tgindex
مغموم
@mgmommКнигиперсидский

بریده‌ای از کتاب‌ها .

Последний пост
29 июл.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Книги
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
290
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
191
20 постов
Вовлечённость
65,9%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
63
1/48двое суток
72
1/72трое суток
77

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • ‏این کشور همیشه تو تاریخش یه نجات‌دهنده داشته بجز این چند سالی که ما جوون بودیم.

  • видео или голосовое, без подписи

  • متأسفانه زندگی ادامه داره، غصه بخورید.

  • سعی می‌کنم فکر نکنم ، یا اقلا کمتر فکر کنم تا بتوانم زنده بمانم ، تا به سرم نزند و پاک خودم را نبازم ، نشسته‌ایم و تماشا می‌کنیم . می‌ترسم که آخرکار ، چیزی به اسم ایران فقط در تاریخ بماند و نه در جغرافیا . شاهرخ مسکوب

  • видео или голосовое, без подписи

  • 23 июн.1443из herrmaan1

    ‘وقتى زندگی مردم كشورهاى ديگه رو توى اينستاگرام يا پينترست مى بينم ياد حرف صادق هدايت مى افتم كه میگه - يادم افتاد چه جاهايى در دنيا هست و من در چه منجلابى دست و پا میزنم-.’

  • آنچه ما رشد شخصیت می‌نامیم، دردی‌است که فهمیده شده.

  • یکی از چیزایی که این روزا خیلی داره اذیتم میکنه احساس هدر رفتنه. هدر رفتن جوونیم،کاراییم، روزها و زمان. انگار همشون دارن هدر میرن و من هیچ کاری از دستم برنمیاد.

  • همونجور که بوی سیگار با ادکلن نمیره، بوی گوهی هم که خوردی با معذرت خواهی نمیره.

  • 17 июн.1621из FilmFarsiOrg

    @FilmSerialFarsi

  • آدم داره عادی‌ترین کار روزمره‌اش رو انجام می‌ده و یهو به این فکر می‌افته که چقدر خوب می‌شد اگه همین الان می‌مردم.

  • آیا شما که صورت‌تان را در سایهٔ نقاب غم‌انگیز زندگی مخفی نموده‌اید گاهی به این حقیقت یاس‌آور اندیشه می‌کنید که زنده‌های امروزی چیزی به جز تفالهٔ یک زنده نیستند؟ گویی که کودکی در اولین تبسم خود پیرگشته است.

  • و ما رویایی بیشتر از یک زندگی که شبیه زندگی باشد نداشته‌ایم! محمود درویش

  • توی این مملکت پیش از این که به سی‌سالگی برسیم تباه می‌شویم. تو یک جور، من یک جور…

  • بهار جوانی‌ام که از آن حرف می‌زدند، پاییز بود. و حتی آن هم ، نه خزان داشت ، نه باران. تابستان مرده‌ای بود، نه گرم و نه سرد. پر از ابرهایی که نمی‌دانستند چطور ببارند.

  • متاسفانه به هیچ عنوان هیچ حرفی در هیچ ابعادی با هیچ موجود زنده‌ای در هیچ جایی ندارم که بزنم. فقط میتونم بشینم یه گوشه سکوت کنم، نفس بکشم، چایی بخورم و مغزم را با فکر کردن بیش از حد داغون کنم.

  • به هرحال این اوضاعی است که می بینید و تفسیر لازم ندارد. ما هم می سوزیم و می سازیم. قسمتمان این بوده یا نبوده دیگر اهمیت ندارد. سگ بریند روی قسمت و همه چیز.

  • 6 янв.3072из Comentive

    @Comentive

  • می‌دونی، این حسرت تا همیشه فکر کنم باهام بمونه؛ حسرت اینکه کاش دوران نوجونیم (۲۰۱۰ تا ۲۰۱۸، حتی ۲۰۲۰) یه جایی تو آمریکا می‌بود و هیچ‌وقت مجبور نمی‌شدم زندگی توی ایران و خاورمیانه رو بفهمم. کاش بچگی‌هام زیر سایه‌ی یه سری عقاید پوچ به‌جامونده از نسل‌های قبل هدر نمی‌رفت. کاش وقتی به مدرسه و دبیرستان و این‌چیزا فکر می‌کنم، کلی خاطره بود که از سرم می‌ریخت بیرون، نه اینکه فقط استرس و اضطراب اون دوران تو سرم باشه. ولی الان حتی فرصت ناراحت بودن هم براش گذشته. اینکه حتی سه سال آخر بدتر درگیر کنکور و انتخاب رشته و پشت کنکور موندن بود… همش عذاب بود و هست، فکر کنم. اینجا حتی دانشگاه رفتن، درس خوندن، هیچی سر جاش نیست؛ انگار کلا یه غمی هست که همه جا هست. من واقعاً واضح و بی‌پرده حسادت می‌کنم به اونایی که از اول اون‌جا بودن، به اونایی که بعدها تونستن برن. می‌دونم شاید من بودم، نمی‌تونستم دوام بیارم. می‌دونم شاید از دور قشنگه، می‌دونم شاید به اندازه تصاویر و فیلم‌هاش زیبا نیست، اما دوست داشتم که تجربه کنم. آره، اینم می‌دونم اون‌ور آب خبری نیست؛ فرش قرمز پهن نکردن یا هرچی. ولی می‌دونی، این ۲۰ سال می‌تونست این‌طوری نگذره، نه؟ می‌تونست حداقل این جامعه‌ای که توش زندگی می‌کنم، برام یه خاطره خوب بسازه… ببین، فقط یکی! حتی اینکه خانواده‌هامون هم نه اون‌قدر بد بودن که بشینیم همه چیز رو تقصیر اونا بندازیم، نه اون‌قدر خوب که دلمون خوش باشه. نمی‌دونم، ولی همون محدودیت‌های نابجاشون، همون رفتار و حرف‌هاشون، کلی بار روانی گذاشت رو دوش‌مون. ولی، دیگه گذشت. برای بعد هم حتی معلوم نیست چجوری بگذره، شاید هم تونست جوری بگذره که اینا رو بشوره ببره.

  • видео или голосовое, без подписи

مغموم — tgindex