که دیدی دنیا چند روزی به کام تو شده و کارها بر وفق مراد تو می چرخد، و حکومتی که حق ما بود در اختیار تو قرار گرفته است، آرام باش، آهسته تر..آیا فراموش کرده ای قول خداوند متعال را «گمان نکنند آنان که کافر گشته اند این که ما آنها را مهلت می دهیم به نفع و خیر آنان است، بلکه ایشان را مهلت می دهیم تا گناه بیشتر کنند و آنان را عذابی باشد دردناک" این سخنرانی موجب ابراز پشیمانی یزید و مقصر جلوه دادن عبیدالله زیاد شد و در حقیقت تیر خلاص زینب(س) بر توطئه بنی امیه و تکمیل قیام عاشورا بود.‍ مجلس اصلاحات @majleseslahat

  • بازگشت به سنت بنیان‌گذار ۳۸ پاسخ به نقدهایی به "بازگشت به سنت بنیان‌گذار" (۶) عصر امام خمینی و بدیل های آن. احمد مازنی، اعتماد یکشنبه ۲۳ دی ۱۴۰۳ یکی دیگر از دوستان در نقد سلسله یادداشت های بازگشت به سنت بنیان‌گذار نوشت؛ سلام و ارادت حضرت استاد مازنی عزیز. آیا با توجه به تحولات بسیار سریع در دنیای امروز امکان بازگشت به عصر امام خمینی ره میسر است؟و اگر امکان پذیر باشد آیا مطلوب است؟آیا مهمترین تئوری حکومتی مرحوم امام یعنی ولایت مطلقه که در تقابل با قول مشهور امامیه مطرح شد امروزه ره به جایی می برد و در این پیچ و خم های نظام بین الملل و این ظرفیت محدود فقهای شیعه کارکردی میتواند داشته باشد؟آیا اساسا فقه بما هو فقه در معنای مصطلح قدرت اداره عالم و یا حتی کشور را دارد و میتواند پاسخگوی مشکلات باشد؟ودهها سوال و ابهام دیگر را خوبست مطرح کنید و برایشان پاسخی تدارک فرمایید.تصور من اینست که عصر امام خمینی برهه ای از تاریخ ایران و حاکمیت فقه بوده که نباید به آن برگشت و نه حتی باید در آن ماند. نکته اول درنقد فوق تعبیر بازگشت به عصر امام خمینی است؛ در حالی که در این سلسله یادداشت ها،چه در عنوان و چه در متن نه بازگشت به عصر، بلکه بازگشت به سنت بنیان‌گذار پیشنهاد شده. و بین این دو عبارت تفاوت جدی وجود دارد‌.اگر خاطر مبارک خوانندگان عزیز مستحضر باشد این عبارت از مرحوم دکتر داود فیرحی وام گرفته شد که هدف واقعه‌ عاشورا را بازگشت به سنت بنیان‌گذار دانست. یقینا با اذعان به اختلاف مراتب،بازگشت به سنت رسول الله(ص) به معنی بازگشت به عصر رسول الله نیست. بلکه بازگشت به اصول و ارزش هایی است که رسول خدا(ص) بنیان‌گذار این سنت ها و جامعه به آن ها پایبند بود و بعد از رحلت آن حضرت به تدریج از آن ها دور و دورتر شد.در سلسله یادداشت های بازگشت به سنت بنیان‌گذار گوشه‌ای از سنت هایی که امام خمینی بنیان‌گذار آن بودند مطرح شد که امیدوارم هرگونه قضاوتی در باره این عنوان با مطالعه مجموعه این یادداشت ها همراه باشد. اما اگر مراد ما بازگشت به عصر امام خمینی باشد با یک بررسی ساده ویژگی های عصر امام خمینی این گونه توصیف می شود: عصر امام خمینی، دوره‌ای تاریخی با تحولات عمیق و تأثیرات گسترده در سطح جهانی بود. این عصر با ویژگی‌های منحصر به فردی مشخص می‌شود که برخی از مهم‌ترین آن‌ها عبارتند از: ۱. تجدید حیات اسلام و معنویت: امام خمینی با تأکید بر بازگشت به قرآن و سنت، اسلام ناب محمدی را احیاء و تحریف‌ها و برداشت‌های نادرست را از آن زدود.در این عصر، معنویت و ارزش‌های اخلاقی جایگاه ویژه‌ای پیدا کرد و مردم به سمت دین و ارزش‌های اخلاقی مانند جهاد، ایثار، حق طلبی و عدالت خواهی گرایش پیدا کردند. ۲. نفی سلطه خارجی و استبداد داخلی عصر امام خمینی عصر مقاومت در برابر استکبار جهانی و سلطه بیگانگان شناخته شد و الهام‌بخش جنبش‌های آزادی‌خواهانه در سراسر جهان شد. و در این عصر ریشه نظام استبدادی سلطنت چند هزار ساله در ایران کنده شد. ۳.به چالش کشیدن موازنه قدرت جهانی انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی نظم حاکم بر جهان را با چالش جدی روبرو کرد و جامعه جهانی را به استقلال و رهایی ازسلطه شرق و غرب فراخواند و مستضعفان را به نجات از سلطه بیگانگان امیدوارساخت و نشان داد که می‌توان در برابر قدرت‌های بزرگ ایستادگی کرد. ۴. عصر استقلال و آزادی امام خمینی بر استقلال سیاسی و اقتصادی کشور تأکید داشت و تلاش کرد تا ایران را از وابستگی به قدرت‌های خارجی رها کند.در این عصر، مردم‌سالاری دینی به عنوان الگوی حکومت‌داری مطرح و بر آزادی‌های فردی و اجتماعی تأکید شد. در مجموع،عصر امام خمینی عصری بود که در آن اسلام ناب محمدی احیا شد، مبارزه با استکبار جهانی به اوج خود رسید،موازنه قدرت جهانی تغییر کرد و مردم به سمت استقلال و آزادی گام برداشتند. ۵. عصر بیداری ملت ها امام خمینی در امتداد حرکت اصلاح جویان تاریخ،به ویژه مصلحان شرق انسان ها را به بیداری از خواب غفلت دعوت کرد و در پیگیری دعوت علامه اقبال لاهوری ندای بیداری مشرق زمین سر داد که:از خواب گران،خواب گران، خواب گران خیز. و مردم ایران را بیدار کرد و آنان را الگوی بیداری ملت های تحت ستم ساخت.اینکه دست های پیدا و پنهان سرویس‌های بیگانه بدیل هایی بنام اسلام و حکومت اسلامی خلق کرد تا از تأثیر دعوت امام خمینی بکاهد حاکی از عظمت و اهمیت عصر خمینی و دعوت او ست.بديل های متنوعی چون القاعده، داعش، احزاب اسلامی در دل نظام لائیک، تحریر الشام، بوکو حرام و بديل هایی از درون حوزه های علمیه شیعه و حتی در قلب نظام جمهوری اسلامی و... که هر کدام کافی است تا اذهان مردم را نسبت به نسخه‌ اصل بدبین کند و ندای الله اکبر را که بانگ آزادی بود را به صدای وحشت و ترور بدل سازد نشان از اهمیت و جایگاه بی بدیل مکتب امام خمینی و عصر امام خمینی در بیداری انسان ها دارد. @majleseslahat

  • ♦️خلاصه مصاحبه احمد مازنی با خاطرات سیاسی شماره ۲۶ پائیز ۱۴۰۳ 🔹جبهه پایداری تداوم انجمن حجتیه نیست! انجمن خیریه حجتیه مهدویه سال‌های قبل از پیروزی انقلاب اسلامی (۱۳۳۲)به منظور مقابله با فعالیت‌های بهائیت تشکیل شد. بنیانگذار انجمن  شیخ محمود ذاکرزاده تَوَلایی، مشهور به شیخ محمود حلبی از روحانیون مشهد بود که در ماجرای نهضت ملی از هواداران آن محسوب می‌شد. و تا پیش از کودتای ۲۸ مرداد، در عرصه سیاسی و مذهبی فعالیت داشت. در انتخابات مجلس هفدهم از مشهد نامزد شد، اما انتخاب نشد. وی از مبارزان ملی شدن صنعت نفت به شمار می‌آمد. که با کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ شمسی، عرصه سیاست را ترک کرد. انجمن حجتیه با نظم و برنامه‌ریزی قوی توانست جمع زیادی از جوانان مذهبی را جذب کند که آمار آن را تا ۱۲ هزار نفر در سراسر کشور نوشته‌اند.هم چنان که از نام انجمن پیدا است، تلاش برای آشنایی مردم با حضرت حجت بن الحسن(عج) و نشانه های ظهور و آمادگی برای ظهور آن حضرت از اهداف و برنامه های انجمن حجتیه بود. هم چنین طبق مفاد اساسنامه انجمن فعالیت‌های خیریه عمرانی مانند ساختن بیمارستان نیز در دستور کار انجمن بوده است. به نظر نمی‌رسد هدف اولیه انجمن انجام کار سیاسی در پوشش مذهبی بوده باشد، چه بسا سرخوردگی از حوادث منتهی به کودتای ۲۸ مرداد در انگیزه بنیان‌گذار انجمن مؤثر بوده باشد اما در عمل برای دور شدن جوانان مذهبی از مبارزه با رژیم سلطنتی بی تأثیر نبود. انجمن حجتیه مورد حمایت روحانیونی بود که به هر دلیلی تمایل به فعالیت سیاسی نداشتند، حال یا به دلیل بی فایده بودن فعالیت سیاسی و یا عافیت طلبی. بر همین اساس هیچ گاه در طول رهبری امام خمینی قرار نگرفت و همواره در عرض اندیشه امام مطرح بود. به این معنی که امام خمینی قائل به مبارزه با ریشه فساد و تشکیل حکومت اسلامی بود اما انجمن اهل فعالیت سیاسی و مبارزه با رژیم نبود. امام خمینی با اینکه در اواخر دهه چهل شمسی، استفاده از وجوهات شرعیه برای انجمن را در فتوایی تایید کرده بود ولی بعد از آشکار شدن ماهیت غیرسیاسی انجمن، تأییدیه خود را پس گرفت. امام در پیام منشور روحانیت آنان را به‌عنوان گروهی که مبارزه پیش از انقلاب اسلامی را تحریم کرده اند معرفی کرد.نکته دیگر در مورد انجمن حجتیه این است که بسیاری از فعالان مذهبی که به مبارزه سیاسی نیز معتقد بودند در خلاء تشکیلات منسجم مذهبی که در قالب آن به فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی نیز بپردازند به عضویت انجمن درآمدند. بنابراین می توان هدف اعضای انجمن را علی‌رغم اهداف مؤسسین آن در قالب طیف گسترده تر ارزیابی کرد به این معنی که برخی از اعضای انجمن با اندیشه امام خمینی نیز همراهی داشتند و شاید بین این مبنا با مبنای انجمن قائل به اختلاف نبودند.اما با پیروزی انقلاب اسلامی رهبری انجمن در جریان انقلاب ورود کرد و از جمله سازمان هایی بود که مایل به نفوذ در کادر رهبری انقلاب بود. توضیح اینکه انقلاب اسلامی تحت رهبری امام خمینی و هدایت شخصیت‌های حوزوی و دانشگاهی و همراهی قشرهای مختلف مردم به پیروزی رسید اما به جز سازوکارهای مذهبی مانند مساجد و هیأت های مذهبی حزب و سازمان متشکل و منسجم برای اداره کشور نداشت به همین دلیل برخی احزاب و سازمان های ملی، مذهبی و چریکی و موسسات مذهبی مدعی اداره کشور بوده‌اند که انجمن حجتیه نیز در همین چارچوب تلاش هایی انجام داد اما با درایت امام هیچ کدام از مجموعه های مذکور از جمله انجمن حجتیه نتوانستند بر ارکان نظام مسلط شوند البته با تعطیلی و یا انحلال انجمن، اندیشه انجمن تعطیل نشد و در کنار نفوذ عناصر مؤثر آن در برخی نهادهای نظام جمهوری اسلامی، تفکر انحرافی ظهور گرائی افراطی در قالب عناصر تاثیرگذار برخی دولت ها و اشخاص مؤثر برخی نهادها ظهور و بروز پیدا کرد. اینکه رئیس یکی از دولت ها خواستار تخصیص بودجه برای احداث بزرگراهی بین فرودگاه بین‌المللی امام خمینی تا مسجد جمکران برای آمادگی برای ظهور شده است حاکی از نفوذ اندیشه مذکور در ارکان نظام است اما این وضعیت به معنای نفوذ تشکیلات انجمن نیست بلکه به معنای باز تولید تفکر انجمن حجتیه در قالب جدید است. جبهه پایداری را نمی توان تداوم انجمن حجتیه نام نهاد چرا که تفاوت بسیاری بین مفاد اساسنامه و مرام نامه این دو مجموعه وجود دارد که علاقه‌مندان به منابع مذکور مراجعه فرمایند. اما برخی گرایش های منسوب به هواداران جبهه پایداری و حتی محتوای مرامنامه این جبهه با مبانی اندیشه امام خمینی به ویژه اهمیت نقش مردم در حکومت اسلامی متفاوت است و این جریان از لحاظ انحراف از راه امام خمینی با انجمن حجتیه علی‌رغم تفاوت در مبانی، قابل مقایسه است. مجلس اصلاحات @majleseslahat

  • عمق استراتژیک و حکمرانی ھوشمند به گزارش مجلس اصلاحات، دکتر احمد همتی در یادداشتی در روزنامه بیان مردم نوشت: در چند سال اخیر چهار یادداشت با عنوان«عمق استراتژیک» و دو یادداشت با عنوان «حکمرانی هوشمند» در این ستون روزنامه داشتیم که درمورد اول یعنی عمق استراتژیک گفته شد که اگرچه همه کشورهای جهان‌ سعی می کنند نقش کشورشان را در صحنه بین الملل برجسته نمایند و عمق راهبردی خود را به عنوان ضرورت اجتناب ناپذیر و حیاتی افزایش دهند ولی برای نیل به این هدف باید به الزامات آن هم توجه نمایند و از جمله مردم مداری، عدالت محوری، عقلانیت و هوشمندی سرلوحه امور کشور داری قرار گیرد و در غیر اینصورت اگر حکومتی ایجاد گردد و به هر دلیل و با هر ترفندی از جمله شعارهای پرهیاهو و عوامانه و عوام پسند بتواند برای خود عمق استراتژیک قابل قبولی را ایجاد نماید چون از پایه های منطقی و درستی برخوردار نیست لاجرم به سرعت قدرت ، وسعت و صلابت خود را از دست خواهد داد و به تبع آن عمق راهبردی آنها هم از بین خواهد رفت و منجر به فروپاشی خواهد شد که نمونه بارز آن را اتحاد جماهیر شوروی ذکر کردیم که بسرعت و ظرف چند روز همه چیز را از دست داد و در سقوط بشار اسد در سوریه و فروپاشی حزب بعث هم همان حوادث در ابعاد کوچکتر رخ داد و در آنجا هم به سرعت و ظرف چند روز همه چیز زیر و رو شد و دگرگونی زیادی در منطقه صورت گرفت و به تبع آنها عملا عمق استراتژیک کشورمان تقریبا به داخل مرزها محدود گردیدو متاسفانه پیش بینی های چند سال پیش در آن یادداشت ها محقق گردید. در مورد عنوان دوم یعنی حکمرانی هوشند هم گفته شد حکومتی پایدار و با ثبات است که از هوشمندی لازم و کافی برخوردار باشد و با اصل قرار دادن نقش مردم در حکومت، از افراد نخبه و فرهیخته در اداره کشور استفاده نماید تا مسیر منطقی، علمی و درست در پیش گرفته شود و با کمترین هزینه و حواشی راه توسعه و تعالی کشور طی گردد. آنچه که در چند ماه اخیر و بویژه در چند هفته گذشته اتفاق افتاد نشان داد به دلیل همین نقصان بزرگ یعنی عدم هوشمندی کافی در حکمرانی نتوانسته ایم نه تنها اقتدار و عظمت کشور عزیزمان را حفظ کنیم بلکه عمق راهبردی خود را نیز به سرعت از دست داده ایم و دیگر صحبت از جولان ما در سواحل مدیترانه و کشور های منطقه نیست و بعد از سقوط دولت مورد حمایت ما در سوریه و حمایت تقریباً تمام کشور های جهان ازاین رویداد، ما لبنان را هم حتی به عنوان یک کشور دوست از دست داده ایم و برخوردهای نامتعارف و توهین آمیز دولت آنجا با مردم و دیپلمات های ما در فرودگاه بیروت گواه این مسئله است و انتخاب رئیس جمهور مورد حمایت آمریکا برای لبنان ازطرف مجلس این کشور زنگ خطر برای کشور و دولت ما می باشد که دیگر ما جایگاه گذشته را در این سرزمین نخواهیم داشت به ویژه این که محدود کردن نیروهای حزب الله، لبنان و زمینه حذف آنها از صحنه سیاسی و نظامی و همزمان کمرنگ شدن فعالیت های حشد الشعبی عراق و مقدمه چینی برای منحل کردن کردن این نیروها نکات قابل تاملی است که باید به آنها توجه نمود و هوشمندانه برخورد کرد. آنچه که عملا در صحنه های جهانی، منطقه ای و ملی مشاهده می کنیم سیاست گذاری مناسب و هوشمندی کافی در حکمرانی کشور ما وجود ندارد و دلایل آن هم این است که به شاخص هایی که به آنها اشاره شد توجه نمی شود و نشانه هایی هم در مورد اصلاح ساختار یا سیاست گذاری ها وجود ندارد و یا اگر هم وجود داشته باشد بسیار جزیی و کم تاثیر است و هنوز آنچنانکه باید به خواست مردم وافکار و عمومی توجه نمی شود و مغلطه مذاکره یا عدم مذاکره باعث شده تا اصل اشتباهات و خطاهای راهبردی بویژه در سال های اخیر فراموش گردد و کماکان راه ترکستان را برگزینیم و حتی از گفتمان ملی و مباحثه و مناظره های علمی و خردمندانه در سطح کشور گریزان شویم و رسانه ها و تربیون های حکومتی را در اختیار افراد و دیدگاه های خاص قرار دهیم و به لیست طویل ممنوع التصویرها،ممنوع الصوت ها ،ممنوع المنبرها، ممنوع الورودها، ممنوع الخروج ها و ... عبارت ممنوع الحضور هم اضافه نمائیم . و بدون تحلیل آگاهانه و هوشمندانه، دیگران را به زمستان سخت ناشی از کمبود انرژی تهدید نماییم و در همان حال خود به تابستان داغ و زمستان سخت و آلودگی شدید هوا و تعطیلات مستمر و بی رویه در سطح کشور دچار شویم و برآیند این تفکرات و چنین حکمرانی باعث شده است که مشکلات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ما روز افزون گشته و تفوذی ها و کودن های بیمار در بسیاری از ارکان نظام نفوذ کرده و و عمدا یا سهوا کمر به نابودی این ملک و ملت بسته اند، بنابراین تا دیر نشده باید حکمرانی کشور هوشمندانه تر گردد و با استفاده از نخبگان،فرهیختگان و دلسوزان کشور زمینه اصلاح امور فراهم گردد که مقدمه آن آغاز گفتمان ملی است. مجلس اصلاحات @majleseslahat

  • هاشمی رفسنجانی سردار بزرگ سازندگی همواره برای حل پیچیدگی‌های منطقه راه‌حل داشتند. بازنشر قسمت ۲۸ سریال روزهای خدمت به مردم در مجلس به مناسبت سالگرد سقوط هواپیمای اوکراینی و هشتمین سالگرد ارتحال آیت‌الله هاشمی رفسنجانی: حادثه سقوط هواپیمای اوکراینی را تسلیت می‌گویم، این غم بسیار زیاد بود و غم کتمان اطلاع رسانی هم به آن افزوده شد. پیشنهاد کرده بودیم جلسه علنی برگزار شود ولی غیرعلنی برگزار شد. سالگرد ارتحال حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی، سردار بزرگ سازندگی را که با تدبیر و درایت برای پیچیدگی‌های منطقه همواره راه حل داشتند تسلیت عرض می‌کنم. مجلس شورای اسلامی ۲۲ دی ماه ۱۳۹۸ مجلس اصلاحات @majleseslahat

  • بازگشت به سنت بنیان‌گذار ۳۷ پاسخ به نقدهایی به "بازگشت به سنت بنیان‌گذار"(۵) جمهوری اسلامی حکومت طبقه روحانی نیست؛ احمد مازنی، اعتماد، سه شنبه، ۱۸ دی ۱۴۰۳ اما در مورد حضور روحانیون در سایر مشاغل، این مشاغل یا انتخابی است که صنوف مختلف از جمله روحانیون واجد شرایط برای این مناصب داوطلب می شوند و با رأی مردم در مناصب مذکور قرار می گیرند یا غیر انتخابی است که در مواردی هم مقامات نظام از بین گزینه های مختلف، روحانیون واجد شرایط را برای آن سمت منصوب می کنند. نکته قابل ذکر اینکه همواره دچار نوعی افراط و تفریط در این زمینه بوده ایم، در سال‌های نخستین انقلاب به دلیل نقش محوری روحانیون در راهبری انقلاب و خوش‌بینی مردم نسبت به این صنف، اغلب منتخبین مردم روحانیون مبارز و برخی معممین بدون سابقه مبارزه بوده اند و در انتصاب ها نیز همین رویه حاکم بود. اما به مرور این روند تغییر کرد و در مواردی هم رویکرد مردم عکس رویکرد صدر انقلاب شد. و سوء تدبیرها و حتی سوء استفاده های بخشی از روحانیون حاکم و یا منتسبین آن‌ها و شیطنت بدخواهان تا آنجا اثر گذاشت که توهین و تحقیر معممین فارغ از نسبت آن‌ها با قدرت، بخشی از شعائر سیاسی تغییر طلبان و عدم حضور نامزد روحانی در فهرست انتخاباتی نشانه روشنفکری تلقی شده است! نه آن افراط و نه این تفریط که هر دو نشانه جهل است. به هر حال علیرغم حضور مؤثر روحانیون در مناصب حکومتی از این حضور مفهوم حکومت طبقه روحانی استنباط نمی شود. ضمن اینکه بنای بنیان‌گذار این بود که در صورت تحقق اهداف انقلاب توسط افراد دیگر، روحانیون نقش دیگری داشته باشند چنان که در پاسخ خبرنگاران در پاریس درباره حکومت اسلامی و نقش روحانیون در حکومت، بارها اعلام کردند.«روحانیون در حکومت آینده، نقش ارشاد و هدایت دولت را دارا می باشند.» (صحیفه نور، ج 4، ص 180) حدود یک سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در پاسخ به پرسش مشابه، می فرماید: «اینکه شما سؤال کردید آیا روحانی می خواهد به دولت منضم بشود یا چی؟ نه، نمی خواهد دولت باشد; اما خارج از دولت نیست. نه دولت است، نه خارج از دولت. دولت نیست; یعنی نمی خواهد برود در کاخ نخست وزیری بنشیند و کارهای نخست وزیری را بکند. غیر دولت نیست، برای اینکه نخست وزیر اگر پایش را کنار بگذارد، این جلویش را می گیرد، می تواند بگیرد، بنابر این، نقش دارد و نقش ندارد.» (صحیفه نور، ج 11، ص 134)اما تحولات بعدی، ضرورت حضور فعالتر روحانیون را در بخش های مختلف حکومت نشان داد. امام در بیان علت حضور روحانیون در مناصب حکومتی فرمود: «ما تجربه کردیم و دیدیم که اشخاصی که در راس واقع شدند و از روحانیون نبودند، در عین حالی که بعضی شان هم متدین بودند، از باب اینکه آن راهی که ما می خواهیم برویم...با سلیقه آنها موافق نبود...ما آن روز خیال می کردیم که در این قشرهای تحصیل کرده و متدین و صاحب افکار، افرادی هستند که بتوانند این مملکت را به آن جوری که خدا می خواهد، ببرند; آن طور اداره کنند. وقتی دیدیم که نه، ما اشتباه کردیم» (صحیفه نور، ج 16، ص 211) به نظر می رسد حضور روحانیون در مسئولیت های حکومتی از دیدگاه امام بیشتر جنبه ارشادی و انجام وظیفه ترویج دین و جلوگیری از انحراف نظام داشته و با شناختی که از روحيه تحول خواهی امام وجود دارد اگر این حضور موجب نقض غرض گردد می بایست حکم دیگری بر اساس مبنای ایشان صادر شود.(برداشت از بیان امام در صحیفه امام ج ۱۶) از سوی دیگر امام‌ در تبیین جایگاه و خدمات روحانیت (منشور روحانیت)از همه روحانیان دفاع نمی‌کند، بلکه معتقد است روحانیان وابسته و تحجرگرا هم کم نیستند و در حوزه‌های علمیه هستند افرادی که با قیافه مقدس‌مآبی تیشه به ریشه دین و انقلاب می‌زنند. ایشان با اشاره به خطر تحجرگرایان در حوزه‌های علمیه آنان را مروج اسلام آمریکایی و دشمن رسول‌الله‌(ص) معرفی می کند و به طلاب توصیه می کند که لحظه‌ای از فکر این مارهای خوش خط و خال کوتاهی نکنند. ایشان تأکید می‌کند تهمت وابستگی و بی‌دینی را تنها بیگانگان به روحانیت نزده‌اند، بلکه ضربات روحانیتِ ناآگاه و آگاهِ وابسته، به‌مراتب کاری‌تر از دیگران بوده است. و با اشاره به خون دل‌هایی که خود از این دسته متحجر خورده است و هرگز از فشارها و سختی‌های دیگران نخورده، یادآور شده است در آغاز مبارزات اسلامی عده‌ای مقدس‌نمای واپسگرا با این توجیه که محمدرضا پهلوی شیعه است، با مبارزه با رژیم پهلوی مخالف بودند و همه چیز را حرام می‌دانستند و به عنوان نمونه یادگرفتن زبان خارجی کفر و فلسفه و عرفان، گناه و شرک به‌شمار می‌رفت و هیچ‌کس قدرت این را نداشت که در برابر آنان بایستد و نتیجه می گیرد که:بدون تردید اگر همین روند ادامه می‌یافت، وضع روحانیت و حوزه‌ها وضع کلیساهای قرون وسطا می‌شد. مجلس اصلاحات @majleseslahat

  • عليرغم همه تخريب‌های كينه توزانه از کسی شکایت نخواهم کرد. دبیرکل حزب مردم‌سالاری با انتشار ویدیویی از مرحوم آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در حساب اینستاگرام خود نوشت: مرحوم آیت‌الله هاشمی رفسنجانی: این مسائل تخریبی که [نسبت به اینجانب] اتفاق افتاد، کسانی که فریب خوردند و باور کردند و به راستی فکر می‌کردند اینطوری است و حرفی زدند، من از حقم‌ در مورد آنها می‌گذرم. اما آنهایی که با دشمنی یا با برنامه، کینه‌توزی و برای تخریب اقدام کردند حالا چه خودشان طراحی کردند یا چه از دیگران شنیدند و بعدا اقدام کردند باید آن کاری که کردند را اصلاح بکنند، اگر جبران بکنند آنها هم بخشیده هستند و اگر نه جوابش را به خدا بدهند، من از کسی شکایت نخواهم کرد. مجلس اصلاحات @majleseslahat

  • بازگشت به سنت بنیان‌گذار ۳۶ پاسخ به نقدهایی به "بازگشت به سنت بنیان‌گذار"(۴) آیا جمهوری اسلامی حکومت طبقه روحانی است؟ احمد مازنی، اعتماد شنبه ۱۵ دی ۱۴۰۳ نکته دیگر درمورد حکومت طبقه روحانی است که درتعبير دوست عزیز ما و دوستان دیگرمطرح شده که حکومت جمهوری اسلامی حکومت طبقه روحانی است؛منظور از طبقه روحانی دقیقا چیست؟آیا منظور کلیه روحانیون هستند،یا تنها بخشی از آنها؟آیا منظور از طبقه،یک گروه همگن است،یاگروهی متنوع بادیدگاه‌های متفاوت؟بدون شک روحانیت نقش بسیارمهمی درانقلاب اسلامی و شکل‌گیری نظام جمهوری اسلامی دارد.اما آیا این به معنای حاکمیت یک طبقه خاص است؟ ساختار قدرت درجمهوری اسلامی پیچیده است و شامل نهادهای قدرت مانند رهبری،خبرگان رهبری،قوه مجریه،مجلس شورای اسلامی،شورای نگهبان و قوه قضاییه میشود.آیا میتوان گفت که همه این نهادها تحت کنترل روحانیون هستند؟پاسخ کوتاه این است که حاکمیت طبقه،تعبیر دقیقی نیست. روحانیت درنظام جمهوری اسلامی نفوذوقدرت قابل توجهی دارد،اما این نظام دارای یک ساختار با بازیگران مختلف است.از طرفی روحانیون نیزمانند سایر گروه‌های اجتماعی،در بسیاری از مسائل اختلاف نظر دارند.علاوه بر روحانیت،نهادهای دیگر مانند نیروهای مسلح و برخی از گروههای اقتصادی نیز درتصمیم گیری های مهم نقش دارند.ضمن اینکه نقش و نفوذ روحانیون در طول سال‌های گذشته تغییراتی داشته است.دربرخی دوره‌ها،نفوذ آنها بیشتر بوده و دردوره‌های دیگر کمتر بوده است.حکومت جمهوری اسلامی یک حکومت با بازیگران مختلف است که نقش روحانیت در آن قابل انکار نیست. اما ساده‌سازی این موضوع با عنوان حاکمیت یک طبقه خاص، می‌تواند به برداشت‌های نادرست تبدیل شود. در این مورد بدون این که قصد تأیید یا رد این تعبیر در نظر باشد، به اختصار در مورد آن، در دو بخش توضیح داده می‌شود. بخش اول در مورد جایگاه روحانیون در قانون اساسی و بخش دوم در مورد حضور روحانیون در مناصب دیگر؛ اما در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران عالی‌ترین مقام کشور یعنی مقام رهبری دارای شرائط و ویژگی‌هایی از جمله فقاهت است. براساس اصل پنجم «در زمان غیبت ولی‌عصر ( ع) در جمهوری اسلامی ایران ولایت امر و امامت امت بر عهده فقیه عادل و باتقوا، آگاه به زمان، شجاع، مدیر و مدبر» است، و در اصل یکصد و نهم قانون اساسی نیز شرایط رهبر در سه بند شامل صلاحیت علمی لازم برای افتا در ابواب مختلف فقه، عدالت و تقوای لازم برای رهبری امت اسلام و بینش صحیح سیاسی و اجتماعی، تدبیر، شجاعت، مدیریت و قدرت کافی برای رهبری. و در اصل نود و یکم در مورد فقهای شورای نگهبان آمده:.. ۱- شش نفر از فقهای عادل و آگاه به مقتضیات زمان و مسائل روز، انتخاب این عده با مقام رهبری است...» و نیز بر اساس اصل‏ یکصد و پنجاه و هفتم، به‏ منظور انجام‏ مسئولیت‏‌های‏ قوه‏ قضائیه... مقام‏ رهبری‏ یک‏ نفر مجتهد عادل‏ و آگاه‏ به‏امور قضایی‏ و مدیر و مدبر را برای‏ مدت‏ پنج‏ سال‏ به‏ عنوان‏ رئیس‏ قوه‏ قضائیه‏ تعیین‏ می‏‌نماید که‏ عالیترین‏ مقام‏ قوه‏ قضائیه‏ است‏. و طبق اصل‏ یکصد و شصت و دوم: رئیس‏ دیوان‏ عالی‏ کشور و دادستان‏ کل‏ باید مجتهد عادل‏ و آگاه‏ به‏ امور قضایی‏ باشند و رئیس‏ قوه‏ قضائیه‏ با مشورت‏ قضات‏ دیوان‏عالی‏ کشور آنها را برای‏ مدت‏ پنج‏ سال‏ به‏ این‏ سمت‏ منصوب‏ می‏‌کند. بنا براین تصدی پنج مقام اصلی در جمهوری اسلامی ایران مطابق قانون اساسی دارای شرط اجتهاد است: رهبری، فقهای شورای نگهبان، رئیس قوه قضائیه، دادستان کل و رئیس دیوان عالی کشور. اما برای تصدی وزارت اطلاعات در قانون اساسی شرط اجتهاد ذکر نشده و این شرط مطابق قانون عادی است و در مورد نمایندگی مجلس خبرگان نیز در قانون اساسی شرط اجتهاد یا تحصیلات حوزوی و صنفی ذکر  نشده و در اصل یکصد و هفتم تعبیر «خبرگان منتخب مردم» آمده، اما در اصل یکصد و هشتم «قانون مربوط به تعداد و شرایط خبرگان ...در صلاحیت خود آنان» دانسته شد. و بر اساس مصوبه خود این مجلس شرط اجتهاد برای اعضای مجلس خبرگان رهبری منظور شده است. که به نظر بنده اعضای خبرگان رهبری می‌بایست دارای تخصص‌هایی در چارچوب وظایف و اختیارات رهبر در اصل یکصد و دهم و سایر اصول مرتبط با آن باشند. بنابراین کل مناصب دارای شرط اجتهاد در جمهوری اسلامی ایران همین چند منصب است که تعدادی از آنها خارج از قانون اساسی است و در صورت لزوم قابل تجدیدنظر است.اما مناصب مهم انتصابی و انتخابی مانند ریاست جمهوری، هیأت وزیران،رئیس و نمایندگان مجلس شورای اسلامی، شوراهای اسلامی شهر و روستا، مناصب قوه قضائیه به جز سه مورد، استانداران و فرمانداران، مناصب نظامی و انتظامی و بسیاری از مناصب دیگرکه شرط اجتهاد یا تحصیلات حوزوی برای آن ها پيش‌بينی نشده است؛با این وصف نمی‌دانم عنوان حکومت طبقه روحانی چقدر منطبق با حقیقت است؟ ادامه دارد مجلس اصلاحات @majleseslahat

  • 🔵 نگاه روز روزنامه بیان مردم 🔵 یکشنبه 9 دی 1403 🔵 به قلم دکتر احمد همتی 🔵🔵🔵 نقش مردم در تحولات سیاسی و اجتماعی نقش مردم در تحولات سیاسی و اجتماعی جامعه ، کشور و در سطح جهانی از جنبه های مختلف و با دیدگاه های متفاوت قابل بحث و بررسی است، و علوم گوناگون از قبیل علوم سیاسی، اجتماعی، دینی، حقوقی و ...به آن پرداخته و به آن تاکید کرده اند و جای واکاوی و پژوهش در این زمینه بسیار زیاد است. ملت های دنیا هر کدام نقش خاص خود را در این زمینه داشته اند و طبعا برخی از آن ها نقش برجسته تر و تعیین کننده تری را ایفا کرده و دامنه اثر گذاری آنها محدود به کشور خودشان نبوده و تاثیرات منطقه ای و حتی جهانی داشته اند. یکی از ویژگی های جوامع توسعه یافته این است که مردم آنها در همه فرایندهایی که در کشورشان روی می دهد به نوعی شرکت می کنند و به آن استمرار می بخشند و اگر موانعی هم بر سر راه آنها ایجاد شود به هر طریق ممکن برمی دارند و عباراتی مانند نمی شود، نمی گذارند، نمی خواهند و امثال این ها در فرهنگ آنها چندان جایگاهی ندارد و به همین دلیل است که حتی در دموکرات ترین کشورها هم هنوز برای حفظ و گسترش آزادی های مدنی و حقوق شهروندی هزینه می دهند و خواست و اراده ملت را به کرسی می نشانند. اگر بخواهیم در این باره عینی تر و ملموس تر سخن بگوییم این است که در جوامع پیشرو، ضمن اینکه مردم به صورت پیوسته و مستمر به دنبال اصلاح ساختار حکومتی کشورشان هستند، در عین حال در انتخابات معمولا به صورت فعال شرکت کرده و حتی اگر دولت و مجلس مورد نظر آنها بر سر کار آمد هم به نقد آن می پردازند و هم در جایی که لازم است حمایت های لازم را به عمل می آورند. در کشور ما ایران که مردم سال ها است سعی کرده اند در این مسیر گام بردارند و گام های مثبتی نیز برداشته اند، چالش های جدی پیش رو قرار دارد که بخشی ازآن مربوط به ساختار حکومت است و باید با تدبیر و جدیت به اصلاح آنها پرداخت. در واقع ملت ما بارها نشان داده است که با شرکت فعال در انتخابات، خواست و اراده خود را به منصه ظهور رسانده و به قدرت طلبان و کوته فکرانی که به دنبال منافع شخصی خود هستند اجازه عرض اندام نداده است و حتی با کمترین امکانات در مقابل کسانی که بیشترین امکانات رسمی و غیر رسمی را در اختیار داشته اند به پیروزی رسیده اند اما نکته مهم این است که به هر دلیل بعد از انتخابات آنچنان که باید از منتخب یا منتخبین خود حمایت و دفاع نکرده اند و همین موضوع فضا و زمینه لازم را برای همان فرصت طلبان قدرت طلب فراهم آورده تا از تمام امکانات ممکن برای تخریب رقبای خود استفاده نمایند که نمونه آخر آن مربوط به رئیس جمهور و دولت چهاردهم می باشد که با شعار اصلاح امور و وفاق ملی کار خود را شروع کرده است ولی بعد از مدت کوتاهی هجمه ها و تخریب ها علیه آن آغاز گشته و در راه روند اصلاح امور کارشکنی و سنگ اندازی صورت می گیرد و در آغاز برای به کارگیری نیروهای توانمند و کارآمد و همینطور استفاده از نیروهای اقلیت های قومی و مذهبی مانع تراشی شد و بعد گفتمان ملی و بین المللی را زیر سئوال بردند و هم اکنون نیز گروه های فشار با حداقل نفرات با تجمع خیابانی بدون مجوز با خواست اکثریت ملت که البته تائید مجموعه حاکمیت را نیز به دنبال دارد به مقابله و مخالفت بر خاسته و مانع روند منطقی و طبیعی امور شده اند از جمله بر علیه رفع فیلترینگ و توقف اجرای قانون عفاف و حجاب که هر دو در شورای عالی امنیت ملی که یک نهاد حکومتی است مورد تایید قرار گرفته مخالفت و جوسازی می کنند که متاسفانه از طرف برخی از نیروهای کژ اندیش و تمامیت خواه درون حاکمیت هم حمایت می شوند بدون اینکه به عواقب و تبعات آن توجه نمایند. اینجاست که تمام ملت بویژه‎ کسانی که در انتخابات شرکت کرده اند باید برای ادامه این روند مثبت در صحنه باشند و از دولت خود حمایت کنند و اگر نقدی هم دارند بصورت سازنده بیان نمایند و دولت نیز طبق اصل ۲۷ قانون اساسی وظیفه دارد زمینه حضور آحاد ملت را برای اظهار نظر و اعلام مواضع به اشکال گوناگون از جمله تجمعات سیاسی فراهم آورد تا لااقل مردم کمی عدالت را احساس کنند و زمینه اصلاح امور فراهم گردد. مجلس اصلاحات @majleseslahat