- Последний пост
- 15 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 11
- Всего постов
- 27
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 7
- 1/48двое суток
- 8
- 1/72трое суток
- 8
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
من یه روز عروس میشم فقط برای اینکه این رو بپوشم.✨💞
دوست دارم یه قصه بنویسم که حال و هوای راک فارسی رو بده.✨
مشاوره رفتن به قدری گرون شده که دیگه ترجیح میدم افسرده بمونم.
خستهام. دلیل برای زندگی میخوام.
در حال حاضر دلم میخواد نامرئی بشم. وای خسته شدم از زندگی کردن
без подписи
خلاصه که گرونیه، دوریه، گرمه، موزیک خوب نمیاد، حال نوشتن نیست، بنویسی مسدود میکنن، غم زیاده خنده کم، مامان کمرش درد میکنه، کولر زورش به مرداد نمیرسه، کوه دیگه آب واسه آبتنی خیلی کم داره، درد هست دارو گرونه، روزگار عجیبیه.
خوشبختیمون گره خورده به پول؛ شدیم شکارچی و پول آهوی گریزپا.
تو که معنای عشقی به من معنا بده ای یار...
без подписи
без подписи
تو میگریزی و من در غبار رؤیاها هزار پنجره را بیشكوه میبندم به باغ سبز نوید تو میسپارم خویش هزار وسوسه را در ستوه میبندم تو میگریزی و پیوند روزهای دراز مرا چو قافلهی سنگ و سرب میگذرد درنگ لحظهی سنگین انتظار چو كوه به چشم خستهی من پای درد میفشرد تو میگریزی چونان كه آب از سر سنگ ز سنگ لال نخیزد نه شكوه نه فریاد تو میگریزی چونان كه از درخت نسیم درخت بسته نداند گریختن با باد تو میگریزی و با من نمیگریزی لیك غم گریز تو بال شكیب میشكند چو از نیامدنت بیم میكنم با مكن نگاه سبز تو نقش فریب میشكند بیا كه جلوهی بیدار هر چه تنهایی ست به نوشخند گوارای مهر خواب كنیم به روی تشنگی بیگناه لبهامان هزار بوسهی نشكفته را خراب كنیم تو میگریزی اما دریغ! میماند خیال خستهی شبها و میوههای ملال اگر درست بگویم نمیتوانم باز به دست حوصله بسپارم آرزوی وصال - یدالله رویایی.
حوصله خودمم ندارم دیگه.
без подписи
صدای تورا دوست دارم. با من زمزمه کن..
گفت مگر ز لعل من بوسه نداری آرزو؟ مُردم از این هوس ولی قدرت و اختیار کو؟
без подписи
میبوسیام؛ لبهام میرویَند تا باز هم با لهجهی خورشید، روشن بگویم: «دوستت دارم!» پرچانهام از دردها امّا هربار بوسیدی مرا، دیدم دارد غمم از چانه میافتد...
без подписи
без подписи