tgindex
Последний пост
30 июн.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Музыка (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
11 607
−21 за 3 дн.
Сутки
−7
−0,06%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
3 961
20 постов
Вовлечённость
34,1%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 30 июн.2 3104550

    حتی اگر روزی این غم پایان یابد، من دیگر شاد زیستن را از یاد برده‌ام.‌ نویسنده‌ای ناشناخته minerva

  • 21 февр.5 4464086

    در این مدت زندگی به گونه ای سپری شده است که میتوانم سالها بدون آنکه هیچ اتفاق غم انگیزی رخ بدهد غمگین بمانم. جنایات و مکافات داستایوفسکی minerva

  • 4 февр.7 19245106

    هر وقت سعی می‌کنم لبخند بزنم، احساس می‌کنم به آنچه درونم رخ داده است؛ خیانت می‌کنم. جنایات و مکافات داستایوفسکی minerva

  • 22 дек.7 4742741

    • Death and the Masks • - by James Ensor ____ خدا به شما چهره‌ای داده است، ولی شما خودتان را به صورت دیگری در می‌آورید. - ویلیام شکسپیر • هملت / ترجمهٔ م.ا. به آذین Minerva

  • 19 дек.5 5351918

    از رنج بشر رنج می‌برد. از وزن این رنج له می‌شد و آن را برای خود بیش از اندازه بزرگ می‌کرد. زیرا اگر بشر این همه رنج را طاقت می‌آورد به خاطر آن بود که پوستی کلفت‌تر از پوست نازک نوجوانی نحیف داشتند. اما آنچه را برای خود بزرگ نمی‌کرد و آنچه او را بیشتر از رنج بشری آزار می‌داد، بلاهت بشر بود. پی‌یر و لوسی رومن رولان minerva

  • 11 дек.5 35355

    پدران و استادان! از خود می‌پرسم جهنم چیست؟ و پاسخ می‌دهم که رنج ناتوانی از دوست داشتن است. «فیودور داستایفسکی/برادران کارامازوف» در نقل قول فوق، هوشمندانه سخن از رنج در میان است، و کسانی که با آثار داستایفسکی آشنا هستند به خوبی میدانند که در این آثار، از…

  • 11 дек.3 75734

    پدران و استادان! از خود می‌پرسم جهنم چیست؟ و پاسخ می‌دهم که رنج ناتوانی از دوست داشتن است. «فیودور داستایفسکی/برادران کارامازوف» در نقل قول فوق، هوشمندانه سخن از رنج در میان است، و کسانی که با آثار داستایفسکی آشنا هستند به خوبی میدانند که در این آثار، از…

  • 11 дек.3 04445

    پدران و استادان! از خود می‌پرسم جهنم چیست؟ و پاسخ می‌دهم که رنج ناتوانی از دوست داشتن است. «فیودور داستایفسکی/برادران کارامازوف» در نقل قول فوق، هوشمندانه سخن از رنج در میان است، و کسانی که با آثار داستایفسکی آشنا هستند به خوبی میدانند که در این آثار، از راسکولنیکوف گرفته تا استاوروگین، ایوان کارامازوف تا آرکادی دالگورکی و حتی گالیادکین در رمان همزاد، قریب به اتفاق شخصیت‌های محوری در ساحت رنجی وجودی و استحاله‌ای وجودی زیست می‌کنند.

  • 7 дек.3 2491430

    ای مرد اندوهگین، غم گساری بس است. نگذار روزهایت تباه شوند. چراکه سرانجام آزادت گذاشتم که بروى. الهه کالیپسو خطاب به هومر minerva

  • 2 дек.3 8682661

    روزهایی فرا می‌رسد که چهره‌ی آشنای کسی که پیش از آن، ماه‌ها و سال‌ها دوستش می‌داشتیم، برایمان بیگانه می‌شود. و در این بیگانگی، تنهایی آغاز می‌شود. افسانه‌ی سیزیف آلبر کامو minerva

  • 30 нояб.3 345931

    • Still Life with a Skull • - by Paul Cézanne ___ راستی که در پس هر چیز دلربا غمنامه‌ای هست؛ جهان را جان‌کندنی باید تا از خاک خرده‌گلی زاید. - اسکار وایلد • تصویر دریان گری / ترجمهٔ سپاس ریوندی Minerva

  • 29 нояб.3 03249

    و با وجود این من رؤیاهایی داشته‌ام... در رؤیاهای من دنیا نجیب شده بود، روحانی شده بود؛ آدم‌هایی که من در بیداری از آن‌ها آن‌همه وحشت داشتم، در رؤیاهایم همچون انکساری تابان پدیدار می‌شوند، انگار که تابناک شده بودند و از نور سرشار بودند که در هوای خفه خطوط اشیاء را جان می‌بخشد؛ صداهایشان، قدم زدنشان، حالت چشم‌هایشان و حتّی حالت لباس‌هایشان معنایی هیجان انگیز می‌یافت، به عبارتی ساده‌تر، در رؤیاهایم جهان زنده می‌شد، و چنان به نحو گیرایی پر شکوه، آزاد و اثیری می‌شد که پس از تنفس گرد و غبار این جهان نقاشی شده خردکننده می‌شد. اما در آن هنگام دیری بود که به این اندیشه خو گرفته بودم که آنچه را رؤیا می‌نامیم نیمه واقعیّت است، نوید واقعیّت است، نظری است بر آن و نَفخه‌ای است از آن، یعنی، این رؤیاها در خود به صورتی مبهم، و دقیق، واقعیّتی راستین‌تر از زندگی پر از لاف و گزاف ما به هنگام بیداری دارند، و این زندگی به نوبه‌ی خود، نیمه‌خواب است، چرتی سیه‌کارانه است که آواها و مناظر جهان واقعی با نقابی عجیب و غریب در آن رسوخ می‌کنند، و به آن سوی حاشیه‌ی ذهن جریان می‌یابند. - ولادیمیر ناباکوف • دعوت به مراسم گردن‌زنی / ترجمهٔ احمد خزاعی Minerva

  • 26 нояб.3 0471614

    اتاقی از آن خود 🌱📚 minerva

  • 23 нояб.3 2191324

    و آن کسی که از اشتیاقش رو برگردانده است، بی آن‌که خود بداند، گاهی به کسی می‌ماند که درد خود را فقط تسکین داده است، اما هرگز نمی‌تواند آن را کاملا فراموش کند. امیدی بیهوده. از کتاب سه گانه خواب‌گردها نوشته هرمان بروخ minerva

  • 21 нояб.3 3701237

    آزادی؟ آزادی برای چه؟ سعادت فقط در این است که کسی را دوست داشته باشی و آرزویت آرزوهای او باشد و فکرت افکار او و این آزادی نیست، خوشبختی است. آنا کارنینا لئون تولستوی minerva

  • 19 нояб.3 2611136

    • Evening. Melancholy I • by Edvard Munch _ "‌‌‌‌ تعقلی که هرگز به خواب نمی‌رود، هیولا می‌آفریند." - کارلوس فوئنتس • کنستانسیا / ترجمهٔ عبدالله کوثری Minerva

  • 18 нояб.3 026715

    در برابر فجایع بزدلانی شرم‌آوریم و در مقابل قدرت و زور ، بردگانی پلید چونان ثمره‌ای ضعیفیم، که تا زمان بالیدن و رشد طعم و رنگمان حتی چشمی را بر سر شوق نمی‌آورد ثمره‌ای غریب؛ یتیمانی معلق میان گل‌ها که ساعت زیبایی‌اش زمان سقوطش است! به وهن و سخره گرفتیم بهترین آرزوها را هر نوای عاشقانه را و هر نهال نوخاسته از خرَد خشکاندیم از هر شادی و شوق به بهانهٔ دلزدگی گریختیم و آمال شعر و کمالات هنر مغز خُردمان را تلنگری نزدند! - میخاییل لرمانتف • تأمل، از کتاب عصر طلایی و نقره‌ای شعر روس / ترجمهٔ حمیدرضا آتش برآب Minerva

  • 16 нояб.2 9462033

    وقتی میان آدم‌های زیادی هستم، مثل آن‌ها زندگی می‌کنم و آنطور که باید فکر نمی‌کنم؛ پس از چند صباحی احساس می‌کنم که می‌خواهند از خودم دورم کنند و مرا از روح و جانم بربایند. فلسفه تنهایی - لارس اسوندسن minerva

  • 14 нояб.3 4182048

    فیلیپ گفت: «یکی از فرمول‌های شوپنهاور که خیلی به من کمک کرد، این ایده بود که شادی نسبی از سه منبع سرچشمه می‌گیره: آنچه هستی، آنچه داری و آنچه در چشم مردم جلوه می‌کنی. اون اصرار داره که ما باید فقط بر اولی تمرکز کنیم و بر دومی و سومی – بر داشته‌ها و بر وجهه‌مان – سرمایه‌گذاری نکنیم چون کنترلی بر اون دو تا نداریم، چون از ما گرفته می‌شن – درست مثل پیری گریزناپذیر که داره زیبایی تو رو ازت می‌گیره. در واقع، شوپنهاور گفته «داشتن» معکوس می‌شه: آنچه داریم، اغلب صاحبمان می‌شود. درمان_شوپنهاور اروین_د_یالوم minerva

  • 7 нояб.3 3211333

    درد، چیز غریبی است. گربه‌ای که پرنده‌ای را می‌کشد، تصادف ماشین، آتش‌سوزی… درد بالاخره از راه می‌رسد، بنگ، به همین سادگی، و رویت می‌نشیند. واقعی است و در نظر هر کسی که تماشایت می‌کند، احمقی بیش نیستی. انگار به یک‌باره و در یک لحظه، به ورطه‌ی بلاهت غلتیده باشی. درمانی ندارد، جز اینکه کسی را پیدا کنی که احساست را بفهمد و بداند چطور می‌شود کمک کرد. از کتاب زن‌ها نوشته چارلز بوکفسکی minerva

Minerva — tgindex