tgindex
ℓσѕт ∂яєαмѕ

ℓσѕт ∂яєαмѕ

Статистика

ᴮᴱ ᵂᴴᴬᵀ ᵞᴼᵁ ᵂᴬᴺᵀ

Последний пост
3 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Новости и СМИ (по похожим)
В каталоге с
15 авг.
Подписчики
36
0 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
44
20 постов
Вовлечённость
122,2%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
21
1/48двое суток
24
1/72трое суток
25

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • تو جان جهان منی ز اسرار یار یاران منی تو دریاچه نیمه زلال منی ز همان نوع سراب منی تو بام ارام منی چو اوج دلنگیز منی ای که دلا به دلت قفله زدی ز ما کمی راه بیا ناز و عشوه ات را با ما بیا اخر که تو مرا دیوانه خود کردی دگر مگریز که بنده جانم به تو....

  • اهل جنگ و دعوا که نبودم انقدر دیگران را میبخشیدم و در قبال اشتباهایشان سکوت میکردم که در هنگام رفتن حتی به پشتم نیز نگاه نمکردم...

  • نمی‌دونم عزیزم؛ دستم به زندگی نمی‌ره.

  • خیلی دلم می‌خواست با این حرف مخالفت کنم و دلایلی برای غلط بودنش پیدا کنم، اما نمی‌شود: «سَرنوِشتِ آدمی را جغرافیا رقم می‌زَنَد.»

  • یجوری اون شب همه هوا منو داشتن به خودم میگفتم باهاشون چه نسبتی داری.... چقدر قشنگ خوندی اخه ....

  • دیگه رفتن آدما اذیتم نمی‌کنه، چون نمیزارم کسی اونقدر نزدیک بشه که رفتنش مهم باشه.

  • نشد که بینمان باقی بمانید اما یادتان تا ابد میانمان باقی میماند روحتان شاد و یادتان گرامی ای جاویدنامان وطنم....

  • میگما خدایا تو که فک کنم یا وجود نداری یا واقعا مثل اینکه توهم تیر خوردی من نمیدونم چطوری میتونی این صحنه ها رو ببینی و سکوت کنی چهلم بچه ها شده هااا اون خدایی که میگفتن پشتمونه کوش؟ مرده؟ یا وجود نداره؟ اگه که هستی یه جوابی یچیزی حداقل بدونیم وجود داری

  • یکی از اخلاقای تاکسیکم اینه که در عرض یک ثانیه میتونم تمام اون اهمیتی که بهت میدادم و لياقتشو نداشتی رو ازت بگیرم...

  • تو فقط اشتباهاتمو شمردی نه تلاشایی که واسه موندنت کردم.

  • دلم رخ دادن اتفاقی رو می‌خواد که حس کنم زندگی هنوز ارزشش رو داره.

  • تو را بوسید و یادِ من افتادی… ما هر سه بازنده‌ایم.

  • 𝐋𝐢𝐟𝐞 𝐢𝐬𝐧’𝐭 𝐟𝐞𝐢𝐫

  • تو کسی را عاشق خود کرده بودی که یک شهر بر سر بی‌احساسی اش قسم میخورد

  • без подписи

  • اگه حوصلم سر نمیرفت یکسریع از ادما رو هرگز نمیشناختم

  • چه کنم؟ دل به که بندم؟ به کجا روی کنم؟ باز گو ای به کنارِ دگری خفته‌یِ من...

  • توهم تنگ میشه دلت اندازه من...؟

  • میگفت یه شب از قصد رفتم تنها شی دیدم حالت بی من خوبه....

  • گفتم که تو منظور من از این همه شعری مغرور، نگاهی به من انداخت که منظور؟!