آموزش گرامر زبان آلمانی
Статистикаتماس: https://t.me/Tamas_ba_Admin لینک اول کانال: https://t.me/mkkbbnkj/1
- Последний пост
- 11 нояб.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
دوستان عزیز، برای دریافت مطالب جالب به Instagram هم سر بزنید
https://www.instagram.com/grammar_almani_mit_ebi?igsh=eTJweWdqZXN6bjgw
https://www.instagram.com/grammar_almani_mit_ebi?igsh=eTJweWdqZXN6bjgw
без подписи
Verben mit den festen Präpositionen Verb+ in+ Dativ / Teil 2 sich täuschen in + D اشتباه کردن در مورد کسی/ چیزی Ich habe mich in ihm getäuscht. من در مورد او اشتباه کردم.( فکر می کردم آدم خوبیه، اما نیست.) نکته: فعل فعل بالا، با فعل های زیر ، که همریشه اند، معنی متفاوت دارد: enttäuscht sein von + Dativ از کسی نا امید بودن jdn enttäuschen کسی را نا امید کردن Ich habe mich in ihm getäuscht, da er mich richtig enttäuscht hat. Ich stelle ihn nie wieder ein, weil ich jetzt von ihm enttäuscht bin. من در مورد او اشتباه می کردم، چون او واقعن مرا نا امید کرد. دیگر هیچوقت اورا استخدام نخواهم کرد چون من الان از دست او نا امیدم. sich üben in + D تمرین و کار کردن روی چیزی/ یا مهارتی Obwohl ich Deutsch bis zum C1 Niveau beherrsche, übe ich immer noch in meiner Aussprache. هرچند زبان آلمانی را تا سطح c1 مسلط هستم، هنوزم در تلفظ خود تمرین می کنم.( روی تلفظ خود کار می کنم.) übertreffen in + D برتری داشتن از نظری/ از لحاظ ( در مقام مقایسه) Unsere Firma übertrifft andere in Flexibilität und Technologie. شرکت ما از نظر انعطاف پذیری و فن آوری از دیگر شرکت ها براری دارد. sich unterscheiden in + D تفاوت داشتن از نظری/ از لحاظ ( در مقام مقایسه) Dieses Smartphone unterscheidet sich vom allen Modell in Kameraqualität. این گوشی هوشمند از نظر کیفت دوربین با مدل قدیمی تفاوت دارد. 🍁☘☘🍁☘☘🍂🌸🌱🍁🍁
Verben mit den festen Präpositionen Verb+ in+ Dativ (D) übergehen in + D به چیزی تبدیل شدن sich ausdrucken in + D خود را نشان دادن در چیزی Hass drückt sich oft in Worten aus, bevor er in Taten übergeht. نفرت اغلب در ابتدا خودا در کلمات نشان می دهد، پیش ازینکه به عمل تبدیل شود. bestehen in + D نهفته بودن در چیزی / مربوط بودن به Das Problem besteht in der Zusammensetzung der Materialien. مشکل در ترکیب مواد نهفته است. sich irren in +D اشتباه کردن در مورد چیزی Ich habe mich in dir geirrt. من در مورد تو اشتباه می کردم. liegen in + D نهفته بودن در چیزی ( عامل درونی) Der Fehler liegt in der Software. مشکل در نرم افزار نهفته است. نکته: مقایسه شود با فعل: liegen an + D دلیل چیزی بودن ( دلیل بیرونی) Meine Verspätung liegt an dem Verkehr, nicht an mir. تاخیر من به خاطر وسایط حمل و نقل است، نه به خاطر من. messen in + D اندازه گیری کردن به چیزی ( واحد اندازه گیری) Die Fläche wird in Quadratmetern gemessen. مساحت به متر مربع اندازه گیری می شود. sehen in + D چیزی را در چیزی دیدن Viele sehen in der Kunst ein Form der Freiheit. خیلی ها در هنر شکل از آزادی می بینند.
https://www.facebook.com/share/1FbDDJ9abM/
Verben mit den festen Präpositionen Verb+auf+ Akkusativ Teil: 5 zurückführen auf نسبت دادن به چیزی / علت چیزی بودن این فعل بیشتر در متون فنی، علمی و مطبوعاتی کار برد دارد. هرگاه خواسته باشیم، به علت چیزی اشاره کنیم، و چیزی را به چیزی نسبت بدهیم، آنهم بصورت غیر مستقیم، می توان ازین فعل استفاده کرد. In Iran sind Arbeitslosigkeit, Inflation, Korruption, und Kriminalität auf Migranten und Asylbewerber zurückzuführen. نسبت دادن به چیزی: در ایران می توان بیکاری، تورم، فساد و بزهکاری را به مهاجرین و پناهنده ها نسبت داد. ( ادعای نسبتن بدون دلیل اما بسیار غیر مستقیم ) علت چیزی بودن: علت بیکاری، تورم، فساد و بزهکاری در ایران مهاجرین و پناهنده ها هستند. ( اتهام بدون دلیل اما مستقیم) هرچند، به لحاظ دستوری، امکان استفاده ازین فعل کم دشوار است. Man kann den Erfolg auf harte Arbeit zurückführen. موفقیت را می توان به تلاش زیاد نسبت داد. ( علت موفقیت کار زیاد است.) این فعل بیشتر در جمله های مجهول بکار می روند، که مفهوم مدال، امکان و گمانه زنی دارد؛ یعنی مفهوم قطعی ندارد. در مثال بالا، جمله به لحاظ دستوری، معلوم است؛ اما به لحاظ معنای مجهول ، چون انجام دهنده کار مشخص نیست. جمله با لا را می توان بصورت زیر هم نوشت: Subjekt + ist + zu + Infinitiv ( Passiv mit Modalbedeutung) Der Erfolg ist auf harte Arbeit zurückzuführen. موقیت را می توان به تلاش زیاد نسبت داد. Subjekt + lässt sich + Infinitiv ( Refelexiv- Passiv) Der Erfolg lässt sich auf harte Arbeit zurückführen. موفقیت را می توان به تلاش زیاد نسبت داد./ تلاش زیاد علت موفقیت است. 🍁🌿☘🍀🍁🌱🌸☘🌿🌿🍀🍁
Verben mit den festen Präpositionen Verb+auf+ Akkusativ Teil: 4 hören auf + A به حرف کس گوش دادن ( به مفهوم اطاعت و حرف شنوی) Die Kinder hören nicht auf ihre Mutter. این بچه ها به حرف مادر شان گوش نمی دهند. ( اطاعت نمی کنند) توجه: فعل جدا شدنی و بدون حرف اضافه، zuhören هم به معنی با دقت گوش دادن است. Hör auf mich! بحرفم گوش بده! ( یعنی قبول کن و اطاعت کن) Hör mich zu! به حرفم با دقت گوش بده! ( اطاعت اهمیت ندارد، دقت مهم است. sich konzentrieren auf + A روی چیزی تمرکز کردن Momentan konzentriere ich mich auf die Prüfung. در حال حاضر روی امتحان تمرکز می کنم. lenken auf + A هدایت کردن (چیزی) به سمت چیزی Die Politiker versuchen oft, die öffentliche Meinung auf Nebenthemen zu lenken. سیاست مداران اغلب سعی می کنند، افکار عمومی را بسمت موضوعات فرعی منحرف کنند. reagieren auf + A به چیزی واکنش نشان دادن/ پاسخ دادن Er reagiert so heftig auf eine Kleinigkeit. Das zählt meiner Meinung nach zu seinen Schwächen. او به چیزی بسیار کوچک خیلی شدید واکنش نشان می دهد. به نظر من، این جزو نقطه های ضعف او بشمار می رود. schimpfen auf + A بد و بیراه گفتن به کسی/ شکایت کردن از کسی Die Autofahrer schimpfen auf den Stau. راننده گان از دست ترافیک شاکی هستند. توجه: فعل beschimpfen بدون حرف اضافه، به معنی دشنام دادن است. Die Fans beschimpfen den Schiedsrichter. طرفداران به داور دشنام دادند. setzen auf + A روی چیزی حساب کردن Er setzt auf die Qualität statt der Quantität. او روی کیفیت به جای کمیت حساب می کند. sinken ( von ...auf + A) کاهش پیدا کردن از ( مقداری) به ( چیزی) Heute ist das Wetter weitaus besser als gestern. Die Temperatur ist von 26 auf 18 Grad gesunken. امروز هوا به مراتب از دیروز بهتر است. دمای هوا از ۲۶ درجه به ۱۸ درجه کاهش پیدا کرده است. steigen ( von....auf + A) افزایش پیدا کردن از ... به... Die Preise sind von 10 auf 15 Euro gestiegen. قیمت ها از ۱۰ یورو به ۱۵ یورو افزایش پیدا کرده اند. verklagen auf از کسی برای چیزی شکایت کردن Er hat seinen ehemaligen Arbeitgeber auf Abfindung verklagt. او از کارفرمای سابقش بابت دریافت حق تسویه شکایت کرد. sich verlassen auf روی کسی یا چیزی حساب باز کردن/ به کسی اعتماد کردن Kann ich mich auf dich verlassen? می توانم روی تو حساب کنم؟ نکته: از همین فعل، ترکیب اسم فعلی زیر با همین حرف اضافه وجود دارد: auf jeden/ etwas Verlass sein Auf ihn ist immer Verlass. روی اون همیشه می توان حساب کرد./ به او همیشه می توان اعتماد کرد. vertrauen auf به کسی اعتماد کردن ( رسمی تر) Man sollte nicht nur auf das Glück vertrauen. آدم نباید فقط به شانس تکیه کند. نکته: فعل sich trauen به معنی "جرات کردن" و "رو داشتن" است. Ich habe mich nicht getraut, ihm zu sagen, " fass das Auto nicht an." رویم نشد، به او بگویم: " به ماشین دست نزن." نکته: فعل عبارتی زیر به معنی: sich mit jdm/ etwas vertraut machen "خود را با چیزی آشنا کردن" است. Ich mache mich mit dem neuen Programm vertraut. دارم خودم را با برنامه جدید آشنا می کنم. verweisen auf اشاره کردن به/ ارجاع دادن به Die Polizei hat beim Gespräch in Zusammenhang mit seiner Ordnungswidrigkeit auf den geltenden Vorschriften verweisen. در گفتگوی مرتبط به تخلف او از مقررات، پلیس به قوانین جاری اشاره کرد. verzichten auf صرف نظر کردن / چشم پوشی کردن از چیزی Um die Miete regelmäßig bezahlen zu können verzichte ich auf meinen jährlichen Urlaub. برای اینکه بتوانم کرایه خانه را مرتب پرداخت کنم، از مرخصی سالانه خود صرف نظر می کنم. sich vorbereiten auf آماده شدن برای چیزی Ich bereite mich auf die Prüfung vor. من برای امتحان آماده می شوم. از همین فعل، ترکیب اسم و فعلی زیر: Vorbereitung treffen für + A هم درست شده است. Wir müssen noch Vorbereitungen für die Reise treffen. ما هنوز باید تدارک برای سفر ببینیم. warten auf منتظر کسی یا چیزی بودن Ich warte schon lange auf den Bus. من مدت زیاد منتظر اتوبوس هستم. نکته: فعل abwarten که حرف اضافه ندارد، اما یک پیشوند جدا شدنی ab دارد، به معنی صبر کردن است. Ich warte ab, bis er mich anruft. من صبر می کنم، تا او به من زنگ بزند. هر چند هردو فعل، ریشه مشترک دارند warten, اما در ترجمه فارسی معنی متفاوت دارند: انتظار کشیدن، و صبر کردن 🍂🍁🌿☘☘🌸🍀🍀☘☘🌿☘
Verben mit den festen Präpositionen Verb+auf+ Akkusativ Teil: 4 hören auf + A به حرف کس گوش دادن ( به مفهوم اطاعت و حرف شنوی) Die Kinder hören nicht auf ihre Mutter. این بچه ها به حرف مادر شان گوش نمی دهند. ( اطاعت نمی کنند) توجه: فعل جدا شدنی و بدون حرف اضافه، zuhören هم به معنی با دقت گوش دادن است. Hör auf mich! بحرفم گوش بده! ( یعنی قبول کن و اطاعت کن) Hör mich zu! به حرفم با دقت گوش بده! ( اطاعت اهمیت ندارد، دقت مهم است. sich konzentrieren auf + A روی چیزی تمرکز کردن Momentan konzentriere ich mich auf die Prüfung. در حال حاضر روی امتحان تمرکز می کنم. lenken auf + A هدایت کردن (چیزی) به سمت چیزی Die Politiker versuchen oft, die öffentliche Meinung auf Nebenthemen zu lenken. سیاست مداران اغلب سعی می کنند، افکار عمومی را بسمت موضوعات فرعی منحرف کنند. reagieren auf + A به چیزی واکنش نشان دادن/ پاسخ دادن Er reagiert so heftig auf eine Kleinigkeit. Das zählt meiner Meinung nach zu seinen Schwächen. او به چیزی بسیار کوچک خیلی شدید واکنش نشان می دهد. به نظر من، این جزو نقطه های ضعف او بشمار می رود. schimpfen auf + A بد و بیراه گفتن به کسی/ شکایت کردن از کسی Die Autofahrer schimpfen auf den Stau. راننده گان از دست ترافیک شاکی هستند. توجه: فعل beschimpfen بدون حرف اضافه، به معنی دشنام دادن است. Die Fans beschimpfen den Schiedsrichter. طرفداران به داور دشنام دادند. ☘🍁🍁🍀🌿🍁🌸🌱🍀☘🍁🍁
Verben mit den festen Präpositionen Verb+auf+ Akkusativ ( A) Teil: 3 eingehen auf + A پرداختن/ توجه کردن به چیزی Der Autor geht in seinem Artikel ausführlich auf die Ursachen des Klimawandels ein. نویسنده در مقاله اش به طور مفصل به علل تغییرات اقلیمی می پردازد. sich einigen auf + A توافق کردن روی چیزی Die Länder einigten sich auf ein Abkommen. کشور ها بر سر یک معاهده به توافق رسیدند. sich einstellen auf + A خود را با چیزی وفق دادن Wir müssen uns auf das schlechte Wetter einstellen. ما باید خود را با این آب و هوای بد وفق بدهیم. folgen auf + A بدنبال چیزی اومدن، در پی چیزی واقع شدن ( فاعل جمله یک رویداد است، نه شخص، که بعد یک رویداد دیگر می آید) Auf die Wirtschaftskrise folgte eine Massenarbeitslosigkeit. به دنبال بحران اقتصادی یک بیکاری گسترده ای به وقوع پیوست. ( بیکاری بعد بحران اقتصادی؛ دو رویداد دو پدیده) sich freuen auf + A مشتاق بودن/ بی صبرانه منتظر بودن چیزی ( در آینده) Ich freue mich auf das Wochenende. بی صبرانه منتظر آخر هفته هستم. توجه: این فعل برای بیان اشتیاق به چیزی است ( در آینده، که هنوز به وقوع نه پیوسته است.) اما اگر خوشحالی خود از وقع چیزی برای الان یا چیزی که قبلن اتفاق افتاده بیان کنیم، از ترکیب زیر استفاده می کنیم: Das freut mich. خوشحالم ازین بابت. همین فعل با حرف اضافه über هم، برای بیان شادی، از اتفاق گذشته است. به مثال زیر دقت شود: Anna: Ich freue mich über den Kuchen, den deine Mutter gebacken hat. Ali: Das freut mich, dass er dir gefällt. انا: من از کیک که مادرت پخته خوشحالم. علی: خوشحالم که خوشت اومده. hinweien auf + A تذکر دادن ( کتبی) به چیزی Lieber Mitarbeiter, mit diesemer schriftlichen Abmahnung weisen wir Sie darauf hin, dass wir Ihr Fehlverhalten nicht mehr hinnehmen. کارمند محترم، با این اخطار کتبی به شما تذکر میدهیم، که ما ازین پس رفتار اشتباه شمارا تحمل نخواهیم کرد. hoffen auf + A امیدوار بودن به چیزی Ich hoffe auf Ihre positive Antwort. من به یک پاسخ مثبت از جانب شما امیدوارم. عبارت های اسمی زیر، که در آلمانی به اختصار گفته می شوند، در اصل فعل شان hoffen هستند: auf Wiedersehen به امید دیدار! که شکل کامل آن: Ich hoffe auf ein Wiedersehen. بوده است. auf Wiederhören به امید صحبت مجدد. auf eine gute Zusammenarbeit به امید همکاری خوب. 🌱🍀☘🍁🌿🌸🌱🍀🍁🌿🌱☘🍁
Verben mit den festen Präpositionen: Verb+auf+ Akkusativ ( A) Teil: 2 sich besinnen auf + A به خاطر آوردن چیزی Ich kann mich nicht auf seinen Namen besinnen. نمی تونم اسمش را بخاطر بیاورم. sich beziehen auf + A اشاره داشتن به چیزی / ارجاع دادن به چیزی/ مربوط بودن به چیزی Mit diesem Schreiben beziehe ich mich auf Ihr Schreiben vom 21.03.2025. با این نامه، به نامه شما در تاریخ ۲۱ مارچ ۲۰۲۵ اشاره می کنم. یعنی: این نامه، در پاسخ به نامه شما مورخ ۲۱.۰۳.۲۰۲۵ نوشته شده است. ( این جمله در نامه نگاری بسیار رایج است، و برای اشاره به نامه قبلی طرف مقابل استفاده می شود.) از همین فعل، قید زیر: bezugnehmend auf + A ( در ارتباط به/ با اشاره به..) با حفظ عین حرف اضافه، در نامه های اداری سطح بالا تر، بسیار استفاده می شود. Bezugnehmend auf Ihr Schreiben vom 15 April 2025 teile ich Ihnen Folgendes mit: با اشاره به نامه شما مورخ ۱۵ آپریل ۲۰۲۵ مطالب زیر را به اطلاع شما می رسانم. توجه: از آنجایی که فعل در زبان آلمانی جایگاه دوم را در جمله دارد، کل عبارت: bezugnehmend auf Ihr Schreiben vom 15 April 2025 فقط به عنوان یک قید ( قید علت، دلیل نامه نوشتن) در نظر گرفته می شود، که بعد آن بلافاصله فعل آمده و فاعل، در جایگاه سوم قرار دارد. چون، فاعل جایش را به قید داده، نمی تواند جایگاه دوم، که جایگاه فعل است، را بگیرد. در نتیجه فاعل از جایگاه اول، به جایگاه سوم رفته است. از همین فعل، عبارت unter Bezugnahme auf + A (در استناد به/ در ارجاع به..) نیز کاربرد زیاد در نامه نگاری های رسمی دارد. که خود یک اسم است با دو حرف اضافه-- یک حرف اضافه قبل اسم و یک حرف اضافه که از فعل این اسم مانده است. Unter Bezugnahme auf das Telefongespräch vom 10. Mai 2024 sende ich Ihnen die notwendigen Unterlagen. با استناد به مکالمه تلفنی مورخ ۱۰ می ۲۰۲۴ مدارک لازم را به شما ارسال می کنم. از ریشه همین فعل، دو تا اسم زیر با حرف اضافه قبل و بعد اسم هم زیاد متداول است، که به لحاظ دستوری نقش قید دارند: in Bezugnahme auf در ارتباط به In Bezugnahme auf Ihr Schreiben teilen wir Ihnen Folgendes mit: در ارجاع به نامه شما، موارد زیر را به اطلاع شما می رسانیم: in Bezug auf در ارتباط به.. In Bezug auf Ihre Frage kann ich (Ihnen) Folgendes sagen. در ارتباط به سوالتان، می توانم موارد زیر را بیان کنم. از ریشه همین فعل، حرف اضافه گینیتوی زیر هم ساخته شده است: bezüglich + Genitiv در ارتباط به Bezüglich Ihres Antrags auf Kinderzuschlag haben wir noch einige Fragen. در مورد در خواست کمک هزینه فرزند تان هنوزم سوالاتی داریم. ☘🌸🍀☘🌿🍁🌸🌱🍀☘🌿🍁🍁🌿
Verben mit den festen Präpositionen: Verb+auf+ Akkusativ ( A) Teil 2 ☘🍀🌿🌱🍀☘🍁🌱🍀🌸🍂🍁🍁 achten auf + A توجه کردن به چیزی/ اهمیت دادن به چیزی Sie achtet sehr auf ihre Gesundheit und selbstverständlich auch auf ihre Figur. او خیلی به سلامتی و همچنان البته به هیکل اش اهمیت می دهد. ankommen auf + A بستگی داشتن به چیزی ( بسیار کاربردی در محاوره) - Ist die Miete in Deutschland teurer? - Das kommt darauf an, wo du in Deutschland Wohnung suchst. - آیا اجاره خانه در آلمان گران است؟ - این بستگی به این دارد، که تو کجا آلمان خانه بگیری. توجه: فعل ankommen بدون حرف اضافه، به معنی " رسیدن به جای " است: Der Zug kommt um 18:00 Uhr an. قطار ساعت ۶ عصر می رسد. اما با حرف اضافه، معنی آن ۱۸۰ درجه تغییر می کند. به همین دلیل، یادگیری فعلهای دارای حرف اضافه ثابت، اهمیت زیاد دارد. anspielen auf + A کنایه زدن ( اشاره کنایی و غیر مستقیم ) نکته: فعل hinweisen auf + A به معنی اشاره کردن مستقیم به چیزی است و فعل erwähnen بدون حرف اضافه نام بردن از چیزی است. Chefin spielte im Personalespräch auf seine früheren Abmahnungen an. در جلسه مربوط با امور کارمندان خانم رئیس بطور ضمنی به اخطارنامه های رسمی قبلی او اشاره کرد. Mit dieser Abmahnung möchte ich Sie darauf hinweisen, dass wir nicht mehr Ihr Fehlverhalten hinnehmen. با این اخطار نامه رسمی، به اطلاع شما می رسانم، که ما از این به بعد رفتارهای ناشایست شمارا نمی پذیریم. ( اشاره کاملن مستقیم ) Chefin hat seinen Namen im Gespräch erwähnt. خانم رئیس در گفتگو از او نامبرد. antworten auf + A به چیزی جواب دادن Ich antworte normalerweise innerhalb einer Woche auf Ihre E-Mail. من معمولاً در عرض یک هفته به ایمیل شما پاسخ میدهم. اگر این فعل بدون حرف اضافه باشد، معمولن مفعول آن داتیوی است: jdm antworten به کسی جواب دادن Ihnen wird ( es) innerhalb einer Woche geantwortet. به شما در ظرف یک هفته جواب داده خواهد شد. یا Ich werde Ihnen innerhalb einer Woche antworten anwachsen auf + A افزایش پیدا کردن تا Die Zahl der Infektionen ist auf 5000 angewachsen. تعداد مبتلایان به ۵۰۰۰ نفر افزایش یافته است. aufpassen auf + A مراقب کسی یا چیزی بودن Kannst du bitte auf meinen Koffer aufpassen, bis ich zurückkomme? تا من بر می گردم، می تونی لطفن از چمدانم مراقبت کنید؟ sich berufen auf + A استناد کرده به/ ارجاع دادن به In seinem Gespräch beruft er sich immer auf das Gesetz. او همیشه در حرفهایش به قانون استناد می کند. sich beschränken auf + A خود را محدود کردن به چیزی / اکتفا کردن به چیزی Ich beschränke mich auf Wasser und Salat. من خودم را به آب و سالاد محدود می کنم. ☘🍁🍀🌱🍁🍁☘🌿🍂🌸🌱🍀🍁
Verben mit den festen Präpositionen: Verb+auf+ Dativ (D) Teil 1 basieren auf + D بر پایه ای چیزی بودن Das Buch basiert auf einer wahren Geschichte. این کتاب بر اساس یک داستان واقعی ( نوشته شده ) است. beharren auf + D اصرار کردن بر چیزی ( بر چیزی انتزاعی مانند نظر) Er beharrt auf seiner Meinung. او بر نظرش پا فشاری می کند ( لجوج). bestehen auf + D اصرار کردن بر چیزی( عینی مانند حق) Ich bestehe auf meinem Recht. من بر حق خود پا فشاری می کنم. beruhen auf + D مبتنی بودن به چیزی Die Personalien beruhren auf Ihren eigenen Angaben. Zur Klärung Ihrer Identität müssen sie durch einen Reisepass Ihres Herkunftslands nachgewiesen werden. مشخصات ( روی مدارک) مبتنی بر گفته های خود تان هستند. برای تثبیت هویت شما، باید این مشخصات توسط یک پاسپورت کشور اصلی تان تصدیق شوند. fußen auf + D بنا شدن بر اساس چیزی Die Demokratie fußt auf Meinungsfreiheit. دموکراسی بر اساس آزادی بیان بنا شده است. 🌿🌱🌸🍂☘🍀🍁🌿🌱🌸🍂☘
Verben mit den festen Präpositionen: Verb+an + Akkusativ ( A) Teil: 4 glauben an + A باور، ایمان یا اعتقاد داشتن به چیزی Ich glaube an das Gute im Menschen. من به خوبی ذات انسان اعتقاد دارم. نکته: اگر فعل glauben بدون حرف اضافه باشد، مفعول آن داتیوی است به معنی : jdm glauben حرف کسی را باور کردن Ich glaube dir. حرف تو را باور می کنم. liefern an + A تحویل دادن به/ ارسال کردن به Können Sie bitte die Ware an meine Wohnung liefern? می توانید کالا را لطفن به آپارتمانم تحویل بدهید/ ارسال کنید. sich richten an + A خطاب بودن به کسی/ مخاطب قرار دادن کسی Diese Bekanntmachung/ Ankündigung richtet sich an sämtliche Bürgerinnen und Bürger. این اعلامیه خطاب به همه شهروندان زن و مرد است. schreiben an + A برای کسی/ یه به کسی نوشتن Wegen einer Reklamation habe ich an die Firma eine Email geschrieben. به جهت شکایت، به شرکت ایمیل زدم / نوشتم. verkaufen an + A فروختن به کسی Viele niederländische Bauern verkaufen die Blumen an die Passanten. بسیاری از کشاورزان هلندی گلهارا به رهگذران می فروشند. verraten an + A لو دادن به/ افشا کردن برای Er hat das Geheimnis an die Polizei verraten. او این راز به ادره پلیس لو داد. verweisen an + A ارجاع دادن به کسی ( برای کمک بیشتر و بهتر) Die Hausarzt hat mich an einen Kardiologen verwiesen und hat mir eine Überweisung gegeben. پزشک عمومی من را به یک دکتر متخصص ارجاع داد و برایم یک معرفی نامه نوشت. verteilen an + A توزیع کردن میان افراد Der Lehrer hat die Prüfungsblätter an die Schüler verteilt. معلم ورقه های امتحانی را میان دانش آموزان توزیع کرد. sich wenden an + A مراجعه کردن/ تماس گرفتن به کسی یا جایی( برای کمک اغلب) Ich wende mich an meine Lehrer, wenn ich Hilfe brauche. به معلمم مراجعه می کنم، اگر به کمک احتیاج داشته باشم. توجه: فعل sich melden bei + D هم به معنی تماس گرفتن و مراجعه کردن به کسی یا جای است، اما بیشتر جنبه اطلاع دهی دارد تا در خواست کمک. Bei der Arbeitsverhinderung melden Sie sich bitte unbedingt bei uns mindestens 3 Stunden vor dem Arbeitsbeginn. در صورت بروز مشکل حدداقل سه ساعت قبل از شروع کار حتمن به ما اطلاع بدهید ( تماس یا مراجعه). 🌱🍀☘🌿🍁🍁🍀🌱🌿☘☘
Verben mit den festen Präpositionen: Verb+an + Akkusativ ( A) Teil: 3 adressieren an + A فرستادن به/ خطاب کردن به Dieser Brief ist an den Vorgesetzten adressiert, daher sollten wir diesen nicht öffnen. این نامه خطاب به رئیس است ( به رئیس ارسال شده)، بنابراین ما نباید آنرا باز کنیم. Wenn ein Brief an eine bestimmte Person in einem bestimmten Unternehmen adressiert wird, wird der Name der Person nach dem Firmennamen mit " z. H." ( zu Händen) angegeben. هرگاه یک نامه به فرد خاص در یک شرکت خطاب می شود، نام شخص بعد نام شرکت-- با عبارت " z .H. " ( به دست) -- ذکر می شود. anknüpfen an+ A ادامه دادن چیزی Wir knüpfen an das Thema von gestern. ما (با پیوند) به موضوع دیروز ادامه می دهیم. sich anpassen an + A خود را با چیزی وفق دادن Ich habe mich noch nicht an das wechselhafte Wetter in Deutschland angepasst. من هنوز خودم را با آب هوای متغییر آلمان وفق نداده ام. anschließen an + A وصل کردن به چیزی Ich habe mein Haus ans Internet angeschlossen. خانه ام را به انترنت وصل کرده ام. نکته: از همین فعل اسم زیر بوجود آمده است، که با همین حرف اضافه استفاده می شود: Anschluss an + A erhalten/ haben دسترسی/ اتصال به چیزی پیدا کردن Die Stadt hat endlich Anschluss an das Glasfasernetz erhalten. شهر بالاخره به شبکه فبر نوری وصل شده است. appellieren an+ A متوسل شدن/ رجوع کردن به چیزی / درخواست کردن Die Polizei appellierte an die Bevölkerung, zu Hause zu bleiben. پلیس از مردم درخواست کردن در خانه بمانند. binden an + A بستن یا پایبند کردن به چیزی Er bindet das Seil an den Baum. او تناب را به درخت می بندد. denken an + A فکر کردن به چیزی Wenn ich Fernweh habe, denke ich oft an die Berge und das Meer. هرموقع دلتنگ سفر می شوم، به کوه ها و دریا فکر می کنم. sich entsinnen an + A به یاد آوردن چیزی Ich erinnere mich ganz klar an meinen ersten Schultag. من روز اول مدرسه را به وضوح بیاد میارم. ( هنوز یادم است ) erinnern an + A چیزی را به کسی یاد آوردی کردن Ich erinnere Sie daran, dass Ihr Aufenthaltstitel in 10 Tagen abläuft. این نکته را شما یاد آوری می کنم، که اقامت شما ده روز دیگه تمام می شود. Dieses Lied erinnert mich an meine Kindheit. این آهنگ مرا بیاد دوران کودکی ام می اندازد. sich gewöhnen an + A به چیزی عادت کردن sich halten an + A رعایت کردن / پیروی کردن چیزی ( مقررات، قوانین) Mit der Zeit habe ich mich daran gewöhnt, mich wie die Deutschen an die Regeln zu halten. به مرور زمان من هم عادت کرده ام، مقررات رو مانند آلمانی ها مراعات کنم. Sie haben sich immer an Ihr Wort gehalten. شما همیشه به حرفتان پایبند بودید. ( رسمی) Wort halten بقول خود عمل کردن Du musst immer dein Wort halten. تو باید همیشه بقولت عمل کنی. ( محاوره ای تر) 🌱☘🍀🍁🍂🌿🍁🍁🌱🌱☘ ⬇️ Teil 4
Verben mit den festen Präpositionen: Verb+ an + Dativ(D) Teil: 2 hängen an + D وابسته بودن به چیزی/ کسی Er hängt an seiner Mutter. وابسته به مادرش است. ترکیب: von jdm/ etwas abhängig sein از همین ریشه گرفته شده است. Er ist abhängig von seiner Mutter. او وابسته به مادرش است. Die Firma hat den Vorschuss von der Zuverlässigkeit des Mitarbeiter abhängig gemacht. شرکت پرداخت مساعده را وابسته/ مشروط به قابل اعتماد بودن کارمند کرد. hindern an + D مانع شدن از چیزی Seine Krankheit hunderte ihn an der Reise. بیماری او مانع سفر او شد. کلمات زیر با این فعل هم ریشه هستند: verhindern مانع شدن behindern مانع شدن die Behinderung معلولیت das Hindernis مانع hinderlich مزاحم دست و پا گیر leiden an + D رنج بردن از ( یک بیماری جسمی) Er leidet an Migräne. او از میگرن ( سر دردی) رنج می برد. توجه: اگر فعل leiden با حرف اضافه unter بیاید، به معنی رنج بردن از یک عامل خارجی ( فشار روانی ) است leiden unter + D Er leidet unter dem Gefühl der Einsamkeit. Deswegen muss ich ihn immer und überall begleiten. او از حس تنهایی رنج می برد. بنابراین من باید اورا همیشه و همه جا همراهی کنم. liegen an + D به چیزی مربوط بودن/ معلول چیزی بودن Der Erfolg liegt an harter Arbeit. موفقیت نتیجه کار سخت است. mangeln an + D فاقد بودن/ کمبود داشتن Die Stadt mangelt an den notwendigen Infrastrukturen. این شهر فاقد زیر ساختهای ضروری است. از همین و حرف اضافه، ترکیب اسم و حرف اضافه زیر هم درست شده است: Mangel an In dieser Stadt besteht Mangel an den notwendigen Infrastrukturen. در این شهر کمبود زیر ساختهای ضروری وجود دارد. هرچند خود وجود و کمبود باهم در تناقض است. mitwirken an + D مشارکت داشتن در Ich möchte an diesem Forschungsprojekt mitwirken. میخواهم در این پروژه تحقیقاتی سهم بگیرم. اسم زیر، ازین فعل با عین حرف اضافه، مشتق شده است: Mitwirkung an + D Wir danken Ihnen für Ihre Mitwirkung an diesem Forschungsprojekt. از شما بابت همکاری در این پروژه تحقیقاتی سپاسگزاریم. sich orientieren an + D تطبیق دادن خود با چیزی / الگو گرفتن از چیزی Wir müssen uns hier in Deutschland an den deutschen Regeln orientieren ما اینجا در آلمان باید خود را با قوانین آلمان وفق بدهیم. Wir sollten uns an den erfolgreichen Leuten orientieren. ما باید از افراد موفق الگو بگیریم. sich rächen an + D انتقام گرفتن از کسی Sie wollte sich an ihrem Ex-Freund rächen. او میخواست از دوست پسر سابقش انتقام بگیرد. sterben an + D مردن بر اثر Heuzutage sterben viele Menschen an Herz-Kreislauf-Erkrankungen ( wie Herzinfarkt und Schlaganfall). جدیدن افراد زیاد بر اثر بیماری های قلبی- عروقی ( مانند سکته قلبی و سکته مغزی ) فوت می کنند. teilnehmen an + D شرکت کردن در Wenn du die deutsche Sprache beherrschen willst, musst du neben dem Selbststudium an einem Deutschkurs teilnehmen. اگر قصد داری به زبان آلمانی مسلط شوی، باید علاوه بر خود خوانی در یک کلاس زبان هم شرکت کنی. zweifeln an + D تردید داشتن به چیزی یا کسی Zweifelst du an meinen Fähigkeiten. آیا تو به تواناییهای من تردید داری؟ اسم این فعل هم با همین حرف اضافه استفاده می شود: Zweifel an + D Die Zollbeamte haben Zweifel an der Echtheit dieser Unterlagen. ماموران گمرک به واقعی بودن این مدارک تردید دارند. Es besteht Zweifel an der Richtigkeit seiner Aussagen. در مورد حقیقت داشتن حرفهای او تردید وجود دارد. 🌿🌸🍁🍂🍀🌿☘🌱 Teil: 3 ⬇️⬇️
Verben mit den festen Präpositionen: Verb+ an + Dativ ( D) Teil: 1 ändern an + D تغییر دادن در چیزی Man kann nichts an der Vergangenheit ändern. هیچ چیزی را نمی توان در گذشته تغییر داد. arbeiten an + D کار کردن دوری چیزی Sie arbeitet an ihrer Masterarbeit. او روی پایان نامه کارشناسی ارشدش کار می کند. sich bereichern an + D بهره برداری( شخصی/ منفی) کردن از چیزی Manche Unternehmen haben sich an der Crona-Krise bereichert. بعضی از شرکتها از بحران کرونا به نفع خود استفاده کردند. sich beteiligen an + D شرکت کردن در چیزی/ سهم گرفتن در چیزی Sie möchten sich an der Kosten beteiligen. آنها می خواهند در هزینه ها سهم بگیرند. erkennen an + D تشخیص دادن از روی چیزی/ شناختن از طریق... - Woran hast mich erkannt? - Ich habe dich an deiner Stimme erkannt. چطوری من را شناختی؟ من تورا از روی صدات شناختم. erkranken an + D مبتلا شدن به ( یک بیماری) Er ist an einer seltenen Krankheit erkrankt. او به یک بیماری نادر مبتلا شده است. fehlen an + D کمبود چیزی وجود داشتن نکته: فاعل این معمولن فاعل جا نگهدار es است، و اگر جمله مفعول داشته باشد، آن مفعول داتیوی است. In dieser Region fehlt es an sauberem Wasser. در منطقه کمبود آب تمیز وجود دارد. Ihm fehlt es an Erfahrung. او کمبود تجربه دارد./ او تجربه ندارد. gewinnen an + D افزایش پیدا کردن در چیزی Die Stadt gewinnt an Bedeutung. این شهر از نظر اهمیت در حال افزایش است. verlieren an + D کاهش پیدا کردن در چیزی Die Währung dieses Landes verliert immer mehr an Wert. پول این کشور مرتب ارزش خود را از دست می دهد. 🍀☘🦔🍁🍁🍂🍂🌸🌸🍀🍀🌿🌱 Teil: 2 ⬇️
Verben mit den festen Präpositionen: Verb + zu + Dativ ( D) Teil 3 nützen zu + D به درد چیزی خوردن Dieses Buch nützt mir zum Deutzschlernen. این کتاب برای من به درد آلمانی یاد گرفتن می خورد. passen zu + D باچیزی جور بودن Dieses Hemd passt gut zu deiner Hose. این پیرهن با شلوارت جور است. raten zu + D توصیه کردن به Ich rate dir zu mehr Bewegung. من به تو ورزش بیشتر توصیه می کنم. rechnen zu + D جزو چیزی محسوب شدن که شبیه فعلهای زیر هستند: zählen zu + D gehören zu + D Geothe wird zu den größten Dichtern Deutschlands gerechnet. گوته جزو ( یک از) بزگترین شاعران آلمان بشمار می رود. reichen zu + D کافی بودن برای چیزی Mein Wissen reicht nicht zu einer Diskussion über Quantenphysik. دانش من برای بحث در مورد فزیک کوانتوم کافی نیست. sagen zu + D نظر دادن در مورد چیزی Was sagt ihr zu dieser Idee? نظر شماها در مورد این ایده چیه؟ überreden zu + D کسی را قانع کردن ( با اصرار و تا حدود فشار) Sie hat ihn dazu überredet, den Job anzunehmen. آن ( خانم) آن ( آقا) را راضی کرد، که آن شغل را بپذیرد. توجه: فعل überzeugen von + D هم به معنی قانع کردن است ( با دلیل و منطق) Sie hat mich von der Qualität des Produktes überzeugt. او مرا قانع کرد، که کیفیت جنس خوب است. verführen zu + D وسوسه کردن به چیزی Die niedrige Preis verführte zum Kauf. قیمت پایین او را به خرید وسوسه کرد. فعل verleiten zu + D هم به معنی : وسوسه کردن است. اما این فعل معنی منفی دارد. Die Werbung verleitet veile Menschen zu unnötigen Käufen. تبلیغات افراد زیادی را به خرید های غیری ضروری وسوسه می کند. verhelfen zu + D باعث و بانی چیزی شدن Seine guten Kontakte verhalfen ihm zu einem neuen Job. ارتباطات خوبش باعث شد که او شغل جدید پیدا کند. فعل زیر helfen bei + D کمک کردن به چیزی است. این فعل هم مفعول داتیوی دارد. Er hat seine Schwester bei der Prüfungsvorbereitung geholfen. او به خواهرش در آمادگی برای امتحان کمک کرد. sich verpflichten zu + D متعهد شدن به Die Regierung hat sich dazu verpflichtet, mehrarbeitspläze zu schaffen. دولت متعهد شده است، که فرصت های شغلی بیشتر ایجاد کند. verurteilen zu + D محکوم کردن به Die Richter hat ihn zu fünf Jahren Gefängnis verurteilt. دادگاه اورا به پنج سال حبس محکوم کرد. wählen zu + D انتخاب کردن به عنوان Der Stadtrat hat ihn zum Bürgermeister gewählt. شورای شهر اورا به عنوان شهردار انتخاب کرد. zwingen zu + D محبور به چیزی کردن Die Polizei hat den Verdächtigen zu einem Geständnis gezwungen. پلیس مظنون را مجبور به اعتراف کرد.
без подписи