کانال رسمی احمد مازنی
Статистика- Последний пост
- 18 дек.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
🔹بازگشت به سنت بنیانگذار-۱۰۲ 🔻دیپلماسی امام خمینی، نامه به رهبران(۲) 🔻اتحاد شوروی از ظهور تا سقوط ✍احمد مازنی، اعتماد پنجشنبه ۲۷ آذر ۱۴۰۴ بر اساس اطلاعات موجود روند ظهور و سقوط اتحاد جماهیر شوروی به این صورت بود که پس از سقوط نیکلای دوم آخرین امپراتور روسیه در سال ۱۹۱۷م/ ۱۲۹۵ش اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی متشکل از روسیه و پانزده جمهوری دیگر تأسیس شد و در ادامه تا زمان انحلال ۱۹۹۱م /۱۳۷۰ش بسیاری از کشورهای جهان به عنوان اقمار این کشور شناخته می شدند. که بخش بزرگی از شرق اروپا، شمال آسیا، قاره آمریکا و آفریقا را دربر میگرفت. به نحوی که در برابر کشورهای تحت نفوذ آمریکا که بلوک غرب شناخته می شدند، این کشورها به عنوان بلوک شرق شناخته می شدند.حکومت شوروی، مبارزه با دین را در صدر برنامههای خود قرار داد و از سازمان جوانان، اتحادیههای کارگری، مهد کودک تا دانشگاهها علیه مذهب به فعالیت پرداختند و مراکز دینی را بسته و علمای بسیاری را به قتل رساندند و برای ادغام اقوام گوناگون در جامعه شوروی به روشهای خشونتباری دست زدند، که از جمله هزاران تن بهویژه مسلمانان «تاتار» را کشتند. به تصریح قانون اساسیِ اتحاد جماهیر شوروی قدرت عالیِ حکومت در دست شورای عالی اتحاد جماهیر شوروی بود که دولت را انتخاب و همه قوانین اصلی را تصویب میکرد و اعضای شورای عالی را نیز کنگره خلق اتحاد جماهیر شوروی برمیگزید؛ ولی در واقع حاکمیت کشور در همه عرصهها در دست حزب کمونیست بود و تصمیمگیری درباره سیاست اقتصادی و اجتماعی تنها در دست دفتر سیاسی حزب بود. دفتر سیاسی حزب کمونیست نهاد عالی تصمیمگیری سیاسی و نخستوزیر همیشه عضو آن بود و دبیرکل حزب از نخستوزیر در جایگاه برتری قرار داشت. اعضای دفتر سیاسی از میان اعضای کمیته مرکزی حزب کمونیست انتخاب میشدند و مسئولان کلیدی و بلندپایه شوروی از میان اعضای دفتر سیاسی برگزیده میشدند. صدر هیئترئیسه شورای عالی اتحاد شوروی رئیس کشور بود و گاهی او را رئیسجمهور میخواندند. شوروی از زمان تأسیس تا انحلال، هفت صدر هیئترئیسه به خود دید که آخرینِ آنان میخائیل سرگئویچ گورباچف بود. گورباچف در مارس ۱۹۳۱م/ ۱۳۰۹ش در دهکدهای در منطقه استاوروپل متولد شد. در چهاردهسالگی به عضویت سازمان جوانان حزب کمونیست درآمد. وی جوانی اجتماعی، سخنور و مدیر بود و در سال ۱۹۴۹م/ ۱۳۲۷ش جایزه پرچم سرخ را از آن خود کرد. گورباچف در سال ۱۹۵۲م/۱۳۳۰ش به عضویت کامل حزب کمونیست درآمد و وارد دانشکده حقوق دولتی مسکو شد و در سال ۱۹۵۵م/ ۱۳۳۳ش از آن فارغالتحصیل شد و در سال بعد به سمت دبیر اولی کمیته جوانان شهر استاوروپل انتخاب شد. وی در این کمیته مراحل ترقی را پیمود تا به دبیر دومی حزب کمونیست منطقه و سپس در سال ۱۹۶۶م/ ۱۳۴۴ش به دبیر اولی آن دست یافت. وی سپس به مطالعات کشاورزی رغبت نشان داد و در سال ۱۹۶۷م/ ۱۳۴۵ش متخصص در اقتصاد کشاورزی و فارغالتحصیل شد. همین امر موجب شد وی در سال ۱۹۷۸م/ ۱۳۵۶ش دبیر کمیته کشاورزی حزب کمونیست شود و خانوادهاش به مسکو منتقل شوند.گورباچف در سال ۱۹۶۹م/ ۱۳۴۷ش نماینده پارلمان اتحاد جماهیر شوروی شد و در سال ۱۹۷۱م/ ۱۳۴۹ش به عضویت کامل کمیته مرکزی حزب کمونیست درآمد و بهسرعت پلههای ترقی را طی کرد و نامزد عضویت در مجمع قانونگذاری شوروی گردید. وی در زمان یوری آندروپوف (دبیرکل حزب کمونیسم شوروی)، عضویت دفتر سیاسی و وزارت ایدئولوژی را بر عهده داشت و دومین مقام سیاسی کشور به شمار میرفت. او در سال ۱۹۸۴م/ ۱۳۶۲ش به ریاست کمیسیون امور خارجه شورای عالی شوروی منصوب گردید. و در مارس ۱۹۸۵م/ ۱۳۶۳ش در جایگاه دبیرکل حزب کمونیست به ریاست اتحاد جماهیر شوروی دست یافت. شوروی با اینکه ثروتهای طبیعی و نیروی انسانی بسیاری داشت، از رشد لازم بهره نداشت و چنانکه امامخمینی در نامه اش به گورباچف خاطرنشان کرده از پاسخگویی به نیازهای مردم این کشور بازماند. این کشور پهناور از نظر جایگاه اجتماعی و اقتصادی نیز در مقام هفدهم جهان جای داشت. گورباچف ایدئولوژی و نظام حاکم بر شوروی را در اداره کشور ناتوان یافت و برای برونرفت از تنگنا به راهکارهایی موسوم به پروستیکا، بازسازی و اصلاحات اقتصادی و گلاسنوست، اصلاحات مدنی و اجتماعی دست زد. پاکسازی حزبی و دولتی از عناصر بوروکرات، کنترل و کاهش تسلیحات هستهای، اجرای فضای باز سیاسی، اصلاح قوانین مدنی درباره زندانیان سیاسی و مسافرت به خارج از کشور، بازنگری در سیاست خارجی شوروی، آزادی صدها تن از زندانیان سیاسی و محدودشدن دایره سانسور از برنامههای گورباچف بود. از تأسیس شوروی تا روی کارآمدن گورباچف، رهبر شوروی را شورای عالی حزب تعیین میکرد و بیش از یک نامزد در آن شرکت نمیکرد و مدت آن نیز نامحدود بود.در سال ۱۹۹۰م/ ۱۳۶۸ش گورباچف به عنوان نخستین رئیسجمهور اتحاد جماهیر شوروی انتخاب شد. ادامه دارد @mazaniahmad
انالله واناالیه راجعون برادر ارجمندجناب آقای دکتر سید حسن موسوی چلک درگذشت پدر بزرگوارتان مرحوم مغفور سید یعقوب موسوی چلک را به جنابعالی و عموم بازماندگان محترم تسلیت عرض می کنم. تربیت فرزندی چون شما که در عرصههای علمی و عملی یار و مددکار مردم شریف ایران می باشید از باقیات الصالحات آن عزیز به شمار می آید. برای آن مرحوم حشر با اجداد طاهرینش و برای خانواده های معزی صبر جمیل و اجر جزیل از خداوند متعال مسألت دارم. ارادتمند احمد مازنی ۲۵ آذر ۱۴۰۴ @mazaniahmad
♦️بازگشت به سنت بنیانگذار-۱۰۱ 🔹دیپلماسی امام خمینی، نامه به رهبران ✍احمد مازنی، اعتماد دوشنبه ۲۴ آذر ۱۴۰۴ امام خمینی در کنار روشهای مختلف دیپلماسی از قبیل ارتباط با رسانه ها، سخنرانی، دیدار و گفتوگو با مقامات عالی رتبه کشورهای مختلف، از روش نگارش نامه با برخی از رهبران جهان استفاده کردند البته این گزینه در سابقه فعالیت های سیاسی امام از فراوانی بالایی برخوردار نیست، یا نگارنده به آن دسترسی ندارد. اما از باب نمونه دو نامه از امام در دسترس همگان است که هر کدام در جای خود از اقدامات تاریخی امام راحل به حساب می آیند. این دو نامه عبارتند از: ۱. نامه امام خمینی به گورباچف ۲. نامه امام به پادشاه عربستان سعودی اما نامه امام خمینی به گورباچف، در تاریخ ۱۱ بهمن ماه سال ۱۳۶۷ شمسی، خطاب به میخائیل گورباچف آخرین رئیس جمهور شوروی صادر شد. اهمیت این نامه از این جهت بود که پنج ماه پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ ارسال شده و از نگاه علم مدیریت، در حکم موج جدیدی در بازتولید اندیشه امام در روابط بینالملل و حرکتی رو به جلو در ایفای نقش هدایتگری و پیشوایی یک روحانی سیاستمدار برای بشریت بود. همان نکته ای که در مذاکرات بین امام با رئیسجمهور وقت آمریکا در اوج جنبش اسلامی مردم ایران توسط امام مطرح شد. نامهای که در فضای یأس آلود حاکم بر رزمندگان اسلام نور امیدی افشاند و به نوعی به کلام رسول الله(ص) در فتح دو ابرقدرت روم و ایران در حین حفر خندق در جنگ احزاب شباهت دارد. از سوی دیگر امام خمینی فروپاشی شوروی و سپرده شدن مارکسیسم به موزه تاریخ را پیش بینی می کند و با گورباچف از ضرورت پرهیز شوروی از اتکاء به غرب و دعوت به دین اسلام سخن می گوید. پیامی که بر نگاه امام در زمینه آمیختگی دیانت و سیاست تأکید دارد. ایننامه تاریخی بهوسیله هیأت سه نفره شامل: آیتالله عبدالله جوادی آملی، محمدجواد لاریجانی و خانم مرضیه حدیده چی (دباغ)، در مسکو به گورباچف ابلاغ شد. ایننامه و محتوای آن، توجه همگان بهویژه ناظران روابط بین الملل را به خود جلب ساخت. پیام تاریخی امام خمینی به گورباچف با وجود ناگهانی و غیرقابل پیشبینی بودن آن، و باتوجه به تحلیلهای عمیق امام در نامه، نشان از ریشهدار بودن آن در سابقه تاریخی ایران و شوروی دارد. ایننامه را میتوان از یکسو، مهمترین و اساسیترین اقدام امام در امر صدور اندیشه اسلام ناب و از سوی دیگر، مهمترین هشدار نسبت به روند اصلاحات شوروی در این دوره دانست." این پیام در ادامه دعوت پیشوایان دینی برای هدایت و دعوت مردم به دین، تلقی میشود که گاه از نامه و پیام استفاده میکردند. امامخمینی به تأسی از شیوه یادشده نامهای به میخائیل گورباچف نوشت. مهم ترین هدف اماماز فرستادن نامه، دعوت رهبر شوروی به توحید و رهاشدن شوروی از قید مادیگرایی بود. گفته می شود نامه امامخمینی حدود ۱۶۶۰ کلمه و در پنج صفحه با خط خود ایشان نوشته شده و از مضامین آن هشدار به گورباچف از پناهبردن به غرب، حمایت از مسلمانان منطقه زیر نفوذ شوروی و نیز حمایت از مردم افغانستان بود. جمله معروف در این نامه «از این پس باید کمونیسم را در موزههای دنیا جستجو کرد» اشاره به شکست مارکسیسم و کمونیسم دارد. نامه امامخمینی در جهان بهویژه در کشورهای تابع شوروی بازتاب گستردهای داشت. برخی از خام اندیشان هنگام فرستادن نامه، این جمله امامخمینی را که «از این پس باید کمونیسم را در موزههای دنیا جستجو کرد» به مسخره میگرفتند؛ ولی پس از گذشت یک سال از درگذشت ایشان همه چیز در شوروی دگرگون شد و آن پیشگویی تحقق پیدا کرد. به تعبیر شوارد نادزه وزیر امور خارجه اتحاد جماهیر شوروی تحولات درونی شوروی، آن قلعهای که محکم به نظر میرسید فرو پاشاند و پیشبینیهای رهبری ایران در خصوص مارکسیسم عملی شد. ادامه دارد @mazaniahmad
🔴احمد مازنی: در عمل به قانون اساسی کوتاهی کردیم 🔴دوره آیتالله هاشمی و خاتمی اوج رضایت و شکوفایی را در عرصههای مختلف داشتیم 🔴امام به مردم اعتماد داشت 🔹حجتالاسلام و المسلمین احمد مازنی، رئیس پیشین کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی، گفت: به صورت مقطعی و موردی در همه جای دنیا هست که یک کسی کاری را انجام میدهد، ولی بعد باید به نمایندگان مردم رجوع کنند. 🔹یعنی حتی اصل 110 قانون اساسی هم مانع اختیارات مجلس نیست. تجربه عملی هم در طول دوران حیات امام و بعد از آن ما شاهد بودیم. در دوره هشت ساله ریاست جمهوری مرحوم آیتالله هاشمی رفسنجانی و دوره هشت ساله آقای خاتمی اوج رضایت و شکوفایی در عرههای اقتصادی، فرهنگ و هنر، سیاسی و روابط بینالمللی را داشتیم و دوره معجزه هزاره سوم را هم داشتیم که به همه آن افتخارات فاتحه خوانده شد. 🔹اگر نگاه پوپولیستی حاکم باشد، هرکسی میتواند رأی بیاورد. ولی ما وظیفه داریم به مردم آگاهی بدهیم. الآن این همه گروه و کانال در فضای مجازی هست و نوعا تشکیل دهنده آنها افرادی که از سفره امام ارتزاق کردند و هنوز هم دارند ارتزاق میکنند. میزان مطالبی که در اهانت به امام منتشر میشود را ببینید و بعد مواردی که بخواهند توضیح بدهند و تبیین و روشنگری کنند را هم ملاحظه کنید. رأی مردم اعتبار دارد و باید برای آن احترام قائل شد اما مجموعه رفتارهای پشت انتخاب احمدینژاد را میدانیم که اینها دیگر رجوع به رأی مردم نبود./جماران https://www.jamaran.news/fa/tiny/news-1691478 🇮🇷 @jamarannews @mazaniahmad
♦️بازگشت به سنت بنیانگذار- ۱۰۰ 🔹دیپلماسی امام خمینی در نوفل لوشاتو(۸) ✍احمد مازنی، اعتماد دوشنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۴ در سلسله یادداشت های دیپلماسی امام خمینی در نوفل لوشاتو چند نکته مطرح شد که می تواند برای امروز و فردای ما مورد استفاده قرار گیرد: نکته اول: اینکه امام خمینی در اوج قیام سراسری ملت ایران علیه استبداد داخلی و استیلای خارجی حد اکثر تلاش را برای نفی خشونت و عبور آرام از بحران انجام دادند. نکته دوم: اینکه امام خمینی برای پیروزی ملت ایران روی وحدت و انسجام ملی از جمله پیوستن ارتش به عنوان بخش مسلح ملت به قشرهای دیگر تأکید کردند و بالأخره بجای تقابل با ارتش راه تعامل با ارتش را در پیش گرفتند و از نیروهای مسلح حمایت کردند. نکته سوم: اینکه امام با پیشنهاد مذاکره با نماینده جیمی کارتر رئیسجمهور آمریکا موافقت کرده و برای انجام مذاکره نماینده ای معرفی کردند. نکته چهارم: اینکه امام در عین صراحت در دفاع از حقوق ملت ایران و مقاومت در راه تحقق اهداف انقلاب اسلامی به نحوی عمل کردند که بزرگترین حامی رژیم شاه و بختیار را وادار به پذيرش مسئولیت کردند و در عمل ولو برای مدتی کوتاه آنها را از همراهی با موانع پیروزی انقلاب اسلامی بازداشتند. نکته پنجم: اینکه امام از تعارض موجود بین دولت های غربی به ویژه فرانسه و آمریکا برای پیشبرد اهداف انقلاب اسلامی به نحو شایسته ای استفاده کردند. ضمن اینکه در مورد اتحاد جماهیر شوروی و حزب توده با کمال هوشمندی رفتار کردند و بر سیاست نه شرقی، نه غربی تأکید کردند و در عین حال بین یک نظام ملحد و یک جامعه معتقد به خدا تفاوت را بیان کردند که در صورت نیاز به انتخاب کدام را ترجیح می دهند، اما این همه با تأکید بر استقلال کشور و احترام متقابل و عدم مداخله در امور داخلی ایران مطرح می شد. نکته ششم: امام در عین مذاکره شفاف با آمریکا به برنامه های پشت پرده توجه داشتند از جمله در مورد تأخیر در بازگشت به ایران در دام توطئه دشمن نیفتادند، در حالی که دولت بختیار و دولت آمریکا بر تأخیر در بازگشت امام به ایران اصرار داشتند ضمن اینکه هیچ توضیحی به پرسش های نماینده جیمی کارتر در این مورد ندادند، در بازگشت به ایران تسریع کردند و حتی از قول مردم ایران اعلام کردند که در صورت نیاز، فرودگاه را با توسل به زور باز می کنند. و فرمودند: همچنین نیروهای مسلح از نظامی و غیرنظامی، از جمله عشایر درخواست عمل برای پایان دادن به وضع کنونی کردهاند، اما من هنوز اذن ندادهام و ترجیح میدهم که کار با مسالمت تمام شود" نکته هفتم: اینکه امام در جریان مذاکره به نحوی عمل می کنند که آمریکاییها دخالت خود در امور داخلی ایران و نقش خود در مورد گذشته و حال ایران را می پذیرند و در مورد چگونگی پایان دادن به وضع موجود از جمله خروج شاه، کودتا یا عدم کودتای ارتش و حمایت از دولت بختیار باشد صراحت مداخله می کنند. مداخله ای که تا کنون در پهنه جغرافیای زمین حق خود می دانند و در قبال آن جز بر منافع نامشروع خویش به چیز دیگری نمی اندیشند. @mazaniahmad
♦️مازنی در گفتوگو با خبرآنلاین در مورد وضعیت حامل های انرژی: مسبب وضع کنونی حداد عادل و دوستان اوست/ 🔹 در مجلس دهم دنبال کمپین نه به کاندیداتوری بودیم تا جراحی اقتصادی کنیم. مشروح گفتوگو اینجا https://www.khabaronline.ir/news/2151069/%D9%85%D8%B3%D8%A8%D8%A8-%D9%88%D8%B6%D8%B9-%DA%A9%D9%86%D9%88%D9%86%DB%8C-%D8%AD%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%84-%D9%88-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D8%A7%D8%B2%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AC%D9%84%D8%B3-%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%85-%D8%AF%D9%86%D8%A8%D8%A7%D9%84 @mazaniahmad
سال روز وفات ام البنین(س) و روز تکریم از مادران و همسران شهدا را گرامی می دارم. مادرانی که سال ها چشم به راه بودند و هستند. و همسرانی که بعد از شهادت همسر پاسدار حریم ایمان و ایثارند. @ahmadmazani @mazaniahmad
🔹بازگشت به سنت بنیانگذار-۹۹ 🔻دیپلماسی امام خمینی در نوفل لوشاتو(۷) ✍احمد مازنی، اعتماد سهشنبه ۱۱ آذر ۱۴۰۴ ✅آخرین دیدار و هشدار امام به دولت آمریکا. نماینده جیمی کارتر در پاسخ به دکتر یزدی نماینده امام گفت: " نمیداند، سوال میکند و جواب میدهد. در روز ۳۰ دی ماه ۱۳۵۷ برابر با ۲۱/۱/۱۹۷۹ نماینده دولت آمریکا تلفن زد و جواب سوال بالا را به شرح زیر داد: " تصمیم گیری نسبت به آینده و جریان تحول سیاسی و برنامهای برای به وجود آوردن حداکثر ثبات، باید خود مردم شرکت کنندگان اصلی باشند و عناصر اصلی را خود انتخاب کنند و سعی شود که حداکثر نیروها را در برگیرد" چهارمین پیام، ۴ بهمن ۵۷ مطابق با ۲۴ ژانویه ۱۹۷۹ نماینده آمریکا در چهارمین دیدار که در چهارم بهمن ۵۷ برگزار شد، چهار نکته را از سوی دولت آمریکا مطرح کرد؛ از جانب دولتم موظفم چهار نکته را به اطلاع برسانم: ۱ : برای ما و فرض ما آن است که آیت الله هم با ما در این امر شریکند که ایران مستقل و با ثبات جدای از دخالت خارجیها، هدف است. ۲: ما اعتقاد داریم که جریان کافی در قانون اساسی هست که از طریق آن تمامی نیروهای اصلی میتوانند با آرامش در تنظیم سرنوشت مملکت شرکت و دخالت کنند. ۳: اگر این جریانات تعقیب و اجرا نشود، یک حرکت و برخورد مستقیم خارجی، جدای از قانون اساسی اتفاق بیفتد، با نتایج فاجعه آمیز آن برای تمامی نیروهای غیر کمونیست، از جمله برای عوامل مذهبی پشتیبانان آنان. در این مورد از من خواسته شده است که توجه شما را به بیانیه جدید حزب توده جلب کنم که پشتیبانی خود را از شورای انقلاب و دولت موقت اعلام داشته است. ۴: ما فکر میکنیم که در شرایط کنونی هنوز زود است که آیت الله در این زمان به ایران برگردد. دکتر یزدی در جریان تقدیم این پیام به امام خمینی میگوید استنباط ما از پیام آمریکا این بود که اصرار دارند قانون اساسی فعلی حفظ شود و اعتبار خود را از دست ندهد و ما را از یک فاجعه موهوم در صورت تغییر قانون اساسی میترساند. همچنین اصرار آمریکا بر تأخیر در بازگشت امام به ایران با توجه به خروج شاه و اقدام دولت و ارتش در بستن فرودگاه حکایت از توطئه ای داشت. پنجمین پیام ۷ بهمن ۱۳۵۷ برابر با ۲۷ ژانویه ۱۹۷۹ در پنجمین دیدار دکتر یزدی با نماینده آمریکا در ۷ بهمن، پیام آیت الله خمینی قرائت شد: "کارها و عملیات بختیار و سران کنونی ارتش نه تنها برای ملت ایران، بلکه برای دولت آمریکا هم به خصوص آینده خود آمریکا هم در ایران، سخت ضرر دارد و من ممکن است مجبور شوم دستور جدیدی درباره اوضاع ایران بدهم. بهتر است شما به ارتش توصیه کنید که از بختیار اطاعت نکند. دست از این حرکات بردارند. ادامه این عملیات توسط بختیار و سران ارتش ممکن است فاجعهای بزرگ به بار آورد. اگر او و ارتش در امور دخالت نکنند و ما ملت را ساکت کنیم، ضرری برای آمریکا ندارد. این گونه حرکات و رفتار، ثبات و آرامش منطقه را باعث نخواهد شد. ملت از من حرف شنوی دارند و ثبات به دستور من و با اجرای برنامه من به وجود خواهد آمد. وقتی من دولت موقت را اعلام کنم، خواهید دید که رفع بسیاری از ابهامات خواهد شد و خواهید دید که ما با مردم آمریکا دشمنی خاصی نداریم و خواهید دید که جمهوری اسلامی که بر مبنای فقه و احکام اسلامی استوار است، چیزی نیست جز بشردوستی و به نفع صلح و آرامش همه بشریت است. بستن فرودگاهها و جلوگیری از رفتن ما به ایران ثبات را بیش از پیش به هم میزند، نه آنکه اوضاع را تثبیت نماید. از جانب نیروهای من خواسته شده است که اذن بدهم بروند فرودگاه را باز کنند با زور. اما من هنوز چنین اذنی نداده ام. همچنین نیروهای مسلح از نظامی و غیرنظامی، از جمله عشایر درخواست عمل برای پایان دادن به وضع کنونی کردهاند، اما من هنوز اذن ندادهام و ترجیح میدهم که کار با مسالمت تمام شود و سرنوشت مملکت به دست ملت سپرده شود" در ادامه مقاله آمده است که: این آخرین تماس و ملاقات با نماینده وزارت امور خارجه آمریکا بود. رد و بدل شدن پیامها مابین امام خمینی و دولت آمریکا باعث شد همراه با جنبش کبیر مردم ایران، آمریکا را در موضع انفعالی قرار دهد و آن را از دست زدن به یک اقدام فاجعه بار بردارد و تسلیم خواسته ملت ایران شود. امام خمینی در ایام حضور در نوفل لوشاتو دیدار ها و گفتوگو های دیگری هم داشته است که در یادداشت های بعدی ضمن جمع بندی مذاکرات نماینده امام با نماینده جیمی کارتر رئیسجمهور آمریکا به این دیدار ها نیز اشاره خواهد شد. @mazaniahmad
♦️مازنی: مجلس دوازدهم یا دنبال حذف ظریف و عارف بودند یا چوب لای چرخ دولت گذاشتن. 🔹ماجرای توقف طرح سه فراکسیون مجلس دهم برای بازگشت قیمت بنزین در سال ۹۸ مشروح گفتوگوی احمد مازنی با خبرآنلاین. https://www.khabaronline.ir/news/2149106/%D9%85%D8%A7%D8%B2%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%AC%D9%84%D8%B3-%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87%D9%85-%DB%8C%D8%A7-%D8%AF%D9%86%D8%A8%D8%A7%D9%84-%D8%AD%D8%B0%D9%81-%D8%B8%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D9%88-%D8%B9%D8%A7%D8%B1%D9%81-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86%D8%AF-%DB%8C%D8%A7-%DA%86%D9%88%D8%A8-%D9%84%D8%A7%DB%8C @mazaniahmad
♦️بازگشت به سنت بنیانگذار-۹۸ 🔹دیپلماسی امام خمینی در نوفل لوشاتو(۶) 🔻ما اساسا ضد هیچ کشور و ملتی نیستیم ✍احمد مازنی، اعتماد یکشنبه ۹ آذر ۱۴۰۴ امام خمینی در ادامه پاسخ به سوالات نماینده جیمی کارتر گفتند: "با عقب انداختن کارها، دست تودهایها را باز میکنید. شما با حمایت از این دولت یا آن دولت و شلوغی ارتش باعث تعویق و در نتیجه، رشد تودهایها و زحمت بیشتر ما هستید. کنار بروید و بگذارید ما خود کارهایمان را بکنیم. ارتش را هم وادار به سکوت و عدم دخالت بنمایید. نه کمونیست نه تودهای کاری نمیتواند بکند. امااگر وضع به همین ترتیب ادامه یابد کاری نمیتوان کرد و تودهایها رشد میکنند و باعث زحمت میشوند. اما در پاسخ چهار سوالی که مطرح کردهاند: سوال ۱: سرمایهگذاری آمریکا در ایران؛ الف: در شرایط فعلی از کم و کیف این سرمایهگذاری و ماهیت فعالیتهای آنان اطلاعات کافی نداریم. ب: اساس سیاست و خط مشی ما در این مورد و سایر موارد مشابه حفظ استقلال مملکت، مصالح ملی و توسعه و عمران کشور خودمان است. ج: این امر به برنامهریزیهای دولت آینده جمهوری اسلامی بستگی دارد. مثلاً به طور قطع ما کشاورزی خود را زنده خواهیم کرد. به وابستگی نیازهای غذایی به خارج پایان خواهیم داد. این امر اولویت را در امور کشاورزی ما بیان میکند. در رابطه با اجرای این برنامه و تحقق اهداف کشاورزی دولت آینده ممکن است آنچه را که لازم و مفید میداند، انجام دهد از جمله همکاری با کمپانیهای خارجی از جمله آمریکاییها. سوال ۲: فروش نفت به غرب کماکان ادامه خواهد یافت. ما خواستار اصلاح وضع اقتصادی کشورمان هستیم. کشور ما را خراب کرده اند. ما به درآمد نفت نیاز داریم. نمیخواهیم از گرسنگی بر سر چاههای نفت بمیریم، لذا نفت خود را به مشتریان آن میفروشیم.به قیمت عادلانه روز به هر کسی که بخرد، میفروشیم و ارز دریافت میکنیم نه چیز دیگری. ما فقط به آفریقای جنوبی و اسرائیل نفت نخواهیم فروخت. سوال ۳:روابط سیاسی نظامی با آمریکا؛ الف: ما اساساً ضد هیچ کشور و ملتی نیستیم.ضد سیاستهای آنان علیه مصالح ملت خودمان و ظلم آنها هستیم. هرگاه روش دولت آمریکا برخلاف گذشته، واقع بینانه شود و دست از دخالت در امور ما بردارد، دست از حمایت مردمی دزد و فاسد،از ارتشی و غیر ارتشی،بردارد جنبش ما را بفهمد و به آزادی و استقلال ما احترام بگذارد ما با آنها روابط دوستانه خواهیم داشت. ما برای توسعه کشاورزی و اقتصاد کشور به علوم و فنون و تکنولوژی غرب خصوصاً آمریکا نیاز داریم. با دوستی و احترام متقابل میتوانیم رابطه داشته باشیم.اما آمریکا باید بداند که تنفر عمیق مردم ما نسبت به آمریکا به دلیل کودتای ۱۳۳۲ و دخالت ممتد آنها از آن به بعد و حمایت از شاه امری نیست که در مدت کوتاهی از دل مردم ما برود. آمریکا میتواند آن را جبران کند و عملاً نشان دهد که سیاستش تغییر کرده است. ب:ما با خرید سلاحهای عظیم نظامی برای ایران موافق نیستیم.آنها را نه ضروری میدانیم و نه مفید. ج:ثبات ایران و در نتیجه ثبات منطقه را ما نه در خرید سلاحهای عظیم و نه در یک ارتش بزرگ میدانیم بلکه در توسعه دموکراسی، استقلال کشور، عدالت اجتماعی، همکاری و شرکت وسیع مردم در تمامی شئون کشور میدانیم. د:سیاست خارجی ما بیطرفی مثبت است و لذا در پیمانهای نظامی شرکت نمیکنیم. ه: ما نه به صورت ژاندارم منطقه عمل خواهیم کرد و نه به صورت صادر کننده انقلاب به سایر کشورهای منطقه. سوال ۴:روابط با روسیه عیناً نظیر آمریکاست.ما از آنها هم سوابق تلخی داریم. آنها هم رژیم شاه را حمایت کرده اند. آنها هم اگر بخواهند در امور ما دخالت کنند،مقابله و مقاومت میکنیم. آنها هم اگر به ما احترام بگذارند و مصالح ما را محترم بشمارند،در امور داخلی ما دخالت نکنند،با آنها دوستی خواهیم داشت.اما ما خود را با مردمی که به خدا معتقدند نزدیکتر حس میکنیم تا با ملحدین خدانشناس. و بالاخره ۱:ما خواستار تقلیل فشار و جنجالهای سیاسی بین المللی منطقهای هستیم، نه تحریک و تشدید جنجالها. ۲:ما برای ساختن مجدد کشور و آبادانی مملکت به آرامش نیاز داریم. بنابراین،در تحریکات و تشنجات منطقه و دستهبندیها شرکت نخواهیم کرد. ۳:در مشکلات و مسائل سیاسی جهانی با سایر دولتها، راه حل را از طریق مذاکرات سیاسی و در سطح سازمان ملل میدانیم."پس از این نماینده آمریکا سوال کرد:"شما گفتهاید که میخواهید به جنگ و خونریزی داخل خاتمه دهیم.ما هم موافقیم و کوشش داریم، اما ترس و نگرانی ما این است که قبل از تماس با ارتش و سایر عوامل مهم و قابل توجه،معرفی و اعلام دولت موقت انتقالی به بروز ریسکهای ثانوی منجر شود. علاقمندیم نظرات آیت الله را بدانیم"دکتر یزدی میگوید در مورد این سوال از او خواست توضیح بدهد که منظورشان از سایر عوامل مهم و قابل توجه که ترجمهelements significant other است، چیست؟... ادامه دارد @mazaniahmad
♦️بازگشت به سنت بنیانگذار-۹۷ 🔹دیپلماسی امام خمینی در نوفل لوشاتو (۵) 🔻توصیه دولت کارتر؛ با ارتش مذاکره کنید! ✍احمد مازنی، پنجشنبه ۶ آذر ۱۴۰۴ نماینده دولت آمریکا در ادامه گفت: "در واقع، بعضیها که در ارتش مخالف آیت الله خمینی هستند، معتقدند که وی تحت نفوذ تودهایها و یا سایر افراطیها است. به همین دلیل ما معتقدیم که باید مسئولین ارتش را متقاعد سازیم که آیت الله خمینی ضد تودهای و ضد کمونیسم در ایران است. آمریکا میتواند کمک کند مذاکرات لازم بین آیت الله خمینی و ارتش شروع شود. ما قویاً چنین مذاکرهای را حمایت میکنیم و آن را ضروری میدانیم. اما ما نمیتوانیم احساس اعتماد را که برای یک مذاکره منظم لازم است به وجود بیاوریم. این (احساس اعتماد) تنها با یک رابطه مستقیم بین آیت الله و ارتش است که به وجود میآید. ما معتقدیم که چنین مذاکراتی فوریت دارد. اطلاعات ما حاکی از آن است که در دانشگاه و در بین کارگران پشتيباني از تودهایها رشد میکند که این امر به نوبه خود تحولات مرحله انتقالی را میتواند مشکل و خطرناک سازد. اما پاسخ سه سوالی که شده بود: سوال ۱: مسأله اینکه جهتگیری ارتش چیست؟ بهترین جواب باید از طریق سوال و تماس با خود آنها باشد اما نظریات خود ما: آیا ارتش از برگشت فوری آیت الله میترسد یا از هیجانات حاصل از آن؟ ارتش ماهیتاً محافظه کار است میخواهد آرامش باشد و نمیخواهد که جریانات سال قبل ادامه یابد. نظامیان از مجهولات و آینده مبهم نگران هستند و خطر رشد و پیروزی تودهایها را میبینند. بنابراین مذاکرات مستقیم با آنها ضروری است. سوال ۲: در مورد نظر ارتش درباره "محافظت قانون اساسی" آیا منظور سلطنت است یا حفظ خود ارتش؟ باید از خود آنها پرسید و فهمید. نظرات ما: محافظت و حمایت قانون اساسی فرع بر حفظ آرامش در راستای روشن شدن جهت آینده است، هر کس از نظامیان، سیاسیون و مردم باید از قبل بدانند که چه سرنوشتی در انتظار آنها است. به نظر آمریکا قانون اساسی این قوانین و مقررات را روشن کرده است. آمریکا معتقد است که نه ارتش و نه مخالفان نباید خلاف قانون اساسی رفتار کنند. به همین دلیل است که از ارتش خواستهایم که شدیداً عملی خلاف قانون اساسی انجام ندهد. ترس ما این است که اگر چهارچوب قانون اساسی به هم بخورد، راه برای تودهایها باز میشود. این خیلی مهم است که نمیگوییم که قانون اساسی نمیتواند و نباید تغییر کند و تاکید میکنیم. اساساً معتقدیم ایجاد یک جریان منظم برای تغییر مهم است. ما معتقدیم اگر یکپارچگی و انسجام ارتش حفظ شود، امکان آن وجود خواهد داشت که رهبری ارتش هرگونه شکل سیاسی که انتخاب شود، مورد حمایت خود قرار دهد. سوال ۳: در مورد وسایل نظامی فنی، جواب مطلقا منفی است، ما میخواهیم که قدرت و یکپارچگی ارتش را حفظ کنیم. ما میخواهیم که نیروی ارتش وسایل فنی را که دولت ایران برای دفاع خود لازم میداند، داشته باشد" در اینجا پاسخ به سوالات امام خمینی که در مقالات قبل مطرح شده بود، پایان مییابد و مأمور دولت آمریکا به بحث دیگری که مربوط به بیانات ساندرز (معاون وزیر امور خارجه) که در مورد ایران در کنگره آمریکا ایراد کرده بود، میپردازد و توضیحاتی به شرح زیر ارائه میدهد:۱: ساندرز گفته است ایرانیان باید سرنوشت آینده خود را خودشان تعیین کنند و این است که ما از شما دعوت میکنیم که با ارتش مذاکره کنید.۲: ساندرز گفته است که دولت آمریکا جریانات قانونی را تایید میکند. اگر تغییراتی لازم باشد ما مخالف آن نیستیم. این تغییرات باید از طریق یک جریان منظم و کنترل و حساب شده باشد و همه ایرانیها در آن شرکت کنند و آن را حمایت کنند.۳:ساندرز گفته است که دولت آمریکا از استقلال ایران حمایت میکند. به نظر ما هم ایالات متحده و هم طرفداران آیت الله در جلوگیری از نفوذ تودهایها که مستقیماً به نفع روسها خواهند بود، منافع مشترک شدیدی دارند. پس از پایان این قسمت از پیام، مأمور دولت آمریکا سوالاتی را از جانب دولتش مطرح میکند و میگوید: به نمایندگی از طرف دولتم سوال زیر را مطرح میکنم:۱: سرنوشت سرمایهگذاریهای آمریکا در ایران؟ ۲: آینده فروش نفت به غرب؟ ۳: آینده روابط سیاسی و نظامی ایران با آمریکا؟۴: روابط با روسیه؟ به گفته دکتر یزدی پس از این ملاقات گزارش مذاکرات به آیتالله خمینی داده شد و ایشان پاسخهای خود را دادند که در دیدار سوم داده شد. و دیدار سوم در ۲۸ دی ماه ۱۳۵۷ برابر با ۱۸ ژانویه ۱۹۷۹ حاصل شد. در این دیدار پاسخهای آیت الله خمینی به شرح زیر خوانده شد: در مورد برنامه سیاسی آینده برای مرحله انتقالی سه مرحله پیش بینی شده است: مرحله اول تأسیس شورای انقلاب، دوم معرفی دولت موقت، سوم تنظیم و تصویب قانون اساسی که بعداً به موجب آن قانون اساسی عمل جدید خواهیم کرد... ادامه دارد @mazaniahmad
بازگشت به سنت بنیانگذار-۹۶ دیپلماسی امام خمینی در نوفل لوشاتو(۴) احمد مازنی، چهارشنبه ۵ آذر ۱۴۰۴ نگرانی آمریکا از بازگشت امام نماینده کارتر در ادامه اولین ملاقات با نماینده امام گفت:"سولیوان گزارش داده است که سعی و کوشش برای ترتیب ملاقات بین بهشتی و سران ارتشی نتیجه ای نداده است از آیت الله خمینی درخواست میشود که این امر را توصیه کنند.دولت من همچنین امیدوار است که آیت الله از هرگونه عملی که منجر به سقوط بختیار میشود، خودداری کنند به نظر دولت من(بروز)چنین وضعیتی(یعنی سقوط بختیار)ممکن است باعث شود که نظامیان عصبانی شده و برای در دست گرفتن قدرت سریعا وارد عمل شوند" امام خمینی در پاسخ به این نامه مجدداً خطر کودتای ارتش را که اقدامات کمونیستها زمینهساز آن است مطرح میکند. امام خمینی همچنین در این نامه حفظ ارتش پس از پیروزی انقلاب اسلامی و حفظ و تمامیت ارضی کشور را ضروری میداند. او به اصرار آمریکا بر به تاخیر انداختن سفر به ایران مشکوک است به این بخش از نامه پاسخی نمیدهد: " اول اینکه گفتهاید که تودهایها برای برخورد مسلحانه تحریک میکنند چه سند یا مدرکی دارید که ارائه بدهید؟ این تحریکات از جانب خود ارتش است. آنها به دنبال بهانه هستند. همچنین به نظر ما، یک ائتلاف اعلام نشدهای بین ارتش و کمونیستها دیده میشود تا این بهانه به دست ارتش داده شود. هدف هماهنگ کمونیستها و ارتش لطمه به اعتبار جنبش اسلامی است. دوم اینکه روشن کنید که منظور از حرکت ارتش برای محافظت از قانون اساسی چیست؟ آیا حفظ سلطنت است یا حفظ ارتش برای آینده؟ آیا نگرانی آنها و هدفشان حفظ سلطنت است یا حفظ ارتش، در صورت فرض دوم مسئله فرق میکند. سوم اینکه آیا درست است که آمریکاییها تمام وسایل را از بین میبرند یا از کشور خارج میسازند؟" نکته جالب در این زمینه این است که امام خمینی با بررسی پیام دولت آمریکا و همچنین پیام دولت بختیار مبنی بر درخواست تاخیر در بازگشت ایشان به ایران دریافت کردند، به این نتیجه رسیدند که هرچه زودتر برای جلوگیری از توطئههای احتمالی باید به ایران بازگردند. استراتژی امام در مورد ارتش نیز حفظ آن و پیوستن آنها به انقلاب بود؛ استراتژی گل در برابر گلوله و شعار "برادر ارتشی چرا برادر کشی" باعث شد ارتش شاهنشاهی از سلطنت جدا شود و به انقلاب ملت ایران بپیوندد. در ۲۷ دی ماه ۱۳۵۷ مطابق با ۱۷ ژانویه ۱۹۷۹ دومین پیام آمریکا از طریق نماینده آنها به دکتر ابراهیم یزدی داده میشود. در این نامه آمریکا نگرانی خود را از خونریزی در ایران بیان و میگوید که هیچ ائتلافی بین ارتش و کمونیستها نیست و ارتش بیش از همه از کمونیستها میترسد، نگرانی خونریزیها در ایران را دارند و معتقدند که برخورد شدید بین نظامیان و غیرنظامیان کار را سخت و غیر ممکن میکند که یک آینده با ثبات به وجود بیاید از همه نیروهای سیاسی میخواهد که راه مسالمت آمیز را انتخاب کنند. در ادامه این نامه ذکر میشود که کسانی نظیر تودهایها مذهب را ولو موقتا وسیلهای برای جمع آوری توده مردم به کار میبرند. آمریکاییها در نامه خود میگویند که باید مسئولین ارتش را متقاعد سازند که آیت الله خمینی ضد تودهای و ضد کمونیسم در ایران است و آمریکا کمک میکند که مذاکرات بین آیت الله خمینی و ارتش شروع شود، هرچند که ضمانتی نمیدهند اعتماد لازم برای یک مناظره منظم را به وجود آورند. آمریکا در این نامه با تاکید بر فوریت چنین مذاکراتی هشدار میدهد که اطلاعاتی دارند مبنی بر اینکه بین کارگران و دانشگاهیها تودهایها در حال رشد هستند که میتواند تحولات مرحله انتقال را سخت کند. در ادامه نماینده آمریکا پاسخ به سه سوالی که امام خمینی در دیدار نخست مطرح کرده بود را میدهد:۱. اولین نگرانی ما پایان دادن به خونریزیها در ایران است،هم به خاطر احترام به بشریت و هم برای به وجود آوردن شرایط مناسب جهت راه حل سیاسی بحران ایران.۲.احساس ما این است که برخورد شدید بین نظامیان و غیرنظامیان که ما شدیداً مخالف آن هستیم، کار را خیلی مشکل حتی غیر ممکن میسازد که یک آینده ثابت را به وجود آوریم.بنابراین ما از همه نیروهای سیاسی ایران خصوصاً ارتش دعوت میکنیم که راه حل مسالمت آمیز را انتخاب کنند. ۳. در میان کسانی که ادعای پیروی از آیت الله خمینی دارند،هستند کسانی نظیر تودهایها که مذهب را ولو موقتا وسیلهای برای جمع آوری توده مردم به کار میبرند.به خصوص وقتی راه حل دیگری برای آنها امکان پذیر نباشد. ما معتقدیم که تودهایها و سایرین(کمونیستها)گروه های کوچکی هستند اما شديدا خطرناک می باشند. ما معتقدیم تنها ادامه کوششهای سیاسی معقول می تواند کارهای آنها را خنثی سازد.دولت ما روی این مسأله اصرار می ورزد که موضوع ائتلاف نوشته نشده ای بین کمونیستها و ارتشیها درست نیست. معتقدیم که ارتش بیش از همه از کمونیستها ترس دارد... ادامه دارد @mazaniahmad
بازگشت به سنت بنیانگذار-۹۵ دیپلماسی امام خمینی در نوفل لوشاتو(۳) مذاکرات نماینده امام با نماینده کارتر احمد مازنی، اعتماد شنبه اول آذر ۱۴۰۴ امام خمینی در ادامه بیانات شان خطاب به نماینده رئیسجمهور فرانسه و در پاسخ به پیام جیمی کارتر رئیسجمهور آمریکا فرمودند: "اگر کودتا بشود از چشم شما میدانم. نمیدانم ملت آمریکا بعدها چه خواهد کرد و من به حکم اینکه یک شخص روحانی هستم و مصلحت بشر را همیشه در نظر دارم و مصلحت ملت خودم را در نظر دارم، به شما توصیه میکنم که جلوی این خونریزیها را بگیرید و نگذارید این خونریزیها تحقق پیدا کند و ایران را به حال خود واگذارید که اگر بکنید نه گرایش کمونیستی خواهد داشت و نه سایر مکاتب انحرافی، نه تسلیم شرق و نه تسلیم غرب خواهد شد. تأکید میکنم که اگر بخواهید آرامش در ایران حاصل شود راهی جز این نیست که نظام شاهنشاهی که قانونی نیست کنار برود و ملت را به حال خود باقی بگذارند تا من یک شورای انقلابی تاسیس کنم از اشخاص پاکدامن برای نقل قدرت تا امکانات مناسب جهت حکومت مبعوث ملت انجام گیرد و در غیر این صورت امید آرامش نیست و خوف آن دارم که اگر کودتای نظامی بشود، انفجاری بشود در ایران که کسی نتواند جلوی آن را بگیرد. ملت ایران از کودتای نظامی نمیترسد برای آنکه ماههاست که با قدرت نظامی هرچه سختتر با مردم مقابله شده است و نتوانستند آرامش برقرار سازند و الان نظام و ارتش از چند ماه قبل سست و ضعیفتر است برای آنکه در باطن ارتش اختلاف ایجاد شده است بسیاری به ما میپیوندند و کودتا را خفه میکنند. من به شما توصیه میکنم از کودتا جلوگیری کنید که اگر بشود ملت ایران از شما میدانند و برای شما ضرر دارد. این تمام پیغام من است به کارتر. و اما به دولت فرانسه،از رئیس جمهور که در این کنفرانس(گوادلوپ) از تایید کارتر از شاه مناقشه کرده است تشکر میکنم و میل دارم که کارتر را نصیحت کنند که دست از پشتیبانی این شاه و این رژیم و این دولت، که همه خلاف قوانین است بردارند و کودتای نظامی را تایید نکنند و جلوگیری کنند، تا ایران آرامش خود را به دست بیاورد و چراغ اقتصاد به گردش درآید در آن وقت است که میشود نفت را به غرب و هر کجا که مشتری هست صادر کند." در ادامه گزارش آمده است بعد از این ملاقات ساندرز معاون وزارت امور خارجه آمریکا پیشنهاد میدهد که نمایندهای از جانب دولت آمریکا با نماینده ای از طرف امام خمینی برای رایزنی در تماس باشند و امام خمینی قبول و دکتر یزدی را به عنوان نماینده خود معرفی میکند و آمریکا نیز شخصی به نام وارن زیمرمن را معرفی میکند و اولین دیدار بین نماینده آمریکا و نماینده امام خمینی در تاریخ ۲۶ دی ماه ۱۳۵۷مصادف با ۱۶ ژانویه ۱۹۷۹ برگزار میشود. نماینده آمریکا متن نامهای را به شرح زیر میخواند: "بر اساس اطلاعات و گزارشهای سولیوان سفیر آمریکا در تهران، نظامیان ایران مسئله کودتا را به طور جدی بررسی کردهاند، ژنرال هایزر مطمئن است که او آنها را از این امر منصرف کرده است. آنها[نظامیان ایران] در این دوره ساکت و آرام خواهند بود، به شرطی که سربازان تحریک نشوند. به علاوه دولت من معتقد است که بیانیه آیت الله خمینی دایر بر اینکه ارتش را محافظت کنند، خیلی خوب بوده است. ارتش ایران خیلی خوب آگاهی دارد که تودهایها دعوت به عملیات مسلحانه کردهاند و ارتشیها ترس آن را دارند که یک عملیات حساب شدهای توسط تودهایها برای تحریک و درگیری بین ارتش و طرفداران آقا به وجود آید. نیروهای نظامی وقوع این امر را بعد از خروج شاه از ایران و در صورت بازگشت فوری و ناگهانی (آیت الله) خمینی احتمال میدهند. به هر حال ژنرال هایزر مطمئن نیست که واکنش ارتش در صورت برگشت فوری و ناگهانی آقا به ایران چه خواهد بود. رهبران نظامی علایم و نشانههای جدی دادند که در صورت برگشت ناگهانی آقا به تهران برای "محافظت از قانون اساسی" ممکن است وارد عمل شوند. به این دلیل است که دولت من معتقد است، ضرورت اساسی دارد که نمایندگان صلاحیتدار آیت الله خمینی با رهبران نظامی ملاقات کنند که به یک تفاهم اساسی برسند بنا به قضاوت دولت من، نظامیها و مذهبیها موضوعات مشابه زیادی دارند که نباید با تحریکات تودهایها نادیده گرفته شوند و یا از بین بروند. علاوه بر این، نظامیها آماده هستند که با نمایندگان صلاحیتدار آیت الله دیدار کنند. این نظامیان عبارتند از: ژنرال قرهباغی و فرماندهان نیروهای سه گانه. من به نمایندگی از جانب دولتم مایل هستم که تاکید کنم که این عمل بسیار اساسی بوده و ضرورتی فوری دارد. در این میان، دولت من امید دارد و اصرار دارد که شما برنامه بازگشت به ایران را به تاخیر بیندازید تا زمانی که (مذاکرات تهران) به یک تفاهم برسد و امکان بازگشت توام با نظم و آرامش (ORDERLY) آیت الله فراهم شود... ادامه دارد @mazaniahmad
بازگشت به سنت بنیانگذار-۹۴ دیپلماسی امام خمینی در نوفل لوشاتو(۲) مذاکره مستقیم و غیرمستقیم احمد مازنی، اعتماد چهارشنبه ۲۸ آبان ۱۴۰۴ امام با اشخاص حقیقی و حقوقی ایرانی و خارجی دیدار و در جهت پیشبرد اهداف و برنامه های انقلاب ملت ایران با آنها گفت وگو کرد.یکی از این ملاقات ها و مذاکرات مربوط به نماینده جیمی کارتر رئیسجمهور آمریکا است که با استفاده از روایت دکتر سید محمد صدر از دکتر ابراهیم یزدی که در این سفر همراه امام خمینی بود، این مذاکرات ارائه می شود. ضمن اینکه منبع این مطلب نشریه حضور فصلنامه فرهنگی، هنری، سیاسی و اجتماعی مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی شماره ۱۰۸ می باشد. دکتر سید محمد صدر چنین مینویسد:"دکتر ابراهیم یزدی از فعالان مذهبی و سیاسی ایران در قبل از انقلاب و نماینده امام خمینی در آمریکا برای اخذ وجوهات شرعی،همراه امام خمینی از عراق به پاریس بوده که خاطرات این دوره صد و هجده روزه را به رشته تحریر درآورده و تحت عنوان شصت سال صبوری و شکوری در جلد سوم خاطرات به طور کامل به شرح وقایع این دوره پرداخته است.از آنجا که دکتر ابراهیم یزدی اکثر اتفاقهای مهم دوران اقامت امام خمینی در فرانسه و نوفل لوشاتو را در خاطرات خود ثبت نموده و ناظر بلافصل آن وقایع بوده،منبع اصلی این مقاله قرار میگیرد و مطالب از آن خاطرات نسخه برداری میشود"و در ادامه ذیل عنوان پیام کارتر به امام خمینی مینویسد"در هشتم ژانویه ۱۹۷۹برابربا۱۸دی ماه۱۳۵۷دو نفر از جانب رئیس جمهور فرانسه،ژیسکاردستن به دیدار آیت الله خمینی در نوفل لوشاتو آمدند.این اولین باری بود که نمایندگان رسمی شخص رئیس جمهور به دیدار امام خمینی میآمدند.در این ملاقات یکی از نمایندگان این چنین گفت:"هدف از دیدار با آیت الله خمینی پیغامی است که برای آیت الله دارند.این پیغام از طرف پرزیدنت کارتر برای آیت الله خمینی میباشد.او تلفن زده است و از پرزیدنت ژیسکاردستن درخواست نموده است که این پیغام را به شما برسانیم.پرزیدنت کارتر خواسته است که آیت الله تمام نیروی خود را برای جلوگیری از مخالفت با بختیار به کار برد.حملات به بختیار خطرات بسیار زیادی دارد و قماری است که به تلفات زیادی منجر خواهد شد.به نظر پرزیدنت کارتر، احتراز از هرگونه انفجاری در ایران به نفع همه خواهد بود. خروج شاه قطعی است و در آینده نزدیک رخ خواهد داد.به نظر کارتر مناسب خواهد بود وضعیت را تماماً زیر کنترل خود بگیرید تا سکوت و آرامش باشد. آنچه لازم است بگویم این است که بدانید خطر دخالت ارتش و کودتای نظامی هست و وقوع این خطر، اوضاع را بدتر خواهد نمود، آیا بهتر نخواهد بود که یک دوره سکوت و آرامش به وجود آید؟" امام خمینی در پاسخ به کارتر میگوید که راهی جز تسلیم مقابل خواسته ملت ایران ندارند و ضمن تاکید بر رفتن شاه و بختیار، علاوه بر حذر داشتن کارتر از کودتای نظامی با طرح حکم جهاد مقدس کارتر را تهدید کرده و میگویند مردم آمریکا را مسبب آن میدانند. امام خمینی همچنین اشاره میکنند که ایران به دست کمونیستها نخواهد افتاد و متن سخنان امام را اینگونه بیان میکنند "پیام آقای کارتر دو جهت در آن بود. یکی راجع به موافقت کردن با حکومت فعلی که دولت بختیار باشد، یا حداقل سکوت در این موقعیت و حفظ آرامش در این مدت و یکی هم راجع به احتمال کودتای نظامی و یا پیش بینی کودتای نظامی، پیش بینی کشتار وسیع مردم که ما را از آن میترسانید. اما راجع به دولت بختیار، شما سفارش میکنید که ما برخلاف قوانین خود عمل کنیم. بر فرض آنکه من چنین خطایی بکنم، ملت ما حاضر نخواهد بود. ملت ما که این همه مصیبت کشید و این همه خون داد برای آن است که از زیر بار رژیم سلطنتی سلسله پهلوی خارج بشود. ملت حاضر نیست که تمام خونها هدر برود و شاه به سلطنت باقی باشد یا برود و بدتر از اول برگردد و نه حاضر است که شورای سلطنت را قبول کند و آن هم خلاف قانون اساسی است که من مکرر تشریح کردم و اما قضیه اینکه آرامش باشد ما همیشه میخواهیم مملکت آرام باشد و مردم با آرامش زندگی کنند. اما به دست آوردن آرامش با وجود شاه امکان ندارد و ما نمیتوانیم با وجود شاه آرامش را برگردانیم. آقای کارتر اگر حسن نیت پیدا کردهاند و میخواهند آرامش باشد خونها ریخته نشود خوب است که شاه را ببرند و دولت را هم پشتیبانی نکنند و به میل ملت که این امر مشروعی هست... و از میل ملت جلوگیری نکند اما قضیه کودتا الان از ایران به من اطلاع دادند که یک کودتای نظامی در شرف تکوین است و میخواهند کشتار زیادی بکنند و از من خواستند کالاهای آمریکایی را تحریم کنم و به آمریکا اخطار کنم که اگر چنین کودتایی شود از چشم شما میبینند و اگر شما حسن نیت دارید باید جلوگیری کنید و برای برای من پیغام دادند که اگر کودتای نظامی بشود حکم جهاد مقدس باید داد من کودتا را نه به صلاح ملت میدانم نه به صلاح آمریکا..." ادامه دارد @mazaniahmad
بازگشت به سنت بنیانگذار- ۹۳ دیپلماسی امام خمینی در نوفل لوشاتو احمد مازنی اعتماد ۲۵ آبان ۱۴۰۴ امام خمینی برای رهایی ملت ایران از استبداد داخلی، به نجات ایران از سلطه بیگانگان از جمله از طریق تعامل با گروهها و دولتهای همسوی خارجی و نیز دولتهای مخالف، بر اساس اصول و راهبردهای مبتنی بر منافع ملی و ارزشهای اسلامی توجه داشتند. اين رویه امام در دوره های مختلف قم، نجف، نوفل لوشاتو و تهران متناسب با شرایط و اقتضائات جریان داشت. در نوفل لوشاتو فرصت ارتباط با رسانه ها بسیار گسترده و با دوره نجف که صرفا از طریق تهیه و ارسال اعلامیه و نوار کاست به ایران پیام امام منتقل می شد، اینجا با روزنامه ها و رادیو و تلویزیون های دارای مخاطب جهانی امکان ارتباط فراهم شد و مطالبات ملت ایران و اهداف انقلاب اسلامی در مدت حضور در این منطقه با این رسانه ها مطرح و به پرسش های آنان پاسخ داده می شد علاوه بر این دیدار ها و ملاقات های امام با گروهها و افراد مختلف و سخنرانی های امام در سطح وسیعی پوشش داده میشد به نحوی که می توان گفت اصول و مبانی انقلاب اسلامی و شیوه پیاده سازی نظام جمهوری اسلامی برای مردم ایران و سراسر جهان در این دوره تبیین شد. بر اساس گزارش های موجود از دوره حضور امام خمینی در فرانسه ملاقات هایی با سیاست مداران خارجی انجام شد که حاکی از وسعت دامنه دیپلماسی امام در نوفل لوشاتو است و از جمله این ملاقات ها دیدار و گفتوگو با مقامات فرانسوی و آمریکایی است. نگارنده قبل از ورود به ملاقات ها و مذاکرات مستقیم و غیرمستقیم به قسمتی از گزارش سرمقاله نویس نشریه حضور در مورد استفاده امام از فرصت و ظرفیتهای اقامت در نوفل لوشاتو اشاره می کند "پاریس به قلب جهان هنر مدرن و جنبش دانشجویی دهه ۶۰ و کانون پایداری در برابر لیبرالیسم و سرمایهداری شهره بود و فرانسویان، برخلاف انگلیسیان، انقلاب را نوعی هنر زیستن در جهان سرمایهداری و ابتذال سیاسی میپنداشتند و تمامی مسائل ریز و درشت خود را در خیابان حل و فصل میکردند. برای آنها پدیده انقلاب دینی نشانهای از ظهور جهان پست مدرن و البته غریب و ناشناخته بود، هرچند که با دین و مذهب بیش از همه تمدنها ستیزه جوتر بودهاند. همین نشانه شناسی شوری در میشل فوکو، فیلسوف فرانسوی و منتقد زمانه مدرن برانگیخت که به ایران بیاید و روح انقلاب ایرانی را از نگاه نزدیک نظارهگر باشد. اما در فراسوی این همه، چیزی در پاریس وجود داشت که برای انقلاب و امام خوان گستردهای بود؛ خوان جهان رسانهای پاریس. پاریس یکی از کانونهای رسانهای بود که هر رخدادی در آن به شتاب و بیدرنگ به جهان مخابره میشد. در این جهان رسانهای فرصتی برای امام فراهم شد تا در برابر محتوای اسلام هراسی و کمونیست گرایی موجهای خبری بر ضد انقلاب اسلامی پاسخ گوید و مرزهای خود را با آنها مشخص سازد و در جهان دو قطبی زمانه جنگ سرد، از نه شرقی و نه غربی، این روح انقلاب در روابط بینالملل سخن بگوید و جمهوری اسلامی را چیزی شبیه همان جمهوریهای متعارف و البته متکی بر اسلام و حقوق مردم برخواند. نوفل لوشاتو گوشهای از جهان غرب فرانسوی بود و امام این مکان رسانهای شده را به سکوی اطلاعاتی انقلاب بدل کرد و چهره دیگری از خود برگشود و با همه زیر درخت سیب به گفت و گو نشست. برای پرسشهای مطرح شده از سوی نهادها یا اشخاص حقیقی و حقوقی ایرانی و غربی، گروه بررسی و پاسخ یابی و تحلیل مضامین مصاحبه...زیر نظر امام تشکیل و سازماندهی شد... بیش از ۱۲۰ مصاحبه دستاورد امام در این دوران چهار ماهه بود یعنی تقریباً روزی یک مصاحبه" و در قسمتی دیگر گفته شد" به این ترتیب بود که، نوفل لوشاتو خیلی زود به مرکز و کانون جوشان انقلاب تبدیل شد و توجه خبرنگاران و آژانس خبری مهم دنیا و رادیو و تلویزیونها و مطبوعات را به خود جلب کرد. اما آنچه، خلاف پندار شاه، توجهات به نقش دیدگاههای امام را بیشتر و برجستهتر میکرد، تنها رخدادهای رسانه ای نوفل لوشاتو نبود، بلکه شتاب انقلاب در خیابانها و اعتراضها و اعتصابهای مردم در سراسر شهرهای ایران و تغییر شتاب زده و واکنشی دولتها بودکه موضع امام را قاطعتر و محکمتر میکرد و با این پشتوانه بود که به نماینده ژیسکاردستن و به واقع نماینده جیمی کارتر، در پاسخ برای عقب نشینی از مواضع خود و به رسمیت شناختن دولت بختیار میگفت من اگر دولت بختیار را هم به رسمیت بشناسم، مردم نمیپذیرند. اما امام آنچنان ذکاوت داشت که پیروزی انقلاب و طرح جمهوری اسلامی را در میان شکافهای فرانسویان و آمریکاییان پیش ببرد و در حالی که به پیام تهدید کننده کارتر قاطع پاسخ می داد و تهدیداتش را بی ثمر می خواند، پیام سلام به ژیسکاردستن می فرستاد تا شکاف میان فرانسویان و آمریکا در مورد ایران را تشدید کند."(فصل نامه حضور شماره ۱۰۸) ادامه دارد @mazaniahmad
بازگشت به سنت بنیانگذار-۹۲ دیپلماسی امام خمینی، ارتباط با دنیا از موضع برابر احمد مازنی اعتماد ۱۷ آبان ۱۴۰۴ امام بر استقلال کشور تأکید می کند و راه آن را در درک هویت ملی و دینی می داند و می گوید:"هیچ ملتى نمیتواند استقلال پیدا بکند الّا اینکه خودش، خودش را بفهمد. مادامى که ملتها خودشان را گم کردند و دیگران را به جاى خودشان نشاندند، استقلال نمیتوانند پیدا کنند. کمال تأسف است که کشور ما که حقوق اسلامى و قضاى اسلامى و فرهنگ اسلامى دارد، این فرهنگ را، این حقوق را نادیده گرفته است و دنبال غرب رفته است. همچو غرب در نظر یک قشرى از این ملت جلوه کرده است که گمان مىکنند غیر از غرب هیچ خبرى در هیچ جا نیست. و این وابستگى فکرى، وابستگى عقلى، وابستگى مغزى به خارج، منشأ اکثر بدبختیهاى ملتهاست و ملت ماست"(صحیفه امام، ج۱۲، ص۴) امام رابطه ای را قبول دارد که انسانی باشد و به عنوان نمونه در مورد رابطه با کشورهای همجوار میفرمایند:"ما با شما که همجوار ما هستید و فرسخها بین دو کشور مرز مشترک است، مایلیم که به طور مسالمتآمیز، به طور انسانی رفتار کنیم"(صحیفه امام،ج۶، ص۲۲۰)و در جای دیگر می فرمایند:"اسلام برای همه است، دلسوز برای بشر است. ما هم تابع اسلامیم، ما هم دلسوزیم برای بشر. ما با هر کس که با ما به طور انسانی رفتار کند ما با او دوستیم»"(صحیفه امام،ج۱۱،ص ۱۴)و روی احترام به حق حاکمیت ملتها، رعايت تمامیت ارضی و عدم مداخله در امور یک دیگر تأکید می کند و در پاسخ به پیام تبریک برژنف رئیس هیئت حاکمه اتحاد جماهیر شوروی به مناسبت شصتمین سالگرد روابط ایران و شوروی می نویسد:"ضمن ابراز احترام متقابل امید است به همان گونه که در پیام خود آرزو کردهاید احترام به حق حاکمیت ملتها و تمامیت ارضی کشورها و عدم مداخله در امور دیگران پیوسته مورد توجه شما و سایر رهبران جهان باشد و روابط میان کشورها روابط دوستانه به معنای واقعی آن بوده و برقرار گردد"(صحیفه امام،ج۱۲، ص۳۴۲) امامخمینی در تمام سال های زعامت و رهبری و به ویژه در سالهای منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی و در دوره جمهوری اسلامی همواره بر ارتباط با کشورهای دیگر تأکید کردند و سیاست انزوا، انعزال و دیوار کشیدن بر دور مرزهای کشور را رد کردند که به عنوان نمونه به چند مورد از مواضع معظم له در این جا اشاره میشود: "ما نمیخواهیم در یک کشوری زندگی کنیم که از دنیا منعزل باشد، ایران امروز نمیتواند این طور باشد، بلکه کشورهای دیگر هم نمیتواند این طور باشد، که در یک جا بنشینند و مرزهایشان را ببندند، این غیر معقول است. امروز دنیا مانند یک عایله و یک شهر است، و یک شهر دارای محلههای مختلفی است که با هم ارتباط دارند. وقتی دنیا وضعش این طور است ما نباید منعزل باشیم. ما باید با کشورهایی که با ما هستند و ما را اذیت نمیکنند، روابط داشته باشیم و آقایان در این فکر باشند که روابط را تحکیم کنند»( صحیفه امام،ج۱۹، ص۴۱۳)و در جای دیگر تأکید می کنند که:"ما خواهان قطع روابط نیستیم. ما خواهان قطع وابستگی های ایران به دُوَل خارجی هستیم»(صحیفه امام، ج۵، ص۴۶۷) و نیز با تأکید برسیاست ضد استعماری انقلاب اسلامی بر سیاست درهای باز تأکید میکنند و میگویند: "ما هر گز داخل درهای بسته زندگی نمیکنیم، ولی این درها را نیز برای استعمارگران باز نمینماییم...روابط خارجی ما بر اساس حفظ آزادی، استقلال و حفظ مصالح و منافع اسلام و مسلمین است و بر این اساس با هر کشوری که مایل باشد با احترام متقابل عمل میکنیم»(صحیفه امام،ج۵، ص۸۰)و در پاسخ به خبرنگار روزنامه لوس آنجلس تایمز در خصوص چگونگی روابط با آمریکا می گویند:"ما با تمام دولتها، در صورتی که دخالت در امور داخلی ما نکنند و برای ما احترام متقابل قائل باشند، با احترام رفتار میکنیم»(همان) البته اسرائیل غاصب را از این قاعده مستثنی می کنند و رابطه با سایر کشورها، از جمله آمریکا و شوروی را منوط به عدم مداخله در امور داخلی ایران و حسن روابط می دانند و می فرمایند: "ما با اسرائیل چون غاصب است و در حال جنگ است با مسلمین، روابطی نخواهیم داشت. و اما امریکا و شوروی؛ اگر دخالت در امور داخلی ما نکنند و با ما روابط حسنه داشته باشند با آنها روابط برقرار خواهیم کرد.» (صحیفه امام،ج۵، ص۳۸۰)آن چه ملاحظه کردید گوشهای از سنت و سیره بنیانگذار انقلاب اسلامی در مورد ارتباط با سایر کشورها است. در آثار پژوهشی محققین نیز یافتههای بسیاری وجود دارد که علاقمندان می توانند به این منابع مراجعه کنند. در یکی از این گزارش های پژوهشی پس از بحث و بررسی گسترده در باره رابطه ایران و آمریکا چنین نتیجه گیری می کنند که رابطه سالم با این کشور شامل شروطی به قرار ذیل است: ۱. احترام متقابل ۲. اصل تعیین سرنوشت ۳. پرهیز از هرگونه سلطه جویی و سلطه طلبی ۴. حفظ منافع ملی ۵. برقراری عدالت. @mazaniahmad
کنایه احمد مازنی به تحریم نیویورک توسط ترامپ: نکته جالب توجه در انتخابات شهرداری نیویورک تهدید ترامپ به کاهش بودجه فدرال این ایالت است! گویا سیاست تحریم واشنگتن از خارج به داخل سرایت کرده! جالب نیست؟ @mazaniahmad
بازگشت به سنت بنیانگذار- ۹۱ دیپلماسی امام خمینی احمد مازنی، اعتماد ۱۳ آبان ۱۴۰۴ یکی از مسائل مورد بحث در اندیشه و رفتار امام خمینی مسأله سیاست خارجی و روابط بینالملل و با مسامحه در تعبير، دیپلماسی امام خمینی است. البته منظور از دیپلماسی امام خمینی، شیوه های تجویز شده در سیره نظری و عملی امام خمینی در مورد نحوۀ اجرای سیاست خارجی از سوی نظام جمهوری اسلامی از قبیل مذاکره، گفت وگو و اعزام نمایندگان سیاسی برای توسعه روابط دیپلماتیک با سایر ملل و حکومت های غیر متخاصم است. در این مورد طی یادداشت های قبلی اشاراتی شده اما به نظر میرسد به دلیل اهمیت راهبردی این بحث به ویژه در شرایط کنونی بررسی مستقل آن در سلسله یادداشت های بازگشت به سنت بنیانگذار ضروری باشد. قدر مسلم این است که مبانی دیپلماسی امام ریشه در قرآن، سنت و سیره رسول الله(ص) و پیشوایان دین و دریافت فقهی ایشان دارد و در این مبانی عنصر زمان و مکان و مصلحت مردم، دین و نظام از جایگاه ویژهای برخوردار است. و نیز اطلاعات و تجارب شخصی امام در طول دوران مبارزه، انقلاب، جنگ و تأسیس نظام و برخی ویژگی های شخصیتی و ایمان به خدا و باور به قدرت مردم در نظر و عمل بنیانگذار مؤثر بوده است. نکته قابل ذکر اینکه در باره اصول و مبانی سیاست خارجی از دیدگاه امامخمینی مقالات فراوانی نگاشته شد که علاقمندان می توانند به منابع مربوط مراجعه کنند. در این جا صرفا به موارد زیر اشاره میشود: ۱. استقلال طلبی و نفی سلطه اجانب همراه با دیپلماسی فعال. ۲. دیپلماسی نوفل لوشاتو(مذاکره مستقیم و غیرمستقیم) ۳. نامه به رهبران. (گورباچف و...) یکی از راهبردهای امام در سیاست خارجی استقلال طلبی و نفی سلطه اجانب است. چنانکه در یکی از پژوهش های مربوط به این موضوع آمده است: "استقلالطلبی و نفی وابستگی و مقابله با استعمار و سلطه خارجی در کنار مقابله با استبداد و ظلم داخلی بهعنوان رکن دوم مبارزه، در طول انقلاب اسلامی، بارها و بارها در بیانات امام راحل رحمهاللهعلیه مورد تأکید ایشان بوده است و ایشان بدون هیچ مبالغه و اغراقی، بیش از هزار بار در مواضع سیاسی سه دهه مبارزه و رهبری خویش (سالهای ۱۳۳۸ تا ۱۳۶۸)، در سخنرانیهای مختلف، مستقیماً به مسئله استقلال بهعنوان یکی از اصول و آرمانهای انقلاب اسلامی و البته بهعنوان یک نیاز اصلی برای سایر کشورهای جهان اسلام پرداختهاند. حتی نگاهی سطحی و آماری به وصیتنامه سیاسی-الهی حضرت امام رحمهاللهعلیه نیز بهخوبی مبین میزان اهمیت استقلال و عدم وابستگی مسلمین در اندیشه ایشان است. واژه استقلال، سیزده بار در وصیتنامه امام خمینی رحمهاللهعلیه به کار رفته است و این مفهوم و زیرمجموعههای آن نزدیک به چهل بار در وصیتنامه حضرت امام رحمهاللهعلیه مورد توجه و تأکید قرار گرفته است. از جمله مفاهیم و تعابیری که در ادبیات امام خمینی رحمهاللهعلیه در تبیین استقلال مورد استفاده قرار گرفته است، میتوان به خودکفایی، نفی وابستگی، نفی سلطه غرب و شرق، نفی شرقزدگی و غربزدگی اشاره کرد" (پرتال امام خمینی(س)، پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبری، علی جعفری هُرستانی) و به عنوان نمونه "یکی از مهمترین مصادیق مبارزه امام خمینی رحمهاللهعلیه با سلطه بیگانگان، مبارزه با لایحه ننگین و استعماری کاپیتولاسیون بود که براساس آن، به مستشاران و تبعه آمریکایی، مصونیت قضایی داده میشد و پای آمریکا را به امور داخلی ایران باز میکرد و عزت و استقلال کشور را، که پیش از آن نیز دستخوش تعرض مستمر بیگانگان بود، بهکلی نابود میکرد. یکی از آتشینترین سخنرانیهای امام خمینی رحمهاللهعلیه علیه رژیم شاه، در آبانماه ۱۳۴۳ در اعتراض به این قرارداد منافی استقلال رژیم شاه با آمریکا بود؛ سخنرانی تاریخی امام که نتیجه آن فشار آمریکا به شاه بود و نهایتاً موجب تبعید امام به ترکیه شد."(همان) امام در تبیین منطق اسلام در مورد نفی سلطه بیگانه می فرمایند: "ما منطقمان، منطق اسلام، این است که سلطه نباید از غیر بر شما باشد. نباید شما تحت سلطه غیر بروید. ما هم میخواهیم نرویم زیر سلطه... امریکا نباید{حاکم برمقدرات ما} باشد. نه امریکا تنها، شوروی هم نباید باشد؛ اجنبی نباید باشد. منطق ما این است و فریاد ما هم همین است.»(صحیفه امام،ج۴، ص۹۱) امامخمینی استقلال ملی را به عنوان یکی از بنیادهای اسلام معرفی می کنند و میفرمایند: «بنیاد دیگر اسلام، اصل استقلال ملی است. قوانین اسلام تصریح دارند که هیچ ملتی و هیچ شخصی حق مداخله در امور کشور ما را ندارد»(صحیفه امام، ج۴، ص ۴۲۴) امام خمینی استقلال کشور را در همه ابعاد سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مورد نظر دارند و با هرگونه رابطهای، با هر کشوری که مخل استقلال ایران از هر نوعش باشد از اساس مخالفند... ادامه دارد @mazaniahmad
🔹توئیت احمد مازنی در سالگرد ۱۳ آبان. فارغ از نقدهای منصفانه در مورد تسخیر لانه جاسوسی آمریکا یکی از مغالطات، مقایسه آن با رفتار عناصر افراطی در اشغال سفارت خانه ها در سال های بعد است! از این قبیل قیاسات در موضوعات دیگر هم دیده میشود که باید گفت از مصادیق قياس مع الفارق است. @mazaniahmad
انالله واناالیه راجعون برادر ارجمندجناب آقای سید مصطفی تاجزاده درگذشت برادر گرانقدرتان مرحوم مغفور سید محمد تاجزاده را که پس از دوره ای بیماری دار فانی را وداع گفت به عموم بازماندگان محترم به ویژه به جنابعالی تسلیت عرض می کنم. برای آن مرحوم حشر با اجداد طاهرینش و برای خانواده های عزادار صبر جمیل و اجر جزیل از خداوند متعال مسألت دارم. احمد مازنی ۹ آبان ۱۴۰۴ @mazaniahmad