ایستارتاپس | حسین مرادی
Статистика📚داستان موفقیت و الگوی فکری کارآفرینان و بزرگان در ©ایستارتاپس (استارتاپهای شرق) eastartups= East Startups زیرنظر دکتر حسین مرادی؛ موسس استارتآپ یواسپیس (پلتفرم خدمات بوم گردی) www.Uspace.ir تبلیغات @eastartup
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Бизнес
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 667
- 1/48двое суток
- 764
- 1/72трое суток
- 824
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
🎞 فرمول MPH راز پیشرفت خیره کننده کشور سنگاپور از زبان یکی از مدیران آن 📚 ایستارتاپس 👇 🆔 @eastartups 🎯
💥 روش های بهبود رتبه اعتباری برای گرفتن وام، اعتبار خرید یا حتی حذف ضامن، فقط میزان دارایی مهم نیست؛ چیزی که بانکها و لندتکها نگاه میکنن، سابقه خوشحسابی شماست. رتبه اعتباری معمولاً بین ۲۵۰ تا ۹۰۰ امتیاز داره و از A1 تا E3 دستهبندی میشه؛ هرچقدر به A1 نزدیکتر باشی، شانس بیشتری برای گرفتن تسهیلات با شرایط بهتر داری. برای بهتر شدن رتبه اعتباری: - اقساط وام و خریدهای اعتباری رو سر موعد پرداخت کن. - چک برگشتی و بدهی معوق رو سریعتر تسویه کن. - اگر سابقه اعتباری نداری، با خریدهای چهارقسطه یا وامهای خرد شروع کن؛ اما حواست باشه پرداخت منظم قسطهاست که اعتبار میسازه. - ضامن کسی نشو که مطمئن نیستی اقساطش رو بهموقع میده؛ بدحسابی اون میتونه روی اعتبار تو هم اثر بذاره. نکته مهم اینه که رتبه اعتباری یکشبه درست نمیشه، اما اگر ۱۲ تا ۱۸ ماه رفتار مالی منظمی داشته باشی، اثر بخش زیادی از سابقه منفی قبلی کم میشه. منبع: Richman 📚 ایستارتاپس 👇 🆔 @eastartups 🎯
💥 چرا باید احساسات خود را نامگذاری کنیم و به زبان بیاوریم؟ وقتی احساسات خود را نامگذاری میکنید و آنها را به زبان میآورید؛ مثلاً میگویید: «الان عصبانیام»، «ناامیدم»، «مضطربم»، «وحشتزدهام»، «از این موضوع احساس انزجار دارم» یا «غمگینم»، فعالیت آمیگدال (مرکز هشدار مغز) کاهش مییابد و مغز راحتتر میتواند هیجان را تنظیم کند. احساساتی که سرکوب میشوند، معمولاً از بین نمیروند؛ بلکه استرس و فشار روانی را افزایش میدهند و حتی ممکن است به صورت علائم جسمی مانند تنش عضلانی، سردرد، خستگی یا احساس سنگینی در بدن ظاهر شوند. 💡در مقابل، بیان احساسات با کلمات، مغز را از حالت واکنش هیجانی به سمت پردازش آگاهانه و منطقی هدایت میکند. به همین دلیل، صحبت کردن یا نوشتن درباره احساسات، روشی ساده اما مؤثر برای کاهش شدت هیجان و ایجاد آرامش است. این یافتهها بر پایه پژوهشهای عصبشناسی، از جمله تحقیقات متیو لیبرمن، نشان میدهد که نام بردن از احساسات به تنظیم هیجان و کاهش فشار روانی کمک میکند. /هک ذهن 📚 ایستارتاپس 👇 🆔 @eastartups 🎯
💥«اگه میخوای دنیا رو بفهمی، بخون. اگه میخوای خودت رو بفهمی، بنویس.» 📚 ایستارتاپس 👇 🆔 @eastartups 🎯
💥 وقتی نوشتن را به هوش مصنوعی میسپاریم، چه چیزی را از دست میدهیم؟ هوش مصنوعی هر روز بیش از گذشته در نوشتن، تولید محتوا و حتی فکر کردن به ما کمک میکند. اما یک سؤال مهم مطرح است: اگر نوشتن را به هوش مصنوعی واگذار کنیم، آیا فقط در زمان صرفهجویی کردهایم…
💥 اعتیادآورترین بخش شبکههای اجتماعی، خودِ محتوا نیست؛ بلکه «ندانستنِ پست بعدی» است. بیشتر ما تصور میکنیم دلیل اعتیاد به شبکههای اجتماعی، ترشح زیاد دوپامین است. اما علوم اعصاب داستان دیگری را روایت میکند: مشکل اصلی غیرقابلپیشبینی بودن پاداش است. هر بار که صفحه را اسکرول میکنید، مغز نمیداند قرار است چه چیزی ببیند: یک پیام مهم؟ یک لایک جدید؟ یک ویدیوی جذاب؟ یا شاید؟ همین «شاید» باعث فعال شدن سیستم پاداش مغز میشود.در این لحظه، نورونهای دوپامین در ناحیه VTA فعال میشوند و اگر چیزی بهتر از انتظار ببینیم، سیگنالی به نام Reward Prediction Error ایجاد میشود؛ سیگنالی که به مغز میگوید: «یک بار دیگر امتحان کن…» به همین دلیل، اسکرول کردن بیپایان از نظر مکانیسم مغزی، شباهت زیادی به دستگاههای اسلات در قمار دارد؛هر دو بر پایه پاداشهای متغیر و غیرقابلپیشبینی عمل میکنند. و شاید مهمترین نکته این باشد:مغز به پاداش معتاد نمیشود؛ مغز به «امیدِ پاداش بعدی» معتاد میشود. /مدرسه علوم انسانی منبع: Schultz, W. (2016). Dopamine reward prediction-error signlling: A two-component response. 🆔 @eastartups 🎯
💥حقوق سالیانه ۴۰۰ هزار دلاری برای فیلسوفها در صنعت هوش مصنوعی! شرکتهایی مانند OpenAI، Anthropic و DeepMind از فیلسوفان برای توسعه و ارزیابی مدلهای هوش مصنوعی استفاده میکنند. بر اساس گزارش اکونومیست، ۵ درصد از مشاغل جدید AI به نقشهای مرتبط با فلسفه اختصاص دارد و متخصصان حوزه اخلاق و حکمرانی هوش مصنوعی میتوانند تا ۴۰۰ هزار دلار در سال درآمد داشته باشند. اما فیلسوفها دقیقاً چه میکنند؟ آنها با تحلیل منطقی، بررسی انسجام قوانین و شناسایی تناقضها، به مدلهای هوش مصنوعی کمک میکنند تا فقط ظاهر قوانین را اجرا نکنند و به هدف واقعی آنها نیز پایبند باشند. به نظر شما، در آینده چه رشتههای دیگری به دلیل گسترش هوش مصنوعی اهمیت بیشتری پیدا خواهند کرد؟ /هفته نامه شنبه 📚 ایستارتاپس 👇 🆔 @eastartups 🎯
💥 مغزهای فسیل زنگزده "سازمان برنامه، و وسواسی عبث بر اندازهگیریِ قطاری که حرکت نمیکند" .✍ علی میثمی (دکترای سیاستگذاری نوآوری) ▫️فسیل زنگ نمیزند؛ زیرا برای زنگزدن باید هنوز آهنی باقی مانده باشد؛ برای فسیلشدن نیز، حیات باید مدتها پیش پایان یافته باشد. بااینحال، برخی نهادها بهطرزی عجیب هر دو کار را همزمان انجام میدهند: اندیشه در آنها میمیرد و ابزارهایشان، از فرط کهنگی، صدا میدهند. ▫️بیراه نیست اگر سریال Hell on Wheels را یکی از درخشانترین روایتها از توسعه اقتصادی آمریکا در یکی از بحرانیترین دورههایش بدانیم. آمریکا در میانه جنگ داخلی است و خزانه برای پروژه عظیم راهآهن شرق به غرب پول کافی ندارد. دولت لینکلن میتوانست هزینه هر مایل را حساب کند، کسری بودجه را قرمز نشان دهد و بنویسد: «به علت نبود اعتبار، فعلاً این پروژه شدنی نیست». اما دولت او پرسید: چه امکانات دیگری برای کدام بازیگر جدید در اختیار داریم؟ و سپس دو شرکت ریلی را به بازیگران اصلی این مأموریت ملی تبدیل کرد و حقوق و امتیازاتی استثنایی در اختیارشان گذاشت: به آنها حق عبور و بهرهبرداری از اراضی عمومی و قطعاتی از زمینهای دو سوی مسیر را داد تا از افزایش ارزش زمینها، هزینه پیشروی خط را تأمین کنند. در واقع، دولت لینکلن فقط منابع موجود را میان دستگاههای قدیمی تقسیم نکرد؛ بازیگر تازهای برای یک مأموریت ملی ساخت، و دارایی عمومی را به اهرم تبدیل کرد. دولت لینکلن اجازه نداد بحران و نبود منابع، رؤیای یک ملت را متوقف کند. ▫️اکنون سری به ساختمان مهمی در میدان بهارستان بزنیم: فایلهای اکسل بیشمار، انبوه شاخصهای عددی، ستونهای اعتبار مصوب، و درصد تحقق شاخصهای مذکور. البته بیرون ساختمان، بخشهای حیاتی کشور، از آب و انرژی گرفته تا سرمایه و فناوری، به بنبست خوردهاند؛ اما داخل ساختمان، دغدغۀ همه این است که در اکسل، عدد خانه ۳۷ با عدد خانه ۴۲ همخوانی دارد یا نه. همه اهل فن میدانند که طرحهای سازمان در میدان عمل مردهاند، اما شاخصهایشان در فایل اکسل هنوز زندهاند. ▫️یک گفتگوی کوتاه با مدیران سازمان برنامه و بودجه، شما را به یقین میرساند که فلسفه وجودی این سازمان، سالهاست به سنجش و حسابداری صِرف تقلیل یافته است. این سازمان سالهاست که مسئلهای را حل نکرده است اما بهخوبی بلد بوده است برای مسائل شاخص بسازد؛ بازیگر جدیدی رشد نداده است اما تا دلتان بخواهد از بازیگران فرسوده گزارش خواسته است؛ و آینده را طراحی نکرده است اما بارها و بارها گذشته را با اعداد تازه بازنویسی کرده است. سالهاست که ابزارهای این سازمان، صرفا برای پرکردن شکاف مالی دولتها به کار رفتهاند و صد افسوس که این ابزارها، کوچکترین ارتباطی با رشد بازیگران جدید برای تحقق رؤیاهای بزرگ نداشته و ندارند. ▫️متاسفانه این ذهن زنگ زده، متعلق به یک دولت یا جناح نیز نبوده است. دهههاست که دولتها با وعده تغییر آمدهاند، اما خیلی زود گفتارشان به گفتار سازمان برنامه تبدیل شده است: «ردیف ندارد» و «منبع نیست». بیراه نیست اگر بگوییم گویی فراماسونری بینام و قدرتمندی از اذهان فسیلشده شکل گرفته است که هر دولت تازهنفس را بهتدریج رام میکند. ▫️تجربۀ کشورهای آسیای شرقی نیز نشان داده است که توسعه، هنر ساختن بازیگر و زمین بازی جدید است. کره جنوبی، چائبولهایی مانند سامسونگ و هیوندای را به بازیگرانی بزرگ برای اجرای مأموریتهای صنعتی تبدیل ساخت و ورود آنها به صنایع پرریسک و دارای ارزش افزوده مانند نیمههادیها و الکترونیک را تسهیل کرد. دولت ژاپن نیز، محیطی جدید ساخت که در آن، بانکها، کیرتسوها، و زنجیره تأمینکنندگان بتوانند ریسک سرمایهگذاری بلندمدت، افزایش مقیاس و یادگیری فناورانه را میان خود تقسیم کنند. در چین نیز، بهویژه در صنایع ارتباطات وخودروهای برقی و پاک، شرکتهایی مانند هواوی و BYD در زمین بازی تازهای رشد کردند که دولت برایشان ساخته بود: برای مثال، BYD در بازاری بالید که دولت با استانداردگذاری، ایجاد شبکه شارژ، اعطای امتیازهای تردد و تبدیل ناوگان عمومی به مشتری اولیه، ریسک ورود به فناوری جدید را کاهش داده بود. در هر سه تجربه، دولت بود که تشخیص داد چه بازیگری برای تحقق رؤیای ملی غایب است و چه مانعی باید از برابرش برداشته شود. ▫️ایران امروز، زیر فشار جنگ، تحریم و فرسایش بسیار سریع سرمایه، قطعاً به آن چیزی که نیاز ندارد یک سازمان حسابداری شاخصهاست. بالعکس، ایران امروز، نظیر آن کمیتۀ چهار نفرۀ دهه طلایی ۱۳۴۰، به افرادی دارای حداقلی از خلاقیت نیاز دارد که از دل کمبود، معاملههای بزرگ بسازند و برای بازیگران جدید و ریسکپذیر، زمین بازی جدید طراحی نمایند. ایران امروز به سازمانی با مغزهای فسیل زنگزده که فقط بلد است میزان توقف را دقیقتر اندازه بگیرد، نیاز ندارد. /کافه استرانژی 🆔 @eastartups 🎯
🎧 خلاصه کتاب «غریزه مهمبودن» اپیزود ۱۱۷ بیپلاس منتشر شده در ۲۴ تیرماه ۱۴۰۵ The Mattering Instinct : How Our Deepest Longing Drives Us and Divides Us اثر Rebecca Newberger Goldstein 📚 ایستارتاپس 👇 🆔 @eastartups 🎯
🎞 چرا با وجود این همه رنج و سختی که کشیدهای، همچنان خوشحالی و این همه نشاط از کجا آمده؟ پاسخ قابلتامل نوال السعداوی نویسنده و کنشگر مطرح جهانی را ببینید👌 💡خلاقیت، میتواند هر رنجی را از بین ببرد. رمز فراموش شده شادی، خلاقیت و آفرینش است. با آفرینش و نوشتن یک مقاله یا کتاب، خلق یک اثر هنری بدیع، ساخت یک کسب و کار یا خلق یک محصول یا خدمت مفید، علاوه بر نقشآفرینی بهتر در جامعه، شادی را نیز به خود هدیه میدهید.👌 📚 ایستارتاپس 👇 🆔 @eastartups 🎯
💥 هشدار هراری درباره آینده هوش مصنوعی یووال نوح هراری، تاریخدان و نویسنده مشهور، در سخنرانی جدید خود در دانشگاه آکسفورد گفت هوش مصنوعی در حال «هک کردن کد تمدن انسانی» است؛ زیرا زبان، پایه شکلگیری مفاهیمی مانند قانون، پول، دولت و مذهب است. 🧠 او معتقد است برای هزاران سال، تنها انسانها توانایی درک و تفسیر زبان را داشتند، اما اکنون هوش مصنوعی بهسرعت در حال رسیدن به سطحی است که میتواند زبان را حتی بهتر از انسانها درک و پردازش کند. هراری پیشبینی میکند همانطور که AI در شطرنج از انسان پیشی گرفت، در آینده نیز بسیاری از فعالیتهای مبتنی بر زبان، از تولید محتوا گرفته تا تحلیل و تصمیمگیری، به هوش مصنوعی واگذار خواهد شد. /جاده مخصوص 📚 ایستارتاپس 👇 🆔 @eastartups 🎯
ایستارتاپس | حسین مرادی pinned «💥 نیمکت ساعت ۳ صبح من صندوقدار یک فروشگاه مواد غذایی هستم. شیفت شب کار میکنم از ساعت ۱۰ شب تا ۶ صبح. وقتی شبها کار میکنی، آدمهای ثابتی را میبینی؛ بیخوابها، کارگرهای شیفت شب، آدمهایی که شاید نمیخواهند به خانههای خالیشان برگردند. هفته گذشته،…»
🎞 پرتکرارترین دلایل شکست استارتاپ ها در سال 2026 📚 ایستارتاپس 👇 🆔 @eastartups 🎯
💥هر جایی میخوای باشی تصور کن قبلا اونجا بودی و روزی تو اونجا خواهی بود. 📚 ایستارتاپس 👇 🆔 @eastartups 🎯
💥 نیمکت ساعت ۳ صبح من صندوقدار یک فروشگاه مواد غذایی هستم. شیفت شب کار میکنم از ساعت ۱۰ شب تا ۶ صبح. وقتی شبها کار میکنی، آدمهای ثابتی را میبینی؛ بیخوابها، کارگرهای شیفت شب، آدمهایی که شاید نمیخواهند به خانههای خالیشان برگردند. هفته گذشته، مردی ساعت ۲ بامداد از صندوق من رد شد. ۱۷ دلار و ۲۳ سنت خرید کرد و با یک اسکناس ۲۰ دلاری پرداخت کرد. وقتی رسیدش را به او دادم، یک دقیقه کامل به آن خیره شد. بعد به من نگاه کرد و گفت: «میتونم یه چیز عجیب ازت بخوام؟» گفتم: «حتماً.» گفت: «میتونی چیزی روی این رسید بنویسی؟... هر چیزی. فقط چیزی که یک انسان برای یک انسان دیگر نوشته باشه.» گیج شده بودم. گفتم: «مثلاً چی؟» گفت: «هر چیزی؛ اسمت، وضعیت هوا، یه شکلک لبخند... فرقی نمیکنه. فقط به یک نشون نیاز دارم که بفهمم امروز یه نفر منو دیده.» این حرف را خیلی معمولی زد، انگار درخواست عجیبی نبود. یه خودکار برداشتم و روی رسیدش نوشتم: *امیدوارم شب خوبی داشته باشی!* *مارکوس* رسید را با دقت تا کرد و داخل کیف پولش گذاشت. گفت: *«ممنونم. تو شش روز گذشته، تو تنها آدمی هستی که با من حرف زده.»* بعد رفت. نمیتوانستم از فکر آن اتفاق بیرون بیایم. شش روز بدون یک گفتگوی انسانی... چطور ممکن بود؟ شروع کردم بیشتر دقت کردن زنی که ساعت ۳ صبح غذای گربه میخرد، هیچوقت حرف نمیزند. مردی که ساعت ۴ صبح قهوه و دونات میگیرد، همیشه هدفون در گوشش است. دختر نوجوانی که غذای تکنفره میخرد، همیشه نگاهش پایین است. همه اینجا هستیم همان فروشگاه، همان ساعتها، اما هر کدام در تنهایی خودمان. پس شروع کردم کاری انجام دادن؛ *نوشتن پیامهای کوچک روی رسیدها:* *«تو مهم هستی!»* *«یک نفر تو را میبیند!»* *«امیدوارم فردا روز بهتری باشد.»* و این کار را دو هفته ادامه دادم. هیچکس چیزی نگفت. فکر کردم دارم کار عجیبی انجام میدهم. تا اینکه یک شب همان زنِ غذای گربه آمد. ساعت ۳ صبح بود. رسیدش را گرفت، خواند و سرش را بلند کرد. برای اولین بار بعد از هشت ماه، چشم در چشم شدیم. گفت: اینها را تو مینویسی؟ سرم را تکان دادم. شروع کرد به گریه کردن، همانجا پشت صندوق. گفت: «دارم طلاق میگیرم. بعد از ۳۲ سال، برای اولین بار تنهایی را تجربه میکنم. این یادداشتها تنها حرفهای مهربانانهای هستند که در چند ماه گذشته شنیدهام. همهشان را نگه داشتهام. چهاردهتا از آنها را روی یخچالم چسباندهام.» عکسی را در گوشیاش نشانم داد. یخچالش پر بود از رسیدهای فروشگاه، با دستخط من روی همهشان. گفت: «تو داشتی با من حرف میزدی. من فقط نمیدانستم چطور جواب بدهم.» نمیدانم چطور، اما این موضوع پخش شد. مردی که قهوه میخرید، آن دختر نوجوان؛ آنها هم شروع کردند به حرف زدن، با من، با همدیگر. فروشگاهِ ۳ صبح دیگر همان جای قبلی نبود. کمتر تنها بود. آدمها گاهی فقط برای حرف زدن میآمدند، نه برای خرید؛ فقط برای اینکه کنار آدمهایی باشند که آنها هم وقتی دنیا خواب است، بیدارند. مدیرم متوجه شد. گفت: چرا مردم ساعت ۳ صبح اینجا دور هم جمع میشوند؟ گفتم: «تنها هستند. جایی میخواهند که بتوانند آنجا باشند.» فکر کردم قرار است به دردسر بیفتم، اما کاری کرد که انتظارش را نداشتم. یک نیمکت جلوی فروشگاه گذاشت و روی آن نوشت: «نیمکت ساعت ۳ صبح! برای هر کسی که جایی برای بودن میخواهد.» فقط خواستم اینو بدونی. حالا آن نیمکت هر شب همانجاست. آدمها ساعت ۲، ۳ و ۴ صبح میآیند وقتی خوابشان نمیبرد، وقتی تنهایی سنگین میشود، وقتی فقط نیاز دارند بدانند یک نفر آنها را میبیند. مینشینند، حرف میزنند، کنار هم هستند. 💡همهاش از جایی شروع شد که یک نفر خواست روی یک رسید، چیزی انسانی دریافت کند. چون تنهایی یک همهگیری است که خیلیها دربارهاش حرف نمیزنند. چون گاهی دیده شدن، فرق بین دوام آوردن و تسلیم شدن است. من هنوز روی رسیدها مینویسم تکتکشان را. چون هیچوقت نمیدانی چه کسی روزهاست منتظر شنیدن یک جمله از یک انسان دیگر است. نمیدانی یخچال چه کسی پر از دستخط توست. نمیدانی چه زمانی جملهٔ «شب خوبی داشته باشی»، تنها شب خوبی است که یک نفر تجربه میکند. پس مینویسم هر بار، برای هر کسی. چون دیده شدن مهم است. چون دیده شدن میتواند نجاتبخش باشد... 📚 ایستارتاپس 👇 🆔 @eastartups 🎯
💥 اثرات ماندگار یک شکست بزرگ که نباید آن را دست کم گرفت! گاهی یه شکست بزرگ، فقط یه نتیجه رو از ما نمیگیره، بلکه باورمون به خودمون رو هم ازمون میگیره. بعد از اون، دیگه فقط با مسئلهی جدید نمیجنگیم، بلکه دائم در حال جنگ با خاطرهی شکست قبلی هم هستیم. کسی که یک بار در رابطهای آسیب دیده، گاهی قبل از شروع رابطهی بعدی، از نظر روانی شکست خورده. کسی که یک بار در کسبوکارش شکست خورده، ممکنه قبل از شروع پروژهی بعدی، دیگر جرأت ریسک نداشته باشه. کسی که چند بار در کنکور، مصاحبهی شغلی یا امتحان ناموفق بوده، گاهی نه به خاطر ناتوانی، بلکه به خاطر انتظار شکست، عملکرد واقعیش رو از دست میده. 💡 در واقع بزرگترین اثر بعضی شکستها، خودِ شکست نیست، بلکه اینه که ذهن ما رو قانع می کنه که: «دیگه نمیشه.» 📚 ایستارتاپس 👇 🆔 @eastartups 🎯
🎞 ویدیوهای کوتاه چقدر در یادگیری تاثیر دارند؟ یک پژوهش جدید که در مجله Communications Psychology منتشر شده، نشان میدهد ویدیوهای کوتاه آموزشی ممکن است این احساس را در ما ایجاد کنند که چیز زیادی یاد گرفتهایم، اما در مقایسه با ویدیوهای پیوسته، اطلاعات کمتری…
🎞 این ویدیو از اینکه نشونه آدم پولدار چیه، بالای ۱۰ میلیون بازدید داشته!👌 📚 ایستارتاپس 👇 🆔 @eastartups 🎯
🎞 خلاقیت در لباس به سبکی متفاوت! مهندسان یک لباس رباتیک ساختهاند که به طور خودکار بر تن انسان پوشیده میشود. این امر به لطف لولههای نرم ویژهای امکانپذیر شده است: این لولهها تحت فشار هوا، پارچه را به بیرون برمیگردانند و بدن را مانند تاکهای گیاهی، میپوشانند. فرآیند پوشیدن این لباس تنها 10 ثانیه طول میکشد. 💡 این لباس عمدتاً برای افراد مسن و معلول طراحی شده است. همچنین میتوان از آن برای کارکنان خدمات اورژانس نیز استفاده کرد. 📚 ایستارتاپس 👇 🆔 @eastartups 🎯
🎞 عاشق طرز فکر این مرد هستم سایمون کتاب های بی نظیری هم داره که یکی از یکی بهترن. توی این ویدیو در مورد رهبری میگه، میگه رهبری یک سبک زندگیه، نه یک رده شغلی. توی درس های مدیریت هم در دانشگاه همین موضوع عنوان میشه که رهبری رده شغلی نیست و یک روش برای مدیرانه. حالا اونجایی این گفت و گوش به نهایت میرسه که با پرورش فرزند مقایسش می کنه... مسعود دانشپور 📚 ایستارتاپس 👇 🆔 @eastartups 🎯