tgindex
𝐌𝐚𝐜𝐚𝐧'𝐬 𝐃𝐚𝐫𝐤𝐥𝐚𝐧𝐝༻

𝐌𝐚𝐜𝐚𝐧'𝐬 𝐃𝐚𝐫𝐤𝐥𝐚𝐧𝐝༻

Статистика
@mega_artist_iranперсидский

𝑯𝒆𝒓𝒆 𝒊𝒔: 𝑫𝒂𝒓𝒌𝒍𝒂𝒏𝒅🎻✨️ 🕯❝ [تعلیمِ طریقِ عشق‌بازیست غرض] ❞ 🎙𝑴𝒆𝒈𝒂 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕 𝑰𝒓𝒂𝒏 𝙎𝙩𝙖𝙧𝙩:  بیست‌و‌نهم‌بهمن‌ماه‌یک‌هزاروچهارصدودو 📻𝑼𝒏𝒌𝒏𝒐𝒘𝒎 𝑩𝒐𝒕: @mega_artist_iran_bot

Последний пост
5 авг.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
24
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
277
−1 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
81
24 постов
Вовлечённость
29,2%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 24
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
68
1/48двое суток
77
1/72трое суток
84

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • شبت بخیر نازارکم...✨ یارالی اورگوئه قوربان❤️‍🩹 عزیزِ دلِ رومینا خوب بخوابی🫂

  • آدم کاری نمی‌تواند بکند؛ جز این که چشم و گوش را ببندد...

  • باشد که غم خجل شود از صبر قلب ما...❤️‍🩹

  • دریا دوباره تیره شده. می‌دانی، شب آخر است امشب. من‌ اما که را صدا می‌زنم؟ جز با پژواک با کسی سخن نمی‌گویم، با هیچ‌کس. دریا تیره است، آنجا که سنگ‌ها می‌غلتند، در ناقوسِ بارانی‌اش رعد می‌غرد. خفاشی هراسان پر می‌کشد و سر به میله‌های آسمان می‌کوبد، این روزها همه…

  • دریا دوباره تیره شده. می‌دانی، شب آخر است امشب. من‌ اما که را صدا می‌زنم؟ جز با پژواک با کسی سخن نمی‌گویم، با هیچ‌کس. دریا تیره است، آنجا که سنگ‌ها می‌غلتند، در ناقوسِ بارانی‌اش رعد می‌غرد. خفاشی هراسان پر می‌کشد و سر به میله‌های آسمان می‌کوبد، این روزها همه از دست رفته‌اند، بال‌های سیاه خفاش همه را دریده است شکوهِ این موج‌های بس وفادار جذبم نمی‌کند، چرا که همواره نه با تو سخن می‌گویم نه با هیچ. کاش این «روزهای خوش» تلف شوند! پای در راه می‌نهم، و همچنان پیر می‌شوم، باکی نیست. بر آنکه رهسپار می‌شود، دریا می‌داند چگونه در به هم بکوبد.

  • ‏از یه جایی به بعد اگه ‏حتی همه چیز ام درست بشه ‏هیچ ارزشی نداره؛ ‏هر چیزی تو زمان خودش قشنگه ...! ‏مثل محبتی که یه نفر میتونست ‏سه سال پیش بهت بکنه و نکرد ‏حالا هرچقدرم خوبی بکنه دیگه ‏هیچ فایده ای نداره ‏چون هر چیزی تو زمان خودش قشنگه.

  • ‏خوبم ( کندن پوست لبم ) ‏خوبم ( بی‌خوابی ) ‏خوبم ( ریزش مو ) ‏خوبم ( لرزش دست ) ‏خوبم ( تپش قلب ) ‏خوبم ( تنگی نفس ) ‏خوبم ( تکون دادن پا ) ‏خوبم ( معده درد ) ‏خوبم ( Overthinking ) ‏خوبم.

  • پست تهران کنسرت . ماکان بند فعلاً منحل نشده است؟ طبق آخرین شنیده‌ها، ماکان بند قصد دارد توری با عنوان «تور خداحافظی» را از تهران آغاز کرده و پس از اجرا در مراکز استان‌ها، با آخرین کنسرت در تهران به پایان برساند. گفته می‌شود پس از پایان این تور، امیر مقاره…

  • پست تهران کنسرت . ماکان بند فعلاً منحل نشده است؟ طبق آخرین شنیده‌ها، ماکان بند قصد دارد توری با عنوان «تور خداحافظی» را از تهران آغاز کرده و پس از اجرا در مراکز استان‌ها، با آخرین کنسرت در تهران به پایان برساند. گفته می‌شود پس از پایان این تور، امیر مقاره…

  • 3 авг.462из macanupdate

    پست تهران کنسرت . ماکان بند فعلاً منحل نشده است؟ طبق آخرین شنیده‌ها، ماکان بند قصد دارد توری با عنوان «تور خداحافظی» را از تهران آغاز کرده و پس از اجرا در مراکز استان‌ها، با آخرین کنسرت در تهران به پایان برساند. گفته می‌شود پس از پایان این تور، امیر مقاره و رهام هادیان فعالیت هنری خود را به صورت مستقل ادامه خواهند داد. با این حال، برگزاری تور خداحافظی به معنای انحلال فوری ماکان بند نیست و تاکنون هیچ اعلام رسمی درباره پایان فعالیت این گروه منتشر نشده است. باید منتظر اطلاعیه رسمی اعضا یا مدیر برنامه‌های گروه ماند.. . . #تهران_کنسرت . #پست #عکس #post #photo . join👉🏻 @macanupdate 💫

  • بیاید بغلم بچه ها:)🫂

  • #مگا_آرتیست_ایران مرور پارت211 #پارت212 یزدان اون شب با خستگی و تشویش به خواب رفت... اما در گوشه ای از اون شهر بزرگ، اکتای کل شب رو بیدار بود... دستوری که خیلی سخت از پدر گرفته بود رو باید به تمیزترین حالت ممکن اجرا میکرد و حالا باید بی نقص ترین نقشه‌ش…

  • #مگا_آرتیست_ایران مرور پارت211 #پارت212 یزدان اون شب با خستگی و تشویش به خواب رفت... اما در گوشه ای از اون شهر بزرگ، اکتای کل شب رو بیدار بود... دستوری که خیلی سخت از پدر گرفته بود رو باید به تمیزترین حالت ممکن اجرا میکرد و حالا باید بی نقص ترین نقشه‌ش رو می‌کشید... به داده‌های روی سیستمش خیره شد... همه چیز برای تموم کردن ماجرا و شروع اون طوفان عظیمی که تا الان هم زیادی طول کشیده بود مهیاست... حالا، در این نیمه‌ شبِ شلوغ، میونِ زندگی‌های بسیاری که در جریانه، سوتِ پایان بازی به صدا در میاد... - صبح روزِ بعد - امیر ساعت یازده صبح بود که از خواب بیدار شد. دوازده و نیم ظهر بود که با پویا تماس گرفت و قرار گذاشت تا عصر همدیگه رو ببینن و فیفا بازی کنن. بعد بلافاصله از جاش بلند شد. سراغ کمد لباس‌هاش رفت و بعد از امتحان کردن صدتا تیشرت، بالاخره یه سفیدش رو انتخاب کرد، راکت های تنیسش رو برداشت و پر از انرژی از خونه بیرون زد. امروز انقدر انرژی داشت که می‌تونست تا خود شب بدون وقفه ورزش کنه و خسته نشه. تو راه یکی از موزیک‌های زدبازی رو پخش کرد و صداش رو تا ته زیاد کرد. همه چیز خیلی عالی بود. هوا آفتاب ملایمی داشت و نسیم خنکی به پوست گندمیش می‌خورد. امروز خیلی خوشحال بود. انگار بالاخره بعد از مدت‌ها، می‌تونست دوباره شروع کنه. دوباره همه چیز رو از اول بچینه و برای باز چند هزارم تکه های امیدش رو با زور به همدیگه چسب بزنه و ادامه بده. امروز حالش خیلی خوب بود. چون دیشب بعد از شش ساعت بی وقفه فکر کردن، جنگیدن، نا امید شدن، غر زدن و قهر کردن با خدا و دعوا کردن با خودش، زندگیش و آدمای نامردِ روزگار، بالاخره تصمیم گرفته بود توکل کنه و همه چیز رو بسپره به خدا... تلاشش رو بکنه و چشم‌هاش رو به روی همه چیز ببنده. سرعتش رو زیاد کرده بود و هماهنگ با ریتمِ آهنگ سرش رو تکون می‌داد که گوشیش زنگ خورد. نگاهی به شماره اش انداخت؛ با دیدن اسمش کم مونده بود تصادف کنه! سریع ترمز زد و به سختی ماشین رو کنترل کرد! نفسش به شماره افتاد و ته دلش گفت یا امام رضا... ماشین رو به سختی کنار زد و جواب داد: - سلام آقای اردستانی. جانم؟ هیچ صدایی نیومد... - الو؟ آقای اردستانی؟ گوشی رو پایین آورد و متوجه شد که تماس قطع شده. دیر جواب داده بود. تازه به گوشیش نگاه کرد و متوجه شد پنج تا تماس بی پاسخ از رهام داره. فهمید که احتمالا بیچاره شدن... زیر لبی گفت یا قمر بنی هاشم و سریع شماره رهام رو گرفت که همون لحظه جواب داد: - الو؟ - امیر کجایی؟ - تو جاده ام الان اردستانی زنگ زده بود. - بزن بغل یه لحظه... - زدم. چی شده؟! - امیر بدبخت شدیم. مجوزمونو باطل کردن! - چی؟! - تموم شدیم امیر... همه چی تموم شد! @mega_artist_iran

  • مگا آرتیست ایران| نوشته‌ی رومینا قاف پارت دویست و دوازدهم... -فنا🌪🛘- @mega_artist_iran

  • پارت جدید داره میاد🔥

  • با تموم وجودم دوستتون دارم عزیزای قلبم😍🥹❤️

  • امشب ساعت ۱۲ فراموش نشه❤️

  • برادرم❤️‍🩹

  • بچه ها جونم سلام... دلتنگتونم خیلیییی شدید و زیاد تصمیم داشتم بعد از اومدن رهام بیام ولی از اونجایی که معلوم نیست بخواد بیاد یانه، من فعالیتمو ادامه میدم. امشب ساعت ۱۲ شب پارت جدید داریم. اگه منت سرم بذارید و آنلاین باشید دست بوستونم❤️

  • دلم براتون تنگ شده اسطوره... از آخرین قطره های باقی مونده از رومینا، دلتنگی برای خونه میپاچه... من چیزی ازم باقی نمونده اسطوره... بس نیست؟! یعنی انقدر دلتون نمیخواد بیاین؟ انقدر که دلتنگیِ ماهم تصمیمتونو عوض نمیکنه؟ انقدر دلتون برامون تنگ نمیشه؟ انقدر با این نبودنه راحتین که نمیتونید یه لایو رو تحمل کنید؟ یه خبر بدید از خودتون؟ باشه... ولی اگر اومدین و دیدین رمقی برامون نمونده، یا شاید دیگه جونی تو این تن نمونده ناراحت نشید... البته اگه اهمیتی داره براتون...