tgindex
Milamon
@milamondesignперсидский

Have fun

Последний пост
21 мая
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
522
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
443
20 постов
Вовлечённость
84,9%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 21 мая269344

    تو این همه سال که به نقش و نقاشی مشغول بودم یاد گرفتم که می‌شه دنیا رو با همه‌ی حقیقتش جدی نگرفت، می‌شه غرق خیالات شد و به پس و پیش دنیا هیچ اهمیتی نداد حتی می‌شه به خیالات رنگ واقعیت داد و با اون‌ها زندگی کرد برای همین از خیلی وقت‌ پیش دیگه هیچی رو جدی نمی‌گیرم. اینجوری نه ترسی از آینده داری نه حسرتی برای گذشته...

  • کاش میشد از آنهایی که دنیا را ترک کردند پرسید: آیا اندوه پایان یافت؟

  • من تمامِ آنانی‌ام که رفته‌اند

  • 5 янв.721291

    ‏هیچ نخی ازم به زندگی وصل نیست. با بحرانِ بعدی می‌تونم بزنم زیر تمامِ میزهای جهان و جلوی بازشدن هیچ گره‌ای رو نگیرم. گره‌هایی که تا قبل از این با دندون نگهشون داشته بودم.

  • 4 янв.727241

    باز شب شد، هجوم افکار عجیب به درون کالبد!

  • 3 янв.495123

    The world was on fire and no one could save me but you It's strange what desire will make foolish people do I'd never dreamed that I'd meet somebody like you And I'd never dreamed that I'd lose somebody like you

  • без подписи

  • با پیراهن راه راه میرقصی من ، یاد درد سلول هایم می افتم

  • پرسیدن راه رو دورتر میکنه ...

  • 1 янв.482202

    یه جایی تو زندگی هست… که دیگه خستگی فقط خستگی نیست؛ سنگ میشه، می‌چسبه به استخوونات و هر قدمی که برمی‌داری، درد می‌کنه. من دقیقاً همونجام. هیچ‌کس نمی‌دونه چندبار از بس فشار روم بوده نفس‌هام کوتاه شده، اما صبح دوباره بلند شدم چون چاره‌ای نبود جز ادامه دادن. آدم وقتی درد می‌کشه، بزرگ نمی‌شه… می‌سوزه. می‌ریزه. تو خودش جمع میشه. و هیچ‌کس به اندازهٔ خودت شاهد این سوختن نیست. من همه‌جوره جنگیدم… با تن خسته، با روح له‌شده، با جسم تکه و پاره، با زخم جنگ هایی که مال من نبود با امیدی که هی کم می‌شد. گاهی فقط می‌شینم و به این فکر می‌کنم چطور ممکنه یه آدم این‌همه بلا سرش بیاد و هنوز ایستاده باشه؟ من خسته‌ام… از جنگیدن بی‌وقفه، از تلاش‌هایی که نتیجه نمی‌دن، از دردهایی که کسی نمی‌فهمه، از زندگی‌ای که حتی یه روز آروم به من بدهکار مونده.

  • 1 янв.284910

    یه غریبه امد از راه با من آشنا شد با تمام خستگی هاش با من هم صدا شد خونه ی دل از محبت گرم و با صفا شد به غرور گذشته رسیدم به هوای گذشته پریدم چی بگم ندونستم که غریبه هر چی باشه یه غریبه است ندونسته دلم به غریبه سپردم اون غریبه رو ساده شمردم گول چشم سیاهشو خوردم

  • چیه این دلتنگی؟ شما خوبی، همه‌چی ردیفه، ولی تا دلتنگ میشی، از کار میوفتی. انگار دست‌و‌پاتو ازت می‌گیرن. فقط آدم دلتنگ می‌فهمه نزار قبانی چی میگه: که من احساس ناتوانی نمی‌کنم، مگر وقتی دلتنگ تو می‌شم .

  • Did I let you down? Did I bring your pain? Should I carry guilt or let the silence reign? Still hold your hand in dreams I keep Still whisper prayers when I can′t sleep One day I'll speak me soul out loud When me knees fall low to the sacred ground

  • без подписи

  • دفترچه تلفن من پر از اسم‌های جور واجوره ! اما وقتی دنبال کسی می‌گردم که باهاش چند کلمه بتونم حرف بزنم، می‌بینم که به صورت مفتضحانه‌ای هیچ‌کس رو ندارم ! و اون اعدادی که جلوی اسم‌ها نوشته شده ، مثل اعدادی که روی یه چک بی محل نوشته شده، بی ارزش و مسخره هستن ..!

  • امروز از هم گسستم

  • امروز از هم گسستم اگه بال و پر شکستم و به پرتگاه غم رسیده گامهای من چو غرق خاطراتم و غریق بی نجاتم و بی خواب و زابراهم و طوفان حال من تاریکم فردا سراغ من بیا یک روز زیبا سراغ من بیا فردا سراغ من بیا

  • اگر دردی بزرگ در سینه دارید اما در ظاهر آرام و صبور ایستاده‌اید و به دیگران لبخند می‌زنید و نمی‌گذارید کسی از آن آشوبِ پنهان در دل‌تان باخبر شود، بدانید که به سطحی از پختگی و کمال رسیده‌اید که نصیب هر کسی نمی‌شود. این سکوت از ناتوانی نیست بلکه نشانه‌ی عظمتِ روحی است که آموخته است رنج را به جای فریاد کشیدن به سوخت‌وسازِ رشد بدل کند. شما به جای آنکه جهانِ دیگران را به اندوهِ خود آلوده کنید، خود به پناهگاهی امن برای اطرافیانتان تبدیل شده‌اید و این دشوارترین و شریف‌ترین آزمونِ انسان بودن است. اگر چنین هستید، بلوغِ روح و شخصیت‌تان را جشن بگیرید چرا که در میان این همه هیاهوی پوچ، شما بی‌صدا اما باشکوه قد کشیده‌اید.

  • 27 дек.49653из Milamon

    без подписи

  • کاش می‌شد؛ آدمی، گاهی... فقط گاهی... به اندازه نیاز بمیرد، بعد بلند شود خاک هایش را بتکاند اگر دلش خواست برگردد به زندگی‌ دلش نخواست بخوابد تا ابد...