مارکتینگ آز
Статистика🎯 جدیدترین استراتژیها، تاکتیکها و مثالهای واقعی بازاریابی 🎯 اقتباس مطالب از معتبرترین منابع بینالمللی 🤳 @MarketingAZadmin
- Последний пост
- 14 июл.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 40
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Цитаты
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
💢اصول اولیه مشتریمداری 👈برای برخورد مناسب با مشتری در اولین برخورد بهتر است این اصول را رعایت کنیم: 1- با مشتری با ادب و احترام برخورد کنیم، حتی اگر احساس میکنیم این مشتری قرار نیست چیزی از ما بخرد. 2- در برخورد با مشتری، پرانرژی باشیم نه این که با بیحوصلگی، خستگی و اخم با مشتری رفتار کنیم. 3- در پاسخ به درخواست مشتری از واژههای مثبت و آکنده از شور و اشتیاق استفاده کنیم. مثلاً به مشتری بگوییم «خوشحال میشوم شما را راهنمایی کنم». 4- هنگام ورود مشتری به محل کسب و کارمان یا در اولین برخورد با او، تا جایی که امکان دارد لبخند بزنیم، به او خوشامد بگوییم و با او ارتباط چشمی برقرار کنیم. 5- مشتری را با عبارتهای مودبانه و ترجیحاً عناوین خانم و آقا خطاب کنیم. ادامه اصول اولیه مشتریمداری در کانال دکتر امیرجعفری 👇👇👇 ✅ @dr_amirjafari
مارکتینگ آز pinned «باسلام خدمت اعضای گرامی با توجه به درخواستها جهت ادامه فعالیت کانال، به اطلاع دوستان میرساند مطالب آموزشی از این پس در کانال شخصی آقای دکتر امیرجعفری به آدرس زیر ارسال میشود 👇👇👇👇👇 @dr_amirjafari»
باسلام خدمت اعضای گرامی با توجه به درخواستها جهت ادامه فعالیت کانال، به اطلاع دوستان میرساند مطالب آموزشی از این پس در کانال شخصی آقای دکتر امیرجعفری به آدرس زیر ارسال میشود 👇👇👇👇👇 @dr_amirjafari
💢تصمیم نگرفتن خودش یک تصمیم است 👈روبرت گانتر در کتاب خود به نام «53 اصل تصمیمگیری» مینویسد: 👈پیتر دراکر، پدر مدیریت مدرن، معتقد است: زمانی باید سراغ تصمیمگیری برویم که تصمیم نگرفتن به بدتر شدن شرایط منجر میشود ... برای همین، همیشه باید منافع، هزینهها و ریسک تصمیمگیری را با منافع، هزینهها و ریسک تصمیم نگرفتن مقایسه کنید 👈برای همین است که بسیاری از مدیران حرفهای در موضوعات مختلفی تصمیم نمیگیرند و صبر میکنند تا شرایط به مرور زمان تغییر کند 👈این دسته از مدیران به خوبی متوجه شدهاند که لزوماً نباید در مورد هر موضوع و مشکلی تصمیمگیری کنند، بلکه باید برخی مسائل را به زمان بسپارند تا به مرور حل شوند 👈عدم تصمیمگیری زمانی اهمیت بیشتری مییابد که متوجه میشویم هزینهها و ریسک تصمیمگیری و عمل کردن به تصمیم اتخاذ شده، بسیار بالاتر از کاری نکردن است 👈به بیان دیگر، خیلی وقتها حرکت نکردن و سکون، کمهزینهتر و کمریسکتر از تصمیمگیری خطرناک است 👈به قول ویل راجِرز، نشستن و منتظر ماندن در مسیری درست، بهتر از حرکت کردن در مسیری خطرناک و پرهزینه است 🔆مارکتینگ آز، مارکتینگ واقعی ✅ @Marketing_AZ
💢3 حالت روانشناختی مشتری شاکی 👈آنجلینا بودِن در کتاب خود به نام «مدیریت شکایت مشتری» مینویسد: 👈برای مدیریت هر چه بهتر شکایات مشتریانمان باید حالت روانی آنها در هنگام طرح شکایت را به خوبی درک کنیم، چون در غیر این صورت نمیتوانیم رضایت آنها را به دست آوریم 👈به همین دلیل، در اینفوگرافیک امروز با سه حالت روانشناختی مشتری شاکی آشنا میشویم #اینفوگرافیک 🔆مارکتینگ آز، مارکتینگ واقعی ✅ @Marketing_AZ
💢قانون فشار زمان 👈برایان تریسی در کتاب خود به نام «100 قانون موفقیت در تجارت» مینویسد: 👈وقتی خودمان را برای انجام کاری در موعد مقرر، تحت فشار میبینیم، مجبور میشویم از زمانمان بهتر استفاده کنیم 👈برای همین است که بسیاری از انسانها، تنها زمانی کاری را به اتمام میرسانند که با سررسید اکید و جدی مواجه شوند 👈ما به این موضوع، اصطلاحاً قانون «فشار زمان» میگوییم. این قانون با یکی از قوانین پارکینسون هم مرتبط است که طبق آن: کارها تا موقعی که کل زمان اختصاص یافته به آن به پایان برسد، ادامه مییابند 👈فرض کنید به یکی از کارمندانمان برای انجام کاری یک روز وقت دادهایم، در حالی که میتواند این کار را دو ساعته انجام بدهد 👈طبق قانون فشار زمان، کارمند مذکور سعی میکند کار محوله شده را یک روزه انجام بدهد، ولی طبق قانون پارکینسون، آن قدر این کار را آرام آرام انجام میدهد که به جای دو ساعت، انجام آن یک روز طول بکشد 👈در نتیجه، هر وقت میخواهیم زمان خودمان یا کارمندانمان را مدیریت کنیم، باید به هر دو قانون مذکور توجه کنیم، به این معنا که هم باید ضربالعجل جدی و مشخصی را برای انجام کار مدنظرمان تعیین کنیم و هم آن ضربالعجل را کمتر از حد مورد انتظار کارمندمان در نظر بگیریم 🔆مارکتینگ آز، مارکتینگ واقعی ✅ @Marketing_AZ
💢8 راهبرد پیروزی در بازار 👈فیلیپ کاتلر در کتاب خود به نام «کاتلر در مدیریت بازار» مینویسد: 👈برای موفقیت در بازارهای به شدت رقابتی امروزی میتوانیم از این هشت راهبرد کمک بگیریم: 1️⃣برقراری روابط سازنده و اطمینانآفرین با مشتریان 2️⃣نزدیک شدن فروشندگان شرکت به مشتریان با هدف افزایش شناخت نیازها، خواستهها و انگیزههای آنها 3️⃣پاسخگویی سریع، دقیق و درست به درخواستهای مشتریان 4️⃣مشارکت سازندۀ مدیران ارشد شرکت در جلسات تیم فروش با مشتریان 5️⃣تلاش برای گسترش سبد محصولات و خدمات خریداری شده توسط مشتریان 6️⃣زیر نظر گرفتن دقیق رقبا و واکنش به موقع به برنامهها و کمپینهای بازاریابی آنها 7️⃣ارائه پیشنهاد به هر مشتری بر اساس ویژگیها و شرایط خاص آن مشتری 8️⃣ارائه مشاورههای سودمند به مشتری در زمینۀ کسب و کار او 🔆مارکتینگ آز، مارکتینگ واقعی ✅ @Marketing_AZ
💢چرا از ارزیابی سالانه خوشمان نمیآید؟ 👈استفان رابینز در کتاب خود به نام «53 اصل مدیریت انسانها» مینویسد: 👈شرکتها معمولاً به این سه دلیل ارزیابی سالانه را دوست ندارند: 1️⃣مدیران معمولاً در مطرح کردن نقاط ضعف کارکنان، با آنها راحت نیستند و از ارائه بازخوردهای منفی به کارمندان خود میترسند 2️⃣بسیاری از مدیران و کارکنان، وقتی نقاط ضعف آنها مورد بحث قرار میگیرد، از خودشان رفتار دفاعی نشان میدهند و به جای پذیرفتن بازخوردها به عنوان ابزاری برای ارتقای عملکردشان در آینده، نتایج ارزیابی را به چالش میکشند 3️⃣مدیران و کارکنان معمولاً توانایی و عملکرد خود را بیشتر از واقعیت، ارزیابی میکنند. در نتیجه، تصور میکننند ارزیابی صورت گرفته، مغرضانه و غلط است 👈برای کاهش مقاومت مدیران و کارمندان در برابر ارزیابیهای سالانه باید به دو موضوع کلیدی توجه کنیم: 1️⃣نباید به دلیل مقاومت در برابر ارزیابی سالانه، این کار را متوقف یا تضعیف کنیم، بلکه باید ارزیابی سالانه را با جدیت تمام دنبال کنیم و حتی سراغ ارزیابیهای ماهانه و فصلی هم برویم تا مدیران و کارمندان به مرور زمان با ارزیابی عملکردشان کنار بیایند و به آن عادت کنند 2️⃣باید شیوۀ ارزیابی درست و به خصوص نحوۀ ارائه بازخورد به کارمندان را به تمام مدیران شرکت آموزش بدهیم، چون اگر کارمندان متوجه شوند که مدیرشان در ارزیابی آنها صادق است، نتایج ارزیابی را راحتتر میپذیرند و خودشان را اصلاح میکنند 🔆مارکتینگ آز، مارکتینگ واقعی ✅ @Marketing_AZ
.💢انتخاب رسانه تبلیغاتی 👈آلن دیب در کتاب خود به نام «برنامۀ بازاریابی یک صفحهای» مینویسد: 👈رسانههای تبلیغاتی، پرهزینهترین بخش یک برنامۀ بازاریابی به حساب میآیند. به همین دلیل، باید در انتخاب آنها خیلی دقت کنیم 👈برای این منظور، میتوانیم میزان اثرگذاری هر رسانه را بسنجیم تا بدانیم آیا تبلیغی که در آن رسانه انجام دادهایم، مقرون به صرفه بوده یا نه 👈شرکتهای حرفهای برای این کار از این سه معیار استفاده میکنند: 1️⃣نرخ پاسخ که به ما نشان میدهد چند درصد از مخاطبان هدف یک رسانه، به پیام تبلیغاتیمان واکنش نشان دادهاند 2️⃣نرخ جذب که به ما نشان میدهد چند درصد از مخاطبانی که به پیام تبلیغاتیمان واکنش نشان دادهاند، از ما خرید کردهاند 3️⃣هزینۀ جذب مشتری که به ما نشان میدهد به ازای هر مشتری که از ما خرید کرده، چقدر هزینه کردهایم 👈برای محاسبۀ این سه معیار، فرض کنید یک کمپین ارسال نمونۀ رایگان به 100 مشتری هدف را اجرا کردهایم که برای ما 300 دلار هزینه برداشته است 👈اگر بعد از اتمام این کمپین، 10 مشتری با ما تماس بگیرند و اطلاعات بیشتری راجع به محصول بخواهند، در این صورت، نرخ پاسخ کمپینمان، 10 درصد است 👈اگر از این 10 مشتری که با ما تماس گرفتهاند، دو نفرشان محصول مورد نظر را بخرند، در این صورت، نرخ جذب کمپین ما، 20 درصد است 👈با توجه به هزینۀ 300 دلاری اجرای این کمپین و نرخ جذب آن، میتوانیم بگوییم هزینۀ جذب مشتری در این کمپین، 150 دلار به ازای یک مشتری بوده است 👈بعد از محاسبۀ این سه معیار، باید به این سوال مهم پاسخ بدهیم که آیا اجرای کمپین مورد نظرمان، موفق بوده یا نه؟ 👈برای پاسخ به این سوال، باید هزینۀ جذب مشتری از کمپین مورد نظر را با حاشیه سود محصول مورد نظر، مقایسه کنیم 👈برای مثال، فرض کنید حاشیه سود محصولمان 100 دلار است. در این حالت، چون برای جذب یک مشتری، 150 دلار هزینه کردهایم، پس کمپین مورد نظرمان کاملاً شکست خورده است 👈ولی اگر فرضاً حاشیه سود محصولمان 200 دلار باشد، در این حالت، چون حاشیه سودمان بیشتر از هزینۀ جذب مشتری است، پس کمپین مورد نظرمان کاملاً موفق بوده است 🔆مارکتینگ آز، مارکتینگ واقعی ✅ @Marketing_AZ
💢بدون درخواست از مشتری به پیش نرویم 👈استفان شیفمن در کتاب خود به نام «101 استراتژی برای موفقیت در فروش» مینویسد: 👈هر وقت در سمینارهایم به فروشندگان میگویم: «هیچ وقت بدون درخواست کردن از مشتری، در فرایند فروش به جلو حرکت نکنید»، با مخالفت تعداد زیادی از فروشندگان مواجه میشوم 👈این دسته از فروشندگان، درخواست کردن از مشتری را مخالف فروش حرفهای میدانند و معتقدند هر نوع درخواستی از مشتری باعث تضعیف جایگاه فروشنده میشود 👈اما واقعیت این است که درخواست کردن از مشتری برای رفتن به مرحلۀ بعدی فرایند فروش، نه تنها غیرحرفهای نیست، بلکه یک رفتار کاملاً حرفهای است 👈در حقیقت، اگر از مشتریمان نخواهیم که به مرحلۀ بعدی فرایند فروش بیاید، هیچ وقت نمیتوانیم تشخیص بدهیم کدام مشتری بالقوه را میتوانیم به مشتری بالفعل تبدیل کنیم و کدام مشتری را نمیتوانیم و در نتیجه باید او را رها کنیم 👈پس هیچ وقت از طرح درخواستهایی مثل «تنظیم قرار ملاقات بعدی»، «تنظیم وقت برای بررسی محصول»، «هماهنگی ارسال پیشنویس قرارداد» و «هماهنگی برای دریافت چک پیشپرداخت»، امتناع نکنید و بدانید که این قبیل درخواستها بخش مهمی از فرایند فروش هستند 🔆مارکتینگ آز، مارکتینگ واقعی ✅ @Marketing_AZ
💢واقعیت تصمیمگیری 👈روبرت گانتر در کتاب خود به نام «53 اصل تصمیمگیری» مینویسد: 👈زمانی که در کالج درس میخواندم، معمولاً شبها با هم اتاقیام راجع به خرید موتورسیکلت صحبت میکردیم 👈از بین ما دو نفر، این من بودم که برای نخستین بار توانستم موتورسیکلت بخرم؛ آن هم یک موتورسیکلت قدیمی با لاستیکهای صافِ صاف 👈بعد از خریدن موتورسیکلت تصمیم گرفتم به دیدن دوستم بروم. برای این منظور باید از نیوجرسی به تینِک میرفتم که مسیری طولانی و دشوار بود 👈برای شروع این سفر طولانی مطمئن بودم که لاستیکهای صاف چندان هم خطرناک نیستند، البته به شرطی که باران نبارد 👈اما متاسفانه در مسیر برگشت با طوفان شدیدی روبهرو شدم و تصمیم گرفتم مثل خیلی از ماشینها کنار جاده توقف کنم، اما بعد از مدتی پشیمان شدم، چون احساس کردم توقف در کنار جاده فقط من را خیستر میکند 👈برای همین، به مسیرم ادامه دادم و با هر سختی و مصیبتی که بود، در نهایت به سلامت به خانه رسیدم 👈من از همان اول میدانستم که این تصمیم با ریسک بالایی همراه است، اما اصولاً مشکل خاصی با این ریسک نداشتم و احساس میکردم هیجان ناشی از این سفر طولانی آن هم با یک موتورسیکلت قدیمی، ارزش مواجهه با ریسکهایش را دارد 👈در دنیای واقعی، هیچ تصمیمی بدون ریسک نیست، پس نباید فکر کنیم اگر مهارتمان در تصمیمگیری را ارتقا بدهیم، یعنی میتوانیم ریسکهایی که با آن مواجه میشویم را کاهش بدهیم 👈برای همین، هنگام تصمیمگیری همیشه باید از خودمان بپرسیم: آیا تمام ریسکهای مرتبط با این تصمیم را شناسایی کردهایم؟ آیا توانایی پذیرش ریسکهای این تصمیم را داریم؟ 👈ضمناً یادمان باشد که هر چقدر ریسکپذیرتر باشیم، نتایجی که از تصمیماتمان میگیریم هم جذابتر است و در مقابل، هر چقدر ریسکگریز باشیم، نتایج ضعیفتری را به دست میآوریم 👈برای مثال، همین چند سال پیش بود که یک خانۀ خیلی خوب به قیمت 300 هزار دلار را به یکی از دوستانم معرفی کردم. اما او که به شدت ریسکگریز بود، با این بهانه که بازار مسکن در حال رکود است، از خریدن آن خانه امتناع کرد 👈اما دوست دیگرم که ریسکپذیر بود، آن خانه را خرید و دو سال بعد به قیمت 1 میلیون دلار فروخت 👈پس یادمان باشد، یکی از مهمترین جنبههای تصمیمگیری، افزایش قدرت ریسکپذیریمان است 🔆مارکتینگ آز، مارکتینگ واقعی ✅ @Marketing_AZ
💢قانون اهرم 👈برایان تریسی در کتاب خود به نام «100 قانون موفقیت در تجارت» مینویسد: 👈هدف اصلی ما در مدیریت زمان، این است که «علامت ضربدر» زندگیمان باشیم 👈برای این منظور باید این گونه فکر کنیم که مدیریت زمان مساوی است با فعالیت شمارۀ 1 ضربدر فعالیت شمارۀ 2 👈وقتی به مدیریت زمان این گونه نگاه میکنیم، تشویق میشویم تا فعالیتی را وارد معادله کنیم که مقدار بیشتری دارد و در نتیجه، حاصل ضرب ما را افزایش میدهد 👈بر این اساس، باید زمانمان را به فعالیتهایی اختصاص بدهیم که اصطلاحاً «نقطۀ شدت» زندگی و کسب و کار ما هستند، به این معنا که میتوانند تاثیر شگرفی بر نتایج و موقعیت ما داشته باشند 👈برای مثال، همۀ ما میدانیم که دنیای آینده، دنیای هوش مصنوعی است. پس اگر بتوانیم مهارتمان در استفاده از هوش مصنوعی را افزایش بدهیم، نتایج شگرفی در آینده به دست میآوریم 👈برای همین میتوانیم «یادگیری مهارت استفاده از هوش مصنوعی» را به عنوان «نقطۀ شدت» وارد معادلۀ مدیریت زمانمان بکنیم تا بتوانیم خروجی این معادله را افزایش بدهیم 👈در ادبیات مدیریت زمان، به عاملی که «نقطۀ شدت» قدرتمندی دارد، اصطلاحاً عامل «اهرم» هم میگویند، به این معنا که به ما کمک میکند نتایج بسیار بهتری نسبت به گذشته به دست آوریم 👈برای همین است که ارشمیدس، فیلسوف مشهور یونانی، همیشه میگفت: «اگر به من محلی برای ایستادن و اهرمی که به اندازۀ کافی قوی و بلند باشد، بدهید، میتوانم با آن اهرم جهان را جابهجا کنم» 👈بر این اساس اگر میخواهیم مدیریت زمان را به خوبی یاد بگیریم، باید اهرمهای زندگی و کسب و کارمان را بشناسیم و بیشترین زمانمان را به آنها اختصاص بدهیم 🔆مارکتینگ آز، مارکتینگ واقعی ✅ @Marketing_AZ
💢منافع واقعاً چیست؟ 👈منافع (Benefits) به بیان ساده عبارت است از «مزایا و فوایدی که از ویژگیهای یک محصول عاید مشتری میشود» 👈به طور کلی منافع یک محصول را میتوان به دو دسته زیر تقسیم کرد: 1️⃣منافع عملیاتی (Functional benefits) که شامل منافع ملموسی است که از مصرف محصول عاید مشتری میشود 2️⃣منافع غیرعملیاتی (Non-functional benefits) که شامل منافع غیرملموسی است که از مصرف محصول عاید مشتری میشود 👈برای مثال، یک ساعت لوکس را در نظر بگیرید. منافعی مثل «دقت بالا در نشان دادن زمان» یا «مقاومت در برابر ضربه»، جزء منافع ملموس آن به حساب میآیند و در مقابل، «ارتقاء جایگاه اجتماعی فرد» یا «افزایش اعتماد به نفس فرد»، جزء منافع غیرملموس آن هستند 👈مشتریان معمولا به منافع غیرملموس بیشتر اهمیت میدهند تا به منافع ملموس ولی در ظاهر نشان میدهند که به منافع ملموس اهمیت میدهند 👈با توجه به مطالب گفته شده میتوان گفت که مشتریان هر محصولی را برای بهرهمندی از منافع آن میخرند. به همین دلیل، تبدیل ویژگیهای محصول به منافع مهم و قابل فهم برای مشتری، یکی از تواناییهای مهم فروشندگان حرفهای است 👈برای تبدیل ویژگیهای محصول به منافع مشتری میتوانیم از تکنیک «مصاحبه نردبانی» استفاده کنیم 👈در این تکنیک، یکی از ویژگیهای محصول را در نظر میگیریم و سپس این سوال را مطرح میکنیم: «چرا این ویژگی برای مشتری مهم است؟» سپس برای پاسخی که میدهیم مجددا سوال «چرا مهم است؟» را مطرح میکنیم تا جایی که به یکی از نیازها و خواستههای اساسی مشتری برسیم 👈برای مثال، فرض کنید میخواهیم یک دستگاه آسیاب برقی خانگی را بازاریابی کنیم که «تیغه فولادی» دارد. برای تبدیل این ویژگی به منفعت باید بپرسیم «چرا داشتن تیغه فولادی برای مشتری مهم است؟» 👈در پاسخ میتوانیم بگوییم «چون تیغه فولادی محکمتر است». حالا باید مجددا بپرسیم «چرا محکم بودن تیغه برای مشتری مهم است؟» و میتوانیم بگوییم «چون دیرتر میشکند یا میتواند مواد غذایی سفت را هم خیلی راحت آسیاب کند» 👈با در نظر گرفتن سوال و جوابهای فوق میتوانیم بگوییم که «آسیاب کردن مواد غذایی سفت» یکی از منافع محصولمان است و در جلسات فروش، کاتالوگ، وبسایت و غیره به جای این که بگوییم «آسیاب ما تیغه فولادی دارد»، میتوانیم بگوییم «آسیاب ما سختترین مواد را هم خیلی راحت خرد میکند» 🔆مارکتینگ آز، مارکتینگ واقعی ✅ @Marketing_AZ
💢21 فعالیت اصلی یک مدیر بازاریبای 👈فیلیپ کاتلر در کتاب خود به نام «کاتلر در مدیریت بازار» مینویسد: 👈یکی از مهمترین ابهامات مدیران بازاریابی، پاسخ به این سوال است: مهمترین وظایف واحد و مدیر بازاریابی چیست؟ 👈در پاسخ به این سوال باید بگویم که مهمترین فعالیتهای کلیدی یک مدیر بازاریابی عبارتند از: 1-تعیین هدفها و طراحی استراتژیهای بازاریابی شرکت 2-تجزیه و تحلیل مستمر محیط بازارهای هدف شرکت 3-بخشبندی بازارهای بالقوۀ شرکت و تعیین بازارهای هدف آن 4-متمایز کردن محصولات و خدمات شرکت از رقبای آن 5-قیمتگذاری و تغییر مستمر قیمت محصولات شرکت با توجه به شرایط بازار و رقبا 6-مدیریت سبد محصولات شرکت به معنای افزودن و کاهش اقلام موجود در آن 7-طراحی و اجرای کمپینهای تبلیغاتی برای برندها و محصولات شرکت 8-طراحی و اجرای برنامههای روابط عمومی برای افزایش محبوبیت برندها و محصولات شرکت 9-طراحی و اجرای برنامههای ترویجی برای افزایش فروش برندها و محصولات شرکت 10-برقراری ارتباط مستقیم با مشتریان و شبکههای توزیع شرکت 11-مدیریت روابط شرکت با شرکای بازاریابی آن مانند نمایندگیها، شرکتهای پخش و غیره 12-مدیریت خدمات مشتریان شرکت 13-حفظ یکپارچگی بین برنامهها و کمپینهای گوناگون شرکت 14-مدیریت کانالهای توزیع و فروش شرکت 15-یافتن مشتریان و بازارهای جدید برای برندها و محصولات شرکت 16-توسعه و معرفی برندها و محصولات جدید 17-جمعآوری اطلاعات و هوشمندی بازاریابی مورد نیاز شرکت 18-مدیریت سبد برندهای شرکت 19-مدیریت تیمها و فروشندگان شرکت 20-مدیریت تیمهای بازاریابی شرکت 21-ارتقای عملکرد واحد بازاریابی شرکت 🔆مارکتینگ آز، مارکتینگ واقعی ✅ @Marketing_AZ
💢4 اصل اساسی در طراحی شغل 👈استفان رابینز در کتاب خود به نام «53 اصل مدیریت انسانها» مینویسد: 👈یکی از مهمترین وظایف مدیران، به خصوص مدیران منابع انسانی، طراحی شغل است. هر چند در نهایت نمیتوانیم شغل ایدهآلی را برای تمام کارمندانمان طراحی کنیم، ولی نتایج تحقیقات گوناگون نشان میدهند اگر این چهار اصل را رعایت کنیم، شغل مطلوبتری را برای کارمندانمان طراحی خواهیم کرد: 1️⃣فعالیتها را ترکیب کنید 👈طبق این اصل باید فعالیتهای خرد و کلان گوناگونی را با هم ترکیب و به کارمندمان محول کنیم. در این صورت، کارمند احساس میکند باید هم وظایف روزمره و هم وظایف بزرگی را انجام بدهد و در نتیجه، رضایت شغلیاش افزایش مییابد 👈یادمان باشد، بدترین نوع طراحی شغل این است که یک سری کارهای روزمره را به یک کارمند و یک سری کارهای بزرگ و استراتژیک را به کارمند دیگری واگذار کنیم 2️⃣اجازه دهید کارکنان با مشتریان خود ارتباط داشته باشند 👈مشتری، کسی است که از کالا یا خدمت تولید شده توسط کارمند استفاده میکند. بر این اساس، مشتری ممکن است فرد یا گروهی در بیرون یا داخل شرکت باشد 👈وقتی شغل کارمند را جوری طراحی میکنیم که مرتب با مشتری خود سروکار و تعامل دارد، میتواند کارآییاش را بهتر بسنجد و از مشتری بازخورد بگیرد. در نتیجه، نسبت به شغل خود احساس مالکیت میکند 3️⃣شغلها را به صورت عمودی توسعه دهید 👈توسعۀ عمودی یک شغل یعنی برخی از وظایفی که قبلاً بخشی از شرح شغل یک مدیر محسوب میشده را به کارمندی که زیردست آن مدیر کار میکند، واگذار کنیم 👈با این کار، فاصلۀ بین مدیر و کارمند را کاهش میدهیم و در نتیجه بهرهوری کارمند افزایش مییابد 4️⃣مسیرهایی برای بازخورد ایجاد کنید 👈وقتی شغل را به گونهای طراحی میکنیم که کارمند مرتب بازخورد میگیرد، میتواند عملکرد خود را به طور مرتب ارزیابی کند و در نتیجه، نقاط قوت و ضعف خود را سریعتر شناسایی نماید 👈اگر بخواهیم در مورد حالت ایدهآل صحبت کنیم، خوب است که کارمند بلافاصله پس از این که کار خاصی را انجام داد، بازخورد مربوط به آن را هم دریافت کند 🔆مارکتینگ آز، مارکتینگ واقعی ✅ @Marketing_AZ
💢فرایند مدیریت شکایت مشتری 👈آنجلینا بودِن در کتاب خود به نام «مدیریت شکایت مشتری» مینویسد: 👈برای مدیریت هر چه بهتر شکایات مشتریانمان باید یک فرایند دقیق و حسابشده داشته باشیم، در غیر این صورت نمیتوانیم شکایات مشتریانمان را به درستی مدیریت کنیم 👈به همین دلیل، در اینفوگرافیک امروز با فرایند استاندارد مدیریت شکایت مشتری آشنا میشویم #اینفوگرافیک 🔆مارکتینگ آز، مارکتینگ واقعی ✅ @Marketing_AZ
💢الگوبرداری واقعاً چیست؟ 👈الگوبرداری (Benchmarking) یکی از مهمترین استراتژیهای موفقیت در کسب و کار است. این استراتژی به دو مفهوم به کار برده میشود: 1️⃣الگوبرداری به معنای سنجش همخوانی با شرکتهای موفق 🔸اهداف، استراتژیها و برنامههای بازاریابی و کسب و کارمان را با شرکتهای موفق مقایسه میکنیم تا متوجه شویم کجای کارمان ایراد دارد تا بتوانیم آن ایرادات را رفع کنیم 🔸برای مثال، مدیران ارشد شرکتهای موفق بخشی از وقت هفتگیشان را برای تعامل با مشتریان اختصاص میدهند. حالا اگر میخواهیم موفق شویم، باید بسنجیم که مدیران ارشد شرکت ما چقدر از زمانشان را برای تعامل با مشتریان اختصاص میدهند؟ 2️⃣الگوبرداری به معنای تقلید از رقبا 🔸محصولات، قیمتها و سایر اجزای آمیخته بازاریابیمان را با موفقترین رقبای خود مقایسه میکنیم تا متوجه شویم که چه اصلاحاتی را باید در آمیخته بازاریابیمان ایجاد کنیم 🔸برای مثال، با بررسی رقبای موفقمان متوجه میشویم که آنها در حال تغییر بستهبندی محصولاتشان، با تمرکز بر استفاده از بستهبندیهای دوستدار محیط زیست هستند، در نتیجه ما هم باید برای عقب نماندن از رقبا، دنبال به فکر تغییر بستهبندیمان باششم 🔆مارکتینگ آز، مارکتینگ واقعی ✅ @Marketing_AZ
💢با «بله» گرفتن از مشتری، حواسمان پرت نشود 👈استفان شیفمن در کتاب خود به نام «101 استراتژی برای موفقیت در فروش» مینویسد: 👈هر وقت فروشندهای به من میگوید: «چند وقت است از تمام مشتریانم «بله» گرفتهام و هیچ کسی به من «نه» نگفته است»، به شدت نگران میشوم، چون مطمئنم که یک جای کار میلنگد 👈این حرف را از روی تحقیقات علمی میگویم: در حالت طبیعی، برای «بله» گرفتن از یک مشتری، باید حداقل از پنج مشتری «نه» بشنویم 👈پس هر وقت که چنین شرایطی وجود ندارد، یعنی مشکل بزرگی وجود دارد که فروشنده از آن بیخبر است 👈برای مثال، ممکن است رقبا قیمتشان را به دلیل شرایط پیشرو افزایش دادهاند، ولی شرکت ما هنوز این کار را نکرده و در نتیجه، مشتریان به سمت ما هجوم آوردهاند 👈یا ممکن است فروشندگان شرکت برای «بله» گرفتن از مشتریان، از تکنیکهای غیراخلاقی مثل «وعدۀ پوچ دادن» استفاده میکنند و بعداً ما را با مشکل مواجه خواهند کرد 👈یا شاید هم مشتریان به دلیل کمتجربگی و بیاطلاعی به ما «بله» میگویند، ولی وقتی محصولمان را مصرف میکنند، متوجه میشوند که به دردشان نمیخورد و در نتیجه میزان نارضایتیشان افزایش مییابد 👈پس هیچ وقت اجازه ندهید «بله»های مشتریان، حواستان را نسبت به شرایط بازار پرت کند. به بیان دیگر، همیشه از تعداد زیادی «بله»هایی که از مشتریان میشنوید، نگران شوید 🔆مارکتینگ آز، مارکتینگ واقعی ✅ @Marketing_AZ
💢طراحی تبلیغات پرقدرت 👈آلن دیب در کتاب خود به نام «برنامۀ بازاریابی یک صفحهای» مینویسد: 👈متخصصان تبلیغات به خوبی میدانند که تغییر یک کلمه یا یک عبارت، چگونه قدرت یک تبلیغ را دو چندان میکند و توجه مخاطبان را به شدت جلب میکند 👈به همین دلیل، تحقیقات گستردهای در زمینۀ کلمات پرقدرت انجام شده است که طبق آنها، استفاده از این کلمات در تبلیغ، اثرگذاری آن را افزایش میدهد: ✅رایگان ✅برای شما ✅کاهش دادن ✅نتایج بهتر ✅سلامتی ✅عشق ✅اثبات شده ✅پول ✅جدید ✅آسان ✅ایمن ✅ضمانت شده ✅کشف کردن 👈از سوی دیگر، و برخلاف بسیاری از تصورات، مشتریان ابتدا با «احساسشان تصمیم میگیرند که چه چیزی بخرند» و سپس، «تصمیمشان را با منطقشان توجیه میکنند» 👈به همین دلیل، اگر از این پنج احساس اصلی انسانی به درستی در تبلیغمان استفاده کنیم، اثرگذاری و قدرت تبلیغمان را دوچندان میکنیم: 1️⃣احساس ترس 2️⃣احساس علاقه و عشق 3️⃣احساس طمع 4️⃣احساس گناه 5️⃣احساس غرور 👈از بین این پنج احساس، احساس ترس، و به خصوص «ترس از دست دادن یک چیز با ارزش، مثل ترس از دست دادن فرصت برای خرید محصول در زمان برگزاری جشنوارۀ فروش»، قویتر از سایر احساسات انسانی است 👈پس میتوانیم با استفاده به موقع و درست از احساس ترس، روی رفتار مشتریانمان اثر بگذاریم 🔆مارکتینگ آز، مارکتینگ واقعی ✅ @Marketing_AZ
💢قانون موخرهها 👈برایان تریسی در کتاب خود به نام «100 قانون موفقیت در تجارت» مینویسد: 👈هر چقدر کارهایی که به اندازه گذشته مهم نیستند را متوقف کنید و وقت کمتری را به آنها اختصاص بدهید، به همان اندازه در مدیریت زمانتان موفقتر میشوید 👈این قانون از آنجایی مهم است که اکثر ما کارهای زیاد و وقت کمی داریم، پس باید برخی کارها را کنار بگذاریم 👈بر اساس این قانون، وقتی زندگی و کسب و کار ما تغییر میکند، اولویتهای ما هم تغییر میکنند و در نتیجه با رفتن به مرحله جدیدی از زندگی و یا اخذ مسئولیتهای جدید، خیلی از کارهایی که در مرحله قبلی دارای اولویت بودند، اهمیت خود را از دست میدهند 👈بنابراین باید همواره از خودمان بپرسیم: کدام فعالیت را میتوانم کنار بگذارم، عقب بیاندازم یا به دیگران واگذار کنم تا وقتم را برای انجام فعالیتهای مهمتر آزاد کنم؟ 👈تنها در این صورت است که میتوانیم زمان محدودمان را به کارهای نامحدودمان اختصاص بدهیم 👈برای اجرای بهتر این قانون باید این گونه فکر کنیم که وقتی کار جدیدی به فهرست کارهایمان اضافه میشود، باید حداقل یک کار قبلیمان را از فهرست حذف کنیم تا بتوانیم بین زمان و کارهایمان تعادل ایجاد کنیم 🔆مارکتینگ آز، مارکتینگ واقعی ✅ @Marketing_AZ