النکت الأدبیة وٱلأصولیة
Статистикаادمین: @AMoumivand شرح الجامی: https://t.me/sharhaljami
- Последний пост
- 28 июл.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 24
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 164
- 1/48двое суток
- 187
- 1/72трое суток
- 202
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
بسم الله چند جمله ای راجع به نماز بی نظیر آیت الله جوادی آملی حفظه الله بر پیکر مطهر رهبر شهید در هر کلام و خطابهای الفاظ خادم و مرکب معانی هستند، نه اصل و هدف مستقل وقتی عالمی در سنین بالا و کهولت سن و در شرایط شلوغی، ازدحام جمعیت و بار روانی و احساسی شدید تشییع یک رهبر بزرگ، نمازی میخواند، اولویت نخست و اصلی، انتقال و ادای آن معارف و مضامین عالی و شهادت دادن بر صلاح و مقام شهید است.(همچنانکه در نماز آیت الله جوادی کاملا رعایت شد و شاهد آن بازخورد عظیم آن بین عامه مردم بود) لذا گیر دادن به اینکه چرا به جای «هادیاً» از «مبشّراً» استفاده نشد یا فلان جا چرا اعراب صحیح رعایت نشد یا چرا چینش کلمات فلان سجع را نگرفت و...، در چنین موقعیت اضطراری و عظیمی، فرعینگری محض و غفلت از اصل مسئله است. چه در سیره عقلایی و چه در شریعت ما ، هنگام مواجهه با تکالیف و رفتارهای گوناگون، قاعده «الأهمّ فالأهمّ» جاری است و قطعا در نماز بر پیکر شهید، اولویت نخست ادای دین به شهید، تعظیم شعائر، تکریم یک مجاهد و اقامهی باصلابت نمادین نماز بر پیکر اوست تا همبستگی، عزت و تکریم امت اسلامی به نمایش درآید. و اولویت ثانوی رعایت فصاحت و بلاغت کامل یا چینشهای ادبی است. اگر بخواهیم به بهانهی اینکه ممکن است بخاطر کهولت سن یا ضیق وقت و شلوغی، فلان صفت در جای اصطلاحیاش قرار نگیرد یا یک عبارت ادبی کمپیرایه ادا شود، اصل مجلس، اصل تکریم و اصل شهادت دادن بر بزرگداشت شهید را تحتالشعاع قرار دهیم، دچار وارونگی اولویتها شدهایم. لذا هیچ انسان منصفی انتظار ندارد عالمی در سنین نزدیک به نود سالگی، در میان شور و هیجان جمعیت، صداهای محیطی و بار سنگین عاطفی، مانند یک ادیب جوان در خلوت اتاق نگارش، عبارات را بسنجد و تنظیم کند. در سنین بالا خستگی جسمی، شتاب میدان و شرایط اضطراری طبیعی است که روی ساختار کلام تأثیر بگذارد. آنچه مهم است، قصد متکلم و سلامت جهتگیری اوست. وقتی روان بودن کلام و معانی بلند تجلیل از شهید منتقل میشود، نادیده گرفتن شرایط بدنی و میدانی گوینده،به نظر غرضورزی است نه نقد علمی. ✍🏻مومیوند @matalebelmi96
1_28638848874.pdf
ادبیات و اجتماع کمیت اسدی مرحوم استاد حکیمی @matalebelmi96
فی رحاب الاستشهاد الأدبی بأشعار الکمیت @matalebelmi96
کمیت بن زید اسدی (۶۰-۱۲۶ق)، شاعر برجسته شیعه در عصر اموی، از چنان جایگاه ادبی والایی برخوردار است که بزرگان علم نحو ، مانند سیبویه، ابن هشام، ابن عصفور و ابن حاجب،ابوحیان و... در کتب معتبر خود به اشعارش استشهاد کرده و آن را حجت دانسته اند با اینکه کمیت جزء شعرای مولّد است! این اتفاق نظر اهل فن، گواهی روشن بر فصاحت، بلاغت و اتقان زبان شعری اوست. با این حال، برخی به دلیل مذهب شیعی کمیت و اشعار هاشمیات او در دفاع از اهل بیت علیهم السلام، تحت تأثیر تعصب کورکورانه، درصدد خدشه دار کردن اعتبار شعر او برآمده اند. @matalebelmi96
┈┅ ❁ـ﷽ـ❁ ┅┈ به فضل الهی و در ذیل عنایات حضرات معصومین علیهمالسلام، 💠 تدریس کتاب شریف قوانین 🎙توسط: آیتالله عندلیب همدانی 🕙 زمان: از فردا (دوشنبه) ۲۲ تیر شنبه تا چهارشنبه، ساعت ۹ صبح 📍مکان: خیابان معلم، نبش کوچه ۲۱ مدرس فقهی امام محمد باقر علیهالسلام 📌حضور برای عموم طلاب آزاد است. 🎧 دریافت صوت جلسات در ایتا و تلگرام: @dars_madras_emb
تحلیل صرفی و نحوی "یا لَثاراتِ الْحسین" (یا شعار خونخواهی رهبر شهید یا لثارات الخامنئی ) یا: حرف نداءٍ،مبنیٌّ علی السّکون،غیرُ عاملٍ لَ: حرفُ استغاثةٍ مبنیٌّ علی الفتحة،عاملُ جرٍّ قالَ ابنُ مالک فی ذلک: اذا اسْتُغیثَ اسْمٌ منادیً خُفِضا بِاللّامِ مفتوحاً ک:یا لَلْمرتضی ثاراتِ: جمعُ ثارَةٍ، و ثارَةٌ جمعُ ثائرٍ(اسمُ فاعلٍ:خونخواه) مِنْ" ثَأَرَ یَثْأَرُ ثَأْراً"(مهموز العین)؛ یقال:"ثَأَرَ زیدٌ الًقتیلَ"؛ (زید انتقام خون کشته شده را گرفت) ف"ثاراتٌ" جمعُ الْجمعِ؛ مثلُ "ساداتٍ"(جمعُ سادَةٍ و هی جمعُ سائدٍ)، و مثلُ "قاداتٍ"(جمعُ قادَةٍ و هی جمعُ قائد)، و فی زیارةِ الجامعة فی نعت الْاَئمّة علیهم السلام: "قادَةُ الْاُمَم" و ثاراتِ: مجرورٌ بِالکسرةِ، مضافٌ الْحسینِ:مجرورٌ بِالکسرةِ اَیضاً مضافٌ الیه. و معنی الْجملة بِالْفارسیّة:"ای خونخواهان حسین"(بر خیزید و خون کشندگانش را بر زمین بریزید) 📗عناوین حسینی مرحوم استاد هاتفی @matalebelmi96
یا ابا عبدالله💔🖤
без подписи
نقد ادبی ...غایت و فایده نقد ادبی تنها آن نیست که نيك و بد آثار ادبی را بشناسد بلکه گذشته از شناخت نيك و بد آثار ادبی به این نکته هم نظر دارد که قواعد و اصول یا علل و اسبابی را نیز که سبب شده است اثری درجه قبول یابد و یا داغ رد بر پیشانی آن نهاده ،آید تا حدی که ممکن و میسر باشد تحقیق بنماید و بنابرین واجب است که نقد ادبی تا جائی که ممکن باشد از امور جزئی به احکام کلی نیز توجه کند و ازین راه تا حدی هم به کسانی که مبدع و موجد آثار ادبی هستند مدد و فایده برساند و لااقل کسانی را که درین امور تازه کار و کم تجربه اند در بیان مقاصد كمك و راهنمائی کند و آنکسانی راهم که جز التذاذ و تمتع از آثار ادبی هدف و غرض دیگر ،ندارند توجه دهد که ازین آثار چگونه می توان لذت کامل برد و از هر اثری چه لطائف و فوایدی میتوان توقع داشت. عبدالحسین زرین کوب نقد ادبی،ص۲۰ @matalebelmi96
без подписи
без подписи
✨ اعمال روز مباهله ▫️روز بیست وچهارم ذی الحجه بنابر مشهور روزی است که مباهله حضرت رسول با مسیحیان نجران در آن اتفاق افتاده است و نیز در این روز بود که حضرت امیرالمؤمنین (ع) در حال رکوع انگشتر خود را به سائل داد و آیه «انما ولیّکم الله» در شأن ايشان نازل شد. ▫️در این روز چند عمل وارد شده است: غسل روزه دو رکعت نماز و آن مثل روز عید غدیر است - (دو رکعت است در هر رکعت، یک مرتبه سوره حمد و ده مرتبه سوره توحید، ده مرتبه آیة الکرسی و ده مرتبه سوره قدر خوانده می شود و بهتر است پیش از اذان ظهر خوانده شود) خواندن دعای مباهله صدقه دادن به فقرا زیارت حضرت امیرالمومنین علیه السلام خواندن زیارت جامعه کبیره #مباهله
داستان سید شریف جرجانی با مبارکشاه منطقی از این قرار است که سید شریف، پس از آنکه شرح المطالع را شانزده بار خواند، با خود گفت: «ناگزیر باید این کتاب را بر مؤلفش بخوانم.» پس به نزد وی رفت که در شهر هرات بود و از او خواست که شرح المطالع را بر او بخواند. شارح (ملا عبدالحکیم سیالکوتی) در آن زمان پیرمردی فرتوت بود و عمرش به صد و بیست سال رسیده بود و از پیری، ابروانش روی چشمانش افتاده بود. پس ابروانش را با دست از روی چشمانش بالا زد، به سید شریف نگریست و دید که جوان است. گفت: «تو مردی جوانی و من پیری ناتوانم و توانایی تدریس به تو را ندارم. اگر میخواهی شرح المطالع را از من بشنوی، نزد مبارکشاه برو، همانگونه که از من شنیده، او بر تو بخواند.» مولانا مبارکشاه در آن زمان در شهر قاهره مصر مدرس بود. او شاگرد و بچّهی شارح بود که از کودکی در دامان او پرورش یافته بود و هر چه شارح میدانست به او آموخته بود. سید شریف از هرات به مصر رفت و نامهٔ شارح را نزد مبارکشاه برد. چون مبارکشاه آن نامه را خواند، او را پذیرفت و گفت: «بله، ولی تو حقِ درس گفتنِ مستقل نداری، و اصلاً حق خواندن و سخن گفتن نداری، بلکه فقط به شنیدن قناعت کنی.» سید شریف هم به تمام شرطهای او رضایت داد. در آن زمان، یکی از فرزندان بزرگان مصر، شروع کرده بود که آن شرح را تدریس کند. سید شریف نیز همراه با او در آن درس حاضر میشد. خانهٔ مبارکشاه به مدرسه چسبیده بود و دری به طرف مدرسه داشت. شبی از آن در به صحن مدرسه رفت تا قدم بزند. ناگاه از اتاق آن مرد (آن شاگرد) صدایی شنید و گوش فرا داد. دید که سید شریف میگوید: «شارح چنین گفته، و استاد (منظور مبارکشاه است) چنان گفته، و من میگویم چنین...» و مطالب لطیفی را تقریر میکرد که مبارکشاه سخت از آنها شگفتزده شد، چندان که از شدت شادی و وجد به رقص درآمد. پس به سید شریف اجازه داد که بخواند، سخن بگوید و هر چه میخواهد انجام دهد. 📖 برگرفته از: کتاب «الشقائق النعمانیه فی علماء الدوله العثمانیه» @matalebelmi96
📜قیام خونین ۱۵ خرداد چگونه شکل گرفت؟ 🔻پس از اعتراض امام خمینی(ره) به اصلاحات آمریکایی شاه و حمله رژیم به فیضیه، صدای اعتراض مردم در شهرهای مختلف بلند شد. امام خمینی در ۱۳خرداد۱۳۴۲ (عصر عاشورا) در سخنانی حکومت پهلوی را به دستگاه بنی امیه تشبیه کرد و ضمن نصیحت به شاه، او را به عبرت گرفتن از سرانجام پدرش فرا خواند. 🔻سخنان تند امام خمینی (ره) موجب دستگیری و انتقال ایشان به تهران در شب پانزده خرداد شد. با انتشار خبر بازداشت، بازار تهران تعطیل شد و مردم در تهران، قم، اراک و برخی شهرهای دیگر به خیابان ها ریختند و قیام پانزده خرداد شکل گرفت. 🔻 این قیام به دستور علم، نخست وزیر، به شدت سرکوب شد؛ چنان که هرگز آمار دقیقی از کشته شدگان معلوم نشد. 🔻امام خمینی (س) که پانزده خرداد را «یوم الله» خواند، قیام مردم را مایه رشد آنان، نقطه عطف تاریخ و خمیرمایه نهضت اسلامی می دانست. ایشان با نفی ملی بودن قیام پانزده خرداد، آن را قیامی قرآنی و اسلامی نامید که شهادت طلبی مردم آن را پدیدآورد. 🌐می توانید اطلاعات بیشتر را از پرتال امام خمینی (ره) و از لینک ذیل در مورد قیام ۱۵ خرداد بخوانید: http://www.imam-khomeini.ir/fa/c504_2692/ 📸 تصویری که مشاهده کنید یکی از عکسهای به جای مانده از اعتراض مردم به دستگیری امام خمینی(ره) است. ┅──────────── @matalebelmi96
⚡️اگر در جمهوری اسلامی هیچ کاری نشده بود، جز تأسیس این مرکز! 🔻 استاد معظم آقای محسن مسچی (دامعزه) 🔹در سال ۱۳۸۵ که معاون مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی بودم، به همراه مرحوم حجتالاسلام علیرضا رحیمیثابت، برای معرفی نرمافزارهای نور به نجف اشرف رفتیم. با بسیاری از بزرگان نجف دیدار داشتیم؛ از جمله کسانی که به دیدارشان رفتیم، آیتالله فیاض بود. ایشان در تاریخ اول آذر ۱۳۸۵، ساعت ۸ صبح، ۱۵ دقیقه به ما وقت دادند. پیش از دیدار پرسیدیم درس خارج ایشان چه موضوعی است؟ گفتند: «خمس». از قبل کتابهای مربوط به بحث خمس را برای ارائه به ایشان آماده کردیم. 🔸 با این که ابتدا یک ربع وقت داده بودند اما جلسه چهار ساعت طول کشید. آیتالله فیاض گفتند: «امروز کیف من کامل نشد. من هیچوقت ساعت ۷ صبح دفتر نمیآیم؛ فردا ساعت ۷ صبح میآیم، شما هم تشریف بیاورید ادامه بدهیم.» 🔹فردا در کتابخانه ایشان رفتیم و قابلیتهای گوناگون نرمافزار جامع فقه را تا حدود ساعت ۱۱ توضیح دادیم. بعد از آن تا ساعت ۱۲، معرفی کوتاهی از سایر نرمافزارها در موضوعات مختلف بیان کردیم. آیة الله فیاض در پایان جلسه فرمودند: «اولاً سلام بنده را خدمت برادر عزیزم حضرت آیة الله خامنهای برسانید و بفرمایید: فلانی گفت: اگر در جمهوری اسلامی ایران هیچ کاری نشده بود، جز تأسیس این مرکز مبارک (مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی)؛ و اگر این مرکز هیچ کاری نکرده بود جز تولید همین نرمافزار جامع فقه، برای برکات جمهوری اسلامی همین کفایت میکرد.» 📸 توضیح تصویر از راست مرحوم آیةالله العظمی فیاض و آقایان: مسچی، مدنی، رحیمی ثابت @matalebelmi96
без подписи
«التهذيب» هي رسالة وجيزة في علم النحو، من جملة مؤلَّفات الشيخ بهاء الدين العاملي & (ت 1030هـ) وهي على اختصارها مفيدة جدّاً، كتبها على منهج كتابه المعروف بـ«الفوائد الصمديّة». وقد أودع فيها مبادئ القواعد النحويّة لسهولة حفظها لمن رام ذلك. ولها نسخ مختلفة ولذا لفتت أنظار الأعلام وأولي الأقلام فاهتمّوا بنسخها وبادروا بشـرحها وسنشير إلى بعض نسخها وشروحها بعد تعرّضنا لمقالة الشيخ آقا بزرك الطهرانيّ (ت 1389 هـ) &: «تهذيب البيان»، في النحو، للشيخ بهاء الدين محمّد بن الحسين العامليّ (ت 1031هـ)، متنٌ جيّد مفيد في غاية الاختصار، أوّله: «باسمك يا ربّ يبتدئ الكلام، وبحمدك يختتم كلّ أمر يرام» إلى قوله: «هذه رسالة صغيرة الحجم، وجيزة النظم، خفيفة المؤونة، كثيرة المعونة، قد حَوَتْ من علم النحو أصوله، وهذّبت فصوله، ونظمت دُرره، وتضمّنت غرره، أوجزت لفظها ليسهل حفظها». @matalebelmi96
التّهذيب للشّيخ بهاء الدِّين محمد بن الحسين العاملي ( ت 1030 هـ ) ومعهُ مفتاح اللبيب في شرح التّهذيب للسيِّد نعمة الله الموسوي الجزائري ( ت 1112 هـ ) تحقيق محمد لُطف زاده وأمير النّيسابوري الطبعة الأولى : كربلاء المُقدّسة - العراق 2020 م / 659 ص @matalebelmi96
حرف زدن حکومت با منتقدان خود؛ سیره سیاسی امیرالمؤمنین علیهالسلام 🔰«وَ إِنْ ظَنَّتِ اَلرَّعِيَّةُ بِكَ حَيْفاً فَأَصْحِرْ لَهُمْ بِعُذْرِكَ وَ اِعْدِلْ عَنْكَ ظُنُونَهُمْ بِإِصْحَارِكَ: اگر رعیت به تو گمان بد بردند، عذرت را آشکارا با آنان در میان بگذار و بدگمانی آنان را با این صریحگویی از خود دور گردان» (نامه به مالک اشتر نامه 53) 📢قائد شهید رحمةاللهعلیه: «یکی از خصوصیات امیرالمؤمنین در ممشای سیاسیاش این بود که با دشمنان خود و مخالفان خود با استدلال حرف میزد و استدلال میکرد. در نامههائی که حتّی به معاویه نوشته است - با اینکه دشمنی بین معاویه و امیرالمؤمنین شدید بود، در عین حال او نامه مینوشت، اهانت میکرد، حرفهای خلاف میگفت - استدلال میکرد بر اینکه روش تو غلط است. با طلحه و زبیر که [ابتدا] آمدند با امیرالمؤمنین بیعت کردند - ... [بعد] رفتند و کارهائی کردند؛ ... حضرت اینجور میفرماید: «لقد نقمتما یسیرا و ارجأتما کثیرا»؛ شما یک چیز کوچک را وسیله و مایهی اختلاف قرار دادید، این همه نقاط مثبت را ندیده گرفتید؛ دم از دشمنی میزنید، دم از مخالفت میزنید. با اینها متواضعانه امیرالمؤمنین حرف میزند، توضیح میدهد؛ ....» .۱۳۸۸/۰۶/۲۰ 📣«یكى از توصيههاى ديگرى كه حضرت ميكنند ...اين است كه اگر مورد سوءظن قرار گرفتى از سوى مردم، بيا صريح و آشكار مطلب را بيان كن. يعنى اينجور نباشد كه اگر عليه ما يك چيزى گفتند، ...ما بگوييم غلط ميكنند که ميگويند، ...بىاعتنائى نبايد كرد؛ نخير، وقتى مردم يك چيزى ميگويند، بياييد جلوى مردم و توضيح بدهيد به مردم؛ بگوييد نخير، قضيّه اينجورى نيست، قضيّه اينجور است. براى مردم بيان كنيد حقيقت امر را» (نهج البلاغه راه روشن مدیران ص: 144) @matalebelmi96