مسعود خادم رضائیان
Статистика- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 3
- Всего постов
- 24
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Видео (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 32
- 1/48двое суток
- 36
- 1/72трое суток
- 39
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
منازعات نه در میدان جنگ بلکه در عرصه دیپلماسی حل و فصل می شود جریانی بحران زی تمام تلاش خود را برای تخریب مسیر دیپلماسی به کار بسته است اولین گام برای رفع تهدید، آزاد کردن صدا و سیما از انحصار فرقه آخر الزمانی است حزب توسعه ملی ایران اسلامی در آستانه توافق میان جمهوری اسلامی ایران و آمریکا بیانیه صادر کرد. متن کامل این بیاینه به نام خدا ملت شریف ایران؛ مقاومت قهرمانانه شما و جانفشانی نظامیان دلاورمان در میدان نبرد دشمن متجاوز را ناگزیر از پذیرش مذاکره و توافق با ایران مقتدر کرده است. واقعیت این است که به جز موارد استثنایی، همواره منازعات نه در میدان جنگ بلکه در عرصه دیپلماسی حل و فصل شدهاند. چنان که دفاع مقدس در برابر تجاوز صدام نیز با مذاکره به پایان رسید. به رغم این تجارب روشن و در حالی که مسؤلان کشور میکوشند دستاوردهای فرزندان سرفراز ایران در برابر تجاوز شرارت بار آمریکایی صهیونیستی را با توفیقات دیپلماتیک تکمیل کنند، جریانی بحران زی که موجودیت خود را در ادامه جنگ میداند، هم سو با دشمن صهیونیستی تمام تلاش خود را برای تخریب مسیر دیپلماسی و تحمیل ویرانی بر کشور به کار بسته است. تفاهم نامه میان ایران و آمریکا دستاورد دیپلماتیک درخشانی برای ایران است تفاهم نامه میان ایران و آمریکا هم در شکل و هم در محتوا دستاورد دیپلماتیک درخشانی برای ایران محسوب میشود. در شکل، زیرا طی آن بزرگترین قدرت جهان که فقط به دیکته کردن شرایط به طرف مقابل عادت داشت،به رغم رجزخوانیهای اولیه به گفت و گویی برابر با ایران نشست و در محتوا زیرا به اعتراف دوست و دشمن، مفاد آن متضمن حد اکثرخواستههای ممکن ایران بود. مصرانه خواهان ادامه ابتکارات دیپلماتیک برای تبدیل این تفاهمنامه به توافقی جامع هستیم از این رو حزب توسعه ملی درایت رئیس جمهور و رئیس شورای عالی امنیت ملی کشور جناب آقای دکتر پزشکیان را در همراه سازی ملی عالی ترین نهاد امنیتی کشور (شعام) و شجاعت پذیرش مسئولیت امضای تفاهم نامه اسلام آباد را ارج مینهد. و مصرانه خواهان ادامه ابتکارات دیپلماتیک برای تبدیل این تفاهمنامه به توافقی جامع است آن گونه که تحریمهای ظالمانه علیه ایران لغو و امکان ارتباط و همکاریهای اقتصادی با جهان و زمینههای قرار گرفتن کشور در مسیر توسعه فراهم شود. در عین حال نمیتوانیم تأسف خود را از ضعف مفرط تیم تبلیغاتی دولت و ریاست جمهوری را در برابر نشر اکاذیب و تحلیلهای بی پایه افراطیون جنگ طلب علیه ابتکارات دستگاه دیپلماسی کشور و تیم مذاکره کننده ابزار نکنیم. همه دولت خود را ملزم به حمایت از راهبرد دیپلماسی در این زمینه بدانند همچنین انتظار میرود همه بخشهای دولت و کابینه در برابر تحرکات افراطیون جنگ طلب خود را ملزم به حمایت از راهبرد دیپلماسی و مواضع روشن رئيس جمهور در این زمینه بدانند. ما بر این باوریم وضعیت «نه جنگ و نه مذاکره » و قرار دادن کشور در حالت تعلیق و زیر سایه جنگ، جز فقر و عقب ماندگی و فرسایش توان ملی پیامدی برای ایران در پی نخواهد داشت. شرایط اقتصادی کشور و میزان تاب آوری جامعه و مقدم بر همه مصالح ملی میبایست راهنمای مسؤلان نظام در تنظیم سیاست ها و تصمیمات در وضعیت کنونی باشد. از این رو میدان دادن به فرقهای که به توهم «صدور فرمان ظهور» و با اعتقاد به «اسلام زد و خورد» تشویق به کودتاو براندازی میکند تا به قیمت ویرانی و نابودی کشور، راه برای «انتقام» از همه قدرتهای جهان هموار شود، تهدیدی بزرگ علیه مصالح وبلکه موجودیت ایران میدانیم. اولین گام برای رفع این تهدید آزاد کردن صدا و سیما از انحصار این فرقه آخر الزمانی است که عملاً خود صدای درصدی ناچیز از جامعه ایران است. حزب توسعه ملی ایران اسلامی ۲۳مرداد ماه ۱۴۰۵ https://t.me/eslahatchannel
دیشب یه مهماندار موقع پرواز تو آسمون، این شاهکار رو از بارش شهابی شکار کرد https://t.me/masoudkhademrezaeian
منازعات نه در میدان جنگ بلکه در عرصه دیپلماسی حل و فصل می شود جریانی بحران زی تمام تلاش خود را برای تخریب مسیر دیپلماسی به کار بسته است اولین گام برای رفع تهدید، آزاد کردن صدا و سیما از انحصار فرقه آخر الزمانی است حزب توسعه ملی ایران اسلامی در آستانه توافق میان جمهوری اسلامی ایران و آمریکا بیانیه صادر کرد. متن کامل این بیاینه به نام خدا ملت شریف ایران؛ مقاومت قهرمانانه شما و جانفشانی نظامیان دلاورمان در میدان نبرد دشمن متجاوز را ناگزیر از پذیرش مذاکره و توافق با ایران مقتدر کرده است. واقعیت این است که به جز موارد استثنایی، همواره منازعات نه در میدان جنگ بلکه در عرصه دیپلماسی حل و فصل شدهاند. چنان که دفاع مقدس در برابر تجاوز صدام نیز با مذاکره به پایان رسید. به رغم این تجارب روشن و در حالی که مسؤلان کشور میکوشند دستاوردهای فرزندان سرفراز ایران در برابر تجاوز شرارت بار آمریکایی صهیونیستی را با توفیقات دیپلماتیک تکمیل کنند، جریانی بحران زی که موجودیت خود را در ادامه جنگ میداند، هم سو با دشمن صهیونیستی تمام تلاش خود را برای تخریب مسیر دیپلماسی و تحمیل ویرانی بر کشور به کار بسته است. تفاهم نامه میان ایران و آمریکا دستاورد دیپلماتیک درخشانی برای ایران است تفاهم نامه میان ایران و آمریکا هم در شکل و هم در محتوا دستاورد دیپلماتیک درخشانی برای ایران محسوب میشود. در شکل، زیرا طی آن بزرگترین قدرت جهان که فقط به دیکته کردن شرایط به طرف مقابل عادت داشت،به رغم رجزخوانیهای اولیه به گفت و گویی برابر با ایران نشست و در محتوا زیرا به اعتراف دوست و دشمن، مفاد آن متضمن حد اکثرخواستههای ممکن ایران بود. مصرانه خواهان ادامه ابتکارات دیپلماتیک برای تبدیل این تفاهمنامه به توافقی جامع هستیم از این رو حزب توسعه ملی درایت رئیس جمهور و رئیس شورای عالی امنیت ملی کشور جناب آقای دکتر پزشکیان را در همراه سازی ملی عالی ترین نهاد امنیتی کشور (شعام) و شجاعت پذیرش مسئولیت امضای تفاهم نامه اسلام آباد را ارج مینهد. و مصرانه خواهان ادامه ابتکارات دیپلماتیک برای تبدیل این تفاهمنامه به توافقی جامع است آن گونه که تحریمهای ظالمانه علیه ایران لغو و امکان ارتباط و همکاریهای اقتصادی با جهان و زمینههای قرار گرفتن کشور در مسیر توسعه فراهم شود. در عین حال نمیتوانیم تأسف خود را از ضعف مفرط تیم تبلیغاتی دولت و ریاست جمهوری را در برابر نشر اکاذیب و تحلیلهای بی پایه افراطیون جنگ طلب علیه ابتکارات دستگاه دیپلماسی کشور و تیم مذاکره کننده ابزار نکنیم. همه دولت خود را ملزم به حمایت از راهبرد دیپلماسی در این زمینه بدانند همچنین انتظار میرود همه بخشهای دولت و کابینه در برابر تحرکات افراطیون جنگ طلب خود را ملزم به حمایت از راهبرد دیپلماسی و مواضع روشن رئيس جمهور در این زمینه بدانند. ما بر این باوریم وضعیت «نه جنگ و نه مذاکره » و قرار دادن کشور در حالت تعلیق و زیر سایه جنگ، جز فقر و عقب ماندگی و فرسایش توان ملی پیامدی برای ایران در پی نخواهد داشت. شرایط اقتصادی کشور و میزان تاب آوری جامعه و مقدم بر همه مصالح ملی میبایست راهنمای مسؤلان نظام در تنظیم سیاست ها و تصمیمات در وضعیت کنونی باشد. از این رو میدان دادن به فرقهای که به توهم «صدور فرمان ظهور» و با اعتقاد به «اسلام زد و خورد» تشویق به کودتاو براندازی میکند تا به قیمت ویرانی و نابودی کشور، راه برای «انتقام» از همه قدرتهای جهان هموار شود، تهدیدی بزرگ علیه مصالح وبلکه موجودیت ایران میدانیم. اولین گام برای رفع این تهدید آزاد کردن صدا و سیما از انحصار این فرقه آخر الزمانی است که عملاً خود را صدای درصدی ناچیز از جامعه ایران میداند. حزب توسعه ملی ایران اسلامی ۲۳مرداد ماه ۱۴۰۵ https://t.me/eslahatchannel
شاه پناهم بیده، خسته ی راه امدم https://t.me/eslahatchannel
قاصدکی روی سنگ فرش خیابان https://t.me/masoudkhademrezaeian
نصف مردم دنیا فیلم گوزنها https://t.me/masoudkhademrezaeian
قطعه : آی لاچین موسیقی بیکلام کمانچه: مونس شریف اف پیانو: جیحون حسین اف نقاره: وحید اسدالهی https://t.me/masoudkhademrezaeian
بعد از سی سال دوری ، این دو عاشق دوباره همو می بینند https://t.me/masoudkhademrezaeian
دیگر منتظر کسی نیستم رسول یونان https://t.me/masoudkhademrezaeian
انالله و اناالیه راجعون همراه ارجمند، جناب اقای حسین زارع صفت با نهایت تأسف و تأثر، درگذشت همسر گرامیتان حاجیه خانم عصمت قائمیان را صمیمانه تسلیت عرض مینماییم. ضمن ابراز همدردی، از درگاه خداوند متعال برای آن فقیده سعیده، علوّ درجات و رحمت واسعه الهی، و برای حضرتعالی و سایر بازماندگان محترم، صبر جمیل و شکیبایی مسئلت داریم. بهزاد نبوی صادق نوروزی محسن ارمین هادی خانیکی فیض الله عرب سرخی شربت دار قدس مریم سیف الله امینی عباس موسایی محسن باستانی احمدزاده عباس ارشاد عبدالله اکبری محمد ابراهیم زاده فاطمه بختیاری هادی برزخی فریمانی احمد براتیان محسن بنی خلیل غزاله پارسا مهدی پژوهش هادی تاجی سمانه تحصیلی حسن تقدیسی علی جهانیان محمد جواهری علی چشمه نور جواد حسنی ترشیزی صادق حسن زاده نجفعلی حقیقت نیا محمد خادم رضائیان مسعود خرازیان رضا خزایی بتول رمضانی جواد رجائی نیا هادی رحیمیان فاطمه رکنی صفیه رضوی عفت سعادتی هادی سیادت محمد سیادت محمود شریفی مهدی صادقی محمدرضا طیرانی مریم طلوع ناصر عبایی مریم عبادی سعید عزیزی فرشاد عدالتجو علیدوستی سجاد علائمی مریم عطاریانی میمنت عیدی عبدالرضا فتاحی سید مجتبی قربانی احمد قارونی محمدرضا قاسمی فریمانی علیرضا قلیچی نادر موافق صدیقه محمدی علی محمودی محمود مسعودی فر احمدرضا مصطفوی شمس الملوک میردامادی صدرا محولاتی مهدی مستجاب الدعوه علی مهدیان پور عبدالحمید موحدی زاده حمیدرضا موهبتی علی محمدزاده محمد ناطقی مهسا نظام سید حسام الدین نوری مصطفی نوری مرتضی نادعلیزاده هاشمی جوان مسعود وطن دوست ماشالله وطن دوست حسین ولی زاده حسن وهاب زاده سید مهدی یاقوتی علیرضا یوسف زاده امیرحسین خانواده مرحوم ناصر محمدی خانواده شهید مهدی فرودی https://t.me/eslahatchannel
دیگر همه چیز تمام شده بود! زوربای یونانی https://t.me/masoudkhademrezaeian
بنر عجیب در یک فرودگاه درباره بغل کردن موقع خداحافظی به مسافرانی که شهر دنیدن نیوزیلند را ترک میکنند گفته شده است که اکنون محدودیت زمانی « ۳ دقیقهای » برای آغوش در فرودگاه وجود دارد. مقامات فرودگاهی گفتهاند هدف از چنین تصمیمی، جلوگیری از ایجاد ازدحام و سد راه به خاطر آغوشهای طولانیمدت بوده است. در خارج از ترمینالهای این فرودگاه تابلوهایی به چشم میخورد که روی آنها عبارت « حداکثر زمان آغوش گرفتن سه دقیقه » درج شده است. روی این تابلوها همچنین نوشته شده کسانی که به دنبال « خداحافظی طولانیتر » هستند، به پارکینگ فرودگاه بروند. جایی که ۱۵ دقیقه فرصت برای خداحافظی آنها در نظر گرفته شده است. https://t.me/masoudkhademrezaeian
خواب دیدم که تو یه قبرستون ام اورسن ولز https://t.me/masoudkhademrezaeian
عکست را با خودم دارم همراه صدای ضبط شده ات را و هر روز به انجمن های ادبی سر میزنم! گوشه ای به التماس، شاعری را گیر میاورم... عكست را نشان میدهم و سكوت ضبط شده ی صدایت را!... همان دوستت دارم هایی را كه هیچ وقت نگفتی... و بعد اصرار میكنم تو را بسراید! دیروز بلاخره شاعری قبول كرد مدتی عكست را نگاه كرد... و به سكوت دوستت دارم هایت گوش داد... نگاهی به من كرد و با لبخند روی تكه كاغذی نوشت: برگرد... این دیوانه دلش تنگ است... گلاب كاشانی https://t.me/masoudkhademrezaeian
تاسیان معنیش چیه ؟ تاسیان یه حسه یعنی مثل یک واژه نمیشه باهاش برخورد کرد در واقع یه اندوه و غم بزرگیه یه دقیه که ادم توی غروب از دست دادن عزیزترین کسش شاید تجربه کنه حالیه که وقتی تو خونه اش عزیزش میره و دیگه توی اون خونه نیست تجربه می کنه حالیه که ادم توی غروب جمعه داره جمعه ها تاسیانه ، غروب جمعه تاسیانه یا ظهر عاشورا تاسیانه یه حال غریبیه که ادما در از دست دادن و سوگشون تجربه میکنن دیگه فکر میکنن قلبشون داره وایمیسته دیگه نفسشون در نمیاد https://t.me/masoudkhademrezaeian
ادوارد سعید در کتاب خاطرات اش می نویسد https://t.me/masoudkhademrezaeian
اسم چمران برایم با جنگ همراه بود، فكر می كردم نمی توانم بروم او را ببینم. از طرف دیگر پدرم ناراحتی قلبی پیدا كرده بود و من خیلی ناراحت بودم. سید غروی یك شب برای عیادت بابا آمد خانه مان و موقع رفتن دم در تقویمی از سازمان اَمَل به من داد، گفت هدیه است. آن وقت توجهی نكردم، اما شب در تنهایی، همان طور كه داشتم می نوشتم، چشمم رفت روی این تقویم. دیدم دوازده نقاشی دارد برای دوازده ماه كه همه شان زیبایند، اما اسم و امضایی پای آن ها نبود. یكی از نقاشی ها زمینه ای كاملا سیاه داشت و وسط این سیاهى شمع كوچكی میسوخت كه نورش در مقابل این ظلمت خیلی كوچك بود. زیر این نقاشی به عربی جمله شاعرانه ای نوشته شده بود: "من ممكن است نتوانم این تاریكی را از بین ببرم، ولی با همین روشنایی كوچك فرق ظلمت و نور و حق و باطل را نشان می دهم و كسی كه به دنبال نور است این نور هرچه قدركوچك باشد در قلب او بزرگ خواهد بود. كسی كه به دنبال نور است، كسی مثل من، آن شب تحت تأثیر این شعر و نقاشی خیلی گریه كردم. انگار این نور همه وجودم را فرا گرفته بود. اما نمی دانستم كی این را كشیده. بالأخره یك روز همراه یكی از دوستانم كه قصد داشت برود مؤسسه، رفتم. در طبقه اول مرا معرفی كردند به آقایی و گفتند ایشان دكتر چمران هستند. مصطفی لبخند به لبش داشت و من خیلی جا خوردم، فكر می كردم كسی كه اسمش با جنگ گره خورده و همه از او می ترسند باید آدم قسی ای باشد، حتی میترسیدم، اما لبخند او و آرامشش مرا غافل گیر كرد. دوستم مرا معرفی كرد و مصطفی با تواضع خاص گفت: «شمایید؟ من خیلی سراغ شما را گرفتم، زودتر از این ها منتظرتان بودم.» مثل آدمی كه مرا از مدت ها قبل می شناخته حرف می زد، عجیب بود، به دوستم گفتم: «مطمئنی دكتر چمران این است؟» مطمئن بود. مصطفی تقویمی آورد مثل همان كه چند هفته قبل سید غروی به من داده بود. نگاه كردم و گفتم «من این را دیده ام.» مصطفی گفت «همه تابلوها را دیدید؟ از كدام بیشتر خوشتان آمد؟»گفتم: «شمع. شمع خیلی مرا متأثر كرد.» توجه او سخت جلب شد و با تاكید پرسید «شمع؟ چرا شمع؟» من خود به خود گریه كردم، اشكم ریخت. گفتم «نمیدانم. این شمع، این نور، انگار در وجود من هست، من فكر نمی كردم كسی بتواند معناى شمع و از خودگذشتگی را به این زیبایی بفهمد و نشان بدهد.» مصطفی گفت: «من هم فكر نمی كردم یك دختر لبنانی بتواند شمع و معنایش را به این خوبی درك كند.» پرسیدم: « این را كی كشیده؟ من خیلی دوست دارم ببینمش، آشنا شوم.» مصطفی گفت «من.» بیشتر از لحظه ای كه چشمم به لبخندش و چهره اش افتاده بودتعجب كردم: «شما! شما كشیده اید؟» مصطفی گفت «بله من كشیده ام» گفتم: «شما كه در جنگ و خون زندگی می كنید، مگر می شود؟ فكر نمیكنم شما بتوانید این قدر احساس داشته باشید.» بعد اتفاق عجیب تری افتاد. مصطفی شروع كرد به خواندن نوشته های من. گفت: هر چه نوشته اید خوانده ام و دورادور با روحتان پرواز كرده ام.» و اشك هایش سرازیر شد. این اولین دیدار ما بود و سخت زیبا بود. ... بی هوا خندید، انگار چیزی ذهنش را قلقلك داده باشد؛ او حتی نفهمیده بودیعنی اصلا ندیده بود كه سر مصطفی مو ندارد! دو ماه از ازدواجشان می گذشت كه دوستش مسأله را پیش كشید: «غاده! در ازدواج تو یك چیز بالاخره برای من روشن نشد. تو از خواستگارهایت خیلی ایراد میگرفتی، این بلند است، این كوتاه است... مثل این كه می خواستی یك نفر باشد كه سر و شكلش نقص نداشته باشد. حالا من تعجبم چه طور دكتر را كه سرش مو ندارد قبول كردی؟» غاده یادش بود كه چه طور با تعجب دوستش را نگاه كرد. حتی دلخور شد و بحث كرد كه «مصطفی كچل نیست. تو اشتباه می كنی.» دوستش فكر می كرد غاده دیوانه شده است كه تا حالا این را نفهمیده. آن روز همین كه رسید خانه، در را باز كرد و چشمش افتاد به مصطفی، شروع كرد به خندیدن. مصطفی پرسید «چرا می خندی؟» و غاده كه چشم هایش از خنده به اشك نشسته بود گفت «مصطفی، تو كچلی؟ من نمیدانستم!» و آن وقت مصطفی هم شروع كرد به خندیدن و حتی قضیه را برای امام موسی هم تعریف كرد. از آن به بعد آقای صدر همیشه به مصطفی میگفت: «شما چه كار كردید كه غاده شما را ندید؟» برگرفته از كتاب نيمه پنهان ماه (چمران به روايت همسر شهيد) نوشته حبيبه جعفريان https://t.me/masoudkhademrezaeian
تمام دلخوشی اش بود، همدم روزها و شب هایش... یک رادیوی قدیمی کوچک که همیشه همراهش بود اما مدتی می شد که دیگر مثل قبل کار نمی کرد، دیگر صدایش در نمی آمد. او رادیو را دوست داشت، دلش نمی خواست جایش را با رادیوی دیگری پر کند پس هر بار که خراب می شد آن را پیش بهترین تعمیرکار شهر می برد تا درستش کند، هر چند مثل اولش نمی شد اما دلخوش بود که هنوز صدایی دارد. هر بار که تعمیر می شد نهایتا چند هفته کار می کرد و دوباره تعمیر و تعمیر و تعمیر! یک روز صبح مثل همیشه داشت رادیو گوش می کرد که باز هم صدایش قطع شد...دلخوشی تمام این سال هایش حالا تبدیل به یک مشکل بزرگ شده بود، رادیو را برداشت و تکانش داد تا شاید صدایش در بیاید و درست شود اما از دست هایش افتاد و همه چیزش پخش زمین شد...تکه هایش را جمع کرد و پیش هر تعمیر کاری که می شناخت برد...دلش قرص بود باز هم مثل همیشه درست می شود اما تعمیر کاری نبود که رادیو را ببیند و نگوید قابل تعمیر نیست. نا امید رادیو را برداشت و به خانه رفت.مثل همیشه آن را روی طاقچه گذاشت و این بار او گفت تا رادیو بشنود: "گاهی در زندگی تمام تلاشت را می کنی تا تنها دلخوشی ات را از دست ندهی ،هر بار که خراب می شود به هر قیمتی تعمیرش می کنی تا با او ادامه دهی اما حقیقت این است بعضی از خرابی ها قابل تعمیر نیست... یک روز می رسد که باید رهایش کنی ، تا خاطرات خوبش خراب نشود... گاهی باید دل کند از چیزی که خراب شده است و امیدی به تعمیرش نیست... می خواهد یک رادیو باشد یا یک احساس ..." حسین حائریان https://t.me/masoudkhademrezaeian
تمام دلخوشی اش بود، همدم روزها و شب هایش https://t.me/masoudkhademrezaeian
تابستان که میشود دلم شور میزند https://t.me/masoudkhademrezaeian