Minerva
Статистика- Последний пост
- 30 июн.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Музыка (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
حتی اگر روزی این غم پایان یابد، من دیگر شاد زیستن را از یاد بردهام. نویسندهای ناشناخته minerva
در این مدت زندگی به گونه ای سپری شده است که میتوانم سالها بدون آنکه هیچ اتفاق غم انگیزی رخ بدهد غمگین بمانم. جنایات و مکافات داستایوفسکی minerva
هر وقت سعی میکنم لبخند بزنم، احساس میکنم به آنچه درونم رخ داده است؛ خیانت میکنم. جنایات و مکافات داستایوفسکی minerva
• Death and the Masks • - by James Ensor ____ خدا به شما چهرهای داده است، ولی شما خودتان را به صورت دیگری در میآورید. - ویلیام شکسپیر • هملت / ترجمهٔ م.ا. به آذین Minerva
از رنج بشر رنج میبرد. از وزن این رنج له میشد و آن را برای خود بیش از اندازه بزرگ میکرد. زیرا اگر بشر این همه رنج را طاقت میآورد به خاطر آن بود که پوستی کلفتتر از پوست نازک نوجوانی نحیف داشتند. اما آنچه را برای خود بزرگ نمیکرد و آنچه او را بیشتر از رنج بشری آزار میداد، بلاهت بشر بود. پییر و لوسی رومن رولان minerva
پدران و استادان! از خود میپرسم جهنم چیست؟ و پاسخ میدهم که رنج ناتوانی از دوست داشتن است. «فیودور داستایفسکی/برادران کارامازوف» در نقل قول فوق، هوشمندانه سخن از رنج در میان است، و کسانی که با آثار داستایفسکی آشنا هستند به خوبی میدانند که در این آثار، از…
پدران و استادان! از خود میپرسم جهنم چیست؟ و پاسخ میدهم که رنج ناتوانی از دوست داشتن است. «فیودور داستایفسکی/برادران کارامازوف» در نقل قول فوق، هوشمندانه سخن از رنج در میان است، و کسانی که با آثار داستایفسکی آشنا هستند به خوبی میدانند که در این آثار، از…
پدران و استادان! از خود میپرسم جهنم چیست؟ و پاسخ میدهم که رنج ناتوانی از دوست داشتن است. «فیودور داستایفسکی/برادران کارامازوف» در نقل قول فوق، هوشمندانه سخن از رنج در میان است، و کسانی که با آثار داستایفسکی آشنا هستند به خوبی میدانند که در این آثار، از راسکولنیکوف گرفته تا استاوروگین، ایوان کارامازوف تا آرکادی دالگورکی و حتی گالیادکین در رمان همزاد، قریب به اتفاق شخصیتهای محوری در ساحت رنجی وجودی و استحالهای وجودی زیست میکنند.
ای مرد اندوهگین، غم گساری بس است. نگذار روزهایت تباه شوند. چراکه سرانجام آزادت گذاشتم که بروى. الهه کالیپسو خطاب به هومر minerva
روزهایی فرا میرسد که چهرهی آشنای کسی که پیش از آن، ماهها و سالها دوستش میداشتیم، برایمان بیگانه میشود. و در این بیگانگی، تنهایی آغاز میشود. افسانهی سیزیف آلبر کامو minerva
• Still Life with a Skull • - by Paul Cézanne ___ راستی که در پس هر چیز دلربا غمنامهای هست؛ جهان را جانکندنی باید تا از خاک خردهگلی زاید. - اسکار وایلد • تصویر دریان گری / ترجمهٔ سپاس ریوندی Minerva
و با وجود این من رؤیاهایی داشتهام... در رؤیاهای من دنیا نجیب شده بود، روحانی شده بود؛ آدمهایی که من در بیداری از آنها آنهمه وحشت داشتم، در رؤیاهایم همچون انکساری تابان پدیدار میشوند، انگار که تابناک شده بودند و از نور سرشار بودند که در هوای خفه خطوط اشیاء را جان میبخشد؛ صداهایشان، قدم زدنشان، حالت چشمهایشان و حتّی حالت لباسهایشان معنایی هیجان انگیز مییافت، به عبارتی سادهتر، در رؤیاهایم جهان زنده میشد، و چنان به نحو گیرایی پر شکوه، آزاد و اثیری میشد که پس از تنفس گرد و غبار این جهان نقاشی شده خردکننده میشد. اما در آن هنگام دیری بود که به این اندیشه خو گرفته بودم که آنچه را رؤیا مینامیم نیمه واقعیّت است، نوید واقعیّت است، نظری است بر آن و نَفخهای است از آن، یعنی، این رؤیاها در خود به صورتی مبهم، و دقیق، واقعیّتی راستینتر از زندگی پر از لاف و گزاف ما به هنگام بیداری دارند، و این زندگی به نوبهی خود، نیمهخواب است، چرتی سیهکارانه است که آواها و مناظر جهان واقعی با نقابی عجیب و غریب در آن رسوخ میکنند، و به آن سوی حاشیهی ذهن جریان مییابند. - ولادیمیر ناباکوف • دعوت به مراسم گردنزنی / ترجمهٔ احمد خزاعی Minerva
اتاقی از آن خود 🌱📚 minerva
و آن کسی که از اشتیاقش رو برگردانده است، بی آنکه خود بداند، گاهی به کسی میماند که درد خود را فقط تسکین داده است، اما هرگز نمیتواند آن را کاملا فراموش کند. امیدی بیهوده. از کتاب سه گانه خوابگردها نوشته هرمان بروخ minerva
آزادی؟ آزادی برای چه؟ سعادت فقط در این است که کسی را دوست داشته باشی و آرزویت آرزوهای او باشد و فکرت افکار او و این آزادی نیست، خوشبختی است. آنا کارنینا لئون تولستوی minerva
• Evening. Melancholy I • by Edvard Munch _ " تعقلی که هرگز به خواب نمیرود، هیولا میآفریند." - کارلوس فوئنتس • کنستانسیا / ترجمهٔ عبدالله کوثری Minerva
در برابر فجایع بزدلانی شرمآوریم و در مقابل قدرت و زور ، بردگانی پلید چونان ثمرهای ضعیفیم، که تا زمان بالیدن و رشد طعم و رنگمان حتی چشمی را بر سر شوق نمیآورد ثمرهای غریب؛ یتیمانی معلق میان گلها که ساعت زیباییاش زمان سقوطش است! به وهن و سخره گرفتیم بهترین آرزوها را هر نوای عاشقانه را و هر نهال نوخاسته از خرَد خشکاندیم از هر شادی و شوق به بهانهٔ دلزدگی گریختیم و آمال شعر و کمالات هنر مغز خُردمان را تلنگری نزدند! - میخاییل لرمانتف • تأمل، از کتاب عصر طلایی و نقرهای شعر روس / ترجمهٔ حمیدرضا آتش برآب Minerva
وقتی میان آدمهای زیادی هستم، مثل آنها زندگی میکنم و آنطور که باید فکر نمیکنم؛ پس از چند صباحی احساس میکنم که میخواهند از خودم دورم کنند و مرا از روح و جانم بربایند. فلسفه تنهایی - لارس اسوندسن minerva
فیلیپ گفت: «یکی از فرمولهای شوپنهاور که خیلی به من کمک کرد، این ایده بود که شادی نسبی از سه منبع سرچشمه میگیره: آنچه هستی، آنچه داری و آنچه در چشم مردم جلوه میکنی. اون اصرار داره که ما باید فقط بر اولی تمرکز کنیم و بر دومی و سومی – بر داشتهها و بر وجههمان – سرمایهگذاری نکنیم چون کنترلی بر اون دو تا نداریم، چون از ما گرفته میشن – درست مثل پیری گریزناپذیر که داره زیبایی تو رو ازت میگیره. در واقع، شوپنهاور گفته «داشتن» معکوس میشه: آنچه داریم، اغلب صاحبمان میشود. درمان_شوپنهاور اروین_د_یالوم minerva
درد، چیز غریبی است. گربهای که پرندهای را میکشد، تصادف ماشین، آتشسوزی… درد بالاخره از راه میرسد، بنگ، به همین سادگی، و رویت مینشیند. واقعی است و در نظر هر کسی که تماشایت میکند، احمقی بیش نیستی. انگار به یکباره و در یک لحظه، به ورطهی بلاهت غلتیده باشی. درمانی ندارد، جز اینکه کسی را پیدا کنی که احساست را بفهمد و بداند چطور میشود کمک کرد. از کتاب زنها نوشته چارلز بوکفسکی minerva