tgindex
یوسفعلی میرشکاک

یوسفعلی میرشکاک

Статистика
@mirshekakперсидский

•اول و آخر یار• |بازنشر سروده‌ها، نوشتارها و گفتارها|

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
14 авг.
Постов за неделю
2
Всего постов
25
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
223
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
212
25 постов
Вовлечённость
95,1%
к подписчикам
Постов в день
0,3
всего 25
Упоминаний
2
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
48
1/48двое суток
55
1/72трое суток
59

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • без подписи

  • یوسفعلی میرشکاک – ز سر بیرون نخواهم کرد سودای محمد را

  • هو زندگی را گرچه از پایان‌گرفتن هیچ پیغامی فراتر نیست باز می‌گوید دلم: لختی تامل کن! ببین پیغامِ دیگر نیست؟ در مروری تازه می‌بینم که جز افسانه‌هایی پوچ و پیچاپیچ هیچ نقش دیگری در خاطر فرسود‌ه‌ی این کهنه‌دفتر نیست همچنان با من به‌جز آیینه‌ای کآماج پرواز هزاران سنگ می‌شود هر لحظه از برج هزاران دستِ پنهان، در برابر نیست با تو در این سرزمین با کمترین زنگار، دشمن هرچه خواهی هست هیچ‌کس یک لحظه‌ی کوتاه -اگر آیینه هم باشی- برادر نیست سر به روی خشت زانو می‌گذارد، می‌پزد رویای نانی گرم هرکه چون ایمان‌به‌مزدانِ دغل در خون این مردم شناور نیست در سراب شومِ امروز آنچه می‌بینیم سرگردانی فرداست بر فراز کشتگاه خشکِ ما جز مرگ ابری سایه‌گستر نیست آسمان را پایمردی کن به قربانی‌شدن، ایمان مردم را تا ببینی پاسخت از شش جهت جز برق خنجر نیست 🆔 @mirshekak

  • 3 авг.15776из mirshekak

    هو ای دل مباش جز پی پیران کربلا جز در پی سران و امیران کربلا بفرست صد سلام به شیران کربلا وانگه سلام کن به اسیران کربلا پس لعنتی گران به شریران کربلا طرح سلام کن ز دل ای جان به رنگ خون آغشته‌ی هزار جهان رنگ و بی‌ ستون هر سو هزار مطربه‌ی پنجه در جنون هر یک به مهر و دلبری آیینه‌ی فسون در مقدم بهار بشیران کربلا ای دل به یاد حضرت شیوا سلام باش بنیام را چو یاد کنی، در قیام باش چون یاد جبرئیل کنی، بی‌کلام باش میکال را چو یاد کنی، احترام باش سر تا به پا به یاد دلیران کربلا تابنده‌ی امام زمان توایم ما شرمنده‌ی بهار و خزان توایم ما هیچیم و همچو باد، وزان توایم ما از هست و نیست، جمله از آن توایم ما بفروش بندگان به امیران کربلا گر در پی شکستن مایی، به رنگ باش ور در پی ربودن جانی، فرنگ باش گو بهمنم ز پشت سر، ای دل نهنگ باش من بی وصیتم، تو همان بی‌درنگ باش عین‌الیقین زمره‌ی شیران کربلا ای بت‌شکن صنم که دلارام و دلبری محو رخ تو مهر و مه و تیر و مشتری ای زهره دادخواه تو هنگام داوری از نُه فلک فراتر و از عرش برتری ای درگه تو قبله‌ی پیران کربلا ای صورت الهی و ای معنی صمد یک گام حضرت تو ازل وان دگر ابد ای فارغ از صفات، به هر گونه، نیک و بد ای پیر و میر من صنم احمد و احد ای بوالحسن، پناه هژیران کربلا 🆔️ @mirshekak

  • هو ای دل مباش جز پی پیران کربلا جز در پی سران و امیران کربلا بفرست صد سلام به شیران کربلا وانگه سلام کن به اسیران کربلا پس لعنتی گران به شریران کربلا طرح سلام کن ز دل ای جان به رنگ خون آغشته‌ی هزار جهان رنگ و بی‌ ستون هر سو هزار مطربه‌ی پنجه در جنون هر یک…

  • هو سایه‌ی نام تو هستم تا فراسوی سرودن از توام با درد و داغ عشق تا آن‌سوی بودن جاده‌ای هستم که نامت می‌نگارد بودنم را رو به سوی بی‌نهایت رفتن و در خود غنودن دست‌هایم را به دست لحظه‌هایت می‌سپارم تا بماند لحظه‌هایم دور از دست ربودن می‌رباید لحظه‌ها را مرگ اما با تو هرگز روزهای من نمی‌بینند زنگار زدودن با تو فصل دیگری آغاز شد ای رستگاری وارهاندی گفتنم را از تمنای شنودن می‌گشاید بر دلم دروازه‌های کهکشان را بر تنت -راز بزرگ آسمان‌ها- دست سودن کردی از اردیبهشت خویش، آغوش مرا پر تا بیاموزی به من بر باد و باران در گشودن اولین روح نیایش، واپسین خورشید خواهش کاش سر تا پا زبان باشم تو را گاه ستودن 🆔 @mirshekak

  • این‌سوی دست‌های تو من هستم آن‌سوی گیسوان تو ویرانی زمین! اما جهان فریب بزرگی‌ست تنها همین دو ساحت مجهول نیست تو از نگاه من شکسته‌ترین پل‌ها عبور خواهی‌کرد و رو به سوی جهانی خواهی‌رفت روشن‌تر از حضور آینه در مهتاب. دیر آمدی همیشه آن که به من می‌رسد دو بار دیرتر از سرنوشت می‌آید؛ دو مرگ پیش‌تر از خواب! تو آفتاب تازه‌ترین سرزمین گمشده‌ای! من ماه ديرسال‌ترین رؤیاها با آنکه روبروی یکدیگریم از همیشه دورتریم. بی‌شک تویی همان که در تمام جهانش می‌جستم. اما منم همان که تو می‌خواهی؟ زنجیرهای من گران‌تر از آنند که با نگاه تو بر خاک افتند. همیشه آن که به من می‌رسد دو بار دیرتر از سرنوشت می‌آید. ای دیر یافته! با من که فرصت کوتاهی هستم منشین به نوشخند واکن به روی زخم صاعقه هر جا که پنجره‌ای می‌بینی شاید برای بردن نامت در خانه‌ای، شکفته‌تر از بغض سرد من گرم و تپنده، حنجره‌ای باشد. صدای من ملول‌ترین جاشوان جهان می‌شد اگر تو را برای شنیدن می‌خواست. از این صدا که منم تا سکوت سایه‌وار تو فرسنگ‌ها ستاره گرم تماشاست. اگر تو آن پرنده نباشی که جستجوی آشیانه به پروازش وا می‌دارد همیشه آن که به من می‌رسد دو بار دیرتر از سرنوشت به دنیا می‌آید. 🆔 @mirshekak

  • هو آنان که برون ز ساحت اجمالند تفصیل دروج را به جان تمثالند مستغرق ماهواره شب تا به سحر در دایره‌ی تصرف دجالند https://t.me/mirshekak

  • هو دو شب در آفتابت شعله‌ور بودند می‌دیدم ز ژرفای وجودم باخبر بودند می‌دیدم چه می‌گفتند با من آن دو سیمرغ سیاه آیا که چون رودابه محو زال زر بودند می‌دیدم فراتر از کلام آیینه‌هایت روبه‌رو با من به فرجام تمنا رهسپر بودند می‌دیدم پر از خوف و خطر، ایمان و کفر، آیینه و خنجر حوالت‌گوی تاریخ بشر بودند می‌دیدم نمی‌دانم کجا بودم، چه می‌کردم، چه می‌گفتم! تمام لحظه‌هایم بال‌ و پر بودند می‌دیدم در آن معراج کوتاهی که دیشب داشتم با تو زمین و آسمان بیرون در بودند می‌دیدم نخستین بار بود آن‌گونه در من خیره می‌ماندی دو چشمت در دلم گرم سفر بودند می‌دیدم یکی بودیم بیرون از مدار ماه‌ و سال آنجا دقایق سایه‌های رهگذر بودند می‌دیدم کجا بودیم؟ آنجایی که وصلی هست بی فصلی زمستان و بهار آنجا اگر بودند می‌دیدم خدا گرم تماشا بود و آدم غرق حوّا بود ملائک فکر غوغایی دگر بودند می‌دیدم 🆔 @mirshekak

  • 23 июл.21553из nazdike_doust

    اگر خواستی شعری بگی برای مردم فلسطین بگو... 💠 @nazdike_doust #باید_برخاست #نزدیک_دوست #یا_لثارات_الحسین

  • هو تا در قفس تنیم و در دنیائیم در دایره‌ی تحارب اسمائیم آنان بی تن اسیر و ما در تن اسیر جوقی پریانند و گروهی مائیم https://t.me/mirshekak

  • هو در چاه فروریخته‌ام پنداری وز غربت آویخته‌ام پنداری با این همه از مهر زلیخا خود را از مرگ برانگیخته‌ام پنداری https://t.me/mirshekak

  • هو دنیا خواب است و آخرت تعبیرش دل قرآن است و عاشقی تفسیرش زنهار! ز ویرانی تن باک مدار آبادی مرگ می‌کند تعمیرش https://t.me/mirshekak

  • معما در این خانه دیوار اگر در نباشد خدا را پیام و پیمبر نباشد گرت کفر و ایمان برابر نباشد به ترک منت عشق، رهبر نباشد به جز خود مسلمان و کافر ندیدم در آیینه جز خود برابر ندیدم پدر دیدم و سوی مادر ندیدم تو را گر پدر هست، مادر نباشد تو پرورده‌ی مادری مادرت را از آن رو گرفتی به بر خواهرت را کنی گر ز آیینه بیرون سرت را نه مادر نه خواهر نه همسر نباشد ببین تا چه شد یار و همسر گرفتی کسی را کز آن پیش، خواهر گرفتی در آیینه‌ خود را برابر گرفتی تو را جز برادر برابر نباشد نه یارست و همسر، تویی پیش رویت سر از خود برآورده آیینه‌جویت سرآسیمه آمد چو مادر به سویت که فرزند من بی‌برادر نباشد زنی در تو؟ مردی در او؟ این خیال است زن مرد یا مرد زن؟ این محال است نه این و نه آن، حضرت ذوالجلال است که در حضرتش ماده و نر نباشد هم اینی هم آنی، زمین وآسمانی فراتر از این هر دو، جان جهانی فراز و فرود، آشکار و نهانی تن و جان جز الله اکبر نباشد تن و جان چه دانی تو کز خود رمیدی به خود آرمیدی و جز خود ندیدی شکستی گسستی بریدی دریدی ببین! دامن جان تو تر نباشد به خود درنگر تا ببینی زنت را به زن، تا در آیینه بینی منت را زن ار می‌نخواهد ز تو جز تنت را از آن روست کو غیر شوهر نباشد 🆔 @mirshekak

  • هو اندیشه‌ی صبح پادشایی ز دل است بیگانگی از دل، آشنایی ز دل است هرگونه نوا و بی‌نوایی ز دل است دل فارغ کن! که مبتلایی ز دل است https://t.me/mirshekak

  • هو دردا که نیافتم چو خود همنفسی در بی‌کسی زمانه، فریادرسی دل را باید داد به هر خار و خسی چندان که در او هیچ نماند هوسی https://t.me/mirshekak

  • هو چون عشق آید، جان به دمی غرق کند اقیانوسی را به نمی غرق کند کوهی را برکند به کاهی از جای دریایی را به شبنمی غرق کند https://t.me/mirshekak

  • 13 июл.25736из nazdike_doust

    ملاقات اخر رهبر شهید با زنده یاد احمد عزیزی به روایت شاعر یوسف علی میرشکاک 💠 @nazdike_doust #باید_برخاست #نزدیک_دوست #یا_لثارات_الحسین #علمدار

  • هو اول و آخر یار تقدیم به جنگاوران وطنم که بر جان خود چارتکبیر زده‌اند می‌کشند از چارسوی خاک، لشکر سویتان غوطه در خون جگر خواهد زدن پهلویتان همچو ماهی آبتان از خون دل خواهد شدن خاکتان از خون خصم و خویش، گل خواهد شدن آه ای سهراب‌های من، گروه کشتگان ای فلک‌فرساسرشتان، ای بهشت آغشتگان در چمن گرم خرام خویشتن گر نیستید بنگرید ای نازنینان، کشتگان کیستید؟! می کشند، آری شما را گرم در خون می‌کشند از رحم، از گور، از گهواره بیرون می‌کشند خصم اگر در آب و گل گهواره‌جنبان شماست چون به جان و دل رسد، دیوار زندان شماست یادگار بوترابید ای تهمتن‌زادگان فتنه‌ی پا در رکابید ای تهمتن‌زادگان از شما می‌خواستیم آرایش این خانه را دور از درگاهتان نامردم بیگانه را واپسین داو جهان است اینکه با جان شماست بام هفتم آسمان آغاز پایان شماست چند دیوان ریاست‌جوی را دل باختن تیغ خود را با دم بیگانه بر خود آختن جرمتان این است کآشوب جهان از آسیاست ‌وآسیا میراث دیرین نیاکان شماست ای دژ دین نیاکان، ای جوانان عجم یادگار خون پاکان، ای جوانان عجم آسیا از شش جهت آتش در آغوش از شماست نک حسین ابن علی آنک سیاووش از شماست 🆔 @mirshekak

  • گفتگوی دکتر مهدی صالحی با استاد میرشکاک در ویژه‌برنامه‌ی مشهد تا مشهد هم‌اکنون از شبکه‌ی چهار سیما 🆔 @mirshekak