باغچه ای در جهنم
Статистикаدست نوشته های یک ذهن دو قطبی! نتیجه لبخند زیبای حاجت! ودر آخر حاصل تفکر در ساعات ممنوعه!
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 7
- Всего постов
- 26
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 21
- 1/48двое суток
- 24
- 1/72трое суток
- 25
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
داداشم قرص خواب
видео или голосовое, без подписи
اینم فاز تتلو گرف کی برینه خدا عالمه
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
بدرخش کار ستاره همینه ارزوی من برای تو شادی با طول عمر طولانیه!
ناخودآگاه اعتیاد پیدا کردم به غذا دادنه به آن خفته در قفس! گاه حتی بیش از اندازه به گونه ای که انقدر قدرتمند شده گاهی سینه قفس خود را میدرد و هرچه سر راهش باشد بدون وجود حس گرسنگی باخوی وحشی گری اش می درد! سر تا سر دیواره های زندانش جای چنگ و دندان و است اثراتش چیزی شبیه چروک روی صورتم است! گاهی نا امیدی گاهی عصبانیت گاهی رفتار عزیزانم غذایش می شوند! سیر که نمیشود هیچ هرچه میخورد رشدش میدهند و گسترده شدن قفسش اتشیست که دودش دید چشمانم را تار میکند و نعره اش گوش های روحم را ناشنوا میکند! هرچه اتفاق می افتد در این قفس است و با رشد این موجود قفس نیز به ناچار بزرگ تر است برای محدود کردنش! نزدیکم به ان روز که این تن چیزی نباشد جز قفسی برای این وحشی سیری ناپذیر از مرگ! #محمد
видео или голосовое, без подписи
- @HoodadkaReal
و اما واقعیت چیز دیگریست همه ما زنده ایم تا پیش از آنکه عزیزی را به سینه خاک بسپاریم! همه ما زنده ایم تا پیش از آنکه مجبورشویم هر روز بغض خود را در برابر عزیزانمان حبس کنیم! همه ما زنده بودیم تا پیش از ان روز پیش از ان اتفاق! و ما دیگر زنده نیستیم جسمی عاری از هرگونه احساس شادی و ذوق نسبت به تمام پیشامد های روزگار و وقایع تلخ و شیرینش! آری من در آن روز جانم را هم با تو به خاک سپردم! #محمد
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
همه چیو درس میکنم کاری ک همیشه کردم!
تمام عمرت راه اشتباه را انتخاب کردی و همگان چون خوراکی بودند برای تاریکی درونت که وجودت را غرق در درد و غم و تنهایی و حسرت کنند. در ابتدای تمامی شکست هایت این جمله را انتخاب کردی که من فقط یکبار زنده ام و دادگاه درونت را با این باور پوچ فریب دادی. هر لبخندت سالها غم و هر شادی ات سالها درد برایم به ارمغان داشت و تمام جانم را به سم مرگ اغشته کردی! تو مقصر تمام زخم ها و تمام رنج های منی همان تویی که بی چشم اینده نگر به فردایت بر دیواره ذهن هرچه خواستی با خط کج نوشتی همان نوشته ها که هرکدامشان اکنون طلمسی شده اند که هیچ حکیمی قادر به باطل کردنشان نیست! بذر شادی را در خاک غم کاشتی و اکنون سایه تنهایی نفس کشیدن را برایم دشوار کرده! من اما همیشه بدنبال تو بودم! من نفرین شده ام که ب دنبال تو باشم! جور تمام کار های تو به عهده من است و خواهد بود! دیگر نمیتوانم به فردا فکر کنم غل زنجیر گذشته با قفل هایی بدون کلید تمام جانم را در بر گرفته و رها شدن از انها هزینه ای به اندازه یک عمر میطلبد! من از هیچ کس در این دنیا شکایتی ندارم و به اندازه تمام نفرت های دنیا تورا منفور میدانم با آنکه از منی و جدا ز من نیستی! دیر شد دیر فهمیدی انقدر دیر که دیگر نه درخت را می شود تبر زد و نه قفل زنجیر را می توان باز کرد و رها شد! آنقدر دیر که زندگی شیرین را فقط در خواب و یا شاید در مرگ بتوانیم پیدا کنیم! #محمد
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
ده بار اول با خودت میگی این چ کصشریه بعد از ده بار اول صد بار گوشش میکنی
видео или голосовое, без подписи
1:37
باشد که سر سفره علی خادم حسین و رفیق عباس باشیم!