Milanketab
Статистика🌺 🌺 فروش کتاب با۶۰درصد تخفیف. جهت دریافت لیست و سفارش کتاب به آیدی زیر پیام بدید : @rayrahi
- Последний пост
- 27 дек.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
ساعت دروغ میگوید. زمان دور یک دایره نمیچرخد! زمان بر روی خطی مستقیم میدود. و هیچگاه، هیچگاه، هیچگاه باز نمیگردد. ایدهی ساختن ساعت به شکل دایره، ایده جادوگری فریبکار بوده است! ساعت خوب، ساعت شنی است! هر لحظه به تو نشان ميدهد که دانهای که افتاد دیگر باز نمیگردد. و به یادمان میآورد که زمان «خط» است نه «دایره» و زمان رفته دیگر باز نمیگردد. نه افسوس، نه اصرار، بر اين خط بيانتها تأثيري ندارد... تفسيرش بماند براي اهل اش.... همين. فریبی که ما را خرسند میکند بیش از صد حقیقت برای ما ارزش دارد. #آنتوان_چخوف @milanketab
تردید زیاد از هر خیابونی خطرناک تره @adhdbefarsi
داستایوفسکی میگه: "نمیدانم دارم روزهایم را میکُشم یا روزهایم دارند مرا میکشند! در هر صورت جنایتی در حال وقوع است." @milanketab
نظرات ما از پرسه زدن در شبکه های اجتماعی سرچشمه می گیرند،نه مطالعه کتاب ها! این تقلید از دانایی،در واقع الگوی جدید نادانی است! @milanketab
در کنار ساحل قدم می زدم و می خواستم به جایی دیگر بروم که درخشش چیزی از فاصله دور توجهم را به خود جلب کرد جلوتر رفتم تا به شیﺀ درخشان رسیدم نگاه کردم دیدم یه قوطی نوشابه است با خودم فکر کردم ، در زندگی چند بار چیزهای بیارزش من را فریب داده و مرا از مسیر اصلی خودم غافل کرده است؟ و وقتی به آن رسیدم، دیدم که چقدر بیهوده بوده است ولی آیا اگر به سمت آن شیء بی ارزش نمی رفتم واقعا می فهمیدم که بیارزش است یا سالها حسرت آن را می خوردم!؟ #پائولو_کوئلیو @milanketab
گاهی سخت میتوانی پدری بد را سرزنش کنی؛ زیرا به احتمال بسیار او نیز حاصل پدری بدتر است.» @adhdbefarsi
@milanketab
حق با ژوزف گابلز بود : دروغی که به یه نفر میگن دروغ باقی میمونه ولی دروغی که به هزاران نفر میگن تبدیل به واقعیت میشه @milanketab
«عادتهای خوب آسایش را پسانداز میکنند. عادتهای بد تجربه رنج را عقب میاندازند، اما با شدت بیشتر....»
ناتانیل براندن: عزت نفس یعنی آبرو و حیثیت خودمون، پیش خودمون، اعتباری که خودمون برای خودمون قائلیم. به عبارت دیگر: اگر عزت نفس پایین باشد، ما جلوی خودمان «بیآبرو» هستیم، یعنی خودمان را کوچک، بیارزش یا ضعیف میبینیم و به خودمان بیاحترامی میکنیم. اگر عزت نفس بالا باشد، حتی اگر دنیا علیه ما باشد یا دیگران قضاوت کنند، ما با احترام به خودمان رفتار میکنیم و خودمان را حفظ میکنیم. همان طور که با افراد آبرومند رفتار می کنیم🙂 @milanketab
وقتی ذهنت خالیه بخون وقتی ذهنت پره بنویس @milanketab
آرامترین آدمها آنهایی هستند که یک روز در دلشان جهنمی را خاموش کردهاند و زنده ماندهاند. - داستایفسکی @milanketab
. پرندهها چون بال دارن میتونن پرواز کنن. ولی آدما با تعامل و همکاری هزاران نفر طی سالیان سال تونستن هواپیما بسازن که صدها نفر همراه باهم پرواز کنن. این نشون میده هیچ موجوداتی مثل انسانها نمیتونه با غریبه ها و دیگران درست ارتباط برقرار کنه و به همکاری برسه! هراری @adhdbefarsi
شرمندگی آینده نامعلوم پای شما نیست @milanketab
«یکی از نشانههای بلوغ انسان همین است که بداند چطور چیزهایی را که برای دیگران اهمیت دارد درک کند، حتی اگر برای خودش اهمیتی نداشته باشد» کالین هوور @milanketab
اگر نمیتوانیم بهروشنی برای دیگری توضیح دهیم که چرا حسمان چیزی را درست میداند، باید در درستی آن تردید کنیم. “چون دلم گواهی میدهد” هرگز توضیح قابلقبولی نیست» آنی دوک @milanketab
اعتماد به نفس یعنی فهم این حقیقت ساده: اکثر آدمهایی که از بیرون مطمئن به نظر میرسند، از درون پر از شک و اضطراباند. ما همهمان در حال بازیای هستیم که بلد نیستیم، فقط بعضیها ظاهرش را بهتر حفظ میکنند. و وقتی این را بفهمی، دیگر از لرزش صدایت یا فراموشی یک کلمه نمیترسی. چون میدانی تنها نیستی. بازنویسی مفهومی از ایدههای آلن دوباتن @milanketab
📽️ پیشنهاد ویژه برای کتابدوستانی که وقت خواندن ندارند اگر تا حالا اسم رمان ماندگار اروین یالوم، وقتی نیچه گریست، به گوشتون خورده اما فرصت یا حوصله خوندنش رو نداشتید، خبر خوب اینه که یک نسخهی سینمایی از این اثر ساخته شده. 🎬 فیلم When Nietzsche Wept (2007) بر اساس همین رمان ساخته شده و داستان گفتوگوی خیالی میان دکتر یوزف بروئر (از پیشگامان رواندرمانی) و فیلسوف بزرگ فریدریش نیچه رو روایت میکنه. @milanketab
ویل و آریل دورانت خفنترین زوج مورخ تاریخاند؛ زوجی که استاد و شاگرد بودند و بعد ها عاشقانه ازدواج کردند. در طول بیش از پنجاه سال، در سفر به دهها کشور دنیا زندگی و پژوهش کردند و حاصلش شد شاهکار یازده جلدی تاریخ تمدن. در کتاب زندگینامهشان نوشتهاند بزرگترین دلهرهشان این بوده که کدام یک زودتر میمیرد و کدام یک تنها میماند. و تقدیر چنین رقم زد که در سال ۱۹۸۱ به فاصلهی چند روز از هم فوت شوند. هیچکدام فرصت تجربهی تنهایی پس از دیگری را پیدا نکرد. رابطههای عمیق و عاشقانه در کهنسالی به جایی میرسند که مرگ همسر، از مرگ خود هولناکتر میشود. @milanketab
آیا بیشتر تلنگر عشق، این عشق مرموز، نیست که میخواهد مدام افراد را با یکدیگر یکی کند، سعی دارد قدرتش را به محض رو در رو کردن زن و مردی محک بزند، و وجود آنان را مملو از هیجان سازد؛ هیجانی مبهم، مرموز و عمیق، همانگونه که خاک را مرطوب میکنیم تا گلهایی در آن برویند. - لوییز روک کوچولو / گیدو موپَسان @adhdbefarsi